حکایت عیال جنده من

آقایون کونی و سرکار خانمهای جنده به دو دلیل گاهی اوقات اینجا داستان می نویسم یک شاید یه دختر، زن ، حتی پیرزن یا حتی پسر البته خوشگل پیدا شد باهام دوست شد دوم اینکه از فحش هایی که می دین خیلی خیلی خیلی خوشم میاد اصلا آبم میاد

من 48 سالمه زنم 39 سالشه و دو پسر 9 و 14 ساله دارم شهر جدید پرند ساکنم یعنی تازه تونستم یه خونه اونجا بخرم باید ساعت 30/5 از خواب بلند بشم تا به قطار ساعت 15/6 برسم وگرنه گرفتار ترافیک وحشتناک ازادگان و دیر رسیدن به اداره می شوم اون روزخاص نتونستم سر ساعت مقرر بیدار بشم به همین دلیل خوابیدم تا ساعت 7 خانمم چند دفعه صدام کرد مگه نمی ری سر کار گفتم چرا باید برم یه جورایی شهوتی شده بودم من به دلیل زود ارضایی معمولا خود ارضایی می کنم ولی اون روز دوست داشتم با خانمم سکس کنم خانمم طبق معمول از دادن امتناع نمود منم بی اعتنا به امتناع خانمم لخت شدم دامن خانمم را بالا زدم و سر کیر 10سانتیمو گذاشتم لب کسش یه کم مالیدم ابم اومد بعد شورتمو دادم تا کسشو پاک کنه وقتی ارضا شدم سریع لباس تنم کردم زدم بیرون باید بگم من ازاول ازدواج از خانمم خوشم نمی امد سریع ازدواج کردم و سریع تر پشیمون شدم خانمم دیپلم نداره مثلا خانه داره اما خانه داریش در حد صفره همیشه خونه کثیف و بهم ریخته ست هیچوقت سبزی پاک نمیکنه حتی سبزی اماده هم که می خرم یک هفته می مونه تویخچال کپک می زنه بعد می ندازه دوربه هر حال تو ایستگاه مترو شاهد یه دفعه روده هام داشت بهم می پیچید سریع فکر رفتن به خونه به سرم زد چون تا اداره دو ساعت و نیم راه بود و منم نمی تونستم خودمو کنترل کنم افتان و خیزان رفتم خونه برای اینکه کسی بیدار نشه یواش در و باز کردم داشتم کفشامو در می اوردم که صدای نفس نفس شنیدم فکر کردم خیالاتی شدم نفسمو تو سینه حبس کردم دیدم نه واقعا صداهای عجیب غریب از توی اطاق خواب میاد سرک کشیدم دیدم در اطاق بچه ها کاملا بسته ست در حالی که صبح چار طاق بود در اطاق خوابم پیش بود به خاطر اینکه هیچ وقت چفت نمیشه صداها بالا پایین می شد فقط صدای خانمم شنیده می شد شکم رفت به خود ارضایی خانمم به همین دلیل یواش یواش راهرو را طی کردم رفتم جلوی در اطاق خواب قلبم د اشت از سینه ام میزد بیرون احساس می کردم دارم میلرزم همچین احساسی را فقط وقتی 13 ساله بودم تجربه کرده بودم اون وقتی که خواهر بزرگم بهم گفت خواهر کوچیکه یک شب تا صبح رو پشت بوم پسر همسایه بود اون موقع هم فکر کون گنده خواهر کوچیکم که الته از من هشت سال بزرگتره تو دستای ممد بوده به شدت منولرزوند الان هم همون حس برگشته بود نفسم بند اومده بود سراپا گوش بودم که بالاخره چه اتفاقی در حال افتادنه تواین حیص و بیص بودم که صد ایی غیر از صدای خانمم را شنیدم واکنش بدنم فقط راست شدن کیرم بود خانمم می گفت یواشتر اخ می سوزه اون یکی هم می گفت باید تحمل کنی تو پرانتز باید بگم کس خانم من حلقویه یعنی یه مدت نکنه به قول معروف پرده می سازه
خانمم : ای ای ای یواش یواش کمکم فشار بده نیما جان عزیزم نیما ؟ بله نیما دوست چتی خانمم بود که من اجازه د اده بودم همدیگرو بیرون از خونه ببینند اما حالا اقا نیما خزیده اومده تو تختخواب من و داره زن کس تنگ منو میکنه شهوتم صد برابر شد به هر حال هی خانمم می گفت یواش اقا نیما هم می گفت صبر کن باید بازت کنم تحمل کن یه دفعه خانمم گفت نیما دوست دارم فقط تو منو بکنی دوست دارم تو شوهرم باشی البته این کلمات رو بریده بریده می گفت اقا نیما هم می گفت پس شوهر بی غیرت و دیوثت چی ؟ خانمم هم گفت بزار فقط پول بیاره دلمم واسش می سوزه ادم بدبختیه مرد نیست تنهاست دوست داره دوست دختر داشته باشه اما هیچ کس تحویلش نمی گیره ( البته اینو صد درصد راست می گفت )منو خیلی اذیت کرده ای نامرد من تو رو اذیت کردم ؟ منکه نزاشتم اب تو شکمت تکون بخوره البته اره اول ازدواج چون پشیمون شده بودم یه مقدار سر ناسازگاری داشتم اما بعد از یه مدت منم دلم برای خانمم سوخت و دیگه شدم یه مرد واقعی از جهت پول در اوردن البته وضع مالیم خوب نیست اما گشنگی هم نمیکشیم مسافرت می ریم همه چی خانواده هم به راهه مشکلات کاری و غیره رو تو خونه نمیارم حالا خانم من زیر کیر اقا نیما می گه دلش به حالم میسوزه ومن مرد نیستم و می خواد نیما شوهرش بشه ای دنیا ای بی وفایی چقدر گربه مریض زن جنده من آورد تو خونه چقدر پول دامپزشک و اژانس دادم من مادر جنده پسر مادر کونی من با همدستیه زن جنده من یه سگ از تو اینترنت خریدن اولش کوچیک هر چند واق واق می کرد در و همسایه ها تذکر دادند منم با خواهش و تمنا و خایه مالی تونستم رضایتشونو جلب کنم حالا من اذیتت کردم جنده پتی سگ قرمساق شما مگه وقتی بزگ شد تو خونه چس مثقالی ما دنبالم نمی کرد که گازم بگیره پول شکم کارد خوردشو دامپزشکی و آژانسشو من می دادم حتی غذاهای سگی از هایپر استار خانمم می خرید با پول کی با پول من دیوث ای مادر جنده ئلت برام می سوزه منو برای پول می خوای کس کش مادر جنده دیگه گوش نایستادم اروم اروم در خونه رو باز کردم و رفتم تا روزمو شروع کنم راستی اون روز دیر رسیدم اداره مثل روزهای قبل ای کیرتو این زندگی سگی ای کیرتو این زندگی سگی

نوشته: منی نویس

1.411765
نمره شما: هیچ :میانگین 1.4 (17 رأی )

50 نظر

اصلا خودت فهمیدی چی نوشتی

نوشته mimikhanom در 4. October 2012 - 8:13

اصلا خودت فهمیدی چی نوشتی ؟؟؟؟

زنتو ارضا نمیکنی
مثل سگ جفت گیری میکنی ...به زنت نمیرسی .
بعد شکایت داری چرا زنت خیانت میکنه

ای تف به هیکل بی خاصیتت کسخل

نوشته مازیار خان در 4. October 2012 - 21:58

ای تف به هیکل بی خاصیتت
کسخل نمیتونستی بری یه کاری برای درمان زودانزالیت بکنی؟
ای ریدم تو این زندگیت
به خواننده داستانت فحش میدی؟
نویسنده ها هم هار شدن!
لازم داری تو کونت جوشکاری بشه!
. . .
دیگه ننویس وگرنه خودم میام بالا سر تو همه کسایی که ازت حمایت میکنن.
میفهمی چی میگم؟

من این وسط موندم که بچه هات

نوشته Leo messi 10 در 4. October 2012 - 8:44

من این وسط موندم که بچه هات از تخم کی بودن؟
شهر جدید پرند با تمام محتویاتش تو کونت با این دستان نوشتنت

مث اینکه خوشت میا فحش بخوری

نوشته jo.gandomi در 4. October 2012 - 8:47

مث اینکه خوشت میا فحش بخوری

مث اینکه خوشت میا فحش بخوری

نوشته jo.gandomi در 4. October 2012 - 8:49

مث اینکه خوشت میا فحش بخوری

Salam mimi jun khubi? Uno

نوشته Ali20doj در 4. October 2012 - 9:12

Salam mimi jun
khubi?
Uno velesh ba un dastane takhayolish khodeto narahat nakon
eftekhar midi ashna shim?
Ali.
Tehran.
20sal
mashin.
Khune.
Khar mayeam!
Doj1390@yahoo.com

زرشک

نوشته پسر مهربان در 4. October 2012 - 9:12

زرشک

Salam mimi jun khubi? Uno

نوشته Ali20doj در 4. October 2012 - 9:14

Salam mimi jun
khubi?
Uno velesh ba un dastane takhayolish khodeto narahat nakon
eftekhar midi ashna shim?
Ali.
Tehran.
20sal
mashin.
Makan
eftekhare dusti bde!
Doj1390@yahoo.com

بيا بخورش

نوشته آريزونا در 4. October 2012 - 9:34

بيا بخورش

Vaqan maskhare bod nanvis dg,

نوشته parsa.1993 در 4. October 2012 - 9:57

Vaqan maskhare bod nanvis dg, madareto

دیگه ننویس البه اگر راست بود

نوشته hghvl در 4. October 2012 - 9:58

دیگه ننویس البه اگر راست بود خیلی بی غیرتی زاخار چون گلابی ... سگ مصب به در کون ننه جنذت ..خواهر سگ دلت

بی ادب جنده خواهرو مادرت

نوشته parvazi در 4. October 2012 - 11:12

بی ادب جنده خواهرو مادرت هستن.

خجالت اوره.

چرا نمیری کون بدین بی غیرت

نوشته sexiiiiii666 در 4. October 2012 - 11:20

چرا نمیری کون بدین بی غیرت توکه زود ارضا می شی برو دکتر ارکتوو بخور تا خوب از پس این زن بربیایی تازه بهتر می تونی مجازاتش هم کتی تا دسته بکنی داد بکشه به گوه خوردن بفته ولی توکارتو بکونی .
این آقا نیماروهم بدش به من که با یک زن شوهر دار که میکنه بد کاری مکنه که زن جندت از توبکنه باید به رو به بشکه مشروب ببندی و خرو بندازی به جونش یا 4 تا کارگر افغانی به حسابش برسن

برو دکتر ارکتیوو بخر بیا زن

نوشته sexiiiiii666 در 4. October 2012 - 11:22

برو دکتر ارکتیوو بخر بیا زن جندتو جوری بکن که به گوه خوردن بیفته و توهم ککت نباشه این مجازات اون حرف و دادنش .
ونیما هم باید به بشکه ببندی 4 تا افغانی رو به جونش بنداری تا به حسابش برسن

كير تو افكار از هم گسيختت كه

نوشته شلوغ پلوغ در 4. October 2012 - 11:51

كير تو افكار از هم گسيختت كه خود حروميتم نفهميدي چي نوشتي!
اينجوري كه توي خانوادتون رواج داشته احتمالا خودت كه پسر واقعيه بابات نيستي هيچ، خواهراتم هركدوم از يه بابان هيچ،احتمالا بچه هاتم مال خودت نيستن! به هرحال غصه نخور
بجاش بيا كير بخور كه حالت روبه راه شه عزيزم و افكارت نظم پيدا كنه!

اقایون کونی و سر کار خانومای

نوشته MISS RAMESH در 4. October 2012 - 12:20

اقایون کونی و سر کار خانومای جنده
ابتدایه امر. کونی خود کیر کوچیکتی
جنده ام اون ننه ی عنته که اشغالی مثه تو رو پس انداخته.
داستانت سراسر کس نوشته بود.
برو جلقتو بزن.

با اینکه این داستان دروغ بود،

نوشته jingool99 در 4. October 2012 - 12:29

با اینکه این داستان دروغ بود، ولی باید بگم تو عقده حقارت داری، فارغ از هر چیزی، بهتره خودت رو به یک روانشناس نشون بدی، اینو جدی میگم، وگرنه تا آخر عمر خودت رو نابود کردی، آدم هایی مثل تو، نه تنها خودشون رو، بلکه خانوادشون رو به نابودی میکشند. اینجا داشتان تخیلی از کسانی که سکس زنشون رو دیدند و لذت بردند زیاده، ولی تو وضعیتت خیلی بحرانیه.

سلام . عضو جدیدم , / دلم

نوشته jirjiraak در 4. October 2012 - 12:50

سلام . عضو جدیدم , / دلم نیومد به این یارو عنتر چیزی نگم , داستانت که واقعا عالی بود , احتمالا این داستان رو
ریده بودی ! البته از ناحیه دیگه

آخرش كه كونت سوخته بودو خوب

نوشته behrang mani در 4. October 2012 - 13:53

آخرش كه كونت سوخته بودو خوب خنده دار نوشتي ضمنا خيلي كسخلي مشنگ خان

داستانت نخوندم سلام هم نميكنم

نوشته abdol tabeta در 4. October 2012 - 14:47

داستانت نخوندم سلام هم نميكنم چون آدم نيستي خجالت نكشيدي با مقدمه داستان آقايون كوني خانمهاي جنده؟مثلي هست ميگه قبل ازاين كه شروع به گوه خوري كني اول مزه مزه كن.ادمين جان عدالتت درحد عدل خداست! امثال من اگرخداي نكرده حرف زشتي بزنن سريع خطاي اسپم ميكني توجونمون بااينكه توهين كردن ما فقط به شخص نويسنده بوده اون هم وقتي واقعأ گندميزنه،اما با چاپ اين داستان دراصل به تمام خوانندگان توهين شد ماكه رستگارشديم شماهم بااين عدالت رستكارخواهي شد.

تو ک غرور و مردونگی نداری پس

نوشته holo0o در 4. October 2012 - 15:23

تو ک غرور و مردونگی نداری
پس بهتره سکوت کنی
اومدی کمی قر و فر قاطیه واقعیت کنی اما نشد

قصدت از اعلام کردن شغل شریفت چی بود؟
برداشت من این بود ک دلخوریت ازینه ک چرا تو باید پول حال زنتو بدی..هان؟
خب عزیز من دلخوری نداره

اونوقتا ک جلق میزدی یادت میفتاد ب همچین روزایی ک ب نقطه چین کشی دچار نشی

تازشم دم زنت گرم ک با وجود قرار با نیما بهت اجازه داد دستبرد بزنی

این سبیلای کلفتت منو بفکر انداخت..

بتراش خودتو خلاص کن
تو ک خودت جار زدی و رو کردی دسته خودتو
پس ب زنت گیر نده
زنت هم آدمه و احساس داره
اگه تو عرضه نداری درکش کنی پس دست بسینه وایسا کنار
حرف اضافیم بزنی

ی حسه دیگه کردم
گفتی حتی پسر باهات دوست بشه

میخوای ی راننده کامیون بهت معرفی کنم؟
ب مراد دلت میرسی ها ملنگ

طفلی رییس اداره تون
حقته یکسال مرخصیه زایمان بهت بده!!

این پاراگراف آخرتو یه بار

نوشته khashi.mashi در 4. October 2012 - 15:34

این پاراگراف آخرتو یه بار بخون خودت ببین چیزی میفهمی ازش؟

اخی کسکش همه ازسه خط اول

نوشته montaghd در 4. October 2012 - 18:20

اخی کسکش
همه ازسه خط اول میفهمن باچه ادم کودنی طرفن

زنت که جندست,خواهرت که جندست

نوشته اسپارتاکس در 4. October 2012 - 18:31

زنت که جندست,خواهرت که جندست مادرتم حتما جنده بوده=>خودت باکل خانوادت حروم زاده اید

خیلی باهال بود ریدم به خودم

نوشته شاه کیر تنها در 4. October 2012 - 18:35

خیلی باهال بود ریدم به خودم از خنده
مخصوصا مقدمش..........
دمت گرم
اصلا یادش رفته بره توالت برینه...........
بهترین کس شعری که خوندم بعنوان داستان تو این سایت همینه

خیلی با حال بود، کیر تو این

نوشته حاجی مشغول در 4. October 2012 - 18:51

خیلی با حال بود،
کیر تو این زندگی!!!

حاشا به این غیرت اگه از همون

نوشته saeedraga در 4. October 2012 - 19:13

حاشا به این غیرت
اگه از همون اول به زنت میرسیدی و خوب بهش حال میدادی حالا از پشت در این حرفارو نمیشنیدی

حاشا به این غیرت اگه از همون

نوشته saeedraga در 4. October 2012 - 19:15

حاشا به این غیرت
اگه از همون اول به زنت میرسیدی و خوب بهش حال میدادی حالا از پشت در این حرفارو نمیشنیدی

واقعا داستانتو تا پاراگرافه

نوشته faranaki در 4. October 2012 - 22:42

واقعا داستانتو تا پاراگرافه اول بیشتر نمیشه خوند....مغزم سوت کسید
اینارو از کجا اوردی نوشتی
نکن با خودت اینکارارو نکن..به خودت رحم نمیکنی به مادرت رحم کن که داره فحشه ناموس میخوره
اصلا میدونی ناموس چیه احیانا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا داستانتو تا پاراگرافه

نوشته faranaki در 4. October 2012 - 22:43

واقعا داستانتو تا پاراگرافه اول بیشتر نمیشه خوند....مغزم سوت کسید
اینارو از کجا اوردی نوشتی
نکن با خودت اینکارارو نکن..به خودت رحم نمیکنی به مادرت رحم کن که داره فحشه ناموس میخوره
اصلا میدونی ناموس چیه احیانا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا داستانتو تا پاراگرافه

نوشته faranaki در 4. October 2012 - 22:43

واقعا داستانتو تا پاراگرافه اول بیشتر نمیشه خوند....مغزم سوت کسید
اینارو از کجا اوردی نوشتی
نکن با خودت اینکارارو نکن..به خودت رحم نمیکنی به مادرت رحم کن که داره فحشه ناموس میخوره
اصلا میدونی ناموس چیه احیانا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واقعا داستانتو تا پاراگرافه

نوشته faranaki در 4. October 2012 - 22:44

واقعا داستانتو تا پاراگرافه اول بیشتر نمیشه خوند....مغزم سوت کسید
اینارو از کجا اوردی نوشتی
نکن با خودت اینکارارو نکن..به خودت رحم نمیکنی به مادرت رحم کن که داره فحشه ناموس میخوره
اصلا میدونی ناموس چیه احیانا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حتما خودت وقتی مجرد بودی

نوشته Cpt.mac.reza در 5. October 2012 - 0:17

حتما خودت وقتی مجرد بودی خانوم های شوهر دار کردی
دوست دارم با دیزرت کلت رو خالی کنم
ار. پی. جی تو کونت منفجر کنم
إستان بزنن تو گوشت کر شی
یو.ای وی (UAV) رو فعال کنم پیدات کنم کون خودت ،خواهرت،زنت و بچه هات رو بزارم
.
.
.
**کاپیتان مک رضا**

بچه ها بچه ها اين مادر مرده

نوشته skyboy0121 در 5. October 2012 - 0:57

بچه ها بچه ها اين مادر مرده همينو ميخواد كه بهش فحش بدين كسخله اين يارو تنش ميخواره اين داستانو سره هم كرده فحش بشنوه، بهش بخندين فحش ندين بدتر ميسوزه!!!

شهر جديد پرند توو كون همسر

نوشته sagharjoon در 5. October 2012 - 2:00

شهر جديد پرند توو كون همسر تو
تمام كير كلفتا ، زدند توو مادر توو
ممد رو پشت بوم كرد توو كون خواهر توو
خودت بگو چي گفتي ؟؟ ريدم توو اون سر توو

گوه ميخوري به خواننده هاي داستانت فحش ميدي.
غلط مي كني مثل سگ با زنت جفت گيري مي كني.
گوه ميخوري به زنت اجازه ميدي با دوست اينترنتيش ديدار كنه.
غلط ميكني داستان مي نويسي.
گوه مي خوري از زندگيت شكايت مي كني.
غلط ميكني حرف بزني.
گوه ميخوري دوتا توله پس بندازي وقتي يه جو غيرت نداري.
ديگه بسه.
خفه شو برو خودارضائيتو بكن
سپاس دوستان

KHODA SHAFA BEDE MAN KE KIR

نوشته parastoo_superhot در 5. October 2012 - 2:05

KHODA SHAFA BEDE
MAN KE KIR NADARAM AMMA KIRE HAME BACHEHAYI KE COMMENT GOZASHTAN TU KUNE TO VA UN MAMANE JANDAT KE TORO PAS ZADE VA OON KHAHARE VELGARDE BALA POSHTEBOOMIT

یعد از مدتها از ته دل

نوشته رمبو در 5. October 2012 - 3:54

یعد از مدتها از ته دل خندیدم...خیلی خوب بود
حتمآ ادامه بده

ای بابا تشویقش کنین این با

نوشته sami taki در 5. October 2012 - 6:16

ای بابا تشویقش کنین
این با فحشای شما حال میکنه
آفرین همین جوری خوبه

کاش حداقل اینهمه راه برگشته

نوشته VRHere46AndFun در 5. October 2012 - 12:12

کاش حداقل اینهمه راه برگشته بودی می رفتی می ریدی که اینجوری تو این داستان تر نزنی.

کاش حداقل اینهمه راه برگشته

نوشته VRHere46AndFun در 5. October 2012 - 12:23

کاش حداقل اینهمه راه برگشته بودی می رفتی می ریدی که اینجوری تو این داستان تر نزنی.

بچه ها فحشش ندین مگه خودش

نوشته Dr Mina در 5. October 2012 - 14:12

بچه ها فحشش ندین
مگه خودش ننوشته که با فحش شماها ارضا میشه پس مخصوصا این داستان رو گذاشته که فحش بخوره دیگه!!!

اخه کونی؟ تو که که حاصل سکس

نوشته haj mori در 6. October 2012 - 4:06

اخه کونی؟ تو که که حاصل سکس با راسو هستی گه می خوری داستان مینویسی |(

کیر سگ تو کس خانمت لاشی با

نوشته ehsan na62 در 6. October 2012 - 4:42

کیر سگ تو کس خانمت لاشی با این داستان نوشتنت بخون ببین خودت میفهمی چی نوشتی
باید میرفتی یکیشا به نیما میدادی
لاشی کیر ارتش هیتلر تو کونت

manam jay zanet bodam hami

نوشته saeed 30 در 13. October 2012 - 23:44

Party Party manam jay zanet bodam hami karo mikardam

1بار زنتو با اون شاه کیر

نوشته sh3b در 16. October 2012 - 0:25

1بار زنتو با اون شاه کیر 10سانتیت درست میکردی میدیدی چه میکنه برات
درست نکردی جندش کردی
کیر تو رووحت

داستانو ول کن کامنت ها رو

نوشته rider68 در 2. November 2012 - 9:08

داستانو ول کن کامنت ها رو بخون من خیلی کم داستانا رو میخونم اکثرا میام این کامنت ها رو میخونم کلی میخندم مردم از بس خندیدم دم همتون گرم

داستانو ول کن کامنت ها رو

نوشته rider68 در 2. November 2012 - 9:09

داستانو ول کن کامنت ها رو بخون من خیلی کم داستانا رو میخونم اکثرا میام این کامنت ها رو میخونم کلی میخندم مردم از بس خندیدم دم همتون گرم

خیلی با حال بود کلی خندیدم

نوشته مینا 20 در 2. November 2012 - 16:45

خیلی با حال بود کلی خندیدم
نگفتی خانمت چه قرص خوابی به بچهات میده که بی هوش میشن

داستانت بماند که بی نهایت

نوشته sarah.asal در 2. November 2012 - 19:38

داستانت بماند که بی نهایت تخمی بود و آفرین که خودت گفتی جق میزنی 10 سانتی دیگه لازم نیست بهت بگم در حال جق زدن اینو نوشتیو اما میرسیم به این چند خط آخر ربط سگ و گربه چی بود به داستانت؟چیه زنت کیر سگ رو میکرد تو کون گشادت؟بعد دیوث همه اینا به کنار تو چجوری اجازه دادی زنت با یه مرد دیگه دوست باشه .کله کیری جنده هم ننه اتِ فحش به خواننده ها نده جق نزن زنت بهت خیانت نمیکنه شهر جدید پرنده و توابع تو کونت دیگه ننویس.

hala k intore bezar manam ba

نوشته lezat_e_sex در 23. January 2013 - 2:02

hala k intore bezar manam ba zanet doos shamo az tarafe to koonesh bezaram
lezat_e_sex@yahoo.co.uk