اولین کون دادن سامان

سلام
من سامان هستم 21 سالمه و این خاطره مال 1 ماه پیشه
خودم تا حالا هزار بار مرورش کردم و هر وقت یادم میوفته یه حسی عجیبی پیدا میکنم.
بزار اول از خودم بگم.قدم 178 و وزنم 72 کیلو هست. پوستم سفیده خیلی کم مو هستم موهای سرم گندمیه یه کم تو حرف زدن عشوه میام. به قول دوستم دخترونه حرف میزنم. در کل خیلی خوشگلم (بقیه میگن البته) چند ساله کونم بد جور قلمبه شده مخصوصا وقتی شلوار جین تنگ میپوشم بد جور تو چشم میزنه و هر کسی ببینه آرزوی کردنمو میکنه.
اما من اهل کون دادن نبودم .اینم بگم تو بچگی یکی دو بار بهم ور رفته بودن ولی من چیزی نمیدونستم و منظورشونو نمی فهمیدم. الان میبینم چقدر بچه های فامیل باهام حال میکردن.
از بس به من نگاه های حشری میکردن منم کم کم یه جور حسی نسبت به خودم پیدا کرده بودم و از این جور فکرا نسبت به خودم خوشم میومد و هر کی به بهونه ای خودشو میمالید بهم حال میکردم ولی هنوز به این فکر نکرده بودم که روزی این کون خوشگلمو بدم کسی و سوراخشو باز کنه.
همیشه خودم با کونم بازی می کردم و مالشش میدادم ..با همین کارا راضی بودم تا این که رفتم دانشگاه و با سعید آشنا شدم .سعید بچه اصفهان بود و اینجا خونه کرایه کرده بود منم بیشتر وقتا میرفتم پیشش در س بخونیم. تا یه روز داشتیم شوخی میکردیم که آب پاشید به من و من خیس خیس شدم. اعصابمو خورد کرده بود آخه آخر شب بود باید برمیگشتم خونه. هیچی دیگه...زنگ زدم خونه و قرار شد شب اونجا بمونم .منم لباسامو در اوردم تا بخشکه . با یه شرت اسلیپ سیاه بودم .این شرته بجور به پوست سفیدم میومد سکسی میشدم وقتی لباسامو در اوردم سعید چشماش برق زد و گفت وااااااااای چه نازی تو. از مدتها پیش متوجه نگاه های خاص سعید به خودم بودم اما اونشب دیگه معلوم بود سگ حشر شده .منم عمدا واسش عشوه اومدم و گفتم حالا کجا شو دیدی.همین حرف من کافی بود که سعید حشرش بیشتر بشه و گفت میخوام ببینمو شروع کرد اصرار کردن.منم با اینکه دلم میخواس کونمو نشونش بدم اما الکی میگفتم نه ..
تا یه لحظه قافلگر شدم و دیدم سعید شرتمو کشیده پایین . منم داد زدم گمشو ولی دیگه فایده نداشت .بالاخره کونمو دیده بود و او اولین کسی بود که چنین سعادتی نصیبش میشد .
باهاش الکی درگیر شدم تا اینکه منو خوابوند رو زمین و افتاده بود روم. گفتم سعید پاشو زشته اما گوشش بدهکار نبود و محکم بغلم کرده بود. کیرشو از رو شلوارکش حس میکردم زیاد بزرگ به نظر نمیومد .دل تو دلم نبود منو بوسید و گفت امشب مال منی و بزار حال کنیم.به قول خودش داشت راضیم میکرد اما نمیدونست که من از خدامه...قبول کردم لاپایی باشه فقط.

نمیدونید چقدر حشری شده بود میگفت تا حال کون به این خوشگلی و سفیدی ندیده و کونم زنونه است جون میده کلی بمالیش. پا شدیم اول کلی از هم لب گرفتیم و بعد سعید شروع کرد سینه هامو لیسیدن بدنم بد جور حشریش کرده بود گفت دیگه وقتشه. لباساشو در اورد کیرش تقریبا اندازه کیر من بود این اولین بار بو که کیر یه نفر دیگه رو میدیدم.منم دیگه بد جور حشر شده بودم و عقده های چند سالمو میخواستم خالی کنم . خوابیدم رو تخت رو شکم و سعیدم خوابید رو کونم هی خودشو میمالید به کونم کیرشو گزاشته بود وسط پاهام و عقب جلو میکرد. میگفت سامان چه کونی داری جوووووووووووووووون چه نرمه دارم میمیرم.جوووووووووون دوست دام عاشقتم
منم گفتم سعید جون بمال که منم دارم منفجر میشم از شهوت، کونموووووووووووووو بمال جووووووووووووووووووووووون حسی عجیبی بود فکر میکردم یه دخترم زیر دستو پاش ،دیگه طاقت نیووردم گفتم سعید جونم ...گفت جونم سامانم گفتم سعید کونم بزار .باورش نمیشد که من راضی شدم و چنین حرفی زده باشم وکیرشو بزاره تووو کووونم. گفت ای به جااااااااااااااان کونیه منی تو ، کونت میزارم عزیزم کوونیه من پاشو رو دستو پا بشین. سر کیرشو گزاشت دم سوراخم و فشار داد .نرفت تو کلی تف زده بود اما نمیرفت تو سعید گفت وااااااااااای جوووون چه تنگی سامان .کونم فابریک بود تا حالا کیری توش نرفته بود گفت باید کرم بزنه .کیرشو چرب کرد و دوباره گزاشت دم سوراخم یواش یواش سرشو هل داد توووو ..من دیگه داشتم میترکیدم یه حس عجیبی داشتم از یه جا کونم شروع کرد به سوختن و از طرفی حال میکردم. گفتم سعید یواااااااااااااااااااااش کونم میسوزه.اونم یه لحظه صبر کرد و دوباره فشار داد آروم آروم کیرشو میکرد توو منم سانت سانت کیرشو حس میکردم گفت جووووووووووووووووووون چه کونی میکنم من .حس میکردم دارم جر میخوره . شروع کرد عقب جو کردن اما هنوز کند بود. سوراخم بد جور کیرشو بلعیده بود چسبیده بود به کیرش . یواش یواش تلمبه میزد تا دیگه سوراخم باز شد. تلمبه های سعیدم سریع شده بود من داشتم میمردم سعید هی میگفت کونیه منی سامان جوووووووون از این حرفش حشری تر میشدم میگفتم جووووووووووون جرم بده سعید کونم بزار گلم بشتر واییییی .وقتی تلمبه میزد محکم میزد روو کوونم ونم بد جور میلرزید . از بس نرمو گوشتی بود. مثل ژله تکون میخورد .سعید کیرشو آورد بیرون گفت میخوای سوراختو ببینی چیکارش کردم .منم گفت آره یه آینه اورد . تا حال سوراخمو این شکلی ندیده بودم هی جمع میشد و باز میشد .دوباره کیرشو هل داد توو بعد چند بار تلمبه دیدم وایستاد .تو کونم حس کرد چیزی ریخته شد.فهمیدم آبشو ریخته توو کونم چند ثانیه کیرشو اون تو نگه داشت تا آبش خالی شه.درش اورد و گفت دوست دارم سامان.کونت محشره. منم گفتم دیگه من کونیه توام .
همو بغل کردیم و بوسیدیم . کم کم خوابمون برد. صبح پاشدیم رفتیم حموم اونجا هم کلی عشق بازی کردیم .
بعد اون شب دیگه قسمت نشد با هم حال کنیم هر دفعه یه مشکلی پیش اومده. الان من بد جور هوس کردم کون بدم ولی عشقم رفته اصفهان و 10 روزه دیگه میاد

نوشته: سامان

3.227275
نمره شما: هیچ :میانگین 3.2 (44 رأی )

42 نظر

کاری ندارم به اونایی که

نوشته Hossein.gay در 7. March 2013 - 10:51

کاری ندارم به اونایی که میخوان آبادت کنن
ولی بنظر من داستانت بدک نبود
فقط فضاسازیش یخورده کم بود
یه جورایی احساس کردم واقعیه
راستی
توی یه تیکه از داستانت باهم مشترکیم
پارتنر منم رفته تهرون نوزده روز دیگه میاد
کیرم داره منفجر میشه

اوووووووووووووووف جون خیلی

نوشته sa san gay در 7. March 2013 - 10:52

اوووووووووووووووف جون
خیلی باحالی پسر

کیرم تو کونت اقا دختره

نوشته h gol در 7. March 2013 - 11:06

کیرم تو کونت اقا دختره

ان شنیدستی که روزی نره خر

نوشته yasaman2024 در 7. March 2013 - 12:33

ان شنیدستی که روزی نره خر /میل کیری داشت انروز از حشر /گفت کون تنگ سامان جون را/یاکیرسعیدپرکندیاکیرخر/القرض سامان ما رفته بگا/بعداین راضی نباشد با یکنفر/من برایش میکنم هردم دعا/تاکنن اوراهرروز چن نفر/گرتو میخاهی یه کیر کلفت /اس بده بهر خودم ای در بدر/میکنم کون ترا غاری بزرگ/تا تعجب کنن ان صد نفر/ بای

khob bod vali adami ke avalin

نوشته shahi22 در 7. March 2013 - 14:13

khob bod vali adami ke avalin bar mide az dard pare mishe ke u nashodi

گی دوطرفه از زاهدان حضوری

نوشته armink541 در 7. March 2013 - 14:44

گی دوطرفه از زاهدان
حضوری پایه ام. پیام بذار.

قشنگ بود. بازم بده

نوشته pesarenaznazi1 در 7. March 2013 - 14:50

قشنگ بود. بازم بده

به منم میدی

نوشته top 2000 در 30. April 2013 - 19:13

به منم میدی

داستانت خیلی جالب بود شروع

نوشته gaytopoly در 7. March 2013 - 18:01

داستانت خیلی جالب بود شروع این داستان یعنی خیس کردن و شوخی شوخی لخت شدن دقیقا برای من توی خوابگاه دانشجویی شهر امل اتفاق افتاد ولی قسمت نشد که کونم رو بکنند. پارتنر من رضا بجه تربت حیدریه بود.اونجوری که بعدا فهمیدم مثل اینکه بازی کردن من باخودم روی توی اتاق چندبار دیده بود. اگه ازش سراغ دارید خبرم کنید. رشته اش فوق دیپلم صنایع غذایی بود . خیلی دلم میخاد دوباره ببنمش .................
gaytopoly@yahoo.com

داستانت خیلی جالب بود شروع

نوشته gaytopoly در 7. March 2013 - 18:04

داستانت خیلی جالب بود شروع این داستان یعنی خیس کردن و شوخی شوخی لخت شدن دقیقا برای من توی خوابگاه دانشجویی شهر امل اتفاق افتاد ولی قسمت نشد که کونم رو بکنند. پارتنر من رضا بجه تربت حیدریه بود.اونجوری که بعدا فهمیدم مثل اینکه بازی کردن من باخودم روی توی اتاق چندبار دیده بود. اگه ازش سراغ دارید خبرم کنید. رشته اش فوق دیپلم صنایع غذایی بود . خیلی دلم میخاد دوباره ببنمش .................
gaytopoly@yahoo.com

داستانت خیلی جالب بود شروع

نوشته gaytopoly در 7. March 2013 - 18:05

داستانت خیلی جالب بود شروع این داستان یعنی خیس کردن و شوخی شوخی لخت شدن دقیقا برای من توی خوابگاه دانشجویی شهر امل اتفاق افتاد ولی قسمت نشد که کونم رو بکنند. پارتنر من رضا بجه تربت حیدریه بود.اونجوری که بعدا فهمیدم مثل اینکه بازی کردن من باخودم روی توی اتاق چندبار دیده بود. اگه ازش سراغ دارید خبرم کنید. رشته اش فوق دیپلم صنایع غذایی بود . خیلی دلم میخاد دوباره ببنمش .................
gaytopoly@yahoo.com

به منم میدیttop499@yahoo.com

نوشته top 2000 در 7. March 2013 - 18:05

به منم میدیttop499@yahoo.com

عرفانم24 طرفای خرم

نوشته shabnshin 0661 در 7. March 2013 - 19:47

عرفانم24
طرفای خرم آبادیاشهرهای دیگه هم>هرجور مایل بودی میکنمت
payefael@yahoo.com

خاطره جالبی بود امیدوارم

نوشته 57alyas در 7. March 2013 - 19:56

خاطره جالبی بود امیدوارم شوهرت زود برگرده و از خماری درت بیاره

قشنگ بود ولی کاش انقدراز خودت

نوشته sahar sama در 7. March 2013 - 21:04

قشنگ بود ولی کاش انقدراز خودت تعریف نمیکردی
من لزبینم 1ماه جور نشده با عشقم بخوابم

قشنگ بود ولی کاش انقدراز خودت

نوشته sahar sama در 7. March 2013 - 21:05

قشنگ بود ولی کاش انقدراز خودت تعریف نمیکردی
من لزبینم 1ماه جور نشده با عشقم بخوابم

دمت گرم

نوشته hellojoojoo در 8. March 2013 - 1:12

دمت گرم

salam ali.fifi@rocketmail.com

نوشته 2boys در 8. March 2013 - 3:36

salam

ali.fifi@rocketmail.com

salam ali.fifi@rocketmail.com

نوشته 2boys در 8. March 2013 - 3:50

salam
ali.fifi@rocketmail.com

اگه هوس کیر داری پیام بده

نوشته hh79 در 8. March 2013 - 9:32

اگه هوس کیر داری پیام بده

سلام من شیراز هستم..22سالمه

نوشته sexy saman در 8. March 2013 - 10:47

سلام
من شیراز هستم..22سالمه ..1پارتنر باحال میخام..من فاعل هستم+کیرم 19 سانته...
gay_shz2012@yahoo.com

سلام من شیراز هستم..22سالمه

نوشته sexy saman در 8. March 2013 - 10:49

سلام
من شیراز هستم..22سالمه ..1پارتنر باحال میخام..من فاعل هستم+کیرم 19 سانته...
gay_shz2012@yahoo.com

are you beautiful boy?

نوشته titak در 8. March 2013 - 10:52

are you beautiful boy?

سامان جون داستانت خیلی قشنگ

نوشته نویسنده خجالتی در 8. March 2013 - 11:02

سامان جون داستانت خیلی قشنگ بود و من خیلی حال کردم. منو یاد یه سامان دیگه انداختی که وقتی بچه بودیم همسایه ما بود و خیلی خوشگل بود و دل منو برده بود. انقدر نقشه براش کشیدم تا آخر تونستم یواش یواش کونشو صاحب بشم. بعدش عادت کرده بود و منو ول نمی کرد. تو هر شرایطی باید می کردمش. با من تماس بگیر. خاطرات قشنگی دارم که تو می تونی اونها رو به داستان تبدیل کنی.

بسيار تحريک کننده بود. دمت

نوشته شيخ متفکر در 8. March 2013 - 11:58

بسيار تحريک کننده بود. دمت گرم که روحمون رو تازه کردي.

بسیار عالی

نوشته h-y.xxx در 8. March 2013 - 15:20

Big Grin بسیار عالی

خاک تو سرت اصفهانی را باید

نوشته shakola در 8. March 2013 - 19:05

خاک تو سرت اصفهانی را باید کرد حتما بکنش

اگر دوست داشتي ميتونيم با هم

نوشته gaybaztehran در 8. March 2013 - 20:38

اگر دوست داشتي ميتونيم با هم يك عشق بازي كاملا رعال و هات داشته باشيم من مكانم هميشه رديفه

من نمیدونم کون دادن چه کیفی

نوشته شهرو... در 9. March 2013 - 1:53

من نمیدونم کون دادن چه کیفی داره حالا کون کردن باشه یه حرفی.حالام طوری نی کیرم تو کونت .

من نمیدونم کون دادن چه کیفی

نوشته شهرو... در 9. March 2013 - 1:55

من نمیدونم کون دادن چه کیفی داره حالا کون کردن باشه یه حرفی.حالام طوری نی کیرم تو کونت .

sahar joon man asheghe

نوشته sahar_hootan در 9. March 2013 - 15:37

sahar joon man asheghe lesbiana hastam.. alanam 1 mahe partneram rafte hooland.. 3 sal ba ye les bodam.bia vasam pm bezar plz.. the_houman@yahoo.com

سلام من آرمين 33 185 85 بدنم

نوشته armin7_77 در 9. March 2013 - 18:23

سلام من آرمين 33 185 85 بدنم مو نداره دونبال يك دوست خوب وپر احساس از سيرجان ،بندر و كرمان armin7_77@yahoo.com واسم پيام بزاريد

سلام من آرمين 33 185 85 بدنم

نوشته armin7_77 در 9. March 2013 - 18:32

سلام من آرمين 33 185 85 بدنم مو نداره دونبال يك دوست خوب وپر احساس از سيرجان ،بندر و كرمان armin7_77@yahoo.com واسم پيام بزاريد

be man

نوشته ma1819 در 10. March 2013 - 1:22

be man midi?
rx56_2003@yahoo.com

salam, nfesse@yahoo.com koon

نوشته nkooni در 10. March 2013 - 13:53

salam, nfesse@yahoo.com
koon midam man
goroohiam bekhaid midam

hi reza28 teh

نوشته .mostafa در 23. March 2013 - 18:40

hi
reza28 teh top
170va70
15dar4
asl bede
kun mikham ba makan az teh

عالی بود سامان جون.دمت گرم

نوشته ويکى جون در 25. March 2013 - 22:45

عالی بود سامان جون.دمت گرم حال کردم.خودم الان شق درد گرفتم

عالی بود سامان جون.دمت گرم

نوشته ويکى جون در 25. March 2013 - 22:45

عالی بود سامان جون.دمت گرم حال کردم.خودم الان شق درد گرفتم

bahal bud havase kun dada n

نوشته samankuni در 9. April 2013 - 22:59

bahal bud havase kun dada
n kardam

یه سرس به قزوین بزن بهت خوش

نوشته ghparkour در 13. April 2013 - 16:25

یه سرس به قزوین بزن بهت خوش میگذره

بیا تا عشقت بر میگرده کونتو

نوشته sasanahmadi در 24. April 2013 - 22:39

بیا تا عشقت بر میگرده کونتو تازه نگه دارم وتنها نمونی sasan6920@yahoo.com

خوب بود در کل... تف تو کونت

نوشته فری حشری45378367 در 9. July 2013 - 13:04

خوب بود در کل... تف تو کونت