شما اینجا هستید

ترنی سکس رویایی

اول از همه سلام عرض می کنم خدمت همه ی عزیزایی که این مطلب رو دارن می خونند، خواننده های عزیز می تونن از همه قشری باشن، می خوام اول از همه مهم ترین اعتقاد خودم که زندگیم رو روش پایه ریزی کردم به همه بگم، به نظر من همه ما انسان ها اومده ایم که از بودن خودمون، در کنار هم بودن و خلق موقعیت های تازه از زندگی و بودن و شدن خودمون لذت ببریم. خوب شاید یک از مهم ترین راه های لذت بخشی و لذت بردن از زندگی و بدن خودمون و دیگران سکس هست. سکس مثل یه راز سر به مهر در طول تاریخ هست، خیلی در مورد حرف زده شده، تئوری هایی داده شده ولی هم چنان زیباترین تعامل بشری و جسم های انسان ها هم چنان سکس هست، شاید شما هم شنیدید که مهم ترین عضو جنسی انسان مغزش هست، بله! این نقش رو آلت تناسلی شما به عهده نداره، این مغز هست که می تونه کیفیت و کمیت ارگاسم شما رو به دست بگیره، متاسفانه در طول تاریخ ما ایرانیان ( البته در بیشتر دنیا هم ) به سکس به عنوان یه ابزار شیطانی و طعمه شیطان برای انسان نگاه کردیم، حتی این عمل رو زشت و تنها فایده اش رو تولید مثل می دونستند، انسان های اون دوره و زمونه به علت این که مغزشون این مهم ترین عضو جنسیشون ناراحت و ناخشنود بود از این عمل، لذتی هم که موقع ارگاسم ( البته ارگاسم بیشتر برای مردان اتفاق می افتاد تا زنان! ) براشون لذت باید و شاید رو نداشت، متاسفانه بر اثر قانون پارادایم این افکار همین طور به ما هم رسیده، بسیاری از مردم در دنیا همچنان مانند پدربزرگانشون فکر و عمل می کنند، در ایران مردانی که آنال سکس رو امتحان می کنند و ازش لذت می برند رو " کونی " خطاب می کنند، این لفظ که از گذشته ها نه چندان زیبا به یادگار مونده ناشی از پارادایم ذهن هاست، گذشتگان ما فکر می کنند که سکس فقط برای تولید مثل هست، حالا که آنال سکس مردان تولید مثلی رو موجب نمیشه، پس زشت و غلط و بد هست. اما من فکر می کنم ما انسان ها لایق افکار زیبا تر و بهتر و انسانی تر از این گونه تفکرات قدیمی هستیم، افکار قدیمی برای گذشتگان و مردگان و خاک گور هست، در دنیای نو ما باید خودمون بر اثر معیار تازمون اعمال رو بسنجیم، یکی از علت های نوشتن این متن این بود که می خواستم با یادآوری اون خاطره و به کار انداختن مغزم، عضو جنسیم، لذت اون لحظات رو زنده کنم و دوباره ازشون لذت ببرم، در ضمن با خوندن متن خودم صحنه ها دوباره برام زنده بشه. غده پروستات که در ورودی آنال مرد ها وجود داره یکی از مراکز مهم برای لذت بردن هست، من هم چند بار خودم مالش این غده رو امتحان کرده بودم و متوجه کیفیت انزال در مقایسه با حالت بدون مالش پروستات شده بودم تصمیم گرفتم تنهایی برای یک هفته برم تایلند، مرکز سکس! نمی خواستم مثل مردگان تو قبر من هم فکر و عمل کنم، با معیار های خودم می خواستم پنجره ای جدید از لذت رو به زندگیم باز کنم. پس کارای مربوطه رو انجام دادم و بلیط و پول و همه چیز رو ردیف کردم پاشدم رفتم، وقتی رسیدم اونجا، یه راست رفتم هتل، دخترای تایلندی زیاد خوشگل نبودن ولی ملس و بامزه بودن و مهم ترین چیز همون بین پاهاشون بود، منظور کسشون نیست، کیرشونه!

دخترای ترنی ( دو جنسه ) اولین هدفم برای اومدن به اینجا بود، بالاخره دو تا دختر ترنی توپ پیدا کردم، مهم ترین چیز سایز کیرشون بود، از کیرشون عکس داشتن! بهم نشون دادن و خوشم اومد، یکیشون که اسمش امی بود سایز کیرش ( که بعدا ازش پرسیدم ) 22 سانتی متر بود، امی یه فول اسلیپ سیاه رنگ تنش بود و پنتی هوز فیشنت سیاه پوشیده بود که حسابی سکسیش کرده بود، لباش رو هم صورتی ملایم کرده بود که می خواستم تو خیابون بگیرم لباشو بخورم، و اون یکی هم که اسمش لین بود که اون یه فول اسلیپ آبی تیره تنش بود و پنتی هوز ساده توری سفید پاش بود که با کفشای پاشنه بلندش حسابی سکسی نشونش میداد، ولی مهم تر از همه کیر 17 سانتی متریش بود! باور نکردنی بود، یه دختر دو جنسه کیر به این بزرگی داشته باشه، سینه هاشون هم خوب بود، زیاد بزرگ نبودن ولی خوب بود، ، لین خوشگلتر از از امی بود، پول و کارایی که می خواستم رو باهاشون طی کردم و رفتیم هتل، از ایران کلی کاندوم با خودم آروده بودم، از ایدز و اینا می ترسیدم، از پله های هتل رفتیم بالا و رسیدیم اتاق من، تخت دو نفره داشتم سه تایی رفتیم تو تخت، من به پشت روی تخت دراز کشیدم، اول امی شروع کرد باهام لب گرفتم، خیلی جانانه این کار رو می کرد، زبونش رو هل می داد تو دهنم و زبونش رو تیر می کرد و دور زبونم می چرخوندش، من هم سعی می کردم کارایی که اون می کنه رو انجام بدم، لین هم داشت بدنم رو می مالید و با دستش منو لمس می کرد، لبای امی خیلی خوشمزه بود وقتی زبونمو می کشیدم رو لبش یه چیز خوشمزه رو حس می کردم رو لبش، لین هم داشت هم چنان من رو لمس می کرد و یواش یواش دکمه های پیرهنم رو باز می کرد، خواستم طعم لبای لین رو هم بچشم، برای همین جای امی و لین رو عوض کردم، لین لباشو آورد و گذاشت روی لبم و شروع کردیم به لب گرفتم، امی هم حین لب گیری ما، پیرهنم رو کامل دراورد شروع کرد به لیسیدن و مکیدن سر سینه هام و چنگ انداختن بهشون، لین لبام رو می لیسید و من داشتم حسابی حال می کردم و چشامو بسته بودم که احساس کردم که لین داره گردنمو می لیسه، اوی! هیچ وقت فکر نمی کردم اونجام هم حساس باشه، لین داشت گردنمو می لیسید و امی هم سینه هامو، پلکام از شدت حشر داشتن می لرزیدن، امی رفت پایین تر و بالاخره زیپ شلوارمو باز کرد و من با چشمای باز بهش نگاه می کردم، شلوارمو راهت از پام درآورد و بعد از روی شرتم سر کیرم رو می لیسید، لین باز اومده بود بالاتر و داشت ازم لب می گرفت، امی بالاخره رضایت داد و رفت سراغ کیرم یه کاندوم خاردار بهش دادم و کشیدم رو سر کیرم، لین بهم گفت پاهاتو بده بالا تا منم کونت رو بلیسم، امی رو حالت 69 رفت رو کیرم و لین هم رفت سراغ سوراخ کونم، امی اول با لباش تمام کیرم رو بوسای کوچولو زد و بعد سرش رو فرو کرد تو دهنش و با دست دیگش می خواست برام به صورت جلقی دستش رو بالا و پایین کنه ولی من بهش گفتم که فقط با دهنت این کار رو بکن، لین هم فقط داشت سوراخ بی مو کونم رو می لیسید، وای داشتم می مردم، کیرم رو امی خیلی شدید می مکید، باور نمی کردم بتونه این همه محکم بمکه، کیر امی از زیر دامن کوتاهش که حالا مانع دیدن شرتش نمی شد کیرش رو نمایان کرده بود، کیرش از شرت زنونه کوچیکش زده بود بیرون، وای خیلی بزرگ بود، حشری شده بودم و شرتش رو کمی کشیدم پایین و پوست کیرش رو کمی هل دادم عقب و یه بوس از سر کیرش برداشتم و بعد یه کاندوم خاردار هم سر کیر اون کشیدم، امی کیرم رو از دهنش در آورد و بهم گفت: کیر دوست داری؟ منم گفت آره. و بعد گفت پس بار بخورش، بعد شروع کرد به ساک زدن، لین بد جور داشت سوراخم رو می لیسید و حشریم می کرد تا باعث بشه کیر خوش فرم امی رو براش ساک بزنم، سر کیر امی آنچنان بزرگ و خوشگل و خوشفرم بود که فقط می خواستم اون قسمت مک بزنم، کم کم داشتم بر اثر ساک زدنای امی نزدیک می شدم که گویا امی متوجه شد و از روی کیرم بلند شد، منم بلند شدم و امی رو انداختم رو تخت و اول یه لب کوچولو ازش گرفتم بعد لباسش رو در آوردم، بعد لباس لین رو دراوردم، حالا هر کدومشون یه شرت داشتن که کیرشون از شرتشون زده بود بیرون، سینه های لین خیلی خیلی خوشگل بودن، پرتقالی، سف و سر بالا با نوک قهوه ای روشن، افتادم روی لین با آرامش شروع کردم به لیسیدن سینه هاش، امی هم رفت از پشت سر سوراخ کونم و انگشتش رو گذاشت رو کونم و فرستادش تو، خیلی خیلی تنگ بودم، با اینکه چند بار با هویج و خیار کونمو گاییده بودم ولی وقتی انگشت امی رفت تو کونم احساس درد کردم، امی بعد شروع کرد به عقب و جلو کردن و چرخوندن انگشتش توی کونم، من هم چون حشری شد بودم بیشتر سینه های لین رو می مکیدم، امی می خواست انگشت دومش رو هم وارد سوراخم بکنه که من بهش گفتم که نمیشه و درد دارم، اونم رفت سراغ کیفش و یه چیزی آورد و زد به کونم و با یه انگشت با اون کونم رو ماساژ داد، بعد با دو انگشت امتحان کرد و رفت تو سوراخ کونم، ناخن های دراز امی کمی اذیتم می کرد ولی بالاخره سوراخم جا باز کرد و امی دو انگشتی توش رو می چرخوند، دیگه دست از سر سینه های لین برداشتم و بهش گفتم رو تخت خودش رو کمی بکشه بالاتر چون می خوام کیرش رو ساک بزنم، این مدلی که کسی به پشت دراز بکشه و من براش ساک بزنم رو خیلی دوست دارم چون اختیار اینکه چقدر کیر بره تو حلقم رو خودم مشخص می کنم، اول کیر لین رو بو کردم، کیرش یه بوی خوبی میداد، بعد خایه هاشو لیسیدم، عاشق بوی خایه هاش شده بودم، سریع یه کاندوم کشیدم رو سر کیرش، بعد خایه هاشو تو دستام گرفتم و لیسیدمشون، امی همچنان داشت کونم رو حال می داد، رفتم سراغ کیر لین، زبونم رو آوردم بودم بیرون تا کیرش رو تا ته حلقم بفرستم تو، وای فقط یه کوچولو از کیرش بیرون می موند و بقیه اش رو می کردم تو دهنم ( یه کیر 17 سانتی رو ) تو این حین که کیرش رو هی در می اوردم و هی می کردم تو دهنم بودم که امی انگشت سوم رو هم کرد تو کونم، کیر لین رو در آوردم و یه آه بلندی کشیدم و سرم رو گذاشتم رو پاهای لین و فقط آه می کشیدم، بالاخره تونستم خودم رو جمع کنم و از لین عاجزانه و با حشر زیاد خواهش کردم کیرش رو بکنه تو کونم، امی انگشتاش رو از توی کونم در آورد و لین اومد دم کونم، من هم خودم رو تا حالت سگی گذاشتم، بعد از چند ثانیه که فکر کنم داشت کیرش رو آماده می کرد کیرش رو گذاشت دم کونم، سر کیرش رو کرد تو کونم و نگهش داشت، سوراخم کمی خودش رو جمع کرد، امی اومده بود جلو صورتم و انگشتاش که تو کونم بود رو گذاشت تو دهنم و گفت نترس ماده که به کونت زدم خوردنیه، من هم انگشتاش رو لیسیدم و خوردمشون،لین داشت پشتم اروم آروم کیرش رو می کرد تو کونم، به جایی رسید که لین وایساد و من خایه هاشو احساس کردم که خورد به کونم، امی هم جلوم نشسته بود تا من بتونم براش ساک بزنم، لین شروع کرد به کردن کونم، وای وقتی کیرش رو می کشید بیرون و هلش میداد یه احساس خیلی خوبی بهم دست می داد، حشری شده بودم و کیر امی رو با عجله و نا هماهنگ می خوردم، لین با ریتم و خیلی قشنگ منو می کرد، تنها چیزی که می تونستم بگم آه ه ه ه ه ه هام بود و خواهشام برای ادامه کارش، چند دقیقه بعد دیگه حشرم زده بودم بالا و کیر امی رو از دهنم درآوردم و سرم رو گذاشتم رو تخت و فقط آه و ناله می کردم و از لین خواهش می کردم که کونم رو محکم بگاد، چند دقیقه بعد امی و لین با هم حرفی به زبون خودشون زدن و امی رفت پشت من و لین کیرش رو از کونم در آورد،امی من رو پشت و رو کرد و من به پشت دراز کشیدم رو تخت، بعد جفت پاهام رو انداخت رو دوشش و به سوراخ کونم که از بین پاهام افتاده بود بیرون کمی از اون مایع زد و سر کیرش رو کرد تو کونم ( پوزیتیش ساید دیش ) بعد آروم آروم کیرش رو هل داد تو تا اینکه کمی از کیرش رو بیرون مونده بود رو نتونست بفرسته تو و بعد شروع کرده به گاییدن کونم، وای کونم خیلی خیلی باز شده بود و داشت توسط یه ترنی خوشگل و کیر کلفت گاییده می شد، لین هم اومد روم دراز کشید و کیرش رو به زور چپوند تو حلقم، اول خوشم نیومد بعد عاشق این حرکت شدم، وای چقدر خوب بود، با کیرش تو دهنم تلمبه می زد و من حال می کردم، وقتی کیر امی میرفت تو کونم احساس می کردم رد کیرش تو کونم می مونه و نقشی تو کونم میزاره، وای کیرش خیلی بزرگ و کلفت و خوشفرم بود، هم تو کونم و هم تو دهنم داشتن تلمبه می زدن، لین البته برای نفس کشیدنم گاهی کیرش رو درمی آورد و بعد شروع می کرد به گاییدن دهنم، امی خیلی سریع تر با فرضی کیرش رو می فرستاد تو و میاوورد بیرون، تو این حالت دادن بودم که متوجه شدم امی انگشتای پام رو کرده تو دهنش و برام می لیسیه، آ ه ه ه ه ه ه ه، خیلی آرزو داشتم که بتونم پاهای یه دختر رو بلیسم و عاشق فوت فیتیش بودم، ولی حالا یه دختر ترنی داشت برام این کار رو می کرد، ولی من نبودم که پاهاشو می لیسیدم، اون داشت پاهای منو می لیسید، چه حس خوبی داشت، لین حالا داشت گاهی اوقات سوراخ کونش رو هم که اونقدر ها تنگ نبود رو هم گاهی که کیرش رو که در می اورد می داد بلیسم، امی دونه دونه انگشتای پای چپم رو می کرد تو دهنش و می خوردشون و به شکل کیر ساکشون می زد، من هم حشری شده بود، چون کاری که امی داشت با پاهام انجام میداد و کیر دوست داشتنی و گندش هم که تو کونم عقب و جلو می شد داشت بهم خیلی حال می داد، به همین خاطر کیر و کون لین رو حسابی زبون می زدم و می لیسیدم، موقع لیسیدن کون لین دو - سه تا از انگشتامو کردم توش، دیدم راحت میره تو، بالاخره با کمی تلاش پنج تا انگشتمو هم کردم تو کنم، به امی گفتم که بیا با هم کون لین رو بکنیم، من به پشت دراز کشیدم و لین در حالی که روش به من بود اومد روم، امی هم کاندوم جدیدی رو کیرش سوار کرد و از پشت لین کیرشو با من کرد تو کونش، ای وای خیلی قشنگ رفت کونش، بدون مشکل! کیرم وقتی داشت به سر کیر امی تو کون لین می خورد یه جوری میشدم، لین هم آخ و اوخش حسابی رفته بود بالا، سر لین رو آوردم پایین تر تا هم خودم راحت تر تلمبه بزنم و هم بتونم ازش لب بگیرم چون لباش خیلی خوش مزه اس، لین داشت ازمون خواهش می کرد که بکنیمش و ما ادامه می دادیم، صدا ها و خواهش های لین حشریم کرد و منم دلم خواست تا کون بدم، از امی خواسم که پاهامو باز کنه و کیرش رو بفرسته تو کونم، کونم دوباره جمع شده بود و کیر امی هر چه قدر هم لیزش کرد نفرت تو که نفرت! لین رو از کیرم جدا کردم، خودم دمر شدم لبه تخت و به لین گفتم کونمو بلیسه، بعد به امی گفت که به پشت دراز بکشه و پاهاشو از هم باز کنه چون می خوام خایه ها و سوراخ کونشو بلیسم، اول کاندوم رو عوض کردم، حالا لین زبونش رو می کشید رو سوراخ کونم و زبونش رو تیر می کرد و فرو می کرد تو کنم، منم حشری شده بودم و خایه ها امی رو محکم می مکیدم، لین اونقدر به لیسیدن کونم ادامه داد که ازش خواستم که کیرشو بفرسته تو کونم، وای وقتی کیرش رفت تو کونم انگاری اولین کیری بود که رفت توم، یه حس درد خفیفی داشتم ولی با چند تا عقب و جلو کردن عادی شد و لذت بردن شروع شد، به خاطر حشری شدن افتاده بودم به جون خایه های امی وبا انگشت سوراخ کونشو مالش می دادم، لین حرکاتش تند شده بود و حسابی منو می گایید، من نمی خواستم به این زودی آب هیچ کدوممون بیاد، برای همین از امی خواستم که پاشه، خودم رو تخت به پشت دراز کشیدم و پاهام رو کمی باز کردم تا امی تونست کیرش رو بفرسته تو کونم، بعد کمی تلمبه زد تا روون شد، بعد از لین خواستم بیاد رو کیرم بشینه، حالا هم داشتم کون میدادم و هم کون می کردم، خوبیش این بود که من بی حرکت بودم و فقط لذت می بردم، آ ه ه ه ه ه ه ه ه ه، وقتی کیر امی به پروستاتم می خورد دیوونه می شدم، کیرش مثل سنگ سفت و محکم بود، از یه طرف کون لین که چندان هم تنگ نبود رو می کردم، حشرم به قدر زده بود بالا که دو تا انگشتامو کردم تو دهنم و به حالت ساک زدن انگشتام رو می خوردم، حرکات منظم امی و ضربه خوردنای پروستاتم بهم خیلی حال می داد، از یه طرف کیرم هم یه جای خوب بود، دیوونه شده بودم و حال خودم رو از دست داده بودم، فقط نفس نفس می زدم، لین فکر کنم خسته شد و از روی کیرم پاشد، کمی نفس نفس زدنام رو کنترل کردم، کیر لین رو گرفتم و کشیدمش سمت خودم و کیرش رو ولع تمام کردم تو دهنم، وای چه حالی بود، کیر خوشگل امی داشت کونمو می گایید، از طرف دیگه لین داشت تو دهنم تلمبه می زد، پروستاتم به نهایت تحریک رسیده بود و فوق العاده حشری شده بودم، امی بعد از چندین دقیقه کونمو گاییدن صورتش پر عرق شده بود، کیرش رو از تو کونم کشید بیرون و به پشت دراز کشید و گفت اگه کیر می خوای بیا بشین روش، منم کیر لین رو از دهنم درآوردم و بعد به کیر امی حمله کردم و یه ساک خیلی خوب به کیرش زدم بعد، تا جایی که میشد کیرش رو می کردم تو دهنم، زبونم رو درآورده بودم تا کیر خوشگل و خوشمزش به ته حلقم بخوره، کمی که آتیشم خوابید نشستم رو کیرش ( پوزیشن باترفلای ) و تا ته رفت تو کونم، یه لحظه احساس کردم کیرش زیر شکممه، کیرش خیلی خیلی بزرگ بود، آروم آروم شروع کردم به بالا و پایین شدن رو کیرش، لین هم سرمو گرفته بود و دهنمو با کیر می گایید، البته تو این حالت دیگه نمی زاشتم زیاد کیرش بره تو، تا جایی که می تونستم دهنمو سفت می کردم و کیرش رو محکم می مکیدم ، امی تو بالا و پایین شدنام بهم کمک می کرد، باز تحریک پروستاتم باعث شد حشرم بزنه بالا، از تغییر رنگ امی و لین میشد فهمید وقتی اومدنشون نزدیکه، طبق قرارمون بعد از چند دقیقه که من قرمز شدنشون رو دیدم هر دو کیرشون رو دراوردن، و من جلوشون زانو زدم، کاندوم هارو کشیدن پایین و بعد جلوم شروع کردن به جلق زدن، بعد از چند دقیقه اول آب امی با فشار ریخت رو صورت و گردنم، آبش گرم بود، البته حجم آبش زیاد نبود، بعد لین هم بیشتر از کنار صورتم پاشوند رو زمین و کمیش ریخت رو صورتم، صورتم از آبشون داغ شده بود و آب رو صورت جاری بود، خواستم که کیراشون رو ساک بزنم که دیدم هر دو کیرا خوابن، بعد بهشون گفتم حالا منو ارضا کنید، رفتم رو تخت، امی دو انگشتش رو کرد تو کونم، خیلی حرفه ای بود، دقیقا می دونست که پروستاتم کجاست، دست گذاشته بود اونجا و پروستاتم رو می مالوند، لین هم کیرم رو با یه روال آروم برام می مالوند، چشمام رو بسته بودم و گذر ثانیه ها برام معنایی نداشت، تک تک سلول هام احساس رضایت می کردن، یه حس رضایت پر از شادی، یه حس وصف نشدنی، گویا انگار رو زمین نیستم، بالاخره احساس کردم لحظه ای که هیچ وقت تو عمرم تجربه نکرده بودم فرا رسید، از سرم تا نوک انگشتام احساس کردم رعشه ای به بدنم افتاد، گویا تک تک سلول هام همون لحظه مردن و زنده شدن، احساس می کردم کیرم یه لحظه توی آب جوش قرار گرفت، بعد یه مایع گرم از دیواره درون کیرم بالا رفت، هیچ چیزی رو به مدت نامعلومی احساس نمی کردم، اون لحظه نمی دونم چند ثانیه یا حتی چند دقیقه گذشت ولی من فقط احساس رضایت فوق العاده زیادی رو تجربه کردم، ارگاسمی که به همه ی ارگاسم های قبلیم فرق داشت، از شدت لذت مثل یه شلاق بدنم رو پیچ و تاب میدادم و رعشه ای عظیم به بدنم افتاده بود، نمی دونم چند ثانیه داشتم خودم رو به بالا و پایین پرتاب می کردم ولی می دونم که داشتم لذت بی نهایتی رو تجربه می کردم، گذر زمان برام معنایی نداشت و من از لذت زیادی که به سمتم اومده بود بهره می بردم، بعد از مدت نامشخصی که رعشه زدنم تموم شد بدنم از شدت ارگاسم مثل بید می لرزید و بهم می گفت که من دوباره به زمین اومده ام، من از کاری که کرده بودم خوشحال بودم، چشام رو باز کردم و لین و امی رو دیدم، یادم اومدم که من کجام و چه کاری کرده ام، دوباره احساس رضایت وجودمو پر کرد، لین و امی لباس پوشیده بودن، پولاشون رو همون اول داده بودم، ازشون خواستم ملافه روم بکشن چون می خوام بخوابم، اونا اتاق من رو ترک کردن وقتی سرم رو از سمت در برگردوندم و ساعت رو دیوار رو دیدم باورم نمیشد، سه ساعت گذشته! یعنی 180 دقیقه لذت، 10800 ثانیه حس رضایت و خرسندی، لبخندی زدم و سرم رو از رو دیوار روبرو برگردوندم و به بالا نگاه کردم، انگار چیزی به سقف چسبیده، یعنی از سقف آب می چکه، نه اون آب من بود، یعنی اونقدر به فشار اومده بیرون که رفته اون بالا، لبخندی به لبام اومد، چشام رو آروم بستم و به خواب عمیق و پر از لذت دمادم فرو رفتم.
وقتی بیدار شدم فهمیدم 10 ساعتی هست خوابید، وقتی دیدم که نای بلند شدن ندارم خاطرات دیروز دوباره به یادم اومد، لبخندی زدم و زیر دوش آب گرم غبار خاطرات خوش رو شستم.

پ ن : برای کسایی که جالب بود که بدونن که مدت ارگاسمم چند ثانیه طول کشیده باید بگم که یک بار دیگه به امی زنگ زدم تا مثلا برای یه بار دیگه ازش وقت بگیرم و مدت ارگاسمم رو ازش پرسیدم، اون هم گفت مدت رعشه هام و بالا و پایین شدنام و ارگاسم بیشتر از 1 دقیقه طول کشیده!

نوشته: آرش

0
هنوز نمره داده نشده

نظرات

سعي كردم چيزي پيدا كنم كه بهت گير بدم اما ديدم حيفه چون واقعا خوب نوشتي. موضوعش برام جذابيتي نداشت اما همين سبك نوشتنت هم خودش كلي غنيمته. خفه شديم از بس مزخرف نوشتن اينجا

منم با موضوع داستانت حال نکردم ولی با نظر فرجاد موافقم. فقط فکر کنم پاشیدن آبت به سقف یه کم خالی بندی بود. ولی از قلمت خوشم اومد. لطفاً اگه کاری میخوای بکنی بکن ولی واسه دیگران توجیهش نکن. چون شاید تو از این کار لذت ببری ولی خیلی ها هم دوست دارن مثل آدمیزاد سکس کنن. یعنی با جنس مخالف اونم نه واسه تولید مثل بلکه واسه لذت بردن از زندگی...

جالب بود.يه داستان متفاوت.البته از كون دادنت خوشم نيومد.ولى براى اولين بار با خودم فكر كردم كير دختر چجورى ميتونه باشه.خوشا به سعادتت اخوى.

با نظر فریجاب موافقم ولی یچیزی اون قسمت اول که گفتی : به نظر من همه ما انسان ها اومده ایم که از بودن خودمون، در کنار هم بودن و خلق موقعیت های تازه از زندگی و بودن و شدن خودمون لذت ببریم.
راستش من گم شدم بودن یا نبودن مساله این است شد یه دفعه راجع به این قسمت یکم توضیح بده ممنون میشم

من با نظر مهدی موافقم آخه خاک تو اون سر کونیت کنن!همه میرن اونجا کس بکنن تو کونی رفتی کون دادی؟تو که اولش اون مقدمه ی طولانی رو میگی که ثابت کنی چیزی حالیته(که البته معلوم بود از روی مطلب دیگه نوشته بودی) یه جا مینویسی:...با هویج و خیار خودمو میگاییدم.....
آقای نویسنده ی کونی دیگه کس شعر ننویس که با همه بچهای شهوانی میایم چنان میکنیمت که کونت بشه مثل کلات!!!!!!

من داستان بالا رو نخوندم!!!
دوستان من چند بار اين داستا رو براي انتشار فرستادم ولي انتشارش نكردن!!
من هم تصميم گرفتم اون رو در قسمت نظرات منتشر كنم؟
طولاني هست ولي ارزش خوندن داره!!
اولين داستان خالي از سكس در شهواني؟
سلام به همگي از طرف tavalodi dobare
اميدوارم و البته دعا ميكنم كه معني واقعي اين داستان رو درك كنيد.! شايد هم نميشه اسمش رو داستان گذاشت؟
امروز چيزي را در اين سايت خواهيد خواند كه به هيچ وجه انتظارش را نداشتيد؟.شايد با خود بگوييد كه چرا من اين سايت را براي مطرح كردن اين موضوع انتخاب كرده ام .جوابش ساده است:من و شايد همه شما ميدانيد كه هركسي به ميل و اراده كامل خودش به اين سايت مراجعه نكرده است بلكه هر كس به طريقي فكر ميكند كه احتياج خودش رو در اين جا پيدا خواهد كرد.مثلا هر كس به بهانه اي:(ميل شديد جنسي،،اعتياد به سكس،،كم نياوردن در مقابل دوستان،،در هنگام بحث سكس چيزي براي گفتن داشتن، تا مورد تمسخر ديگران قرار نگيرد،،ترس از ترد شدن از طرف دوستان،،نبود اطلاعات كافي در مورد سكس سالم،،و بقيه چيزهايي كه خودتان ميتوانيد به اين ليست اظافه كنيد؟ حالا منظور من از مطرح كردن اين ها چيست؟
من ميدانم كه نميشود ميل به سكس(شهوت) رو سركوب كرد ولي باور دارم كه ميشود ميل به سكس را كنترل كرد!!
من بهترين كسي رو هم كه ميتونم براتون مثال بزنم خودم هستم چون من هم زماني ميتونم با جرعت بگم كه اعتياد به سكس داشتم ولي هيچ وقت به داشتن رابطه با كسي نينجاميد بلكه بيشتر با خود ارزايي شهوتم رو ميخوابوندم ولي با اين كار روز به روز وضع بد تر هم ميشد چون يك حال زود گذر داشت و كاملا كازب بود و خيلي زود دوباره به همان حال اول بر ميگشتم و براي همين همش دونبال اين بودم كه لول-level سكس رو بالا ببرم تا بلكه نيازم رو برطرف كنم و اين موضوع همه زندگي من رو مختل كرده بود.زورها سپري ميشد و وضع بدتر......اين مشكل من هم از مسائلي سر چشمه گرفته بود كه در اول مطرح كردم.شايد بشتر شما هم اين مشكلات را داريد.اما يك روز همه چيز عوض شد.به طوري كه با جرعت ميتوانم بگويم كه معجره بود.
من با شخصي اشنا شدم يا بهتر است بگويم او خودش را به من اشكار كرد كه به من تولودي دوباره داد.من دوباره به زندگي برگشتم .
(اين انفاق ميتواند براي شما هم بيفتد؟
او به من نشان داد كه(( براي از بين بردن يك درخت بي ثمر نمي توان تا آخر عمر آن را هرس كرد چون دوباره جوانه خواهد زد بلكه بايد آن را از ريشه خشكاند))بله!! اين درخت مزر در قلب من ريشه داشت در حالي كه من در جايي ديگر دنبال حل مشكل بودم .اين درخت با سرعت در حال رشت بود و شاخه هاي آن داشت همه زندگي من رو ميگرفت و داشت آن را از هم مي پاشيد. اما مشكل اينجا بود كه اين درخت از كجا آمده و از كجا تغديه ميكند؟؟؟؟؟؟؟
همانطور كه ميدانيد يك درخت بدون اينكه مايح تاجش(آب،خاك،كود،) فراهم باشد نمي تواند رشد كند.بله!! باز اين من بودم بدون آنكه بدانم آن را پرورش مي دادم و به آن قدرت مي بخشيدم . پس اگر من اين كار را ميكردم احتياجات اين درخت از كجا وارد قلب من مي شد؟؟؟.ما براي درك و ايجاد رابطه با ديگران از چه چيزهايي استفاده ميكنيم.1- از طريق ديدن(نگاه كردن) 2- شنيدن(گوش كردن) 3- حرف زدن(زبان) بله! 3 راهي كه كمك ميكردن به ان درخت كه ريشه در قلبم داشت. كه بارور و تنومند شود و به زندگي خود ادامه دهد.در واقع من براي خودم زندگي نميكردم بلكه داشتم خواسته هاي چيزي رو براورده ميكرده كه خودم ساخته بودم و خودم را در اسارت آن قرار داده بودم؟؟ بله شخص ديگري در من زندگي ميكرد و داشت بر تمام وجودم حكمراني ميكرد البته با قانوني كه من وضع كرده بودم!!آيا من برده نبودم؟؟پس چه كسي من را به اسارت گرفته است. خودم؟؟؟؟؟؟؟ بله،خودم!! من همه درهاي .جودم رو به روي هر چيزي باز گزاشته بودم بدن آنكه كنترلي بر انها داشته باشم؟((به موبايلي فكر كني كه هر بلوتوثي رو از هر كسي مي پذيرد!(از جمله برنامه هاي همي ويروس) به نظر شما ايا مي توان گفت هر انچه در مموري ان قرار دارد سالم و مفيداست؟)) گوش،چشم وزبان ما مثل همان بلوتوث مي مانند!! حالا متوجه راهي شديد كه بتوان با آن درخت را خشكاند و از اسارت بيرون آمد؟دوروسته! بايد راه هاي رسيدن مايح تاج آن را كنترل كرد.منزل مسكوني ما خانه كاملا شخصي هر كس نيست بلكه اين قلب ماست كه خانه كاملا شخسي ماست.هر كسي دوست داره كه بهترين و زيباترين اشياء رو در تزئين خانه خودش به كار ببره.پس اگر ما اين را ميدانيم چطور ميتوانيم با هر چيزي كه معلوم نيست از چيست و از كجاست واز كيست و چه كاربردي داره از آن براي تزئين قلب مان استفاده كنيم!!؟دوستان عزيز غذاي روح كلام(كلمه)است.بگذاريد مثالي بزنم تا باور كنيد.شما من را نمي بينيد!فقط داريد كلمه هايي رو كه من نوشته ام را ميخوانيد.آيا تاثير آن را در خود نمي بينيد؟ بله مي بينيد!!پس من دارم در شما تغيراتي ايجاد ميكنم فقط با قدرت (كلام)پس كلام بزرگترين قدرت را براي تاثير گذاري بر ما را دارند و درست به روح ما انتقال پيدا ميكنند؟حالا يك سوال از شما دارم؟ شما از چه منبعي براي تغذيه روح خود بهره ميگيريد؟ ((دوستان،چه نوع دوستاني؟ تلويزيون،چه كانالي؟اينترنت،چه سايتي؟))هيچ ميدانيد هر كدام از اين منبع ها ميتوانند فقط دو كار انجام دهند؟ 1-ميتوانند مانند يك لوله آب زولال به روحتان وارد كنند و تمام روحتان را از نجاسات پاك كنند و وجودتان هم پاك شود و يا 2-ميتوانند مانند يك لوله فاضلاب باشند كه هم روح و هم كل وجودتان را پر از نجاسات و نا پاكي ها كنند!؟ پيش گيري بهتر از درمان است. ولي اين كاملا به شما بستگي دارد كه كدام را انتخاب كنيد؟ نمي خواهم زياد تولاني كنم. ولي مشكل بزرگي كه همه ما داريم اين است كه ما نمي توانيم؟؟؟؟؟؟؟ بله درست است.ما بيشتر وقت ها كاري را ميكنيم كه ميدانيم كار درستي نيست و در نكردن ان عاجز مي مانيم!! انگار يك چيزي كم داريم و آن قدرت انجام است.من هم با اين مشكل رو به رو بودم. شما هم ميدانيد فقط دانستن كافي نيست. بلكه قدرت انجام هم بايد باشد.اگر يادتان باشد در اول گفتم كسي به زندگي من وارد شد و او من را از اين وضع نجات داد؟(( ضمنا اين را هم بگويم اين چيزهايي را كه به انها اشاره كردم فقط در مورد مسائل سكس نيست و به درد همه زندگي ميخورد))كسي كه به زندگي من وارد شد نه تنها راه حل بلكه همراه با آن قدرت انجام را هم به من داد.(به لحاضي او در من زندگي ميكند)شايد باور نكنيد ولي واقعيت دارد.بسياري خصوصيات هست كه بايد در مورد آن شخص بدانيد ولي نمي توانم در اين جا جاي دهم .قرار نيست كه هر كس كه به شهواني مي ايد داستان سكس منتشر كند. به نظر من اين نوع مسائل هم بايد در اين سايت جا بگيرد.اميدوارم كه اين مطلب در سايت منتشر شود؟( دوستاني كه مي خواهند با شخصي كه به زندگي من وارد شد و من را نجات داد،اشنا شوند و آن شخص به زندگي آنها هم وارد شود و آزادي را به آنها هم بدهد ميتوانند با من تماس بگيرند( k65_l67@yahoo.com
ID yahoo:k65_l67
اين كار من فقط از سر محبت بوده و هيچ سودي براي من نخواهد داشت.
موفق باشيد.
اگر غلت املايي داره ببخشد. سواد كمي دارم. D:
براي اينكه راحت تر مطلب را بخوانيد آن را كپي كند و در word pad بخوانيد. با حروف درشت!!
از دست ندهيد دوستان!!!

فریجاب جان این چه نظریه دادی
سعي كردم چيزي پيدا كنم كه بهت گير بدم اما ديدم حيفه چون واقعا خوب نوشتي. موضوعش برام جذابيتي نداشت اما همين سبك نوشتنت هم خودش كلي غنيمته. خفه شديم از بس مزخرف نوشتن اينجا

بابا از تو انظار نداشتم

khoshgel18 عزيز
منكه گفتم موضوع اين داستان اصلا برام جذابيتي نداشت و هيچ لذتي هم ازش نبردم. اما در اين داستان يه چيزايي هست كه برام قابل احترامه و اون نگارش كم ايراد نويسنده (چيزي كه در اين سايت خيلي كميابه و بايد قدرشو دونست) و توصيفات دقيقشه. خوشگل عزيز دو چيز رو بايد از هم تفكيك كرد: موضوع توصيف و روش توصيف. تو اگر تصوير كريه‌المنظر يك زن جذامي رو با صورت و دستاي متلاشي شده در يك تابلوي نقاشي ببيني ممكنه منزجر بشي و حتي حالت هم به هم بخوره اما مهارت نقاش رو كه تونسته اين همه زشتي رو به تصوير بكشه نمي‌توني انكار كني. در واقع تو از موضوع توصيف متنفر شدي ولي ناخودآگاه به روش توصيف احترام گذاشتي. توصيفاتي مثل اين رو من فقط در چهار پنج تا از داستاناي سايت ديدم. اما اگر همه داستاناي اينجا از چنين استانداردي برخوردار بود مطمئن باش من ميرفتم سراغ موضوع اين داستان و طور ديگه‌اي درباره‌ش نظر ميدادم.
موضوع اين داستان هم تازه‌ست و تكراري نيست و اگر چه من و تو و خيلي‌هاي ديگه باهاش حال نكرديم اما حداقل با يه تجربه تازه آشنا شديم. به خاطر همه اينا من معتقدم كه نويسنده اين داستان كه به نظر مياد آدم محترمي هم باشه (حالا هر تمايل جنسي كه مي‌خواد داشته باشه) مستحق اينهمه فحش و ناسزا نيست.

farijab عزیز باید بگم که فانتزی های سکس آدم ها واقعا تغییر پذیر هست، شاید فانتزی که قبلا ازش متنفر بودید فردا روزی آرزوی انجامش رو داشته باشید
البته من نمی خوام کسی رو ترغیب به هیچ نوعی رابطه بکنم، هر کس آزاد هست که هر کاری دلش می خواد بکنه.

در ضمن از شما به خاطر جواب دادن به کسایی که بی ادبی می کنن متشکرم

از همه ی کسانی که هم به عقاید دیگران احترام می گذراند تشکر می کنم، امیدوارم فانتزی های سکسی تون عملی بشه.

آرش جان من شايد به فانتزيهاي تو علاقه‌اي نداشته باشم (چون اينجور علايق نسبيه و از آدم تا آدم تفاوت پيدا ميكنه) اما هم به فانتزيهات و هم به تمايلات جنسيت احترام ميذارم حتي اگر با چهارچوبهاي رايج و سنتي مطابقت نداشته باشه.
در مورد تغيير كردن فانتزيها در دوره‌هاي سني مختلف هم باهات كاملاً موافقم.
نميدونم داستاني كه نوشتي فانتزيه يا واقعيت داره اما اگر واقعيت داشته باشه بايد به جسارتي كه به خرج دادي تا به فانتزيهات جامه عمل بپوشوني آفرين گفت.

با تایید حرف های دوست عزیزم farijab باید بگم که جامعه عمل پوشوندن به فانتزی های جنسی واقعا مشکل هست، چون من نمی خواستم با پسری آنال سکس رو امتحان کنم، پس تصمیم گرفتم که تصمیم برای ترنی سکس رو عملی کنم، شاید برای خیلی ها جالب باشه که مرحله تولد تا عمل کردنم به فانتزی هام دو - سه سال طول کشید
با تشکر از همگی

آفرین به سبک نویسندگیت این نشون میده استعداد خوبی در نگارش داری و من منتظر داستانهای دیگری ازت هستم در خصوص سکس هم نظرم اینه که سلیقه آدم ها با هم فرق می کنه شاید چیزی که برای تو لذت داره برای دیگران بی معنی باشه اما قرار نیست ما با سلیقه دیگران زندگی کنیم هرجور که خودت لذت می بری زندگی کن و این حداقل معنیه آزادیه البته تا جایی که به آزادی دیگران لطمه نزنه . من نمی توانم به صرف این نظر که باب سلیقه من نیست با تو مخالفت کنم یا برعکس بازم می گم زیبا نوشتی و خیلی خوب با کلمات فضای مهجرا رو ترسیم کردی مرسی