تجاوز به من در باغ

امروز تصمیم گرفتم اتفاقی که حدودا 10 سال پیش برام در سن 12 سالگی افتاد و تعریف کنم
اون زمان ما هر جمعه با همه فامیل که کلی پسر و دختر داشتن باغ پدربزرگم میرفتیم و همیشه من و بچه ها تو باغ درحال بازی و شیطونی بودیم( یک جورایی بین درختها گم و گورمیشدیم .
پدربزرگم یک باغبون به اسم علی داشت که افغانی و مجرد بود حدودا 35-40 سالش و همیشه تو باغ در حال کار بود
خیلی باهام مهربون بود منم عاشق جک و جونور همیشه واسم جوجه میگرفت بازی کنم
جریان برمیگرده به.
اخرین جمعه شهریور که باغ رفتیم .ظهر من با بچه ها دعوام شد ازشون جدا شدم رفتم اخر باغ زیر درخت گردو نشستم که دیدم علی اومد سمتم و ازم پرسید چرا اینجا نشستم جریان و واسش گفتم اونم نشست کنارم و شروع کرد ناز کردنم
اروم دستش و که دورم بود میمالید به سینه هام که خیلی کوچیک و یک جورایی نارس بودن
اهسته سینه سمت راستم تو دستش گرفت منم عین احمق ها معذب بودم و هیچ عکس العملی نشون نمیدادم
که بهم گفت یک موش گرفته که خیلی ام نازه میخوام ببینمش؟با سر تایید کردم و گفت تو باغ کناری که دیوارش خیلی کوتاه بود حدودا 1.30 این حدودا باهم به سمت دیوار رفتیم من و بغل کرد از زیر دستش و به باسنم مالوند و یک فشار بهش داد.
اون باغ دوتایی رفتیم من و سمت بوته ها برد و پشتش یک موش کوچولو نشونم داد خیلی خوشم اومد خم شدم نگاش کردم که که یک دفعه احساس کردم از پشت یکی بهم چسبیده برگشتم دیدم علی داره اونجاشو به کونم میمالونه خیلی ترسیدم سریع ایستادم و گفتم بریم دیگه که خندید گفت نه حالا یکم باشیم موش و ببین بیشتر که گفتم نمیخوام راه افتادم به سمت دیوار که سریع از پشت بغلم کرد کیرشو بهم فشار داد خودشم خم شد شروع کرد گردنم و بوس گاز گرفتن
واقعا غالب تهی کرده بودم و شروع کردم به گریه کردن
من و سمت خودش برگردوند و محکم زد تو گوشم و گفت خفه شو والا خفت میکنم همونجا رو علف بزور من و خوابوند افتاد روم شروع کرد لب هام و خوردن واه کشیدن ..عین وحشی ها گردنم گوشام و گاز میگرفت
بعد چند دقیقه تی شرتم و دراورد و به سینه ها حمله کرد خیلی کوچیک بودن کامل تو دهنش میکرد و میمکید عین یک جوجه تو دستش بودم و هیچکاری نمیتونسم بکنم
داشتم از سوزش سینه هام جیغ میزدم که ول کرد و سریع شلوارم و کشید پایین یه نگاه لای پامو کرد و خندید گفت جووون چه کس کوچولویی داریی بخورمش..رفت لای پام و شروع کرد لیس زدن کم کم داشت خوشم میومد و گریم کم شدزبونش و میکرد توکسم و میمالید با انگشتش خیلی حس خوبی بهم میداد و ابم راه افتاده بود بلند شد و شلوار خودشو دراورد باورم نمیشد تاحالا همچین چیزی ندیده بودم یک کیر خیلی بزرگ و سیاه اومد رو صورتم نشست و گفت بخور ..دهنم و باز نکردم دو طرف لپام و با دست فشار داد دهنم باز شد و کرد تو...دو زانو رو صورتم تو دهنم میکرد و در میاورد همشش میگفت بخووور جنده بخوورر..چند بار بالا اوردم ولی اصلا نیمفهمید تا نصفه میکرد تو دهنم و در میاورد بعد 20-30 بار تلمبه زدن از روم بلند شد
و رفت بین پاهام اروم پاهامو اورد بالا و اومد بینشون اروم سر کیرشو لای پاهام میمالوند
یکدفعه حس کردم دارم جر میخورم که دیدم افتاد روم و شروع کرد لبام و خوردن
زیرش داشتم له میشدم اروم سر کیرشو کرد تو و کشید بیرون من گریه میکردم دوباره کیرشو تنظیم کرد و اینبار تا نصف داد تو و شروع اروم عقب جلو کردن همش اه میکشید میگغت اااه چقدر تنگ دارم کس کوچیکت و میگااممم .. بعد چندبار کشید بیرون و از روم پاشد دیدم دور کیرش پر خون شده شروع کرد به خندیدن کیرشو اورد جلو صورتم و گفت زنت کردم ..اروم خونش و مالید به صورتم و دوباره رفت بین پام یکم مالید و تمام کیرش و فرستاد تو و افتاد روم خیلی تند تلمبه میزد و اه میکشید..کم کم دردش کم شد و منم لذت میبردم ..همش گوشم و میک میزد و فحش میداد که چه جنده کوچولویی و میکنه
سریع بیرون کشید بصورت چهاردست و پا برم گردوند و از پشت گذاشت تو کسم..همش رو باسنم ضربه میزد و میگفت جوووون جنده منییی چه حالی میده زن کردن یه بچه
که یکدفعه کشید بیرون و بلندم کرد نشوند من و جلو کیرش و چند بار باهاش زد تو صورتم
و بزور تو دهنم کرد همش اوق میزدم ولی محکم تر میکرد تو دهنم تا جایی که حس میکردم دیگه نفسم بالا نمیاد موهام تو دستش بود سرم و عقب جلو میکرد
که دهنم پر یه مایع ترش شد کشید بیرون از دهنم
و ولم کرد سریع شلوارش و بالا کشید و بهم گفت لباسات و بپوش که من هیچ توانی نداشتم خودش سریع تنم کرد و اخرش یه بوس از لبام کرد و گفت اگه به کسی چیز بگی میکشمت و همونجا ولم کرد رفت...و ترسناکترین خاطرات کودکیم و با بی شرفیش ساخت که هنوز تو وجودم باقی مونده.

نوشته: ساناز

2.592595
نمره شما: هیچ :میانگین 2.6 (27 رأی )

63 نظر

واقعا جای درد برای تو ولی کاش

نوشته gbigbang در 3. June 2012 - 12:24

واقعا جای درد برای تو ولی کاش لوش میدادی البته خیلی کوچیک بودی که بخوای لوش بدی پدر سگ

خوندنی نبود دیگه ننویس. . . .

نوشته takavarjoon در 3. June 2012 - 12:28

خوندنی نبود دیگه ننویس. . . . . . . . . . .
چی بگم؟ معلوم نیست راسته یا دروغ ولی جاش اینجا نیست. لطفا دیگه چنین داستانهایی اینا ننویس.
آقای نفر اول به کیر شیر علی قصاب که اول شدی.

اخ چه دنیای بد بدی به جز من

نوشته darya.love در 3. June 2012 - 12:52

اخ چه دنیای بد بدی به جز من هیچ ادم خوبی پیدا نمیشه

کیرم تو کس ننه اونایی که به

نوشته keyboard در 3. June 2012 - 13:19

کیرم تو کس ننه اونایی که به بچه ها تجاوز میکنن حالم ازشون بهم میخوره
کیرم تو کس ننه هرچی افغانیه حالم از افغانی ها بهم میخوره
کیرم تو کس ننه خودت اگه دروغ گفته باشی

درباره کودکیت چیزی ننویس ادم

نوشته hadi fucker در 3. June 2012 - 13:30

درباره کودکیت چیزی ننویس ادم دلش کباب میشه .درباره زمانی بنویس که بزرگ شدی و فهمیدی سکس چیه دوست پسر چیه و اتفاقای بعد اون بنویس یکم کیرمون حال بیاد.

ببین یه دروغی داری میگی که

نوشته mimikhanom در 3. June 2012 - 13:39

ببین
یه دروغی داری میگی که اصلا بهش فکر نکردی

دختر 12 ساله دیدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میدونی سایز بدنش چقدره ؟؟؟؟؟؟؟ میدونی توی کس دختر 12 ساله یه کیر با محیط 5 سانت بره ...دیواره واژنش پاره میشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟پس چرا دروغ میگی

بعد تو با صورت خونی و صورت پر از آب منی و لباس خاکی و خونریزی کس .... وقتی رفتی پیش پدر و مادرت ..گفتی کجا بودی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا این شکلی شدی ؟؟؟؟///////

===========
داستان تاسف بار بود !!! ولی خیلی دروغ گنده گفتی

با تشکر از silver_fuck که

نوشته Pourya3x در 3. June 2012 - 15:12

با تشکر از silver_fuck که حسابی خندیدیم.
ریدم به این داستان تخمی تخیلیت. به همین راحتی اومد پردتو پاره کرد؟ خیلی به خودت فشار آوردی تا اینارو از کونت دانلود کردی نه؟ مطمئنم یه پسر هستی و اول خودت میخواستی نقش افغانیه رو بازی کنی ولی با خودت گفتی که اینجوری بچه های شهوانی با فحش میشورنم، واسه همین خودت رو جای دختر 12 ساله ی داستان جا زدی و با به تصویر کشیدن صحنه هایی همچون لباس خونی و خاکی و پرده ی پاره با صورتی که یه چک افسری خورده بود و آغشته به خون بود، یه جورایی مظلوم نمایی کنی تا این که فحش نخوری. ولی فقط یه فحش میدم که تا صبح بسوزی:
کیر احمدی نژاد 2 کونت

با تشکر از silver_fuck که

نوشته Pourya3x در 3. June 2012 - 15:17

با تشکر از silver_fuck که حسابی خندیدیم.
ریدم به این داستان تخمی تخیلیت. به همین راحتی اومد پردتو پاره کرد؟ خیلی به خودت فشار آوردی تا اینارو از کونت دانلود کردی نه؟ مطمئنم یه پسر هستی و اول خودت میخواستی نقش افغانیه رو بازی کنی ولی با خودت گفتی که اینجوری بچه های شهوانی با فحش میشورنم، واسه همین خودت رو جای دختر 12 ساله ی داستان جا زدی و با به تصویر کشیدن صحنه هایی همچون لباس خونی و خاکی و پرده ی پاره با صورتی که یه چک افسری خورده بود و آغشته به خون بود، یه جورایی مظلوم نمایی کنی تا این که فحش نخوری. ولی فقط یه فحش میدم که تا صبح بسوزی:
کیر احمدی نژاد 2 کونت

منب اهمه ی نظراتی که دوستان

نوشته ♣ونداد♣ در 3. June 2012 - 17:13

منب اهمه ی نظراتی که دوستان دادند موافقم اما نمیدونم چرا بانظرات تکاورجون :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: خیلی حال میکنم

منب اهمه ی نظراتی که دوستان

نوشته ♣ونداد♣ در 3. June 2012 - 17:15

منب اهمه ی نظراتی که دوستان دادند موافقم اما نمیدونم چرا بانظرات تکاورجون :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: خیلی حال میکنم

من نمیگم دروغه ولی باور کردنش

نوشته farzaad در 3. June 2012 - 17:28

من نمیگم دروغه ولی باور کردنش یکم سخته...

خالی بندی محض بود به قول

نوشته Derrick Mirza در 3. June 2012 - 17:39

خالی بندی محض بود به قول داداش تکاور دیگه ننویس
من همینجوری از افغانیا بدم میاد ، در عین حال چیزای زیادی ازشون میدونم .
اگه یه افغانی به کسی تجاوز کنه مطمئن باش بعدش جنازشو پیدا میکنی . چون از ترس کونش حتما طرفو میکشه . تو زنده ای پس خالی بستی .
اگه یه افغانی بخواد به کسی تجاوز کنه سعی میکنه از خانواده اون دختر حداقل 1000 کیلومتر فاصله بگیره .
یه دختر 12 ساله طاقت پذیرش کیر به این راحتی که تو نوشتی نداره . تازه بعدش هم داگی استایل کرده !!!!!!!!!!!
بعدش رفتی پیش خانوادت اونا هم از خودت منگول تر نفهمیدن چه بلایی سرت اومده ، فکر کنم کل طایفه و اجدادت نفهم بودن و هستن و خواهند بود .

dastanet che rast che dorogh

نوشته saghar.24 در 3. June 2012 - 17:40

dastanet che rast che dorogh asab khord kon bod
khoda lanat kone oni ke afghani jamato rah dad to iran
silver_fuck merci az nazare bahalet kheyli khandidam
damet garm

خب حالا که از خجالت این کامنت

نوشته Silver_fuck در 3. June 2012 - 18:01

خب حالا که از خجالت این کامنت اولیا در اومدم و همشون رو بعد از این کام اولی کردم میرم سراغ این خاطره... راستش خیلی حالم گرفته شد چون اصلش واقعیته. به هرحال این اتفاق میتونه توی هر سنی واسه هر دختری پیش بیاد. ولی اینکه اتفاقات بعدش چی شد رو هم کاش مینوشتی. زیاده حرفی نیست چون ادعای نویسندگی نداشتی زیاد مورد لطف قرار نمیدمت...

دعامیکنم بابابزرگم ازقبربیاد

نوشته yaserkarar در 3. June 2012 - 18:33

دعامیکنم بابابزرگم ازقبربیاد بیرون و تورو همونجوری که توی داستانت نوشتی بکندت تابلکه باورم بشه.
جنده فیلم تجاوز به کودکان زیاد میبینی نه؟

kheili dardnak bod

نوشته saalim در 3. June 2012 - 19:01

kheili dardnak bod Sad

age gheiafasho iadete bia

نوشته kamy20 در 3. June 2012 - 19:05

age gheiafasho iadete bia baham berem jeresh bedem biaim!!!! age man jaie to bodam be dost pesaram ia dadasham megoftam beran bokoshanesh!!!!!!

فکر میکنم یکی از اصول این

نوشته Antonio_bandares در 3. June 2012 - 19:38

فکر میکنم یکی از اصول این سایت این بود که در مورد تجاوز به کودکان چیزی نوشته نشه. راست یا دروغ

dastano bikhial..ghashang

نوشته Soheil_r7 در 3. June 2012 - 20:46

dastano bikhial..ghashang bood..man asheghe esme Sanaz am.!! boos boos

تکاورجون و keyboard با هر

نوشته Xylem در 3. June 2012 - 20:55

تکاورجون و keyboard با هر دوتاتون موافقم شدید. آره آنتونیو خلاف مقررات سایته که در مورد تجاوز کودکان چیزی نوشته بشه، به زودی این داستانو حذف می کنند

کس عمه آدم خالی بند اولین بار

نوشته mohsennikan در 3. June 2012 - 21:52

کس عمه آدم خالی بند
اولین بار اونم بچهگی لذت داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

Dokhtaram pisham bia az kos

نوشته Persian Satan در 3. June 2012 - 22:43

Dokhtaram pisham bia az kos bokonamet joooon

پسره ی دیوانه ی بچه باز می

نوشته armin p در 3. June 2012 - 23:02

پسره ی دیوانه ی بچه باز می خواستی به یه دختر 12 ساله تجاوز کنی گرفتنت 3 روز از کون آویزونت کردن حالا اومدی فکرای کیریتو به صورت داستان اینجا نوشتی؟!!
تو روحت...

خواهر مادر هرچی افغانیه رو

نوشته irlove در 3. June 2012 - 23:29

خواهر مادر هرچی افغانیه رو گاییدم ...
http://die-afghani.blogfa.com
هرکی از افغانیا متنفره بیا اینجا ...

سالهاست که تو این کشور داریم

نوشته Antonio_bandares در 4. June 2012 - 0:00

سالهاست که تو این کشور داریم از افغانی ها به عنوان ازونترین نیروی کار استفاده می کنیم و اونارو به بدترین شکل ممکن تحقیر می کنیم.حالا که چند تا افغانی به دیگران تجاوز کردن یا وارد کارای خلاف شدن ناراحت شدیم؟ اولا باید از اول فکرشو میکردیم که ممکنه همچین مسائلی هم پیش بیاد
دوما ربطی به نژاد افغانی نداره، هر کسی ممکنه اعمال شنیعی مثل اینو انجام بده. خواهش میکنم جو نگیره مارو. همه از جنس آدمیزاد هستیم. چه افغانی. چه ایرانی. چه اروپایی. محیط روی افراد تاثیر میذاره

مذخرف بود!

نوشته n1991 در 4. June 2012 - 3:28

مذخرف بود!

kos sheri bas nabud,akhe mani

نوشته ffd در 4. June 2012 - 4:27

kos sheri bas nabud,akhe mani torshe???chie gharaghurute???

مني لند تي كينا دروك بند نوره

نوشته kir.baluch در 4. June 2012 - 5:42

مني لند تي كينا دروك بند نوره ترا بيروك هر بكايا
(الترجمه البارسي) كيرم تو وجود ادم خالي بند كير خر بابا بزركم تو كونت!

مني لند تي كينا دروك بند نوره

نوشته kir.baluch در 4. June 2012 - 5:43

مني لند تي كينا دروك بند نوره ترا بيروك هر بكايا
(الترجمه البارسي) كيرم تو وجود ادم خالي بند كير خر بابا بزركم تو كونت!

الان هم پایه ای؟ راستی بسی

نوشته کثافت مرض در 4. June 2012 - 5:56

الان هم پایه ای؟
راستی بسی چند ناراحت شدم بابت خالیات!
مام خر!تو خدا!
چه جوم میده!
راستی ‏ID ‎‏ :
Sm2h_1369@yahoo.com

از ماست که بر

نوشته imanrf در 4. June 2012 - 8:21

از ماست که بر ماست...........به یزدان که گر ما خرد داشتیم کجا این سرانجام بد داشتیم..................

بعضی از نظرات واقعا خوندنی

نوشته xed در 4. June 2012 - 8:48

بعضی از نظرات واقعا خوندنی بودند , من جمله سیلور فاک

پستم دیروز اسپم شد الان اومدم

نوشته کفتار پیر در 4. June 2012 - 9:26

Smile
پستم دیروز اسپم شد الان اومدم یکی دیگه حوالت کنم بلکه خدا کمکت کردو زیر بال و پرتو گرفت و آدمت کرد.
نه خوشم اومد...
دارین تو کارتون وارد میشید و تازه داره کار دستتون میاد که چطوری خواننده رو جذب کنید.
ما هم کلا نفهم (کیر تو کونت اگه همچین فکری در مورد ما بکنی.)
ما هم که ایرانی و دارای احساسات شرقی یعنی تا یکی یه چیز غمگین میگه دیگه خدا رو بنده نیستیم و انگار داریم پیاز پوست میکنیم کرور کرور اشک از جفت چشمامون میاد پایین...
الان نویسنده ی کس مغز میخواسته کل عیب و ایرادایداستانش رو پشت یه ماجرای غمگین و همچنین پشت نژاد طرف مقابل پنهون کنه و یه نقاب خیلی قشنگ بزاره رو داستانش.
آخه کس کش نفهم میدونی دختر12 ساله چطوریه؟؟
هان؟
این کس شعرایی که تو گفتی و واکنش هایی که نشون دادی به یه دختر 5 6 ساله میخورد نه دختری که دوم راهنمایی یا احیانا اول راهنماییه.
مردم رو زدین مسخره ی خودتون کردین و مارو هم اسکل فرض کردین.
اون افغانی مگه از جونش سیر شده؟
بدبخت تو همون باغ میکشتن و تیکه تیکه اش میکردن فکر کردی اینقدر احمق و گاگوله؟
بابا جمع کنید این کاسه کوزه هاتونو.
داستانت بیشتر مضحک بود تا یه تراژدی.
کس خل.
تمام درختای باغ تو کونت.
بیل باغبونه تو کونت.
کلنگ باغبونه تو کونت.
جون خودتون رو کس شعراتون اول کار کنید بعد بفرستیدش.
اه

با نظر کفتار پیر کاملا موافقم

نوشته takavarjoon در 4. June 2012 - 9:52

با نظر کفتار پیر کاملا موافقم

این داستان که تخیل نویسنده

نوشته lord of smile در 4. June 2012 - 10:21

این داستان که تخیل نویسنده بود . به علت رواج خشونت علیه کودکان نوشتن این داستان نه با قانون ایران بلکه طبق قوانین بین المللی حقوق بشر عملی مجرمانه و قابل پیگیری حقوقی است. کسانی که تابو هاشون سکس هایی است که در دین حرام اند طبیعیه که اینجا به اندازه سکس با محارم مخالفت و حساسیت نشون نمی دن .به هر حال سکس با کودکان از نظر شرعی مشکلی نداره. متاسفم که این داستان رو اینجا می بینم اما اگه این داستان حذف نشه این سایت رو از طریق وکلا ی فعال در زمینه ی حقوق بشر برای پیگیری های حقوقی به مراجع ذیصلاح بین الملی گزارش خواهیم کرد. چند مورد دیگه از موارد نقض قوانین، هم طبق قوانین ایالتی آمریکا ، هم قوانین اتحادیه اروپا و همینطور کنوانسیون ژنو در مورد رواج خشونت و سکس علیه کودکان در این سایت دیده شده که ادمین در صورت اطلاع در این زمینه مجرم است

to ke rast migi vali unjaye

نوشته AmirAliz در 4. June 2012 - 10:38

Wink to ke rast migi vali unjaye adamr 2ruqgu

ای فحش حقتست حقتست حقتست

نوشته ♣ونداد♣ در 4. June 2012 - 11:23

ای فحش حقتست حقتست حقتست هی.... |( |( |( |( |( |( |( |(

neydonam chi begam..akhe yeki

نوشته ganchi25 در 4. June 2012 - 12:06

neydonam chi begam..akhe yeki nis bege ye droghi bego ke khodtam be droghet nakhandi...dokhtare 12 sale pardasho bezanan bad yekam dard dasht.. vali badesh vasam lezat bakhsh baud????????????????????????akhe ye kososher benevis ke hadeaghal beshe hazmesh kard ye joraei

كونت نميزارم چون مامانم گفته

نوشته Seda s2 در 4. June 2012 - 14:34

كونت نميزارم چون مامانم گفته كون سگ نزارم دخترك فيل كس مادر

نويسنده روکه ولش بزارين دلش

نوشته آرمين جووووون در 5. June 2012 - 2:57

نويسنده روکه ولش بزارين دلش خوش باشه گناه داره خره اماشمابچه هاکه انقدخلاقيت دارين حيف نيست به خاطر1داستاني که نويسندش1بدبختيه که کلي وباهزارذوق نوشته وکون خودشوپاره کرده وبراي اين داستان مخشوبراي اولين باربه کارانداخته نظربديد؟حيفه!!

آخه آدم کونی تو یه همچین

نوشته armin_alone در 5. June 2012 - 6:45

آخه آدم کونی تو یه همچین شرایطی دختر جیغ میزنه فریاد میزنه.......(مگر اینکه بزرگ و حشری باشه و خودش هم به تجاوز راضی باش)اونوقت یه دختر بچه که هیچی نمیفهمه فریاد راه نمیندازه؟
راستی موش کوچولوشو نشون داد چقدر بود؟؟؟؟؟؟؟؟دیدی خوشت اومد؟؟؟؟؟؟
ووووووووووووووووووی چه نازی؟
بردت کرد با کست بازی؟؟
کونت نذاشت تا لنگ لنگ راه بری مدل غازی؟؟؟؟؟؟
ای کاش بودی محلمون کونت میزاشتند یه مشت نازی
که همشوت هستند یه مشت کسکشو یاغی و تازی
(نازی یعنی آلمانی محله ما هم نازی آباده)
دیگه راحت میدی به همه چون از هر 3 طرف بازی(2طرف که سهله تو پیشرفته تری)
راستی میخوان بیان کونت بذارن 2تا سگ رکس و تازی

دفه بعد که رفتی ته باغ شورت

نوشته abrozi در 5. June 2012 - 9:13

دفه بعد که رفتی ته باغ شورت آهنی قفلدار بپوش

نژاد پرست نیستم ولی سکس با

نوشته حمید اشکول در 5. June 2012 - 13:06

نژاد پرست نیستم ولی سکس با افغانی
نچ نچ نچ

دیــــــــــــــلدوی

نوشته vici666 در 5. June 2012 - 18:53

دیــــــــــــــلدوی ســــــامورایی تو کــــــونت کــــــــه اوّل شدی........
اولاً از قوانین سایت مگه این نیست که مسائل مربوط به تجاوز اینجا نباشه؟؟
ثانیاً تجـــــاوز افغانیا تو این مملکت بی صاحاب اپیدمی شده، حقتون با همون امریکایی ها که کس و کون خودتونو اجدادتون بذارن........
ثالثاً کسخل میرزااااااا.... یه جوری تو سن 12 سالگی کس دادی که طرف فکر میکنه حتماً الان دیگه استاد سکسولوژی شدی.........

بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد

نوشته dol tala در 5. June 2012 - 19:34

بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد بد

حمال نفهم... یابو علفی!!!

نوشته ronnin_baby در 5. June 2012 - 23:04

حمال نفهم... یابو علفی!!!

خوبه قدرت تخیلت خوبه بلاخره

نوشته abtinjoon در 6. June 2012 - 3:41

خوبه قدرت تخیلت خوبه بلاخره یه روز بجایی میرسی .
اخه کی به یه دختر 12 ساله که هنوز سینه در نیاورده میگه جنده .هان
و اما کی جرات میکنه با یه خانم کوشولو که حرف تو دهنش نمیمونه این کارو بکنه مگه با رضایت خودش . هان
و اما خانم کوچلوی قصه ما تاب تحمل همچنین صحنه هایی را نداره مگه در عین عمل بیهوش شده باشه.
ولی اشکال نداره ژول ورن هم گهگاهی ازین سوتی میداد اخه اگه یادت باشه این اواخر مشهور شده بود به ژولی چاخان

یه چند وقتی نبودم چه داستانای

نوشته mahsa_yaghi1 در 6. June 2012 - 11:43

یه چند وقتی نبودم چه داستانای تخمی بقیر از چندتاشون دادن بیرون.ادمینه عوضی 3ماه هست که داستان فرستادم اما نذاشتیش

آبتین جون نظرت خیلی باحال

نوشته vafa-1987 در 6. June 2012 - 19:00

آبتین جون نظرت خیلی باحال بود..کلی خندیدم..واقعا راست میگی

khob pas bede beokonimaet

نوشته ma_jmaj در 6. June 2012 - 19:17

khob pas bede beokonimaet

اه...اه..اه.اه اول صبحی ریدی

نوشته رضا کیرده در 6. June 2012 - 21:44

اه...اه..اه.اه
اول صبحی ریدی تو حالم کیر هر چی افغانیه تو کونت ‏‎ ‎

ممنون وفا جان قابل شما را

نوشته abtinjoon در 7. June 2012 - 2:47

ممنون وفا جان قابل شما را نداشت .

این داستان بود؟ خوب حالایه

نوشته lovenext در 7. June 2012 - 3:52

این داستان بود؟
خوب حالایه افغانی چندسال پیش توروگاییده
و بعدازچندسال بچه های شهوانی ام
میان ومیگانت چیزیه مگه؟
اخه این چی بود
اگه تونستی داستان های دادنت درسن های مختلف وبه غیرازباغ وجاهای مختلف روبنویس
بمیرم ازبچگیت همه گایدنت که اینطوری همه میان میگانت

وای من عاشق خوندن

نوشته Kose-daagh در 7. June 2012 - 19:36

وای من عاشق خوندن کامنتام
واقعا باحال بود
از دوستانی که داستانو مورد عنایت کیرشون قرار میدن بینهایت ممنون

ای ول با این فوشتپ خوشم اومد

نوشته pmn_pmn در 9. June 2012 - 12:38

ای ول با این فوشتپ
خوشم اومد

حتما خشکل بدی که این بلا سرت

نوشته mohammad 1360 در 30. June 2012 - 10:11

حتما خشکل بدی که این بلا سرت امده حالا که 22 ساله شدی باید خشکلتر شده باشی پرده هم که نداری بیا با هم باشیم البطه اینبار که میخوای داستانه با من بودنو بنمیسی خدتو میمالیو بازم میخوای با من باشی to.bala1@yahoo.com

آخه خالی بندی هم اندازه داره،

نوشته Kosdoust در 2. August 2012 - 20:13

آخه خالی بندی هم اندازه داره، کسکش آخه کدوم خری این داستانت رو باور می کنه، اگه کیر به اون اندازه ای که نوشتی تو کوس یه دختری به این سن و سال بره که به قول بچه ها تا یک هفته باید بگیری تخت بخوابی، تازه اون ننه بابای جاکشت کجا بودن که نفهمیدن دخترشون بهش تجاوز شده، فقط باید بگم:
تمام درختای باغ تو کوست،
دسته بیل علی تو کوست،
کیر بچه هایی که تو باغ باهاشون بازی می کردی تو کوست،
اصلا کیر حامد کرزای تو کوست،
ولی حیف وقتم که صرف نوشتن این کامنت کردم.
دفعه بعدی قبل از داستان نوشتن کمی فکر کن، جنده کوچولو

shoma ke in jor migi pas

نوشته Fary 7 khat در 7. August 2012 - 3:07

shoma ke in jor migi pas ayeshe ke 9 salesh bod chi.taze tarafam arab bod!

بچه ها سخت نگیرین شاید این

نوشته خیار چندبر در 11. August 2012 - 22:23

بچه ها سخت نگیرین شاید این واقعا این کارو کرده باشه! بخونین و بخندین!
داستانه دیگه!

حالم بهم میخوره از آدمهایی که

نوشته persiankourosh در 7. October 2012 - 0:02

حالم بهم میخوره از آدمهایی که میگن انسان ها با هم برابرن
اون وقتی که ما تمدن داشتیم این نژاد های پست حمام هم نداشتن
خاکمون رو این پست فطرت ها دزدیدن و از ایران جدا کردن
حالا راشون میدیم بهشون احترام هم میزاریم بعد میگیم چرا تجاوز
میکنه

حالم بهم میخوره از آدمهایی که

نوشته persiankourosh در 7. October 2012 - 0:03

حالم بهم میخوره از آدمهایی که میگن انسان ها با هم برابرن
اون وقتی که ما تمدن داشتیم این نژاد های پست حمام هم نداشتن
خاکمون رو این پست فطرت ها دزدیدن و از ایران جدا کردن
حالا راشون میدیم بهشون احترام هم میزاریم بعد میگیم چرا تجاوز
میکنه

حالم بهم میخوره از آدمهایی که

نوشته persiankourosh در 7. October 2012 - 0:05

حالم بهم میخوره از آدمهایی که میگن انسان ها با هم برابرن
اون وقتی که ما تمدن داشتیم این نژاد های پست حمام هم نداشتن
خاکمون رو این پست فطرت ها دزدیدن و از ایران جدا کردن
حالا راشون میدیم بهشون احترام هم میزاریم بعد میگیم چرا تجاوز
میکنه

فرزانگان سخن نمیگویند با

نوشته dorbin2013 در 11. January 2014 - 15:28

فرزانگان سخن نمیگویند با استعدادان سخن میگویند و تهی مغزان بگو مگو میکنند