حامله کردن مادرزنم

من بهزاد هستم و حدود 30 سالمه داستان از اونجا شروع میشه که ما به دلایلی برای مدتی مجبور شدیم خونه مادر زنمون زندگی کنیم ماجرا از اونجا شروع میشه که من چند بار که به صورت سر زده وارد خانه مادر زنم شدم دیدم که مادر زنم داره یکی از شبکه های ماهواره ای رو که تبلیغات سکس پخش می کنه رو دید می زنه و مجبور شدم دوباره برگردم دم در و زنگ بزنم و وارد خونه بشم که اون فکر کنه من متوجه دید زدنش نشدم البته به اون حق می دم اینکار رو بکنه چون چند سالی میشد که شوهرش اونو جا گذاشته بود و با یه خانومی رفته بود و ما دیگه خبری ازش نداشتیم و این بنده خدا با اینکه 40 سال سن داشت تو این چند ساله نتونسته بود خودشو ارضا کنه برای همین نمی دونم چطور با این مسله کنار میومد البته گاهی من هم از روی شیطنت عمدا بی سرو صدا وارد خونه میشدم که ببینم اوضاع از چه خبره تا اینکه یک روز که وارد خونه شدم دیدم از پنجره حموم که مشرف به حیاط بود صدای آه میاد رفتم جلو تر دیدم بله انگار کسی داره با خودش ور میره سریع خودمو رو یه بلندی رسوندم تا یه دید از پنجره حموم بزنم از پنجره مادرزنمو دیدم که داشت بدنش و سرشون هاش آروم بالا پایین می رفت اما کاملا قابل رویت نبود چون پنجره بخار گرفته بود دیگه داشتم دیوونه می شدم

تجسم بدن لخت مادر زنم خیلی برام هیجان انگیز و شهوت آور بود با اینکه 40 سال سن داشت اما یه کمر باریک ناز داشت و صاحب یه کون گنده خوش تراش بود باور کنید اگه از پشت کسی ببینه فکر می کنه یه زن 20 یا 21 سالست کمر باریک , کون و ران درشت , و مهم تر از همه سینه های برجسته نوک تیز , و موها بلند مشکی یکدست که تا گودی کمرش بود و پوست سیپیدش که منو دیوونه می کرد باور کنید زمانیکه از جلوم رد میشد کیرم مثل قلبم تاپ تاپ میزد البته نمیتونستم کاری بکنم چون می ترسیدم همچیز خراب بشه البته چند ماهی بود که مادرزنم جلوی من راحتر لباس می پوشید یا باهام شوخی های بدنی می کرد و این باعث تعجب منو بود چون تا بحال همچین چیزی تو. این چند سال سابقه نداشت که مادر زنم لپمو بکشه یا گاها ماچم کنه حتی چند روز قبل از این قضیه , حموم , صحبت از لاغر شدن من بود که اومد و از پشت بغلم کرد و یه زوری زد که مثلا منو از زمین بلند کنه که نتونست چون قدش کوتاه تر از من بود بعد گفت زنت خوب بهت نمیرسه که اینقدر ضعیف شدی و من سریع گفتم نه , کاش بیشتر می رسید باور کنید نرمی نوک سینه هاشو رو پشتم احساس می کردم بعد مادر زنم در جواب گفت باید یه فکر برای این مسله کرد و من خندیدم گفتم حتما یه فکر عاجل می کنم , البته خانومم اون لحظه تو حیاط بود و شاهد بغل کردن من توسط مادرش نشد اما صدامونو میشنید این داستان ادامه پیدا کرد تا اینکه تو اونروز مادرزنم رو تو حموم دیدم یا بهتر بگم صداشو شنیدم

سریع خودمو رسوندم پشت در حموم ,خوشبختانه در حموم از داخل قفل نبود برای همین آروم در حموم رو کمی باز کردم صحنه ای رو که دیدم باور نمی کردم مادر زنم کاملا لخت , پشت به من بود و داشت کوسشو می مالوند و مهمتر اینکه تو دست دیگرش یه وسیله بود که کاملا نمی تونستم تشخیص بدم چیه

قلبم تند و تند می زد با خودم فکر کردم این بهترین فرصته که برم تو و غافلگیرش کنم اینطوری راهی برای داد و فریاد نداره سریع لباسمو در آوردم و آروم در حموم باز کردم چون دوش حموم باز بود صدا باز شدن در رو نشنید داشت کوسشو با دست چپ می ما لوند و با دست راستش یه شمع کلفت رو فشار می داد که بره تو کونش. تازه سر شمع فرو کرده بود تو کونش که دادش بیرون اومد و شروع کرد آروم داد زدن و م ی گفت آخ آخ...اوف ف ف ف...

