شما اینجا هستید

خاطرات سکسی مینیمال

236 posts / 0 new
آخرین پست
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

سکس با زهره

سلام.اسمم علیرضاست.من 18سالمه و زهره19.بعضی از داستان ها واقعی نیست.ولی ای واقعیه واقعیه.ما یه دختر همسایه داریم که تپله.قضیه از جایی شروع شد که شمارم رو از خواهرم گرفته بود و اذیت میکرد.گذشت. تا یه روز بهش گفتم بیا پیام رو کم کنی بدیم.گفت باشه.من پیام دادم که جوابش کیر میشد.یه دفعه اون عصبانی شد پیام داد گمشو عوضی.گفتم خودت گفتی که.جواب نداد.گفتم جوابش کمر بنده.اونم باور کرد.چند روز بعد گفتم میای لب بگیریم.گفت نه.گفتم حال میده ها.گفت دوست ندارم.چندروز بهد واسه فیلم اوده بود خونمون.خودمون تنها تو اتاق.رومم نشد چیزی بهش بگم.2رز عد پیام داد گفت یه چند تا عکس بزار تو میکس تا ببرم به استادمون.اومد پیشم.گفتم چه عکسایی.گفت زیبا.طبیعت،مسخره،حیوان.......... .خلاصه هر چی.گفتم یه چند تا عکس خوب دارم.گفت کو؟یه پوشه ی سکسی نشونش دادم.گفت وای.تا میخواست خداحافظی کنه پستوناش گرفت.گفت نکن.نکن.خوشم نمیاد.آرم چند تا بوسش کردم.دیگه هیچی نمیگفت.سریع دامنش کشیدم پایین.بعد شلوار بعد شرت وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای.چه کسی داشت.کیرمو تا ته چپوندم ت دهنش.گفت حالا چرا عجله میکنی.خوب این اولی سکس من بود.سریع پستونای گندش رو دهانم کردم و مک زدم.یه رب ساعتی گذشت.بعد سرمو بردم رو کسسسسسسسسسسسسسسسسسسش تا میتونستم خوردم.میگفت آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآااه.جوووووووووووووووووووووووووووووون.بخور.بخور.گفتم بیا از پشت بکنمت.گفت درد داره.یه کم روغن مالیدم به کیرم و کونش.جلوم فنبل گرفت.آروم آروم سرش فرو کردم.
آآآآآآآآآآآآآآآااااااااه.درد داره.آآآآآآآآآآآااااه.تا وسط کردم.گفت درش بیاااااااااااااااااااااااااااااار.من یه کم عقب جلو کردم که اونم خوشش اومد بعدش خودم ابم اومد و تا ته تو کونش خالی کردم.بع گفتم بر خونتون.این اولین و آخرین سکس من بود.نظر بدهید.مر31

نوشته: علیرضا

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

اولین گی من

من 35 سالمه و هنوز هم که هنوزه با به یاد آوردن سکسهای دوران بچگی و نوجوانیم حالی به حالی میشم
وقایعی که مینویسم واقعی واقعی هستند .اولین خاطرات سکس من با پسر خاله ام که 6 ماه از من بزرگتره هست.
اون موقع من اول راهنمایی بودم و اون دوم راهنمایی
من در شهر زندگی میکردم و تابستونا رو معمولا به روستا میرفتم
مهدی با خانواده در روستا زندگی میکردن و با توجه به آزادیهای روستا بیشتر با مسائل سکس آشنا بود
من واقعا هیچ چیز از سکس نمیدونستم. یه روز که با هم در منزل اونا تنها بودیم و داشتیم از مدرسه و درس میگفتیم همزمان با حرف زدن در حالت خوابیده با دستش من رو نوازش میکردم
من خیلی از این حالت خوشم میاومد و اون هم از خماری چشام متوجه شده بود
گفت میخوای بیشتر حال کنی, چیزی نگفتم و با سر نشون دادم که آره
دستش از روی شلوار رفت سراغ کیرم
کم کم کیرم داشت راست میشد. حس خوبی بود تا حالا همچین حسی رو تجربه نکرده بودم
دیدم کیر اون هم راست شده دست من رو گرفت گذاشت روی کیرش
منم مثل اون شروع کردم مالوندن. این سری دستم رو گرفت برد توی شرتش داغ بود حس خوبی بود . اونم دستش رو برد تو شرتم و باهاش ور رفت خیلی حال میداد . اون روز با اومدن خانواده مهدی به همین جا ختم شد ولی داستان من تموم نشده اگه دوست دارین ادامه بدم و باور دارین راسته براتون ادامشو بذارم
این اولین باره دارم مینویسم میدونم که خوب نشده

نوشته:‌ آرمین

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

خیانت به همین راحتی

من بهارم.29 سالمه و متاهل. سکسم با شوهرم خیلی کمه ولی خدم عند شهوتم که کاش نبودم. دو سال پیش بود نزدیکای عید. یادم رفت بگم من کارمندم و اکثر همکارام جوونن.حدود یه ماهی می شد سکس نداشتم موقعیت صنایع دستی هم برام پیش نیومده بود. یکی از همکارام یه پسر جوونو هیکلیه که با همه بچه ها خیلی راحته. کلا بچه شیطونیه. اومد کنار میزم تا تلفن بزنه که یه دفه گفت ا..... چه دستای تپلو با مزه ای داری. مثل دست بچه هاس. بعد آروم دستمو گرفت سرخ شدم ولی نمی دونم چرا عکس العملی نشون ندادم. چند روز گدشت یکی دو روز مونده بود به عید که باز اومد پیش میزمو گفت برای عید باهام روبوسی نمی کنی گفتم خجالت بکش ولی قضیه رو بهشوخی کشوند. موقعی که اکثر همکارا بیرن بودن صدام کرد توو اتاقش برای یه کار اداری. درو بستو گفت باید روبوسی کنیم راستش آدم زیاد مقیدی نیستم.گفتم فقط یه روبوسیه که یه دفعه لبامون تو هم گره خورد هم حال بدی داشتم هم حسابی تحریک شدم. از اتاق رفتم بیرون و تقریبا دیگه باهاش خیلی سرسنگین بودم تا عید. شوهرم فقط اول فروردین سر کار نرفت. روز دوم به موبایلم زنگ زد مثلا برای تبریک عید وقتی فهمید تنهام گفت یه فیلم توپ دارم می خوای بیارم برات حوصلت سر نره. قبول کردم ولی واقعا فکر می کردم اگه بیاد نهایتا به همون ب ختم می شه. هر کسی رو که ممکن بود به خونمون سر بزنه چک کردم وقتی فهمیدم کسی پیداش نمی شه گفتم فیلمو بیاره. اومد تو سلام کردو فیلمو داد گفت می شه یه لیوان آب برام بیاری؟ بعد سوال کرد راستی کسی نمیاد؟ من گفتم نه مطمنم کسی پیداش نمی شه. ولی دیوونگی کردم. اومد جلو تا لب بگیره راستش مقاومتی نکردم که خواست دست ببره و سینه هامو بگیره اومدم نزارم ولی خدایی زورم بهش نرسید خیلی غوله. هر کاری کردم نتونستم از دستش خلاص بشم ولی جرات جیغ زدنم نداشتم.به زور لباسامو درآوردو چیزی که نباید می شد شد به همین راحتی به شوهرم خیانت کردم . دیگه ترسم ریخت و.....

نوشته: زینابهار

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

خبر خوش حسن آقا

یه روز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه . تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بریزه رو سرش که شنید زنگ در خونه رو می زنند.
تند و سریع لباسش رو می پوشه و میره دم در و می بینه که حاجی براش توسط یکی از شاگردهاش میوه فرستاده بوده.
دوباره میره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بینه باز زنگ در رو زدند.
باز لباس می پوشه میره دم در و می بینه اینبار پستچی اومده و نامه آورده.
بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه.
از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بینه حسن آقا کوره ست.
بنابراین با خیال راحت همون جور لخت میره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه . حاج خانوم هم خیالش راحت بوده که حسن آقا کوره ، و چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قدیمی حاج آقا و حاج خانوم بوده ، در رو باز می کنه که بیاد تو درضمن حاج خانوم می بینه که بنده خدا حسن آقا با یه بسته شیرینی اومده . تعارفش میکنه و راه میافته جلو و از پله ها میره بالا و حسن آقا هم به دنبالش.
همون طور لخت و عریون میشینه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش.
حاج خانوم میگه : خب خوش اومدی حسن آقا . صفا آوردی ! این طرفا ؟
حسن آقا سرخ و سفید میشه و جواب میده :
والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که ......
.
.
چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینیشه که آوردم خدمتتون

نوشته:‌ ممی

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

سکس با دختر همسایه

باسلام اسم من مسعوده می خوام داستان جالب بچگیمو براتون تعریف کنم
خونه ماداخل یه کوچست روبروی خونه ما یه خونه باحیاط هست اون خونواده یه دختر داره که همسن منه راستی این داستان واسه موقعیه که من حدودا ۷ساله بودم خوب بریم سر اصل مطلب دختره تو همون بچگی هم خیلی شیطونو سکسی بود خوب معمولا ماباهم بازی میکردیم یه روز داشتیم توخونشون بازی میکردیم رفتیم تو اتاقی که تو دست تعمیر بود خوب تو خونه فقط پدرش بود که تریاکی بود داشت تو اتاق خودش تریاک میکشید، بعد مهسا(دختر همسایه)اومدبهم گفت اگه تو کیرتو نشونم بدی منم بهت نشون میدم خوب منم ازخدا خواسته قبول کردم هردوباهم شلوارمونو کشیدیم پایین من که تا اون موقع کوس ندیده بودم دستمو بردم نزدیک کوسش بهش دست زدم وای چه چیز نرمو گرمی اونم باکیر کوچیک من بازی میکردو میکشید که یکم درد میگرفت ولی ارزششو داشت منم هی باکوسش ور میرفتم انگشتمو یکم داخل کوسش کردم وای خیلی گرم بود حالا که رومون باز شده بود یه بوس از لبش کردم اونم کم کم همکاری میکرد بعدش گفت میخوام کیرتو بخورم من که اینکارارو بلد نبودم گفتم باشه و شروع کرد به خوردن کیرم خیلی حال میداد ولی اون موقع آبم نمیومد اونم بااین سن کمش حرفه ای بود بعدا بهم گفت که فیلم سکسی نگاکرده ادای اونارو درمیاورده خلاصه بعد از اون یکی دوبار دیگه این کارارو کردیم،الان من ۱۹سالمه هنوزم باهم همسایه هستیم ولی دیگه زیادباهم صمیمی نیستیم.

