تجربه فراموش نشدنی

مطالبی كه ميخونين واقعيت ديگه قضاوت با خودتون. از الان هم عذر ميخوام چون تايپ فارسيم خوب نيست.

من هيچ وقت فكر نمي كردم كه اينقده زود سكس داشته باشم ولي خدايش پتانسيل بالايي داشتم. با اينكه واقعا از نظر ظاهر سادم ولي ديگران ميگن كه از نظر جنسي جذاب ام خلاصه من با يكي دوست شدم كه ميشناختم از قبل و بعد از ۵ ماه حسابي عاشق شدم و هنوزم هستم.
به علت يك سري گرفتاري من يك ماه نتونستم بببنمش تا اينكه قرار شد برم خونه دوست صميميش كه ميشناختم منم رفتم و نشسته بوديم داشتم يك اهنگ از تو گوشيش بلوتوس ميكردم و حرف ميزديم دوستشم به يك بهونه رفته بود پايين كه ما راحت باشيم.

همينجور كه من داشتم حرف ميزدم اومد سمتم و محكم بغلم كرد و بوسم كرد منم با تمام وجودم لباشو بوسيدم. سفت تو بغلش بودن بعد منو خوابوند و اومد روم همينجور كه لبامو ميخورد بلوزم رو در اورد. منم واقعا هيچي متوجه نبودم ميدونستم كه با تمام وجود ميخوامش برا همين گذاشتم راحت تمام لباسم در اره جز شورتم و منم بلوزش و در اوردوم با شلوارشو بعد اومد روم شروع كرد بوسيدن من منمم دستنم كردم لاي موهاش و بوسيدمش بعد سينه هامو خورد سينه هام كه شروع كرد به ميك زدن آه ام درومد اونم ميگفت آروم باش منم سعي ميكردم اروم باشم ولي نمي شد. با يك دست سينمو ميمالوند و اون يكيو ميخورد منم سينه هام بزرگه. ميدونستم داره حال ميكنه بعد شيكم ام رو خورد دوباره اومد روم. من پامو دوره كمرش انداختم و فشار دادم بعد كيرشو حس كردم. از سرش گرفتم هل دادم سمت كسم اونم شرتمو در اور پاهام باز كردم سرش و گذاشت روش شروع كرد خوردن من رو هوا بودم بعد اول با يك انگشت بعد با دو انگوشت كرد تو كسم شروع كرد خوردن من در اوج لذت بودم و كمرم ديگه بند نبود اونم كمرمو گرفت زبونشو كرد تو كسم منم خيلي حشر بودم دستم ميكردم لاي موهام رو كسم فشار ميدادم بدنم لرزيد فهميدم ارضا شدم واقعا سخته توصيف اون لحظه بعد ارضا شدنم اون داشت اروم ميخورد.

