شما اینجا هستید

بكن بكن وسط شام

سلام اسم من p.v است ‍‍(تمامي اسم ها مستعار است) 20سال دارم ليسانس حسابداري دارم ‍‍ ودارم واسه فوق ميخونم
واين خاطره مربوط به چند روز قبل از عيد.

1390 است من تا حالا خيلي دوست دختر داشتم اما به دلايلي با همه كات كردم
كارم شده بود فقط تيكه پراني توي پارك توي خيابان
من با خانواده امسال مسافرت نرفتم چون ميخواستم درس بخونم وخونه تنها بودم

تاريخ:8/5/1389
يه روز توي يه پارك ‌به يه دختر كه حس كردم يه كم پررو تشيف دارن گفتم

خانم يه پا ميدي واسه جانباز مي خوام

ديدم جواب داد من كه سه تا پا دارم يه كيش برا تو

كم نياوردم گفتم راستي جانباز خودمما ميدي

گفت آره بيا كارتشو داد ورفت

من يه دقيقه توحالت hang over بودم خيلي پرر تر از اوني بود كه فكر ميكردم

شب كه شد زنگ زدم گوشي رو برنداشت
يه مسيج دادم همون جانبازم
نوشت من جانبازا دوست نميشم
نوشتم خيل خوب تسليم اسم p.v است
نوشت من شيما هستم از برخوردت تو پارك خوشم اومد به همه اين جوري تيكه ميندازي
نوشتم نه چون تو خيلي پررو هستي اينجوري كردم
گفت ميخوام بينمت فردا توهمون پارك ساعت6
يه اوكي دادم

فردا رفتم سرقرار با يه clo اومده بود
يم مانتو آبي جيغ چسبون شلوار مشكي شال صورتي اومده بود
رفتيم يه كافي شاپ واز اونجا يواش يواش با هم آشنا شديم
وبعد چند ماه با هم صميمي شديم
19سالش بود
ما زياد رابطه سكسي نداشتيم بيشتر حرفش را ميزديم تا عمل
تاريخ:25/12/1389
شيما به من زنگ زد گفت مي خوام يه برنامه شام ترتيب بدم مثل برنامه بفرماييد شام بهش گفتم
كه ما فقط دو نفريم گفت به دوستام گفتم ميان پايه اي ؟
گفتم اوووه چه جورم
پيش خودم فكر كردم چه قدر خوش ميگذره اصلا فكر سكس نبودم چون يكي از دلايلي كه دوست دختراي قبليمم به هم زدم سكس بود از اخلاق شيما خوشم اومده بود و نمي خواستم رابطمون قطع بشه
من خودم دسپختم افتضاحه و تصميم گرفتم از يه كترينگ نزديك خودمون غذا بگيرم
شيما به من زنگ زد گفت ساعت 7شب كافي شاپ هميشگي
ساعت 5دقيقه به7 آنجا بودم ديدم شيما با دو تا دختر ديگه اومد و به هم معرفي شديم هستي و سيما ‌}مستعار{
شيما گفت كه من يه قرعه كشي كردم شب اول خونه خودش بعد سيما بعد من وبعد هستي
يه كم حالم گرفته بود تنها پسر بودم

تاريخ:26/12/1389
اون شب خونه شيما بوديم ومن بهترين لباسمو پوشيدم ساعت حدودا5/6 بود كه راو افتادم وساعت 7 آنجا بودم شيما بايه تيشرت صورتي ويه شلوار سرمه اي اومد در را باز كرد هنوز كسي نيامده بود آپارتمان كوچكي بود ولي وسايل با سليقه چيده شده بود 10دقيقه بعد هستي و سيما هم آمدند شيما براي پذيرايي
يه مخلوط از چند ميوه درست كرده بود بعد از آن به سر ميز شام رفتيم
ما ديگه نميگفتيم پيش غذا وغذاي اصلي ودسر چون خودوني بوديم همه را باهم سر ميز گذاشته بود}ايراني بازي{

بعد از خوردن غذا بگو و بخند كرديم تقريبا ساعت 12 بود كه از هم خدا حافظي كرديم ورفتيم خانه خودمان

تاربخ:27/12/1389
شب بعد خانه سيما هم همين طور بود وسطاي مهماني بود كه صحبت سكس در اومد اون طور كه من فهميدم

همه ي ما سكس داشتيم هستي هي ميخواست جرقه سكس رابزند اما شيما وسيما بحث را عوض ميكردند

آن شب هم گذشت

تاريخ"28/12/1389
شب مهماني خانه من فرا رسيد من ته چين مرغ }از كترينگ{وژله درست كردم

سيما اول از همه آمد بعد شيما وبعد هستي از قيافه هستي معلوم بود كه ميخواهد بحث را به سكس عملي برساند

سرميز شام هستي گفت هوا سرد شده ميتواني شومينه را روشن كني راست ميگفت هوا سرد بود

رفتم شومينه راروشن كردم چون نزديك محل سرو شام بود

برگشتم ديدم هستي داره كتشو درمياره زيرش يه تاپ پوشيده بود فهميدم شومينه بهانه بود

سيما وشيما خيلي خونسرد بودند هستي كار خودشو كرد سوتين نپوشيده بود

و من بد جوري حشري شده بودم هستي كه بغل من نشسته بود بادستش داشت رون پام روماساژ ميداد كيرم داشت ميتركيد ولي به روي خودم نياوردم سيما داشت به هستي چشم غره ميرفت ولي هستي كار خودشو ميكرد