نوشته: مسعود

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

رابطه زنم با همسایه

من ساکن استان گلستان هستم
یه روز وقتی ظهر اومدنم خونه دیدم خانمم با تلفن مشغوله من که رسیدم قطع کرد من بلافاصله شماره را چک کردم شماره همسایه مون بود.من خودم 58 سالمه و زنم 32ساله.چند روز گذشت تا اینکه یه شب تلفن زنگ زد من خودمو به خواب زدم خانم گوشی را برداشت و با یکی قرار گذاشت گفت الان بیا دم در تا من درو باز کنم
بعد از یه مدت خانمم رفت بیرون و با مرد همسایه مون (رضا) اومد و یواشکی طبقه بالا رفتن .من 10دقیقه بعد یواش رفتم بالا وای دیدم خانمم داره ساک می زنه من صبر کردم و اونا مشغول بودن.خانمم که به اصرار من هر دو ماه یک بار راضی میشد سکس کنه همچین کیر می خورد که نگو .حتی رضا از کون داشت می کرد .بعد از یه مدت داد زدم کثافت چکار می کنی که رضا جا خورد گفت اولین بارمه.

من خیلی ناراحت بودم به زنم گفتم طلاقت می دم و کلی دعوا.ولی یهو رضا یه پیشنهادی داد گفت که بیا تو هم زن منو بکن .ن رضا هم فوقالعاده زیبا بود.من کگفتم مگه اون راضی میشه.و رضا رفت زنشو اورد و قضیه راتعریف کردیم زنش اول راضی نبود ولی بعد راضی شد.الان که اینو مینویسم سکس ضربدری می کنیم خیلی حال میده

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

پنالتی سرنوشت ساز

اسمم عرفان 17 سالمه 70 كيلو وزنمه 170 هم قدمه هيكل خوش اندامي دارم بدن سفيد و كم مويي دارم داستان من از اونجايي شروع ميشه كه يه روز تو محلمون فوتبال بازي ميكرديم و كار كشيد به پنارتي من هم دروازه ايستاده بودم به سعيد كه داشت پنالتي ميزد گفتم من اين توپو ميگيرم سعيد گفت نه اين توپ گل ميشه من گفتم اگر اين توپ گل شد من به تو كون ميدم ولي اگر گل نشد تو به من كون ميدي سعيد قبول كرد و توپو شوت كرد و از بدشانسي من توپ گل شد و سعيد گفت الوعده وفا منم كه چاره اي نداشتم قبول كردم فرداي اون روز سعيد زنگ زد به من گفت بيا جلوي درمون كارت دارم منم رفتم اون به من گفت خونمون خاليه بريم منم گفتم باشه رفتيم خونشون ديدم سعيد يه فيلم سوپر گذاشت منم با ديدن فيلم خيلي حوسي شده بودم سعيد كه اينو فهميده بود از پشت چسبوند به من و از رو شلوار ماليد بعد شلوارمو در آورد بعد شرتمو درآورد منم لباساي اونو درآوردم كيرشو ميخواست بكنه تو كونم اما نميرفت سوراخ تنگي داشتم سعيد رفت و روغن مايع آورد يه كم ماليد به سوراخم و با انگشت كرد تو سوراخم تا سوراخم نرم شد بعد كيرشو كرد تو كونم و تند تند تلمبه ميزد تا اينكه آبش اومد ريخت روي دستمال كاغذي اون هميشه تو جيبش دستمال كاغذي بود خلاصه اون روز تموم شد و تا حالا كه ٣ سال از اون ماجرا ميگذره هنوز هم با هم حال ميكنيم
از اينكه وقت گذاشتيد و خونديد ممنونم لطفا نظر يادتون نرررررره!

نوشته: عرفانپ

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
رادیو
آف لاین
عضو از: 1390-06-30 12:39
پست ها: 1

سکس

تا به حال دختری شما رو انگشت کرده؟چه حسی داره؟

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

دمت گرم فیسبوک

من مهران 27 سالمه و از کاشان هستم.چند وقتیه که به یک دختر خانمی به نام آرزو توی فیسبوک آشنا شدم.البته اینم بگم که من متاهلم.
آرزو خانم اول فکر میکرد که من مجردم وقتی فهمید حسابی قاطی کرد و منم با یک ظاهر معصومانه و مظلومانه آوردمش تو راه. خلاصه اس ام اس بازی ادامه داشت تا اینکه یه روز تو فیسبوک بحث به سکس و این چیزا کشید . حسابی دیونش کردم جوری که میگفت داره خود ارضائی میکنه با حرفای من.از اتفاق زد و زنم و مامانم یه جا دعوت شدند و رفتند . منم که از صبحش با خبر بودم به آرزو زنگیدم و از تنهایی امروز باهاش حرف زدم و شروع کردم چرب زبونی . اینقد که حالش بد شده بود و صداش معلوم بود که حشری شده. عصر روز موعود فرارسید.
آرزو اومد خونه ما . اولش باهم خیلی عادی نشستیم به صحبت تا اینکه دستش رو گرفتم و نوازش کردم . گرمای دستش خیلی بود اینقد که معلوم بود منتظر تا من یه کاری بکنم. کشیدمش تو بغلم و شروع کردم به خوردن لبهاش دیگه دیونه شده بود.
رفتیم رو تخت و شروع کردم به بدنش رو خوردن و نوازش کردن یهو از جاش پرید و لباسای منو هرکدوم رو یه طرفی انداخت و شروع کرد به خوردن کیر . وای انگار داری کیم میهن میخوره. خلاصه تا جایی که حا داشت تو دهنش می کرد و ساک میزد
یه 20 دقیقه ساک زد و خوابوندمش و شروع کردم به خوردن کسش. کس نبود که انگار اصلا مو نداره این کس صاف صاف و کوچولو و ناناز خیلی باحال بود. شروع کردم به کردنش . نزدیک آبم که بود گفتم میخوای آب کیرمو بخوری گفت آره . گفتم مطمئنی ؟ حالت بد نشه . اونم گفت یه بار امتحان میکنم و کیرو رو در آوردم شروع کرد به خوردن آبم پاشید تو دهنش اونم با لذت تمام شروع کرد به خوردن آب کیرم . انگار خیلی خوش مزه به دهنش اومده بود. تا تهش رو خورد و قورت داد. بعدش گفت آبت خیلی خوش مزه بود. آخه تا الان هیچکس آب کیر منو نخورده بود. یه نیم ساعتی کنار هم دیگه خوابیدیم و بعد پاشد و رفت . خلاصه بگم اگه این فیسبوک نبود من مهران کس به این تنگی رو نمیکردم.البته اسامی مستعار بود

نوشته: مهران

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

خاطره يه همجنسگرا از زندگيش

اول خواستم داستان بنويسم بخونيد ولي ديدم ايقد تو دلم حرفاي شنيدني هست ك بهتره جاي اينكه با داستان حال كنيم تموم بشه بريم يه كم بهم فكر كنيم تا همو باور بكنيم بلكه يه راه حلي باشه كه همجنسكراها ب ازادي و عشق برسند مثه زن و مرد متاهل اونا هم تشكيل خونوده همجنسشون بدن جاي اينكه مثه جندهها بي بندبارها تو بغل اينو اون بخابنن .من از همجنسكرا يا همجنس دوس هستم راضي ام.بكذريم از اين دفاعيات .من اسمم سعيد هستش الان 25 ساله هستم سبزه با قيافه معمولي كارشناسيمو تموم كردم اومدم بوشهر سربازي. تا اخر امسال تموم ميشه ميرم خونه .وقتي كوجيك بودم با همجنسا كم معاشرت داشتم همش دختر عمه ام بود الان شوهر كرده مادر شده. خلاصه كودكيم تو جمع دخترا بودم اينقد باهاشون بودم ازشون خوشم ميومد ك مامان كفتم منم ميخام دختر بشم عجب كاري كردم كفتن نميشه زدم زير كريه منم ميخام دختر بشم .لباس دخترونه مثه مهناز بشم .نميدونم جقد اصرار كردم ك مادر مجبور شد برام لباس دخترونه بدوزه با شلوار دخترونه اونا عجب شرخراي بودن ك با حوصله برام يه بيرهن شلوار دوختند منم خوشحال تنم كردم ك دختر شدم رفتم تو محل بيش بسرا عجب خريتي كردم لباس زنونه تنم كردم خودم به همجنسام نشون دادم اونا هم نامردي نكردن تا ديدند زدند زير خنده منو مسخره كردم اينقد مجبور شدم اونم در بيارم. نبوشدم مادرم لباسا داد ب دختر خاله م .خلاصه اينو داشته باشين ولي رابطمو با دختر قطع نكردم يه روز دوستام از رفاقت من ب دخترا ك خبر داشتن منو واسطه كردن ك. دختر عمه بيارم باهاش سكس كنن من همينكارو كردم رفتم اوردمش دجالبيش اينجاس لخت ك شديم من ك تاحال كس نديده بودم محو تماشاي كسش شدم بهش خيره شدم عجيب غريب بود طوري دختر عمم بدشش اومد كفت نميخاي بكنمش من خيلي حال نكردم اونم رفت ب دوستام كس دادن منم مثه احمقا وايسادم كنار از قضا عمه هم خبردارشده داره مياد واي اونجا همه زديم با به فرار دويد دخترش كرفت تا شلينك افتاد ب جونش ميزدش ميبردش خونه ما هم از دور ميديديم اون ك راهي خونه كرد اومد دنبال ما ما اون همه بسر ول كرد ور من كليك. كرد .ك از دستش فرار كردم رفتم خونه .عجب جاي امني بود ك ده دقيقه طول نكشيد. عمه اومد خونه يه كتك مفصلي خوردم اولين كسيو ديدم و كردم .بريم سالاي جلوتر. حالا. نوجون شدم مو در اورده بدنم از دوستام جلق زدن ياد كرفتم كارم همين بود ك يه يه روز بسر همسايه مون ك الان باهم رابطه داريم.

نوشته: سعید

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

پرده

سلام من یه دختر 17 ساله هستم که میخواستم چندتا از سکسامو براتون بگم اوین سکسم بایه پسر 18 ساله بود اون یه خونه خالی داشت ومن همیشه میرفتم اونجا یه روز بهم گفت با خودم کاندوم اووردم میای باهم بازی کنیم اولش یکم من من کردم اما بالاخره منو راضی کرد شروع کرد به لب گرفتن از من یه ربع ساعتی این کارو کردو بعد شلوازش را درآورد بهم گفت بخورش اولش مقاومت کردم اما بالاخره راضی شدم خوردمش یه دو سه تا هق هق که زدم خودش بیخیال شد واومدو مانتومو درآورد وسوتینمو کشید وسینه هامو می خورد منم داشتم حال می کردم که یکدفعه دیدم شلوارمو درآوردو شروع کرد به لیسیدن کسم وقتی خسته شد یواش یواش شرتمو درآورد وگفت رو به پشت بخواب منم که داشتم حال می کردمو البته همین طور داشت از کسم آب میومد به پشت خوابیدم یکدفعه دیدم مقعرم خنک شد پشت سرمو که نگاه کردم دیدم که از ماده هایی که مقعرو باز می کرد برام زدو شروع کرد به کردن کیرش تو کونم هی خواستم جلوی خودمو بگیرم اما نتونستمو بلند گفتم آخ دیدم یکدفعه منو برگردوند فکر نمیکردم کیرشو بکنه تو کسم اما متاسفانه این کار را کرد تا می تونست تلمبه زد منم از درد نمیدونستم چی کار کنم که یکدفعه فاجعه ای رخ داد وپردم پاره شد دوست پسرم رفت دستمال آورد کس و کیر همو پاک کردیم

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

اولین سکس بچه دهاتی

این داستان واقعی است .اسم من علی و در یکی از روستاهای اطراف شیراز زندگی میکنم واین خاطره برمیگرده به ده سال پیش زمانی که من هجده سالم بود اولین سکس من با هانیه که سیزده سالش بود من تو مغازه بابام بودم در یه ظهر گرم تابستون هانیه اومد مغازه که بستنی بخره ولی پولش کم بود منم فکره پلیدی به سرم زد گفتم خودت بیا بردار اونم خندیدو امد در یخچالو بازکنه منم از پشت بهش چسبیدم و دستمو اززیر شرتش زدم به کسش و با انگشت با
چوچولش بازی میکردم هانیه داشت لذت میبرد و چیزی نمیگفت دیدم تو مغازه ضایهه ترسیدم کسی بیاد بهش گفتم فردا بیا خونه هانیه هم قبول کرد و رفت ازقضا خونمون فرداش خالی شد وهانیه رو اوردم تو خونه اینقدر حشری بودم تا هانیه اومد فوری لختش کردم اولین باری بود کس میدیدم البته تو فیلما زیاد دیده بودم هیجان زیادی داشتم شروع کردم به مکیدن سینه هاش بدن هانیه سفید مث برف بود ممه هاش اناری وسفت بود و کس صورتی تنگ منم با اشتهای زیاد شروع کردم به لیسیدن کسش که صدای اه نالش بلند شدو اونم داشت با کیرم ور میرفت هانیه رو به صورت سگی خابوندم و سر کیرمو تف مالی کردم که بزارم تو کونش یه کم فشار دادم که جیغش رفت بالا کون بی خیال شدم دفتم سراغ لا پایی پاهاش جفت کردمو کیرمو گذاشتم لای کسش و شروع کردم به تلمبه زدن هانیه که کاملا شهوتی شده بود بلند شدو گف علی بکن تو کسم یه نگا به کسش کردم دیدم اب کسش زده بود بیرون و کاملا قرمز شده منم کیرمو هدف گرفتم به کسش وکلاهکش رو داخل کردم ولی جلو تر نرفتم ترسیدم پردش پاره بشه و در همین وضع شروع کردم به جلو عقب کردن چنان اب از کسش زده بود که کناره کسش کف کرده بود وخیلی حال میداد که ابم اومد ریختم روشکمش

نوشته: امیرعلی

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

مجرد بودم کونی الان زنم انگولکم میکنه

با سلام من پپمان ( مستعار) 28 ساله و همسرم نازنین 26 ساله هستیم . 8 ساله که ازدواج کردیم . من زمان مجردیم به برادر زاده ام کون میدادم . اینقدر از لذت کون دادن براش تعریف کردم که اون هم علاقمند شد به من کون بده از همان زمان از کون دادن و بازی با کونم لذت زیادی میبرم . بعد از ازدواج دیگه موقعیت کون دادن برام جور نشد تا اینکه یه روز اتفاقی به زنم گفتم سوراخ کونم رو ماساژ بده اون هم پذیرفت ولی ماساژ نداد بلکه انگشتش رو تو کونم فرو کرد احساس خیلی خوبی پیدا کردم طوری که از کونم آب اومد و زنم متعجب از اینه کون من اینقدر کشاده الان هر وقت زنم پریود میشه اون میشه شوهر من و هر شب منو میکنه و آبم میاد بعد از چند سال ماجرای کونی بودم خودم رو براش تعریف کردم این هم بگم که زنم خیلی سکسی و به فکر یه زوج خوشگل برای ضربدری میگردم و فکر ضربدری خوابم رو گرفته توی سکس با زنم هم یه جورایی حالیش کردم که دوست دارم یکی بکندش .
با سپاس

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

شهوت رویا

سلام من رویا هستم 21 سالمه و چند وقتی هست با پویا که 24 سالشه دوست شدم ,آشناییمون از روزی شروع شد که من و دوستام تو یک مهمانی قاطی(دختروپسر) رفته بودیم خلاصه وسط پارتی بودیم داشتیم با موزیک میرقصیدیم و مشروب میخوردیم که دیدم یه پسر بدجوری داره چشم چرونی می کنه منم واسه مهمونی یه پیرهن کوتاه سفید پوشیده بودم و با یه کفش سفید اونم یه تیپ اسپرت زده بود اما بیشتر قد بلندش منو جذب کرد بعد چند دقیقه اومد سمت من و شروع کرد به باز کردن بـحث که می خواست باهام دوست شه دیگه شمارشو دادو منم قبول کردم اون شب کلی باهم مشروب خوردیم و رقصیدیم بعد اون روز کلی با هم قرار گذاشتیم و کلی خوش می گذروندیم ولی واسم عجیب بود که توی این مدت چرا پیش نهاد سکس نمیده منم که حشری اصلا نمی تونستم تحمل کنم , یه روز گفتم پویــــــــــا جونم میای پیشم امروز مادرم اینا نیستن میرن مسافرت من شب تنهام عشقم اونم قبول کردو ساعت 9 شب بود که اومد منم که از ذوقم قبل اینکه بیاد خونه رو آماده کرده بودم البته اتاق مامان بابامو ترو تمیز کرده بودم که شب اونجا بخوابیم خودمم که یه دوشی گرفتم و یه خروار آرایش و لباس زیرم سوتین سفید توری با شرط تنگ و توری ست سوتینم بود پوشیدم یکمم عطرو اُتکلون لای چاک سینم زدم و یه پیرهن کوتاه و نازک تنم کردم و تا ساعت 9 که زنگ در و زد من رفتم درو باز کردم تا منو دید شُکه شده بود وای 5 دقیقه همینجوری زُل زده بود به من منم از یقه ی پیرهنش کشیدم کشوندم طرفم که بیاد تو, خیلی حشری بودمو لحظه شماری میکردم بیاد خلاصه اومد نشست و من فوری رفتم آشپزخونه 2تا گیلاس ویسکی اوردم گذاشتم جلوش ,وقتی نشستم یه جوری نشستم که کس قلمبم بیوفته بیرون از رو همون شرتم,وقتی داشتم نوشیدنیمو میخوردم زُل زده بودم تو چشماشو یه دستمو میکشیدم رو روُن پامو زبونمو در میووردم رو لبام میکشیدم اونم کیرش حسابی زده بود بالا و از زیر شلوارش می شد فهمید چه چیزیه .بعد چند لحظه یهو منو کشید طرف خودشو آخ خخخ ... لبامو از جا کند همین جوری که اون داشت لبامو میخورد منم با دست دکمه های شلوارشو باز کردمو دستمو کردم تو شلوارش چه قدر گرم و داغ بود و حسابی سفت شده بود یهو منو خوابوند رو کاناپه افتاده بود روم بعد یکم که لبامو خُرد منو بغل کرد و برد رو تخت دو نفره پیرهنمو زد بالا هی سینه هامو میخورد همشو کرد تو دهنش اُوف اونقدر ادامه داد تا اه و اوه من بلند شده بود منم وحشی شده بودم هی سرشو بیشتر فشار میدادم به طرف سینم هی میگفتم پویا بخور همش مال تو,اومد پایین تر شکمم و بوسید و می لیسید آخ وقتی به کُسم رسیدو شرت توریمو از پام در اُورد دیگه صبرم تموم شد بَرش گردوندم نشستم رو دهنش هی کُسمو میمالوندم به لباش زبونشو در اورد منم کسمو هی عقب جلو می کردم آخ خ.. خیلی فاز میداد حسابی آبمو می خورد وقتی میخورد صدای ملچ و مولوچشو میشنیدم بیشتر حال میداد و منم اه ه اوه میکردم و پاشودم و شلوارشو از پاش کندم و اون کیر سفتش و گُندش و گرفتم تو دستم و میخوردم با یه دستم تُخماشو گرفته بودم اون تخماشو می کردم تو دهنم 20دقیقه داشتم واسش ساک میزدم که دیدم داره آه اه میکنه یهو کیرشو در اورد از دهنمو گفت پاتو باز کن ,پامو گذاشتم رو شونه های سکسیش و اونم کرد تو کسم گفت جووووون چه کس تنگی داری....بعد نشستم رو کیرش وای وقتی رو کیرش بالا پایین می شدم داشت حشری به سینه هام نگاه میکرد و میخورد منم گاهی لبای داغشو میخوردم بعد کیرشو در اورد و
گفت ببا روبروی هم خود ارضایی کنیم اون مال خودشو میمالید منم واسه خودمو داشتیم به ارضا شدن هم نگاه میکردیم منم حشری میمالیدم که با صدا و لرزش من اونم ارضا شد و ابشو پاشید سمت من ....آخرش تو دلم گفتم نه به اون که نمیگفت نه به این سکسش. داستان واستون خلاصه کردم دیگه اگه خوشتون نیومد ببخشید.....

نوشته: رویا

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

فقط بخاطر عشق

سلام علیکم
من یه دختر 18 سالم از تهران که خیلی بهم پیشنهاد سکس شده ولی خودم فقط به سکس تو ازدواج علاقه دارم و دوست دارم اولین بار اونو با همسرم تجربه کنم همینم باعث شده کسی رو که حاضر بودم براش بمیرم از دست بدم ولی اصلا پشیمون نیستم.......
بگذریم
این داستانی که تعریف می کنم برای دوستم پیش اومده دوست که نه یه جورایی با هم خواهریم و 9ساله که با هم دوستیم
این داستانو برای شهوتی شدن شما تعریف نمی کنم دلیلم برای تعریفشه اینه که یاد بگیرید اول طرفتونو بشناسید بعد بهش پیشنهاد بدید یا برای رسیدن به سکس باهاش با احساساتش بازی نکنید
خوب میریم سر اصل داستان
مهسا با مهرداد یه 1سالی دوست بودند اکثر اوقاتم با هم بودن مهسا اون دوران به دلایلی زیاد می تونست بپیچونه و با مهرداد بزنه بیرون
تو این یه سال در حد لب با هم پیش رفته بودن که چند باری هم مهرداد میخواسته با سینه های مهسا بازی کنه که مهسا نذاشته
خلاصه تو این یه سال مهسا شده بود عاشق و شیفته ی مهرداد اما مهرداد جز سکس با اینو اون هیچی حالیش نبود
حتی مهسا چندباری کارش به خودکشی کشید به خاطر این شازده
اواخر دوستیشون مهرداد 30ریش میشه که تو اگه منو دوست داری باید نیازامو تامین کنی تو اگه منو میخوای باید منو ارضا کنی و صدتا چیز دیگه آخه مهرداد از اون پسرای زبون باز خوشگل و خوش هیکل بود راستی سنشم 22 23 بود
یه شب که مهسا میره پیشش مهرداد شروع میکنه به خواهشو التماس مهسای خره داستان ما هم خرش میشه
میرند خونه خواهر مهرداد که کلیدش دست مهرداد بوده
حالا از اینا به بعد از زبون مهسا تعریف می کنم
جلو خونه خواهرش نگه داشت گفت پیاده شیم؟ گفتم من میترسم مهرداد من نمیتونم بعدا عذاب وجدان میگیرم اما مهرداد زیربار نمیرفت آخرش خرش شدمو پیاده شدم رفتیم تو خونه برقا خاموش بود مهرداد نذاشت روشن کنم گفت صابخونشون میاد پایین تابلو میشم
رفتم نشستم رو مبلو داشتم سعی میکردم یه بحثی بندازم وسط که مهرداد یادش بره که یهو اومد بلندم کرد خوابوندتم زمین شلوارمو کشید پایینو اومد شرتمو بکشه نذاشتم گفت لاپایی؟ گفتم خفه شو که یهو از پایین تنه لخت شد داشتم از خجالت آب میشدم آخه نه من تا حالا جلو کسی لخت شده بودم نه کسی جلو من
آورد گذاشتتش لای پام و نفس نفس میزد میخواست از بالا تنه لختم کنه که نذاشتم البته با گریه زاریو خواهش تمنا
بعد لاپایی گرفتنش گفت از پشت میتونی ؟
مثل ابر بهار گریه می کردم که مهرداد بسه مهرداد تو رو خدا
که آبش اومد و بیخیال شد
منم سریع لباسامو پوشیدمو رفتم تو ماشین نشستم
امیدوارم این داستان باعث بشه که بفهمید و متوجه بشید که هر دختری که به خودش میرسه و دوست پسر داره امکان داره که سکس با دوست پسرشو نخواد و اونو نگه داره برا شریک زندگیش!

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

نوجوان باتجربه

سلام من نمی تونم اسمم بگم چون اگه بگم همه تو شهر من میشناسن پس همون puma خوبه 16سالمه و با همین سنم پرچمم تا جایی بالاست که دوستام می ترسن با دوست دختراشون بیان پیش من خلاصه من تو این 2سالی که با دخترا میپلکم این قدر که با دخترا سکس داشتم که حالم از سکس دیگه بهم میخوره کلی بگم به قول دخترا فقط 1دونم این اولین خاطره ای که میخوام بگم. یکی از شاخ ترین دافایی که داشتم اسمش مرجان بود و 19سالش بود بچه اهواز بود تابستون اومده بود خونه خالش اینا آخه خالش تازه بچه دار شده بود خلاصه ما بعد از این که تو یه مرکز خرید مرجان رو مخش زدیم چند روز بد ما 1شب خونه خالی افتاد دسته مون بد با هزار تا کلک مرجانه کشوندیم خونه وجدانن خیلی خوشگل بود قد 175 موهای بلند مشکی سرخ سفید صداشم که انقد ناز بود که آدم دوست داشت خفش کنه ساعت 7بود داشتیم با هم dvdمیدیدیم که من بلند شدم رفتم یکم ویسکی اوردم انم به شوخی در اومد گفت که میخوای مستم کنی که چی بشه مننم گفتم حالا که این طور شد بت نمیدم اونم گفت ببخشید ولی من بش ندادم ناراحت شد رفتم پیشش نازش کردم دستم یواش رو موش حرکت می دادم بد یواش یواش سرش گذاشتم رو سینه خودم بد دیدم داره گریهمیکنه گفت ......خیلی دوست دارم منم گفتم که من بیشتر عزیزم آروم آروم صورتم بردم جلو و گونش بوس کردم که یه دفه روش کرد بم هی لبامو میخورد که یه لحضه من پیش خودم گفتم انگار من زیده اونم بدنش داغ داغ بود منم دستم رو رو کمرش حرکت می دادم همین طور که داشتیم لب می گرفتیم دستام اوردم پایین رو پهلواش بد یواش یواش دستم بردم زیر تک پوشش و آروم درش آوردم یه سوتین مشکی تور داشت هیچ حرفیم نمی زد ان گار تو یه عالم دیگه بود من ویسکی خورده بودم اون مست بود بد نمی دونین چه سینه هایی داشت مثل سنگ اونم سفید خواستم سوتینش باز کنم که گفت حالا نوبت من تک پوشم در آورد اروم اروم زیپ شلوارم باز کرد بد که شلوارم در اورد کیرم مثل سنگ شده بود اونم تو یه لحضه لخت لخت شد وقتی شورتش در آورد وقتی کسش دیدم روانی شدم خوابیدم رو کاناپه اونم خوابید روم بد با یه دست داشت با کیرم ور می رفت با یه دست دگه داشت موهامو نوازش میکرد بد من دستامو دو ره کمرش حلقه کردم محکم چسبوندمش به خودم نشوندمش پاهاش باز کردم آروم اروم از شصت پاش خوردم تا کسش بد یه دفه دیدم داره میلرزه و یه صددای ناجور از خودش در آورده لباش گازز گرفت بدم ارضا شد منم آرم چرخوندمش به پشت انقدر شهوت گرفته بودم که یادم رفت چربش کنم و ی دفه تا دسته کردم تو کونش یه جیغ وحشتناک زد بدم شرو کرد به گریه کردن منم که میدیدم داره درد میکشه بیشتر شهوت مگرفت که دیکه با تمام قدرت ابم خالی کردم تو کونش بد همون جوری خواابیدم روش بد تو گوشش گفتم معذرت می خوام عزیزم بد دیکه ساعت 10بود براش تاکسی گرفتم رفت ولی بد از اون شب خیلی دلم نسبت بش زده شد از فردا جواب زنگاش ندادم بد از چند روز 1مسیج داد که خیلی بیشعوری باور کنین انقد این مسیج رو صفحه گوشیم دیدم که یه تعریف به حسابش میارم شرمنده اگه خوب نتونستم خوب بنویسم چون دفه اولم بود ایشالاااااااااا بدیا بهتر یشن فعلا

نوشته: puma.foladshahr

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

شانس تخمی

داستانی که می خونی بهت می گه چطور شانس ،که اکثر اوقات تخمیه چجوری به هر چی که بخوای می رسونت.و چجوری خودت شانستو تخمی می کنی.اونجور که دوستان فکر می کنن سکسی نیست....

خرداد 89بود که داشتم از مدرسه برمی گشتم.اون موقع سوم دبیرستان بودم و با برادر دوقلوم ووشو حرفه ای کار می کردیم مثل الان.اتوبوس که وایساد پیاده شدیم و وارد یه کوچه ی خیلی دراز شدیم که خونمون اون زمان آخرین خونه ی کوچه بود.جلوی ما دوتا دختر دبیرستانی بودند که می دونستیم اونام با ما هم مسیرن. داشتند می رفتن (که البته خیلی هم نزدیک ما نبودند،گفتم که کوچمون خیلی دراز بود.)یهو دیدیم سه تا از بچه های لاشی مدرسه خودمون که حالمون از اونا بهم می خورد شروع کردن به دست زدن و کرم ریختن به اون دوتا.کوچه هم تو اون هوای ابری تا دلت بخواد خلوت بود.داداشم مجال نداد ببینیم چی شده.سریع دویید سمت اونا منم تا دیدم اون رفت دنبالش رفتم. دروغ چرا ؟زورش از ما بیشتر بود اونیکه از همه نزدیکتر بود به اون دوتا بود لگد اول و خورد و نفر دومم دوتایی گاییدیم سومیم موتورو تخته کرد و خدافط!از این زورو بازی ها ی داداشم خوشم نیومد ولی هرکی جای من بود دنبال داداشش می رفت تا جلو سه نفر تنها نباشه.ما موندیم و دوتا دختر که خوب که نگاهشون کردم دیدم هر کدوم 170 قد و چشای یکی سبز و اون یکی مشکی.اونی که چشای سبز داشتو ازش خوشم نیومد چون چشاش و در کل قیافش بیشتر ترسناک بود تا خوشگل.اون دوتا هم که ترسیده بودن نه تشکری نه حتی یه کلمه حرف... دویدن و رفتن.داداش من که دوتا دکمه پیرهنش پاره شده بود کولشو برداشت و خواست بره و گفت امیر بیا دیگه.چون همینجوری داشتم اون دخترو می دیدم.هیچی اومدیم خونه و 6 ماه بعد روز تاسوعا شروع کردیم به آماده شدن برای هیئت چون محرم بود.از پله ها اودیم پایین که دیدم خانم (گ) دوست مادرم که خیلی میومد خونه ما ولی ما یعنی منو داداشم تا الان خونشون نرفته بودیم با همون دختری که من تو کفش بودم یه سلام کردو رد شد.دخره ام مارو دید و سرشو انداخت پایین.اونجا بود که دوزاریم افتاد و فهمیدم این همون پریسا دخترشه که چند دف اسمشو از مامانش شنیدم.
می دونستم که دارن میرن هیئت و داداش کس مغز ما نفهمید این همون دختر بعد از ظهره.بارون گرفتو اومدم بیرون که دیدم پریسا داره با یه دختره هم سن و سال خودش حرف می زنه دختره رفت تو و پریسا منو دید.سرمو کج کردم که یعنی بیا اینور.(یه بن بست تو کوچه هیئت)اونم انگار نمی خواست بیاد اما هر جوری بود اومد.وقتی اومد گفتم سلام شروع کرد به سلامو یه تشکر از منو ،خواست بره.نمی دونم چرا تا می خواست نگام کنه سرشو جوری که محکم از پشت بزنن تو سرش می اورد پایین.منم که دیوونش شده بودم نخواستم از دستش بدم لبامو سریع چسبوندم رو لبش اونم جوری که انگار مرده بود هیچ کاری نکرد.دستمو بدم تو کونشو حسابی براش براش مالش دادام .لبای سردشو جوری می خوردم که انگار بعد سه روز به آب رسیده بودم.اونم گفت نکن مردم می بینن مام که گوشمون بدهکار نبود دستو بزور رد کردم رو کیرم و فقط گرفته بودش مالش نمی داد تاا بعد چند ثانیه ولش کرد.منم فهمیدم الان ضایع بازار میشه و مردم می بینن ول کردمو بعد چند دقیقه به راحتی آب خوردن شمارشو گرفتم.
بعد فهمیدم 1000تا دوست پسر داره و ولش کردم ولی الان می فهمم چه خریتی کردم که ما دیگه از اون محل رفتیم.............

نوشته: Amirojaghi

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

سکس جنوبی

سلام من يه دختر20ساله ام_الان يكساله ازيه بسري خوشم ميادوهميشه توخواب وروياهام بودحالابعدازكذشت يكسال بسره بهم بهم بيشنهادداده باكلي منت قبولش كردم بعدازيك ماه دوستي قرارشدباهم سكس داشته باشيم روزقرارفرارسيدباماشين رفتيم خارج ازشهراولين بارم بوداونم همينطورازم خواست براش ساك بزنم دوست داشتم ولي نتونستم ازبس كيرش كلفت بودنتونستم ادامه بدم اونم شروع كردبه خوردن لبهام وسينه هام_كم كم لخت شديم به كمرخوابيدم ازبس شهوتي شدم كه حال خودم نبودم بدنم داغ شده بودكيرشوخيس كردواروم ميكشيدلاي كسم اينقدرلذت داشتم كه ارضاشدم_اون تازه حسي شده بودميخواست ازعقب بكني ولي نذاشتم اخه خيلي بزرك بودازدردش ميترسيدم كفت اكه دردداشتم ادامه نميده قبول كردم باهزارتابدبختي وعذاب سرش رفت داخل بدترين دردممكن بودداشتم جرميخوردم هركاريش كردم ولم نكرداينقدرعذاب كشيدم تاكاملارفت داخل جندباخيلي اروم عقب جلوش كردمنم كه خيلي دردداشتم داشتم اه وناله ميكردم فكركرددارم براش نازميكنم اون بدترمست شدوتندترميكردتاارضاشدعقبم جرخوردم خودمون روبادستمال تميزكرديم دستمال من خوني شدميدونيدجراجون واقعابشتم داغون شده بود_منم ديكه بهش حال ندادم اين اولين واخرين سكسم بود_

نوشته: جنوبی

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

کون نامزدم

سلام
اميدوارم باور کنين
من دو ساله که نامزد کردم اينم بگم که قبل از نامزدي اصلا با کسي سکس نداشتم
نامزدم دختر خيلي خوشگليه قدش بلند نيست ولي اندام توپي داره مخصوصا سينه هاش که سايز 85
از روز اول که با هم بوديم به فکر سکس بودم
يه بار که داشتيم با هم حال ميکرديم ازش خواستم بزاره از عقب بکنم ولي قبول نميکرد خيلي بدش ميومد منم اصرار نميکردم
تا اينکه يه روز قرار شد براي نهار بياد خونمون
اون روز حسابي به خودش رسيده بود وقتي راه ميرفت انگار داشت ميرقصيد کوثش بدجوري بهم چشمک ميزد خيلي دلم ميخواست بکنمش بگذريم غذا رو خورديم و با هم رفتيم تو اتاقم هميشه تو اتاقم باهم و ميرفتيم برامون عادي شده بود طبق معمول در اتاق قفل کردم و شروع کردم ازش لب گرفتن لباش خيلي داغ بود همينجور که لباش ميخوردم با سينه هاش ور ميرفتم
خوابوندمش رو تخت و لباسشو در اوردم سينه هاش ديوونم ميکرد ميخواستم سوتينشو باز کنم ولي نذاشت گفت سينمو در بيار
منم سريع درش اوردم و شروع کردم به خوردن سينش
سينش خيلي سفت بود با زبونم کل سينه هاشو ليس زدم و رفتم پايين شلوارشو در اوردم يه شرت سفيد پاش بود که قلمبه کسش از زير شرت معلوم بود بهم گفت تو هم لباساتو در بيار منم لباسامو در اوردم کيرم داشت منفجر ميشد
ازش خواستم ساک بزنه اونم کارشو شروع کرد
وقتي کيرم تو دهنش گذاشت ديگه نتو نستم جلو خودنو بگيرم
سريع شرتشو در اوردم و شروع کردم به خوردن کسش که يه دونه مو هم نداشت
کسش خيلي تنگ بود و هنوز باز نشده بود و نميتونستم از جلو بکنم
اينقدر کسشو خوردم تا اينکه ارضا شد
بهش گفتم ميخوام از عقب بکنم اولش قبول نميکرد ولي بعد راضي شد
کون قشنگ و تنگي داشت و تا اون روز هيچکس اونو نکرده بود
اول انگشتمو خيس کردم و کلي با سوراخ کونش بازي کردم و يه انگشت بعد هم دو انگشتم تو کونش جا شد ديگه وقتش بود که کيرمو بکنم تو کون قشنگ نامزدم
سر کيرمو گذاشتم رو سوراخ کونش خيلي فشار دادم به زحمت سر کيرم رفت تو کونش
خيلي خوشم اومده بود ولي نامزدم خيلي درد داشت اخه داشت گريه ميکرد ولي توجهي نکردم هرجوري بود نصف کيرم تو کونش جا شد تا ميخواستم بيشتر فشار بدم جيغ ميزد منم از ترس اينکه بقيه صداشو بشنون بيخيال بقيش شدم و همون نصف کيرمو اونقدر عقب جلو کردم تا ابم اومد تو عمرم اونقدر ازم اب نيومده بود همشو ريختم تو کون نامزدم اين خاطره اولين سکس با نامزدم بود شرمنده اگه جذاب نبود ولي بجاش واقعي بود

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

أولين سكس لزبين من و میشا

من ٢٣ سالمه و دانشجوام
تو كلاس ما همه دخترا بجه مثبتن، بجز يه دختر خيلي خوشكل و سكسي اهل اروميه
من با میشا تازه دوست شده بوديم هر روز فيلم ميخريديم ميرفتيم خونه من يا اون نكاه ميكرديم .يه بار فيلم مليسا رو داد به ما كه يه دختر ١٤/١٥ساله أولين ساك زدنش و سكسش و اينكه جطوري عشق يه بسر اونو جنده ميكنه رو ديديم
میشا حشري بود و داغ شده بود وسطاي فيلم
من هم يه تاب و شلوارك بوشيده بودم كنارش دراز كشيده بودم میشا دستش رو تكون داد و اروم ماليدش به سينم من فكر نكردم عمدي باشه و به روم نيووردم
فيلم كه تموم شد بحث رو كشيد به ماساز و كفت بيا ماسازت بدم
من رو شكمم دراز كشيدم اول از رو لباس ماساز داد بعد اروم تابم رو داد بالا بعد كمي روغن ريخت و برا اينكه لباسم كثيف نشه دروورد
منم دلم شيطوني ميخواس ولي نميدونستيم ججوري شروع كنيم
موقع ماساز اروم دستش رو اورد به طرف سينم و منم اروم بركشتم و شروع كرد به خوردن نوك سينم
داشتم ميمردم من قبلا سكس داشتم با جند تا از دوس بسرام ولي میشا داشت ديوونم ميكرد
منم دستم رو بردم زير بلوزش و با نوك سينش بازي كردم اومد بالاتر شروع كرد به خوردن كردنم و بعد از هم لب كرفتيم
منكه حسابي خيس شده بودم
موقع لب كرفتن دستم رو بردم رو كسش و مالوندمش أونم از برد زير شرتم و ديد كه اصلا مو ندارم شلوارك و شرتم رو دروورد
منم شلوار اون رو با شرتش درووردم همديكه رو بغل كرديم كسامون رو به هم ميماليديم و سينه كردن و لب همو ميخرديم
دستشو برد به كسم و انكشتش رو كرد تو بعد رفت بايين و شروع كرد به خوردن كناراي كسم بعد لباشو و بعد خودش رو
عالي ميخورد ميك ميزد ، ابش رو ميكشيد ليس ميزد بعد من برش كردوندم و به حات ٦٩ كس همو ميخورديم
اون روز أولين سكس من و میشا بود و هميشه تو دانشكاه كه از فيلم مليسا حرف ميزنيم نكاه هم ميكنيم و ميخنديم

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

بالاخره گذاشت بدون کاندوم بکنم

چند هفته پیش بود که باباش رفت بیرون و اونم مثله همیشه بهم گفت بریم بیرون رفتم دنبالش و بردمش خونم بدجوری دلم میخواست بکنمش از توی اسانسور شروع کردم پشتش بهم بود منم که کیرم داشت شلوارمو سوراخ میکرد مالیدم پشتش.بردمش تو اتاقم از پشت بقلش کردم و شروع کردم لباساشو در اوردن تا موند شرت وسوتینش (ناگفته نمونه که با انکه خیلی نازه ولی سینه هاش خیلی کوچوله هست) شروع کردم کسشو مالوندنو گردنشو خوردن هر لحظه کسش خیس تر می شد خیلی دوست دارم..برگشتو شروع کرد لبمو خوردن و لباسامو در اوردن لختم که کرد منو اروم اروم برد روی تخت و نشت رو پام هنوز شرت پاش بود یه ذره خودشو مالوند بهم و گردنمو خورد وای که این کارش دیوونم میکنه....پا شد شرتشو در اورد و زانو زد رو زمین و.....تا نوک زبونش خورد به کیرم برق از سرم پرید وای لیس میزد.میرفت بالا و پایین تخمامو با دست میمالید خیلی خوب بود نمیدونم چه قدر خورد فقط میدوم می خواستم بکنم توش بلند شد شرتشو در اورد نشست رو پام ولی نکرد توش می دونستم دلش میخواد بهش ور برم کسشو مالوندم گردنشو خوردم خوابوندمش و زبونمو کردم توش صدای اهش در اومده بود ولی دلم می خواست خودش بگه بکنم انقدر با کسش و سینه هاش ور رفتم تا گفت ..منم نشستم و اومد نشست رو پام وقتی کیرم سر خورد رفت تو کس توپلش اهم رفت هوا(اول بگم من خیلی باش سکس داشتم ولی هیچ وقت نمی ذاشت بدون کاندوم بکنم تا اون شب)میرفت بالا و پایین گردنمو لیس میزد لاله گوشمو بوس میکرد دیوونم کرد خوابوندمش رو تخت و تلمبه زدم تا ته کردم تو اومد روم خوابید عاشق این مدلم کونشو عقب جولو می کرد.اومد پایین لب ازم گرفت و گردنمو لیس زد به رگه گردنم زبون میزد چرخیدمو شروع کردم محکم تلمبه زدن اه و اوهش خونه رو پر کرده بود تلبه زدم تا ابم اومد با فشار ریخت توش منم نامردی نکردم تا ته کردم تو که جیغش رفت هوا ولی کلی حال داد خوابیدم کنارش که بعد چند دقیقه شروع کرد با دست ور رفتن به کیرم دوباره سیخ که کردم گذاشت کیرمو لای پاش و می رفت عقب جلو خیلی دوست داره کیرمو بماله به چوچولش یه ذره مالوندکه کرد تو کسش پاشو گرفتم بالا و میکردم حسابی .ابم که میخواست بیاد در اوردم تا دید کیرمو کرد تو دهنشو مکید و تا قطره اخر ابم رو خورد خیلی....(غیر قابل توصیف)بعدم پا شد قرص خوردو خوابید کنارمو یه چنتا لب ازش گرفتمو سرشو گذاشت رو سینمو خوابید

امیدوارم خوب شده باشه غلط املایی داشتم شرمنده ولی همه چی واقعی بود....

