شما اینجا هستید

حال و حول با دختر عمه

سلام دوستان عیاش خودم. باورم نکردین نکنین. من یه دختر عمه دارم که ازم یه سال بزرگتره من از بچه گی تو کفش بودم چند باری خواستم بکنمش که نشد اسمشم لیلاست ایشون یه داداش داره که الان 17 سالشه من 21 سالمه لیلا هم22 سالش بعد از اینکه لیلا ازدواج کرد خیلی سکسی می گشت شوهرش پسر خوبیه ولی بی غیرته من 12 سالی میشد بفکرش جلق می زدم راستی عمم هم سکسیه هم حشری چون من از زن سن بالا خوشم نمیاد نکردمش قدمم کوتاه 165 وزنم 66 اینم بگم همه میگن خوشگلی . یه روز ما خونه لیلا اینا بودیم که گفتن سعید داداشش فردا امتحان ریاضی داره منم ریاضیم صفره ولی از کتاب می نونم توضیح بدم منم شروع کردم با سعید ریاضی کار کردن که وقتی خواستیم بریم خونمون عمم گفت شبو اینجا بمون به سعید ریاضی یاد بده(راستی شوهر لیلا شب کاره واسه اون سعید پیشش می مونه) منم خسته بودم واسه این به عمم تو دلم فحش دادم وقتی همه رفتن دیدم لیلا چادرشو گذاشت زمین وای یه بلوز مشکی و یه شلوار استرچ مشکی پوشیده بودو برآمدگی های بدنش منو دیوونه کرد اتاقم گرم بود چون هوا خیلی سرد بود دی ماه بود با این صحنه و موهای لق لیلا دیگه کیرم آروم آروم شق شد ولی نه زیاد که شق درد بگیرم من فقط چشم پی لیلا بود بعد از یه ساعت سعید گفت من خستم گفتم مادر قحبه باید درس بخونی که لیلا گفت بذار بخوابه رختخوابو توی اتاق خواب پهن کردم منم فقط از حرف زدنش لذت می بردم یکم مغرورم ولی نخواستم سیعد فکر کنه می خوام پیش آبجیش بشینم گفتم که منم برم بخوابم منم رفتم رو تختشون دراز کشیدم یه لحظه گوشیم زنگ زدگوشیم یادم رفته بود تو اتاق مونده بود می دونستم دوست دخترمه پریدم اتاق یه لحظه دیدم شلوارلیلا پایینه تا منو دید زود کشید بالا یه شلوار گشاد بود زیاد ندیدم ولی خیلی خوش فرم بود و گندمی ، خیلی هم خجالت کشید داشته شلوار عوض می کرده من گوشی و برداشتم رفتم حیاط نسرین بود واسه سکس تل زنگیده بود یکم باهم حرف زدیم که لیلا اومد صدام کرد که بیا خونه نمی خوریمش (کلا دختر فضولی بود همیشه کلیب های موبایلم یا کامپیوتر یا اس ام اس هامو نگاه می کر د ومی خوند ) رفتم خونه یه گوشه نشستم اونم اومد پیشم یکم که حرفیدم قطع کردم دیدم میوه آورده گفت که خوب حال اومدی ها گفتم چطور اونم جلوی شلوارمو نشون داد یه لحظه هم خجالت کشیدم هم روم باز شده گفتم مگه چیه عادیه دیگه گفت شهیاد تو با دوست دخترات می کنی فهمیدم منظورش سکس گفتم آره گفت مگه پرده ندارن گفتم فقط حال می کنم گفت یعنی تا حالا نکردی یه جوری خندیدم که فکر کنه خیلی کردم گفت شیطونی ها.. منم گفتم چیکار میشه کرد آدم دست خودش نیست نمیشه اونم گفت زن بگیری درست میشه گفتم من10 سال دیگه هم نمی تونم زن بگیرم که نسرین بازم زنگ زد لیلا گفت بذار منم گوش کنم منم نه نه گفتم نه آره، نسرین بد جور حشری بود ولی وقتی پیشم بود هیچ چی نمی داد. همینطور که ما سکسی حرف می زدیم لیلا هم سینشو بهم جسبونده بودو گوش می داد من کیرم بد جور شق شده بود وقتی نسرین گفت کیرتو بکن تو دهنم دیدم لیلا آه کشید که من قطع کردم ولی لیلا با زم سینشو چسبونده بود به من، گفتم باز کار دست خودم دادم الان تا صبح نمی خوابه گفت پس چیکار می کنی گفتم میرم دستشویی خودم خالی می کنم گفت دستشویی سرده آخه توی حیاط بود من گفتم فرقی نداره نکنم نمی تونم بخوابم و شروع کردم به مالیدن کیرم از رو شلوار . گفت همینجا بکن منم کیرم و کشیدم بیرون و جلو چشش مالیدم گفتم لیلا یکم کرم میدی اونم رفت آورد داشت زیر چشمی به کیرم نگاه میکرد ولی رفت خوابید و روشم نکشید کونش استاندارد بود سینه هاش یکم کوچیک همین که خوابید منم پاشدم کیرمو تو دستم گرفتم رفتم پیشش گفتم لیلا حالم بده بذار یکم بهت بمالم اونم هیچ چی نگفت منم کیرمو گذاشتم لای کونشو مالیدم وقتی دستمو گذاشتم رو سینه هاش خودشو شل کرد منم با آه و اوه می مالیدمش تا حشریش کنم ولی خداییش از نظر سکس تو دل برو هستش وقتی دستمو از رو شلوار به کسش زدم دیدم خیلی داغ تا دستم به کسش خورد گفت در بیار منظورش شلوارش بودمنم زود کشیدم پایین شلوار خودمو هم کامل در آوردم دیدم شرتش از پشتم خیس کاملا خیس کرده بود یکم پاهای نرمشو مالوندم شرتشو در آوردم و آروم کشیدمش زیرم و رفتم روش و ازش لب گرفتم همزمان کیرمو بهش می مالوندم به شکمش و کسش اونقدر محکم لب و زبون هم و خوردیم که لبام یه درد شیرینی گرفته بود لبای لیلا پف کرده بود بعدش رفتم سراغ گردن و گوشش که نگو داشت از حال می رفتم بلوزشو دادم بالا از زیر سوتین سفیدش سینه هاشو کشیدم بیرون تا گرفتم تو دستم سفت شدن بد جور خوردمش داشت دیوونه می شد و کسش و میداد جلو که یهو لرزید و بهم گفت خیلی خری( به شوخی) دیدم اگه وایسام بهم نمیده نافشو لیسیدم که داشت قلقلکش میمومد رفتم سراغ کسش یکم خوردم دیدم داره ارضا میشه دیگه نخوردم خواستم کیرمو بکنم تو کسش که خودش هدایت کرد خیلی لیز بود ولی تو نمی رفت یکم فشار دادم یه آییی ه نازی گفت که حال کردم شروع کردم تند تند زدن یه شالاپ شولوپی افتاده بود که نگو یه چند باری بد جور ارضا شد ولی بر خلاف اولش کسش گشاد شده بود حال نمی داد فقط وقتی ارضا میشد کیرم و توکسش فشار می داد گفتم برگرد اونم برگشت و منم کیرمو فرستادم تو کونش معلوم بود آکبند نیست منم تلنبه زدم تا آبم اومد و ریختم تو کونش گفت آبتو ریختی خیلی حال داد حسن (شوهرش) نمی ریزه که کون ده میشم بعدش 2 بارم حال کردیم که خسته شدم بعدا اگه تونستم 2 بارم می ذارم.

نوشته: شهیاد

2.6625
نمره شما: هیچ میانگین 2.7 (80 votes)

نظرات

تو جنده خونه خانوادگى زندگى ميكنى؟عمت كه تهش باد ميده.دختر عمتم كه لاشيه شوهرش هم كه ميگى بى غيرته حتما كونيه.باباى خودت هم معلوم نيست كيه....خودت هم 12 ساله كه جق ميزنى و از اين بابت بهت لقب امو جقى اعتا ميشود.

بالا
0 لایک

بهت بر خورد امو جقى؟

1 سالمه لیلا هم22 سالش بعد از اینکه لیلا ازدواج کرد خیلی سکسیمی گشت شوهرش پسر خوبیه ولی بی غیرته من 12 سالی میشد بفکرش جلق می زدم راستی عمم هم سکسیه هم حشری چون من از زن سن بالا خوشم نمیاد نکردمش قدمم

داستانتو يه بار بخون جق زن و دوباره جق بزن.

بالا
0 لایک

ادمین جان جان
چیکاره مهدی بی کس داری تو؟
پسر به این گلی
راستشو بخوای من فقط بخاطره این میومدم تو این سایت

و اما تو جناب نویسنده
12 سال جق زدی
الانم که 21 سالته؟
با این حساب یعنی تو از 9 سالگی به سن بلوغ رسیدی مگه نه؟
بابا کمتر خیال بباف

بالا
0 لایک

نویسنده داستان این روزا سخنرانیهای احمدی نژاد رو زیاد نگاه می کنی؟؟؟
چرا تو هم پرت و پلا میگی؟؟؟؟؟؟
بابا حالا یه کم یواشکی از رو شکوار مالیدی به دختر عمه ات. این که نشد دائم بخوای با تخیلاتش جلق بزنی؟
سعی کن منطقی باشی.
به فکر عمه ات باش

بالا
0 لایک

ای شوالیه جقیسم در کل اسیا واروپا تو رکوردار دارهستی ازموقعی که 9سالت بوده جق میزدی این جور حساب کردنارو فقط اسفندیاررحیم مشایی(ملقب به مستر بین) انجام میده جون مادراتون کسایی که میخاین داستان بزارین یکم فقط یکم فکر کنید کس شعر نزارید

بالا
0 لایک

قدمم کوتاه 165 وزنم 66 اینم بگم همه میگن خوشگلی !!
ماهم میگیم خوشگلی !!

" با این صحنه و موهای لق لیلا دیگه کیرم آروم آروم شق شد "
والا کون لق شنیده بودیم ولی موی لق ... هی وای من !!
شایدم میخواستی قافیه جور بشه لق / شق !!

بالا
0 لایک

یهدونه کلاغ رو می آوردی اینجا
کس کس کس میگفت بهتر از این داستان توخمی بود!!!
جقی !!
دستات حتما پینه بسته 12 ساله جق میزنی!!!
اه اه !! ریدم به هیکل کوتولت با این داستان گوه!

بالا
0 لایک