شما اینجا هستید

تجاوز به مامانم

22 posts / 0 new
آخرین پست
Dool Gonde
آف لاین
عضو از: 15. فروردين 1391 - 13:05
پست ها: 54

تجاوز به مامانم

تجاوز به مامانم

سلام من علی هستم 21 ساله و واقعیتی رو که میخوام بگم مربوط به 14 ساله پیشه و موقعی که 7 سالم بود!!

من یه بار وقتی بچه بودم موقعی که رییس جمهور اومد شهرمون و ما هم رفته بودیم تماشا و خیلی خیلی شلوغ بود من یادمه که یا پسری از پست چسبونده بود به مامانم و منم چون بچه بودم و کوچیک بودم دستم توی دست مامانم بود و داشت زیر آدما له میشدم و نمیتونستم جایی رو ببینم و مامانم هم چادری و مذهبی هست ولی اونجا اینقدر شلوغ بود که اصلا نمیشد تکون خورد و چاره ای هم نبود و باید وامستادیم و نمیتونستیم حرکت کنیم و اون پسره هم از پست چسبونده بود به مامانم و وقتی خیلی شلوغ تر میشد اون خیابون و موج ملت میومد و همدیگر رو هل میدادن و در حین هل دادن مردم پسره از پشت مانمو بغل کرده بود و بهش همینجوری داشت فشار میداد و پسره دور و برشو نگاه میکرد که کسی شک نکنه که داره میمالونه چون اگه کسی میفهمید پسره رو کتک میزدن و غیره!!

خلاصه توی اون شلوغی که مردم همدیگر رو هل میدادن و اون پسره مامانمو از پست بغل کرده بود و کیرش که از شلوارش برجسته بود به کونه مامانم محکم و با فشار چسبونده بود و داشت کیرشو از روی شلوار به کون گنده مامانم میچسبوند و مامانم هم میگفت آقا هل نده و معلوم بود که ناراضی هست و پسره به زور داره اینکار رو میکنه و حتی اگه مامانم جیغ هم میزد اینقدر اونجا شلوغ بود و همه توی کل خیابون داشتن هورا میکشیدن و شعار تبلیغاتی سر میدادن و شیپور میزدن و غیره که اصلا صدای جیغ شنیده نمیشد و اطرافمون هم پسرهای فشن مشن بودن و قطعا اگه جیغ هم میزد کسی کمکمون نمیکرد!!

و خلاصه همینجوری پسره چسبونده بود و بعد وقتی دیدی همه حواسشون به ماشین رییس جمهوره دستاشو برد زیر چادر مامانم و پستوناشو میمالید و مامانم هی سعی میکرد که فرار کنه و خودشو از زیر دست یارو بکشه بیرون ولی اینقدر شلوغ بود و همه همدیگر رو هل میدادن که اصلا نمیشد حرکت کرد و خیابون بسته شده بود و خلاصه راه فراری نبود و منم کم کم داشت گریم میگرفت چون بچه بودم و کاری از دستم بر نمیومد و یارو هم لحظه به لحظه داشت پر رو تر میشد و بعد از مالوندن پستونای مامانم دستاشو از زیر چادر یرد لای پاهاش و داشت با مامانم ور میرفت!!!

همین جوری اون ور میرفت و داشت حال میکرد و مامانم هم داشت تلاش میکرد و مقاومت میکرد و خودشو بکشه بیرون که اصلا نشد و خلاصه یه 20 دقیقه ای توی همون حالت هی مالوند مالوند تا اینکه ماشین رییس جمهور بلاخره از شلوغی در اومد و رفت سمت ورزشگاه برای سخنرانی!!

و اونجا خولت شد و همه داشتن پراکنده میشدن و پسره دید اوضاع خرابه و ممکنه که ناجور بشه و خلاصخ خودشو از مامانم جدا کرد و رفت توی یه کوچه و مامانم هم دست منو گرفت و بدو بدو دویدیم سمت خونه و یه میدون پایین تر خونمون بود و چند تا کوچه پایین ترش خونمون بود و همینجوری که مامانم دست منو گرفته بود و داشت میدوید و پسره هم از کوچه در اومد و دنبالمون دوید و و از پشت که میدوید داشت میگفت وایسا خوشگله کجا داری میری؟ مگه بهت حال نداد؟ وایسا کون گنده!!!

و خلاصه مامانم هم بهش فحش میداد که برو بی شعور برو کثافت مگه خواهر مادر نداری؟؟ بی شرف بی ناموس!! و منم گریم گرفته بود و و خلاصه همینجوری دویدیم تا رسیدیم به در خونه و زود مامانم در خونه رو باز کرد و زود در رو بست و قفل کرد و پسره موند پشته در و هی در میزد میگفت باز کنم بیام توی خونه قشنگ بهت حال میدم!! باز کن دیگه خوشگله ناز نکن!!

داشتی میگفت باز کن در رو قول میدم کسی نفهمه و غیره و مامانم هم از پست در گفت که الان زنگ میزنم به 110 و زنگ زد و مامور اومد ولی یارو قبلترش فرار کرده بود و نتوستن بگیرنش!!

خلاصه بعد از اون روز یه بار که داشتم میرفتم مدرسه اون پسره جلوی راهم سبز شد و گفت مامانت خونه هست؟ منم ازش ترسیدم و فرار کردم به سمت مدرسه که از پشت منو گرفت و چهارتا کشیده خوابوند توی گوشم و گفت یالا بگو ببینم مامانت خونه هست؟؟ و منم گریه میکردم و حرفی نمیزدم و منو گریه کنان آورد در خونمون و زنگ رو زد و مامانم اومد پشت در گفت کیه و من داشتم گریه میکردم و در رو باز کرد که ببینه چرا گریه میکنم که اون پسره سریع اومد توی خونه و پشت در خونه رو هم انداخت و دستشو گذاشت روی دهن مامانم و به زور گرفتش و اینقدر محکمش گرفته بودش که هر چقدر مامانم مقاومت کرد نتونست از دستش فرار کنه و یارو هم مامانمو آورد آشپزخونه و با چند تا پارچه دهن و دستا و پاهای مامانو بست و بغلش کرد برد توی اتاق خواب و انداختش روی تخت و منم گریه کنان داشتم نگاه میکردم و مامانم هم داشت گریه میکرد و التماس میکرد که ولی کنه!!!

پسره سریع لخت شد و مامانمم سریع لخت کرد و افتاد روش و سینه هاشو و کس و کونشو لیسید و کیرشو تف انداخت و گذاشت توی کس مامانم و خوابید روش و همینجوری داشت تلمبه میزد و مامانم داشت با دهن و دستو پاهای بسته گریه میکرد و با نگاهش هی التماس میکرد به اون یارو و یارو افتاده بود روش تلمبه میزد و پیشونی مامانمو ماچ میکرد میگفت ای جون چه حالی میده!! آروم باشه دیگه خوشگله اینقدر گریه نکن!! گریه هات بیشتر حشریم میکنه و تند تر تلمبه میزد و مامانم هم از درد به خودش میپیچید و ناجور داشت گریه میکرد و خلاصه یه ربع که پسره از کس کرد آبش اومد و ریخت توی کس مامانم و و اینقدر تلمبه زده بود پسره که مامانم هم ارضا شده بود و انقدر گریه کرده بود که از حال رفته بود و انگاری بیهوش شده بود و حرکت نمیکرد و من فکر میکردم مامانم مرده!!!

خلاصه پسره مامانمو که بیهوش شده بود برگردوند و چند تا انگشت کرد کون مامانم و کیرشو گذاشت توی کون مامانم و وقتی نصف کیر پسره رفت تو انگاری مامانم بهوش اومد و از شدت درد داشت جیغ میزد و دوباره گریه میکرد و ایندفعه بیشتر هی ناله میکرد و جیغ میزد و مقاومت میکرد و کونشو سفت کرده بود و پسره یهو وحشی شد و مامانو کتک زد و سیلی زد صورتش و کتکش زد و با کمربندش محکم میزد روی کون مامانم و به زور داشت کیرشو میکرد تو انقدر مامانم داشت درد میکشید که دوباره از هوش رفت!!

و پسره یه ربعی گذشت و بعد از تلمبه زدن وحشیانه آبشو ریخت کونه مامانم و افتاد روش و بعد از چند دقیقه بلند شد و به من که داشتم گریه میکردم گفت یالا بگو ببینم بابای کونیت کی میاد؟ منم با گریه گفتم ظهر میاد!

خلاصه پسره که خسته شده بود لباساشو پوشید رفت از توی دفترچه تلفن خونمون شماره خونه مون رو برداشت و بعد از اینکار رفت از یخچال خونه مون میوه برداشت گذاشت جیبش و به من گفت فردا هم میام و اگه به کسی چیزی بگی با همین چاقو مامانتو میکشم!!

و مامانمم تهدید کرد که اگه به کسی چیزی بگی میکشمت!!

خلاصه بعد از رفتن یارو مامانم به سختی لباساشو پوشید و وقتی ظهر بابام اومد همه چیز رو براش گفت و اونا هم رفتن پلیس و از یارو شکایت کردن و طرف رو گرفتن به جرم تجاوز به ناموس مردم اعدامش کردن!!

اون موقع من 7 سالم بود و الان 21 سالمه و هنوز هم اون تجاوز وحشیانه توی ذهنمه و هم به من و هم مامانم و هم بابام ضربه روحی روانی خوردیم!!

3.22222
نمره شما: هیچ میانگین 3.2 (9 votes)
Nona-jigar
آف لاین
عضو از: 31. ارديبهشت 1391 - 2:36
پست ها: 575

VAaaaaaay

Bemiiiraaaaaaaaaaaaaaaaammmmmmmmmmmm Sad

dana90
عکس های dana90
آف لاین
عضو از: 15. آبان 1389 - 2:48
پست ها: 13

سلام

متأسفانه کشورمون پر این ادما واقعا تأسف اوره
اعدام واسه این ادما خوبه نه کسایی دیگه من مخالف اعدامم ولی این ادامهارو باید داد دست شاکی که چیکارش کرد

خلاصه علی اقا متأسفم تنها راهش از یاد بردن هست که اونم امکانش نیست درکت میکنم
سربلند باشی

Alissandro
عکس های Alissandro
آف لاین
عضو از: 22. فروردين 1391 - 13:39
پست ها: 14

call me

نونا جون شما خودتو ناناحت نكن چرا بميري بيا خودم با سكس ميميرونمت ميكشمت با يه عالمه فانتزي كه دارم تو سكس تو كجايي؟
Alisandro78@yahoo.com

Dool Gonde
آف لاین
عضو از: 15. فروردين 1391 - 13:05
پست ها: 54

کسی هست خاطره مشابهی داشته باشه؟؟

کسی هست خاطره مشابهی داشته باشه؟؟

sekserman
آف لاین
عضو از: 5. خرداد 1391 - 0:46
پست ها: 1080

ajab

ajab

sekserman
آف لاین
عضو از: 5. خرداد 1391 - 0:46
پست ها: 1080

nemidonam aghe vagheyat

nemidonam aghe vagheyat dare ke kheyli ghamanghize ama ye soal yaro to on shologhi chtor madareto donbal kard va ghometon nakard? toye 7 sale az koja mefahmidi ab kir chi hast ena ro aghe roshan mekardi behtar bod

Dool Gonde
آف لاین
عضو از: 15. فروردين 1391 - 13:05
پست ها: 54

اونجا هم گفتم

sekserman نوشت:
nemidonam aghe vagheyat dare ke kheyli ghamanghize ama ye soal yaro to on shologhi chtor madareto donbal kard va ghometon nakard? toye 7 sale az koja mefahmidi ab kir chi hast ena ro aghe roshan mekardi behtar bod

اونجا هم نوشته بودم وقتی که خیابون خلوت شد و همه پراکنده شدن تعقیبمون کرد و توی اون کوچه داشت ما رو دید میزد و اومد دنبالمون!

اون موقع توی اون سن نه میدونستم کیر چیه نه کس نه آب کیر نه سکس و غیره ولی وقتی بزرگ شدم این چیزا رو فهمیدم و الان دارم تعریف میکنم براتون!

ZimZex
عکس های ZimZex
آف لاین
عضو از: 3. بهمن 1390 - 12:34
پست ها: 1072

متاسفم

دوست عزیز خیلی غم انگیز کننده بود
ولی خوبه که طرف را اعدام کردن
این جامعه جوری شده که به دزد نه قاتل و نه متجاوز به ناموس مردم را کاری ندارن و موارد دیگه مانند میراث فرهنگی و محیط زیست را دارن نابود میکنن
بعد میرن دختر و پسر و اونایی که به اصطلاح بد حجابن را میگرن
خیلی متاسفم برات
سعی کن فراموش کنی
اگر چه خیلی وحشتناکه و فراموش کردنش سخت...

hami kordestani
آف لاین
عضو از: 25. تير 1391 - 0:24
پست ها: 1

تو جقدر کس کشی که داستان

تو جقدر کس کشی که داستان گاییدن مامانت با افتخار تعریف میکنی خاک تو سرت کونی

پویااااااان
آف لاین
عضو از: 23. تير 1391 - 21:25
پست ها: 9

(بدون موضوع)

:exmark: :exmark: :exmark: :exmark: :exmark: :exmark: :exmark: :exmark: :exmark: :exmark:

Takkhal
عکس های Takkhal
آف لاین
عضو از: 16. تير 1391 - 3:38
پست ها: 277

نتیجه اخلاقی از این

نتیجه اخلاقی از این داستان:
درصورتی که برید خایه مالی رئیس جمهور وبراش هورا بکشید کوس کون خودتون و به باد میدید.
سئوال شرعی ؟مامانت وسط اون همه مرد رفته بود چیکار کن،که اول سرپایی 20دقیقه بمالنش بعدم فرداش بیان کارو تموم کنن؟
همدردیی دوستانه :دیگه کرده تموم شده فکرشونکن.
نصیحت برادران:دیگه جاهای خیلی شلوغ که نمیشه تکون خورد نرید

pomaxps
عکس های pomaxps
آف لاین
عضو از: 6. مرداد 1390 - 0:28
پست ها: 266

بیشعور داستان دیگرانو بر

بیشعور داستان دیگرانو بر میداری به اسم خودت میزاری .این داستان تو همین سایت به اسم آمدن رئیس جمهور وتجاوز به مادرم نوشته علی هستش .ابله اگه داستان میدوزدی خوبشو بدوزد شاید دلت میخواد بگی مادرت تو یه بار گائیدن ماهم بیائیم بگائیم .خوب این دیگه نیاز به اینکارا نداره ادرس بده بیائیم .

siyawash
آف لاین
عضو از: 2. دى 1391 - 4:55
پست ها: 59

به کونت خندیدی جاکش

داستان مسخره و غیر حقیقی بود
مگه یه مرد چند بار میتونه بکنه؟

بهباک002
آف لاین
عضو از: 1. دى 1391 - 15:27
پست ها: 34

مگه مجبوری

اخه بچه کونی 14 سال پیش پلیس 110 کجا بود؟ هنوز نطفشم بسته نشده بود در ثانی یارو چه جوری تو اون به قول خودت شلوغی و بمال بمال تونسته بود دستشو بکنه زیر چادر ننت و با پستوناش و کس و کونش ور بره. اخه اون مادر بدبخت چه گناهی کرده که تو بچه کونی میای براش داستان سرایی میکنی؟ اخر کارم بگم ای کاش بابات خواب میموند و تو کونی رو نمی کاشت البته به جای بچه کاشتن ریده. برو گوه تو بخور که سرد نشه.

alichegini
عکس های alichegini
آف لاین
عضو از: 6. آذر 1391 - 8:22
پست ها: 5

خالی بند!!!

17ساله پیش کدوم رئیس جمهور سفر استانی داشته آخه؟؟؟؟؟

اصن با عقل جور در نمیاد......زنو مرد که از هم جدا ان....

اصن تو با این حرفای سیاسی چیو میخای ثابت کنی؟

qwer22
آف لاین
عضو از: 14. دى 1391 - 12:19
پست ها: 8

تو که راست گفتی

اما کیر تو کونه دروغگو

SAEED_SCANIA
عکس های SAEED_SCANIA
آف لاین
عضو از: 31. تير 1391 - 12:01
پست ها: 84

متاسفم عزیزم این ادمارو باید

متاسفم عزیزم این ادمارو باید زنده زنده زیر اسفالت گذاشت

Ashkan23boy
عکس های Ashkan23boy
آف لاین
عضو از: 16. دى 1391 - 2:04
پست ها: 4

عجب

راستش ی ضرب المثل قدیمی هست که میگه خلایق راهرچه لایق لابدلیاقت مامانت همینه که پسر بی شرفی مثل توداشته باشه که براش کس تلاوت کنی

meyti_dayi66
آف لاین
عضو از: 4. دى 1391 - 9:04
پست ها: 1

خالی بندی بود

داداش شما توو تگزاس زندگی میکنید . کاملا غیر واقعی و غیر منطقی بود . در کل کس شعری بیش نبود

سولدوز وطنیم
آف لاین
عضو از: 9. بهمن 1392 - 16:49
پست ها: 1560

.

عجب تخیلی داری تو بچه

H.u.n.t.e.r
عکس های H.u.n.t.e.r
آف لاین
عضو از: 28. تير 1392 - 15:22
پست ها: 19

بیشرف

کاملا مشخصه دروغه
خیلی بیناموسی
داستان مال ۱۴سال پیشه
بعد دوروبرت بچه فشن بودن
اسم رییس جمهور یادت نیس اونوقت ریز کارایی که اون جوون خیالی با مادرت کرده یادته..
بیشرف

برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .