خاطرات سکسی مینیمال

237 posts / 0 new
آخرین پست
زنرال سکو
آف لاین
عضو از: June 11
پست ها: 62
حیف که الان اینجا نیست

سلام دوستان این خاطره کاملا واقعی منه.امروز که دوباره دیدمش حالم خراب شد وافتادم به یاد خواهر زنم.حیف که الان اینجا نیست.

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
فیزیوتراپیست حشری

من یه مدت مشکل زانو داشتم و به خاطر همین میرفتم فیزیوتراپی که فیزیوتراپه دختر بود
یه دختر جوان,زیبا و البته با هیکلی کاملا سکسی که اگه سینه هاشو میدیدی دوست داشتی بخوریش
اوایلش یه مقدار عشوه میومد و لاس میزد ولی بعدش یه مقدار دیدم بد عنق شده
بعد از تموم شدن دوره درمانم یکروز رفتم اونجا که ازش جزوه بگیرم که خودش شمارشو بهم داد و بعد از اون یه مدت لاس میزدیم و خیلی مهربون شده بود
یکروز گفت بیا تا چسب زانوهاتو عوض کنم وقتی پرسیدم چه ساعتی بیام گفت ساعت8 در حالی که میدونستم تا 7:30بیشتر اونجا نمیموند
وقتی رفتم دیدم هیچکس اونجا نیست و اونم وقتی منو دید گفت برو شلوارتو در بیار تا برات چسبو عوض کنم
وقتی اومد توی اتاقی که من توش بودم دیدم یه چادر سرش کرده پرسیدم چطوری می خواد با چادر کار کنه گفت راست میگی و همینکه چادر را برداشت دیدم زیر چادر چیزی جز شرت و کرست نپوشیده همینکه من مهو تماشاش بودم دیدم داره سینه هاشو میماله به پاهام که یکباره گرفتم قضیه چیه
آوردمش بالا و بغلش کردم و یه مقدار لب گرفتم بعد خودش بند سوتینشو باز کرد همینکه نگاهم به سینه هاش افتاد از خوش استیلیش خشکم زد که خودش نوکشو آورد دم دهنم منم نزدیک نیم ساعت فقط با سینه هاش ور رفتم که هکباره دیدم داره انگشتشو میکنه تو کسش
رفتم سراغ کسش.....وای که چه کسی بود نرم و داغ و بی مو
همینکه من رفتم سراغ کسش اونم رفت سراغ کیر من و شروع کرد ساک زدن انگار مسابقه بود هردومون سعی میکردیم بهتر از اون یکی لیس بزنیم
بعد از کلی ساک زدن منو خابوند روی تخت و نشست سر کیرم همینکه کیرم تا ته رفت تو کسش یه جیغ زد که من ترسیدم ولی فهمیدم که پرده نداشت
حدود ده دقیقه بالا و پایین رفت و بعدش من بغلش کردم و به صورت ایستاده می کردمش وقتی دیدم داره بیحال میشه پاهاشو ول کردم و همینطور با کیرم رو هوا نگهش داشته بودم که دیدم خیلی بیحال شد
انداختمش روی تخت و یکباره کیرمو کشیدم بیرون که آبش پاشید و تموم پرده اتاق را خیس کرد
منم که کم کم داشت آبم میومد کیرمو گذاشتم بین سینه هاش و چندبار تلمبه زدم که یکباره آبم پاشید رو سینه هاش اونم تمام آبم را روی سینه هاش پخش کرد ولی اینقدر سینه هاش بزرگ بود که به یه قسمتهاییش نرسید.

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
کسه ناز تو اتوبوس

سلام.این خاطره مال سال 87. زاهدان سرباز بودم.می خواستم برم مرخصی. سوار اتوبوس گرگان شدم.فقط آخرای اتوبوس خالی بود. راننده یه دختر خوشکل رو نشونده بود پوشته سرش که باهاش لاس بزنه تو مسیر. ساعت 5 بعد از ظهر جولویه یه مسجد نگه داشت.کنارش یه مغازه بود. پیاده شدم و رفتم تو.داشتم رانی می خوردم یه هو چرخیدم. دیدم کنارم وایستاده .چند ثانیه چشم تو چشم شدیم.با خودم گفتم این کونش می خواره. نشستم تو اتوبوس تا اینکه واسه شام نگه داشت.شمارمو رو کاغذ نوشته بودم. به هش اشاره دادم.که بیاد یه گوشه. آمدو شمارمو گرفت. شروکردیو به اس ام اس بازی. نزدیکی یای سبزوار بودیم که یه فکری به ذهنم رسید. آخه من سبزواز درس خونده بودم . یه کی از دوستام خانه خالی داشت. بهش زنگ زدم .گفت تنهاست. زدم به در پرویی به دختره (اسمش یادم نیست)گفتم سبزوار پیاده شه.اونم قبول کرد.رسیدیم سبزوار.من جرعت نکردم پیاده شم.با خودم گفنم یه وقت کیر نزنه پیاده نشه.وایستادم تا اون اول پیاده شد. یه تاکسی گرفتمو رفتیم خونه دوستم.ساعت 12 نیمه شب بود.تمامه لباساشو در آوردم.شرو کردم به لیسیدنش.بدن توپر و قشنگی داشت.زیاد واسه لاس زدن وقت نداشتم.به پشت خابوندم که از کون بکنمش .تقریبا 18 ساله بود. بهم گفت.بکن تو کسم.با تعجب نگاش کردم گفتم مگه پرده نداری .جواب داد تلاق گرفتم. منم خوشحال کیره 21 سانتی متری مو انداختم به جون کسش.کسه تنگی داشت. چوری که چند دقیقه یه اول گریش گرفت .مشخس بود زیاد نداده.ولی کم کم کسش گشاد شدو .منم شروع کردم به تلنبه زدن.از شدت تلمبه زدنم سینه هاش بالا پایین می پرید.پاهاشو گذاشتم رو شونم و کیرمو تا ته فروکردم تو. آهو نالش حسابی بلند شده بود که دوستم آمد تو اتاق.کیرش تو دستش بود.من کیرمو کشیدم بیرون. آمد نشست جایه من و بلا فاصله شرو کرد یه کردن.منم نشستم بالا سره دختره و کیرمو گذاشتو رو لباش.اروم کیرمو لیس میزد. 10 مین گذشت که دوستم ارضا شد.از اتاق رفت بیرون. ساعت نزدیکه 1 بود.دوباره شروکردم به کردنش.محکم تلمبه میزدم و موهاشو می کشیدم.بهم می گفت بزنمش. منم ناماردی نکردم .چند تا کشیده خوابوندم زیره گوشش. وقتی میزدمش شهوتش چند برابر می شد.چشاش سفید میشد. منم کیف می کردم .یه هو برگشت گفت من شوهر دارم.تا اینو گفت من خشکم زد. کیرم تو کسش خوابید.انگار یه پارچه آب سرد ریختم روم.گفت ولی دارم تلاق میگیرم.کیرمو در آوردم ساعت 1.5 شده بود. منم مونده بودم تو کف . لباسامو پوشیدم.اونم لباساشو پوشید.دوستم خوابش بردئه بود . از خونه زدیم بیرون.سره کوچهیه تاکسی تلفنی بود. تاکسی گرفتیمو رفتیم جایی که پیاده شده بودم(میدان سربداران) ساعت نزدیک 2 بود.یه اتوبوس اومد. آخرین سرویس زاهدان گرگان بود. سوار شدیمو رفتیم گرگان. گرگان از هم جدا شدیم منم امدم سمت چالوس. دیگه هیچ وقت تو زاهدان ندیدمش. آخه من سرباز راهنمایی رانندگی بودم و همیشه سر چهار راه وای میستادم.

نوشته:‌ علیرضا

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
ناپدری نامرد

سلام من سارا21ساله هستم
داستانیرو که میخام براتون تریف کنم مربوط به2ساله پیشه
مادرم که زن خشگل وجذابی بود بعد از مرگ بابام حرفهای مفتی راجبش زدن
تا این که مادرم مجبور شد به زور ازدواج کنه با دوست پدرم محسن که شریک بابامم بود
ان(محسن)زنشو تلاق داده بود میگفتن به شوهرش خیانت کرده بود
بعد از ازدواج مادرم مارفتیم خونه ی محسن
داستان من از اون جا شرو شد که من تو خونه هم با حجاب میگشتم مادرم گفته بود خودمم این جوری راحتربودم محسن چند بار به مامانم گفته بود که به سارا بگو راحت باشه اینجارومثل خوبه ی خودش بدونه مادرم میگفت اینجوری راحتر
بعداز 3ماه1روز من تو حموم بودم محسن 1دفه کوبیدبه در حموم منم ترسیدمو گفتم کیه گفت منم بدو حال مامانت بهم خورد منم 1حوله دور خودم پیچیدمواومدم بیرون گوفتم کجاست گفت تو اوتاق خوابش اوفتاد روزمین منم سریع دویدم تو اوتاق که دیدم اوتاق خالیه 1لحضه کیج شودم نمیدونم چی شد که محسن با کمربند اومدتو وقتی برگشتم و اونو دیدم فهمیدم چه خبری هست خواستم در برم که حلم داد رو تخت داد زدم که 1دفهاحساس کردم پشتم سوخت نامرد با کمربند انچنان زد که نفسم بند اومدبعد سریع لباساشو در اورد گفت یا باهم حال میکنیم یا من حال میکنم تو زجرفهمیدی(کیرشم خیلی گنده و دراز بود)که من گفتم خفه شو بعد دوباره با کمربند زد رو بازوم که درد زیادی داشت بعد اومد جلو گفت که عاشه منه واسلا به خاتر من با مادرم ازدواج کرد بعد اومد جلو که ازم لب بگیره که گفتم سر مادرم چه بلایی اوردی گفت نترس از بیرون بحش زنگ زدم گفتم حال مادرت بد شده اونم سریع رفته اونجا و دوباره اومد جلو که من زدم تو سورتش بعد مشت انداخت تو موهام میخاست کیرشو بوکونه تو دهنم که من دهنمو بستم واون کیرشو رو سورتم میمالید بعد گفت اگه نخوریش پردتو میزنم که انگار1شک به من دادن تمام بدنم سست شد بعد کیرشو کرد تو دهنم هی عقبو جلو میکردبعد گفت برگردمنم گفتم اجازه نمیدم بیشتر از این به من تجاوز کنی گفت خفه شو میخام ازت 1جنده خوب بسازم منم شروع به فوش دادن کردم که1گوشه حولرو کردتو دهنم با دستشم محکم گرفت بعد انگشتشو کرد تو کونم که انگار خشگم زد از زور درد زجه میزدم گریه میکردم اما اون اصلا براش مهم نبود بعد از4 یا 5دقیقه کیرشو که کرم زده بود اماده تو دستش بود گزاشت دم سوراخ کونم و با 1فشار سرشو کرد تو کونم هی بازی بازی میکرد منم دردی میکشیدم که نگو بعد از چند دقیقه احساس کردم سوختمو اتیش گرفتم که محسن گفت همش رفت تو بعدش دستو پایی بود من میزدم 1 دقیقهای ثابت وایساد بعد دوباره شروع به تلمبه زدن کرد داشتم اتیش میگرفتم که کفت تکون نخور جنده داره ابم میاد بعد دوترف کونمو محکم گرفت کیرشو تا ته کرد توکونم ابشو ریخت اون تو بعد ولم کرد رو تختو رفت
این بدترین خاطره عمرم بود

نوشته: سارا

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
چگونه به کس معتاد شدم

سلام اولین سکس من درشیرازبود
زمانی که بادوستام یعنی دخترهمسایه هام برای بازی به زیر زمین می رفتیم
یه بار نمیدانم چیشد که شق کردم دخترهمسایه متوجه کیرمن شدگفت این چیه
منم گفتم مگر خودت نداری گفت چی گفتم دودلی گفت چجوری این کارش کری اخه
یکی دوباری بهش دست زد منم که نمی دانستم گفتم ازاول این جوری بود
گفت مال من اینجوری نمی شه گفتم ببینم اونم نشونم داد؟کردم منم دستش
زدم بعد2تایمون شلوارمون دراورددیم مل من دراز مل اون لی پاش بود
1/5سال این قدر با هم ور رفتیم که هر2 وارد شدیم که چکار کنیم
جاتون خالی تواین یک سال ونیم اینقدر کس کردم که بعد ها و تا الان معتادشم من بدون کس ممیرم

نوشته: مانی

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
ساعت 3 شب زیر پتو

سلام این داستان هیچ گونه سکسی نداردو صد در صد واقعی است.من آریا 16 سال دارم.2سال پیش محمد که مشهد زندگی می کرد برای تعطیلات به شهرمون اومدند به همراه خانواده.من با اون تو بچگی خیلی کار ها می کردیم.الان 12 سالشه که اون موقع میشه 10ساله.به خاطر اعتمادی که به من دارن حاضرند اون با من تنها باشه.نمی دونم چندم تیر بود که اومدن خونمون و تا چند روز موندند.ما با هم خیلی راحت بودیم.شب ها نمی خوابیدیم و صبح ها می رفتیم پارک ورزش کنیم.من از قبل بهش گفته بودم که کجاهای بدن نبض داره.و با هم نبض همو می گرفتیم.یک جفت نبض هم بالای یک قسمت خاص بدنه.یک شب ساعت 3 بود من خودم رو به خواب زدم و بهش از قبل گفته بودم وقتی خوابیدم بیا نبضمو بگیر.لحظه موعود فرا رسید.من از قبل شلوارمو و شرتمو یک کم پایین کشیدم . لامپ ها خاموش بود.ولی با چراغ قوه اومد و پتو زد کنار ولی شرتمو نکشید پایین و نبضمو گرفت.فرداش من هم رفتم نبضشو گرفتم ولی گفتم باید دراز بکشه و من هم سرمو گذاشتم رو قلبش تا مثلا این جوری هم نبض و هم قلبش رو بگیرم و من هم شلوارشو دادم پایین و ان جا را دیدم.البته بگم من بچه بدی نبودم و نیستم و این کارا به خاطر انتقام از اون بود.چون وقتی بچه تر بودم اون به عنوان دکتر میومد بهم امپول میزد و حتی میگفت اونجات تیر خورده و اونجامو نگاه می کرد.و وقتی من دکتر می شدم می گفتم که آمپول نمی خواد و دستت تیر خورده.حتی خودش یک بار به من گفت بیا حتی خودت هم ببین یکیه منو.ولی من این کار را نکردم.خودم قبول دارم خریت کردم و با وجود این که او کوچکتر است من را گول زده ولی الان به خاطر همه ی کارهایم پشیمانم و توبه کرده ام .انشاالله خدا خودش من را ببخشد.به شما هم توصیه می کنم اصلا دنبال این جور کارها نباشید و حوری های بهشتی رو به این دختر پسرای خوشگل نفروشین

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

UM
عکس های UM
آف لاین
عضو از: July 11
پست ها: 64
ببینم.....همه اون مدتی که تو

ببینم.....همه اون مدتی که تو داشتی به سن بلوغ میرسیدی ، عمه جندت نوعروس بود که عموت بره پیشش زنش تنها باشه و تو........... آره؟
توکه گفتی فقط پشماشو زدی و باهاش بازی کردی ؟؟! اینارو بهشون میگی سکس؟

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
جنده ۱۷ ساله

سلام من مجتبی هستم
این استانی کهواستون تعریف میکنم از اولینسکس من با جنده بده.سریع میرم سر اثل مطلب
یک روز که حسابی تو کف کس بودم زنگ زدم به جنده راستی من شیراز هستم و از این جور جاها هم زیاد تو شیراز هست طرف قول بهم داد که عصر برم و برم جایی وایسم رفتم.عصر شد و من رفتم اون جا وایسادم بغل مخابرات خونه طرف پیش مخابرات بود. بعد از یک نیم ساعتی خود طرف زنگج زد و ادرس خونه دقیق داد و من رفتم حونشون تو اپارتمان بود. در زدم که طرف درو باز کنه یهو دیدم یک پیره زنی درو باز کرد حالم بهم خورد از اومدنم پشیمون شدمم گفت بیا تو منم که اعصابم خورد شده بود اما رفتم تا رفتم دیدم بببهه بهههه چهار پنج تا دختر خوووووشکل رو مبل نشستن و دارم مشروب میخورن یهو پیره زنه گفت کدومو میخوای یکی از دخترا که ببیشتر از 17 سال نداشت خیلی خبلی هم خوشکل بود من گفتم این هیو گفت 20 تومن بده و این کاندومو بگیر و برو داخل اتاق دادم ورفتم تو اتاق
دختره خیلی خوشکل بود یواش یواش خوابودنمشو لباساشو در اوردم دستاخ خیلی یخ بود تا کزاشتم رو شرتش جیغ زد و گفت خخیلی یخه گرمش کن منم گفتم خودت گرمش کن دستمو کرد تو دهنش و همین جور میخورد که کلا دستم خیس شده بود بعد شرتشو در اورد و گزاشت رو کسش وااااااای عجب کوسی یک خورده که یا هم ور رفتیم سر صحبتو باز کردم گفت که من فراری هستم اما به خاله گفتم که من با بابام و مامان زندگی میکنم(منظور از خاله همون پیره زنه بود)گفت در روز که اینجا هستم و شب مبرم تو خیابون تا یکی سوارم کنه که شبو اونجا باشم حسابی هم گریه میکردم گفتم یسه دیگه من اومدم اینجا بهم حال بدی نه گریه کنی
روش خوابیده بودم و حسابی سینه میخورم که گفت تو هم حال بده کیدم گزاشتم در کوسش عجب کوسی بود فشار دادم داخل که داشت حسابی جیغ میزد اخه سنی نداشت و تازه باز شده بود حسابی پمپ میزدم و گفت میخوم اولین تجربه از عقب دادن و با تو شروع کنم که عقیشو داد طرف منو که منم تا گزاشتم دمش یک فشار که دادم گفت غلط کردم منم گفتم نه دیگه باید بکنم که تا داخل کردم از درد شروع کرد یه گریه کردم که دلم سوخت و گفتم بر عکس بشو تا از کوس بکنم اونم همین کارو کرد و باز از جلو گاییدمش که اخراش بود که کمکم داشت ابم میومد که با لب گرفتن همشو ریختم داخل کوسش
و بهم گفت میتونم شمارت رو داشته باشم منم دادم و از اون موقع به بعد باهاش دوست شدم و شبا که خونه خالی بود دبگه سر خیابون واینمیستاد و میومد خونه منم کوس مفتی میکردم )بعد لباساشو پوشید و همدیگه رو بوسیدیمو رفتیم تو حال پیش بقیه دخترای جنده که تا رفتم دیدم همشون لخت لخت شده بودن و داشتم با هم حال میکردن که باز دلم رفت توش که یهو خاله گفت برو دیگه حال خودتو کردی>>>>>>>>>پابان

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
سکس لذتبخش من و ویدا

* به خدا قسم 100% واقعیه

من رامین هستم و 23 سالمه این داستان هم هفته پیش اتفاق افتاد.
من یه دختر خاله دارم به اسم ویدا که می خواهیم با هم ازدواج کنیم.
اون 2 سال از من کوچیکتره و خیلی خوشکله.
باورش سخته ولی قدش 1 و 75 ، پوستش برنزه، موی بلند تا کمر به رنگ بلوند ، چشم سبز،اندام کاملا عالی و خوش هیکل و سکسی.
من هم خداییش خوبم! قد 1و 80 خوش هیکل و همه میگن چشات خمار و قشنگه و تیپمم حرف نداره. من و ویدا عاشق همیم و...
سه شنبه بود و هوا گرم. ویدا اس داد که بیا خونمون مامانم اینا رفتن تره بار من تنهام خیلی می ترسم. یه دوش گرفتم ادکلن دانهیل زدم خوشتیپ کردم و رفتم. وقتی رسیدم ویدا در رو باز کرد. شلوار تنگ پوشیده بود و مو هاشو حالت داده بود و خیلی سکسی شده بود. باسن تپل و خوش فرمش از رو شلوار داشت دیوونم میکرد. رفتم جلو و هم رو عاشقانه بوسیدیم.
چشامون داد می زد که جفتمون سکس می خواهیم. چهار سال بود عاشق هم بودیم ولی سکس نداشتیم هرگز. البته ویدا 2-3 ماه پیش به یاد من جلق میزده که وقتی خودشو انگشت می کنه پردش پاره میشه. شاید این تنها عیب عشقم بود. خلاصه همینجور که لب میدادیم دستمو بردم و تاپشو دادم بالا و سینه های گردش بهم لبخند زدن!!! از رو سوتین چند تا بوسشون کردم و سوتین رو کندم. سینه های لختش داش دیوونم میکرد. اونم پیرن من رو درآورد و چند ثانیه بدن های لختمون رو بهم مالیدیم. بعد من ازش خواستم شلوارشو در بیاره و خودمم همین کارو کردم. کسش باد کرده بو و تو شورت جاش نبود. کیر منم داشت شورتمو پاره میکرد. شورتمو ویدادر آورم و شروع کرد ساک زدن. حالا نوبت من بود که کس خوشفرمشو بخورم. واااااااااای!!!!!! چقدر خوشمزه بود.!! بعد کیر لزج شدمو با ملوندن کرم، خیلی آروم کردم تو کونش و تلمبه زدن شروع شد. کیر من متوسطه سایزش ولی ویدا خیلی درد میکشید. کم کم حس کردم آبم داره میاد ولی ادامه دادم و خلیش کردم تو کون عشقم.یه 20 دقیقه ای کنار هم بیحال افتادیم و فقط لب دادیم. من دوباره پاشدم و به صورت فرغونی کردم تو کسش. سر صداش همه جارو برداشته بود و منم میکردمش. کم کم ارضا شد و چند ثانیه بعد هم آبم رو ریختم رو بدنش. دوستان ما ماه دیگه عقد می کنیم.
با تشکر-رامین

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
سکس من و سالومه

این اولین باریه که دارم داستان سکسی می نویسم .داستان بر می گرده به حدود 3 سال پیش اون موقع من تازه فارغ التحصیل شده بودم و تو یه شرکت کهندسین مشاور کار می کردم اونجا یه دختری کار می کرد که خیلی ها تو کف بودن مخشو بزنن ولی من اصلا امیدوار نبودم بهم پا بده خلاصه که یه روز به خودم جرات دادم و ازش خواستم دم در شرکت چند دقیقه وقتشو بگیرم اونم قبول کرد و این آغاز دوستی ما بود .
بعد از حدود 3 ماه خیلی با احتیاط و با کلی مقدمه چینی از سالومه خانوم تقاضای سکس کردم که اونم نه نگفت ولی چون بدبختانه مکان نداشتم موکول شد به یه وقت مناسب .یه روز بعد از اینکه از پمپ بنزین اومدم بیرون فهمیدم که کارت سوختمو جا گذاشتم اعصابم خیلی تخمی بود که سالی جون زنگ زد و گفت خونه تنهام بیا پیشم منم از خدا خواسته با کله رفتم ( تو دلم گفتم کس خوار بنزین و کارت سوخت ) رسیدم دم خونشون رفتم بالا دیدم به به خانوم یه لباس خواب صورتی خیلی نازک پوشیده خلاصه بعد از چند دقیقه که من حسابی دست و پامو گم کرده بودم خودش مجبور شد شروع کنه اول دست منو گرفت برد تو اطاقش بعد یه دفعه لباشو گذاشت رو لبام چنان میمکید که انگار 3 سال هیچی نخورده منم یکم اوضاع برام عادی شده بود جرات پیدا کردم و دستمو گذاشتم رو سینه هاش وای خدای من عجب سینه های سفت و درشتی داشت دیگخ کم کم داشت نالش در میومد که هولم داد رو تخت و اومد کنارم بعد از کلی لیسیدن گردن و مکیدن لب و سینهای قشنگش لباس خوابشو در آوردم اونم منو لخت کرد آروم رفتم پائین و شروع کردم به خوردن کسش اونم چه خوردنی کاملا ناشیانه اونم آروم منو راهنمایی میکرد بعد از چند بار لیسیدن دیگه دستم اومد باید چیکار کنم و اونم هر لحظه صداش بلند و بلندتر میشد تا اینکه یه جیغ کشید و با دستاش موهای منو گرفته بود .یدفعه منو کشید بالا و خوش مشغول شد به ساک زدن واقعا ماهرانه و حرفه ای این کارو می کرد داشت آبم میومد حیف بود ازش خواستم دیگه ساک نرنه اومدم کیرمو بزارم توکسش که گفت دختره منم از عقل شروع کردم کیرمو گذاشتم دم سوراخش و آروم سر کیرمو کردم تو بعد یواش یواش فشار دادم تا ته که دیدم داره از درد بالش رو گاز میزنه و میله های تخت رو با دستاش فشار میده خوشم اومده بود که کس ای رو که همه تو کفشن داره زیر من از درد کیر من میمیره خلاصه چند تا تلمبه محکم که زدم دیدم داره آبم میاد سریع کیرمو دی آوردم و آبم با شدت پاشید رو کون و کمرش بع بی حال افتادم کنارش بعد از چند دقیقه هم یه دوش گرفت و با هم ناهار رو رفتیم بیرون .

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
سکس من و یکی از فامیلای شوهرم

سلام من سمیرا هستم.37سالمه...توی فامیل شوهرم خیلی به من پیشنهاد سکس میشد اما من رد میکردم چون همه ی اونا پسرای جووون بودن...ولی یکبار طاقتم سر اومد از بس که شهوت داشتم ...یکی از همون پسرای جوون رو بهشون زنگ زدم و دعوتش کردم به مغازه خودم...اون اومد ...18سالش بود و خیلی خوشگل بود...اول نمیخواستم بهش بگم ولی بعد شروع کردم بهش دست بزنم کم کم ریموت مغازه رو زدم و بردمش طبقه بالای مغازم ...اونجا منو لخت کرد منم اونو لخت کردم اول یکم ازم لب گرفت و بعدش سینه هامو خورد...من خودم رفتم لایه پاش و کیرشو گذاشتم دهنم خیلی کیره درازی داشت....اول من ساک میزدم و اون لذت میبرد کم کم یک دستشو گذاشت رو سرم و اون دستشو گذاشت زیر چانم و شروع کرد تندو تند تو دهنم تلمبه بزنه....که یکدفعه آبش اومد و ریخت توی صورتم...بعدش من فکر کردم کهدیگه بیخیال شده ولی اون پاشد و گذاشت توی کسمو هی تلمبه میزد و منو میخورد تقریبا تمام تنمخیس لیس های اون شده بود از سینم گرفته تا شکمم و زیر بغلمو ...............بزور منو پشت کرد و گذاشت تو کونم همش توی کونم بود منم از لذت چشامو بسته بودم اونم هی بهم فوش می داد یکم دیگه که تلمبه زد آّبش اومدو ریخت توی سرم و گردنم....بعد 30دقیقه پاشدو من و خودشو تمیز کردو قرار شد من فرداشبش برم خونشون تا با پسرعموش حسابمو برسن......امیدوارم که خوشتنون اومده باشه....

نوشته: سمیرا

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
جوراب شيشه اي و لز با مادرم

سلام خدمت دوستان و مدير محترم سايت من آناهيتا 20 ساله هستم قدم حدود 180 وزنم 65 هست اصولأ دختري شهوتي هستم من در حال حاضر در يکي از دانشگاه هاي تهران درس مي خوانم داستان از اينجا شروع شد که در اينترنت خونده بودم که جوراب هاي شيشه اي و رنگ پا مردها رو شهوتي ميکنه منم کارم شده بود پوشيدن جوراب هاي شيشه اي يک روز که جوراب شيشه اي پوشيده بودم(ساق بلند) با کفش پاشنه بلند همه ي بچه ها و حتي خود استاد توجه شون به من بود تا اينکه با علي اشنا شدم شمارمو بهش دادم بهم اس ميداديم 1 ماه از دوستيمون گذشته بود که گفت مي خوام با هم رابطه داشته باشيم منم که اصلا دوس نداشتم چون علاقه ي زيادي به لز داشتم و با 6 نفر لز داشتم راضي نمي شدم بعد علي ميگفت با اون که من خيلي دوست دارم اون جوراب تو ليس بزنم اما فعلا بيا سکس تلفني کنيم منم قبول کردم و يه روز که خونه خالي شد (محظ احتياط) به علي زنگ زدم گفت شروع کنيم گفتم شروع کنيم منم پاي تلفن تو اتاقم ميگفتم آه آه علي بيا بليس دوستت دارم دستمم توي شرتم بود که يهو مامانم رسيد جفتمون خشکمون زده بود علي هم پاي تلفن ميگفت ساق پاتو دوست دارم جون...گفتم کارم تمومه ... يهو مامانم اومد نشست کنارم پاشو ميماليد به پام اصلا باورم نميشد حشري شده بودم گفت سوتينتو بزن بالا ممه ها ي دخترمو ناز کنم زدم بالا (تلفن رو قطع کردم.)سينه هامو مک ميزد چه حالي ميداد منم که عاشق لز...گردنمو ميخورد چه کيفي ميداد با آه آه من که انگار مامانم شهوتي شده بود کرمو برداشت کسمو مي ماليد 2 بار ارضا شدم منم واسش ساک زدم ... از اون روز به بعد ما هفته اي 2 بار لز داريم بعد ها فهميدم که مامانم هم به جوراب شيشه اي علاقه داره و توي لزامون جوراب شيشه اي مي پوشيديم ... و وقتي ماجراي علي ا به مامانم گفتم گفت دعوتش کن بياد و من و مامانمو علي يه حال اساسي باهم کرديم... در ضمن من از اون موقع به بعد به سکس علاقه مند شدم ، من تک فرزند هستم و پدرم از صبح تا شب سر کار است بنابرين اکثر اوقات من و مامانم خونه ايم. اگه خوشتو امد بگيد تا داستان علي هم واستون بنويسم ، ممنون از اينکه داستانمو خونديد. دوستدارتان آناهيتا

نوشته: Lovely girl

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
من وپسرداييم

سلام:اسمم سانازه 23ساله و19سالگي ازدواج كردم ويه دختر3ساله دارم/ يه روزدخترموبردم پيش آبجيم اسمش سيمين. شوهرم مسافركشي ميكردكه مسافرراه دور داشت وتاشب نميومد.رفتم بانك قسط داشتيم كه بايد ميدادم بانك شلوغ بودتااينكه نوبتم رسيدكارم تموم شد خاستم برم خونه گفتم يه سري به خونه داييم بزنم درزدم ديدم پسر داييم دروبازكردرفتم تو:پرسيدم كسي نيست گفت نه نهار دعوتن .واسم آب اوردخوردم خواستم برم ازپشت اومد گرفتم توبغل گفتم چه ميكني ديوونه؟ هيچي نگفت بكارش ادامه دادمنم بدم نميومدقدم 176وزنم 63سينه هام 75/دستمو گرفت بردم تواتاق خابوندم روتخت رفت توگردنم مانتوموباز كردتاپموزدبالا شروع كردسينه هامو خوردن منم حشري شده بودم صداي نالم بلندشدهمينطور ميخورداومدپايين شلواروشرتمو كشيد پايين وشروع كردبخوردن كسم داشتم ديوونه ميشدم بلندشدلباسامو درآورد لباس خودشم درآوردكه چشم به كيرش افتادگرفتمش تو دستم شروع كردم به ساك زدن چه حالي ميدادهمينطورميخورم صداش بالا گرفت سرموكشيدعقب گفت بسه خابوندم پاهاموزدبالا وكيرشو بردتوكسم وشروع كرد به تلمبه زدن واي چه حالي ميداد برعكسم كردروچهار دستوپاميخاست از عقب بزاره گفت بزارم چون شوهرم چندباركرده بودگفتم بزاراونم ازخدا خاسته كيرشوتاته فروكرد تو و شروع كردتلمبه زدن كه بهم گفت آبم داره ميادكجابريزم گفتم هرجادوس داري كيرشودرآوردسرپا ايستادوگرفتش جلوصورتم گفت بخورش تاآبم بياد منم شروع كردم به ساك زدن كه صداي نالش بيشترشدفهميدم آبش داره ميادبافشارابش ريخت تودهنم يكمشو قورت دادم بقيشو بازبون دوركيرش تاب ميدادم وميخوردم:بعدبلند شدم رفتم خودمو تميز كردم لباسامو پوشيدم خداحافظي كردم رفتم خونه خيلي حال دادهفته اي يك بارباهم برنامه داريم مرسي ازشما.