شيما گفت من ميروم دستشويي و با چشم به من اشاره كرد كه بيا رفتيم توآشپزخانه وگفت ببخشيد اين دوست ما خيلي وقته سكس نداشته حشري شده داشت با دست با موهام بازي ميكرد من هم همين كارو كردم گفت وقتي رفتيم سرميز تو كنار سيما بشين بعد بشقاب هامونو باهم عوض ميكنيم
گفتم باشه خواستم برم كه ديدم شيما پريد تو بغلم وشروع كرد لب گرفتن اول لبام بسته بود خواستم بگم چيكار ميكني لبم كه باز شد شدت كارش هم بيشتر شد منم نامردي نكردم شروع كردم لب گرفتن 1دقيقه تواين وضعيت بوديم كه اون خودشو كنار كشيد وگفت دوستت دارم من گفتم دوستت دارم عزيزم

بعد شروع كردم خوردن گردنش پوستش گندمي بود وخيلي حال ميداد

بهش گفتم بريم الان مشكوك ميشن ها گفت نببا اونا خودشون مشغول اند رفتم ديدم بله هستي وسيما با هم لز اند هستي داست پستان هاي سيما رو ميمالوند سيما هم داشت با كون هستي ور ميرفت

شيما اومد واز عقب خودشو چسبوند به من و كيرم رو از روي شلوار گرفت و باهاش ور ميرفت منم شيما رو خوابوندم پيش سيما سريع لختش كردم هيچ عكس العملي نشان نداد فهميدم خودشم دوست داره
سوتينشو كه وازكردم كيرم رفت به آسمون سينه هاي گندمي با سرايي قهوهاي شروع كردم خوردنشون خيلي حال ميداد يه لب ازش گرفتم دوباره شروع كردم خوردنشون با آه آه هاي كه ميكرد بيشتر حشري ميشدم

كه ديدم سيما داره آه آه شديد ميكنه هستي داشت باچوچولش رو مي ماليد داشت آبش ميآومد كه هستي دهنشو گذاشت رو كسش وهمه آبش رو خورد منم يواش يواش با خوردن بدنش اومدم رسيدم به نافش با زبون سوراخ نافش روليس ميزدم اونم اه اه اه اه ميكرد رسيدم به كسش شلوارشو در اوردم شورتشم با كمك خودش در اوردم
يه كس ناز صورتي وبدون مو داشت عين اين ديوونه ها افتادم روش حالا نخور كي بخور اونقدر خوردم كه آبش آومد با آبش كسشو ميمالوندم كيف ميكردم اونم كيف ميكرد هستي و سيما هم ديگه كارشون تموم شده بود داشتند مارو نگا مي كردند شيما گفت حالا نوبت توئه خوابيدم }لخت بودم فقط شورت پام بود{ يه له گرفت و شروع كرد ليسيدن بدن من به شورتم كه رسيد يه كه كيرم رو از رو شورت مالوند بعد شورتمو در آورد وبا دست شروع كرد مالوندن چشامو بسته بودم يه حس كردم كيرم دهنشه حدس من درست بود كيرمو كرده بود تو دهنش ساك ميزد خيلي حال ميداد انصافا حر فه اي بود انقدر ساك زد}حدود 10دقيقه{ كه آبم پخش شد تو دهنش اونم خوردش بهش گفتم كه ميخوام بكنم اولش ميگفت نه بالاخره راضيش كردم آماده بودم كه بكنم توكونش كه ديدم داره اشاره ميكنه بكنم تو كسش گفتم اوپني گفت آره از 2سال پيش اوپنم گفتم كاندوم ندارم به هستي اشره كرد هستي رفت يه بسته كامل آورد دادش دست شيما شيما كشيد سر كيرم سر كيرم رو گذاشتم دم كسش يواش هل دادم رفت تو داغ داغ بود شروع كردم تلنبه زدن اونم بلند آه آة ميكرد سيما و هستي هم دوباره شروع كرده بودند
شيما ميگفت بكن جرم بده منم شدت تلنبه زدنم رو بيشتر كردم بعد 5 دقيقه خسته شدم گفتم بذار از كون بكنمت گفت به هيچ وجه هر چقدر اصرار كردم نذاشت گفت من خسته شدم يه لب ازم گرفت و رفت لباساشو پوشيد مي ترسيدم به هستي بگم كه خودش گفت نميكنيم منم رفتم سراغش خيلي حال ميداد با همون كاندوم شروع كردم تلنبه زدن سيما هم اونور خودشو ميمالوند بعد 5 دقيقه آبم اومد ريختم تو كاندم هستي هم بلند شد يه لب گرفت گفت مرسي عزيزم
سيما هم گفت منم خلاصه من اونشب سه بار آبم اومد شيما.هستي و سيما
شب آخرم همين بساط بود}خونه هستي {اما با اين تفاوت كه من همشونو از كون كردم آبم ريختم تو كونشون از اون به بعد رابطه من وشيما خيلي بهتر شده

اگه خوشتون اومد نظر بديد تا داستان سكس هاي قبليمو هم بنويسم

نوشته: p.v

3.084905
نمره شما: هیچ میانگین 3.1 (106 votes)

نظرات

شک نکن که بدمون اومد یه سؤال برام پیش اومده چطور امکان داره پسر بیست ساله لیسانس داشته باشه قید نکردی جهشی خوندی! مگه تو شونزده سالگی دیپلم گرفتی؟ زیاد رفتی تو نخ بفرمایید شام درباره خونه نظر میدی خونه کوچیک و شیکی بود هههههه بعد سوتینشو واز کردم یعنی چی؟
اوف چقدر دروغ پاشو پاشو زیاد رفتی تو رویا

بالا
0 لایک

اهههههههه بازم صورتی بازم صورتی بابا اینجور که شما فکر میکنین دخترا عاشق صورتی نیستن اعصابمو خرد کردی بی ناموس مرض داری تخیلات مغز تخمیتو مینویسی هر کی اول نظراتو میخونه لطفا داستانو نخونه تخیل محضه با نظر نسترن هم موافقم زیاد رفتی تو نخ بفرمایید شام

بالا
0 لایک

ﺩﻳﺪﻡ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﻣﻦ ﻛﻪ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﺎ ﺩﺍﺭﻡ ﻳﻪ
ﻛﻴﺶ ﺑﺮﺍ ﺗﻮ
اولا یکیش؛نه یه کیش
دوما آلت پریش نفهمیدی طرف دو جنسس؛با اون کیر وسط پاهاش گفته سه تا پا داره؛حتما سفت کردت که الان اومدی اینجا و میگی 20سالته و دانشجوی فوق لیسانس هستی
نوش جونش

بالا
0 لایک

من نمی دونم این کس خل ها چرا میرن یه مشت جنده پیدا می کنن و زود عاشقشون میشن
بعد تازه یهو اتفاقات نادر قرن رخ میده و اون دختره که تا دیروز اصلا نمیزاشت بهش دست بزنی حالا با دوتا دوستاش تصمیم می گیرن که دست جمعی بهت کس و کون بدن؟؟؟
تا فراموش نکردم یه دعای خیری هم در حقت بکنم :
گودزیلا تو کس خواهر و مادرت
کیر کارلوس با کیرش ( مربی تیم ملی ) تو کونت

بالا
0 لایک

اصلاحیه شماره 9
سلام من p.v.c هستم،از وقتی که یه پام رو قطع کردن به من میگن p.v!من تو 20 سالگی لیسانس توهمم رو گرفتم و برا اینکه اسامی رو مستعار انتخاب کردم اسم لیسانسم رو هم میذارم حسابداری. لابد میگین که تو 20 سالگی چطور میشه لیسانس گرفت!خب خیلی راحت اگه 5تا دلفین(قرص اکس) رو تونستی یجا بخوری اون موقع لیسانس توهم داری!تو پارک نشسته بودم که یه خانوم اومد رد بشه من هم بهش گفتم خانوم یه پا میدی؟اونم گفت تو اراده کن من سه پا میدم!بعد منم پررو بازی در آوردم و ازش خواستم اونم نامردی نکرد و سه تا پاش رو کرد تو کونم(توهم زده بودم باز و همه رو سه پایه میدیدم) ،دیگه تا یه هفته نتونستم از جام تکون بخورم و خونه نشین شدم و فقط کانال من و تو 1 دیدم!(اینم تبلیغات برای برنامه!حالا پولش رو کی میریزین به حسابم؟)داشتم برنامه بفرمایید شام رو میدیدم که باز توهم زدم.خودم رو جای اون مرده جا زدم و سه تا داف بغل دستم دیدم.(سیما ،شیما، هستی)دیگه من حواسم به پشت صحنه نبود. اونا داشتن غذا میکشیدن و من داشتم سینه هاشون رو دید میزدم.هستی هم هی میخواست جرقه سکس رو بزنه ولی از این میترسید که یکی بچسه و همه منفجر شیم بریم هوا!!!!برنامه اون روز تموم شد و من نتونستم هیچ گهی بخورم،اجبارا رفتم دستشویی و....!
قسمت دوم (برنامه یکشنبه)
پولم تموم شده بود نتونستم دلفین بزنم واسه این باز به دست شویی پناه آوردم و ...!
قسمت سوم(برنامه دوشنبه)میزبان خودم!
دیگه امروز در حد فوق لیسانس دلفین زدم(8تا) و رفتم تو نخ برنامه،هستی سر میز کتش رو در آورد و من دیدم سوتین نبسته!!!(بابا اشعه ایکس!)بعد شیما گفت من برم دستشویی و به من اشاره کرد،منم رفتم دنبالش و یه لب آبدار گرفتم و برگشتیم سر میز برا اینکه اونا مشکوک نشن زود برگشتیم ،وای دیدم این دو تا از بس تو کفن دارن با هم لز می کنن!منم معطل نکردم و رفتم سینه هاشو گرفتم تو دستم،هستی هم دست کرد تو شلوارم و کیرم رو در آورد!با دیدن کیرم طغرل از اون طرف داد زد:
هـــَــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی وایِ من!منم نامردی نکردم و هر سه تا شون رو از کس و کون کردم.دیگه برنامه تبدیل شده بود به بفرمایید کس و کون!تهیه کننده برنامه فیلم رو به شرکت هاستلر فروخت و فیلم برنده جایزه شد،من رو دعوت کردن که بهم جایزه بدم وقی از رو صندلی می خواستم پا بشم درد عجیبی توی سوراخ کونم احساس کردم و تازه یادم اومد کی هستم و کجام!نا سلامتی دو تا پا رفته بود تو کونم!دیگه اثر قرص ها از سرم پرید و درس عبرت شد برام که اینقدر توهم نزنم تا الان از یه طرف کون درد بکشم و از یه طرف شق درد!
هرکی نظر نده الهی به روز من بیفته!

بالا
0 لایک

سلام
بر عکس بقیه من میخوام یکم بهت روحیه بدم
داستانت نو بود ولی قبول کن که اشتباه وسوتی کم نداشت
این مرد جسور هم باید اسم خودش را بذاره مرد لوده
خوبه کون دادن تورا هم یکی مسخره کنه

بالا
0 لایک

تو اين كه داستانش كس شعر بود هيچ گونه شكي نيست،
ولي قابل توجه اونايي كه گفتن تو بيست سالگي نميشه ليسانس گرفت عرض ميكنم: من خودم تو شانزده سالگي ديپلم گرفتم الان هم دانشجو هستم تو بيست سالگي هم اگه عقب نيفتم ميتونم تموم كنم.
ولي برادر من آخه مگه مجبورت كردن داستان بنويسي؟
منم يك سالو نيمه ميام تو شهواني، داستان سكسي هم دارم كه اگه بخوام بنويسم ولي وقتي ميدونم بلد نيستم و مطمئنأ فحش ميخورم نمينويسم،
كلأ يك نصيحت برادرانه بت ميكنم اونم اينكه ديگه اصلأ فكر داستان نويسي رو از سرت بيرون كن.

بالا
0 لایک

به نظر بقیه کاری ندارم.من داستانت رو باور کردم.این داستان برای یه سیاره دیگس مثل مریخ: تو مریخ وقتی پنج سالت تموم شد بهت لیسانس میدن ولی این آقا یه مقدار عقب مانده هستند برای همین لیسانس گرفتنش خیلی طول کشید. تو مریخ دخترا تیکه میندازن. تو مریخ هیچ پرده ای وجود نداره . تو مریخ یه نفر میتونه راحت 3بار ارضا بشه.با تشکر.

بالا
0 لایک

sara sweet,hess,Allirezza,raha duff عزیز
من از همه شما ممنونم.

واما شما ... طلا!
خواهش میکنم جناب لودگی از خودتونه.من مستحق چنین تعریفی نیستم.فکر میکنم بیشتر برازنده شما باشه!جناب محترم،کسی تا الان با اصلاحیه های من مشکل نداشت.شما اولین نفر هستین که چنین نظری میدین.اگه بقیه هم مثل شما فکر بکنن من حاضر که دیگه پای هیچ داستانی نظری ندم ولی شما هم باید این شهامت رو داشته باشین که اگر برعکس این قضیه اتفاق بیفته شما هم همچین کاری بکنین.من خارج از بحث طنز و شوخی تا به حال از هیچ لفظ رکیکی در این سایت استفاده نکردم چون شخصیتم به من این اجازه رو نمیده! به نظر من همه انسان ها محترم شمرده میشوند و شما را محترم خطاب کردم!هرچند درصد این در بین اشخاص مختلف، متفاوت میباشد!و در ضمن من هیچ خاطره ای در این زمینه که نام بردین ندارم،اگه شما دارین بنویسید من هم خوشحال میشم از زبان شما بازگویی کنم!

من صرفا به جای اینکه بیام زیر این قبیل داستان ها فحش بار نویسنده کنم که مطمئنا با این کار چیزی گیرم نخواهد آمد،سعی به انتقاد از این نوع نوشته ها به شیوه طنز میکنم که این نوع انتقاد من مخاطبین خاص خودش رو داره.

sara sweet
دوست عزیز.نظرات شما و امثال شما همیشه باعث دلگرمی من بوده و هست ولی ای کاش خودتون رو وارد چنین بحثی نمی کردین.چون کسی که با شما بحث میکنه باید از لحاظ شخصیتی هم طراز شما باشه و از اونجایی که انسان های کوچک توانایی بزرگ شدن را ندارند پس نیازی نیست که شما خودتون رو به خاطر چنین افرادی کوچیک کنین.
در ضمن از دوستان هر کسی با اصلاحیه های من پای داستان ها مشکل داره لطفا همینجا اعلام کنه که دیگه ادامه ندم.
از همتون متشکرم و منتظر نظر

بالا
0 لایک

شومبول قراره؛به منم که باباتم روحیه میدی؛اگه به مامانیت کشیده باشی فوق العاده یی

شومبول طلا گوش کن؛کلشو بگیر توش کن؛
خود من کلی از rude man خواهش کردم بیاد اصلاحیه بزنه؛
حالا توی اوبی میگی اسم مرد جسورو بگن لوده!؟
اسم تورو باید چی بزارن،بگن کونده
یه داستان از خودت بفرست توسایت
خودم اصلاحیه میزنم؛
به قول معروف
من که قابل نیستم ولی کیر احمدی...بره تو کونت که از کیر 100تا سگ نجستره
دادا جسور او چیزیم که این نوشته با من بوده؛
اخه بد زمونه ایه؛واستاده تو روی باباش میگه از کون دادنت بنویس؛من با این بچم چیکار کنم؛شب میرم خونشون به مامانش میگم؛
اخه شمبولیه بابا
چرا کس میگی تا بقیه بیان به مامانت کیر حواله کنن؛اخه فقط قرار بود با کیر من زندگی کنه؛
اگه میدونستم اینجور پسری میشی به حرف مامانیت گوش نمیکردمو با قاشق از رو فرش جم نمیکردمت؛
همین الان میرم محضر
صیغه نامه منو مامانتو باطل میکنم تا راه بیوفته تو کوچها دنبال کیر؛
‏~‏ ~ ~ ~ ~
دادا جسور
ناراحت نشو چون
با دهن یه سگ
دریا نجس نمیشه
دادا ادامه بده؛هرکی فحش داد بامن بوده

بالا
0 لایک

من همینجام؛نه من میخوام کسی تاسف کار منوو بخوره نه باهام همراه بشه؛
ادای فهمیدهارم در نیارید؛
دنیا اینه ؛
به قولی
دست میدنو دلا پر از خشمو کینه
خاکی باشی میشاشن روت فکر میکنن زمینه
اره همینه؛
کسی بیاد کس بگه ،کس میگم
هر کی درست بیاد منم چاکرشم؛
حتی اگه داشم باشه؛من اینجوریم
حالاهم از کارم پشیمون نیستم

بالا
0 لایک

داستانو نخوندن نظرای زیرشم کامل نخوندم الا اونایی که گه اضافه خورده بودن من چند روز بود دیگه داستانای مزخرف تر از مزخرف سایتو نمیخوندم و فقط تو انجمنا بودم اما امروز اومدم چون سارا بهم گفت کسی در مورد مرد جسور گه اضافه نوش جان کرده
و اما جواب تو ... طلا
اول از همه بگم انقدر کثیف و بی لیاقتی که حتی خجالت میکشم اسمتو کامل بگم!
نه اینکه از کسی یا چیزی خجالت بکشم از خودم و شخصیت خودم شرمم میاد
همه ی ما ها هم کاربری داریم اما هیچ کدوم همچین لغت قبیح و ذاغارتی نداره!

بالا
0 لایک

sima_majd
اولا:مراد،نه مرید،(به کسی که از کس دیگری پیروی میکنه،مرید و به طرف مقابل مراد میگن)
دوما:اینجا کسی مرید کسی نیست،میتونی توی تالارهای ما،مثلا تالار آیینه اختلاف نظرات رو کاملا ببینی،حالا تو از جای دیگه میسوزی که توی یکی از تالار ها هم اقرار کردی دلیل بر این نمیشه که بیای هرچی دلت خواست بگی.
ثالثا:این سایت به قدر کافی بزرگتر داره
شما سرت به کارت خودت باشه و نظرت رو بگو
نصیحت رو هم بذار واسه اهلش
شما که به آزادی همه جوره معتقدی خوب نیست بیای اینجا نصیحت کنی
در ضمن.آدم با حفظ کردن چندتا کلمه از فرهنگ لغت عالم نمیشه
و رابعا: اینکه....منظورت از خورد کردن،خرد کردن بود؟

بالا
0 لایک

دوم اینکه مرد جسور با کلی خواهش و التماس میاد وقتشو برامون میذاره و برای از بین بردن چرتی و مزخرفی و یکنواختی داستانای تکراری و صد البته برای خوشی دل ما اصلاحیه میذاره
اون انقدر شخصیتش بالاس که به خاطر حرف یه دوستش حتی با اینکه تعداد زیادی نخواسته بودن باز برای زمژن نیفتادن حرف اون دوستش اومد و وقتشو گذاشت و از هنرش استفاده برای شاد کردن دل ما نوشت حالا این بماند تو انقدر احمق و نفهم هستی که حالا صرف نظر از اصلاحیه روح بزرگ و دل مهربون این آدم رو نمیبینی
البته اینکه تو اینا رو بدونی اصلا مهم نیست
و مرد جسور هیچ نیازی نداره که من بشناسونمش اما اینا رو گفتم که آمادگی داشته باشی زرای حرفای بعدیم

بالا
0 لایک

سوم اینکه اصلا گیریم مرد جسور لوده!
گیریم مسخره!(بابایی به خدا منظوری ندارم معذرت میخوام)
تو اگه خودت خیلی واردی چرا خودت کار مشابه شو نمیکنی؟؟؟؟؟!!!!!
میدونی چرا؟چون وجودشو نداری!
چون انقدر ... مالی که پیش خودت میگی شاید 1% نویسنده دختر باشه و تو به نون و نوایی برسی!
چون انقدر احمق و بچه ای که این داستانای مزخرف صد من یه غاز باعث میشه خود ارضاييت بی ثمر نمونه و بدن بچه گانت راحت شه!
چون انقدر بدبختی که این داستانای ...شعرو باور میکنی و هر کدومو سه بار تو سه وعده برای عقده ی خود ارضاييت استفاده میکنی

بالا
0 لایک

loverskiss
من به داشتن دوستانی مثل شما افتخار میکنم،ولی دوست ندارم دوستای گلی مثل شما به جای من بیان اینجا مورد اهانت قرار بگیرن.من فقط از دوستانی تا به حال اصلاحیه های من رو خوندن و دلشون میخواد که ادامه بدم بیان اینجا نظر خودشون رو اعلام کنن.لطف کنید و به کسی توهین نکنید چون ارزش این رو نداره که خودتون رو کوچیک کنین.
و اما شما سیما خانوم محترم.
من همانطور که گفتم تا به حال در این سایت به کسی توهین نکردم و با کسی مشکلی نداشتم.انتظارم هم اینه که همانطور که احترام طرف مقابلم رو نگه می دارم احترامم نگه داشته بشه.
(این مرد جسور هم باید اسم خودش را بذاره مرد لوده
خوبه کون دادن تورا هم یکی مسخره کنه)این کپی پیست حرفی هست که خطاب به من گفته شده.البته من خیلی ساده ازش گذشته بودم تا وقتی که دیدم سارا جان به خاطر من سمت ایشون موضع گیری کرده.از اونجایی که دوست نداشتم تو بحثی که پیش اومده میدون خالی کنم بهتر دیدم که خودم آستین بالا بزنم. هدف اصلیم هم این بود که یک نظر سنجی کرده باشم تا اگه اصلاحیه های من کسی رو آزار میده دیگه ننویسم.در مورد اینکه می فرمایید این اصلاحیه از همه ضعیف تر بود بگم که نظر شما قابل احترام هست،هیچ وقت تمام کارهای کسی ،در یک سطح نیستن ولی اگر عمری باقی بود و نظر به این شد که من ادامه بدم منتظر کارهای بهتری باشین،چون از این به بعد توی انتخاب سوژه هام وسواس به خرج خواهم داد.
ضمنا شما واقع بینی رو در چی میبینین؟اینکه به شما توهین بشه و شما سکوت کنین شد واقع بینی؟اینکه رو دوستتون تعصب نداشته باشین شد واقع بینی؟یا اینکه در مقابل کار ضعیفتون دیگران رو مجاز به توهین به خود ببینید!؟
شما خودتون در مقابل انتقاد کاملا دوستانه من از داستانتون موضع حمله گرفتین!در حالی که من فقط قصد راهنمایی شما رو داشتم.از من نظر پرسیدین من هم نظرم رو گفتم،اون هم نه زیر داستانتون که رو نظر بقیه هم تاثیر بذاره!بلکه در تالاری که فردای اون روز قرار بود به خاطره ها سپرده بشه!ولی شما با شنیدن نظر و پیشنهاد من،من رو دعوت به دوئل تاریخی ،سیاسی و فرهنگی کردین که کاملا خارج از زمینه تخصص من و فعالیت این سایت داره!آیا این صحیحه که شما از داستان من انتقاد کنین و من بگم که اگه خیلی بلدی بگو ببینم معادله ارتعاش دو بعدی چطور اثبات میشه!حرف آخر اینکه، به نظر من ،این موضعی که علیه دوستان من گرفتین خیلی زشت تر و بچه گانه تر از اون فحشی بود که از جانب اون شخص که من حتی از نام بردن نام کاربریش شرم دارم ،بود.چون کار شما یک نوع حمایت از فحاشی بود که به نظر من از خود فحاشی ناپسند تر است.

به امید سایتی پر بار از داستان هایی که ارزش ادبی داشته باشن نه این گونه داستان ها که به گفته مخاطبان ارزش قسمت نظرات بیشتر از خود داستان باشه!

بالا
0 لایک

dokhmale nanazi,امشاسپند
من تا تایپ کنم دیدم که شما هم نظر دادین!
خودتون زحمت بکشین و اسامیتون رو در متن بالا کنار loverskiss فرض کنین!
عزیزان بهتره که این حرف ها به فراموشی سپرده بشه.
همتون رو دوست دارم:x

بالا
0 لایک

با خوندن نظرات کلی خندیدم.مرسی بچه های مرسی مرد جسور دل من و بعد از یه روز کاری سخت شاد کردین
داستانا رو خیلی وقته نمیخونم خوب معلومبود دیگه از نظرات که جناب نویسنده گند زده

بالا
0 لایک

چهارم اینکه اگه شخصیت و احترامی که تو شخصیت مرد جسور هست تو وجود تو بود الان تو هم میشدی مرد جسور!
میدونم خیلی سخت و سنگینه که همه یه نفرو انقدر تحویل میگیرن اما اگه تو هم میخوای اینجوری محبوب بشی به جای ...شعر گفتن یکم فکر کن!
ببین چه چیزی تو شخصیت مرد جسور با وجود دنیای مجازی باعث شده انقدر خواهان پیدا کنه که کسی به ابله هایی مثل تو اجازه ی اظهار وجود نده؟
شاید یکیش همین طنازی و بیان قشنگش باشه که تو عقده ای با وجود اینکه خودت مطمئنا از اصلاحیه ش لذت بردی باز اومدی به خاطر ...سوزیت ابنجا گنده گوزی میکنی!
شاید یکیش شخصیت بالا و مودبش باشه که تا حالا همه رو با ادب و احترامش رام کرده!
و کلی شاید های دیگه که میتونن به وجود مذلف و بیخود تو اجازه ی نمو بده و باعث بشه شاید حد اقل یک دهم مرد جسور بشی و یکم فضای سایت با وجود شخصیتی مثل مرد جسور بهتر و قشنگ تر و دلنشین تر بشه.باشه؟

بالا
0 لایک

پنجم اینکه مرد جسور یکی از بهترین های سایته
به قول یکی از دوستامون بعضیا وقتی میخوان گنده جلوه کنن میان به بزرگای سایت گیر میدن!
اما عزیز اینو یادت نگه دار دفعه ی بعد که خواستی بزرگ جلوه کنی با کسی در نیفت که یه سایت پشتش باشن!
چون مثل الان به گه کشیده میشی

بالا
0 لایک

Loveskiss
اینقدر حقیری که ارزش جواب دادن نداری.امامردجسور عشق منه،خیلی فهمیده برخورد کرد،اون فهمید من چی گفتم،ضمن اینکه من جسارتی بکسی نکردم. ضمنا خیلی بی انصافی.من ازت تشکر کردم جسور! دعوت به بحث بود نه دوئل اونم خطاب به دوستیکه گفت کتاب بدرد بخور بخون. جسورجان من ازتو انتظار دارم متفاوت باشی،مغالطه نکن داداش، همه میدونن من انتقادپذیرم تو اوج یکی بدو ازفریجاب بابت اشتباهی که ازم گرفت تشکر کردم.
نظر دخمل نانازی که انگار باچشم بسته تایپ کرده.اینقدر غلط تایپی داشت نفهمیدم چی گفته.
فقط اینجاشو فهمیدم که کسی یارکشی کرده اونم صرفا اومده دوتا فحش بش بده وگرنه نه داستانو خونده نه نظراتو

بالا
0 لایک

ششم اینکه تو باید بری بمیری!
چون انقدر کوچیک و حقیری که حتی مرد جسور لایق فحش هم ندونستت!
چون حیفه که به خاطر تو دهنشو به فحش اونم برای آدمی بس حقیر و بی مقدار مثل تو باز کنه!

بالا
0 لایک

هفتم اینکه تا اینجا خیلی کم بهت لطف داشتم و کم حالتو گرفتم!
اما فقط کافیه به خاطر ...شعر تو مرد جسور دیگه اصلاحیه نذاره!
عرض یه سوت آدرس میلتو از رو حساب کاربریت پیدا میکنم و...
این حرفم از رو باد معده نمیگم اگه باور نداری امتحانش مجانیه...
پس به نفعته خودت بری از مرد جسور معذرت بخوای

بالا
0 لایک

عجب... آقا انصافا اين اصلاحيه خيلي لوس بود. در كل هم من فقط از يكي دو تا از اصلاحيه ها خوشم اومد و بقيه طنز قوي نداشتن. به نظرم دوستان تعريف الكي كردن. اين نظر من بود اميدوارم ناراحت نشي (البته من كامنت آقاي طلايي :دي رو تاييد نمي كنم)

بالا
0 لایک

هفتم اینکه مرد جسور(بابایی خوش تیپم Kiss 2 ) ببخشش غلط کرد نفهمید یه پی پی اضافه ای رو زمین افتاده بود اشتباهی به جای شکلات خوردش!
تو که انقدر بزرگی که حتی جوابشم ندادی!
پس لطفا ما رو از هنرت بی بهره نذار عزیزم(بابایی خدشگلم خودت که میدونی عاشقتم و عاشقتیم پس به خاطر منم که شده ببخش و بگو که بازم اصلاحیه هاتو هرجا لازم باشه میذاری، بابایی روی دختر کوچولوتو زمین نمیندازی که!مگه نه؟)

بالا
0 لایک

مرد جسور، داره بالا میره

کوچیکه اره؛
حق با تو
ولی به موقش بزرگ میشه؛
بگیر دستت میفهمی
برو زیر داستانتو بخون؛
و اینکه من ادمایی مثل تورو کیرمم حساب نمیکنم؛حتی روت نمیشاشم ؛
من همینم؛کوچیک و بد دهن
چون مثل شما نمیتونم با کلمات نقاب درست کنم و پشتش مخفی بشم؛نه اینجا تو زندگیمم همینم؛بد یا خوب
اصلأ مهم نیست؛
بعدشم من با کسی دوست شدم تا اخرش هستم؛کیر بزنه منم میزنم؛با معرفت باشه منم با معرفت میشم؛
حالا هم به تخم چپ اسب امام خمینی که من کوچیکم یا بزرگ؛
مشتی فکر کردی 800تا کتاب تو گوشیته ادم شدی؛
به قول عربای سمتتون
آیر عینک
چون عینکتو نزدی اومدی اینجا؛
حالا هم سیکدیر؛
من بچه کوچه خیابونم ؛
از این بهتر نمیتونم حرف بزنم؛
ولی یه جا ببینم اسم منو اوردی اونوقت از این بدتر میشم؛برو کون لقط

بالا
0 لایک

ااااااا؟
آخه بابایی به این نازی و با پرستیژی دارم!الهی قربونش برم
آخه چرا میاین اذژتش میکنین؟
اصلا اینجوری نمیشه!
عمو امشاسپند اون وینچستر منو بده بزنم اینو یه کوچولو جیز کنم!
انگار از دکوریشن صورتش خسته شده که میخواد واسش عوضش کنمااااااا!!!

بالا
0 لایک

بابک جان اگه بلدی میتونی میلمو دربیاری و بعد مطابقت بدیش با هکر سایت 4shared قصد تعریف یا بزرگنمایی ندارم فقط لطفا کسایی که این کارو بلدن انجام بدن و مطابقت بدن!
من دیگه چیزی نمیگم

بالا
0 لایک

نويسنده ريدي بوش سايت برداشت!مرد جسور اصلاحيه بذار كه داري خوب مي ذاري!كاربر دخمل نازنازي يه مسئله رو من ياد آور مي شم!اين روشي كه شما ميگيد زماني كاربرد داره كه:1 شخص با دايل آپ وصل نشده باشه 2 firewall قوي نداشته باشه.اگه روشي بلديد كه اين دو مورد بي تاثير كنه ممنون مي شم بگيد.

بالا
0 لایک

فقط معرفت جان اگه بتونم اسممو بذارم هکر تازه میشم جوجه هکر!
اما پسر خالم وارده و 2سال پیش سرور سایت ناسا رو شوتید!!!!
اگه میخوای میلتو بذار میدم به پسر خالم باهات ارتباط میگیره عزیز

بالا
0 لایک

افاااااا!
من همو از پسر خالم مایه گذاشتمااااا!
البته خب اون برادر رضائیمه و منو اون نداریم کههههههه!!! :دی
خودم بلدم اما نه در این حد پسر خالمم همین الان پیشمه و گفت اگه لازم باشه کل این سایت...

بالا
0 لایک

دادا مرد جسور شرمندتم؛
ادامه بده ؛منم سعی میکنم چیزی که نبودم بشم؛یه ادم خوب؛خوش سخن؛با ادب
سرتو درد نیارم
من تمومش کردم؛ولی اگه اون یارو اسم منو جایی ببره
....
گنه معذرت ایسترم
معذرت
ولی بهش بگو اسممو نبره

بالا
0 لایک

خانومي از همون متن كامنتت بدجور مشخص بود كه بنده هم گفتم چيزي نمي دوني ولي شما يه چيزي واسه خودت در كردي. فورشير رو هم كه نفهميديم واسه چي گفتي. حالا به اون پسرخالت بگو اسم مستعار رسمي كه استفاده مي كنه يا اسم تيممشون رو بگه تا ببينيم چي كارا بلده. مرسي. منتظرم.

بالا
0 لایک

منم يه جوجه هكرم ولي خوش حال مي شم پسر خالت يه كمكي بهم در اين زمينه بكنه و بگه چطور مي تونه اين كارو بكنه.ميلم اينه:خوشحال ميشم به منم ياد بده.ممنون
koroshekabir_iran@yahoo.com

بالا
0 لایک

دخمل نازنازي, خانوم اينا تو زون هم كه ثبت نيستن!! مطمئني آيديشون همينس يا اشتباه دادي؟ بي زحمت از پسرخالت بپرس كلاهش چه رنگيه بگو بهم.
راستي تو نيمباز اكانت ندارم.
فعلا

بالا
0 لایک

چون ساينا جون توصيه اكيد كرد هر كي نظرات رو ميخونه داستان رو نخونه منم داستانتو نميخونمممم
خداييش انقدر سكس داشتن كلاس داره كه هر كي از اينجا رد ميشه
تخيلاتشو مينويسه؟؟؟؟؟
اگه كلاس داره به ما هم بگيد مستفيض شيم

بالا
0 لایک

sima majd
sara
lovers
rude man
ساينا
چيه مي پريد به هم ديگه
البته سارا اين وسط هيچي نگفته فقط از يكي از بچه ها تشكر كرده
سيما
من بلد نيستم كتابي حرف بزنم
تو عمرم 2 تا كتاب خوندم
يكي كفر نامه كارو
او يكي هم داستانهاي كوتاه براي بچه ها
با كتاب داستان هاي كوتاه براي بچه ها تو روياهام يه دنياي خوب و قشنگ ساختم كه همه دوست هاي خوبي با هم بودن
الان بزرگ شدم ولي اين حس تو وجودم هست
سيما نيازي نيست هر چي حرف تو دلت هست بياي تو سايت بگي
از كسي ناراحتي پيام خصوصي هست
ميتوني اونجا حرفتو بزني
كه اينطوري اين كدورت ها هم به وجود نمياد
اگرم كلا از جمع بدت مياد تو جمع نباش

بالا
0 لایک

یکی بیاد این بچه رو جمش کنه
لاشی تو که جنبه نداری مجبوری برنامه بزرگتر ها رو نگاه کنی و بعدش از رو توهم واسه خودت داستان سکسی درست کنی
اما خوشم میاد که فکر های سکسی جدید داری واسه جق زدن آفرین
مامانت حتما بهت افتخار می کنه

بالا
0 لایک

بابا اینقد بیجنبه نباشید.... این dokhmal naz... با عرض پوزش یکم لوس تشریف دارند. البته قصد بی احترامی ندارم ولی بابا بخدا زشته آدم کاسه داغتر از آش میشه... آقای جسور دوستان که واسه داستانت حرفی نذاشتن، اما اصلاحیت جالب بود. خوشحال میشم با هم بیشتر آشنا بشیم.
در ضمن هک کردن فیس به این سادگیانیست. من تخصصم شعره اگه دوست داشتین به یاد ایرج میرزا تقدیم کنم. بهرحال خواهش میکنم از دوستان خوش دهن و بد دهن که چنانچه لزومی نمی بینن به این بحث ادامه ندن. با تشکر

بالا
0 لایک

خدمت دوستان عرض کنم
اولا اگه یک نگاه به نظرات قبل از اصلاحیه بندازین متوجه میشین که داستان مورد انتقاد دوستان دیگر قرار گرفته.چون خواننده با خوندن این قبیل نوشته ها احساس میکنه به شعورش توهین شده پس شروع به انتقاد میکنه.من هم از این قاعده مستثنی نبودم.ولی هر کسی روشی برای خودش داره!یکی فحش میده،یکی فقط میگه آقا شما این کاره نیستی دیگه ننویس،یکی هم میاد و مثل من با بزرگتر جلوه دادن اشکالات داستان،اون رو به حالت طنز در میاره.اگر یک گشتی در سایت بزنین متوجه خواهید شد که من پای داستانهایی اصلاحیه زدم که جز فحش چیزی نصیب نویسنده نشده!پس هدف من در وحله اول انتقاد از نویسنده بود.
نویسنده ای که به مخاطب ارزش و بها قائل نشده و به شعور اون توهین کرده باید مورد انتقاد قرار بگیره و برای انتقاد تا به حال کسی از نویسنده اجازه نگرفته!
دوما من به کسی که به خاطر توهین به کاراکتر مورد علاقش به دفاع از اون پرداخته لقب کاسه داغ تر از آش رو نمی دم!چون بارها و بارها برای ماها پیش اومده که تعصب روی شخصیت مورد علاقمون رو با خشم بروز دادیم!مثالی خدمت شما عرض میکنم.آیا تا به حال شده که به خاطر تعصب روی تیم های برتر پایتخت به بگو مگو با دوستانتون پرداخته باشید؟اصلا از خودتون پرسیدین که چرا من رو یکی از این دو تا تیم تعصب دارم؟جواب سوال در این است که شما از دیدن بازی تیم مورد علاقتون لذت میبرد و به همین خاطر روش تعصب دارین!خب دوست عزیزمون هم چون از خوندن تکه طنز های من لذت برده این رو حق خودش دونسته که در مقابل توهین به من، واکنش نشون بده و جواب توهین طرف رو بده.پس من از جانب خودم به ایشون حق میدم و امیدوارم تونسته باشم جواب سوالاتتون رو بدم.
شاد باشید

بالا
0 لایک

=D> sara sweetجان ناراحت
نشو از نظره من خيلي خوب حرف ميزني . درضمن اين چه داستانيه دختراش همه بي پدرمادرن كه خونه هميشه خاليه يا خارجه كه تنها زندگي كنن مسخره تراز اين نشنيدم 2 سال پيش اوپن شدم تو 17 سالگي جنده شدن كلا بي صاحبن دارم براي فوق ليسانس ميخونم آخه چقدر چرت گويي يارو خودشو ميكشه تو 20 سالگي فوق ديپلم ميگيره اگر تو كنكور قبول بشه

بالا
0 لایک

akhe koskesh vaghean kososhere mage mishe pesara panade?vay mamanet ena.manto abi shale sorati shalvar meshki to kodom tavile bod dokhtar baen tip?kheyli dos dashti lisans bgiri?moteasfam ke irania enghad bijanban bayebarname adi jav migirashon kos sher minevisan ama takhayolet ghavie

بالا
0 لایک

صفحات