بعد گفت من چي؟ منم خنديدم و افتادم روش نشستم رو كيرش خو شدم روش سينه هام كه صفت بود چسبوندم به سينه هاش او لباشو خوردم همينجور كه ميخوردم روي كيرش حركت ميدادم كسم رو. بعد تمام سينشو خوردم. مو هام بلند بودميريختم رو صورتش حسابي حشر شده بود بعد رفتم سراغ كيرش و براش ساك زدم اونم دست كرده بود تو موهام سرمو تكون ميداد تا ته كيرش رفت تو دهنم حسه خوبي نداشت اون لحظه ولي براش هر كاري حاظر بودم بكنم بعد بلند شدم كسم گذاشتم دمه دهمش خودم ام كيرشو خوردم (٦٩) بعد يكم گفتم جاويد من خسته شدم دارم ميميرم زودتر.
خودش فهميد منو خوابوند پاهامو باز كرد سر كيرش گذاشت دم كسم بعد روم دراز كشيد اروم كيرش كرد تو من صداي اه نالم ديگه خيلي بلند شد واسه همين لباشو گذاشت رو لبام اروم كرد تو تا اينكه تا نصفه تو بود بعد يكهو تا ته كرد تو صدام بلند شد كيرش حس ميكردم كسسم داغ داغ بود انگار كره ذوب كرده باشن به همون ليزي بعد اروم ارم شروع كرد تلمبه زدن منم سفت گرفتبودمش با تمام وجود ميخواستمش و مي بوسيدمش بعد ارم اروم تند كرد از روم بلند شد پاهامو باز كرد كمرمو گرفت شروع كرد تلمبه زدن تند كيرش تا ته تو بود منم هي ميگفتم تند تر و اهم در اومده بود بعد گفت پاني نوبت تو من كه. جون نداشتم بلند شدم به زور اون خوابيد نشستم روش قبله اينكه كسم بزارم رو كيرش گرفتم دم دهنش اون زبون زد منم كه باذ حشر شده بودم محكم كسسم دمه دهنش فشار دادم بعد بلند شدم از رو دهنش با يه دستم كسم باز كردم نشستم رو كيرش خيلي درد داشت خيلي ولي درد تحمل كردم شروع كردم به تلمه زدن اونم با يه انگشت كردتو كونم واقعا عالي بود اه ناله اونم درومد من او داشتم به ارگاسم ميرسيدم اون گ فت بسه به قدري حردو حشري بوديم كه هيچي نمي فهميديم منو بلند كرد بغلم كرد چسبوند به ديوار محكم كرد تو سينه ها مو خورد من دوباره ارضا شده بودم ولي اون نه من ديگه بيحال بي حال بعدگفتم وايسا رو مبل خم شدم اون كرد تو كسم از پشت افتاده بودم رو مبل اونم محكم منو گرفته بود ميكرد با يك دست يكي از پاهام باز كرد مخكم ميكرد تو در مياورد منم ار پشت بهش چسبيده بودم اون منو با اون يكي دست نگه داشت تند تند تلمبه ميزد تا ابش اومد و ريخت رو كمرم ابه منم دوباره اومد سه بار ارضا شدم . بماند كه با چه وضعيتي رانندگي كردم بعدش
خدارو شكر هنوز باهم هستيم و من عاشقشم اونم عاشقمه من دنبال يك چيز ديگه بودم اين سايت ديدم نمي خواستم خاطره بنويسم ولي يهو دلم خواست بنويسم و بگم من شانس اوردم با كسي سكس داشتم كه دوسم داشت مسه يه دستمال كاغذي ازم استفاده نكرد البته الان اگه برگردم به گذشته سكس نميكنم چون شانس اوردم با كسي بودم و هستم كه ارزش داشت كه بدبنم در اختيارش بزارم ولب ريسك همين اميد وارم مسه بقيه داستان ا كه نظر ميدين فحش ميدين خيلي فحش نخورم:دی

0
نمره شما: هیچ

17 نظر

کس شعر به تمام عیار لطفا برو

نوشته ساینا جون4 در 29. May 2011 - 8:59

کس شعر به تمام عیار لطفا برو همون دنبال چیز دیگه و تو سایت نیا گند زدی / بهتر بود یه جای یه اسمی بزاری که ما تا نصف داستان نریم بعدا تشخیص بدیم نویسنده دختر بوده یا پسر / تا اونجایی که من یدونم کسیکه بار اولش باشه روش نمیشه اه اه کنه / ببین عزیزم همه پسرا از سینه های بادکنکی خوششون نمیاد اینقد مطمئن تکرار نکن که میدونستی داره حال میکنه /دستم ميكردم لاي موهام رو كسم فشار ميدادم دستتو لای موهاش میکردی/ بدنم لرزيد فهميدم ارضا شدم یعنی اونقدر گیجی که ارضا شدن رو احساس نکردی از لرزش بدنت فهمیدی ارضا شدی؟؟؟؟/ رو كيرش خو شدم فکر کنم رو کیرش خم شدی/ سينه هاش او لباشو خوردم او اینجا اضافیه / در کل پر غلط بود اعصابم نکشید همه رو بگم گفتی تایپ فارسیت خوب نیست زبون فارستم مشکل داره ؟؟؟؟بعدش تو اصلا پرده نداشتی که به این موضوع مهم اشاره نکردی؟؟؟

افتضاح بود من مطمئنم این

نوشته Mr.ok در 29. May 2011 - 10:55

افتضاح بود
من مطمئنم این نویسنده پسره و چون میخواسته بگه که دیر ارضا میشه این داستان رو از دید یه دختر گفته
و چند دلیل دیگه هم هست؛یکی اینکه ساینا در مورد لرزیدن و ارضا شدن گفت و یکی دیگه در مورد کردن تو کس؛چرا اصلا حرفی از پرده نزدی؟پرده داشتی؟نداشتی؟اصلا جریان چی بود؟
در کل ریدی اخوی

دقیقا Mr.ok نویسنده

نوشته khoodka در 29. May 2011 - 12:47

دقیقا Mr.ok
نویسنده پسره!
نفهم!... هرکسی وقتی داره ارضا میشه قبلش میفهمه.. یه زن نیازی نیست حتما بلرزه که بفهمه ارضا شده!یه چی شنیدی فقط! اگه بقیه از رو فیلم مینویسن تو ازروی داستانای بقیه کپی میکنی!!! توصیفاتی که نوشتی از دید یه پسره! چرا میای خودتو ضایع میکنی چلغوز!

پسر کلاس چندمی جوجه اصلا مگه

نوشته siavash72129 در 29. May 2011 - 16:33

پسر کلاس چندمی جوجه
اصلا مگه ورود زیر ۱۸ممنوع نیست؟

سواد نداری چرا داستان مینویسی

نوشته Arezo_viper در 29. May 2011 - 16:57

سواد نداری چرا داستان مینویسی ولی بد نبود
هر چی باشه از کس شر هایی که پسرا مینویسن بهتره

سلام من تازه به جمع شهوانی

نوشته giveme_2011 در 29. May 2011 - 17:29

سلام من تازه به جمع شهوانی های عزیز اضافه شدم.
امیدوارم بتونم مفید باشم.
خدا نیامرزه پدر اون کس کشی که فضای مجازی رو واسه شما عقده ای ها ساخت اگه میدونستم کی هستی خار مادرت رو یکی میکردم کیر تو مغز فلجت.

َمیگم تو که سواد نداری مجبوری

نوشته Mobham_0312 در 29. May 2011 - 18:31

َمیگم تو که سواد نداری مجبوری کس شعر بنویسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیییییییلی گند زدی به داستان

کیرگوریل انگوری تو کونت.دسته

نوشته sunrise در 29. May 2011 - 18:32

کیرگوریل انگوری تو کونت.دسته جارو هری پاتر توکونت.کیرپدر پسر شجاع تو کونت.کیربامزی توکونت.والی آخر...تا کارتونهای جدید مثل شرک و...

به نظر من که نویسنده داستان

نوشته player در 29. May 2011 - 22:13

به نظر من که نویسنده داستان یه پسره که نیاز مبرمی به تغییر جنسیت داره که حتما باید بعد از تغییر جنسیت به 100 نفر بده تا بفهمه چجوری دخترا ارضا میشن.

ميگفت آروم باش منم سعي ميكردم

نوشته سا قی در 29. May 2011 - 22:32

ميگفت آروم باش منم سعي ميكردم اروم باشم ولي نمي شد. با يك دست سينمو ميمالوند و اون يكيو ميخورد اشتباهاتت تابلو بود

يكى به من بگه داستانه اين :دى

نوشته ma2ra در 30. May 2011 - 1:59

يكى به من بگه داستانه اين :دى چيه؟
آقاى نويسنده به نسبت محترم، كشمشم دم داره!
حداقل يه مقدمه اى ، چيزى! از اندام خودتم تعريف ميكردى قبول بود!

من دو داستان من واميرم و

نوشته ma2ra در 30. May 2011 - 2:07

من دو داستان من واميرم و پارگى بكارت من رو نوشتم، اگه كسى خونده و تاييد ميكنه بگيد كه ادامه بدم!

ma2ra جان کامنتای پای

نوشته ساینا جون4 در 30. May 2011 - 9:45

ma2ra جان کامنتای پای داستانتو بخون کاملا مشخصه ولی فکر کنم تایید شده بود

می دونی چیه مادر این جور بچه

نوشته moein_chetmaghz در 30. May 2011 - 17:18

می دونی چیه مادر این جور بچه رو باید بدی سگ بکنه تا بگیره انقده تابلو خالی نبنده
پسره ی کونی عشق دختر بودن داره

خیلی کیری و مضخرف بود تو که

نوشته mehradnik در 4. June 2011 - 0:27

خیلی کیری و مضخرف بود
تو که سواد نداری مجبوری بیای کس بگی

ببین دو حالت بیشتر

نوشته play در 22. July 2011 - 21:00

ببین دو حالت بیشتر نداره.
مرسی که به هر حال اومدی و یه داستانی گذاشتی.
اول اینکه این داستان ساخته ی ذهنته و حرفای بچه ها درسته و اگه اینطوری باشه حرفاشون واست بسه
دوم اینکه اگه واقعا همچنین اتفاقی واست افتاده و این داستان رو نوشتی و در کل حقیقت داره چند تا نکته رو حتما رعایت کن برای داستان های بعدیت.
غلط تایپ نکن . داستان رو کامل توضیح بده و نزار جای مبهمی توی داستانت بمونه.(جریانه پرده) و ... . حتما خودت رو معرفی کن که تا آخر نخواد بخونیم که بفهمیم دختری یا پسر. از گفتن حرفای زیادی اجتناب کن.
فکر کنم واسه بار اول خوب بود. ولی اگه دروغ بود گفتم که حرفای بچه ها بست بود.