خواهر ناتنی حشری

شبها وقتی پیش مادرم میخوابیدم با خال گوشتی روی سینه اش بازی میکردم تا خوابم ببره/یک روز خواهر ناتنی 19 ساله ام که سفید وخوشگل بود منو برد سینما بمادرم گفت شب خونه ما میخوابه فردا بریم باغ وحش فصل سردی بود/خواهرم روی زمین جاانداخت باهم رفتیم زیر لحاف من مثل عادت شروع کردم بازی با نوک پستونهش نوک پستونش سفت سفت شده بود من داشت خوابم میبرد/دستهامو بردلای پاش دستم بموهای کوسش خورد خیلی خوشم اومد یکهو خوابم پرید ولی بروی خودم نیاوردمبا چوچلش بازی میکردم گاهی انگشتمو میکردم تو کوسش اینم بگم وقتی دستموبکون کلفت خونمون میزدم کیرم باند میشد ولی بالغ نشده بودم/ اونشب ولع خاصی داشتم انگشتمو کردم تو کوسش خیس که شد انگشتمو لیسیدم/خواهرم فهمید بیدارمدرگوشم گفت فردا هرجاخواستی میبرمت بکس حرفی نزن شورت منو در اورد/ باکیرم بازی میکرد/منم آب کسشو با انگشتم میمالیدم بکیرم یکهو برگشت نشت روی کیرم تما کیرم وخایهام خیس آب شد بعد شروع بلب گرفتن از من کرد زبونشو مرتب میکرد تودهنم راستشو بخوای خیلی لذت بردم.فردا صبح ازخواب بیدارشدم دیدم کیرموگرفته تو دستش داره میماله درگوشم گفت زن عمو چیزی نفهمه بعدازخوردن صبحانه رفییم سینما 3 تا فیلم دیدیم ازباغ وحش خبری نبود چون توسینما دستم رو کسش بود/چند شب پیش هم خوابیدیم دیگه ندیدمش چون برای تحصیل امده بود تهران یادم رفت بگم مادریک شهر صنعتی درشمال زندگی میکردیم بعداز 2/ امدم تهران منزلزن عموم من دیگه بالغ شده بودم وصدای دورگه نصفه های شب بیدار شدم برم سروقت خواهر دانشجوم دیدمتورختخوابه ولی بیداره رفتم زیر لحاف تارسیدم بغلش کردم ازش لب گرفتم پستونهاش سنگ بودپاهاشو ازهم واکردم کملافه سفید کهنه پیدا کنیم جای ملافه خونی شده بذاریم/سه ماه تهرون بودم فقط 2/روز کسش تعطیل بود/ سال بعدش از دانشگاه تهران فارغ اتحصل شد با پسریکی از فامیلهایمان ازدواج کرد نمیدونی این دختر چقد مظلوم سربزیر/ونجیب بود/این این داستانو دارم تعریف میکنم خواهرم 3.تابچه بزرگ داره 53 ساله شده هنوزهم میکنمش بمن میگه تو رو که میبینم حشری میشم میگه وقتیکه من تو حسرت یک سانت کیر میسوختم تو منو گائیدی هیچ کس نهمید/ این کس مال خودتنه راستش بیشتر میگه کسمو بخور 69 باهم کارمیکنیم اونم آب منو میخوره هفته قبل روز شنبه آمد شرکت روبروم نشست پاهاشو وامیکرد شورتشوببینم منم تحریک شدم / گفت بیام زیرمیزت کیرتو بخورم / فبول نکردم / قهر کرد رفت روز پنجشنبه قبل تازه فهمیدم ایشون بیمارجنسی بوده اگر هفته ای 2/ مرتبه خالی نشه کمر درد میگیره/با پسرعمه ام درتهران برنامه داشته باونم کس میده من بشدت دوسش دارم بعنوان معشوقه نه خواهر /نمیدونین چقدر اوستاده در کس دادن.

نوشته:‌ آبتین

2.037035
نمره شما: هیچ :میانگین 2 (81 رأی )

55 نظر

دیگه حالم از هر چی داستانه به

نوشته mehdi_e1361 در 2. May 2011 - 8:38

دیگه حالم از هر چی داستانه به هم میخوره
عوضی عقده ای بی سواد مگه مجبوری بنویسی .......؟

کس شعر تمام عیار بود مغزم هنگ

نوشته ساينا جون (تعیین نشده) در 2. May 2011 - 9:51

کس شعر تمام عیار بود مغزم هنگ کرد با این داستان نوشتنت گیج شدم مگه مجبورت کرده بودن داستان بنویسی -آخه خر خودتی ماروهم میخوای خر فرض کنی داشتی کسشو انگشت میکردی نفهمید بیداری بعد وقتی انگشتتو لیسیدی فهمید ؟؟؟ خونه خواهرت کجا بود که تو رفتی خونشون ؟؟قضیه چی بود جدا زندگی میکرد؟؟؟ حالا زن عمو کی بود که نباید می فهمید؟؟؟؟ بعد 2/ آمدم تهران منظورت از اسلش چی بوده روز ماه سال قرن؟؟؟؟ملافه خونی یعنی چی؟؟؟ اصلا از اینکه دست تورو گذاشت رو کسش سر به زیریش معلوم بود نمیگفتی خودمون میفمیدیم / وقتی اومده بود شرکت چی پوشیده بود که شرتش معلوم بود؟؟؟بهش بگو دیگه کست گندیده لازم نیست به پسرعموتونم بده / در آخر ریدم تو هیکلت با این داستانت کس کش

به خنده دارى داستان من

نوشته golden dodool (تعیین نشده) در 2. May 2011 - 10:15

به خنده دارى داستان من نبود.بيشتر به تو ميخنديديم.بابااز كى تا حالا تيمارستانها هم به اينترنت مجهز شدن كه تو ميتونى كس شعراتو بنويسى و بفرستى؟

صبح بود که خواهرم با یه لباس

نوشته bigharar.darroya در 2. May 2011 - 10:23

صبح بود که خواهرم با یه لباس توری اومد تو شرکتو هی شرتشو نشونم میداد گفت بزار کیرتو بخورم منم کیرمو ندادم کسکش مادرقحبه ننه جنده کیرم تو مخت کی به تو گفته که بیای بنویسی
مگه مجبوری کیرم تو روحت

dastane gohit khande dar

نوشته xenon77 در 2. May 2011 - 11:18

dastane gohit khande dar bood???

كير پدرام با همون تيكه گه

نوشته golden dodool (تعیین نشده) در 2. May 2011 - 11:24

كير پدرام با همون تيكه گه بيتا تو دهنت كه خفه شى...xenon77

ﺑﻌﺪﺍﺯﺧﻮﺭﺩﻥ ﺻﺒﺤﺎﻧﻪ ﺭﻓﯿﯿﻢ ﺳﯿﻨﻤﺎ 3 ﺗﺎ ﻓﯿﻠﻢ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﺍﺯﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺧﺒﺮﯼ ﻧﺒﻮﺩ ﭼﻮﻥ ﺗﻮﺳﯿﻨﻤﺎ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻭ ﮐﺴﺶ ﺑﻮﺩ
‏..............
کس کش چی نوشتی
جای باران نفس با اون خنده های خوشگلش خالیه
أدمین این داستان رو بنویس رو یه تیکه مقوا بعد به پهنا بکنش تو کونت

اما دم نویسنده ی کونی

نوشته Mr.ok در 2. May 2011 - 11:33

اما دم نویسنده ی کونی گرم؛خیلی خندیدم
خدا این کسخلی رو ازت نگیره که مایه ی شادی مردمی

کیرم تو اصلو نسبت با این

نوشته Amir DoDo در 2. May 2011 - 12:01

کیرم تو اصلو نسبت با این داستانت

خیلی مزخرف بود داداش مگه

نوشته kamran kirtiz در 2. May 2011 - 12:10

خیلی مزخرف بود
داداش مگه مجبورت کردن بنویسی
واقعا بد بود
وای خیلی بد بود

بازم بنویس یکم بخندیم اخه این

نوشته black ghost در 2. May 2011 - 15:26

بازم بنویس یکم بخندیم اخه این کسشعر چی بود کونی

آقا خدائیش گفتنی ها گفته شد.

نوشته esi_darbedar در 2. May 2011 - 15:47

آقا خدائیش گفتنی ها گفته شد. یه فرهنگسازی هم اینجا لازمه انجام بشه که چی؟؟ که پسرم این قد جق نزن چشات گود افتاد نزن خوب.

فکر کنم رفتی تو داستانهای

نوشته vida_fani (تعیین نشده) در 2. May 2011 - 15:59

فکر کنم رفتی تو داستانهای بقیه از هر کجاش دزدیدی آوردی اینجا سرهم بندی کردی به اسم داستان خواستی به خورد ملت بدی که ریدن به هیکلت !
باید یه مترجم هم بیاریم واسمون ترجمه کنه آخه حرومزاده مادر سگ این یعنی چی ((اینم بگم وقتی دستموبکون کلفت خونمون میزدم کیرم باند میشد ولی بالغ نشده بودم))
ترجمه: یعنی خونه ما یه کون کلفت داره که هر وقت دستم رو میکنم توش کیرم میشه باند! تا بتونم ازش پرواز کنم به مقصد فرودگاه کوس خواهر جنده ام فرود بیام!
خاک بر سر جقی توهم زده.

bebinid in dastan male

نوشته barbodbarby در 2. May 2011 - 16:32

bebinid in dastan male ghadime va . . .

چقدر کس خلم من که داستان

نوشته lord98 در 2. May 2011 - 18:09

چقدر کس خلم من که داستان کیریتو خوندم.کیرم دیگه بلند نمیشه.باید ننت بیاد کیرمو بخوره بلکه بلند شد

(کس ننت اینم سند) کیر کل

نوشته sarina2011 در 2. May 2011 - 21:44

(کس ننت اینم سند) کیر کل کاربرای سایت تو کس اولو آخرت.واییییییییییی خدا مردم از نظر ویدا گلدن تو هم خیلی با حالی . آبتین رو کیر بچه های سایت بشین

هزقیال نبی ننهتو بکنه و 123

نوشته farzadan در 2. May 2011 - 21:52

هزقیال نبی ننهتو بکنه و 123 هزار پیغمبر مرسل ونامرسل دیگه هم نگا کنن. اخه کس کش این چی بود که نوشتی

kire jaki jan to kose

نوشته mitikomon در 2. May 2011 - 23:06

kire jaki jan to kose ansherli ba mohaye ghermez

farzadan ya farzandam adam

نوشته mitikomon در 2. May 2011 - 23:09

farzadan
ya farzandam
adam bash age nemitoni hadeaghal yabo nabash

احتمالأ تو خواب و بیداری

نوشته Daskan در 3. May 2011 - 0:27

احتمالأ تو خواب و بیداری خوابشو نوشت بچه م اذیتش نکنید بچه ها

-NASTARAN- هاهاهاهاهاها فقط

نوشته -NASTARAN- در 3. May 2011 - 1:40

-NASTARAN-
هاهاهاهاهاها فقط می خندم عقده ای ی ی ی

سلام نسترن

نوشته fanoose در 3. May 2011 - 2:20

سلام نسترن

Ba salam,doostane golam

نوشته Trojan-x در 3. May 2011 - 11:28

Ba salam,doostane golam narm
afzari baraye mobile tarrahi
kardam ke bahash mitonid
bedune inke hatta 1 rial az
sharjeton kam she be webgardi
va downloade por sor'at dar
internet bepardazid.mohem tar
az hame in barname az servere
canada support mishe va be
hamin jahat kare vpn ro anjam
mide va be hich onvan ba in
narm afzar hich sitei baraye
shoma filter nakhahad bod.
Dostani ke tamayol darand in
narm afzare estesnayi ro daryaft
konand id man ro add konand.
Id haye man:
Faryade_binafas@yahoo.com
Tehran@nimbuzz.com

اوه من هنوزم نفهمیدم این چی

نوشته sara sweet در 3. May 2011 - 11:30

اوه من هنوزم نفهمیدم این چی بود داستان بود؟گیجم من . هدفت چی بود از این خط خطیا؟ بابا به وقت و حوصله ما رحم کنید

chegadr kos sheer minvisin

نوشته hotboy2001 در 3. May 2011 - 11:41

chegadr kos sheer minvisin akhe
mage zure?? kiram tu dahanet

خاک بر سر ادمین که اینجا شده

نوشته banco در 3. May 2011 - 14:38

خاک بر سر ادمین که اینجا شده جای یه عده مهد کودکی که هنوز دودولشون کیر نشده میان اینجا از تخیلات تخمیشون مینویسن.

عمو جان اول که توی سایت اومدی ندیدی نوشته زیر ۱۸ سال وارد نشن؟

بلــــــــــــه ! یه شاهکار

نوشته pardiiis در 3. May 2011 - 16:09

بلــــــــــــه !
یه شاهکار ادبی دیــــــــــــگــــه !!
این داستان اونقدر خوب نوشته شــــده که مطمئنم حتی داستایفسکی و هومر بهش رشک میورزنــــــــد !!
جنــــاب نویسنده،پای مرغ تــــو حلقت !
من در عجبــــم که واقعا بعضیا تا چه حد میتونــــن کثیــــف باشــــن !
واقعا ما به کجا داریم مــــیریــــم ؟
ما چمــــون شده ؟
یعنی بینمون کسانی هستند که به محارمشون نظر دارن ؟
به خدا این رسمش نیست !
چرا رو فهم،درک و شعور بعضی از آدما،یک سوم پایین بدنشون حکومت میکنه!؟
بهتره هممون این سوال رو از خودمون بپرسیم که :
واقعا ارزشش رو داره که به خاطر برطرف کردن کمبودهامون،ناموسمون رو به تاراج بــــبریم؟
از نصیحت کردن بیزارم،اما این حرفا رو زدم چون ایمان دارم که هیچکدوم از ما،حتی نویسنده ی این داستان،اینی که داریم بروز میدیم،نیستیم،فقط راهمون رو گم کردیــــم ! بگذریم !!
.‏ ‏. . . . . . . . . . . . .
از همتون خواهش میکنم که دیگه به نویسنده های داستانها فحش ندیــــن ! حداقل اینکه مادر و خواهر دیگران رو شامل توهیناتون نکنــــــــید !
.‏ ‏. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
سایناجون،جنده ی پاره پوره ! خیلی کثیفی حیوون ! به خاطر ندارم که تو این سایت به کسی فحش داده باشم اما تو اونقدر لجنی که در قالب کلمات نمیگنجه ! هرزه خانوم،درسته،کار من اشتباه بود که محل زندگیه تو و خانوادت ''چاله میدون'' رو به سخره گرفتم ! اما حیوونه پست،میتونــــستی محترمانه اینو بهم گوشزد کنی نه اینکه عین یه سگ گوه بخوری ! کثیف !!
.‏ . . . . . . . . . . . .
عذر دوستان ! به امید روزهای خــــــــوب،با آدمای خــــــــوب !!

خواهر نا تنیشه بعد میگه مواظب

نوشته ayda.joojoo در 3. May 2011 - 20:56

خواهر نا تنیشه بعد میگه مواظب باش زن عمو نفهمه؟ واقعا هدفت چی بود از نوشتن این داستان؟چیو دقیقا خواستی ثابت کنی؟

عزیزم من دکترم دکتر کوس مغز

نوشته Mr_lover در 3. May 2011 - 21:13

عزیزم من دکترم
دکتر کوس مغز شناسی
براتون یه بسته نوار بهداشتی بالدار می نویسم که بزارید رو مغزتون که از شدت کس مغزی کارتون به بیمارستان و این حرفها نکشه
2تا قرص هم می نویسم که می دید سگ محلتون بخوره که اون کون سوراخ نخودت رو اینقدر نگاد
اخه بچه کونی فکر کردی تو خری یا خر توئه که اینا رو نوشتی؟

bax manam mikham y dastane

نوشته lvlr.sinner در 4. May 2011 - 0:11

bax manam mikham y dastane jadid begam.man 10salame kiram 18sante ghotresham 5.y khahar daram.yeruz umad tu 0tagham gof mano bkn.manam kiramo ta tah kardam tu kosesh pardasho jerdadam.alanam k khaharam 80saleshe haruz mikonamsh 6ta bache 2ghuluam darim.
kir tu mokhet bache kuni.khodt khundi dlet umad be khar madaret fosh nadi ba in kossheri k neweshti?binamus.vaghtamo grfti.man kolan vase dastanaee k kheili kirie pm midan ama male to dg khare kiro gaeede bud.ybar dg benewisi un khare 53salato ba bademjun migam chn heyfe kiram tu kose un piri bere

مهدي بيكس : نام داستان آمار

نوشته mehdi hastam (تعیین نشده) در 4. May 2011 - 3:30

مهدي بيكس :

نام داستان آمار بازدید
خواهر ناتنی حشری 25,939
کون دادن در البرز 18,180
عشقم کیوان 11,830
داستان سکسی من و آبجی نسترن 28,610
یادگار جوانی 8,841
سارینا و استاد دانشگاه 14,935

اگه ادمين بزاره باز ميخوام با نام مهدي بيكس كامنت بزارم
آماره بالا رو ببينيد
آپديت يه روز
بيشترين بازديد از داستانها رو هم ببينيد
داستانهايي كه سكس با محارم بينشونه
اين يعني .............

Ardimanish:سلام مهدى

نوشته Ardimanish. در 4. May 2011 - 9:53

Ardimanish:سلام مهدى خان
آرزوى بهروزى دارم برات دادا.
از ديشب با به باى كامنتت بودم و هستم,از اينكه بايه اونا نظر نذاشتم دليل داشتم داداش!
اكه اينكار رو ميكردم مسلمأ خيلى ها اين برداشت رو ميكردن كه تغيير موضع شما ناشى از يك سرى جريانات بس برده و هدايت شده باشه!
اما دوستان,وجدان و شرفم شاهده كه در تغييرات اخير سر سوزنى از كسى خط نكرفتم و به كسى هم خط ندادم!
حالا هركى هرجور خواست فكر كنه ولى بايد بايه به زبون اوردنش وايسته و تاوان بس بده!!!!
اينو بايد ميكفتم دادا,عذر,عذر

برای pardiiiis کونی آخه جنده

نوشته ساينا جون (تعیین نشده) در 4. May 2011 - 10:23

برای pardiiiis کونی آخه جنده دوزاری وقتی داشتی نظراتو میخوندی گزاشتن تو کونت که اسمه منو میاری خایه لیسی کیو داری میکنی جنده اصلا من چی گفتم که کونت سوخت و آتیش گرفتی کسو ؟؟؟؟

Ardimanish:ساينا خانم‏?‏

نوشته Ardimanish. در 4. May 2011 - 10:35

Ardimanish:ساينا خانم‏?‏

باشما هستم ساينا?

نوشته Ardimanish. در 4. May 2011 - 10:38

باشما هستم ساينا?

ساينا ج بده,لطفأ!

نوشته Ardimanish. در 4. May 2011 - 10:41

ساينا ج بده,لطفأ!

جانم بفرمائید؟

نوشته ساينا جون (تعیین نشده) در 4. May 2011 - 10:43

جانم بفرمائید؟

اگه دیر جواب میدم ایراد از

نوشته ساينا جون (تعیین نشده) در 4. May 2011 - 10:45

اگه دیر جواب میدم ایراد از فیلتر شکنمه

شكسبير ميكه: سكوت در آن هنكام

نوشته Ardimanish. در 4. May 2011 - 11:03

شكسبير ميكه:
سكوت در آن هنكام كه سخن كفتن بى فايده است, از معصوميت ناب نشان دارد!
****
هرفريب خورده اى شايسته ى سرزنش نيست!!!
بيايم از امروز شروع كنيم,از همين حالا!

ساينا خونديش? قول? قول شرف?

نوشته Ardimanish. در 4. May 2011 - 11:12

ساينا خونديش?
قول?
قول شرف?

منظورتون اینه که من جوابه

نوشته ساينا جون (تعیین نشده) در 4. May 2011 - 11:18

منظورتون اینه که من جوابه اینا رو ندم؟؟

منظورتون اینه که من در برابر

نوشته ساينا جون (تعیین نشده) در 4. May 2011 - 11:19

منظورتون اینه که من در برابر اینا سکوت کنم؟؟؟

آخه خیلی سخته جوابشون ندم همش

نوشته ساينا جون (تعیین نشده) در 4. May 2011 - 11:44

آخه خیلی سخته جوابشون ندم همش دارم میبینم آخر داستانا دارن به من پارس میکنن در عین حال که من کاملا بی طرفم و فقط دارم نظر خودمو میگم

Ardimanish:ساينا,رفتى‏?‏ عذر

نوشته Ardimanish. در 4. May 2011 - 12:16

Ardimanish:ساينا,رفتى‏?‏
عذر كه جواب ندادم,يه لحظه آف شدم!
اومدى خبرم كن!ميخوام برم داستان"كيوان عشق..."كامنت بذارم!ديكه ميخوام حتى زير داستانهايى مثل داستان بالايى نظر نذارم!

ardimanish : من تا ساعت یک

نوشته ساينا جون (تعیین نشده) در 4. May 2011 - 12:20

ardimanish : من تا ساعت یک هستم

Ardimanish:mafia‏(حميدخان‏)‏‏

نوشته Ardimanish. در 4. May 2011 - 12:49

Ardimanish:mafia‏(حميدخان‏)‏‏‏
مخلصتيم دادا,خوبى?

در جامعه ای که همه کار می

نوشته payambare_shaer در 5. May 2011 - 4:49

در جامعه ای که همه کار می کنند،کسی که کار نمی کند سخت ترین کار را کرده است.
تو این سایت که همه داستان به اصطلاح خوب می نویسن کسی که داستان بد نوشته سخت ترین کارو کرده

بچه ها این کونی تقصیری نداره

نوشته 30k در 5. May 2011 - 13:08

بچه ها این کونی تقصیری نداره . جنس ناجور بهش دادن مخش قیرپاچ کرده .
خوب شد داستان و تا ته نخوندم .

خیلی کس کشی

نوشته -my- در 16. June 2011 - 14:48

خیلی کس کشی

in chi bud alan? to esme ino

نوشته الی در 23. June 2011 - 16:15

in chi bud alan? to esme ino mizari dastan?

(بدون موضوع)

نوشته کستوبخورم در 27. August 2011 - 11:35

At Wits End Yawn Surprise Whew! Timeout Not Talking

این چه داستانیه راستشو بگو از

نوشته امیدی در 30. September 2011 - 9:58

این چه داستانیه راستشو بگو از چندتا داستان کپی گرفتی آوردی اینجا حیف وقتم که تلف شد
یکم ادبیات نوشتاریتو درست بکن

عجب کس شعری بود

نوشته babak.fetish در 30. September 2011 - 12:30

عجب کس شعری بود

چقدر پول بهت بدم در شرکتتو

نوشته ariya moghaddam در 31. October 2011 - 4:49

چقدر پول بهت بدم در شرکتتو تخته کنی و دیگه دست به کیبورد و مداد و خودکار نزنی؟

جالب بود عزیزم

نوشته hamed.1368 در 5. July 2012 - 14:59

جالب بود عزیزم