من از این فرصت استفاده کردم گفتم داری چیکار می کنی ؟مستی (اسم مادر زنمه) داری شمعو می کنی تو کونت ؟

با لکنت زبون گفت : تو ! تو اینجا چیکار می کنی ؟ کی امدی ؟ چرا در نزدی؟ برو بیرون . من گفتم که همچیزو دیدم و بیرون هم نمیرم من اینجا هستم و تو داری شمع رو توی کونت فرو می کنی ؟

مادرزنم وقتی دید من بیرون برو نیستم تصمیم گرفت منو بزنه کنا رو بره بیرون که من گرفتم بازوشو و اونو چسبوندم به دیوار

گفت چیکار می کنی ؟

گفتم کاریت ندارم فقط چندتا بوس ساده و سریع شروع کردم زیر گردنشو بوس کردن گفت: ولم کن برم چیکار می کنی؟ بهزاد من هم دوتا دستمو از زیر بغلش رد کردم و اونو بغلش کردم و چسبوندم به دیوار و شروع کردم تند تند زیر گردنشو خوردن خیلی تقلا کرده که آزاد بشه اما من تند و تند زیر گردنشو می لیسیدم

گفت بهزاد اینکارو نکن من گفتم تو چند ساله که تنهایی و این برات خوب نیست که یه شمع برداری و بکنی تو کونت من کیرمو بین شما دونفر عادلانه تقسیم می کنم

برای اینکه بتونم رامش کنم دست راستمو دور گردنش چرخوندم و دست چپمو کردم تو کوسش و شروع کردم کوسشو مالوندن و با دهانم سینه چپشو خوردن البته با چند دقیقه بوسیدن و مکیدن سینه هاش از خواهش و تمناهاش کم شد و دیگه با آه و اوه می گفت بهزاد جـــــون ولـــــــم کن برم.... تورو خدا ولم کن برم... بهزاد جون الههی من قربونت برم ... سینه هامو نخور داری منو دیونه می کنی ... با سینه هام چیکار داری ..... آخ خ خ خ

ومن مثل وحشیا سینه هاشو می خوردم باورش سخته اما سینه های سفید و برجسته و گردی داشت با گذشت چهل سال از سنش هنوز نوک سینه هاش صورتی رنگ بود البته یکی از دلایل ناز بودن بدن و سینه مادر زنم این بود که چندین سال بود که کسی بهش دس نزده بود

و اینقدر من سینه هاشو خوردم که کاملا بی حال شد این جا بود که شاه بیت غزل رو از جاش بیرون آوردم وقتی کیرمو دید دو دست یگرفتش گفتش بهزاد چه کیری درشتی داری گفتم امروز همین کیر باید بره تو کوست با عشوه گفتش نه تو رو خدا میمیرم !

دستمو زدم رو شونش و فشارش دادم پایین گفتم فعلا بخورش شاید نکردم تو کوست

اونم رضایت داد و آروم جلو کیرم نشست و با کف دستش رو برد زیر بیضه هام و و کله کیرمو گذاشت تو دهانش

مشخص بود تا بحال اینکارو نکرده بود چون با اکراه اینکارو میکرد اما دوست داشت امتحان کنه از شهوت زیاد چشماش باز نمی شد و با ولع کلاهک کیرمو می خورد و من موهای بلندو نازشو گرفته بودم و سرشو به طرف شکمم هل می دادم تا کیرم تو دهانش کامل بشینه

با اینکه راه نفسش بسته شده بود اما اعتراضی نمیکرد و همونطوری کیرمو می بلعید دیگه داشت آبم مییومد که خوردن کوسشو بهونه کردم برای همین نیاز بود از حموم خارج بشیم ازم پرسید الان کسی نمیاد بهزاد جون؟

گفتم نه یکی دو ساعت راحتیم دیگه نزاشتم پاشو از حموم بیرون بزاره دس انداختم زیر رانش رو دوتا دستم بلندش کردم طوری که صورتش نزدیک صورتم بود گفتم مستی خیلی می خامت امروز رو مال منی و شروع کردیم از هم لب گرفتن سریع اونو بردم اتاق بغلی رو تخت خابوندم بهم گفت تا بحاال تو عمرش اینقدر حال نکرده بود من تعجبم از این بود که چرا شوهرش اینو ول کرده بود و رفته بود رو تخت به حالت 69 رو هم خابیدیم من شروع کردم به خوردن کوس مستی و اون کیرمو هر بار می خورد و می گفت کیرتو بازم می خام و من هم یه انگشتمو تو کون مادر زنم فرو کرده بود و با زبونم کوسشو لیس می زدم

مستی در حالیکه شهوت از صداش میومد گفت تورو خدا کونمو لیس بزن و من گفتم چشم هرچی مستی خانوم بگه همونه و با تمام توانم زبانمو و کردم تو سوراخ کونش .. دادش رفت هوا و یه آهی کشید ...آه آه اه .... بهزاد جون تو خیلی خوبی . ..خیلی دوستت دارم و شروع کرد تند تند کیرمو خوردن و سرش سریع بالا و پایین می کرد

بعد از چند دقیقه خوردن کونش گفتم مهستی پشت کن میخام کیرمو بکنم تو کوست حاضری گفت آره و از روم بلند شد و سرشو گذاشت رو تخت من رفتم پشتش و کیرم راست گرفت به طرف کوسش یه لحظه دلم نیومد کیرمو بکنم تو کوسش چون کوسش مانند کوس یه دختر باکره تنگ بود تو همین فکر ها بود که مستی داد زد بهزاد جون منو کشتی بکن تو کوسم دارم می میرم ... تورو خدا طاقت ندارم کیرتو می خام ...اومم م م

و من دیگه شک نکردم کلاهک کیرمو فشار دادم تو کوسش دادش بیرون اومد آخ اخ سوختم ... چقدر درد داره ... بهزاد جون سوختم ..... گفتم آره درد داره طاقت داری ؟ بکنم توش مستی ؟ با اینکه درد می کشید حرفی نزد و من سکوتشو به عنوان رضایت برداشت کردمو و کیرمو تا ته فرو کردم تو کوسش ... دادی زد بهزاد جر خوردم ... بهزاد منو پاره کردی .... بهزاد منو ترکوندی .... تورو خدا دارم پاره میشم گفتم اولش سخته طاقت بیار الان آروم میشه

شروع کردم به جلو عقب کردن کیرم .... آخ کوسم بهزاد ...آخ منو جر دادی ... بعد از 15 تا 20 بار تلمبه زدن دیگه صداش قطع شد و شروع کرد به قربون صدقه کیرم رفتن و قربون کیرت برم بهزاد جون چقدر شقه ... بازم منو بکنی ....با این کیر کلفتت منو بکن ..... گفتم آره مستی جون این اولشه .... از این به بعد هر شب می کنمت ... داشتم تند تند تلمبه می زدم اما همش چشمم به سوراخ سفید و تنگ مادر زنم بود یه آب دهن رو سوراخ کونش ریختم و شصتمو آروم انداختم تو کونش اینقدر غرق در شهوت بود که فقط برگشت و منو با شهوت نیگاهی کرد و گفت داری منو دو طرفه می کنی ؟

گفتم آره عزیزم مستی جون خیلی می خامت ؟ از امشب تو زن منی ...

در حال تلمبه زدن بودم که احساس کردم آبم داره میاد گفتم مستی آبم داره میاد ... گفت بریز تو کوسم ...گفتم بابا حامله میشی ... همه می فهمن .. گفتش نه بریز توش .... ازت یه بچه می خام ... اینو که گفت سعی کردم کیرمو بکشم بیرون از کوس مستی که اون پیش دستی کرد و در همون حالت که داشتم تلمبه می زدم منو هل داد به عقب و با کونش نشست روی کیرم و منو چسبوند به دیوار و از پشت منو بغل کرد بطوری که جای حرکت نداشتم و درست در همون لحظه آبم اومد و با فشار تو کوس مستی خالی کردم اما مستی باورش نمیشد که آبم اومده برای همین از رو کیرم بلند نمیشد از پشت سینه هاشو گرفتم و در حالیکه پشتشو بوس می کردم به جونش قسم خوردم که آبم اومده و اون از رو کیرم بلند شد و شروع کردن به بوسیدنش

همونطور خسته یه یکربع رو تخت خابیدیم و سپس رفتیم حموم و بعد از اون تقریبا هفته ای دو یا سه بار باهم سکس داشتیم و در کوچکترین فرصتی همدیگرو بغل می کنیم و با هم می خابیدیم با گذشت یک ماه از اولین سکسمون مادرزنم بهم زنگ زد و بهم گفت که حامله است من سریع خودمو رسوندم به خونش و آزمایشو دیدم بله درست بود مادرزنمو حامله کرده بودم هم ناراحت بودم و هم خوشحال, ناراحت برای اینکه سایه هیچ مردی بالای سر مادرزنم نیست که همه راحت با این قضیه کنار بیان و خوشحال از این قضیه که بالخره پدر میشم الان من بیشتر از گذشته دوستش دارم و براش وقت میزارم تقریبا هر روز به بهانه کمک به مادر زن باهاش بیرون میرم و خوش می گذرونیم باور کنید تو چشماش نیگاه می کنیم شوق یه دختر نوجونو می بینم شاید باور نکنید بارها هوس کردم به بهانه حامله بودن از کون بکنمش اما دلم نیومد که اگه لب تر می کردم نه نمی گفت راستشو بخاید من عاشق مادر زنم شدم .دوماه از این داستانی که براتون تعریف کردم می گذره و مادرزنم دو ماهه که از من حاملست خیلی سعی کردیم پدر زنمو پیدا کنم و اونو برگردونم سر زندپگیش تا بچه هم بتونه سالم به دنیا بیاد اما پیداش نکردیم چند بار با مستی درمورد سقط صحبت کردیم اما زیر بار نمی ره و میگه بچشو میخاد مثل اینکه باید خودمو برای پدر شدن آماده کنم

3.28188
نمره شما: هیچ :میانگین 3.3 (149 رأی )

41 نظر

مگه پرنده فاخته ای که بچه تو

نوشته ramttin در 27. July 2010 - 23:39

مگه پرنده فاخته ای که بچه تو یکی دیگه بزرگ کنه گهی که خوردی باید مسئولیتش رو هم بپذیری

دیوس زنت نگفت بچه ننم از کجا

نوشته milad_72 در 30. August 2010 - 20:09

دیوس زنت نگفت بچه ننم از کجا اومده.مادر جنده کس نگو

gagoooooooool khar khode

نوشته reza hot در 30. August 2010 - 23:02

gagoooooooool khar khode khareti

ببین کس مشنگ این کس شعری که

نوشته mojijun در 12. January 2011 - 1:45

ببین کس مشنگ
این کس شعری که نوشتی به درد کس همون مادرزن جندت میخوره
خیلی راحت بچه رو نگه داشتی و توهم تو چشماش نگاه میکنیو دوسش داری
آخه جاکش دروغ هم حدی داره اون زنت نمیگه ننه جندش از کجا بچه آورده
یا مادرزن جاکشت میتونه خودشو جای مریم مقدس جا بزنه

اره جون کوس عمه ت فکر کنم

نوشته arsh a در 10. February 2011 - 4:48

اره جون کوس عمه ت
فکر کنم دامادتون هم مادر تو را حامله کرده تو به دنیا اومدی Big Grin Smile) Rolling On The Floor

ای کیرم یعنی ای کیرم تو این

نوشته ebi.bonbast در 12. February 2011 - 19:11

ای کیرم یعنی ای کیرم تو این داستانت آخه کله کیری کله سکسی این داستان بود این بیشتر همانند یک کس و شعر والا نبود...کیر درون مغزت آخه مشخصه بود که کس و شعره و الا چرند نمیگفتم Angry Angry

من حاضرم مادر زنتو بگیرم و

نوشته arman69 در 3. April 2011 - 2:21

من حاضرم مادر زنتو بگیرم و مسئولیت بچه شو به عهده بگیرم.
اگه خواستی بهم پی ام بده

کیرم دهنت/ 5 یا 6 ماه که از

نوشته rezakk در 5. April 2011 - 1:38

کیرم دهنت/ 5 یا 6 ماه که از حاملگیش گذشت از کس بکن تا بچه سقط بشه کسه مار>>>>>>>>>>>>>>>>>

kir to maghze jaghit ba in

نوشته funny در 23. May 2011 - 0:37

kir to maghze jaghit ba in kos shera

مجبورم شعار امسالو به تو

نوشته Lover.Anal در 23. May 2011 - 1:20

مجبورم شعار امسالو به تو داماد نمونه هديه كنم
ساله نود ___ كسه ننت
برقرار باشي _

سکس کارتونی عکس های کارتونی

نوشته poolak در 23. May 2011 - 1:22

سکس کارتونی
عکس های کارتونی اسپانیایی
http://1komar.mihanblog.com

هرکی میاد سعی میکنه یه خیانت

نوشته khoodka در 23. May 2011 - 1:56

هرکی میاد سعی میکنه یه خیانت ناجورتر بنویسه!
.. کیر سگ تو مغز کیریت ..

اخه کسکش خواهر کسه مادر زن

نوشته Mamali5411 در 26. May 2011 - 0:27

اخه کسکش خواهر کسه مادر زن کردي يعني اينکه ادم مادر خودشو بکنه
و اين کار از ادمهاي حرامزاده بر مياد
نکنه تو هم بچه دامادتون ! هستي ناقلا؟

jiram tu dastanet koskesh

نوشته vampire7681 در 15. August 2011 - 7:49

jiram tu dastanet koskesh khodeto madarzaneto 2 tabaghe mikonam kiram tu dahanet ah abam umad bezar berizam ru un maghze jaghit

akhe madar kharabe bi pedare

نوشته engineer_mojtaba در 19. August 2011 - 14:41

akhe madar kharabe bi pedare valade zena chera doroogh migi?!!?!?!?!?!

اصل داستان این بود.. مدتی بعد

نوشته lord98 در 19. August 2011 - 15:31

اصل داستان این بود..
مدتی بعد ازدواج خونه نداشتیم و تو خونه پدر زنم زندگی میکردیم.پدر زنم مدتها بود که از مادر زنم جدا شده بود و تنها بود.همیشه یه جوری بهم نگاه میکرد و شهوت رو تو نگاهش میدیدم.یه روز که زود از سرکار برگشتم و درو باز کردم یه دفعه پدر زنم منو از پشت بغل کرد و گرفت خوابوند رو تخت و زود شلوارمو در آورد و خودشم لخت شد.گفتم چکار میکنی من دومادتم.اونم گفت خفه شو کونی فکر کردی واسه چی دخترمو دادم بهت؟ واسه اینکه هرشب بکنمت.وقتی دیدم کیرش چقدر شق شده منم که عاشق کیر بودم سریع گذاشتم دهنم و حسابی ساک زدم.اینقدر حوش مزه بود که حسابی خوردمش.بعد پدر زنم منو برگردوند و حسابی سوراخ کونمو چرب کرد و کیرشو کرد تو کونم.تخم چشام از شدت درد پرید بیرون.یه چند دقیقه ای که نگه داشت یکم درش آروم شد بعد شروع کرد به تلمبه زدن.یه یه ساعتی منو کرد و بعدش آبشو خالی کرد تو کونم.از اون به بعد من شدم زن پدر زنم و اون منو هر شب میکنه.

يك چيزي واقعا جالب ؛ اونم

نوشته ميكنمت در 17. September 2011 - 0:25

يك چيزي واقعا جالب ؛ اونم اينكه هركي اينجا داستان مي نويسه كيرش بزرگ !!!
در مورد داستانهاي اين سايت بايد بگم كه يك سري از داستانها سهم حقيقت دارن ولي خوب بسياري از دوستان كه خودشون هيچ تجربه اي از نظر سكس نداشتن - عادت كردن به همه داستانها بگن دروغ و توهم - چون فكر ميكنند اگر اونها تو قسمتشون سكس نبوده پس بقيه هم اگه بگن سكس داشتن حتما دروغ ميگن - ولي بسياري از داستانها مثل همين داستان رو اگه يك بچه 5 ساله هم بخونه ميگه دروغهههههههههههههههههههههههههههه
واقعا شما باورتون ميشه كه كردن زبون تو سوراخ كون يك زن باعث بشه كه اون از سر درد فرياد بكشه در حاليكه تو حالت 69 قبلي انگشت آقا دوماد تو سوراخ مادرزنش بود .
در ضمن به دوستاني هم كه زياد منم منم ميكنند در مورد خيانت ؛ بازم ميگم شايد سرتون بياد

بهزادجووووووووووووون کیرم

نوشته king_mehrzad در 21. October 2011 - 22:18

بهزادجووووووووووووون کیرم توکس مادروخواهرجندت........توهم از اب کیردامادتون به دنیااومدی بهزااااااااد جووووووووووون........اخه کله کیری کیرم توهمون نورون های مغزت این چه کس شعری بودکه نوشتی دلقک دربه در؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کس خودتو زنتو باباتو همه کست

نوشته kos mikham az tehran در 23. December 2011 - 3:55

کس خودتو زنتو باباتو همه کست کس کش÷

. Kir to mokhe pokidat.khob

نوشته Amir eshghi در 7. January 2012 - 22:07

. Kir to mokhe pokidat.khob kale kiri koni valadeshamosh.migofti zanet be ki mideh ta dastani
Kos maghze koni

کسکش کیر رفیقم که کنارمه به

نوشته hamedak11 در 9. January 2012 - 16:32

کسکش کیر رفیقم که کنارمه به کس زنت کیر خدمم به کون خواهرت

منم ديشب ننتو كردم الان

نوشته Farhad.70 در 11. January 2012 - 3:51

منم ديشب ننتو كردم الان حاملست ميگه ميخواد بچه رو نيگر داره برو خوشحال باش كس ننه هم داري پدر ميشي هم داداش خواستي زنتم ميكنم خر تو خر شه

اي ول بابا اگه از اين

نوشته anamohammadgajary در 11. January 2012 - 16:19

اي ول بابا اگه از اين مادرزنها باز هم سراغ داري يكي رو برام بفرست متشكر ميشم.باي

ajaba. baghie koskholan ya

نوشته amir.mohsen در 3. April 2012 - 4:04

ajaba. baghie koskholan ya khodet koskholi? kasi nemige bache az koja omade?

kheili maskhare bood aval

نوشته kasrafreedom در 24. May 2012 - 15:46

kheili maskhare bood aval madarzanesh mige kasi nist be fahme bad mige bache mikham
hame dastan be khatere in bood ke behzad oghde dasht bege kiram bozorge madar be khata

کسخول تو مگه زن نداشتی چجوری

نوشته saeed_volvo در 6. June 2012 - 14:37

کسخول تو مگه زن نداشتی چجوری هر روز و هر شب مادرزنتو میگاییدی
چجوری بعدا زنتو سیر میکردی؟

دروغ دروغ دروغ

نوشته abc12321 در 24. July 2012 - 16:29

دروغ دروغ دروغ

دروغ دروغ دروغ

نوشته abc12321 در 24. July 2012 - 16:47

دروغ دروغ دروغ

کیرم تو دهنت مادر زنت از

نوشته gol pesar111 در 3. September 2012 - 1:23

کیرم تو دهنت مادر زنت از تو10سال بزرگ بود؟

mashala mashala

نوشته alifo در 9. September 2012 - 3:10

mashala mashala

برام یه سوال پیش اومده: زنت

نوشته alfrred در 16. September 2012 - 11:17

برام یه سوال پیش اومده:
زنت رو کی میکرد این مدت اصلاً زنت کجا بود؟!!!!
ایستگاه خط واحد توکونت جلفی

برام یه سوال پیش اومده: زنت

نوشته alfrred در 16. September 2012 - 11:16

برام یه سوال پیش اومده:
زنت رو کی میکرد این مدت اصلاً زنت کجا بود؟!!!!
ایستگاه خط واحد توکنت جلفی

مرسی من عاشق اینجور واقعیتهام

نوشته nader omraine در 2. December 2012 - 0:57

مرسی من عاشق اینجور واقعیتهام اگه بازم ازاین نوع داستانها دارید برام بفرستید یا بنویسید

دیوووووووس کسخول

نوشته yasser gholami در 9. December 2012 - 3:08

دیوووووووس کسخول

لرد98 نظرت عالی

نوشته مهتاب خانوم در 2. January 2013 - 0:58

لرد98 نظرت عالی بودددددددددددددددددد

کس خل میخواد به بهانه بچه

نوشته game over2 در 2. January 2013 - 16:06

کس خل میخواد به بهانه بچه خودشو غالب کنه و زنت بشه خر.

بچه ها یه بوهایی تو شهوانی

نوشته hamzeh s در 19. February 2013 - 0:30

بچه ها یه بوهایی تو شهوانی میاد شما حس نمیکنین؟

حالا فهمیدم بو چی بود این

نوشته hamzeh s در 19. February 2013 - 0:37

حالا فهمیدم بو چی بود این یارو ریده بگرین بندازینش بیرون بوی گندش همه جا رو برداشت

خودتی!

نوشته sh2762807 در 3. November 2013 - 17:13

خودتی!

چی تلاوت کردی کس مغز؟

نوشته shahin_m55 در 12. November 2013 - 15:20

چی تلاوت کردی کس مغز؟

قبول کن کس گفتی

نوشته Mohamad_boy در 6. December 2013 - 20:44

قبول کن کس گفتی