نوشته: ساناز

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
اولین و آخرین سکسم

این داستان که مخام براتون بگم برمگرده به 10سال پش که من 15سال داشتم و اولین واخرین سکس مو داشتم اون موقه ماتو تهران تو جنت اباد تهران زندگی مکردیم چون پدرم بر شکسته شده بود واد بالای خونه مادر بزرگم زندگی مکردیم خونه مادر بزرگم 3طبقه بود ویکزیر زمین بزرگم داشت بریم سر اصل مطلب تابستون بود یکی زنگ زد رفتم در وا کردم دیدم یکی از اقوام دور مامانم هست از قضا اونا هم بر شکست شده بودن وباید برای مدتی میومدن زیر زیمن مادر بزرگم زندگی کنن تا خونه مناسبی پیدا کنند بعد از اسباب کشی من با دوتا دخترای اونا شروع به بازی کردم ازنوجای که من بازی کاغذی دوست داشتم به اتفاق اسم فامیل بازی کردیم واین حرف شین بود سربناز دختر بزرگه (البته اون از من سه /چهار سالی کوچکتر بود) در اعضای بدن نوشت شنبول منم از اونجای که ادمی تیزی هستم فهمیدم سربناز جان دوست داره شتونی کنه کی بازی کردیم بعد به پشنهاد خانوم دکتر بازی کردیم و من پزشک شدم وخانوم به عنوانمریض اومد تو وخودش بحث ایم فامیلو پش کشید وشروع کرد به لب گرفتن از من ولی من که تو جو بازی بودم خابودمش وگفتم ببخشید من دکترم کجاتون درد مکنه خانوم اونم شروارشو کشید پایین وگفت اوین جا ولی جون خواهر فزول من باز فزولیش کل کرده بود در زد که بیاد تو اونم مجبور شد سریع شلوارشو پوشه وه سرعیه ربه بیرون این گزشت وچند روز به مالوندن مخفی تو بازی ها گذشت تا چند روزبعد دیم خانوم صبح زود اومده گفتم کاری داری گفت مامانت با مامنم ومامن بزرگ با بچه ها رفتن خرید منم مخام باهات دکتر بازی کنم هستی وزود دامنشو زد بلا زیرش چیزی پاش نبود گفت بکن توش من گفتم مگه دختر نیستی اون گفت نه چندماه قبل به پسر عمش داداه من جو گیر شدم کردم توشروع کردم به تلمبه زدن اون مال اون فیلمای بود که یوشکی باویدو دیدیه بودم سعی مکردم مسل اون چیزای که تو فیلم دییم عمل کنم تا سربناز حال کنه داشتم حالم تغییر مکرد اونم فهمد خودش از م جدا کرد یک دفه دییم یک مایعی ازم خارج شد ازش پرسیدم این چیه اون گفت عصاره پسراس و بعد کنار دراز کشیدتا صدای در اومد اون رفت در وا کرد وانا چند روز بعد برای این که نتونست پول جور کنن رفت مشهد دیگه هم من سرباز حون ندیدیم وبعد ازونم سکسی نداشتم دونکته میمونه اولی :این که کل این داستان واقیعت کامل بود ودوم:اینکه هرکی متونه منو راهنمایی نه که چه طوری یک دختر برای سکس پیدا کنم بدون ماشین بهم خبر بده برام اددشو یا شمارشو بزاره راستی من خشایار 25 از تهران مرسی از همه تون

نوشته: خشایار

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

Shahin70
آف لاین
عضو از: June 11
پست ها: 1575
Admin Jan Tnx

Admin Jan Tnx

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
کردن اتفاقی

سلام به همه ميخوام داستان سكس خودم با آتوسا رو تعريف كنم.من اسمم عرفان 24 سالمه يه پرايد دارم تو آژانس كار ميكنم پنج شنبه شب بود كه داشتم ميرفتم به خونه داخل كوچمون كه رسيدم ديدم يكي از بسيجى ها گير داده به يه دختره ميگه روسريتو درست كن ...منتظر شدم تا رفت منم رفتم پيشش گفتم چى شده خانومى ميتونم كمكتون كنم گفت نه برو بابا گفتم عزيزم اين موقع شب خطر داره اينجا پره خلاف كاره گفت چيكار كنم گفتم من ماشين دارم ميخواى تا يه جا برسونمت گفت آخه زحمت مشه رفتيم سوار شديم يه چرخي زديم گفتم بريم قليون بكشيم . كجا؟ خونمون بريم .باشه رسيديم خونه منم سريع يه قليون چاق كردمو اوردم شروع كرد به كشيدن قرمز شده بود گفت چقدر گرمم شد مانتو شو باز كرد يهو پستوناش زد بيرون منم سريع لباسمو درآوردم رفتم پيشش شروع كردم لب گرفتن اونم كير منو داشت ميمالوند كمربندمو باز كردكيرمو كرد دهنش شروع كرد به ساك زدن برگشت كونشو طرف من كرد گفت بكن توش يه تف زدم به كونش اروم كردم توش چقدر تنگ بود واى آبم ريختم توش.

نوشته: راکی

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
دوران بلوغ

در خود تعقیراتی احساس میکردم گاهی شبها خواب میدیدم لذت وجودمو پر میکرد کم کم توجه ام به دخترا بیشتر میشد با دوستام حرفهای سکسی میزدیم یا عکس سکسی کسی پیدا میکرد میدیدیم تحریک میشدم تو خونه تنها بودم یا تو حمام یاد حرفا و عکسا می افتادم التم سفت میشد احساس خوبی داشتم یه بار یکی از دوستام گفت من وقتی ایجوری میشم التمو میمالم خیلی کیف داره منم تو حمام این کارو کردم خوشم اومد ادامه دادم هر فرصتی پیش میومد این کارو میکردم اوایل سوزش داشت ولی بعد مدتی مایعی از التم خارج میشد .هر وقت دوستی تو خونه تنها بود جمع میشدیم دور هم تو سرو کله هم میزدیم شوخی میکردیم خرف میزدیم از جمله حرفای سکسی گاهی به شوخی هم دیگه رو میمالیدیم یه شب خونه یکی از بچها بودیم اون شب تنها بود اصرار کرد بمونیم همه رفتن جز منو اونو یکی دیگه کلی از دخترا حرف زدیم واز سکس بد جوری شهوتی شده بودیم دوستم گفت ادای زنو شوهرارو در بیاریم قرار شد نوبتی یکی زن بشه اول نوبت من شد دراز کشیدم دوستم خوابید رو من شرو کرد یم به مالیدن هم گفت لباسمونو در بیاریم حسابی حشری بودیم لخت شدیم قرار شد فقط بمالیم د یگه حالیمون نبود به خودمون اومدیم لخت لخت بودیم دو تای افتاده بودن به جون من یکی از جلو بغلم کرده بود یکی از پشت غرق شهوت بودم ناگهان سوزشی وجودمو گرفت میخواستم فرار کنم ولی دو تایی محکم منو گرفته بودن کم کم اروم شدم فهمیدم چی شده گفتن بدش تو مارو بکن چیزی نگفتم خوشم اومده بود دو تایی تا صبح کردن ولی هرگز به من ندادن.

نوشته:‌ فرود

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
لیلا

با سلام
یکسال پیش بود که به طریق یه واسطه با لیلا آشنا شدم
با دختر حرف زده بودم ولی سکس نکرده بودم.
صبح که داشتم می رفتم دانشگاه چون خونشون نزدیک خونه ما بود کج کردم سمت خونشون در زدم چون می دونستم شوهرش صبح رفته سر کار تازه از خواب پا شده بود چشاش پف پف بود با یه تاپ وشلوارک در را باز کرد بدون سلام رفتم تو خونه رفت برام چای بیاره تا زیر کتری را روشن کرد اومد پیشم خیلی بیش از حد حشری بود به حدی که شوهرش نمی تونست ارضاش کنه
خودش شروع کر د به لب گرفتن از من منم خیلی وارد نبودم همراهیش کردم تا به خود اومدمخودم را لخت دیدم اونم منتطر بود شروع کردم به لخت کردنش همینطورم دائم داشتم بدنش می خوردو وای که چقدر خوشمزه بود هر چی می خورد سیر نمی شدم از ساق پاش تاحلقه گوشش به حلقه گوشش که رسیدم خودش ر اعقب کشید اول ترسیدم بعد خودش گفت که نمی تونم تحمل کنم ادامه نده اومدم سراغ سینه هاش سینه هاش مثل یه زن پنجاه ساله بود خیلی افتاده بود رفتم سراغ کسش بوی بدی می داد برا همین زود ازش دست کشیدم رفتم که کوچولو را بفرستم تو که گفت پرده داره تازه عروس بود راست و دورغش گردن خودش نمی دونم بی خیال شدیم ما که ندیدیم و نکردیم اینم روش اومدیم سراغ کونش خیلی چاغ بود ولی عجب کونی داشت یکم تف زدم دیدم فایده ای نداشت راستی خودش اصلا دوست نداشت فقط دوست داشت بخورمش همه ی بدنشا رفتم سراغ کرم بغل میزش یکم انگشت کردم تا گشاد بشه بعد کیرم را فرستادم داخل با هفت هشت تا تلمبه آبم اومد همینطور روش دراز کشیدم اینقدر ناراحت شد که آبم را ریختم توش خلاصه ما حالمون اومده بود ولی اون هنوز نه دیدم چشماش واقعا خماره شروع کردم دوباره به خوردن بدنش دیدم پاش نشس رو کیرو وکسش را می مالید به کیرم این قدر این کار را انجام داد که آبش اومد بعد از این جریان چند بار دیگه کردمش حتی خودش اسپری وفیلم سوپر هم برام می ذاشت این داستان عین واقعیته لطفا فحش ندید ممنون اگه اشکالی داره بگید تا تصحیحش کنم ممنون از همه شما

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
گاییدن سوگند

داستان از اونجا شروع شد که خاله ی من دوره داشت چون خونش دوبلکس بود منم رفتماون زمان15سالم بود و اون چندمین سکسم بود سوگند هم که از فامیلای دور ما بود هم دعوت بود دوره شروع شدو اون نیم ساعت بعد با یه لباشس بیرونی اومد بالا سلام کردم رفت تو اتاق لباس عوض کنه ولی من چون شناختی نداشم فوزولی نکردم خودش صدام زد وختی رفتم دیدم با یه شرت و بولیز وایستاده و میگه ادامس نداری منم گفتم چرا ندارم عزیزم رفتم اوردم وقتی میخواستم بدم بهش کیرم خودبخود راست شده بود وقتی دید گفت اووووووووف چه کیری گفتم قابلی نداره یهو دیدم کیرم تودهنش داره ساک میزنه گفتم الان ول کن یکی میاد ابرومون میره گفت باشه و رفت و شمارشو داد به من یه هفته بعد زنگ زد گفت بابام و مامانم رفتن مسافرت من تنهام بیا منو بگا گفتم باشه موعود رسید و رفتم خونشون دیدیم یه دامن که شبیه شرت بود تنهشه با یهسوتین نرسیده بهش حمله کردم شروع کردم به لب گرفتن اونم همش اه اه اه میکرد منم حشری شدم دامنو سوتینشو در اوردم و از روی شرت شروع کردم به مالیدن کسش که شروع کرد بهناله کردن سینه هاش رو گرفته بودم و هی میمالوندم کون خیلی بزرکی داشت که هر وخت میدیدم حوس میکردم در همون حال شرتشو دراوردم یه کس تمیز و تپل که معلوم بود کسی نگاییدتش و شروع کردم به خوردنش و هی سره منو به کسش فشار میداد 2-3دقیقه که خوردم گفتم بسه تو بخور گفت باشه شروع کرد به ساک زدن اونقدر تمیز ساک میزد که داشت ابم میومد گفتم بسه برگرد گفت اروم جرم بده یه تف به کیرم زدم گذاشتم در کونش اروم فشار دادم یه اه کشید گفت جرم بده پارم کن و هیمنو حشری میکرد انقدر تلمبه زدم که ابمو تا اخرین قطره تو کونش خالی کردم و تاصبح از هم لب گرفتیم بعد با هم رفتیم حموم اونجا دو سه بار دیگه از کون گاییدمش

نوشته:محمد

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
سلام .اسمم مهم نیست .من

سلام .اسمم مهم نیست .من 40سالمه .قبل از ادواجمهم خیلی حشری بودم وازاونجائیکه دوران نوجوانی وجوانی من درسالهای اول انقلاب بود برای رابطه با دخترها مشکل داشتم ولی غریضه جنسی وقت وزمان نمیشناسه .برای همین رو اوردم به سکس با محارم یشب که خونه خواهرم بودم که دوتا دختر داره دختر کوچیکش که اون موقع تقریبا" 3سال ازخودم کوچیکتر بودپیشم خوابیده بود یکمی که از تو رختخواب رفتنم گذشته بود یهو بیدار شدم دیو شهوت داشت منو میکشت تواون لحظه هیچی برام مهم نبود جز سکس با یه دختر چون قبلا" با پسرها سکس داشتم .خیلی اروم دستمو کردم زیر ملحفه بهار (خواهر زادم) دستم اروم گذاشتم روی باسنش دامن پاش بود .از هیجان دستم یخ کرده بود قلبم از دهنم داشت میزد بیرون وقتی دستم گذاشتم روی کون کوچک نرمش کمی اروم شدم بداز چندبار لمس کردن کونش اروم دامنشو دادم بالا حالا دستم از روشورتروکونش بود سعی کردم دستمو بکنم تو شورتش ولی شورتش تنگ بود تصمیم گرفتم شورتشو یکم بیارم پائین حالا دیگه ازتوجام بلندشدم نشستم کنارش با دودست شورتشو اروم کشیدم پائین وای وقتی کونش نمایان شد داشتم میمردم ضربان قلبم رو 1000 بود اهسته روکونش دولا شدم وشروع کردم به بوسیدن کونش ازهیجان همون وقت بود که ابم اومد .همه چیزو مرتب کردم وخوابیدم صبح کمی ترس داشتم ولی اتفاقی نیفتاد .بعد از چند روز یشبه دیگه بازم شب موندم اونجا این بار ترسم کمترشده بود بهش گفتم بهار جون امشب بازم پیش من بخواب اون بدلیل سنش مشکلی نداشت قبول کرد شب دوبار همون برنامه را تکرار کردم ولی ایندفعه از سمت جلو وقتی شورتشو کشیدم پائین کسش کاملا" دیده میشد ارم صورتم بردم به سمت کسش ویه بوس از کسش کردم بعد با زبون شروع به لیس زدن کردم متوجه شدم بیدار شده ولی چیزی نمگفت وگاهی کمی میخندید دلم گرم شد راحت بغلش کردم.دم گوشش گفتم به کسی چیزی نگه قبول کرد سریع شورتمو دار اوردم کیرم حسابی راست بود با اون کوسی هم که لیس زده بودم اماده بودتا کیرمو بزارم روکسش وکمرمو تکون بدم کیرم لای کسش بود من هی ازپائین به بالا وبرعکس حرکت میکردم انقداینکار تکرار کردم تا ابم اومد با همون شورتم تمیزش کردم خوابیدیم اون هم به کسی چیزی نگفت بعداز اون ماجرا کارما شدهمین توهرموقعیت یجا پیدا میکردم لختش میکردم یدفعه بهش گفتم میزاری بکنم توکونت اجازه نداد ولی همیشه لاپای حال میکردم تا اینکه دیگه ازدواج کردم البته یکبارهم بعداز ادواج اینکارو باهاش کردم .ولی دیگه ماجرای منو بهار تمام شد البته توهمون سالها با یه دختر دیگه هم رابطه پیدا کردم که تو داستان بعدی مینویسم .ممنون

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
از سکس تا جلق

سلام
یه نصیحت
از خوندن داستان های خانوادگی جلو گیری کنید
من خیلی حشری ام
۲سال پیش با سحر رفیق شدم
یک سال رو مخش کار کردم
تا اینکه اون روش باز شد
حرفای سکسی میزدیم
سر قرار همدیگه رو حشری میکردیم
یادمه یه دفه سر قرار مسابقه گذاشتیم که کی میتونه اون یکیو زودتر حشری کنه
این کارا ادامه داشت تا اینکه بهش پیشنهاد سکس دادم
خیلی ناراحت شد
چند وقت گذشت دوباره گفتم بهش
قبول کرد سکس نرم رو
قرار بود چند وقت بعدش سکس کنیم که حامد کونی ازرابطمون با خبر شد
حامد داداششه
حسابی زدش
مجبور شدیم تموم کنیم
چند وقتی گذشت
من کلا از سکس نا امید شدم
شروع کردم به جلق
الان یه جلقی حرفه ای ام
امید وارم خوشتون اومده باشه.
همش حقیقت بود
به دور از خیال پردازی
Behzad7399@yahoo.com

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
تجاوز به من در مدرسه

می خوام داستان که 4 سال پیش برام اتفاق افتاده رو بگم؛من سینا چاق وسفید؛من اول دبیرستان که بودم بچه ها من خیلی اذیت می کردن؛همش خودشون به من میمالوندن انگل میکردن؛موقع خرید از بوفه از بشت کیرشون به من می چسبوندن ؛یک روز که زنگ بیکاری ما بود من موندم تو کلاس تا مشق های کلاس زنگ بعد بنویسم ؛تو کلاس تنها بودم که 3 از بچه ها که شر کلاس بودن امدن داخل کلاس اول رفتن ته کلاس شروع کردن حرف زدن منم در حال نوشتن بودم که دیدم بلند شدن یکی رفت پشت در وایستاد بیرون نگاه کرد گفت کسی نیست او 2 امدن طرف من دستام از زیر بغل گرفتن گفتن باشو گفتم چی ؛گفتن خفه به زور بردن اخ کلاس رو زمین خوابوندن گفتم جیغ می کشم گفتن اگه بکشی ابروی خودت میره؛بازم قبول نکردم؛به زور شلوارم در اوردن گفت عجب کونی ؛شلوارشو در اورد کیرشو اورد جلوم گفت بخور گفتم نه زد توی گوشم اشک داشت میامد گفت بخور مادر جنده ؛کیرشو تو دهن کردم یکم خوردم بعد بلند شد رفت پشتم کیرشو کرد لای پاهام شروع کرد باز با سوراخ هر کاری کرد نشد بعد باهام لا پاهی کار کرد گفت عجب کونی بس مامانت چی؛اون یکی هم خندید بعد کیرشو کرد تو دهنم داشتم می خورد که ابشو لای پاهام خالی کرد اونم داشت کیرش تو دهنم بود که ابش که بعد چند دقیقه ابش تو دهنم خالی کرد میخواستم توف کنم که نذاشت؛دستشو جلوی دهنم نگه داشت منم مجبور شدم همشو بخورم؛یکی رفت کنار در واستاد اون یکی امد کیرش کرد تو دهنم مو هام گرفت محکم غقب جلو میکرد اون که جا در بود گفت سریع الان یکی میاد بعد کیرش در اورد بادست جرق زد ابشم ریخت رو صورتم حالم از خودم داشت بهم می خورد؛بعدشم کلی من تهدید کردن که به کسی نگم؛

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
عابر بانک شوم

سلام.یه روز میحواستم از عابر بانک پول بگیرم رفتم ولی متاسفانه خراب بودش یه آقایی کنارم ایستاده بود منه نگاه میکرد من توجه بهش نکردم داشتم برمیگشتم خونه دیدم دنبالم راه افتاده.برگشتم بهش گفتم چرا منه تعقیب میکنی .گفت دوستت دارم.به راهم ادامه دادم دیدم اه داره میادش.گفت تو رو خدا بمون من خیلی داغونم .گفتم کثافت برو گمشو.ولی یه جورایی دلم براش سوخت.مندم یه کم باهاش حرف زدم. خلاصه رفتم خونش. اشتباه کردم ولی نمیدونم چرا این کارو کردم.یه کم صحبت کردیم اومد کنارم بغلم کرد جیغ زدم گفتم داری چکار میکنی.خوابوندم کیرش کرد تو کونم.خیلی درد داشت ولی هر وقت بهش فکر میکنم دیوونه میشم

نوشته: منفرد

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

مستي
عکس های مستي
آف لاین
عضو از: June 11
پست ها: 1538

جالب بودن!

__________________

مردمى كه گلها را دوست ميدارند خودشان از گلها دوست داشتنى ترند.

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
کردن شیرین

سلام.من عليرضا ٢٠سالمه.از اهواز.كلا آدم خجالتي و بطور كلي بچه مثبتي بودم.تا وقتي كه ١٥سالم شد و افتادم ته خط درو داف.بخاطر قيافه خوبم و موقعيتم تو فاميل چندتايي بودن كه بهم زياد پا ميدادن.اما شیرین دختر خالم يه چيز ديگه بود.هميشه باهم بوديم اما جرات نميكردم بهش دست بزنم.تا اينكه شدم ١٨سال و خوراكم شده بود سكس.بهش پيشنهاد ازدواج داده بودم اما فهميدم ب ف پيدا كرده.منم نميشد بزارم اين كس و كون كه اينقد نازه بره زير پا يه كير كلفت ديگه.حشرم بالا بود يه مدتم بود هيشكي بم پانميداد.نميدونم چم شده بود به قول بكس كيري شده بودم.تابستون كه شد رفتم ته كار تيپ.طوري شده بودم كه زياد بهم پا ميدادن.رفتم خونه خالم شیرین يه شالورك سفيد و يه تاپ مشكي تنش بود كيرم داشت بلند ميشد.وقتي برگشتم اس دادو از تيپم تعريف كرد و اين كس شعرا.هفته بعدش نامزدي دختر دايم بود شیرین هم با مامانش اومد خونمون كه عصرش برن نامزدي ظهر همه خوابيدن منم تو كف،رفتم تو اتاق پا كامي يواشكي شیرین رو صدا كردم نشست كنارم منم شروع كردم به ناز كشيدنش كه مثلا قصد ازدواج و واسه آينده چكار كنيم كه ديدم پاشو از زير ميز گذاشت رو پام كيرم داشت صاف ميشد بهش گفت شیرین دوستت دارم يهو لبامون رفت رو هم.اونقد خوردمش و ليسش زد كه فكم خسته شد.خوابوندمش رو تخت .سينهاشو ميخوردم داشت كم كم اه اه ميكرد شلوارشو دراوردم واي كونش روانيم كرد سوراخشو مثل ديونه ها ليس ميزدم.گفت بكن تو خواستم ساك بزنه قبول نكرد هرچي آب تو دهنم بود ريختم رو كيرم.كيرمو با بدبختي كردم تو شروع كردم به تلمبه زدن.تو فضا بودم.شیرین داشت سينشو ميمالوند اونقد حشريم ميكرد كه انگشتا پاشو ليس ميزدم.ديگه آبم داشت ميومد پاشد و نشست جلوم آروم ميگفت آييي و سينشو ميمالوند،منم كيرمو ميمالوندم كه آبم اومدو ريختمش رو سينه ها شیرین.شروع كردم به ليس زدن كونش.به خودمون كه اومديم ديدم ساعت٤شده تند جمع و جور كرديم شیرین زود. رفت كنار كامپيوتر ديدم خالم اومد.پري الكي گفت عليرضا داشت يادم ميداد و بعدشم همه رفتن جشن موقع رفتنم شیرین اومد تو اتاق و يه لب ديگه داديم و بعد چند وقتم جريان ب ف اش تو فاميل پيچيدو. واسه هميشه باي داديم

نوشته: علیرضا

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

sedismj
آف لاین
عضو از: December 10
پست ها: 11
سلام .اسمم مهم نیست .من

سلام .اسمم مهم نیست .من
درباره خاطره مینیمال با عنوان بالا .
لطفاً هر داستانی که به دستتون می رسه رو نذارین.بسیار داستان بیشرمانه و غیر انسانی بود.

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
سکس با دوست دخترم

سلام من حامد هستم 19دوست سالمه ببخشید اولین داستان سکسیمه دارم می نویسم فحشم ندید یک دوست دختر داشتم به نام رویا اوایل دوستیمون تو پارک بود با رویا دوست شدم وشماره رو بهش دادم شب بود ساعت دوازده شب بود که یک دفعه مو بایلم زنگ خورد من گوشیم برداشتم گفتم کیه گفت رویا هستم همون دختر ه که تو پارک شماره بهم دادی من هم گفتم اهان رویا من هم گفتم از اشنایی باشم خوشبختم همین جمله رو گفتم وخداحافظی کردم وفردا صبح من واسه رویا زنگ زنگ زدم گفتم من حامد هستم من گفتم می خوام تو پپارک ببینم اولش قبول نکرد من گفتمدجون رویا بیا گفت باشه گفت ساعت چند گفتم ساعت 5:30گفت باشه من ساعت 5:15رفتم تو پارک ومنتظر رویا موندم اونم ساعت 5:3تو پارک اومد اولش هیچ کدوممون حرف نزدیم من سر صحبت رو بارویا باز کردم گفتم دیروز که دیدمت فهمیدم دختر شیطونی هستی گفت مگه چه طورگفتم هیچی دو ستیمون تا 5یا6ماه ادامه داشت من ورویا هر روز باهم تلفنی هر می زدیم تایک رو ز خونمون خالی شد زنگ زدم گفتم بیا خونمون اولش گفت یکی مارو می بینه برامون دردسر می شه گفتم نگران نباش مامنم اینا رفتن بر ای یک هفته شهرستان وتا یک هفته نمی یان گفتم بیا همون پارکی که رو ز اول دیدمت حدودا ساعت 5:30عصر بود رفتم با ماشینم دنبالش اوردمش خونمون بردمش تو اتاقم رویا گفت چقدر اتاقت قشنگه گفتم اتا قم قابل شمارو نداره رفتم براش شربت ومیوه اوردم دوتاییمون خوردیم نمیدونم چی شد سرمو ضوع سکس رو بازکردم من هم کا مپیو تر روشن کردم ویک فیلم سکسی واسش گذاشتم گفت حامد اینئ کارا چیه میکنی گفتم می خوای قطعش کنم گفت نه نه فیلم سکسی رو که دید م کیرم شق شد چون من خیلی فیلم سکسی دارم ودوستام بهم می گنذ منبع سوپر دیدم رویا هم هم حشری شده بود داشت دست رو کسش گذاشته بود منم از فرصت استفاده کرم وبه به رو گفتم می یای سکس انجام بدیم اونم از خدا خواسته گفت گفت اره من اینگر دختر ندیده ها به به طرف رویا حمله ور شدم ولباساشو در اوردم اول از گردنش شروع کردم به لیسدن ازگردنش به پاییین دیدم رویا داره حال میکنه من ازش پرسیدم خوشت اومد گفت اره گفتم کست پرده داره گفت اره شروع کردم کسشو لیسیدن داشت حال میکرد من هم گقتم برام ساک بزن راستی یادم رفت بگمرویا دختر خیلی خشگلیه همین طور که داشت ساک میزد گفتم بسه داره ابم مییاد گفتم بخواب رو تخت گفت 19م می خوام بکنم تو کست اول امتناع کرد گفتم خیلی دوست دارم من دلم می خام تو فقط مال من باشی نه مال کسی دیگه منم بااین حرفا خرش کردم کیرمو گذاشتم در کسش وشروع کردم به تلمه زدن صدای اه اه رویا دراومد خون از تو کسش زد بیرون اول ترسید گفتم چیزی نیست فقط پردت پاره شد ابم اومد گفتم بخور گفت نمیخورم ریختم رو کمرش بهش گفتم حال کرندی گفت اره بعدش دو تاییمون رفتیم حمام ویک بار تو هموم کردمش وشب تو خونمون موند ووتا صبح 4بار با هم سکس داشتیم ومعمولا هر هفته باهم سکس داریم .تمام نوشه سده توسط حامد.

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
رضا و خواهر زن

ما جرا از انجا شروع شد که.......
خواهر خانمم تازه عقد کرده بود و هنوز خیلی داغ و درگیر کارهای خفن اول ازدواجش بود طبق معمول هر چند هفته یکبار منزل مادر زنم می رفتیم ومن چون رابطه خوبی با ثریا خواهر زنم داشتم بهش گفتم :خوش میگذره...
گفت :خیلی خوبه ولی یه سوال برام پیش اومده که بعدا ازت میپرسم!!!
گفتم: باشه
و تمام شد ... فردای اونروز خانمم برای دیدن دوستاش بیرون رفت ولی هر چی به نر گس اصرار کرد اون نرفت.
مادر زنم هم طبق معمول رفت خرید کرد و بعد گفت میرم خونه همسایه .
بعد ثریا اومد و گفت آقا رضا میشه یه سوالی بکنم؟!
گفتم: باشه!
گفت من و شوهرم کارمون را کردیم و من دیگه دختر نیستم ولی میترسیم که مشکلی پیش بیاد من تعجب کردم که ثریا یه همچین چیزی را از من بپرسه ولی به روی خودم نیاوردم و پرسیدم مثلا چه مشکلی؟
گفت: میترسم بچه دار بشم!
من هم بهش گفتم ببخشید که رک جواب میدم خوب شما میتونید از کاندوم استفاده بکنید یا به شوهرت بگی موقع اومدن آبش در بیاره!!! اینم شد سوال ما خودمون هم همین کار را میکردیم!!
بعد من چون خجالت میکشیدم رفتم و طبقه با لا دراز کشیدم هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که دیدم ثریا اومد بالا البته فقط یه تاپ و شورت تنش بود سرم داد کشید و گفت : همون اول که داماد خانواده ی ما شدی چشم دنبالت بود (چون من از لحاظ چهره فوق العاده بودم و ثریا هم اولین نفری نبود که این را بگه) حالا باید منو بکنی!
منم از خدا خواسته گفتم: باشه بلا فاصله لباسم را در آورد و شروع کرد به ساک زدن!
با حرص و ولع کیرم را میخورد بعد از چند دقیقه خودش شور تش را در اورد و نشست روی کیرم اصلا نذاشت من باهاش ور برم آروم با دستش کیرم را هل داد تو کسش بعد من هم شروع کردم به تلمبه زدن .
بعد کیرم را درآوردم و انداختم تو کونش جیغ بلندی زد ولی توجه نکردم وحشیانه از پشت میکردمش تا آبم اومد و همش را خالی کردم تو کونش ...
بعد از این ماجرا مرتب با هم سکس داریم و جوری شده که به نامزدش نمیده! ولی هفته ای 4 الی 5 بار با هم سکس داریم

نوشته: رضا

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

bardiya1991
عکس های bardiya1991
آف لاین
عضو از: August 11
پست ها: 15
قشنگ بود

1

admin
عکس های admin
آنلاین
عضو از: October 09
پست ها: 641
سکس با پسرعمو

سلام قبل از هر چیز بگم که هیچکدوم از اسم ها واقعی نیست و به خاطره این که یه وقت لو نرم سن ها رو هم یه کوچولو تغییر میدم اما اصل داستان اتفاق افتاده و از معدود داستان هایی هست که ممکنه تو این سایت واقعی باشه
من پریا هستم الان که این داستان رو مینویسم 19 سالمه اما جریان بر میگرده به پنج سال پیش یعنی زمانی که 14 سالم بود ما توی تهران زندگی میکردیم و خانواده ی عموم {یکی از عمو هام } توی مشهد بودن و تابستونا یا ما پیش اونا بودیم یا اونا پیشه ما من یه پسر عمو دارم که یه سالی ازم بزگتره {البته ماه و جچند روز دقیقشه} وهمه اش به من میگه کوچولو و مسخره ام میکنه من با این پسر عموم از 5 سالگی باهم خیلی خوب بودیم و گاهی زن و شوهر بازی میکردیم ولی به خدا بدون منظور بود و حتی همدیگرو لمس نمیکردیم و فقط اون میرفت سره کارو از این حرف ها {تو بازی ها } گذشت و گذشت تا زمانی که من 14 سالم شد و پسر عموم به گفته خودش 15 سالش یه تابستون بود که اومدن خونه ی ما به محضه این که رسیدن سلام و احوال پرسی و از این حرف ها و عموم و زن عموم از همون جا شروع کردن به قربون صدقه رفتن من و داداشم راستی من یه دادش دارم که اون موقع 4 سالش بود و الان 9 سالشه اومدن نشستن و به حرف زدن بعد از ناهار خوابیدیم عصر که شد رفتیم بیرون ولی تو شلوغی یه لحضه همدیگرو گم کردیم و من و پسر عمو که با هم راه میرفتیم از بقیه جدا موندیم من گریه ام گرفت اخه بچه بودم ولی پسر عموم گفت نترس بچه من باهاتم اما معلوم بود نگرانه ما اون موقع ها موبایل نداشتیم و هرچی اصرا کردیم برامون نخریده بودن برای همین نمیدونستیم چی کار کنیم راه خونه رو بلد بودم به پسر عموم گفتم میریم خونه تا بیان وقتی رسیدیم کسی نبود کلید رو از زیر جا کفشی برداشتمو درو باز کردم لامپ ها رو روشن کردم چون دیگه هوا تاریک شئ=ده بود رفتیم سر یخچال و یه چیزی خوردیم بعدشم رفتیم سراغ کامیپوتر و یه فیلم ترسناک گذاشتم {اینو بگم که من پسر عموم هیچ حس بدی به هم نداشتیم و از بچه گی قصدمون این بد ه با هم ازدواج کنیم } فیلمو که گذاشتم لامپ ها رو خاموش کردیم و شروع کردیم به دیدن به چند تا صحنه ترسناک که رسید جیغ زدم ونا خود آگاه دسته پسر عمومو گرفتم و دیگه نه من ول کردم نه اون بعد از یه مدت بیشتر به هم نزدیک شدیم و فیلم هم یه صحنه ی عاشقانه داشت که دختر پسره مدیگرو میبوسیدن کم کم صورت هامون به هم نزدیک شد و بعد از چند ثانیه لب هامون روی لبای هم بود هیچکدوم عجله ای نداشتیم واقعا نمیدونم چه طوری براتون توصیف کنم ولی از بهترین لحضات عمرم بود حدود چند دقیقه ای لب گرفتیم بعدش هم بلند شدیم و به هم چسبیده بودیم و کارمونو ادامه میدادیم که صدای پا توی راه پله شنیدیم و جمعش کردیم از اون روز به بعد تا چند سال همه اش به هم زنگ میزدیم {بعد از یه مدت برامون موبایل گرفتن اول واسه اون بعد هم با اصرارم برای منم گرفتن} همون طور که گفتم تا چند سال به هم زنگی میزدیمو راجع به اون روز و آینده مون حرف میزدیم و الان چند ماهه نامزد کردیم و قراره بعد از یه مدتی با هم ازدواج کنیم
موفق باشید

نوشته: پریا

__________________

رفع مشکل. اسپم: www.shahvani.com/nospam

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید