خدا هیچوقت نبخشدشون

سلام.اتفاقی این سایت و پیدا کردم.من از سکس بیزارم و هیچوقت دنبال سایتای سکسی نمیرم.اما ازداستانای این سایت خوشم اومد وقتی داستان رها رو خودنم (اتفاق بد برای من و مامانم) خواستم تجربه ی تلخ خودمو بنویسم.12سالم بود.اونروز مامانم تلفن کرد به مدرسه و از مدیرمون خواست به من بگه بعد مدرسه برم خونه بابابزرگم چون مامان و بابا قراره فورا برن سفر و نمیتونن منو با خودشون ببرن بعدا فهمیدم که بخاطر فوت پسرعموی بابا مجبور شدن بدون هماهنگی قبلی برن تهران شهر ما تا تهران حدود دو ساعت فاصله داره . بگذریم . خونه بابابزرگم حومه شهر بود خونه باغ بود خونه های اطرافشم همین حالتو داشتن. منم تا یه مسیری رو با دوستام رفتم و بقیه راه رو تنها بودم وقتی رسیدم به خیابون فرعی که تا خونه بابابزرگم یه ربعی فاصله داشت ترس برم داشت نمیدونم چرا ولی خیلی ترسیده بودم تند و باعجله راه میرفتم تا برسم خونه بابابزرگم البته اون وقتا چیزی از سکس حالیم نبود از این میترسیدم که منو بدزدن و بکشن و ... چیزایی که مامانم یادم داده بود همینا بود... یهو دیدم دو تا پسر از پشت سرم اومدن و کنارم راه میرفتن و با من حرف میزدن خیلی ترسیده بودم از ترس گریم گرفت حالم هزار برابر از حال الانم که دارم میلرزم و این خاطره لعنتی رو مینویسم بدتر بود یه کم دویدم آخه اصلا قدرت تصمیم گیری نداشتم نمیدونستم چیکار کنم اینقدر خونه ها بزرگ بودن که صدام به هیچکس نمیرسید تازه ظهرم بود و خلوت.اون دوتا کثافت بغلم کردن و تو یه چشم بهم زدنی بردنم تو یکی ازین خونه هاو... اینقدر گریه کردم به شوک شوک افتاده بودم هم درد داشتم هم نمیدونستم چی شده. قبل اونروز پریود نشده بودم نمیدونستم خونریزی داشتنم بخاطر پرده بکارتمه البته اصلا نمیدونستم چی هست بکارت. تازگیا فهمیدم.با همون حال نزار رفتم خونه بابابزرگم.دوتا خاله مجرد داشتم یکیشون خونه بود تا منو دید پرسید چی شده منم ترسیدم تا براش تعریف کنم گفتم سگ دنبالم کرده بود. اونطرفا سگ زیاد بود همه داشتن تو خونشون. بخاطر این موضوعو بهش نگفتم چون پدربزرگم خیلی آدم آبروداریه تو شهرمون میترسیدم آبروی خانوادمون بره و یا شاید خانوادم منو مقصر بدونن و... هزارجور فکرو خیال کردم و حالمم اصلا خوب نبود خالم که دید لباسام خونیه فکر کرد پریود شدم و لباسای تمیز برام آورد تا عوض کنم بعدم مامان بزرگم شیر گرم آورد و بهم گفت استراحت کنم اما هیچ کس نمیدونست چی شده. حتی خودم!این بگم که بعد اون ماجرا پریود ماهانم شروع شد و منم فکر کردم اون خونریزی هیچ ربطی به اون ماجرا نداره.

روزای سختی رو تو تنهایی خودم گذروندم. از همه مردا بیزار شده بودم. میترسیدم.درسم خوب بود و دستی هم به قلم داشتم و گاهی شعر گاهی داستان مینوشتم. تنهایی هامو با درس خوندن و شعر و ... پر کردم تا 18 سالم شد و رفتم دانشگاه.تو کلاس تنظیم خانواده یه چیزایی درمورد بکارت فهمیدم ولی ذره ای شک نکردم ممکنه خودم نداشته باشم. البته میشد از دوستامم بپرسم ولی خوشم نمیومد ازین سوالها بپرسم. اگر جایی صحبتی میشد گوش میدادم تا ببینم چیزی میفهمم یا نه.تو همون گیر و دار پسر یکی از دوستای خانوادگیمون کهپدرامون خیلی با هم رابطه صمیمی داشتن و دوستای بچگی هم بودن اومدن خواستگاری. مامان بابا که جز من بچه دیگه ای خدا بهشون نداده خیلی حساسن. تا اونروز هر کسی میومد واسه خواستگاری باب میل خودشون که نبود رد میکردن ولی این یکی فرق میکرد پسر خوبی بود و از بچگی هم میشناختنشو هزار تا دلیل واسه دادن جواب مثبت داشتن. من دیوونه هم به جای این که اول موضوعو به مامانم بگم گفتم هرچی شما بگین. تا اونروز چندین بار سعی کردم موضوعو به مامانم بگم ولی نشد.اون پسرای کثافتم همسایه های بابابزرگم بودن میترسیدم اگه چیزی بگم باز یه اتفاقی بیفته.سه سال پیش دست یکیشون تو کارخونه از مچ قطع شد.شاید بخاطر اینهمه گریه های من بوده...از زمان اومدن اونا برای خواستگاری تا جواب دادن ما یه سالی طول کشید.الان شیش ماهه که عقد کردم.تو کلاس مشاوره همه چیو توضیح دادن و من کاملا فهمیدم اونروز چه اتفاقی افتاده. میخواستم برم پیش خانم دکتر زنانی که دوست مامانمه ولی ترسیدم مامانم بفهمه. یه دکتر دیگه پیدا کردم و واسه معاینه رفتم پیشش گفت پردم خراش برداشته ولی خراشش زیاده و اگر برم پزشکی قانونی حتی روز و ساعت رابطمو میتونن تشخیص بدن. از اونروز هر روز آرزوی مرگ میکنم نه میتونم موضوعو به نامزدم بگم نه نمیتونم نگم چون نامردیه که اون فکر کنه باکره بودم ولی من نبودمو از یه طرفم اگه موقع عروسی بفهمه مطمئنم مامان بابام دق میکنن.اینقدر حال و روزم خرابه که نمیدونم چیکار کنم. تو این مدت که عقد کردیم همش از نامزدم فرار میکنم که نکنه ازم چیزی بخواد. دنبال یه بهانه میگردم عقدمو به هم بزنم مامانم یه کمی شک کرده که ما مشکل داریم . بهش گفتم دوسش ندارم. ولی واقعا نمیدونم چیکار کنم هر روز هزار بار آرزو میکنم دیگه فردا زنده نباشم ولی این فقط یه آرزوی محاله... خاطره ی تلخمو اینجا نوشتم تا شاید راهنمایی بگیرم یا همدردی دیگران حداقل آرومم کنه. منو مثل خواهر خودتون بدونین برام دعا کنین بخدا خیلی داغونم.

نوشته: مریم

3.142855
نمره شما: هیچ :میانگین 3.1 (42 رأی )

95 نظر

duste aziz behtarin kar ine

نوشته aneil.g24 در 10. March 2013 - 12:42

duste aziz
behtarin kar ine ke be mamanet mozu ro begi
un motmaenan mitune ye fekri barat bokone..
ta kay mikhay penhun koni?
ya bayad dige ghayde ezdevajo bezani...
inam k sakhte barat motmaenan.

سلام من واقعن از داستانت

نوشته تارکان در 10. March 2013 - 12:44

سلام من واقعن از داستانت متاثر شدم خدا لعنتشون کنه به نظر من به دکترت بگو برات ترمیم کنه چون اونا واقعن بلدن این کارو بکنن.

بکارتت خراش برداشته؟ مریم

نوشته .Parvazi در 12. March 2013 - 13:41

بکارتت خراش برداشته؟ Surprise

مریم خانم:

پرده بکارتتون چقدر ضخامت داره ؟ هههه

موفق باشی.

تو که اشتباهی نکردی.قصد بدی

نوشته پاریس در 10. March 2013 - 12:52

تو که اشتباهی نکردی.قصد بدی هم نداری.هیچ پسری باور نمی شه که اتفاقی بوده و اگر هم باور بشه همیشه در عذابه.پس اگر دوسش داری و میدونی با هاش خوشبخت میشی برو ترمیمش بکن.موفق باشی.آرزروی بهترینها رو برات می کنم.

امیدوارم که به خوبیو خوشی

نوشته yar yas در 10. March 2013 - 13:13

امیدوارم که به خوبیو خوشی تموم بشه و هیچ مشکلی برات پیش نیاد و بتونی با افتخار سرتو بالا بگیری،دعا میکنم تو زندگی همیشه موفق باشی خواهر گلم

براتذدعامیکنم انشالله مشکلت

نوشته reza_dell در 10. March 2013 - 13:21

براتذدعامیکنم انشالله مشکلت حل شه

مریم جان باید به مادربزرگت

نوشته نوازشگر در 10. March 2013 - 13:46

مریم جان باید به مادربزرگت بگی. زنان بزرگ در خانواده ها در جهت صیانت از خانواده شون در مسائل بحرانی درست ترین تصمیم ها رو میگیرن. مواظب خودت باش و غصه نخور ان شا لله درست میشه. کاری هم اگه هست که فکر می کنی از یک دوست بر میاد، من برادرانه در خدمتم و کوتاهی نخواهم کرد.

بهتره منطقی با موضوع برخورد

نوشته Alijo0on در 10. March 2013 - 13:51

بهتره منطقی با موضوع برخورد کنی
اتفاقیه که افتاده متاسفانه تو ایرانی که زندگی میکنیم و همه مدعی اینن که امنیت کاملا برقراره اینجور اتفاقهای تلخ و بدی میوفته

ولی بهتره موضوع رو اول با مادرت در میون بزاری
هر چند که فک نکنم پزشک قانونی روز و تاریخ دقیق پاره گی پرده تو بگه اما به هر حال اگه دوسش داری نامزدتو زیاد سخت نگیر
مهم چیزاییه دیگه س موضوع رو با والدینت در میون بزار مطمئنن راه حل خوب و بهتری پیدا خواهی کرد چون بی گناهی ...
این روزا اکثر دخترا از باکره گی دراومدن پرده تو جامع امروز زیاد معیار حساب نمیشه Wink

با مشورت بامادرت برو ترمیم کن

نوشته real madrid c f در 10. March 2013 - 13:57

با مشورت بامادرت برو ترمیم کن خرج زیادی نداره در عوض آبروت حفظ میشه

بروتمام داستانوبه همسرت بگو

نوشته افسانه۲۰ در 10. March 2013 - 14:02

بروتمام داستانوبه همسرت بگو

میتونی خیلی راحت بدوزیش

نوشته soheil0.5.1 در 10. March 2013 - 14:07

میتونی خیلی راحت بدوزیش نامزدم اگه یه ذره کس مخ باشه هیچی نمیفهمه

مريم جان اين اتفاق براي منم

نوشته nazgool66 در 10. March 2013 - 14:16

مريم جان اين اتفاق براي منم افتاده و ميدونم چه حالي داري ولي من بعد سالها فهميدم كاش جريان و مادرم ميدونست .تو اشتباه من و نكن و به مادرت بگو .مطمئنن همه متوجه ميشن كه بيشترين ضربرو تو خوردي .
در ضمن اگر ميدوني كه با اين مرد خوشبخت ميشي تحت هيچ شرايطي بهش نگو و با كمك مادرت مشكل و حل كن .

مریم جون من دانشجوی رشته ی

نوشته hamdammm در 10. March 2013 - 22:45

مریم جون من دانشجوی رشته ی ماماییم پس بزار بهت بگم عزیزم تو ترمیمشم نمیتوتی بکنی چون ترمیم پذیر نیس.چون بکارت که بره دیگه ترمیم نمیشه و هر پزشکی اگه معاینه ات کنه میتونه تشخیص بده که با عمل دست کارش کردی و قبلا نزدیکی داشتی پس عزیزم بهترین راه اینه که با یه فرد مطمین که اونم فقط مادرته اونو در میون بذاری.میدونم سخته منم دخترم و حتی فکر این موضوع واسم عین مرگه ولی عواقب نگفتنت هم باز جبران ناپذیره.پس حتما با مادرت مشاوره کن.ولی اینم بگم که واقعا عجیبه که تا وقتی بری دانشگاهو اینا چیزی راجع به بکارت و اینا نمیدونستی ولی حالا فرض بر اینکه نمیدونستی بهترین راه همینیه که بهت گفتم
انشاالله که خدا خودش آبروی همه ی ما دخترا رو حفظ کنه
الهی آمین

دختر گل, اول تحت هيچ شرايطي ب

نوشته hasty_niknam در 10. March 2013 - 23:02

دختر گل, اول تحت هيچ شرايطي ب نامزدت چيزي نگو, دوم حتما ب مادرت بگو, و در صورت امكان ترميمش كن. قورباغتو هرچه سريعتر قورت بدي زودتر ازين پريشوني در مياي. ضمنا بنظر من, شيرينترين اتفاقات زندگي رو موفقترين سكس ها رقم ميزنند, بعد ازفارغ شدن از بحث بكارت, شروع ب مطالعه در اين موارد بكن. موفق باشي.

Behtarin kar ine ke beri

نوشته HiChKaS_DaNy در 10. March 2013 - 23:14

Behtarin kar ine ke beri zhimnastik chon to in varzesh az in etefagat zeiad meiofte

سلام دوست عزیز . به نظر من نه

نوشته captansina در 10. March 2013 - 23:23

سلام دوست عزیز .
به نظر من نه به خانوادت بگو و نه به نامزدت . به نظر من با طرفت یه برنامه بریزو بذار طرفت فکرکنه که خودش این کارو کرده. اینطوری با نگفتنت نه دروغ گفتی نه آبروت میره. به هیج عنوان به هیچ کس نگو.
در هر حال خود دانی

ای بابا...بنده سکسولوژی خوندم

نوشته Mehdi sexi man در 10. March 2013 - 23:24

ای بابا...بنده سکسولوژی خوندم از بچه ها تشکر میکنم که برحسب دلسوزی راه حلهایی رو دادن اما بزارید من امتحان کنم...ببین دختر تو زندگی ما آدما اتفاقات زیادی ازین قبیل میفته که خیلی فجیه تره اما بنظر ما سادست پس اینم اتفاق بزرگی نیست...اولا که تو نباید نامزد بیچارتو داغون کنی...دوما چندین راه حل هستش که اصلا نه ترس داره نه شک...1.به 50 هزار پول دکتر مینویسه پردت ارتجاعیه و تمام 2.پردت به قول خانم ماما ترمیم نمیشه اما شباهت سازیش می کنن و یه خون کوچیک موقع اولین سکستون میاد و تمام 3.شب زفاف یه پنبه رو یه کم بتادینی کن یه جیغ الکی پینه رو نشون بده بگو اینم خون پرده 4.پرده چینی اومده تو بازار بخر 5.راه حل تا دلت بخواد هست ...اصلا نترس و وجدان درد نگیرت چون تو طعمه دنیا شدی پس دوباره طعمه نکن خودتو...من مثل کوه پشتتم به هیچکسم نگو چون لزومی نمیبینم بگی...یاحق

سلام دوست عزیز . به نظر من نه

نوشته captansina در 10. March 2013 - 23:24

سلام دوست عزیز .
به نظر من نه به خانوادت بگو و نه به نامزدت . به نظر من با طرفت یه برنامه بریزو بذار طرفت فکرکنه که خودش این کارو کرده. اینطوری با نگفتنت نه دروغ گفتی نه آبروت میره. به هیج عنوان به هیچ کس نگو.
در هر حال خود دانی

کاري نداره عزيزم از نامزدت

نوشته محتاجيم به سوراخ در 10. March 2013 - 23:43

کاري نداره عزيزم از نامزدت فرار نکن قشنگ يه برنامه واسه مشروب وخونه خالي بچين يه قرص ترامادول حل کن تو عرق بده بخوره بعد اينکه مست کرد از جلو بده بکنه يني اين بهترين راهه

ول کن بابا خودتو بزن به

نوشته hasti612 در 10. March 2013 - 23:45

ول کن بابا خودتو بزن به بیخیالی خودتو بنداز تو دست وپای شوهرت بندازگردنش.چون واقعأ تقصیرتو نبوده

به نظر من بهترین راه ، راه حل

نوشته هانیزاده در 10. March 2013 - 23:55

به نظر من بهترین راه ، راه حل خانم پروازیه

ترمیم واس همین وقتاس دیگه! من

نوشته glass_boxes در 11. March 2013 - 0:42

ترمیم واس همین وقتاس دیگه! من سراغ دارم یه دکتره کامل درست میکنه بدون مشکل تا حالا دو تا کیس فرستادم واسش . گواهی سلامتم میده . خواستی نشون بده نخواستیم نده.

من اگه جای همسرت بودم ، ترجیح

نوشته hamid2012 در 11. March 2013 - 1:04

من اگه جای همسرت بودم ، ترجیح میدادم همه چیز رو صادقانه بدونم
پس رک بهش بگو اون اگه همونطور که گفتی پسره خوبی باشه حتما با این موضوع منطقی بر خورد میکنه
اگرم شک کرد به حقیقت بودن حرفت ، همونطور که اون خانم دکتر توی داستان گفت میتونی ببریش پزشک قانونی تا با معاینه ای که روت انجام میشه کل حقیقت ماجرا رو بفهمه
اصلا سخت نگیر خدا جای حق نشسته

doroste parde ro bedoz qabl

نوشته HACK3R در 11. March 2013 - 1:14

doroste parde ro bedoz qabl az inke aghd konid ke kar be moayene doctor berese ye barname ba namzadet beriz beza fekr kone khodesh pare karde tazee mesle khar ham keyf mikone azat tashakor ham mikone Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin

doroste parde ro bedoz qabl

نوشته HACK3R در 11. March 2013 - 1:15

doroste parde ro bedoz qabl az inke aghd konid ke kar be moayene doctor berese ye barname ba namzadet beriz beza fekr kone khodesh pare karde tazee mesle khar ham keyf mikone azat tashakor ham mikone Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin

doroste parde ro bedoz qabl

نوشته HACK3R در 11. March 2013 - 1:16

doroste parde ro bedoz qabl az inke aghd konid ke kar be moayene doctor berese ye barname ba namzadet beriz beza fekr kone khodesh pare karde tazee mesle khar ham keyf mikone azat tashakor ham mikone Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin Big Grin

من اگه جای همسرت بودم ، ترجیح

نوشته hamid2012 در 11. March 2013 - 1:17

من اگه جای همسرت بودم ، ترجیح میدادم همه چیز رو صادقانه بدونم
پس رک بهش بگو اون اگه همونطور که گفتی پسره خوبی باشه حتما با این موضوع منطقی بر خورد میکنه
اگرم شک کرد به حقیقت بودن حرفت ، همونطور که اون خانم دکتر توی داستان گفت میتونی ببریش پزشک قانونی تا با معاینه ای که روت انجام میشه کل حقیقت ماجرا رو بفهمه
اصلا سخت نگیر خدا جای حق نشسته

نظر همه ی دوستان رو

نوشته omid_hamedan در 11. March 2013 - 1:34

نظر همه ی دوستان رو خوندم...ولی هیچکی بفکر نامزد بدبختش نبود...اون چه گناهی داره که باید یه عمر بهش دروغ گفته بشه...اصلا وجدان مریم قبول میکنه...اگه تو لحظه هایی که شادن و دارن میخندن این مسئله یادش بیافته اون شادی زهرمار نمیشه واسش؟یخورده به فکر نامزدشم باشید...یادتون باشه اون هیچ گناهی نداره...بهترین راه این بود که همون اول اون پسرها رو لو میداد...حالا که نداده بود باید روز خواستگاری به نامزدش میگفت...این کار یعنی انسانیت...اگه الانشم بگه نامزدی بهم بخوره بدترین ضربه رو به نامزدش زده...مریم خانوم تو همون شب خواستگاری انسانیت رو گذاشتی زیرپا...خیلی خودخواهی...یخورده به چهره نامزدت نگاه کن...از خودت خجالت نمیکشی...میدونی اون دوس نداره وقتی اون دوتا پسرعوضی شمارو باهم دیدن تو دلشون بگن ما زن این پسرو گ...دیم ـپس برو بهش همه چیزو بگو اگه باهات کنار اومد که هیچ اگم ترکت کرد که حق داره باید تاوان اشتباهتو بدی..ولی اگم ترکت کنه آبرو خودشم میره...در پایان اینو بدون اگه نگی تا آخر عمرت وقتی تو چشاش نگاه کنی زندگی واست جهنم میشه مگه اینکه مثل بعضی دخترای بالا که میگفتن کلک بزن بنداز گردن خودش بی وجدان و کثیف و سگ صفت باشی...واقعا واسه اون دخترا متاسفم من اهل توهین نیستم ولی شک نکنین از زندگیتون چیزی جز کثافت نمیباره...

نظر همه ی دوستان رو

نوشته omid_hamedan در 11. March 2013 - 1:30

نظر همه ی دوستان رو خوندم...ولی هیچکی بفکر نامزد بدبختش نبود...اون چه گناهی داره که باید یه عمر بهش دروغ گفته بشه...اصلا وجدان مریم قبول میکنه...اگه تو لحظه هایی که شادن و دارن میخندن این مسئله یادش بیافته اون شادی زهرمار نمیشه واسش؟یخورده به فکر نامزدشم باشید...یادتون باشه اون هیچ گناهی نداره...بهترین راه این بود که همون اول اون پسرها رو لو میداد...حالا که نداده بود باید روز خواستگاری به نامزدش میگفت...این کار یعنی انسانیت...اگه الانشم بگه نامزدی بهم بخوره بدترین ضربه رو به نامزدش زده...مریم خانوم تو همون شب خواستگاری انسانیت رو گذاشتی زیرپا...خیلی خودخواهی...یخورده به چهره نامزدت نگاه کن...از خودت خجالت نمیکشی...میدونی اون دوس نداره وقتی اون دوتا پسرعوضی شمارو باهم دیدن تو دلشون بگن ما زن این پسرو گ...دیم ـپس برو بهش همه چیزو بگو اگه باهات کنار اومد که هیچ اگم ترکت کرد که حق داره باید تاوان اشتباهتو بدی..ولی اگم ترکت کنه آبرو خودشم میره...در پایان اینو بدون اگه نگی تا آخر عمرت وقتی تو چشاش نگاه کنی زندگی واست جهنم میشه مگه اینکه مثل بعضی دخترای بالا که میگفتن کلک بزن بنداز گردن خودش بی وجدان و کثیف و سگ صفت باشی...واقعا واسه اون دخترا متاسفم من اهل توهین نیستم ولی شک نکنین از زندگیتون چیزی جز کثافت نمیباره...

من اگه جای همسرت بودم ، ترجیح

نوشته hamid2012 در 11. March 2013 - 1:29

من اگه جای همسرت بودم ، ترجیح میدادم همه چیز رو صادقانه بدونم
پس رک بهش بگو اون اگه همونطور که گفتی پسره خوبی باشه حتما با این موضوع منطقی بر خورد میکنه
اگرم شک کرد به حقیقت بودن حرفت ، همونطور که اون خانم دکتر توی داستان گفت میتونی ببریش پزشک قانونی تا با معاینه ای که روت انجام میشه کل حقیقت ماجرا رو بفهمه
اصلا سخت نگیر خدا جای حق نشسته

ببین عزیزم اگه سرت بره به

نوشته senator.fkh در 11. March 2013 - 1:30

ببین عزیزم اگه سرت بره به نامزدت نگو چون اگه قبول هم کنه مطمعن باش تا اخر عمر تو فکرش میمونه و شاید نظرش بهت برگرده من پسرم و مردا رو خوب میشناسم به مامانت بگو

من اگه جای همسرت بودم ، ترجیح

نوشته hamid2012 در 11. March 2013 - 1:34

من اگه جای همسرت بودم ، ترجیح میدادم همه چیز رو صادقانه بدونم
پس رک بهش بگو اون اگه همونطور که گفتی پسره خوبی باشه حتما با این موضوع منطقی بر خورد میکنه
اگرم شک کرد به حقیقت بودن حرفت ، همونطور که اون خانم دکتر توی داستان گفت میتونی ببریش پزشک قانونی تا با معاینه ای که روت انجام میشه کل حقیقت ماجرا رو بفهمه
اصلا سخت نگیر خدا جای حق نشسته

من پرده مصنوعی سراغ دارم که

نوشته metaal666 در 11. March 2013 - 1:40

من پرده مصنوعی سراغ دارم که میتونی شب عروسی قرارش بدی تو...و هرموقع چیز شد خون بیاد(این چیزی که میگم یجورایی مثل ورقه ژله ای میمونه اما خیلی نازک) Plain Face

مریم جان مگه همسرتون از شما

نوشته mahshad babak در 11. March 2013 - 1:57

مریم جان مگه همسرتون از شما گواهی بکارت خواسته؟
اگر نیازی نیست که بری دکتر و گواهی بگیری اصلا خودتو نگران نکن !!!! چون از اون زمان مدت زیادی گذشته !!!!تو هم اصلا مقصر نبودی !!!! اون پسر آشغالی که این کارو کرده با زور بوده نه به میل خودت !!!
تو نگفتی نامزدت از لحاظ اعتقادی چطوره ؟؟؟ هیچ وقت تا حالا در مورد سکس حرف زدید؟آیا اون بکر و دست نخوردست ؟؟؟
دروغ گفتن کار خوبی نیست اما اگه دوستش داری بهتره نگی چون اگه بخواد نامزدیو بهم بزنه مطمئن باش دلیلشو مسگه و اون طوری بیشتر آبرو ریزی میشه!!!
بهتره به مادرت بگی مطمئن باش پشتته !!!!
در ضمن خیلی ها توی اولین سکس اصلا خونریزی ندارن!!! مثل خود من!!!هیچ رابطه ایم نداشتم اما در اولین نزدیکی با همسرم با وجود درد زیاد خونریزی اتفاق نیفتاد !!!!خیلی های دیگم این طوری بودن ...اصلا عذاب وجدان نداشته باش !اگه همسرت آدم امروزی و تحصیل کرده ای هست و دوستت داره و به پاکیت ایمان داره از هیچ چیزی نترس .اگه مادرت صلاح دونست ترمیم کنی راه بدی نیست !!!
ولی به همسرت نگو !!!!چون خرابترش میکنی و بد دل میشه حتی اگه بگه اشکال نداره وبخواد ادامه بده همیشه شک داره تو دلش .... حتی اگه باور کنه بهت تجاوز شده بازم فرقی نداره !!!!

مهم تو هستي كه جنده نيستي و

نوشته شاه کیر تنها در 11. March 2013 - 2:17

مهم تو هستي كه جنده نيستي و اين اتفاق براي شما ممكن بود تو يه حادثه بيوفته
اون نامزدتم از آسمون نيوفتاده مطمعن باش شيطونياشو كرده
اگه آدم باشه راستشو بهش بگي قبول ميكنه
چه بسا كساني كه كس ميدادن مث سگ ولي بعد ازدواجشون متعهد شدند وسر به زير و برعكسش هم زياده Smile)

مریم جان واقعا از خوندن

نوشته Naeerika در 11. March 2013 - 2:49

مریم جان واقعا از خوندن داستانت متاثر شدم.دکتر متخصص زنان و زایمان سراغ دارم که میتونه دلسوزانه کمکت کنه.اگه خواستی تو خصوصی پیام بده اسم و آدرسش رو بهت بدم.اگه قابل ترمیم باشه برات درستش میکنه.اگه نباشه حتما راهنماییت میکنه چکار کنی.علیرغم اینکه احساس میکنم نامزدت باید بدونه و اگر پای تو موند که معلومه خیلی آدم منطقی هست و لایق زندگی کردن هست و اگر نموند....
میترسم مثل خودم اونقدر سرسخت نباشی در مقابل مشکلات و دردسرهای بزرگتری که ممکنه برات درست بشه نتونی مقاومت کنی چون با ضربه ای که به این شکل خوردی حتما روحیه آسیب پذیری داری.بهتره قبلش با یک متخصص با تجربه مشورت کنی که اگه لازم باشه بهت میگه چکار کنی.اگه خواستی بیا تو خصوصی بیشتر بتونم راهنماییت کنم.

نه انگار تو مغز شماها بجاي

نوشته ampolzan در 11. March 2013 - 3:39

نه انگار تو مغز شماها بجاي سكس حرفاي خوبم هست_خوبه داريد فرهنگ سازي ميكنيد ايول بابا شوانيا

آخی عزیزم. به نظر من اگه

نوشته نوبهار در 11. March 2013 - 3:46

آخی عزیزم.
به نظر من اگه نامزدت آدم امروزی و تحصیلکرده ای باشه حتی اگه هم بکارت واسش مهم باشه نهایتش نامزدی رو بهم میزنه و دلیلشو به کسی نمیگه دوست گلم.بستگی به شخصیت نامزدتم داره.
به هر حال اگه هم ازدواج کنید و اون بخواد این موضوع رو به روت بیاره تو هم میتونی بهش بگی من قبل ازدواج بهت گفته بودم.میخواستی قبول نکنی و زبونت پیشش کوتاه نیست.
ولی اگه خواستی بهش بگی با مقدمه چینی ماهرانه بهش بگو.ازش بپرس قبل ازدواج سکس داشته و قسمش بده راستشو بگه.اینجوری عقیدش درباره سکس قبل از ازدواج دستت میاد.هرچند بین مردا و زنا از نظر سکس قبل از ازدواج تو جامعه ی ما تفاوت وجود داره.اما مثلا اگه بگه نه این کار بده و فلان و فلان(حتی اگه هم دروغ بگه)میفهمی با این قضیه از بیخ و بن مشکل داره.در این صورت بهتر میدونم نامزدیت رو بهم بزنی.
ولی بدون ما هیچ کدوم از اخلاق مادرت و نامزدت آگاهی کامل نداریم.شاید اگه به مادرت بگی تو رو دعوا و مواخذه بدی بکنه که عواقب دردناکی داشته باشه.یا نامزدت هیچ ایرادی نداشته باشه فقط رو این موضوع خیلی حساس باشه و بهتر باشه بهش نگی.
به هر حال باتوجه به عوامل مختلف بهترین تصمیم تغییرپذیره.تنها کسی,که میتونه بهترین تصمیم بگیره خودتی.البته به شرطی که شرایط روحیت کاملا مساعد باشه Smile

عجب راه حل هايى ميدن مردم!

نوشته هليآ در 11. March 2013 - 4:29

عجب راه حل هايى ميدن مردم!

سلام عزیزم اصلا نگران نباش و

نوشته آیدا نوری در 11. March 2013 - 4:46

سلام عزیزم
اصلا نگران نباش و اعتماد به نفستو حفظ کن.به خانوادت و نامزدت هم چیزی نگو .بگرد یه دکتر خوب و حاذق و با تجربه پیدا کن.به خدا توکل کن خدا میدونه تو قربانی خوی حیوانی دو تا آشغال شدی ومطمئن باش کمکت میکنه.کسایی رو میشناسم که کلا پرده بکارت نداشتن ولی با مراجعه پیش یه دکتر خوب مشکلشون برطرف شده بطوریکه پیش چندتا دکتر دیگه واسه معاینه رفتن ولی هیچ کدوم نتونستن تشخیص بدن که پردشونو دوختن.طبیعی رفتار کن و زندگیو زهرمار خودتو اطرافیانت نکن

اصلاً این حرفا چیه؟؟!! اگر

نوشته hooman1361 در 11. March 2013 - 10:24

اصلاً این حرفا چیه؟؟!! اگر نامزدت تورو قبول داشته باشه اصلاً به این کارا کاری نداره، من خودم 1 سال با همسرم عقد بودم، با هم نزدیکی هم نداشتیم، شب زفاف وقتی که نزدیکی کردیم، خون نداشت، خیلی ترسیده بود، اما با توجه به شناختی که ازش داشتم، وقتی دیدم صورتش عرق کرده و ترس برش داشته، بهش گفتم چیه؟ من که تو رو باور دارم، اصلاٌ خودم خون جور می کنم. اون لحظه فهمیدم که اگر الان کاری نکنم و تصمیم درستی نگیرم ممکنه بینمون مشکل اساسی پیش بیاد. شاید باور نکنید ولی همون لحظه رفتم تیغ توی وسایلمون گیر آوردم . با تیغ نوک انگشتم رو بریدم و روی پارچه ریختم و بهش گفتم: اینم خون. ولی باور کن هیچ وقت توی زندگیمون این اتفاق تاثیر منفی نداشت. بکارت هیچ ربطی به عفت نداره، ما مردها برای اینکه یک زن مثل یک جسم دست نخورده و اصل برای خودمون بمونه این بکارت و عفت رو به هم ارتباط می دیم.
شاید یک روز داستان این اتفاق رو کامل نوشتم و توی سایت گذاشتم.

طي تجربه شخصي كه داشتم و كمك

نوشته nazgool66 در 11. March 2013 - 12:31

طي تجربه شخصي كه داشتم و كمك از يك مشاور خوب كه بهم گفت تحت هيچ شرايطي نگم اين مساله رو .نظر منم اينه بهتر نامزدش ندونه .وقتي كسي از اين ماجرا خبري نداره چرا بزرگش كنه و مساله سازش كنه.
از نگاه دختري كه در نو جوني بهم تجاوز شده و ميدونم الان زجر ميكشي پيشنهاد ميكنم خودت قضيه رو مرتب كني ولي اگر اينكار سخته برات از مامانت كمك بگير . ولي بهتر هست از كسي كه كارشناس هست تو اين مسائل كمك بخواي چون اينجا هر كس بنا به نظر شخصيش كمكت ميكنه

به به همتون کلاه بردار درجه

نوشته eli nazz در 11. March 2013 - 13:27

به به همتون کلاه بردار درجه یک هستید.
دوست عزیز منم میگم نباید نامزدت چیزی بدونه چون مطمئن باش اون هیچ وقت باور نمیکنه حرفاتو

سلام به همه دوستان و همچنین

نوشته naser 24 در 11. March 2013 - 13:57

سلام به همه دوستان و همچنین دوست عزیزم نویسنده داستان من معمولا نظر نمیدم این اولین نظرمه اونم بخاطر اینکه تو بد مشکلی گیر کردی
1- ببین عزیزم اولا دوما سوما بهتره به نامزدت همه چیزو رک و راست بهش بگی مطمئن باش اگه از زبون خودت بشنوه بهتر از اینه که چند وقت دیگه به طور اتفاقی موضوع بفهمه
2- اگه دوست نداری بفهمه نه لازمه ترمیم کنی نه لازمه نزدیکی رو بندازی واسه روز آخر پریودی و نه هر چیز دیگه فقط اینایی که میگمو خوب تو ذهنت بسپار
پرده بکارت چند نوع داره اما اکثر ماها فقط به دو نوع میشناسیم که همون معمولی و ارتجاعیه
اما در کل :
پرده بکارت داریم که نیم بنده یعنی مادرزادی تا نصفش بازه و در زمان نزدیکی میزان خیلی خیلی کمی خون میاد و اکثر موارد هم دیده شده که خون نیومده
پرده بکارت داریم که نازکه یعنی با کوچکترین نزدیکی ( حتی کمترین تماس ) پاره میشه و به اندازه یه خراش کوچولو خون میاد
پرده بکارت داریم که ضخیمه و بدترین نوع پرده س که زمان نزدیکی بیشترین خون و بیشترین دردو داره
و در آخر ارتجاعی که دیگه همه باهاش آشنا هستن
شما میتونی با علم به این موضوع مشکلتو به راحتی حل کنی و هیچ نیازی نیست که خانواده ت(پدر مادر پدربزرگ مادر بزرگ و ... )از جریان مطلع بشن
اما منظور از خانواده ت نامزدت نیست . بازم میگم این حق نامزدته که بدونه
فقط کافیه چند لحظه خودتو بزاری جای نامزدت یا به این فک کن که اگه اون به جای تو با دختر دیگه همخواب بشه تو چیکار میکنی
امیدوارم اون دو نفر پست فطرت هم به سزای کارشون برسن
موفق باشی

سلام به همه دوستان و همچنین

نوشته naser 24 در 11. March 2013 - 14:04

سلام به همه دوستان و همچنین دوست عزیزم نویسنده داستان من معمولا نظر نمیدم این اولین نظرمه اونم بخاطر اینکه تو بد مشکلی گیر کردی
1- ببین عزیزم اولا دوما سوما بهتره به نامزدت همه چیزو رک و راست بهش بگی مطمئن باش اگه از زبون خودت بشنوه بهتر از اینه که چند وقت دیگه به طور اتفاقی موضوع بفهمه
2- اگه دوست نداری بفهمه نه لازمه ترمیم کنی نه لازمه نزدیکی رو بندازی واسه روز آخر پریودی و نه هر چیز دیگه فقط اینایی که میگمو خوب تو ذهنت بسپار
پرده بکارت چند نوع داره اما اکثر ماها فقط به دو نوع میشناسیم که همون معمولی و ارتجاعیه
اما در کل :
پرده بکارت داریم که نیم بنده یعنی مادرزادی تا نصفش بازه و در زمان نزدیکی میزان خیلی خیلی کمی خون میاد و اکثر موارد هم دیده شده که خون نیومده
پرده بکارت داریم که نازکه یعنی با کوچکترین نزدیکی ( حتی کمترین تماس ) پاره میشه و به اندازه یه خراش کوچولو خون میاد
پرده بکارت داریم که ضخیمه و بدترین نوع پرده س که زمان نزدیکی بیشترین خون و بیشترین دردو داره
و در آخر ارتجاعی که دیگه همه باهاش آشنا هستن
شما میتونی با علم به این موضوع مشکلتو به راحتی حل کنی و هیچ نیازی نیست که خانواده ت(پدر مادر پدربزرگ مادر بزرگ و ... )از جریان مطلع بشن
اما منظور از خانواده ت نامزدت نیست . بازم میگم این حق نامزدته که بدونه
فقط کافیه چند لحظه خودتو بزاری جای نامزدت یا به این فک کن که اگه اون به جای تو با دختر دیگه همخواب بشه تو چیکار میکنی
امیدوارم اون دو نفر پست فطرت هم به سزای کارشون برسن
موفق باشی

سلام به همه دوستان و همچنین

نوشته naser 24 در 11. March 2013 - 14:06

سلام به همه دوستان و همچنین دوست عزیزم نویسنده داستان من معمولا نظر نمیدم این اولین نظرمه اونم بخاطر اینکه تو بد مشکلی گیر کردی
1- ببین عزیزم اولا دوما سوما بهتره به نامزدت همه چیزو رک و راست بهش بگی مطمئن باش اگه از زبون خودت بشنوه بهتر از اینه که چند وقت دیگه به طور اتفاقی موضوع بفهمه
2- اگه دوست نداری بفهمه نه لازمه ترمیم کنی نه لازمه نزدیکی رو بندازی واسه روز آخر پریودی و نه هر چیز دیگه فقط اینایی که میگمو خوب تو ذهنت بسپار
پرده بکارت چند نوع داره اما اکثر ماها فقط به دو نوع میشناسیم که همون معمولی و ارتجاعیه
اما در کل :
پرده بکارت داریم که نیم بنده یعنی مادرزادی تا نصفش بازه و در زمان نزدیکی میزان خیلی خیلی کمی خون میاد و اکثر موارد هم دیده شده که خون نیومده
پرده بکارت داریم که نازکه یعنی با کوچکترین نزدیکی ( حتی کمترین تماس ) پاره میشه و به اندازه یه خراش کوچولو خون میاد
پرده بکارت داریم که ضخیمه و بدترین نوع پرده س که زمان نزدیکی بیشترین خون و بیشترین دردو داره
و در آخر ارتجاعی که دیگه همه باهاش آشنا هستن
شما میتونی با علم به این موضوع مشکلتو به راحتی حل کنی و هیچ نیازی نیست که خانواده ت(پدر مادر پدربزرگ مادر بزرگ و ... )از جریان مطلع بشن
اما منظور از خانواده ت نامزدت نیست . بازم میگم این حق نامزدته که بدونه
فقط کافیه چند لحظه خودتو بزاری جای نامزدت یا به این فک کن که اگه اون به جای تو با دختر دیگه همخواب بشه تو چیکار میکنی
امیدوارم اون دو نفر پست فطرت هم به سزای کارشون برسن
موفق باشی

سلام. من ترم 4 روانشناسی

نوشته ali_7297 در 11. March 2013 - 14:29

سلام. من ترم 4 روانشناسی بالینی هستم.میخوام یه راهنمایی واست بکنم.به هیچ وجه ، به هیچ وجه نباید نامزدت بفهمه ، حتی بعد اینکه ایشا... مشکلت حل شدی.
ترمیم کن موفق باشی.

سلام. من ترم 4 روانشناسی

نوشته ali_7297 در 11. March 2013 - 14:30

سلام. من ترم 4 روانشناسی بالینی هستم.میخوام یه راهنمایی واست بکنم.به هیچ وجه ، به هیچ وجه نباید نامزدت بفهمه ، حتی بعد اینکه ایشا... مشکلت حل شدی.
ترمیم کن موفق باشی.

سلام خانم؛من دکتر مصطفي هستمو

نوشته Dr.momo82 در 11. March 2013 - 14:33

سلام خانم؛من دکتر مصطفي هستمو پزشکم؛بهت بگم كه آه مظلوم بي پاسخ نميمونه و خدا زجرشون ميده؛مكافات عملشونو ميده؛البته شايد اونام مثل خودت بچه بودنو نميدونستن چه غلطي دارن ميكنن؛
برای كم شدن استرست بهتره پيش يه مشاور بری؛گرون هستش ولي ميسرفه؛اگه غريبه باشه و تو تهران بهتره؛دكتر فاطمي كه توتلويزيونم مياد بدنیست؛
بهتر كسي از آشناهات بدونه؛كه باز مامانت از همه بهترو نزديكتره؛اينجوري هميشه يه غمخوار داری؛ولي اگه ميدوني شلوغش ميكنه نگو؛بهتر اينه كه بگي و مخفی بينتون بمونه؛
بهتره كم كم فراموشش كني و باتمرينای مشاورت از زندگيو سكس لذت ببري كه اگه باهاش كنار نياي تا آخرعمر زندگي خودتو همسرتو نابود ميكني؛اونم گناهي نداره
شوهرت ندونه بهتره؛ميتوني واسه خونريزي حجله عملش كنی يا دادو فرياد بگشی موقع نزديكي و اگه خون نيومد شلوغش نكنی؛خيليا خون ندارن يا يه قطره بيشتر نيست؛ميتوني بگي بچه بودي دوچرخه سواري يا پرش ميکردي و ناخواسته پاره شده؛
اينکه شوهرت ندونه بهتره؛بالاخره توزندگی دعوايي پيش ميادو چوبش ميكنه توسرت؛درهر صورت نظر خودتو مشاورت شرطه؛شايد مشاورت خواست خودش بهش بگه و جلساتي باهاش داشته باشه؛ولي اینكه بگي بدون برنامه اونم شايد دلسرد بشه؛شما باعشقت ميتوني جبرانش كني؛تو اسلامم حقيقتي كه فتنه بياره و گفتنشه جايز ندونسته؛حتي ماپزشكاهم بعضی چيزا كه فتنه انگيزه رو نميگيم به مریضو خانوادش
اگه کمکي بود بهم ايميل بزن
Dr.momo82@ymail.com
به اميد زندگي شادبا همسرت

سلام. من ترم 4 روانشناسی

نوشته ali_7297 در 11. March 2013 - 14:34

سلام. من ترم 4 روانشناسی بالینی هستم.میخوام یه راهنمایی واست بکنم.به هیچ وجه ، به هیچ وجه نباید نامزدت بفهمه ، حتی بعد اینکه ایشا... مشکلت حل شدی.
ترمیم کن موفق باشی.

سلام خانم؛من دکتر مصطفي هستمو

نوشته Dr.momo82 در 11. March 2013 - 14:34

سلام خانم؛من دکتر مصطفي هستمو پزشکم؛بهت بگم كه آه مظلوم بي پاسخ نميمونه و خدا زجرشون ميده؛مكافات عملشونو ميده؛البته شايد اونام مثل خودت بچه بودنو نميدونستن چه غلطي دارن ميكنن؛
برای كم شدن استرست بهتره پيش يه مشاور بری؛گرون هستش ولي ميسرفه؛اگه غريبه باشه و تو تهران بهتره؛دكتر فاطمي كه توتلويزيونم مياد بدنیست؛
بهتر كسي از آشناهات بدونه؛كه باز مامانت از همه بهترو نزديكتره؛اينجوري هميشه يه غمخوار داری؛ولي اگه ميدوني شلوغش ميكنه نگو؛بهتر اينه كه بگي و مخفی بينتون بمونه؛
بهتره كم كم فراموشش كني و باتمرينای مشاورت از زندگيو سكس لذت ببري كه اگه باهاش كنار نياي تا آخرعمر زندگي خودتو همسرتو نابود ميكني؛اونم گناهي نداره
شوهرت ندونه بهتره؛ميتوني واسه خونريزي حجله عملش كنی يا دادو فرياد بگشی موقع نزديكي و اگه خون نيومد شلوغش نكنی؛خيليا خون ندارن يا يه قطره بيشتر نيست؛ميتوني بگي بچه بودي دوچرخه سواري يا پرش ميکردي و ناخواسته پاره شده؛
اينکه شوهرت ندونه بهتره؛بالاخره توزندگی دعوايي پيش ميادو چوبش ميكنه توسرت؛درهر صورت نظر خودتو مشاورت شرطه؛شايد مشاورت خواست خودش بهش بگه و جلساتي باهاش داشته باشه؛ولي اینكه بگي بدون برنامه اونم شايد دلسرد بشه؛شما باعشقت ميتوني جبرانش كني؛تو اسلامم حقيقتي كه فتنه بياره و گفتنشه جايز ندونسته؛حتي ماپزشكاهم بعضی چيزا كه فتنه انگيزه رو نميگيم به مریضو خانوادش
اگه کمکي بود بهم ايميل بزن
Dr.momo82@ymail.com
به اميد زندگي شادبا همسرت

سلام. من ترم 4 روانشناسی

نوشته ali_7297 در 11. March 2013 - 14:38

سلام. من ترم 4 روانشناسی بالینی هستم.میخوام یه راهنمایی واست بکنم.به هیچ وجه ، به هیچ وجه نباید نامزدت بفهمه ، حتی بعد اینکه ایشا... مشکلت حل شدی.
ترمیم کن موفق باشی.

سلام خانم؛من دکتر مصطفي هستمو

نوشته Dr.momo82 در 11. March 2013 - 14:39

سلام خانم؛من دکتر مصطفي هستمو پزشکم؛بهت بگم كه آه مظلوم بي پاسخ نميمونه و خدا زجرشون ميده؛مكافات عملشونو ميده؛البته شايد اونام مثل خودت بچه بودنو نميدونستن چه غلطي دارن ميكنن؛
برای كم شدن استرست بهتره پيش يه مشاور بری؛گرون هستش ولي ميسرفه؛اگه غريبه باشه و تو تهران بهتره؛دكتر فاطمي كه توتلويزيونم مياد بدنیست؛
بهتر كسي از آشناهات بدونه؛كه باز مامانت از همه بهترو نزديكتره؛اينجوري هميشه يه غمخوار داری؛ولي اگه ميدوني شلوغش ميكنه نگو؛بهتر اينه كه بگي و مخفی بينتون بمونه؛
بهتره كم كم فراموشش كني و باتمرينای مشاورت از زندگيو سكس لذت ببري كه اگه باهاش كنار نياي تا آخرعمر زندگي خودتو همسرتو نابود ميكني؛اونم گناهي نداره
شوهرت ندونه بهتره؛ميتوني واسه خونريزي حجله عملش كنی يا دادو فرياد بگشی موقع نزديكي و اگه خون نيومد شلوغش نكنی؛خيليا خون ندارن يا يه قطره بيشتر نيست؛ميتوني بگي بچه بودي دوچرخه سواري يا پرش ميکردي و ناخواسته پاره شده؛
اينکه شوهرت ندونه بهتره؛بالاخره توزندگی دعوايي پيش ميادو چوبش ميكنه توسرت؛درهر صورت نظر خودتو مشاورت شرطه؛شايد مشاورت خواست خودش بهش بگه و جلساتي باهاش داشته باشه؛ولي اینكه بگي بدون برنامه اونم شايد دلسرد بشه؛شما باعشقت ميتوني جبرانش كني؛تو اسلامم حقيقتي كه فتنه بياره و گفتنشه جايز ندونسته؛حتي ماپزشكاهم بعضی چيزا كه فتنه انگيزه رو نميگيم به مریضو خانوادش
اگه کمکي بود بهم ايميل بزن
Dr.momo82@ymail.com
به اميد زندگي شادبا همسرت

سلام خانم؛من دکتر مصطفي هستمو

نوشته Dr.momo82 در 11. March 2013 - 14:40

سلام خانم؛من دکتر مصطفي هستمو پزشکم؛بهت بگم كه آه مظلوم بي پاسخ نميمونه و خدا زجرشون ميده؛مكافات عملشونو ميده؛البته شايد اونام مثل خودت بچه بودنو نميدونستن چه غلطي دارن ميكنن؛
برای كم شدن استرست بهتره پيش يه مشاور بری؛گرون هستش ولي ميسرفه؛اگه غريبه باشه و تو تهران بهتره؛دكتر فاطمي كه توتلويزيونم مياد بدنیست؛
بهتر كسي از آشناهات بدونه؛كه باز مامانت از همه بهترو نزديكتره؛اينجوري هميشه يه غمخوار داری؛ولي اگه ميدوني شلوغش ميكنه نگو؛بهتر اينه كه بگي و مخفی بينتون بمونه؛
بهتره كم كم فراموشش كني و باتمرينای مشاورت از زندگيو سكس لذت ببري كه اگه باهاش كنار نياي تا آخرعمر زندگي خودتو همسرتو نابود ميكني؛اونم گناهي نداره
شوهرت ندونه بهتره؛ميتوني واسه خونريزي حجله عملش كنی يا دادو فرياد بگشی موقع نزديكي و اگه خون نيومد شلوغش نكنی؛خيليا خون ندارن يا يه قطره بيشتر نيست؛ميتوني بگي بچه بودي دوچرخه سواري يا پرش ميکردي و ناخواسته پاره شده؛
اينکه شوهرت ندونه بهتره؛بالاخره توزندگی دعوايي پيش ميادو چوبش ميكنه توسرت؛درهر صورت نظر خودتو مشاورت شرطه؛شايد مشاورت خواست خودش بهش بگه و جلساتي باهاش داشته باشه؛ولي اینكه بگي بدون برنامه اونم شايد دلسرد بشه؛شما باعشقت ميتوني جبرانش كني؛تو اسلامم حقيقتي كه فتنه بياره و گفتنشه جايز ندونسته؛حتي ماپزشكاهم بعضی چيزا كه فتنه انگيزه رو نميگيم به مریضو خانوادش
اگه کمکي بود بهم ايميل بزن
Dr.momo82@ymail.com
به اميد زندگي شادبا همسرت

سلام. من ترم 4 روانشناسی

نوشته ali_7297 در 11. March 2013 - 14:41

سلام. من ترم 4 روانشناسی بالینی هستم.میخوام یه راهنمایی واست بکنم.به هیچ وجه ، به هیچ وجه نباید نامزدت بفهمه ، حتی بعد اینکه ایشا... مشکلت حل شدی.
ترمیم کن موفق باشی.

سلام خانم؛من دکتر مصطفي هستمو

نوشته Dr.momo82 در 11. March 2013 - 14:41

سلام خانم؛من دکتر مصطفي هستمو پزشکم؛بهت بگم كه آه مظلوم بي پاسخ نميمونه و خدا زجرشون ميده؛مكافات عملشونو ميده؛البته شايد اونام مثل خودت بچه بودنو نميدونستن چه غلطي دارن ميكنن؛
برای كم شدن استرست بهتره پيش يه مشاور بری؛گرون هستش ولي ميسرفه؛اگه غريبه باشه و تو تهران بهتره؛دكتر فاطمي كه توتلويزيونم مياد بدنیست؛
بهتر كسي از آشناهات بدونه؛كه باز مامانت از همه بهترو نزديكتره؛اينجوري هميشه يه غمخوار داری؛ولي اگه ميدوني شلوغش ميكنه نگو؛بهتر اينه كه بگي و مخفی بينتون بمونه؛
بهتره كم كم فراموشش كني و باتمرينای مشاورت از زندگيو سكس لذت ببري كه اگه باهاش كنار نياي تا آخرعمر زندگي خودتو همسرتو نابود ميكني؛اونم گناهي نداره
شوهرت ندونه بهتره؛ميتوني واسه خونريزي حجله عملش كنی يا دادو فرياد بگشی موقع نزديكي و اگه خون نيومد شلوغش نكنی؛خيليا خون ندارن يا يه قطره بيشتر نيست؛ميتوني بگي بچه بودي دوچرخه سواري يا پرش ميکردي و ناخواسته پاره شده؛
اينکه شوهرت ندونه بهتره؛بالاخره توزندگی دعوايي پيش ميادو چوبش ميكنه توسرت؛درهر صورت نظر خودتو مشاورت شرطه؛شايد مشاورت خواست خودش بهش بگه و جلساتي باهاش داشته باشه؛ولي اینكه بگي بدون برنامه اونم شايد دلسرد بشه؛شما باعشقت ميتوني جبرانش كني؛تو اسلامم حقيقتي كه فتنه بياره و گفتنشه جايز ندونسته؛حتي ماپزشكاهم بعضی چيزا كه فتنه انگيزه رو نميگيم به مریضو خانوادش
اگه کمکي بود بهم ايميل بزن
Dr.momo82@ymail.com
به اميد زندگي شادبا همسرت

به نظر من اگر از لحاظ روانی

نوشته arashbel در 11. March 2013 - 14:44

به نظر من اگر از لحاظ روانی با این موضوع(تجاوز)
کنار اومدی و میتونی فراموش کنی و به زندگیت لبخند بزنی
بهت نصیحت میکنم این موضوع رو به کسی نگو
و فقط با دکترت مشورت کن
اگر هم مجبور شدی بگی به مادرت یا مادر بزرگت بگو

عزیزم من هم با دکتر مصطفی

نوشته mohammad 1359 در 11. March 2013 - 15:18

عزیزم من هم با دکتر مصطفی موافقم هیچ وقت به شوهرت نگو چون در مدت طولانی اولا فکرهایی روت میکنه ثانیا اون آزادی که داری ازت میگیره و یه زندان برات درست میکنه مطمئن باش که همینه شک نکن جرات نداری با یه مرد حتی صحبت کنی اون اولین چیزی که تو ذهنش میگذره اینه که تو میخوای بهش خیانت کنی در ثانی با پانصد هزارتومن میشه درستش کرد اینو جدی میگم به کسی هم اعتماد نکن اصلا ولی راحت میتونی درستش کنی و برو درستش کن و اینکه آدم اینقدر خطاهای گذشته اشو یاد بیاره این هم اصلا درست نیست چون هم به حالی که توش هستی لطمه میزنه هم به آینده ات مهربانم با توکل به خدا برو درستش کن و بعد هم با وفاداری به همسرت هیچ وقت این مساله رو بهش نگو وصادقانه باهاش زندگی کن که خداوند مهربان هر روز درهای سعادتش را به رویت باز کند موفق باشی خدانگهدار

بیخیال جناب آقای ترم 4

نوشته حشري تنها در 11. March 2013 - 15:31

بیخیال جناب آقای ترم 4 روانشناسی بالینی!
اگه در علوم دیگه 50 تا 100 سال از دنیا عقب باشیم
بدون اغراق در روانشناسی 1000 سال فاصله داریم
اینو در مورد اساتید و مثلأ خبره های کار عرض میکنم نه شما دانشجوی روانشناس بعد از این...

شاید نظرم اشتباه باشه.ولی

نوشته Hosein Ironman در 11. March 2013 - 16:10

شاید نظرم اشتباه باشه.ولی میتونی خودتو یکم کثیف کنی بعد بدویی سمت خونه پدربزرگت و زنگ بزنی و با گریه بگی که اون دوتا پسر بهت تجاوز کردن.البته,خدا گفته اگه بنده ام ازم کمک بخواد,آسمانها و زمین هم با هم جمع بشن و نخوان بنده ام به چیزی که میخواد برسه,چون من پشتش هستم,به آرزوش میرسه.پس بهتره از خدا کمک بگیری.

شاید نظرم اشتباه باشه.ولی

نوشته Hosein Ironman در 11. March 2013 - 16:12

شاید نظرم اشتباه باشه.ولی میتونی خودتو یکم کثیف کنی بعد بدویی سمت خونه پدربزرگت و زنگ بزنی و با گریه بگی که اون دوتا پسر بهت تجاوز کردن.البته,خدا گفته اگه بنده ام ازم کمک بخواد,آسمانها و زمین هم با هم جمع بشن و نخوان بنده ام به چیزی که میخواد برسه,چون من پشتش هستم,به آرزوش میرسه.پس بهتره از خدا کمک بگیری.

ناراحت شدم خداییش. فقط میدونم

نوشته atabay 123 در 11. March 2013 - 16:23

ناراحت شدم خداییش. فقط میدونم هرچی بیشتر سخت بگیری خودتو اذیت میکنی .

مریم خانم به نظر من اول به

نوشته hoseinetanha در 11. March 2013 - 16:35

مریم خانم به نظر من اول به مامانت بگو بعدم با هعمفکری اون یه جوری به نامزدت بگو.
اگه اون دوستت داشته باشه مطمئن باش از این مشکل میگذره اگه هم نه که بهش بگو بدون آبرو ریزی تمومش کنه.
امیدت به خدا باشه اون خودش آبروی همه بی گناها را حفظ میکنه. اصلا نترس برو جلو مشکلتو حل کن فرار از مشکل چیزی را حل نمیکنه.
من مطمئنم یه روز میای تو همین سایت میگی بخیر و خوشی حل شده
موفق باشی عزیزم

این همه کس خلو داشته باش

نوشته ozve alaki در 11. March 2013 - 16:39

این همه کس خلو داشته باش Smile) Smile) Smile) Smile) Smile) Smile) Smile) Smile) Smile) Smile) Smile) Smile)
شماها ریدید بدجورم بو میدید کس مشنگا Smile) Smile) Smile) Smile) Smile) Smile)
اینا همش داستانه اسکلای خدا
فک کردید هرکی هرچی اینجا بلغور کرد راسته؟
کیرم تو کس سانازو پرده خراش برداشته تو
من یه صافکار میشناسم بی رنگ درمیاره
Tongue Tongue Tongue Tongue Tongue Tongue Tongue

ببین عزیزم فکر نکن با نوشتن

نوشته Ragbar76 در 11. March 2013 - 16:43

ببین عزیزم فکر نکن با نوشتن یه داستان نیمه واقعی میتونی ما رو سر کار بذاری ! الان یه بچه سه ساله هم میدونه سکس چیه اسکل ! برو خودتو اسکل کن اسکل خاورمیانه !!!

ننه جنده مشنگ . کیر نداشتم تو

نوشته Ragbar76 در 11. March 2013 - 16:46

ننه جنده مشنگ . کیر نداشتم تو کس ناز ننت . خر خودتی کیری . تو باید بری با آب کیر همه پسرا غسل کنی . منو اسکل کردی ؟ خارتو گاییدم .

Baw Boro Be Mamanet Bego

نوشته POC در 11. March 2013 - 16:56

Baw Boro Be Mamanet Bego Tamome Big Grin

سلام عزیزم خدا لعنتشون کنه

نوشته h gol در 11. March 2013 - 18:23

سلام عزیزم خدا لعنتشون کنه واقعا ناراحت شدم.اما با شه دیگه گذشته ها گذشت من خودم مهندس کوسم عزیزم بعضی کوسها هستن که پرده بکارت ندارن .

avalin kar ine ke aval be

نوشته sexman8 در 11. March 2013 - 18:50

avalin kar ine ke aval be madaret begi.aval be madaret bego on khodesh hame kararo hal mikone motmaen bash
to faghat arameshe khodeto hefz kon hamin
be khoda tavakol kon

بنظرمن بهتره اصلا به نامزدت

نوشته sayejooon در 11. March 2013 - 18:57

بنظرمن بهتره اصلا به نامزدت نگی اگه به مامانت خواستی بگواگرنه میتونی هم خودت مشکل رو حل کنی فقط لازمه پول خرج کنی

kheyli narahat shodam be

نوشته hichkas11 در 11. March 2013 - 19:25

kheyli narahat shodam be nazaram age namzadeto dost dari be madaret begoo va mitoni tarmimesh koni

:-o چه همه دکتر و مهندس و

نوشته afsoon-27 در 11. March 2013 - 22:10

:-o
چه همه دکتر و مهندس و روانشناسو روانپزشکو سکسولوژیستو اینا
Big Grin
ببخشید علما من یکم نگرفتم جریان چیه!
دوست خوبمون مریم گفت دکتر تشخیص داده پرده اش خراش برداشته و پزشکی قانونی اگه معاینه کنه میفهمه،
خب، یه چیزی؟ مگه همسرش دکتر امین پزشکی قانونیه؟؟
خب یه خراشه دیگه، چرا معضلش میکنین؟؟؟
بخر و ببر و بدوز نداره ها، داره؟؟
Smile)
البته ببخشید بازم در فیلد تخصصی دوستان دخالت کردم...

opopop

نوشته DjCJ در 12. March 2013 - 3:14

opopop

به نظر من با نامزدت بهم نزن

نوشته DjCJ در 12. March 2013 - 3:25

به نظر من با نامزدت بهم نزن چون بالاخره یه روز باید ازدواج کنی
برای این جریان کمی شجاعت به خرج بده و حتما به شوهرت بگو چون هیچی بالا تراز صداقت نیست
اما بهش بگو که نمی دونم کیابودن چون اگه بگی حتما خون و خون ریزی را می افته و شوهرت دست از سر اونا بر نمی داره

به نظر من با نامزدت بهم نزن

نوشته DjCJ در 12. March 2013 - 3:30

به نظر من با نامزدت بهم نزن چون بالاخره یه روز باید ازدواج کنی
برای این جریان کمی شجاعت به خرج بده و حتما به شوهرت بگو چون هیچی بالا تراز صداقت نیست
اما بهش بگو که نمی دونم کیابودن چون اگه بگی حتما خون و خون ریزی را می افته و شوهرت دست از سر اونا بر نمی داره

به نظر من با نامزدت بهم نزن

نوشته DjCJ در 12. March 2013 - 3:39

به نظر من با نامزدت بهم نزن چون بالاخره یه روز باید ازدواج کنی
برای این جریان کمی شجاعت به خرج بده و حتما به شوهرت بگو چون هیچی بالا تراز صداقت نیست
اما بهش بگو که نمی دونم کیابودن چون اگه بگی حتما خون و خون ریزی را می افته و شوهرت دست از سر اونا بر نمی داره

به نظر من با نامزدت بهم نزن

نوشته DjCJ در 12. March 2013 - 3:43

به نظر من با نامزدت بهم نزن چون بالاخره یه روز باید ازدواج کنی
برای این جریان کمی شجاعت به خرج بده و حتما به شوهرت بگو چون هیچی بالا تراز صداقت نیست
اما بهش بگو که نمی دونم کیابودن چون اگه بگی حتما خون و خون ریزی را می افته و شوهرت دست از سر اونا بر نمی داره

به نظر من با نامزدت بهم نزن

نوشته DjCJ در 12. March 2013 - 3:44

به نظر من با نامزدت بهم نزن چون بالاخره یه روز باید ازدواج کنی
برای این جریان کمی شجاعت به خرج بده و حتما به شوهرت بگو چون هیچی بالا تراز صداقت نیست
اما بهش بگو که نمی دونم کیابودن چون اگه بگی حتما خون و خون ریزی را می افته و شوهرت دست از سر اونا بر نمی داره

اصن یه وضیه

نوشته Lis Abadi در 12. March 2013 - 4:07

اصن یه وضیه

خواهر عزیز تر از جانم اول

نوشته ARIA MEHR در 12. March 2013 - 15:35

خواهر عزیز تر از جانم اول توکل به خدا بعد با مراجعه به پزشک میتونی پرده ی بکارتت رو بدوزی طوری که حتی پزشکی قانونی هم نتونه تشخیص بده که این دوخته شده Smile Smile

afsoon-27: یعنی ملت ما چقدر

نوشته .Parvazi در 12. March 2013 - 13:43

afsoon-27:

یعنی ملت ما چقدر ساده اند .

پرده خراش برداشته . Big Grin

پیشنهاد دادن در حد تیم ملی. فکر کنم کم کم پولاشونو جمع کنن تا پرده خراش پیدا کرده بدوزند. Smile)

شوهر جان رو به سایت شهوانی

نوشته cindrela در 12. March 2013 - 13:53

شوهر جان رو به سایت شهوانی معرفی کن خودش بیاد ماجرارو بخونه بعد میاد خونه میزنه آش ولاشت میکنه میبره میندازه جلو همون سگای نزدیک خونه مادربزرگت
همه چیزم به خوبی وخوشی تموم میشه Big Grin

عرفانم 24ساله طرفای خرم آباد

نوشته shabnshin 0661 در 12. March 2013 - 14:04

عرفانم 24ساله
طرفای خرم آباد یا شهرهای دیگه هم میکنم
فقط سرکاری نباشی
payefael@yahoo.com

برای اولین بار ارزو میکنم این

نوشته پوپو کرمانشاه در 12. March 2013 - 22:10

برای اولین بار ارزو میکنم این داستان دروغ باشه هر چند با جامعه ای که من میشناسم خیلی بدتر از این چیزا رخ میده یک مشت .توام بهتره به مادرت بگی چون به قول خودت پزشک قانونی مشخص میکنه چه روزی بود پس شک نمیکنه که تو شاید واقعا با علاقه خودت ابن کار کرده باشی و حتما اون دکتر دوستش درمانت میکنه

پروازه خیلی خوووب بود, لذت

نوشته afsoon-27 در 12. March 2013 - 22:58

پروازه
Smile)
خیلی خوووب بود, لذت بردم ازین همدردی و کمک های خالصانه،
Big Grin
فقط خدا رو شکر که پردش پاره نشده بود، وگرنه عزای عمومی اعلام میشد
Rolling On The Floor

afsoon-27: من باید این

نوشته .Parvazi در 12. March 2013 - 23:02

afsoon-27:

من باید این نویسنده رو پیدا کنم ببینم ضخات بکارتش چقدر هست که خراش برداشته .

نه خدایی دروغ می گم؟

دوست عزیز من تو خارج کشور

نوشته ari1973 در 13. March 2013 - 2:36

دوست عزیز
من تو خارج کشور هستم امیدوارم که این داستانت حقیقت نداشته باشه چون کار من ایجاد میکند روی موضوع که مطرح کردی بهتر نگاه کنیم خیلی گنگ میباشه به دلایل خواص خودش شما هر چقدر ساده باشی باز در دوران دبیرستان از موصوغ پرده بکارت این حرفها کاملا مطلع شدی که از همان موقع می توانستی یک نفر را برای خودت امین دانسته و از آن کمک بگیری. حالا بهترین کاری که می توانی انجام بدهی این که خودت قاضی خودت قرار بده و به مسائل خودت و خانوادت فکر بکن و یک نفری که واقعآ میتواند کمک کنه چه دوست نزدیک یا خانوادت به نظر من هیچکس مادر نیست چون هیچ چیز بد برای بچه اش نمیخواهد با آن مطرح کن و توسط آن با یک مشاور پزشکی در امور زنان مشورت کن و هرگز با نامزدت مطرح نکن چون امکان داره الان اگر خیلی دوست داشته باشه باهات همراهی کنند ولی در آینده برایت مشکل ساز میشود.اگر هم مشکلاتی دیگری جهت تامین بکارت وجود داشت از نظر کم و کاست با آدمین مطرح کن مشکلی نیست امیدوارم موافق باشی.

دوست عزیز من تو خارج کشور

نوشته ari1973 در 13. March 2013 - 2:38

دوست عزیز
من تو خارج کشور هستم امیدوارم که این داستانت حقیقت نداشته باشه چون کار من ایجاد میکند روی موضوع که مطرح کردی بهتر نگاه کنیم خیلی گنگ میباشه به دلایل خواص خودش شما هر چقدر ساده باشی باز در دوران دبیرستان از موصوغ پرده بکارت این حرفها کاملا مطلع شدی که از همان موقع می توانستی یک نفر را برای خودت امین دانسته و از آن کمک بگیری. حالا بهترین کاری که می توانی انجام بدهی این که خودت قاضی خودت قرار بده و به مسائل خودت و خانوادت فکر بکن و یک نفری که واقعآ میتواند کمک کنه چه دوست نزدیک یا خانوادت به نظر من هیچکس مادر نیست چون هیچ چیز بد برای بچه اش نمیخواهد با آن مطرح کن و توسط آن با یک مشاور پزشکی در امور زنان مشورت کن و هرگز با نامزدت مطرح نکن چون امکان داره الان اگر خیلی دوست داشته باشه باهات همراهی کنند ولی در آینده برایت مشکل ساز میشود.اگر هم مشکلاتی دیگری جهت تامین بکارت وجود داشت از نظر کم و کاست با آدمین مطرح کن مشکلی نیست امیدوارم موافق باشی.

نظرات همه رو خوندم واقعا خیلی

نوشته god.of.sex در 13. March 2013 - 2:47

نظرات همه رو خوندم واقعا خیلی بعضیاتون خریدا
بابا یعنی انقد خرین که داستان رو باور کردین؟؟
بابا دیگه الانه بچه دبستانیا هم میدونن بکارت چیه این ندونه؟؟؟
خیلی تابلوه که رشتش روان شناسیه و داره واسه پایان نامش ویا... تحقیق میکنه شمام موش آزمایشی...

khob boro bede vasat pardato

نوشته h@m3d در 13. March 2013 - 12:53

khob boro bede vasat pardato bedozan