نوشته: علی

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

کردن یعقوب

داستان از انجایی شروع شد که من شبها با ماشین کار میکرم چند وقتی بود که با دوست دخترم بهم زده بودم واز انجایی که مرتب با هم سکس داشتیم در این مدت خیلی بهم فشار امده بودتا اینکه یکشب که برای کار از خونه زدم بیرون رسیدم به خیابون دیدم سه تا دختر خوشگل با یه پسر وایسادن منتظر تاکسی منهم که کیرم بدجوری راست شده بود گفتم بلاخره یکی از اینها را امشب می کنم جلوی انها ترمز کردم تا سوارشون کنم دخترا که سوار شدن اومدم راه بیفتم که از شانس بد پسره هم سوار شد و پیش خودم گفتم بر خر مگس معرکه لعنت خلاصه نتونستم سر صحبت را بادختر خانوما باز کنم و بعد رد کردن یکی دو تا چهارراه پیاده شدن من هم که خیلی عصبی شده بودم اخمام کشیده بودم تو هم و به مسیرم ادامه می دادم تا این پسره مزاحم پیاده کنم تا اینکه سر صحبت را باز کرد چیه تو خودتی بهش گفتم چکار داری کجا پیاده میشی گفت بریم انتهای خیابان اگر مغازه دستم باز بود پیاده میشم اگر بسته بود با شما بر میگردم بلاخره رفتیم مغازه بسته بود و ساعت حدودا ده ونیم شب بود قرار شد برشگردونم که گفت مغازه موبایل فروشی سراغ نداری گفتم این موقع شب همجا تعطیله برای چی می خواهی گفت می خوام چنتا فیلم بریزم روی گوشیم گفتم چه فیلمی گفت هر فیلمی که باشه گفتم سوپر گفت اره دنبال همین بودم من چندتایی براش بلوتوث کردم اونم که همینجوری که داشت نگاه میکرد گفت توهم اهلش هستی من که کیرم حسابی راست شده بود گفتم اگه باشه میکنم چرا که نه که دستش گذاشت روی کیرم بهش گفتم بی خیال مگه تو چند سالته گفت18 سال منم که بد جوری راست کردم سریع پیچیدم توی یه خلوت کیرم در اوردم دادم دستش اونم که خیلی حشری شده بود هوه کیرم یکجا کرد توی دهنش وای باورتون نمیشه عجیب ساک میزد از ده تا دخترم بهتر منم صندلی جلو را خوابوندم و همونجا درازش دادم شلوارش را کشیدم پایین واونم التماس می کرد که توش نکن من که حالم دست خودم نبود کیرم را چرب کردم تا ته فشار دادم توی کونش که یه دفه خواست در ره که بیشتربهش فشار دادم اونم جیغ میزد منم که هیجی حالیم نبود فقط میتپوندم اونم کم کم خوشش اومده بود که یه دفعه دیدم میگه دسمال بده داره ابم میاد من که تعجب کرده بودم گفتم من دارم میکنم تو ابت اومد گفت اره من اینجوری ارضا میشم همین جوری که داشتم میتپوندم گفتم اب منم داره میاد که گفت درش بیار بریز تو دهنم منم زود درش اوردم گذاشتم تو دهنش اونم دوسه بار که ساک زد همه ابمو ریختم تو دهنش وای نمیدونین چه سکسی بود دیگه نا نداشتم پشته فرمون بشینم راستی اینم بگم که بهم 4 تومن پول داد واسه کرایه ماشین

نوشته: امیر

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

سکس با خواهر زن عموم

امیر هستم 22ساله از اهواز.دانشجو.درست8سال پیش عموی آخرییم ازدواج کرد با یه دختر که خواهر زن باباش بود(اخه بابا بزرگم 2زن داشت اولی فوت کرده) .بابام از زن باباش خوشش نمییومد. طولی نکشید که بین خانواده ها اختلاف شد وبابام با پدرش قهر کرد تا اینکه بعد از گذشت 6سال باهم آشتی کردن-اما اصل ماجرا اینجاست:زن عموی آخرییم که 2سال ازمن بزرگتر بود خیلی خشکل بود اما مغرور خیلی تپل وسفید سفید 3تا خواهر داشت که فتوکپی منیژه زن عموم بودن -

ماجرا ا جایی شروع شد که من بعد از آشتی پدرم با برادراش بیشتر میرفتم خونه عموم محمود(شوهر منیژه)بعد ازمدت ها ورفت وآمد زیاد با منیژه رابطه برقرار کردم رابطه ی پاک طوری بود که شبا تا صبح با مینشستیم وقلیون میکشیدم پیشش-راحت بود پیشم یه بلوز یقه شتری و یه دامن شلواری چسبون پیشم میپوشید.توی این مدت که میرفتم خونه منیژه خواهرش ژاله که مجرد بود میومد خونشون بعد از چند روز از منیژه خواستم با ژاله در مورد من حرف بزنه ژاله هم که میدیم خیلی شیفته ی من شده قبول کرد که باهام رابطه بر قرار کنه باهم تلفنی حرف میزدیم حتی باهم میرفتیم بیرون وباهاش بد جوری دوست شدم تا جایی که عاشقش شدم یه روز که زن عموم رفت آرایشگاه من اون تو خونه تنها موندیم عموم سرکار بود کنار هم نشستیم ومن طبق معمول قلیون اوردم وباهم کشیدیم بعدش کنارم نشست وبا موی سرم که خیلی بلند بود بازی میکرد خیلی کیف کردم بعدش محکم لبشو به لبم چسبوندم نزدیک نیم ساعت آب لبش رو خوردم وبعدش ازش خواستم لباسشو دربیاره اول قبول نکرد ولی بعدش قبول کرد دوتامون لخت شده بودیم دلم مپل کون مرغ تند تند میزد بعد از کش وقوس فراوان قبول کرد واسم ساک بزنه خیلی قشنک ومحکم کیرمو میخورد کیرم بد جوری شقه شده یود بعدش گفتم پاهاتو بازکن تا کستوبخورم وای چه کسی داش ولی پرمو بود چند بار زبونمو کردم داخل کسش با این کار بهم میگفت خیلی خوبه.یه دفعه ای شکل سگ نشست وگفت امیر بیا منو بکن منم بدون مکس کیرمو آبکی کردم وکردم داخل کونش خیلی تنگ بود با دستم یه خورده سوراخ کونش رو باز کردم وکردمش درحال کردنش یه دستم رو کسش ویه دستم روی سینه هاش بد جوری داشتم شهوتی میشدم تا اینکه احساس کردم یه چیزی از کیرم داره مییاد پایین داشت ارضام میشد خیلی حال میداد ژاله بد جوری داشت کیف میکرد.بعد از اینکه کارمون تموم شد رفتیم حموم -بعد از اون من نتونستم ژاله روبکنم تا اینکه رفتم خواستگاریش آخه واقعا عاشق بودم اما بدبختانه مادرش به هزار ویک دلیل که قصه اش مفصله راضی نشد بعدش با یه کارمند ازدواج کرد امیدوارم خوشبخت بشه-لطفا نظر یادتون نره

نوشته: امیر

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

سکس دلخواه با زنم

من وهمسرم شش سال باهم ازدواج کردیم وهنگام سکس با زنم باتعریف فیلم سوپر یا کیرهای مردان دیگه زنم به اوج شهوت می رسه و زود ارضاء میشه راستی اسم زنم فائزه قد 170 وزن65 سینه ها با سایز 80 کون بزرگ وحشری که اب هر کیری را زود می اورد اوایل زندگی خیلی دلم میخواست اون سکس را شروع کنه کیرم را ساک بزنه وخلاصه یه حال باحال بده اون اینکار را نمیکرد ومن هرچی بهش میگفتم قبول نمیکرد به حساب مذهبی بود تابه شب که رفته بود عروسی فامیل ولی من نرفتم بهش گفتم تو با مادرت برو منم در خانه روی تختخواب خوابیدم نمی دانم کی خوابم برد که باصدای باز شدن در خانه بیدار شدم من خودم را به خواب زدم دراتاق که باز شد من زیر چشمی نگاه می کرد م دیدم زنم یه نگاهی به من انداخت و لباسش را دراورد تاخودش را لخت کرد کوسش در نمای نیمه تاریک اتاق خیلی با حال و زیبا بود تا اینکه امد پهلویم خوابید باور نمی کردم دستش را برد طرف کیرم تادید کیر م شق شده گفت پس بیداری میخواهم کیرت را توی دهنم کنم گفتم تو که بدت می امد گفت ممدحوس کردم گفتم بخور عزیزم ابتدا یواش تو دهنش کر د بعد زبونش را می چرخاند منم انگوشتم را توی کوسش میمالیدم اونم حشری میشد ومی گفت قربون کیرت برم ممد خوشمزه است گفتم منم میخوام سینه هات بخورم بلند شد گفت شیر می خواهی بیا بخور منم سینه هاشو مالیدم و مکیدم سر سینه های زنم کوچکه ومنم می مکیدم فائزه هم جیغش رفت تو هوا اوخخخخخخخخخخخ بخور بخور گفتم می خواهی یکی دیگه هم سینه هات بخوره دوباره جیغ بیشتر شد واییییییییی چی مییییششششه رفتم سراغ کوسش چه کوسی لیسیدمش طوری که توی فیلمها مدیدم صذای زنم را می شنیدم که می گفت اخخخخخخخخ ممد بخور همشه بخور چیزی نگذاری ها بعد دیدم پاهایش را جمع کر د ویه ناله بلندی سر داد و فهمیدم زنم ارضاء شده پاهایش را بالا دادم سر کیرمو درکوسش گذاشتم بعد از چند لحظه همشو فرستادم تو شروع کردم به تلمبه زدن خیلی حشری شده بودم تاابم داشت میامد گفتم چیکار کنم فائزه گفت همشو تو صورتم خالی کن باورم نمیشد منم از خدا خواسته ریختم توصورتش گفت واییییییی چه اب داغییییییییییی دوست دارم ممد منم از حال رفتم و دراز کشیدم رو تخت دوستان منوزنم تاحالا سکس خوبی داریم وزنم عاشق کیرکلفته وهمیشه تو ی این سایت عکس های کیر کلفت میبینه دوستان این داستان واقعی واقعی بود لطفا نظر بدین تا زنم بیشتر حال کند........

نوشته: محمد جواد

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

من و بهار کوچولو

سلام. میخوام خیلی بی مقدمه و یه دفه ای برم سراغ اصل ماجرا
من الان 19 سالمه و این خاطره ای که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به 15 سالگیم و زمانی که تقریباً تازه فهمیده بودم سکس و کس و اینا چیه
من یه دختر خاله داشتم و دارم که همسن خودم بود. تقریباً هر ماه دو سه باری همدیگه رو میدیدیم. از وقتی که یه کم با سکس آشنا شدم همش تو کف اون بودم. حقیقتش نمیدونم خودش هم احساسی داشت یا نه. یه روز بهش گفتم بیا بریم حیاط یه هوایی بخوریم. همینجوری دستم رو گذاشتم رو کسش یه جیغ کوچیک زد. یعنی میدونسته؟ آخه اون موقع راه زیادی نبود که کسی بتونه اینقدر راحت این چیزا رو بفهمه. بعد هم این که اون تازه پونزده سالش شده بود. به هر حال بگذریم. نشستیم رو پله و بلوتوس بازی و این حرفا. یه عکس کس براش فرستادم. فقط دیدم 2 3 دقیقه سکوت کرد و هیچ چی نگفت. دستم رو گذاشتم رو سینه هاش. همینطوری داشت نگام میکرد. خودم هم هل شده بودم. تا به حال این چیزا رو فقط تو فیلما دیده بودم. اون هم نه خیلی زیاد. آروم دستم رو بردم زیر لباسش یه دفه گفت چی کار میکنی کثافت میخوای همینجا لختم کنی که چی بشه. بهش گفتم بعداً خودت میفهمی. پشیمون نمیشی. سینه هاش رو محکم میمالیدم. کیرم هم راست شده بود. پرسید اون آلت تناسلیته؟ پس برای مردا این شکلیه؟ نمیدونم داشت فیلم بازی میکرد یا واقعاً نمیدونست. اینو که شنیدم شرت و شلوارم رو در اوردم. اون هم نه تا وسط، کامل کامل. گفت واااای. چی کار میخوای بکنی؟ بهش گفتم تو هم شرت و شلوارتو دربیار. گفت کسی نمیبینه؟ گفتم نه. در اورد. بعدش نتونستم خودم رو کنترل کنم. اصلاً نفهمیدم چی شد؟ همه جای پاهاشو لیس زدم. لباسش رو هم از تنش در اوردم. رفتم سراغ سینه های خوشگلش. فقط نفس نفس میزد. تند تند سینه هاش رو میخوردم. بعدش هم کسش رو لیس زدم. احساس کردم آبم داره میاد. ولی هنوز کونش مونده بود. بهش گفتم دراز بکش طوری که کونت سمت من باشه. گفت چی کار میخوای بکنی؟ گفتم حالا تو دراز بکش. یه دفه کیرم رو کردم تو کونش. چنان جیغی کشید که من از ترسم توی 5ثانیه مثل جت شلوار و لباس خودم رو پوشیدم. اون هم همینطور. خودش هم ترسید که یکی ببینه. یه کم که گذشت تعجب کردیم که چرا کسی نیومد تو حیاط ببینه چه خبره. رفتیم تو. دیدیم یه نامه نوشتن که ما رفتیم خرید. شما هم سرتون تو کار خودتون بود گفتیم بهتون کاری نداشته باشیم. اینو که شنیدم دوباره کیرم راست شد و دوباره شروع کردم. ولی این بار رو تخت خواب خالم اینا. بهش گفتم دراز بکش. بعد هم کیرم رو این بار آروم آروم کردم تو کونش. ولی کونش دیگه باز شده بود. بخاطر اون دفه اولیه. دیگه نتونستم تحملکنم آبم که اومد ریختم تو کونش. دقت که کردم دیدم اون هم ارضا شده بود. کسش خیس آب بود. یه کوچولو چوچولشو لیسیدم بعد هم ازش پرسیدم خوب بود؟ با ناله گفت حال کردم. این چی بود؟ بهش گفتم سکس. بعداً توضیح بیشتری بهت میدم. از اون به بعد زیاد همدیگرو دیدیم ولی هر دومون سعی میکردیم بحث سکسو پیش نکشیم. اما با این حال 4 5 بار دیگه هم با هم سکس داشتیم. البته فقط 4 5 بار تو کل این 5 سال.

نوشته: رامین

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

خواهر خوشگل زنم

من علی هستم 25 ساله از اصفهان ، 5ساله ازدواج کردم دو. تا خواهرزن کوچکتر دارم آخریشون خیلی خوشگله قد 162 وزن40 سفید باسایز سینه های 40 یه مانکن ناز البته کونش یه خورده حالت داره گوشه داره خلاصه من عاشقش هستم.
قضیه از اون روزی شروع شد که دوران نامزدیم یه روز باد میومد من رفتم پنجره راببندم توی خونه اونا سریع رفتم تو اتاق حواسم نبود خواهرزنم اسمشو میزارم اسماء ولی اسمش چیزی دیگست داشت لباس عوض میکرد درراباز کردم دیدم لخته باشرت و سوتین من را که دید خودشو جمع کرد من دلم ریخت گفتم ببخشید برگشتم بیرون و .......خلاصه گذشت تا امسال بعد از 5 سال که کامپیوترش خراب شده بود رفتم درستش کنم یعنی خانمم گفت سیستمش خرابه بابا مامان هم رفتن بیرون میریم پیش اسما تو کارش رو راه بنداز من گفتم میرم بیرون جایی کار دارم اول سر راه میرم نگاهش میکنم و از اونجایی که تنها بود و قبلن هم من چند تا عکس و فیلم روی فلش داشتم همراهم بردم در زدم داشت جارو میکرد روسریشو پوشید و اومد درو باز کرد از پشت شیشه دیدم حالتشو رفتم تو سیستم را باز کردم و راهش انداختم و فلشو بهش زدم فایل های سکسی رو ریختم روش اونم جاروشو می کرد بعد اومد کنارم گفتم این فایل ها چیه ویروسن گفت نمی دونم من هم گفتم باز کنم ببینم بازکردم یه یارو داشت کیرشو میکرد تو دهن دو تا دختر نوجوان خوشگل مثل اسما ، گفت اینا چین گفتم به اینترنت وصل شدی ویروس اومده رو سیستمت خواست بره گفتم این یکی رو ببین ادامه عکس های سکس همون ها بود و چند تا دیگه هی یه ذره نگاه می کرد براش جالب بود ولی حیا می کرد گفت تو چه پررویی چرا اینا رو اینجا گذاشتی گفتم اینا خودشون اومدن تازه چیزی هم نیستن این چیزها رو که هم من دارم و هم تو تازه وقتی هم عروس بشی همینکار رو می کنی باید یاد بگیری بعد یه فیلم بو د گذاشتم گفتم اینو ببین گفت چیه گفتم فیلم اومد نگاه کرد سریع رفت گفت ببرش رفت کنار منم نتونستم خودمو کنترل کنم سریع گرفتمش و روسریشو کندم وای موهای زاغش رو فشن زده بود شروع کردم به لب گرفتن باور کن لباش عین آلبالوست روشونو بوسیدم عصبی بود انتظار این حرکت رو از من نداشت می گفت هرزه کثیف ولم کن داد می زنم من می ترسیدم و میخواستم باهاش حال کنم می بوسیدمش می گفتم تو خیلی نازی که دیدم ناخودآگاه داره دست هاشو روی سینه هاش جمع می کنه که دستم بهشون نخوره آخه دختره پاکیه منم تحریک شدم دستاشو زدم کنار و سینه هاشو از رو لباس مالیدم اونم می ترسید داد بزنه فقط بد و بی راه می گفت تا اینکه گفت ولم می کنی یا داد بزنم یه چند تایی جیغ زد تا ولش کردم دوست دارم بنویسم که کردمش ولی واقعیتش اینه که ترسیدم و از خونه بیرون اومدم و بهش گفتم به کسی چیزی نگو بعد بهش پیام دادم اون فایل ها رو حذف کن اون گفت حذفشون کردم هرزه کثیف دیگه به من نزدیک نشو دیگه نمی خوام ریختتو ببینم من هم چند روزی باهاش کلکل می کردم می گفت برو بمیر و چند ماهی جوابم را نمی داد و خیلی مرده که به کسی نگفت تازه من جلوی اون توبه کردم و قول دادم دیگه بهش فکر نکنم و باهام تا حدودی که راضی باشم صلح کرده سعی میکنم بهش فکر نکنم ولی نمی تونم و هر روز منتظرم یه روزی تو دانشگاه با سکس آشنا بشه و یه طورایی بشه و من بتونم بکنمش حتی حاضرم فقط بخورمش.
ببخشید سرتونو درد آوردم ولی عین واقعیت بود. حتمن نظر بدید.و راهنماییم کنید در ضمن این خواهر زنم خانوادشون مذهبین و خودش نماز هایش را کامل می خونه چطور مخشو بزنم یا تو راه بیارمش

نوشته: علی

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

اولین سکس ساناز

سلام من ساناز 20 ساله هستم این داستانی که براتون تعریف میکنم برمیگرده به 6 ماه قبل . کلاس زبان داشتم که امیر <دوست پسرم بود 2 سال بود که باهم دوست بودیم >بهم ز زد و گفت میخوام که امروز رو باهم باشیم کلاس نرو منم که با حرف گوش کنی که نسبت به امیر داشتم گفتم باشه نمیرم که گفت ساعت 6 دم در باش تا بریم منم قبول کردم .من یه عادتی دارم حتی اگه قرار باشه برم کلاس باید برم حموم و خودمو اصلاح کنم خدا رو شکر که این اخلاق رو داشتم تا این که من به خودم کلی رسیدم و این چیزا امیر ز زد که دم دره منم رفتم و نشستم تو ماشین و سلام و احوالپرسی گفت گلم کجا بریم منم گفتم هرجا دلت میخواد خلاصه کمی راه رفتیم که دیدم ترمز کرد گفت عزیزم رسیدیم منم پیاده شدم که گفت اوردمت تا خونمونو نشونت بدم منم داشتم نگاش میکردم که گفت بیا بریم تو داشتیم میرفتیم تو که تو اسانسور محکم بغلم کرد و گفت که خیلی دوست دارم .بله حالا رسیدیم طبقه ی 6 رفتیم تو خونه که گفت عزیزم راحت باش خونه ی خودته منم رفتمو نشستم رو کاناپه که دیدم اونم رفت اشپزخونه بعدش به میوه و اب میوه برگشت خلاصه بعد از خوردن و نوشیدن منو بغل کرئو همونطور تو بغلش گفت بیا بریم اکواریومم رو نشونت بدم من قدم 1,70 بود وزنمم 60 خیلی ام خوش اندامم خلاصه رفتیم تو اتاق و منو گذاشت زمین بعدش رفتم طرف اکواریوم و فتم ای ماهی خیلی خوشگله که اومد نزدیک تر و گفت تو از اونم خوشگلتری شروع کردم به خنده بعد نشستم لبه ی تخت که امیر اومد دراز کشید کنارم که گفت منم دراز بکشم منم خوابیدم پیشش من سرمو بر گردوندم به طرفش که اونم برگردوند به طرف من که به لبام نگاه کرد منم به لباش که یه دفعه متوجه شدم که داره لبهامو میمکه و زبونمو میخوره بعد رفت پایین و گردنمو خورد بعد پیرنمو در اورد و بند سوتینمو باز کرد بعد شروع کرد به خوردن سینه هام وقتی رفت سراغ نافم من دیگه حشری شده بودم اونم همینطور که رفت پایین شلوارمو در اوورد بعد خودش لخت شد وقتی کیرشو دیدم گفتم که من حتمن جر میخورم کیرش تقریبا 18 سانتی میشد که شروع کرد به خوردن کسم بعد بلند شد و کیرشو محکم به کسم میمالوند که من اه و ناله هام بلند شد بعد به من گفت برگرد منم برگشتم که اول انگشتشو کرد تو کونم بعد سر کیرشو گذاشت تو سوراخ کونم که یواش یواش کرد تو که من یواش جیغ زدم اونم میگفت غدات شم درد داشت الان درست میشه بعد از این که یکم دراوردو تو کرد منم دیگه داشتم حال میکردم که یدفعه دیدم دارم ارضا میشم لرزیدم که اونم سرعتش رو زیاد کرد ولی من حتی حال ناله کردن نداشتم که بعد اونم ارضا شد بعدش اومد کنارم دراز کشیدو گفت بریم حموم گفتم نه تو خونه میرم بعد مو رسوند خونه اینم جریان اولین سکسم

نوشته:‌ ساناز

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

کس دختر استاد

سلام دوستان اسم مستعار من غضنفره.راستش میخوام خاطره ای براتون تعریف کنم. هر چند کوتاه ولی واقعیه.من چند سال پیش دانشجو بودم و با یکی از اساتید دانشگاه روابط خوبی داشتم. تا جایی که یواش یواش به روابط خانوادگی من با خانواده ایشان رسید.او یک دختر سفید مو بور خیلی ناز داشت. که چند سالی از من کوچیکتر بود.خلاصه اینکه بعدها فهمیدم از شوهرش جدا شده و با خانواده اش زندگی میکنه.من ازش خوشم میومد که باهاش دوست شم. ولی از استادم شرمم میگرفت.تا اینکه یک روز به طور اتفاقی و بیخبر رفتم خونه استاد.چند بار زنگ زدم اول فکر کردم کسی خونه نیست داشتم میرفتم که دیدم دختر ناز استاد داره میاد تا من رو دید تعجب کرد و گفت شما اینجا چیکار میکنید؟ من هم گفتم اتفاقی رد میشدم گفتم یکسری به استاد بزنم.گفت که باباش و مامانش رفتند چند روزی شمال و نیستن.تعارف کرد که برم تو.منم از خدا خواسته پریدم تو و با خودم گفتم که چه موقعیت خوبی گیرم اومده.با هم رفتیم تو سالن من نشستم رو مبل و اون رفت.وای خدایا چی میدیدم؟ با یک لباس راحتی چسبون اومد نشست کنارم.منم از فرصت استفاده کردم و خودمو بهش نزدیک کردم.دیدم یکجوری نگام میکنه که انگار بار اولش منو میبینه.به چشماش خیره شدم و گفتم که چه جهره خوشگل و اندام خوبی داره.زنها رو که میشناسید فقط کافیه ازشون تعریف کنید فوری خر میشن و به دامت میفتن.خلاصه اونم خیلی کیف کرد.دست بردم سمتش دیدم عکس العملی نشون نمیده.بهش گفتم اجازه میدی به سینه هات دست بزنم؟ اونم قبول کرد.دست بردم تا سینه هاشو گرفتم دیدم اه و نالش رفت هوا.خلاصه ولش نکردم همونجا رو کاناپه خوابوندمش و یک دل سیر از کس کردمش.تا چند روزی که استاد و خانومش شمال تشریف داشتن منم با دختر خانوم خوشگلش حال میکردم.

امیدوارم خوشتون اومده باشه.در ضمن اسمی که انتخاب کردم واسه خندیدن شما بود.این داستان هم کاملا واقعیه.فحش ندید.نظر بدید .ممنون

نوشته: غضنفر

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

سکس با دختر همسایه

سلام می خوام یه خاطره سکس با دختر همسایهمون برای شما بگم

من محمود هستم 18سالم از تهران کسی که می خوام خاطرات سکسیمون براتون بگم اسمش سارا است یه دختر 17ساله است پستون های جذابی داره شمارشم 70هست کون بزرگی داره کلی بگم خیلی جذاب
یه روز ما نزری داشتیم نزری رو پختیم خواستیم بین همسایه ها قسمتش کنیم من رفتم در خونه اونا که نزری رو بهشون بدم در زدم دیدم سارا امد پشت در که کاش نمیومد یه تاب قرمز با راه راه های سیاه شلوارک نارنجی که بدجوری من حشری میکرد کیرم سیخ شده بود ولی چیزی نگتم چون مادرش هم خونه بود یه مادر خوششکلی داره پستون های سارا ارث مادرش چون خیلی بزرگ اون روز با جلق تموم کردم یه روز ماشین بابام خراب شد نیاز به اچر داشت خونمونم نبود ولی خونه هانیه اینا داشتند رفتم در خونشون امد پشت در دوباره یه لباس حشری پوشیده بود بهش گفتم اچار تون می خوام گفت الان براتون میارم من هی پشت در فکر این بودم که بهش بگم یا نگم امد گفت اینم اچار گفتم دستت درد نکنه دیگه دل زدم به دریا بهش گفتم من تو رو خیلی دوست دارم می خوام بکنمت گفت غلط نکن اشغال برو کسافت شانسم زد هیشکی خونشون نبود من خیلی ترسیدم امودم خونه اچار دادم به بابام امدم در خونه مون نشستم خونشون روبرو خونه ما بود دیدم هی میاد پشت در نگاه میکنه میره سه بار دیدم هی میاد دوباره رفتم در خونشون در زدم این بار قضیه فرق می کرد در روم باز کرد گفت هیشکی خونه ما نیست بیا تو من رفتم تو گفت یه شرط باسه اینکه باهات دوست بشم دارم گفتم عشقم هرچی که باسه رسیدن به پستون های تو باشه قبول میکنم گفت فقط باهم حال میکنیم گفتم باشه ولی الکی بود امد جلو من رفتم جلو پستوناش که ارزوی من بود گرفتمش تو دستم یه کمی رو تاپ باهاش حال کردم دیگه خیلی حشری شده بود خودش با دستای خودش شلوار من کشید پایین کیرم گرفت تو دستاش یه کمی مالوندش بعد برام ساک زد بعد من تاپش دراوردم سر سیاه سینهاش می خوردم انم حال میکرد شلوارکش کشیدم پایین وای چشاتون روز بد نبینه چه کوسی تجیک تجیک اینگار هیچوقت کیر توش نرفته بود یکم بهش زبون زدم خیلی سوراخش تنگ بود چهار انگشتم کردم تو کسش که یه اهی گفت گفت درد میکنه یه انگشتی من سرم به این حرفا بدهکار نبود دیگه اماده شده بود کیرم که 16سانت بود کردمش تو کسش اه اه بلند شد گفتم خوش میگزره میگفت اره اره اره اون ارضا شده بود کسش حال نداشت منم هی میکردم ابم میخواست بیاد گفتم بریزمش تو کونش ولی او میگفت تو کسم بهتره ولی من کیرم دراوردم گزاشتمش تو کونش اب ریختم........................

دیگه لباسمون پوشیدیم بهش گفتم تو که میگفتی نمی خوای بکنمت خودت recuostدادی عزیزم
این داستان من بود درضمن هر وقت که موقع بشه میکنمش

نوشته: محمود

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک
admin
عکس های admin
آف لاین
عضو از: 1388-07-30 00:20
پست ها: 680

نسترن حشری

سلام حسام هستم ۲۰ ساله که مامانم یه دوس داره که اونو خاله صداش می‌زنیم دخترش دو سال ازم بزرگتر یه شب دراز کشیده بودم کهِ اس‌ام‌اس دیدم که برام اومده بود نسترن بود که نوشته بود که حسام خیلی‌ وقت ندیدمتو دلم برات تنگ شده عزیزم می‌خوام بوست کنم و منم گفتم منم همینطور این حرفا برام آدی بود چون فقط در حد آاس دادن بود ولی‌ دوباره آاس داد که می‌شه واقعا لبتو ببوسم منم که حشرم زده بود بالا و کیرم راس شده بود گفتم آره گلم واقعا راس میگی‌ گفت آره الان دارم می‌میرم تو کسم پره آبه بیا خالیش کن پس تو به چه درد می‌خوری ؟! منم بش اس‌ام‌اس دادم فردا اگه کسی‌ نیس خونتون بیام گفت چرا مامانم هس ولی‌ اگه نبود بت خبر میدم داداشمم که میره مدرسه منم منتظر بودم که فردش اس‌ام‌اس داد گفت بیام منم راه افتادم بده نیم ساعت رسیدم خونشونو زنگ زدم دارو زدو رفتم بالا که دیدم وای چی‌ دارم میبینم حوریِ بهشتی‌ گفت بیا عزیزم بیا بغلم که دلم برات یه ذره شده بود منم شروع کردم به لب گرفتن نمیدونید چه حالی‌ میداد گفتم بریم هموم یه خورده تمیز باشیم اونم گفت منم تیغ دارم بیا پسهممو بزن برام منم تیغو گرفتم دستمو بهمرفتیم همام براش شلورکشو دروردمو بعدش تپشو شرتش اینقده خیس بود که به کوسش چسبیده بود بزور اونم از پاسه دراوردم سوتینشم براش باز کردمو سینهی‌ انریشو براش خوردم که داشت دیوونه میشد گفت چکار میکنی‌ می‌خوای وحشیم کنی‌ منم اهمیت نددمو میخوردم گفت بس الان مامانم میاد پشممو بزن براش کل بدنشو سولاخ کونشو تمیز کردمو اونم برا منو زدو تو همون‌جا کیرمو گذشتم دهنشو مس کیر نادیدها میخوردو میگف جونم آخ جون من دارم کیر میخورم نوش جونم منم که از خودم بیخود بودن نسترنو بغل کردمو بردمش اتاق خوابوندمش گفتم حالا چیکار کنیم گفت نمیدونم بکن توم گفتم کست گفت آره من آرزومه گفتم پردت گفت اشکال نداره بار توِ دیگه منم آروم آروم کیرمو بردم تو کوسش کیه دفعه خون مس آتشفشان زد بیرون که داشت ازدرد پشتمو با ناخوناش جر میداد منم دیگه کیرمو در نیوردمو هی‌ محکم تلمبه میزدم عجب سوراخه تنگی داشت آبم داشت می‌اومد که دروردمو گفتم برگرد گفت نه هیکلم بهم میریزه منم گفتم برگرد همین یبار طوری نمی‌شه و اول با شستم بد دو بعدشم سحر انگوشتمو کردم که داشت جیغ میزد منم م کیر کلفتمو توش کردم اونم میگفت حسام جر خوردم بس دیگه وای چه کیری وای مردم منم آسان کار شده بودم و فقط می‌کردم که آبمو تو کونش خالی‌ کردم و بارش گردوندمو دوباره شروع کردی لب بعضی‌ ساعت دیگه ۱۲ شده بوده داداشش محمدم داشت میومد خون دوباره یه چن دقیقه شروع کردم تو کوسش تلمبه زدن که ابمم داشت می‌اومد گفتم آبم آبم گفت بریز توش بی‌خیال منم ریختمو یه آهی کشیده همون موقع آبه اونم اومد گفتم نسترن آبمو ریختم که گفت میرم قرص میخورم عزیزم منم کمکش لباساشو براش پوشوندمو یه لب ازش گرفتمو ازش خدافظی‌ کردم حالا دوباره اگه خونشون خالی‌ شد میگه دوباره برم خونشون مهمونی‌ دوستون دارم فعلا خدانگهدار تا خاطرهٔ بعدی با عشقم

نوشته:‌ حسام

امضا فعال شد. برای ایجاد امضایتان بروید به: حساب من > ویرایش

بالا
0 لایک

صفحات

برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .