شما اینجا هستید

خاله من

سلام به همگی...
من خیلی داستان هارو خوندم.واااقعا نمیدونم چقد حقیقت دارن,اما مال من 100%واقعیه.من شاهینم اصفهان زندگی میکنم.اول همه بگم که خیلی حشری بودم از همون بچگی.توی فامیل ما هم اکثرا خوشگلن.مخصوصا خاله هام.یکی از خاله هام قد تقریبا کوتاه اما سینه ها و کون توپی داره و سفیدم هست.خیلی خوشگله.وقتی که میومد اصفهان همیشه خونه ما میخوابیدو به بقیه فامیل زیاد سر نمیزد.من 14 15 سالم بود که اومده بود خونمونو من جلغ زدنو تازه یاد گرفته بودم.خونمون دوخوابه بود و بخاطر رودربایستی که با بابام داشت تو اطاق من میخوابید.شبا که تاریک بودو من هیچ چیزی نمیدیدم.اما دم دمایه صبح که روشن میشد هوا من رسما خوابو تعطیل میکردمو فقط منتظر یه تکون از خالم بودم.خالم کلا راحته مثلا شده بود جلوی من و در حضور مادرم پیرهنشو عوض کنه و با سوتین وایسه جلویه من...یا شلوارشو عوض کنه جلوم.اصلا همین صحنه ها منو حشری کرده بود که جرات پیدا کرده بودم.اون شب از بخت خوش من دامن پوشیده بود.هی میخوابیدمو بیدار میشدم که ببینم هوا روشن شده یا نه؛اما خیلی دیر میگذشت زمان.یهو بلند شدم فهمیدم که دو س ساعتی خواب بودم اما بموقع پاشده بودم.ساعت 6 7 صبح بود.اون پایین تخت من خوابیده بود.
وقتی نگاش کردم چشمام 4تا شد...پتوش که کنار رفته بود هیچ,دامنشم بالا رفته بود...من درجا شق کردم.چه کونی داشت..پشتش بمن بود و یه پاش صاف بودو یه پاشو خم کرده بود برده بود بالا.شرتش صورتی و تنگ بود.میشد حالته کسشو دید اما معلوم نبود.من سریع رفتم پاینو یوواش سرمو بردم سمت کونش.بچه ها نمیدونم بو کردید یا نه اما بوی کون خانوما واقعا منو حشری میکنه.
خلاصه سرمو بردم جلو از بالا شروع کردم زیاد بو نمیومد .همینطور که رفتم پایین بو اومد.دقیقا بینیم دم سوراخ کونش بود.عقل از سرم پریده بود.قبلا شرتشو بو کرده بودم اما این بو از خود کونش مستقیما بمشامم میخوردو کیرمو داشت از جا میکند.رفتم پایین تر که یهو بوی کسش بم خورد.واااااای محشر بود.واقعا نمیدونم چرا انقد بوی سکسی میداد کونش.من جرات کردمو زبونمو یواش مالیدم بشرتش که یکم نم ورداشت.بعدم دستمو آروم گذاشتم رو شیار کونو کسش.حتی یکذره فشار ندادم.داشتم حال میکردم که دیدم یه صدایی شنیدم.یه بوق آرومی شنیدم.فهمیدم صدای آلارم گوشیشه که داشت رفته رفته صداش زیاد میشد...نمیدونستم چکار کنم.یا باید میخوابیدم که خالم بیدار بشه و دیگه حال کردنم تموم بشه یکی هم اینکه بپرمو گوشیشو خفه کنم.که توی کیفش بود.تازه ممکن بود تا برسم بش صداش بیشتر بشه و بپره از خواب.من حشری بودم احتیاط حالیم نبود.سریع کیفشو ورداشتمو از اطاق زدم بیرون...
اونجا سر فرصت هم خفش کردم هم تایمشو رویه رب ساعت دیگه تنظیم کردمو اومدم.دوباره رفتم پاینو نگاش کردم اون کونو.خیلی خیلی اسمی بود.شورتش بیشتر رفت بود لای پاشو بیشتر باسنش معلوم بود.سفیده سفید.بدون موو.دوباره بوکردنو شروع کردم.توی فضا بودم.گفتم من باید کسو کونشو ببینم.یه فکری به سرم زد.با زبونم اروم تا تونستم شرتشو خیس کرم.خیلی خیلی سمت کسش خیس شده بود.بعدم رفتم رو تختمو خودمو زدم بخواب.ساعت زنگ خورد خالم پاشدو اصلا عجله نکرد که دامنشو درست کنه.وقتی بلند شد خود بخود افتاد دامنش.رفت دستشویی وقتی اومد دیدم تو فکره.چشمامو خیلی زیرکانه باز گذاشته بودم.همه جای اطاقم میدیدم.دامنشو که بالاش زیپ داشتو باز کردو از پاش دراورد.که یهو احساس کرد جلوش خیسه.با شرت دقیقا جلوم بود.خم شد نگاه کرد دید خیسه..رفت سر ساکش یه شرت دراورد.من داشتم میمردمو دهنم پر از آب دهن شده بود که نمیتونستم قورتش بدم.میفهمید که بیدارم.یه نگاه بمن کرد دید خوابم,شرتو دراورد...
وااای یک باسنی داااشت که نگو.خم که شد کسشم دیدم از پشت.واقعا توی اون سن این واسم عین کس کردن بود...خالم رفت صبحانه بخوره.من سریع خشک خشک جلغ زدم.آبم غلیظ نبود اما بد جوری پاشید...سبک سبک شدم...اما زود از کارم پشیمون شدم.ولی این پشیمونی ضعیف تر از اونی بود که شهوت منو بخوابونه.اداااامه دارد...

نوشته: یغما

داستان سکسی:

2.238095
نمره شما: هیچ میانگین 2.2 (21 votes)

نظرات

ادمین جون دیگه داستانش از همه رنگ شدن
یه گی. یه سکس با جنده. یه محارم. احیانانا یکی دو مورد بیشتر یا کمتر.
دوستان خاهشا یکم بیشتر ب موضوعاتتون فک کنین. بعد بنویسین. شما چرا با خودت فک کردی ما باور میکنیم با خالت سکس کردی؟ حالا ک میخای دروغ بگی یه دروغ درست و حسابی بگو. نه سکس با محرمت
اشغال

بالا
0 لایک

میخوای حس بویایت قویتر بشه تا از بو کشیدن کون بیشتر لذت ببری باشه بهت میگم اول میری دو تا مرد کیر کلفت پیدا میکن بعد یکی میزاره توی کونت یکی دیگه بزاره توی سوراخ دماغت راه کون با سوراخ دماغت باز میشه اونوقت میتونی وقتی خالت خطای کرد میتونی از چند کیلومتری بوی کونش بگیری اگه کسی رو پیدا نکردی به بچه های شهوانی بگو برات انجام میدن بدونه هیچ منتی

بالا
0 لایک

***1_0.gif***

"من خیلی داستان هارو خوندم.واااقعا نمیدونم چقد حقیقت دارن,اما مال من 100%واقعیه"
پسره ی جَلقوزه مَجلوقه اُجلـِـق ، داستان جَلقتو واسمون نوشتی حالا میگی 100% واقعیه ؟
حروم جلقی !
"من جلغ زدنو تازه یاد گرفته بودم."
آخی تازه جقی شده بودی ؟
جلق دوست داری نه ؟
بعدشم اون جلغ نیست جلق ه !
اینقد جلق زدی چشمات داره کور میشه ، کم بزن همیشه بزن !
پسره ی جـَقول !
پسره ی جَــقَــل !
پسره ی جُـلقَـک !
پسره ی جُـلقَـک !
پسره ی جَــلاق !
مردک ه اُجـلِــق !
"اما دم دمایه صبح که روشن میشد هوا من رسما خوابو تعطیل میکردمو فقط منتظر یه تکون از خالم بودم"
خاک تو سر جلقیت کنن ، حیف نونی که میدن تو میخوری !
از خوابت میزنی که خالتو دید بزنی حروم جلقی ؟
حیف خوابت نیست که به خاطر 250 گرم کُُس حرومش میکنی ؟
"من سریع رفتم پاینو یوواش سرمو بردم سمت کونش.بچه ها نمیدونم بو کردید یا نه اما بوی کون خانوما واقعا منو حشری میکنه."
مرتیکه راسو فکر کردی همه مثل تو راسو هستن که برن سولاخ کون خالشونو بو کنن؟
بوی سولاخ کون خانوما حشریت میکنه ؟
بو گـُه دوست داری نه ؟ خب به خالت میگفتی یکم برات برینه بر داری بخوری :Sp
"خلاصه سرمو بردم جلو از بالا شروع کردم زیاد بو نمیومد ."
نگفتم راسویی !
دنبال بو گـُه میگشتی نه ؟
ریدم تو این تخیلاتت پسرکه جقو نویس !
"همینطور که رفتم پایین بو اومد.دقیقا بینیم دم سوراخ کونش بود.عقل از سرم پریده بود.قبلا شرتشو بو کرده بودم اما این بو از خود کونش مستقیما بمشامم میخوردو کیرمو داشت از جا میکند"
در وصف این جمله اش واقعأ کم آوردم ، قضاوت با شما :bigsmile:
مرتیکه میرفتی دم سولاخ چاه فاضلاب میخوابیدی خُب ! :D
"دوباره رفتم پاینو نگاش کردم اون کونو.خیلی خیلی اسمی بود."
خیلی خیلی چی بود ؟
اسمی ؟
کیرم دهنت با این تشبیه کردنت اُسکل ه مالیاتی .....
مگه داری واسه بابات خاطره تعریف میکنی ؟
کون بچه ی مُـجتَلـِـقُ لمَغز !
"خالم رفت صبحانه بخوره.من سریع خشک خشک جلغ زدم.آبم غلیظ نبود اما بد جوری پاشید...سبک سبک شدم..."
آفرین جلقوز !
بهت تبریک میگم که تونستی با موفقیت جَلق بزنی !
اسم شما در کتاب گینس به عنوان سریع ترین مَجلوق ثبت شد !
عمویی کی بهت گفت با این سنت بیای تو این سایت ؟
مگه ندیدی نوشته ورود زیر 18 سال ممنوع ؟
هنوز شاشت کف نکرده ، آبت غلیظ نشده ؛ اومدی واسه ما داستان جَلقتو نوشتی ؟
"اداااامه دارد... "
دفعه بعدی کـُسنوشته تَف بدی مطمئن باش پشیمون میشی !

این هم نمونه ای از توهمات این مَجلوق در هنگام خواب :
test.gif

بالا
0 لایک

واقعاً که !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یواش یواش شهوانی هم داره زرد میشه .
تورو خدا راجع به محارم مطلب نذارین . من که اصلاً نخوندمش . خاک تو سرت . همچین میکه صد در صد واقعی که هر کی ندونه فکر میکنه .....
توام لوازم یه آسانسور 21 نفره تخت بر تو کونت.ننویس

بالا
0 لایک

داداش دمت گرم
خیلی با تحلیلت در باره این کس نوشته های پسره جلقی حال کردم .
واقعا وجود تحلیلگرای مثل شما تو این سایت واجبه تا هرکی هر کس شعری به ذهنش رسید ننویسه.

بالا
0 لایک

داداش دمت گرم
خیلی با تحلیلت در باره این کس نوشته های پسره جلقی حال کردم .
واقعا وجود تحلیلگرای مثل شما تو این سایت واجبه تا هرکی هر کس شعری به ذهنش رسید ننویسه.

بالا
0 لایک

كاش قبل ازاينكه كاري بلدشي فرهنگش يادگيري اگرنميتوني حداقل نوشتنش يادبگيرجلغ نه جلق خوشبحالت هروقت اراده كني شريك جنسيت دردسترسه چون همه جاتوالت هست برو يك نفس عميق بكش آبت بياد پارتي خاستي بري بروتوالت عمومي حالش ببر. الاغ وقتي مينوشتي فضابودي؟نفهم هميشه شال ببند دور دماغت اگركسي گوزيد حشري نشي جلو ملت زشته.

بالا
0 لایک

يادم رفت بگم هروقت متاهل شدي مراقب باش سرمانخوري حس بوياييت ازكاربيفته خانمت كف ميكنه به مادرت بگو داخل غذا به هيچ عنوان ازحبوبات استفاده نكنه چون آدم بي جنبه اي هستي خواهر مادر حاليت نميشه درآخر چيزخر تودماغت الاغ برو به دكتربگو سردماغت به شومبولت پيوندبزنه شايدفرجي شدبازهم چيزخرتودماغت.

بالا
0 لایک

جون مادرت بازهم بنويس باوركن دو ساعت دارم به داستانت فكرميكنم غم دنيا ازيادم رفت حواست باشه دوست دخترت گفت حرف عاشقانه بزن يهو نگوزي جلوش همه درك فهمشون اندازه جنابعالي نيست فكرميكنه جرخوردي يمدت باهاش باشي شايد عشق واقعي درك كنه!جون هركس دوست داري بازم بنويس باوركن امروزواقعأ خنديدم.

بالا
0 لایک

نمیخواستم زیر داستان محارم نظر بدم ولی حالا که دیدم دوستان
عزیزم جناب رستم خان وسرور خودم زیم زکس نظر دادن دیگه باید میومدم و خودم شخصا براه راست هدایتت میکردم . حالا بریم سر اصل مطلب.
آخه مرتیکه جلاق (الاغ+جلق)مگه نمیفهمی که کسی محارم دوست نداره
چرا مینویسی .هنوز داستان جلقت رو بنویسی بهتره کمتر فحش میخوری الدنگ نژاد
مرتیکه ها محارم ننویسید لعنتیان لعین .پدر گراز محارم ننویس

بالا
0 لایک

نه عزيزم ادامه ندي بهتره.
كير خودت توو كون خودت ، حالا چطوري ميخواي اين كارو بكني ، خودت بايد بگردي راه حلشو پيدا كني.
سعيتو بكن ممكنه برسه

اين شعر تقديم به تو و خاله ي جنده ات

خاله ات خوابيده بود و كير تو بيدار شد
بوي كون خاله ات ، از بوي عنبر بهترست
كوني بي خايه ي جلقوز بي اصل و نسب
كار تو از دادن مردان به زنها بدترست
سپاس دوستان

بالا
0 لایک

کلی خندیدم.یعنی IQ جلبک از تو بیشتره..شب تا صبح بیدار بودی که کسو کون بو بکشی...اون وسطا یه چس میداد حتما از شهوت پس میافتادی...دیگه ننویس....برو هیجده سالت شد بیا...جان کون بو گندو خاله و عمت دیگه ننویس...برو بجای جلغ،جق بزن ولی ننویس....

بالا
0 لایک

بدم مياد از آدمايي كه بفكر سكس با محارمن.
پارسال مامانمو برده بوديم اورژانس ي خانم جوان دختر 4سالشو با خونريزي شديد آورده بود بعدا از پرستارا شنيديم مادره دخترشو با برادرشوهرش(عموي بچه) كه مرخصي سربازي اومده بود تنها ميزاره كه.. فكركنين مجبورشدن رحم دختر چهارساله رو بردارن.
اينا حيوونن.. والا حيوونام اين جور نيستن

بالا
0 لایک

خالت شرمش میشد تو اتاق بابات اینا بخوابه؟؟؟؟
مگه هر کس شرمش نشه میره کس و کون دادن مامیت رو نیگا میکنه پسره میر جلق گوسپند کیرم تو فرق سرت از پهلو تو کونت کس ننه.
بو کون دوست داری؟؟؟بیا واست هم میگوزم هم میچوسم رفتنی هم واست میرینم :bigsmile:
ای مرجق جقلید دیگه ننویس.

بالا
0 لایک