شما اینجا هستید

خاطرات سکسی مینیمال

232 posts / 0 new
آخرین پست
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

خاطرات سکسی مینیمال

گاهی خاطراتی را دریافت می کنیم که بیش از حد کوتاه هستند که بتوان آنها را در بخش داستان ها بگذاریم. از طرف دیگر نمی خواهیم این خاطرات را صرفا به خاطر کوتاه بودن کلن حذف کنیم. بنابراین چنین خاطرات مینیمالی را اینجا می گذاریم.

3.708335
نمره شما: هیچ میانگین 3.7 (24 votes)
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

سکس منو دوست دخترم تو توالت عمومی

ماجرا از وقتی شرع شد که ایرانسل طرح شب تاصبح رایگانو گذاشت.ما هرشب تاصبح با هم هرخ میزدیم تا این که سر صحبت باز شدو من بهش پیشنهاد دادم جالب این بود که با ترسو لرز این کاروکردم و فکر میکردم الانس که گوشیو قطع کنه ولی اونم نگذاشت ونه برداشت گفت اخه کجا .منو میگی تو دلم گفتم که آخجون یه دلی از عضا در میاریم .سکس اول ما تو توالت عمومی فردای اون شب بود که من باهاش قرار گذاشتم .تو پارک به هدی حشری شدیم که نتونستیم تحمل کنیم من رفتم و به نگهبان توالت پول دادم تا بزاره ما بریم هال کنیم اقا منو میگی مثل کس ندیده ها ای خوردم اینو بعد جوری کردمش که تا یه هفته بهم فهش میداد . اگه کسی خواست من بازم تو این سایت بنویسم بهم mail بزنه چون واقعا از این داستانا زیاد دارم بخام براتون بگم راحت 130-140 صفحه میشه.mmlnima@gmail.com

نوشته: pes@re r@per

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

سكس عاشقانه

سلام دوستان اسم من پروا، ١٨سالمه ميخوام خاطره سكسي مو براتون تعريف كنم يه دوست پسر داشتم كه اسمش دانيال بود خيلي دوست داشتيم همديگرو يه شب رفتم خونشون خوانواده ام رفته بودن مسافرت دانيال هم مجردي زندگي ميكرد رفتم رومبل خونشون دراز كشيدم داني(دانيال) زنگ زد پيتزا بيارن بعدازاينكه شام خورديم داني هي بحثو عوض ميكردماهواره رو شبكه هاي سكسي گذاست آروم اومدبغلم كردگفت پروا خودت كه ميدوني دوست دارم خانواده ام توروپسنديدن يك لب ازم
گرفت هميشه بهم ميگفت اندامت سكسيه ميگفت خوش به حال خودم كه ميخوام شوهرت بشم لباسمو ازتنم دراورد سوتينمو باز كرد اينقدر سينه هامو خورد و ماليد كه نفسم به شماره افتادگفت تونميخواي نوازشم كني منم لباساشو در اوردم تمام تنشو بوسيدم شلوارمو دراورد شورتمو كشيدپايين پاهامو بازكرد كسمو ميليسيد چوچولمو ميماليد اونقدر مالوند آبم اومد تمام آبمو خورد بعد كيرشو روكسم ميچرخوند گفت ميخوام موقع ازدواج پردتوبزنم گفت از كونم نميكنمت چون دوست ندارم هيكل سكسي خانمم خراب بشه كيرشوگذاشت لاي سينم و تلمبه ميزد تا آبش اومد آبشوخوردم خيلي دوست داشتم بعدباهم رفتيم حمام اونجام هي مالونديم همديگرو ديگه اومديم بيرون تاصبح توبغل هم خوابيديم اينو بگم كه خانوادم ميدونستن منو داني باهميم

نوشته: پروا

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

ماجرای من و داییم

من کیا هستم این خاطره مال وقتیه که 16 سالم بود و به دایی 29 ساله ام کون دادم.
یه روز پشت خون با دوستم نشسته بودیم و در حال بازی با دودولای همدیگه بودیم که داییم سر مچمونو گرفت و کلی باهامون دعوا کرد و ما رو نصیحت کرد که اینکارا زشته و ....
خلاصه دیگه من از دایی خفن می ترسیدم، البته بعدها فهمیدم ایشون اینکاره تشریف دارن . فردای اونروز که داییم رفت حمام به من گفت که برم و کمرشو واسش بشورم،من ساده هم رفتم تو حموم و بعد از اینکه کمر داییو کیسه کشیدم دایی رفت زیر دوش و وقتی روش و سمت من کرد من کیرشو از زیر شورتش دیدم و نزدیک بود قبض روح بشم آخه هم خیلی بزرگ بود و هم خیلی سیاه!!!بعد دایی دید که من مسحور کیرش شدم به من گفت می خوای به کیرم دست بزنی؟منم با خجالت گفتم بله.
شورتشو از پاش کند و کیرشو داد دستم منم باهاش بازی می کردم تا کم کم کیرش داشت بلند میشد به من گفت ساک بزن منم برای اولین بار کیر به اون بزرگیو گذاشتم تو دهنم و خیلی لذت بردم بعدش که کیرش کاملا بلند شد به من گفت پشتتو کن به من و پاتو باز کن دستمو گرفتم به سکوی حمام تا نیفتم بعد آروم آروم کیرشو گذاشت تو کونم دردش وحشتناک بود و شروع کرد به تلمبه زدن در حدود 7 یا 8 دقیقه طول کشید تا آبش اومد و همشو تو کونم ریخت.
بعد از اون بود که هر ماه دو سه بار که میاد خونمون منو می کنه...

نوشته:‌ کیا

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

برای اولین بار

من آرش هستم و ۲۲ سالمه.اولین باری که کون دادم برمیگرده به یک ساله پیش که با دو تا از دوستام رفته بودیم پاتایا.یه شب با دوستام رفتیم عشق وحال بین راه توی اون شلوغی دوستام رو گم کردم میخواستم برگردم هتل که بین راه چشمم افتاد به یک کلوپ شبانه به اسم اژدهای دیوانه وسوسه شدم رفتم تو .فضا خیلی رویایی شلوغ بود چیزی که نظرم رو جلب کرد این بود که بین ۶۰،۵۰ نفری که تو بودن سه یا چهار تا دختر بودن تازه دوزاریم جا افتاد که این کلوپ گای هستش.
تو فکر بودم برگردم که یه نفراز پشت خیلی آروم و با احساس بغلم کرد.ضمنا باید بگم من اندامم خیلی باربی و به قول دوستام دخترونست وبدنم بی مو و سفیده قدم۱۷۸ و وزنم ۷۵ کیلو هست.بگذریم برگشتم دیدم یه پسر خوشتیپ و با بدن و اندام خیلی زیبا که فکر میکنم روس بود بغلم کرد و وقتی صورتم رو برگردوندم لبش رو گذاشت روی لبم خواستم هلش بدم که یه احساسی بهم دست داد تمام بدنم داغ شده بود خیلی خوشم اومد.
دستش رو از پشت گذاشت لای کونم داشتم میترکیدم نمیتونستم باهاش صحبت کنم ولی فهمید خوشم اومده.منو برد یکی از اتاقهای مخصوص با حس خاصی لختم کرد تمام بدنم رو لیس میزد احساس میکردم یه دخترم و اونم شوهرمه داشتم یواش یواش ناله آه و اوه میکردم.زیاد وارد جزییات نمیشم.اون شب تا صبح من سه یا چهار بار گایید و منم حسابی بهش حال میدادم .بیشتر به حالت سگی منو میگایید و از جو کیرمو میمالید .البته منم سه بار آبم اومد.صبح برگشتم هتل و یه آدم دیگه بودم یه لذت جدید و اعتیاد آور رو کشف کردم.الان دیگه با دوستای گی خودم خیلی لذت میبریم.
لطفا نظراتتون رو بزارین و ایدی من رو ادد کنید.
Boygiigii@ymail.com

نوشته: Ladyboy

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

بچگی من و زن عمو

حدود20سال پيش ان موقع كه سنم حدود12يا13سال بود عمويم ازدواج كردبا دختري كه 15سال باهم اختلاف سني داشتند عمويم مرد تند مزاجي بود خانه ما باعمويم فاصله زيادي نداشت از دست قضا عمويم هفته اي3شب بايد خانه عمه ام ميرفت چون شوهرش شيفتي بود وعمه ام تازه عروس. من پسري نحيف وخجالتي بودم ان موقع قرار شد شبها من خانه عمويم بخوابم تا زن عمويم تنها نباشد.نرگس زني بود لاغر اندام با موهاي بسيار بلند مشكي ولي از لحاظ ظاهري معمولي بود چند شب اول من كنار تلويزيون ميخوابيدم واو روي تخت در اتاق خواب.يك شب كه خواب بودم متوجه شدم نرگس كنارم خوابيده ولي به روي خودم نياوردم وخداييش هيچ انفعالي به علت نرسيدن به سن بلوغ وهمچنين شرايط ان زمان(به قولي بسته بودن چشم وگوشم) در من رخ ندادتا يك شب كه نرگس به من گفت بيا پتو بازي وزير پتو مرا گير كشيد وبه ياد دارم كه سينه هايش را به بدن من ميماليد پس از چند لحظه شرتش را دراورد وبه من ميگفت با دست با كسش بازي كنم واين كار ادامه داشت و كم كم تحولات سكس درمن فوران كرد اين روند ادام يافت تا جاييكه هم او وهم من به يكديگر عادت كرده بوديم وبيشتر اوقات من با او بودم واز هم لذت مي برديم حتي گاهي وقتها با هم حمام ميرفتيم ومن موهاي باسنش را ميزدم يادش بخير هنوز كه هنوز است گاهي وقتها با ان لحظات شاد ميشوم نرگس الان داراي 3فرزند شده وخودش هم فربه تر وزيباييش 2چندان شده وبدون اغراق من اورا خيلي دوست دارم وگاهي وقتها با فكرش زندگي ميكنم اما پس اين همه سال تا به حال به رويش نياورده ام از دوستان عزيز كه اين خاطره را خوانندند در بخش اظهار نظر به من كمك كنند ايا با او خاطرات كودكيم را مرور كنم يا مثل يك راز ان را در سينه نگهدارم در اين سن وسال خيلي دوست دارم يك بار ديگر با او سكس داشته باشم.

نوشته:‌ متین

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

دادن به ابول و حسن

سلام خدمت دوستان سکسی این خاطره مربوط به چندروز قبل میشه جریان کون دادن خودم به این ابول وحسن . یه روز دیدم حسن برام زنگ زد وبعد از کلی حالواحوال گفت بیا خونه باهات کار دارم رفتم خونش دیدم منو تعارف کردخونه منم از دنیا بیخبر رفتم تو که یدفه دیدم دروقفل کردو من یکم دلشوره داشتم ولی بروم نیاوردم وقتی رفتم تو دیدم بهبه ابولم که همینجاست خیلی ترسیده بودم یهو دیدم 30 تومن در آورد جلوم گذاشت بعد بلند شد رفت تو اتاق کناری که بعد از چند دقیقه دیدم بایه تاخیر انداز وکاندم اومد گفت مجید شلوارت رو در بیار که با نه من روبرو شد ولی دسبردار نبود اومد خودش به کمک حسن لباسام رو در آورد بعد اززدن اسپری به کیر شقش کاندوم به اون کیر نازش منو به شکم انداخت یکم تف انداخت دم کونم بعدش احساس سردی روی سوراخ کونم کردم بعدکیرش رو باتمام قدرت کرد تو کونم منم بااینکه درد زیادی میکشیدم ولی نمیتونستم تکون بخورم چون حسن منو گرفته بود وکیرش رو کرده بود توی دهنم و عقب وجلو میکرد تا اینکه ابول کیرش رو در آورد و آبش رو ریخت رو پشتم حسنم آبشو ریخت تو دهنم که ولم کردن منم نفهمیدم که کی رسیدم خونه .بعد چند روز از گذشت این ماجرا هنوز پام لنگ میرد. امیدوارم خوشتون اومده باشه. نظر یادتون نره.

نوشته: مجید بده

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

مسأله فیزیک دختر همسایه

18 سالم بود و یه دختر همسایه داشتیم به نام سحر ، دختری شیطون بود لباسای معمولی می پوشید و با خانواده ما رفت و آمد زیادی داشتن ، یه روز که اومده بودن خونمون اومد تو اتاق من که من یه مساله فیزک رو براش حل کنم ، اومد نشست و من براش توضیح دادم و گفتم که اگه یاد گرفتی این سوال رو حل کن داشت حل میکرد و من حواسم به بندش بود و داشتم دید میزدم . همینجوری که کنارش بودم دستمو گذاشتم رو شونه هاش و گفتم حواستو جمع کن که اشتباه نکنی ، متوجه کار من نبود و غرق حل مساله بود آروم دستمو کشیدم رو بازوش و وقتی دیدم هیچی نمیگه دستو انداختم گردنش و نزدیکش نشستم و باز رو بازو هاش دس کشیدم دیدم اونم انگار بدش نمیاد و الکی داره رو برگه مینویسه ، صورتمو بردم نزدیک و صورتشو بوسیدم بازم هیچی نگفت من که دیدم انگار راضیه کشیدمش تو بغلم انداختمش رو پاهام ، دختره سفید بود و قیافش هم معمولی اصلا حرف نمیزد منم هیچی نمیگفتم داشت سقفو نگاه میکرد لبشو بوسیدمو ازش لب گرفتم ، یه تیشرت تنش بود ، دستو گذاشتم رو سینه کوچیکش و شروع کردم به مالیدن دیدم چشاشو بست ، تی شرتو سوتینشو دادم بالا و سینه هاشو بوسیدمو مالیدم نوکش قرمز شده بود معلوم بود حشری شده ، یواش یواش دستو رو بدنش کشیدمو رسوندم به کسش و مالیدم دیدم کسش خیسه منم مالیدم براش و شلوارشو دادم پایین و کسشو مالیدم داشت تند تند نفس میزد و احساس کردم داره ارضا میشه ، هیچ کاری نمیکرد دستشو گرفتم گذاشتم رو کیرم و مالیدمش آروم خوابیدم روش و کیرمو مالیدو لای پاهاش و کیرمو زدم به کسش دیدم دستشو انداخت گردنم و بغلم کرد منم میمالیدم رو کسش تا آبش اومد و آب خودم رو هم ریختم رو شکمش.

نوشته:‌ رامین

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

گایش پریسا ۴۰ سوراخ

سلام من سروش هستم 27 ساله از رشت امروز میخوام داستان سکسم با دوست دختر خوشگلم رو براتون تعریف کنم اسم دوست دخترم پریسا هستش. ماجرای دوستی ما از وقتی شروع شد که یه بچه سوسول داشت اونو اذیّت میکرد من هم پریسا رو از دست اون نجات دادم و ...
از بحث دور نشیم یه روز زنگ زدم به پریسا دیدم حالش زیاد خوب نیست منم بهش گفتم حاضر شو بیام دنبالت بریم بیرون وقتی رفتم دنبالش دیدم یه لباس تنگ پوشیده که کون وسینش قلمبه زده بیرون منم حسابی حشرم تحریک شد و باخودم گفتم اگه من این کونو نکنم ضرر کردم. خلاصه سوارش کردم و رفتیم یه دور زدیم و برگشتیم وقتی دیدم کسی تو خونشون نیست گفتم پریسا جون میشه بیام بالا؟ اونم گفت عیبی نداره منم رفتم بالا وقتی رفت تو اتاقش تا لباس هاش رو عوض کنه منم دنبالش رفتم تو اتاق بهم گفت که برم بیرون ولی من گوشم بدهکار نبود یهو پریدم روش ازش یه لب اساسی گرفتم اوّل خیلی دست و پا میزد ولی من انقدر کسشو از رو شلوار مالیدم که اونم حسابی حشری شد آروم آروم از لبش اومدم پایین تا به سینش رسیدم یه دفعه بلوزشو جر دادم و شروع کرده به مالوندن و خوردن کم کم اومدم پایین وشورتش رو در آوردم و کسشو لیسیدم دیگه آه و اوهش داشت درمیومد که بلندش کردم و کیرمو کردم تو کونش اول فکر کردن کونش تنگ باشه ولی وقتی کیرمو گذاشتم دم کونش دیدم با یه حرکت رفت تو (معلوم بود از اون جنده های کار بلده) شروع کردم به تلمبه زدن و مالوندن سینه هاش دیگه داشتیم حسابی حال میکردیم که آبم اومد و همشو ریختم تو کونش هر دو نفرمون از حال رفتیم بعد از اون ماجرا رفتم و تحقیق کردم و فهمیدم که خانم جنده بوده و همون شد که رابطمون با هم قطع شد.

پایان

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

راضی کردن خواهرزن

سلام. من مهرداد 30ساله ازخوزستان هستم ومیخوام داستان سکسی واقعی ام رو واستون تعریف کنم. چندسالیه ازدواج کردم اما زنم بدخلقه وچون من ازدواج دوممه نتونستم زنمو طلاق بدم واز زندگی با اون راضی نیستم. اما درعوض همش چشمم به زهرا خواهر زنمه یک زن سکسی اما تقریبا چاق که متاسفانه جلوی مردها ادای زنای مذهبی رو در میاره ومیترسیدم برم تو نخش تا اینکه فهمیدم از زندگیش زیاد راضی نیست ومن هم به نیت درد ودل چند روزی شروع کردم به زنگ زدن بهش وکم کم اعتمادشو جلب کردم ومتوجه شدم که از روابطه جنسی باشوهرش راضی نیست . یواش یواش کار رو رسوندم به لب گرفتن تو جاهای کور خونه وقتی می اومد خونم از فرصت استفاده میکردم و میگرفتمش بغل تا اینکه یک روز زنم رفته بود حموم و در همین حین دیدم طرف اومد سریع ازش خواستم همدیگه رو ارضا کنیم اما اون گفت من از اون دنیا میترسم خلاصه به سختی راضی شد من سرپای خودمو ارضا کنم من هم مانتوشو باز کردم وشلوارشو دادم پایین وخمش کردم وکیر نازمو چپوندم تو کوس صورتی وخوشگلش چند تا تلمبه زدم ودستامو از زیر سوتین بردم تو سینه هاش یکدفعه دیدم اون هم شهوپی شد چندتا تلمبه دیگه زدم ابم داشت می اومد کیرمو کشیدم بیرون وابمو رو کمرش خالی کردم وسریع بادست با کوس نازش ور رفتم تا اون هم ارضا شد اخه وقت نبود.اما بدبختانه دیگه هیچ وقت جابراسکس با خواهر زنم جور نشد البته هر وقت ببینمش بهم لب میده اما همیشه میگه من دارم گناه میکنم. شرمنده دوستان اگه نتونستم خاطره واقعی ام رو خوب عنوان کنم.

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

سه بار کون دادن در یک روز

صبح ساعت حدود 9 بود که به کامران زنگ زدم و گفتم خونه خالیه بیا .
اونم فوری قبول کرد و بعد نیم ساعت دم خونه ما حاضر بود. منم توی این نیم ساعت رفتم حموم و حسابی کیر و کونمو تمیز کردم و اماده کون دادن شدم.
کامران که اومد فوری لخت شد و من شروع به ساک زدن کردم و کامران هم کیر منو میخورد. بعد از چند دقیقه کامران شروع به کردن من کرد و حسابی کرد طوری که سوراخ کونم باز مونده بود و در اوج لذت بودم .کامران بعد 20 دقیفه کردن ابش اومد و تمومشو ریخت تو کونم. منم کمی اونو کردم و کامران رفت . می دونستم تا شب خونه خال هست و باید نهایت استفاده رو ببرم. فوری زنگ زدم به یکی از دوستانم به نام سعید که کیرش کلفت تر از کامرانه و فقط هم می کنه . خلاصه اونم رسید . برای اولین با بود که با هم قرار بود سکس داشته باشیم و هنوز کیرشو ندیده بودم و فقط ازش شنیده بودم که کلفته! وقتی کیرشو در آورد راستش اول کمی ترسیدم که کونم پاره بشه !
بعد کمی ساک زدن اروم کرد توش و اونقدر که فکر میکردم درد نگرفت . خیلی با حال نو کرد و چون 1 ساعت پیش داده بودم حسابی سوراخ کونم باز شده بود
(کلیپشو در داشتان قبلی : 2 تا کیر کلفت گذاشتم). سعید ابشو بیرون ریخت.
دیگه گفتمم امروز بسه ! ولی به 2 ساعت نکشید که دوباره هوس کردم و به یکی دیگه از بچه ها زنگگ زدم ولی نتونست بیاید و به ناچار به یکی دیکه که اصلا ندیده بودم و فقط یه شماره ازش داشتم زنگ زدم و اونم اعلام آمادگی کرد و اومد . کیرش نسبتا کلفت بود و انحنا داشت و موقع ساک زدن تا ته می کرد تو حلقم و دیگه داشتم بالا می آوردم . چون از صبح دو بار داده بودم کونم حسابی گشاد شده بود و اونم حسابی کرد . خیلی بهم لذت می داد چون اصلا دردی احساس نمی کردم . تمام ابشو ریخت تو کونم و کونم عین استخر شده بود.

تا بعد خدا نگهدار همه تون
احسان

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

خودارضایی مهدی دربازار

سلام این داستان که براتون میگم برمیگرده به ۱ماه قبل.داستان ازاون جای شروع شد که من و دخترعمم توبازارداشتیم با هم میرفتیم که موج شلوغی ازجمعیت دربازارداشتن حرکت میکردن نمیدونم چی شد یه هو دستم خورد به دست دخترعمم اونم که تو کف من بود و فکرکردکه ازقصد این کاره کردم اونم دست منو محکم دست منو فشارداد منم که خوشحال شدم دستشو فشاردادم همونجاداخل بازاربودکه کیرم ۲مترسیخ شداونم فهمیده بود و اولی بود داشت گشاد راه میرفت و معلوم بودکه شفتی شده با هم قرارگزاشتیم بریم خونه ماکه همون نزدیکی هابودهمین جورکه داشتیم میرفتیم و منم داشتم سیخ ترمیکردم یه هو شوهرعمم باعممو دیددم که بعد از سلام و اینادست دخترعممو گرفتن و بردن منم که سیخ بودم رفتم داخل اتاق پرو یک مغازه و یه ژق محکم زدم.

نوشته: مهدی

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

دام من

س.من شهرام 20سال از خوزستان هستم من تاحالا با کسی سکس نداشتم ولی یه دختر تو خیابونمون بود که اسمش سمن بودوخیلی خوشکل وخوش اندام وسفید وکاملا سکسی بودوهمه بچهای خیابونمون توکفش بودن ومن هرموقع اون رومیدیدم جام توحمام بود ومایک نسبت فامیلی دور باهم داشتیم ویک روز که خانواده ام به مسافرت رفتند شانس خوب من اون امد درخونه مان و زد. رفتم دررو که باز کردم دیدم سمن بایک کاسه اش رشته بود گفت سلام منم گفتم سلام بفرماین گفت نزریه منم گرفتم گفتم الان کاسشو میارم براتون رفتم داخل یهویک فکر پلید زد بسرم رفتم پیشش گفتم سمن خانوم مامانم میگه بیاین داخل کارتون داره اون اول تعجب کرد اما اومد داخل تا وارد اتاق شد دید کسی نیست متوجه شدتوی چه دامی افتاده اون که خیلی ترسیده بودومثل بیدمیلرزید شروع کردبه التماس وگریه کردن وگفت بزار برم وگرنه جیغ میزنم منم بش گفتم خودتوخسته نکن صدات بیرون نمیره وتسلم شد و من اون روبه ارامش دعوت کردم ونشوندمش رومبل واروم اروم شروع کردم با سینهای کوچک واناریش بازی کردن وبعداز5دقیقه لباس تن هیچ کدام مانبودوای چه هیکلی چه کسی چه کونی وگفتم که باید برام ساک بزن وزد وبعد گفتم ازجلوبکنمت یاازکون واون گفت از کون چون دخترم میخام ازدواج کنم برام بد میشه ومنم به اون گفتم قنبل کن ومن شروع کردم به لیس زدن وبعد از 1دقیقه سر کیرم رو در سوراخ کونش گذاشتمویکم فشار دادموجیغ کشیدوگفت دردم گرفت منم گفتم الان تموم میشه وبعداز1دقیقه اروم کیرموفرستادم داخل ویواش یواش شروع به تلمه زدن کردم تا عضلات کون اون باز بشه وچند بار محکم با دست رو کونش زدم و اخ اخ میکردبعد از 10 دقیقه که ابم بیاد رفتم نشستم رو شکمش وکیرم گذاشتم تو سینهاش وشروع کردم به تلمبه زدن تا اینکه ابم اومد وریختم رو سینهاش ومن بی حال شدم و افتادم رو زمین وبه ارزوی دیرینه خود رسیدمووقتی از سمن نظرش رو پرسیدم اون هم خوشش اومد و حدود 5سال از این ماجرا میگذره که ما هنوز با هم هستیم.

نوشته: شهرام

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

اولین سکس من با پگاه

تازه با پگاه دوست شده بودم،روزاي اول ميترسيدم بهش بگم كه اونو واسه سكس ميخوام..
روزاي اول با هم ميرفتيم بيرون،پارك و..
يه روز دوستم هادی گفت امروز با پگاه بياين خونه ما ناهار مهمون من..
من و هادی هم با وانت بار رفتيم دنبال پگاه،بعد كه رسيديم خونه،هادی ما رو تنها گذاشت و رفت..
منم از خدا خواستم كه همچين موقعيتي برام فراهم شده،اول بوسيدمش،بعد دستم رو بردم رو قلبش گفتم چرا قلبت تند تند ميزنه؟
ترسيدي؟!
بعد همون موقع شروع كردم به لمس كردن پستوناش،بعد لباشو خوردم و دوباره پستوناشو ماليدم،بهش گفتم لباساتو در بيار كه ميخوام بگيرمت تو بغلم!
لباسامون رو دوتايي در آورديم و من افتادم روش،كسش دست نخورده بود،منم از پشت شروع كردم،كاندوم رو زدم به كيرم و فرو كردم تو اون كون قشنگ و تنگش،اول كلي آه و ناله ميكرد،اما بعد خوشش اومد و خودش بالا و پايين ميرفت..
يهو آبم اومد و منم آبمو ريختم رو سينه هاش..
ده دقيقه روش بيحال افتادم،بعد يه بالش نرم همونجا بود،پگاه با همون آبمو از رو سينش پاك كرد..
هنوز دوستم جاي آبمو رو بالش ميبينه و ميگه اين چرا اينجوري شده!!

نوشته:‌علیرضا

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

سکس من و دختر همسایه

چند سالی بود که با هم دوست بودیم و همو میخواستیم . دختر خوبو نجیبی بود تا اینکه خانوادهامون فهمیدن و پدرش به خون من تشنه شد با اینکه رابتمون فقط صحبت تلفنی بود !!! دیگه نمیشد باهاش ادامه داد تا اینکه خواستم باهاش به هم بزنم بهش گفتم حالا که می خوایم رابتمونو تموم کنیم پس بذار یه بار با هم بخوابیم . به سختی قبول کرد . یه روز که خونشون خالی بود باهام تماس گرفت و گفت که تنهاست . منم از موقعیت استفاده کردمو رفتم خونشون . نفهمیدم چطوری لخت شدیم آخه عجلی داشتیم ممکن بود هر لحظه مادرش بیاد . وقتی لختش کردم یهو یه قطره آب کیرم ریخت رو زمین . وای که چه بدنی داشت . چه پستونایی داشت . هنوز تو کفشم !!! به اسرار من برام ساک زدو من با پستوناش ور میرفتم . تا اینکه ابم اومدو تمام ابمو با نهایت فشار تو دهنش خالی کردم . اولش خوشش نیومد اما بعدش بهش حال داده بود . گفت که میخواد کیرمو تو کونش احساس کنه . ( دوست دخترم باکره بود ) کیرمو گذاشتم سر سوراخ کونشو اروم اروم فشار دادم تو . وقتی رفت تو کونش چنان جیغی کشید که فکر کنم صداش تا سر کوچه رفت !!! وای که چه کون تپلو هلویی داشت . دیگه باید حسرت به دل همچین کونی بمونم . خلاصه من شروع کردم به تلمبه زدن بدون توجه به آه و ناله ی دختر بیچاره . خیلی درد میکشید . از فرط درد داشت گریه میکرد . دلم به حالش سوخت اما خیلی بهم حال داده بود . اصلا نمی خواستم کیرمو از تو اون کون نازو خوشگل درش بیارم اما با التماس ازم خواست که تمومش کنم . خلاصه اون روز 3 دست از کون کردمشو دلی از عزا در آوردم . یادش بخیر . رابطه مون از اون وقت تا حالا تموم شد .

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

سکس ناجور من با دختر خاله

چند وقتی بود که تو کف دخترخالم بودم شبها به یادش جغ میزدم وکلی باخودم ور میرفتم خونه خالم اینا طبقه بالای خونه ی مادربزرگم هستش یه روز مادربزرگم حالش خوب نبود رفتیم عیادتش اتفاقا خالم اینا هم ااونجا بودن ،دختر خاله ی من یه دختر17 ساله از خانواده ی مذهبی بود خودشم چادری ولی خوشگل بود خلاصه رفتیم و مامانم گفت برم کیفشو از ماشین بیارم با یه سری خرت و خورت که دختر خالمو هم بامن فرستاد تا کمکم کنه من که توکونم عروسی بود تو راه که برسیم پایین تا ماشین درمورد سکس ازش سوال میکردم مثلا :کیر تا حالا ازنزدیک دیدی و اینجور کس شرا که بالاخره رسیدیم به ماشین ،به دختر خالم گفتم بیا تو کنارم بشین میخوام یه چیزی بهت نشون بدم اومد نشست و من بهش گفتم میخوای کیر منو ببینی؟گفت نه و میخواست پیاده شه که دزدگیرو زدم نذاشتم از دستم بره بعد شلوارمو کشیدم پایین باصندلی ماشین رو بعد ناخوداگاه مارال (اسم دخترخالمه)کیرمو گرفت و برام ساک زد انصافا خوب ساک میزد بعد شروع کرد خودشو لخت کردن اول رفتم سراغ پاهای خوشگلش تمومشو لیس زدم یه لب جانانه از هم دیگه گرفتیم و شروع کردم کس و کونشو لیس زدن بعد کیرمو تف زدم گذاشتم در کونش(یادتون باشه دارم تو ماشین به گاش میدم) بعد یه مقدار که دیدم گشاد نشد گذاشتم تو کسش پردشو پاره کردم و شروع به تلمبه زدن کردم بعد ابمو تو کسش خالی کردم بعد لباس پوشیدیمو اومدیم بعد یه سال و خورده ای خبر رسید که مارال تو بیمارستانه یه لحظه کپ کردم بعد رفتیم بیمارستان بچه ی واقعی خودم رو دیدم و دیدم که خاله و شوهر خالم داشتن میمردن از اینکه با کی این بچه دار شده حالا من 16 سالمه و بچه ی من 2سال سن داره اگه از این داستان خوشتون اومد بگین سکسهای بعدیمو با دختر خالم بگم

نوشته:‌داوود

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

صیغه ۲

سلام چون دیدم خوشتون اومد داستان دومم رو مینویسم اینم عین حقیقته به خدا.چند ماه پیش خودم زنگ زدم به همون دختره که صیغه میشد و باهاش قرار گذاشتم تو خونه باغ یکی از دوستام رفتم بهش ادرس دادم و شب اومد.بعد احوال پرسی صیغه رو خوندیم و عملیات شروع شد.اون لباسش و در اورد و منم لخت کردم اول همدیگرو بغل کردیم اخ عجب نرم بود لامصب کیرم اینبار اماده باش بود و راسته راست هی کونش و میمالیدم و اونم قربون صدقه ام میرفت بعد خوابوندمش و روش خوابیدم شروع به مالیدن سینه های سفیدش کردم خدایی خیلی توپ بود بعد گفتم میخوام کونت بذارم دیدم نمیذاره منم گیر ندادم و گفتم لاپا بزنیم خب برش گردوندم و شرتش و دراوردم از پاش کیرم و گذاشتم وسطش اونم پاهاش و سفت گرفت تا تلمبه بزنم خیلی حال داد یه2دقیقه ای همینجوری زدم بهم گفت میخوای واست بخورم؟منم گفت بیا مال خودته بخور.یه تف زد سر کیرم و شروع کرد به ساک زدن خیلی خوب میخورد حرفه ای بود لاشی انگار دندون نداشت.خلاصه بعد چند دقیقه گفتم بریم سراغ بهشت زشتت کسش مثه تونل شده بود گشاد گشاد خوابوندمش و با یه حرکت رفت تا تهش و تخمام بهش چسبید یه چند دقیقه تلمبه زدم تا ابم اومد بعد درش اوردم و ابم ریخت تو کاندوم به جای سینه هاش بعد لباسم و پوشیدم و رسوندمش خونه اش و رفتم خودم خوابگاه.

لاشیا سکس با ناموس و تبلیغ نکنین خوب نیست بچه ها این سکس با محارم کس و شعره رو مختون کار نکنن یه وقت.ولی ازادی بیان داره سایت خوبه.ببخشید اگه تو سکس هفت خط نشدم.زنده باد ازادیه بیان.

نوشته: محمدرضا

em9698
آف لاین
عضو از: 23. بهمن 1389 - 17:23
پست ها: 13

چند کلاس سواد داری؟ حرف نه

چند کلاس سواد داری؟
حرف نه هرخ،دلی از غذا نه دلی از عضا،به حدی نه به هدی،حال نه هال،فحش نه فهش،بخوام بنویسم نه بخام بنویسم!!!
کیرم تو این سوادت بره
چند سالته ؟
مدرسه رفتی کوچولو؟
میدونستی این سایت واسه آدم بزرگاست؟
آفریم مگوری برو تو کوچتون با دوستات بازی کن ... دیگه نیای تو این سایت بدا ... باشه کوچمولو؟؟؟

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

من آبجی سارا

داستان از اونجا شروع میشه که من آبجی سارا بره اولین بار کنار هم خوابیدیم تا قبل اون من همیشه به سینه هاش نگاه میکردم ولی جرات دست زدن پیدا نمیکردم ولی اونشب اوضاع عوض شد من دستمو انداختم دور گردنش اونم خودشو نزدیک من کرد تو همین حال بودم که یواش دستمو کردم تو لباسش اونم هیچی نگفت.کمی که مالوندم میخندید و میگفت قلقلکم میاد بسه خلاصه من آبم اومد تا فردا.صبح که از خواب پاشدیم تو خونه تنها بودیم بهترین موقعیت بود ولی سارا اینگار که دیشب هیچ اتفاقی نیفتاده بود رافتارش با روزهای دیگه فرق نداشت.دیدم این جوری نمیشه سریع حرف دیشب رو پیش کشیدم گفتم ای عوضی دیشب خوب حال کردی یه لبخند کوچیک زد گفت من یا تو؟گفتم تو.گفت من که اصلا چیزی نفهمیدم گفتم خوب بیا الان بهت بفهمونم اونم قبول کرد ولی فقط لباسشو در آورد هر کاری میکردم شلوارشو در نمیاورد من گفتم کاچی بهتر از هیچی شروع کردم به مالوندن و خوردن سینه هاش یکم که دیدم مست شده دست کردم تو شرتش و شروع کردم به مالوندن کسش کم کم دیدم دستشو گذاشت رو کیرم منم معطل نکردم سریع در آوردم دادم دستش اونم شروع کرد به ساک زدن گفتم حالا وقتشه بکنمت اونم از خدا خواسته خوابید رو زمین ولی به پشت گفتم لا پایی نه گفت چرا لاپایی بکن تو کسم.تعجب کردم گفتم مگه جلوت بازه گفت نه ولی ارتجایی خلاصه جاتون خالی تا تونستم کردم آخرشم آبمو ریختم روسینه هاش و بعد باهم رفتیم حمام اونجام یه تیر کردم تا چند وقت بعدش هر 2 یا3 روز یه بار میکردمش ولی الن یه ساله ازدواج کرده دیگه رو نمیده.

نوشته: م.ت.

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

خوردن کیر زیر آب

من دملتو هستم

امروز با پسر عمم رفته بودیم استخر چون پسر عمم خیلی شهوتی همیشه با کیرم ور میره و چون کیرم دو برابر کیر اونه و برای همین خیلی با کیرم حال می کنه هر وقت با هم تنها میشیم به من ور میره ولی من مقاومت می کنم
از داشتان دور نشیم . رفیتم استخر خیلی خلوت بود چون سر ظهر بود و دم عیده خیلی خلوت بود کلا 6 یا 5 نفر بیشتر تو استخر نبودن ما رفتیم تو سونا یکم بودیم رو هم اب یخ می ریخیتم که بعدش اروم شدیم و یکم نشتیم و پسر عمم دید کسی نیست تو سونا شروع کرد ور رفتن به من . من رو هم مجبور کرد که واسش بمالم
خلاصه حسابی راست کرده بودم که یک دفعه یک نفر در رو باز کرد ما هم سریع طبیعیش کردیم و یکم صبر کردیم یا کیرام بخوابه و بیرم بیرون چون سونای بخار تنها جایی بود که دید نداشتن روت .
وقتی کیرامون خوابید رفتیم تو استخر که هیچ کس توش نبود اکثرا دراز کشید بودن یا تو جکوزی بودن و ما فرصت رو قنیمت شمردیم و چون پسر عمم عینک شنا داشت من پشت ستون واستادم و بهش گفتم برو حال بده
و بلند می گفتم برو ببینم که نفست چقدره خلاصه رفت پایین واسم چند تا کیرم رو خورد که بد جوری تو اب حال داد و بعد من رفتم پایین انقدر خوردم که فکر نکنم اگر حالت عادی بود اینقدر نفس داشتم
من چون خودم خیلی حال کردم دوباره رفتم واش خودم و ک بار دیگه هم تکرار کردم و چون کیرش کوچیک بود تا ته واشس می خوردم بعدش اون واسم یکم خورد و دوباره من و بعدش دیگه نشد و استخر خیلی شلوغ شد و هر چی دنبال موقعیت گشتیم پیدا نشد

لطفا اگر خوشتون نیومد نظر ندید
با تشکر دملتو

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

سکس دهانی

سلام_اين داستاني كه ميخوام بكم رو خلاصه ميكنم جون حوصله ي نوشتن رو ندارم_من توي سال 88در كانون فرهنكي *** درسي ميدادم_خوب اون موقع سوم راهنمايي بودم و بشتيبان هاي كانون زن بودند_من از حيث اينكه قيافه ي خوبي داشتم بسيار مورد توجه شان قرار مي كرفتم_مثلا جواب سوال هارو بهم مي كفتن و غيره_خلاصه يك روز من دير سر آزمون رفتم و همه رفته بودند و فقط يك نفر بود كه ماند تا آزمونو ازم بكيره_دمش كرم هميشه خودشو بهم مي جسبوندو سعي ميكرد نزديكم باشه_منم بدم نميومد_بعد از آزمون ديدم اومد جلوي صندليم نشست و يه نكاه بهم كرد و دستش رو برد طرف شلوارم_من كه بار اولم بود شروع به لرزيدن كردم و اون كفت كه جيزي نيست_خلاصه كيرمو كشيد بيرونو دستشو روش جلو عقب مي كرد_واي كه جقدر حال ميداد_من كه كف كرده بودم_بعد شروع كرد به خوردن كيرم_منم با دستام موهاشو ناز ميكردم_يه حس خاص داشت_دلم مي خواست بخندم _مثل قلقلك_تند و تند واسم مي خورد و دستشم جلو عقب ميكرد_من با دستام سرشو جلو عقب ميكردم_خورد تا اينكه احساس كردم آبم داره مياد بعد بهش كفتم و اون شروع كرد واسم جلق زدن تا آبم ريخت روي موزاييك ها_خيلي حال داد...

نوشته: علیرضا

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

کون دادن به دلاک

يك روز من رفتم حمام خصوصي ، من تا انزوز طعم سكس يك مردو باخودم تجربه نكرده بودم، من كه تني نرم وسرخ وسفيد داشتم،واجبي هم كشيده بودم وحسابي صاف شده بود، دلاك حمام، وقتي چشمش به بدن من افتاد خيلي خوشش امد، به هواي اينكه صابون بزنه تنمو خوب ماساژ داد ومنم خيلي خوشم امده بو، وهمين طو ر با صابون ميماليد و ميامد بالا ، تا اينكه به كيرم رسيد ، حسابي كيرمو ماليد ومنم خيلي خوشم امده بود وكيرم حسابي راست شده بود، بعد گفت برگرد پشتتو صابون بزنم،منم برگشتم، خوب پشتمو ماساژ داد وصابون زد، رفته رفته امد پائين وپاين تر خوب صابون زد در كونم وماليد ومنم چون خوشم ميامد هيچ جي نميگفتم ، بعد كه حس كرد چيزي نميگم كيرشو ارام ارام گذاشت تو كونم ، ومنم خيلي خوشم امده بود وحسابي كون صابون زده منو كرد وهردو خوشمون امد، دفعه ديگه كه رفتم همون حموم گفتن از اينجا رفته، وديگه نديدمش.

نوشته: محمد

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

کمبود کونکن

سلام من الان 19 سالمه وحداقل 8 ساله که دارم کون میدم البته بگم که یسال اخیر دیگه کسی برام نمونده بود و فقط ا نفر که اونوم رفت سربازی وحالا کسی نیست تا درد دل منو دو کنه
من اولین باری که دادم یه یارو به اسم جواد اومدو سر حرف باز کردو گفت انگول کن من رو من اون زمان بچه بودم و اون انگول کردم کهای کاش نمیکردم وقتی برداشتم گفت حالا نوبت من هست منم گفتم بردار حالا باقیشو بعدا مینویسم که چطوری کون سفید ناز من تو بچگیو کردو چنسال میودو منو میکرد راستش من دیگه خوشم مییومد تا این که یه روز برادرش حسین اومدو گفت تو داشم دیده که باهم بودیم ویه چیزای هم ظاهرا جوتد به اون گفته بود و بالخره اون هم اومده بود به کون ما بزاره که دست اخر هم مجبور شدم اون رو هم به عنوان کونکن قبول کنم که تا پارسال که رفت سربازی هر هفته میومد و به کون من میزاشت.

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

اولین و بهترین گی من

این اولین خاطره گی خودم هست و بر میگرده به چندسال پیش(اواسط85). چهلم پدربزرگم بود ما و خالم اینا 2 روز زودتر رفته بودیم خونه اونا. خونه پدربزرگم به غیر از محوطه اصلی چندتا اتاق هم اطراف حیاطشان هست. من و پسرخالم بعد از ناهار که همه رفتن بخوابن رفتیم توی یکی از اون اتاقا. پسر خالم اسمش آرمان هست وهم سن خودم هستش. دراز کشیده بودیم و داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم که آرمان بهم گفت:امیرعلی(اسم خودم) کمرم درد میکنه میتونی یه خورده ماساژ بدی من هم شروع کردم به ماساژ دادن کمرش و از شونه ها تا پایین رو مالش دادم. بعد از 5 دقیقه ای پا شد و گفت که خسته شدی دراز بکش تا مالشت بدم. مام خوابیدیم. تا قبل از اون اصلا فکر نمیکردم قصد سکس با من رو داره ولی از روی مالش هاش که بیشتر روی کونم بود و در واقع انگشت بود متوجه شدم. چیزی بهش نگفتم و اونم بعد از دو دقیقه تموم کرد و اومد کنارم دراز کشید. منم از حرکاتش کیرم سیخ شده بود و تا برگشتم و اونم کیر شق کرده ی منو دید گفت: این چیه جلوی شلوارت نکنه میخوای با من..آره. منم گفتم:معلومه کی انقدر انگشت میکرد
اونم با پررویی تمام گفت:حالا که جفتمون راضی هستیم بیا با هم دیگه حال کنیم. مام پا شدیم لباسامونو در آوردیم یه بار اون منو میکرد یه بار من اونو بعد از چند دقیقه رفتیم سراغ کیر هم دیگه. یه چند دقیقه ای هم اینجوری حال کردیم.لب هم از هم دیگه گرفتیم. توی اونروز یه دفعه دیگه هم با هم سکس داشتیم بعد از اون ماجرا هم چند دفعه ای با آرمان و دوستام سکس کردم ولی هیچ کدوم بهتر از اولی نبود

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

در کف زن همسایه

سلام
اين داستان برمي‌گرده به 2 سال پيش كه من اون موقع توي يك ساختمان مشغول به كار بودم و تازه يك خانواده توي اون كوچه ساكن شده بودند اولش من اصلاً توي نخش نبودم اما بعدا نظر ديگه‌اي راجع به اون زن داشتم حالا مي‌تونستم شهوت نو چشماي اون ببينم خيلي تو كفش بودم اما خوب نمي‌شد تو محله مخش رو زد اما هر هر وقت مي‌رفتم بالا پشت بام ساختمان مي‌ديدم كه اون با يه كرست مشكي جلوي پنجره ظاهر مي‌شه بعد مدتي من مخش رو زدم و از شانس بد من اونا از اون محل رفتن ما مونده بوديم تو كفش كه يهو زنگ زد و آدرس جديدشون رو بهم گفت بعد مدتي راضيش كردم كه برم خونشون با هم صحبت كنيم قرار شد جمعه ساعت 6 صبح موقعي كه شوهرش مي‌ره سر كار منم برم خونه تا اينكه رفتن باورم نمي‌شد فكر مي‌كردم كه خواب مي‌بينم اما نه واقعيت بود كه لباش به لباي من گره خورده بود من ديگه نتونستم طاقت بيارم سريع كارم رو شروع كردم و رفتم سراغ اصل كاري و مي‌خواستم كسش رو خوب بخورم كه گفت نه نمي‌خوام كسم رو ببيني فقط زود بزار توش كه دارم مي‌ميرم بعد اون جريان دو بار هم رفتم خونشون اما الان 1 سال مي‌شه كه ازش خبري ندارم نه اينكه زنگ نزنه نه زنگ مي‌زنه اما نمي‌زاره برم خونشون

نوشته: رضا

sinasina20
آف لاین
عضو از: 13. فروردين 1390 - 18:20
پست ها: 2

تمام داستانت کس شر بود سعی کن

تمام داستانت کس شر بود سعی کن واقعی تر بنظر برسه

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

سینه های آبجی سمیه

سلام این خاطره ای رو که میخوام بگم واقعیه و مال همین یه ماه پیشه من میلاد 21سالمه و خواهرم سمیه 25سالشه ما هر دو اصفهان درس می خونیم واسه عید1390میخواستیم برگردیم خونه . تا شهر ما 10-12ساعتی با اتوبوس فاصله داره من و سمیه صندلی یکی مونده به آخر نشستیم انگار شانسم با من یار بود چون اتوبوس مسافر نداشت فقط 10-15نفر مسافر داشت خلاصه اتوبوس حرکت کرد و سمیه خوابید کم کم سرشو گذاشت رو شونه هام من هم حسابی حشری بودم چون آرزوم بود سمیه رو بکنم پس باید یه کاری میکردم کم کم پاهامو چسبوندم به پاهاش خیلی حال میداد دیدم سمیه هم داره پاهاشو به پاهام فشار میده انگار که اونم خوشش میومد من پررو شدمو دستمو گذاشتم رو شکمش اونم دستمو گرفتو هی میمالید خوشبختانه نزدیک ما کسی نبود و من میتونستم ادامه بدم پس دستمو کم کم بردم بالا و گذاشتم رو سینه هاش انگار خوشش اومده بود و حشری شده بود چون یکی از دکمه های مانتوشو باز کرد و دستمو کرد تو سینش از زیر سوتینش سینشو گرفتم وای که چه داغ بود و نرم نرم تو دست کامل جا می شد انقدر سینه هاشو مالیدم که شروع کرد به وول خوردن ولی شانس من یکی اومد صندلی کنار ما و خوابید سمیه هم گفت بذار واسه بعد که رسیدیم خونه وقتی هم که رسیدیم خونه هر چی بهش گفتم بیا حال کنیم میگفت الان نه و شتر دیدی ندیدی و از این حرفا منم منتظرم ببینم کی حاضر میشه باز با هم حال کنیم...................

نوشته:‌ میلاد

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

گاييدن سوراخ متكا

سلام.يه روز كيرم بد جوري بلند شده بود و به هر كي زنگ ميزدم يا گوشيش خاموش بود يا در ديسترس نبود.منم وقتي ديدم اوضاع اينجوره رفتم بخوابم.تو اين فكرا بودم كه يهو حواسم رفت به متكاي زير سرم.خيلي نرم و توپول بود.كيرم هم بد جور بلند شده بود.يه ذره از انگشتمو كردم تو سوراخ متكا.حس كردم توش از خودش نرم تره.ديگه كاريش نميشد كرد.راست كرده بودم.يه نايلون كشيدم رو معامله و حالا نكن كي بكن!!!
بعد 20 دقيقه وقتي به خودم اومدم و آبم اومد.ديدم متكاي بينوا جر واجر شده.ولي اون موقع ديگه حالم دست خودم نبود.اينم يه سكس بدون وجود دختر.

نوشته:‌ غضنفر

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

من و علیرضا و جوراب زنانه

این خاطره برمیگرده به زمانی که سوم راهنمایی بودم.من پسری بودم که علاقه به جوراب زنانه داشتم معمولا"وقتی کسی نبود جوراب خواهرم و میپوشیدم و جق میزدم.یه دوستی داشتم که اسمش علیرضا بود میدونستم که با سکس بی گانه نیست تو راه مدرسه بهش گفتم میشه بکونمت ؟انتظار نداشتم گفت اره باهاش قرار گذاشتم خونشون .کسی نبود گفت می خواهی گفتم آره تو اتاقش رو تخت خوابید گفتم این جوری نه گفت پس چه جوری .گفتم یه پیزی بپوش باهال باشه گفت چی.گفتم یه چیز زنانه گفت نه گفتم پس هیچی ولی نگو میخواد گفت بیا تو کمد مامانم ببینم چیه دست کردم تو جا جورابی کرست بود سفید گیپورگفت خوبه گفتم نه طبیعی نیست.یهو یه جوراب شلواری دستم اومدسرمه ای نازک گفتم اینو بپوش تعجب کرد ولی رفت تو اتاقش من هم خیلی دوست داشتم بپوشم باز گشتم یهو یه جوراب شلواریه دیگه پیداکردم سفیدونازک خودم هم پوشیدم ولی علی رضا نمی دوست رفتم تواتاق دیدم رو تخت بروی شکم خوابیه روش به پنجره بودخیلی زیبا شده بود واقعا"پا با جوراب نازک سکسی میشه رفتم روش وقتی خوابیدم روش با دستش رو کونم کشیدبعدنگاه کرد تعجب کرده بود ماهردو حشری شده بودیم خلاصه کلی باهم حال کردیم .ابمونو تو کون هم ریختیم این شروع رابطه های بعدی باجورابی مختلف شد خدا منو ببخشه ولی بسیاربا جوراب لذت بخشه.

نوشته: far

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

جلق لذیذ

من یه بار با فیلم سوپر داشتم جلق می زدم و از دیدن کس و کون زنهای خارجی داشتم خیلی لذت می بردم و اینو بگم که من خیلی کون دوست دارم تو همین لحظه یک دفعه بابام رسید منو که خوابیده بودم و جلق میزدم رو دید آقا چشمتون روز بد نبینه مثل سگ کتک خوردم بعد از اینکه از دست بابام خلاص شدم رفتم تو مستراح و من که هنوز از دست این شهوت راحت نشده بودم صابونی به کف دست مالیدم و پرداختم به ادمه جلقم و از آنجایی که بابام خیلی با من خشن رفتار کرد یاد سکس خشن افتادم و بهم خیلی حال داد
خوب این بود خاطره سکس لذیذ من اگه دوباره جلق زدم براتون می نویسم
در ضمن چون کتک زدن بابام باعث شد که من یاد سکس خشن بیوفتم و خیلی بهم حال داد از این به بعد میخوام برم پیش بابام جلق بزنم تا اونم دوباره مثل خر کتکم بزنه و جلق منم بیشتر بهم حال بده

admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 30. مهر 1388 - 0:20
پست ها: 673

پشیمونم

سلام.اسمم عسل .18سالمه
حدود سه ماه پيش با پسرى آشنا شدم به اسم شايان،خيلى دوسش داشتم.دو سه بارى همو ديديم.قراربود دفعه بعدازهم لب بگيريم اين اتفاق افتاد تا هفته بعدش كه منو دعوت كرد خونه دوستش،چون دوسش داشتم باكمال ميل پذيرفتم،كسى اونجا نبود وارد خونه شديم،خونه نسبتا بزرگى بود،رو كاناپه نشستيم،ديدم داره بهم نزديك ميشه منم بهش اجازه دادم راحت باشه چون ميخواستم مال اون بشم دستشو گذاشت دور كمرم و نزديك گوشم زمزمه كرد دوستت دارم سرمو برگردوندم و لبم رو لباش گذاشتم آآآآم دكمه شلوارمو درآورد دستشو گذاشت تو شرتم آروم كوسمو ميماليد منم با صداى آروم ميگفتم آآآه ه بمال عزيزم طاقت نياوردم كيرشو درآوردم پاهاشو بازكردم و سرمو بردم لاى پاهاش تندتند واسش ساك ميزدم اوم اوم اوم اونم داد ميزد جوووون بخور همشو منم تخمشو ميماليدم و ساك ميزدم اوو و و و م سرمو گرفته بود تو دهنم جلو عقب ميكرد منم بهش گفتم بخواب رو صورتم فكر كن كوسمه تو دهنم تلمبه بزن جونى گفت و شروع كرد به تلمبه زدن آم آم با تمام وجود ميخوردم اونم با كسمو ميماليد داشت آبمون ميومدصدامون بلندشده بود من آه آه ميكردم اونم ميگفت جون آبتو بيار عزيزم.آبمون اومد ومن آبشو خوردم يكم.

داستانم يه جورعشق بازى بودتا سكس.يك ماه بعدتنهام گذاشت و با دختر ديگه اى دوست شد ومن كاملا پشيمونم.

بوس باى

نوشته:‌ عسل

صفحات

برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .