شما اینجا هستید

خیانت در خیانت

22 posts / 0 new
آخرین پست
FuCkEr
آف لاین
عضو از: 26. فروردين 1389 - 12:13
پست ها: 9

خیانت در خیانت

ظهر پنجشنبه بود بر خلاف همیشه ساعت 12 نزدیک خونه بودم کار اداری داشتم و از صبح که رفته بودم مرخصی گرفته بودم 12:10 بود رسیدم در خونه کلیدو انداختم رو در و رفتم تو طبق معمول همیشه بیخیال از اطرافم رفتم تو راه پله و خواستم مث همیشه بگم هانی آیم هوم که گفتم بزار بترسونمش وارد خونه که شدم پسرم رو ندیدم آروم از لای درب اتاق خواب داخل رو نیگا کردم دیدم ویدا رو تخت اخت خوابده و داره کسشو میماله پیش خودم گفتم عجب شانسی برم حسابی بکنمش که یک دفعه چیزی رو که نباید میدیدم رو دیدم ...

منو ویدا 5 سالی میشد ازدواج کرده بودیم و یه پسر خوشکل 4 ساله داریم ویدا از اون زنهای سکس و خوش هیکله نمیخوام مث همه بگم سینه اینجوری و ... ولی بعد از 5 سال هنوز از کردنش سیر نمیشم خیلی با نمک و جذاب . تا حالا با کسی جز اون نبودم چون نیازی نداشتم ولی یه اتفاق زندگیمو عوض کرد راستی اسم من رامینه من کارم کامپیوتره وضع مالی خوبی هم دارم سنم هم 31 سال ویدا هم 25 سالشه لیسانس کامپیوتر
خوب از موضوع اصلی پرت نشیم
وقتی ویدا رو لخت دیدم فکر کرد داره خود ارضائی میکنه اما بعد از اینکه بهرام باجناقمو که بخاطر در آوردن لباسش تو میدان دیدم نبود دیدم که داره میاد سمت ویدا شاخ در آوردم
یه لحظه کپ کردم و همونجا خشکم زد نمیدونستم باید چکار کنم اونا داشتن کارشونو میکردن جلوی چشم من
خواستم زنگ بزنم پلیس اما سکس زنده ایی که جلوی چشم بود تصمیمو عوض کرد . دیدن ویدا در حال سکس خالی از لطف نبود بیشرف چقدر ناله میکرد بهرام از خوردن سینه هاش اومد پائین تر و شروع کرد به خوردن کسش ویدا هم داشت ملحفه تخ رو چنگ میزدو لباشو گاز میگرفت بهرام وقتی که کارش اون پائین تموم شد دور دهنشو پاک کرد با دستش و مالید به کیر شق شدش واقعاً کیر گنده ایی داشت گذاشت دم سوراخ کس ویدا و یجا هل داد تو که ویدا با جیغ گفت آروم حیوووون هیچ وقت فکر نمیکردم از دیدن یه چنین چیزی حشری بشم دستمو روی کری خودم احساس کردم که خیس شده بود بهرام داشت تلمبه چقدر این صحنه از این زاویه قشنگ بود دقیقاً کس ویدا روبروی من بود بعد از چند دیقه تلمبه زدن بهرام گفت برگرد میخام کونت بزارم ویدا گفت نه دفعه قبلی هم پدرم رو در آووردی نمیزارم ولی بهرام اونو برگردوند دستشو گذاشت زیر شکم ویدا و کشیدش بالا که ویدا به حالت داگی در اومد کیرشو کرد تو کس ویدا و با انگشتش سوراخ کونشو نرم میکرد تا جا ئی که دوتا انگشتشو کرد تو کونش ویدا هیچ وقت به من کون نداده بود بع کیرشو در آورد و آروم گذاشت جلوی سوراخ کونش و یواش یواش هل داد داخل این پروسه باز کردن سوراخ کون رو 10 دقیقه ایی طول داد که ویدا اذییت نشه حسابی که کیر بهرام تو کون ویدا جا افتاد شروع کرد به تلمبه زدن و میگفت جنده به من کون نمیدی من جوری میکنمت که اونشوهرت نتونه بکنه ویدا هم فقط ناله میکرد فکر کنم سه بار ارضا شده بود بهرام کیرشو کشید بیرون و همه آبشو خالی کرد روی کمر ویدا بعد هم برش گردوند و بغلش کرد و شروع کرد به لب گرفتن من که دوبار آبمو تو شرتم خالی کرده بودم آروم اومد عقب و از خونه زدم بیرون رفتم تو پارک نشستم یه سیگار روشن کردم و فکر کردم که چرا ویدا به این کار تن داده و فکر انتقام

3.69231
نمره شما: هیچ میانگین 3.7 (13 votes)
FuCkEr
آف لاین
عضو از: 26. فروردين 1389 - 12:13
پست ها: 9

مرجان در حالی که با پیرهن من

مرجان در حالی که با پیرهن من سینه و بدنشو پوشونده بود رو به بهرام - کثافت هرزه آشغال دیگه نمیخوام ریختت رو ببینم .. چطور به خودت اجازه دادی که با خواهرم باشی ببین میخواستی منم مث خودت هرزه بشم و از اینکه آبرومون نره تن به این کار بدم حتماً دوست داری جنده بشم ...... بهرام : ا ا ا همش ش ات فاقی بود نمیخواستم اینجوری بشه ولی رامین خیلی نامردی حالا ما یه اشتباه کردیم . من، رامین ، راوی :اشتباه کردی بار اول که دیدمتون ویدا داشت از درد کون دادن دور قبل شکایت میکرد و دوروز بعد دوباره تو رفتی و اونو کردی (مرجان دوباره بغضش ترکید و زار زارش رفت هوا ) البته جلوی دوربین من ... حالا که تو اونو کردی یا باید میدادمتون پلیس که به جرم زنا ویدا رو سنگسار کنن و تو عوضی رو بندازن هلفدونی پس مطمئن باش که بهترین کار رو کردم (در حالی که دستمو روی رون بلوری مرجان میکشیدم ) که زن خوشکلتو از کسو کون گائیدم . فیلم دوباره شروع شده بود از اول همه فهمیده بودیم این کیری که رفته تو چاک دیگه رفته و کاریش نمیشه کرد ... یه سیگار روشن کردم و چشمم رو به تلوزیون دوختم چه قدر صحنه کردن ویدا منو حشری میکرد کیرم زیر پیراهنیمو که روش انداخته بودم دوباره آورد بالا بهرام هنوز تو چهار چوب در ایستاده بود و پک های عمیقی به سیگارش میزد هیچ اری از دستش بر نمیومد همه دیگه داشتیم اون فیلمو مث یه فیلم پورن میدیدیم دیگه کسی از دیدنش ناراحت نمیشد . گفتم : بهرام دیر رسیدی میخوام دوباره مرجانو همینجوری جلوی چشات بکنم که حالت جا بیاد .. مرجان : بسه دیگه رامین بزا همینجا تمومش کنیم / خجالت بکش ..... من : خجالت بکشم ؟ شوهرت هروقت کیرش بلند میشده میرفته و زنمو میکرده من باید خجالت بکشم و پیرهنمو از روی پاش کشیدم ....بهرام لال شده بود نمیدونست چی بگه . بهرام : بسه دیگه رامین اشتباه کردم .رامین : اشتباهی هر روز زنمو میکردی ؟ حالا بزار جلوی چشات زنتو بگام تا بفهمی چه حالی داره ... صدای جیغ ویدا و حالت ارضا شدنش بلند شده بود . کیر بهرام داشت شلوار جینشو پاره میکرد از ورم شلوارش مشخص بود . مرجانو با یه حرکت کشوندم رو خودم خیلی ممانعت میکرد .. مرجان : تمومش کن بهرام خیلی بیغیرتی ... رامین : جیکت در نیاد مرجان میخوام جلو شوهرت بگامت تا بفهمه چه حالی داشتم و قتی ویدا رو میکرد ببین تو فیلم اصلاً فکرشم نمیکرد دستشون رو بشه . میدونم گناهی نداری ولی بین حرفها م مرجان رو که روی کیرم به حالت نشسته در آورده بودم با یک دست کونشو گرفتم بلند کردم و با دست دیگه کیرمو در سوراخ کسش تراز کردم و یه جا هل دادم تو .... مرجان : آییییییییییییییییییییییی یواش جر خوردم ... رامین : میخوام جرت بدم که شوهرت حال کنه ... با دستام کون مرجان رو گرفتم و بالا پائین میکردم رامین دیگه فقط هواسش به ما بود و داشت کس دادن زنشو تماشا میکرد . با توجه به تجربه ایی که خودم داشتم میدونستم این فانتزی اونو حشری میکنه نه ناراحت . همینطوری که مرجان روم بود چسبودنمش به خودم و برش گردوندم رو زمین خوابوندمش بصورت طاق باز و با سرعت تلمبه میزدم . رامین نفس نفس زنان : جون چه کس توپی داری مرجان ه ه جرت میدم ه هه ه ببین بهرام چه قشنگ زنتو میکنم ببین رامین هم کمربندشو باز کرده بود و داشت شلوارشو از پاش در میآورد یه لحظه که سرمو برگردوندم دیدم بهرام غیبش زد . یعنی کجا رفت ؟ چون بار دومی بود که داشتم مرجانو میکردم حالا حالاها باش کار داشتم دیدم که بهرام ویدا رو در حال لب گرفتن آورد تو خونه (بعدها اینو فهمیدم که بهرام به ویدا اس ام اس داده که سریع بیاد خونه بهرام کسی نیست تا با هم حال کنن) ویدا هم که با فکر خونه خالی اومده بود نصف و نیمه لخت شده بود .. (((چه کیری زدی بهرام))) مرجان و ویدا که چشمشون به هم خورد مرجان زیر پای من کیرم تو کسش و ویدا تو بغل بهرام لب تو لب دکمه های مانتو باز و یکی از سینه هاش بیرون پخش فیلم سکس بهرام و ویدا . دوباره واسه چند لحظه همه چی به حالت سکون در اومد که با حرف بهرام سکوت شکسته شد : بهرام : مث اینکه اینجوری بهتره و ویدا رو بغل کرد آورد نزدیک مرجان خوابوند و شروع کرد به لخت کردنش . دیگه کاری بود که شده و راه برگشتی نداشت

FuCkEr
آف لاین
عضو از: 26. فروردين 1389 - 12:13
پست ها: 9

بعد از ظهر شنبه بود ساعت 6

تا عصر توی پارک سرگردون بودم حدود ساعت 6 بود زنگ زدم به ویدا و قرار گذاشتم که بریم خونه پدرش فکرای شومی داشتم . بعد از ظهر که رفتم خونه طبق معمول همیشه منتظرم بود ماچم کرد کتم از تنم در آوورد و گفت خسته نباشی چائی واسم ریخت و رفت که لباس بپوشه ساعت 8 خونه پدش بودیم که من بصورت نمایشی گوشیمو برداشتم گفتم الو .. مشکلش اینه .. درست نشد ؟ خودمو الان میرسونم . از خانواده ویدا عذر خواهی کردم و گفتم که کار مهمی دارم سرع رفتم پیش دوستم دوتا دوربین کوچیک یه دیوی آر و مقداری کابل خریدم رفتم خونه سه ساعت طول کشید که تونستم دوربینا رو نصب کنم و دیوی آر رو یه جائی بالای سقف کاذب پنهان کنم بعد رفتم سر وقت آبگرم کن گازی و انگولکش کردم که روشن نشه ویدا زنگ زد که کجائی گفتم دارم میام تو راه همش به چیزایی که دیده بودم فکر میکرد و اینکه آیا نقشه ائی که کشیدم درسته یا نه ساعت 1 بود که اومدیم خونه پسرمو خوابوندم تو تختش و رفتم سراغ ویدا که بکنمش شروع کردم به لیسیدنش از قبل واسم جذاب تر بود کیرمو کذاشتم تو کس تنگش راستی ویدا بخاطر ارتجاعی بودن هنوز تنگ تنگ بود و زایمانش هم طبیعی بود اونشب بهش گیر دادم که کون بده و لی کسکش نداد که نداد بعد از کارم پاشدم که برم حموم گفتم ویدا این آبگرمکن چرا روشن نمیشه اه صبح زنگ میزنم بهرام اگه وقت داشته باشه ببره پش دستش یه سرویسش کنه اونم گفت باشه صبح رفتم سر کار ساعت 8 زنگ زدم خونه بهرام مرجان خواهر زنم گوشیو برداشت از اینکه فکر میکردم تا چند روز دیگه مرجان رو که تازه با بهرام ازدواج کرده بود رو میکنم حشری شده بودم سراغ بهرامو گرفتم گوشی رو داد بهش جریان رو گفتم از خدا خواسته قبول کرد و گفتم بیکارم الان میرم درستش میکنم بعد میرم شرکت کار آنچنانی ندارم . . . . .
بعد از ظهر شنبه بود ساعت 6 رسیدم خونه ویدا کلاس ایرو بیک میرفت پسرم رو هم گذاشته بود مهد کودک

با عجله دیوی آر رو آوردم پائین وصل کردم به مانیتور کامپیوتر نیگا کردم چه صحنه سکسی با دوتا دوربین اه ه این که خودمم برو جلوتر آها بهرام ویدا رو بقل کرد بود انداختش رو تخت و ...
سریع یه خروجی از فیلمه گرفتم و ریختم رو فلش مموری دیوی آر رو سر جاش گذاشتم و فلش رو روی سی دی رایت کردم
ویدا اومد خونه خستگی رو بهونه کردم بعد از شام سریع خوابیدم .
فکر کردن مرجان دیوونم کرده بود .
صبح ساعت 8 مرخصی ساعتی گرفتم رفتم سمت خونه مرجان نزدیک خونشون که رسیدم زنگ زدم :
الو سلام مرجان خوبی .. مرسی رامین توئی .. آره میگم بهرام خونه است یا رفته .. رفته سر کار به موبایلش زنگ بزن .. نمیخواد بیا درو باز کن یه کار مهم دارم .. مگه تو دم دری ؟ ... آره بیا دیگه ... صب کن الان میام
درو باز کرد . کس کش با آرایش میخوابی سلام کرد رفتم جلوی من راه افتاد زاغ سیا ه کونشو حسابی چوب زدم رفتیم تو خونه
مرجان : مگه سر کار نیستی / رامین : چرا ولی واسه یه کار مهمی اومدم ببینمت / مرجان : چه کار مهمی اول صبح / رامین : الان بهت میگم باید ببینی / رفتم سمت تلوزیون دستگاه دی وی دی رو روشن کردم . سی دی که رایت کرده بودم رو گذاشتم توش و اجرا کردم / مرجان : این چیه دیگه / رامین : صبر کن الان میبینی شوهر کسکشت رو / مرجان : وا آقا رامین این چه حرفیه یعنی چی ؟ ... رامین ویدا رو تو بغل آورد تو اتاق خواب و انداختش رو تخت و فیلم شروع شد ویدا رو که داشت لخت میکرد تازه دوزاری مرجان افتاد که چه خبره رفتم نشستم کنار مرجان اشک تو چشاش حلقه زده بود قبل از اینکه بشینم رفتم سمت تلفن و تلفنو قطع کردم سریع یه اس ام اس دادم به بهرام ( بیا خونه خودتون سریع کارت دارم من اونجام) گوشیو خاموش کردم مرجان تو فیلم غرق شده بود و داشت گریه میکرد دستمو انداختم دورش و کشیدمش تو بغلم سرشو گذاشت رو سینم و گریه میکرد داشت میلرزید طفلکی پیرهنم از اشک مرجان خیس شده بود سرشو آوردم بالا گفتم گریه نکن باید طلافی کنیم . مرجان با گریه : این چه حرفی کار اون حیوون ها رو تکرار کنیم نه هرگز / لبامو گذاشتم رو لباش ممانعت کرد گفتم این سی دی رو بدم پلیس هم شوهرت میره زندان هم ویدا و آبرومون میره پس حرف نزن شروع کردم لب گرفتم با بی میلی خودشو به من سپرده بود و داشت گریه میکرد . سریع پیرهنشو در آوردم یه سوتین قرمز خوشکل تنش بود دستامو بردم پشتش سوتینش رو باز کردم وای چه سینه هائی مث بچه های شری خوره داشتم میخوردمشون رفتم رو نافش شلوارشو آروم کشیدم پائین شرت قرمزشو دیدم اونم گرفتم و از پاش در آوردم کس نبود شاه کس بود صاف صاف فقط یه خط نازک مو بالای کسش بود شروع کردم به خوردن کلیتوریسش
انگشتمون آروم میکردم تو کسش با دید ن او ن فیلم سکس و کارای من گریه هاش قطع شده بود و داشت یواش یواش به یه سکس باحال راضی میشد . کیرمو گذاشتم دم کسش کردم تو و شروع کردم تلمبه زدن صدای آه و اوهش خونه رو پر کرده بود یه نیگا به فیلم کردم دیدم بهرام تو فیلم داه ویدا رو از کون میکنه مرجان رو برگردوندم و کیرمو گذاشتم دم کونش یه تف زدم راهت رفت تو مث اینکه بهرام خیلی از کون میکردش دیگه داشت آبم میومد که در آوردم کیرمو در خونه باز شد بهرام که سراسیمه وارد شد آبم هم همزمان پاشید رو کمر مرجان
بهرام دم در خشکش زد هنگ هنگ بود اومد حرف بزنه صدای خودشو از تلوزیون شندی آه داره میاد ویدا جنده خانم آه نمیدونست چی بگه مرجان : کثافت هرزه آشغال عوضی

مهمان (تعیین نشده)

M0zu khub nis

Salam dada! Agha neveshtane ye hamchin chizi khub nist! Shayad ye osk0li biad bavar k0neo be zanesh,gfesh shak k0ne! Dastan sexy bahale vali na ba madaro,khaharo KHIANAT! Ye dastan sexyie tup rajebe ye ezdevajo eshgh kheili behtar nist? Say k0n ye eshghisho bedi be bazar:d gh0rbunet

مهمان (تعیین نشده)

kheeiillliii bahall minnevissi

eddame bedde lotfan

مهمان (تعیین نشده)

یک دوست

همه دنبالشن
خیانت همه جارو گرفته
واقعا چرا ؟؟؟

ذهنیت همه خراب شده ... داریم با این داستانا تلقین میکنیم که خیانت داره اتفاق میافته

درسته .... می افته ؛ اما به نظرتون درسته ترویجش بدیم...

توی این سایت بیشتر افرادی میان که مجردن ؛ یا با زنشون مشکل دارن یا بچه هایی هستن که نباید اینجا باشن
داریم ایرانو داغون میکنیم.... تا چند سال دیگه ....
خدا بخیر بگذرونه که کی میخواد اعتماد کنه ...

هر چه قدر هم به شریکت اعتماد داری بازم میترسی که آدمای کثافت نکنه یه کاری کنن

FuCkEr
آف لاین
عضو از: 26. فروردين 1389 - 12:13
پست ها: 9

ایول ممنون از نظراتتون

ایول ممنون از نظراتتون

FuCkEr
آف لاین
عضو از: 26. فروردين 1389 - 12:13
پست ها: 9

نظر

بچه ها ممنون از نظراتتون خوب یه زحمت بکشین تا من یه جونی میگیرم
که دوباره تایپ کنم .... زیر آخرین پست که همین که الان من میزارم و داری میخونیش یه (((پاسخ دهید )))
هست از اینجا یا همیشه پست آخر نظر بدین که نظم تاپیک به هم نریزه
ممنونتونم
با درخواست نوع داستان سکسی منو تشویق کنید که بعد از اتمام ((خیانت در خیانت)) چیزیو که دوست دارین بنویسم

FuCkEr
آف لاین
عضو از: 26. فروردين 1389 - 12:13
پست ها: 9

بهرام ویدا رو بغل کرد کنار

بهرام ویدا رو بغل کرد کنار مرجان خوابوندش ویدا هم با دیدن جو و فیلم سکس خودشون که برای بار سوم داشت اجرا میشد همه چی رو فهمیده بود و صداش در نمیومد صدای خوردن تخمهام یه کس مرجان و شالاپ شالاپ همه رو حشری کرده بود بهرام هم مث قحطی زده ها داشت سینه های زنمو میخورد و با دست دیگش داشت دکمه شلوار جین ویدا رو باز میکرد . صدای ناله های مرجان و ویدا با هم قاطی شده بود کله بهرام وسط لنگ زنم بود و ویدا از فرط شهوت سینه مرجان رو با دستش گرفته بود و فشار میداد مرجان هم که دیگه کاملاً به این کار راضی بود میگفت بکن بکن عزیزم حقته حال میکنم با این کیر خوشکلت وای تو فضا بودم از یه طرف یه شاه کسو داشتم میکردم و از طرف دیگه بهرام زنمو داشت جلوی چشم میکرد بهرام هم کیرشو داده بود ویدا داشت براش ساک میزد با چه ولع خاصی کیرشو میخورد حالت 69 ویدا زیر بهرام کیر بهرام تو حلقش بود و بهرام هم سوراخ کسو کون ویدا رو لیس میزد مرجان رو بلند کرد گذاشتم روی کاناپه و رو شکمش خمش کردم کیرمو کردم تو کس داغ ولیزش با آب کسش خیس بشه کردم تو کونش و تلنبه میزدم بهرام هم ویدا رو با همین حالت گذاشت رو کاناپه کس کش نه گذاشت نه برداشت رفت سراغ کون زنم . نرمش کرد با انگشتش و با شنیدن جیغ بلند ویدا فهمیدم بهرام کیرشو کرده تو کون ویدا دستم به سینه های مرجان بود و کیرم تو کونش . نه مث اینکه آبم نمیخواد بیاد .....رامین :ویدا جنده تو که کون نمیدادی ولی روز قبلش داشتی به بهرام کون میدادی بد جور حوس کردم کونشو بکنم آخه تا حالا نزاشته بود به بهرام گفتم بیا تا این زنت از دهن نیفتاده یه کم بکنش تا من ویدا رو بکنم جاهامون رو عوض کردیم سوراخ کون ویدا اندازه کیر بهرام باز مونده بود کیرمو گذاشتم جاش وایی عجب کونی داشتی و ما نمیدونستیم شرو کردم تلنبه زدن مرجان رو میدیدم که اصلاً روی زمین نبود صروت و بدنش خیس عرق بود و اصلاً روی زمین نبود . چشاشو بسته بود فکر کنم 5 باری ارضا شده بود ویدا هم داشت ارضا میشد که کیرمو در آوردم رفتم بی مقدمه مر جان که کیر بهرام تو کونش بود رو از روی کاناپه بلند کردم و خودم خوابیدم زیرش دوباره به همون حالت درش آوردم بهرام هم کیرشو دوباره تو کون مرجان تنظیم کرد و تلنبه زدنش رو ادامه داد کیرمو گذاشتم تو کس مرجان که انگار تشت آب بود و با ریتم تلنبه زدن بهرام شروع کردم تو کس مرجان تلنبه زدن مرجان جیغ میکشید و لبای منو گاز میگرفت جوری که لب من زخم شد ویدا هم که سرش بی کلاه مونده بود رفت بین پاهای بهرام نشست و تخمهای منو بهرام رو لیس میزد هیچ وقت فکرشم نمیکردم که سکس ضربدری اینقدر بهمون حال بده همه از شرایط راضی بودیم و توی یه دنیای دیگه سیر میکردیم آبم همراه با ارضا شدن و تکونهای مرجان اومد و همهشو تو کسش خالی کردم بهرام هم بعد از من کیرمو که هنوز تو کس مرجان بود رو در آورد و کیر خودشو گذاشت توش و همه آبشو خالی کرد همونجا ویدا هم داشت ته مونده آب منو از کیر آویزوونم مک میزد وای چه لذتی بهرام پاشد و منم مرجان رو که دیگه نای تکون خوردن نداشت از روم بلند کردم و گذاشتمش رو کاناپه خودم و بهرام هم دوطرف مرجان روی کاناپه ولو شدیم ویدا هم که هنوز درست ارضا نشده بود رفت خوابید روی مرجان و شروع کرد آروم ازش لب گرفتن دیدن لز اون دوتا واسه ربع ساعتی خالی از لطف نبود بعد بلند شدیم همه با هم رفتیم تو جکوزی بهرام اینها که یه کم سر حال بیایم بهرام هم رفت با یه شیشه تگری مشروب بلک اند وایت و چند تا پیک و یکم مزه اومد و گذاشت بالای سرمون خودش هم اومد کنار من تو جکوزی نشست . سکوتی بینمون حاکم بود که با حرف من شکسته شد : رامین : بهرام پیکا رو بریز تا بگم ... خوب آقا بهرام دیدی تنها تنها حال نمیده فکر کنم حالا دیگه همه به اینکار راضی باشیم و مشکلی نباشه مرجان روشو کرد به من و گفت رامین جون دیوونم کردی اصلاً نمیدونستم سکس اینقدر بهم حال میده و همینطور بهرام که داشت جلوی چشم ویدا رو میکرد حشری تر میشدم به من که خیلی خال داد ..... تقریباً همه یه نظر رو داشتیم و به یه چیز فکر میکردیم ... تداوم سکس گروهی .......................... نظر بدید تا باقیش

FuCkEr
آف لاین
عضو از: 26. فروردين 1389 - 12:13
پست ها: 9

پیک اول دوم سوم رو زدیم دیگه

پیک اول دوم سوم رو زدیم دیگه گرم صحبتهای سکسی و لذت بیش از حدش شده بودیم . رامین : ویدا چی شد که با بهرام رابطه برقرار کردی ؟ ویدا : که دیگه جرات پیدا کرده بود > شب عروسی مرجان و بهرام همش چشمای بهرام روی لباس نیمه لخت من میچرخید و وقتی که واسه عروس گردون سوار ماشین شدیم بهرام و مرجان جلو نشسته بودن و منم عقب تنها بودم داشتیم راه میافتادیم که به بهونه گذاشتن یه سری وسیله روی صندلی عقب سرش رو برگردوند و منم که یادتون میاد چه لباسی پوشیده بودم دامن چاک دار نازک که چاکش تا روی رونم بود اون موقع تموم پای لختم معلوم بود که واسه یه لحظه دست بهرام رو از روی زانو تا بالای کسم احساس کردم که کشیده شد . بهرام سرش رو پائین انداخته بود و مرجان داشت چپ چپ نیگاش میکرد . منو مرجان همزمان گفتیم شـــــــــــــــــــــب عـــــــــــــــــروســـــــــــــــی ؟ رامین : بهرام تو دیگه کی هستی خو ادامه بده ویدا > ویدا ادامه داد از اون جریان که گذشت برخورد خاصی با هم نداشتیم راستش من از این کار بهرام خوشم نیومد و جریان ما از اونجا شروع شد که بهرام چند ماه پیش یه روز صبح واسه گرفتم چند تا وسیله مرجان اومد در خونه . من تو حموم بودم و حشرم زده بود بالا داشتم خود ارضاعی میکردم که زنگ خونه منو از تو حس آورد بیرون .. اینقدر زنگ درو زد که رودمشامبم رو پوشیدم و رفتم درو باز کردم . بهرام با دیدن من با رودمشامب جا خورد ولی به روی خودش نیورد . تعارفش کردم بیاد تو تا وسیله هائی که مرجان میخواد رو بهش بدم . اومد روی کاناپه نشست و داشت دنبال یهتیکه لخت از بدن من میگشت که دید بزنه من نگاهشو حس کردم که داره روی پاهام که تازه موهاشو زده بودم میگرده . یه چائی واسش آوردم خم شدم گذاشتم جلوش که از تو یخه حوله تموم سینه هامو دید زد . گفتم تا تو چائیتو بخوری منم وسیله های مرجانو آوردم .رفتم تو اتاق حولمو در آوردم که شرت و کرستمو تنم کنم و لباس بپوشم که بهرام بیشتر از این دیدم نزنه داشتم شرتمو پام میکردم که سنگینی حضور یکی رو پشت سر خودم حس کردم . آره بهرام اومده بود تو اتاق و میخ بدن من شده بود جیغ زدم گفتم بهـــــــــــــــرام اینجا چیکار میکنی ؟؟؟؟// بهرام هم شروع کرد به حرف زدن . ویدا بخدا از روز عروسی که دیدمت و پاهاتو دستمالی کردم تا الان تو کفتم و همینطور اومد نزدیکتر و منو از پشت بغل کرد شقی کیرشو قسنگ از روی جینش حس کردم . و گفتم بهرام نکن خیانت خوب نیست دوست داری زنت هم بره بده تو شوهر خواهرمی نمیتونیم با هم باشیم دستهای بهرام رو روی سینهام حس کردم و بهرام هم که چسبیده بود به من نمیتونستم شرتمو کامل پام کنم . من همینطور حرف میزدم و بهرام هم داشت گردن منو میخورد و بدنمو میمالید که دستشو برد سمت کسم و با چوچوله ام بازی کرد .... صحبتای من تبدیل شد به ناله دیگه هیچی نفهمیدم تا بهرام رو روی تخت لخت دیدم که داره کسمو میخوره و انگشت میکنه . راستش بعد از 4 سال که با رامین بودم واسم خیلی تازگی داشت بهرام کیرشو که کرد تو کسم حس کردم تا داخل رحمم جلو رفت و چون کسم ارتجاعی هست درد زیادی کشیدم بعد از کلی تلمبه زدن و ارضا شدن دوسه باره من بهرام ازم پرسید آبمو بریزم تو ؟ گفتم آره جلوگیری میکنم و حس کردم تمام فضای کسم از آب داغ بهرام پر شد . بهرام گفت : دقیقاً 4 روز بود که مرجان پریود شده بود و من خیلی تو کف بودم و با دیدن ویدا تو اون رودمشاب صورتی از خودم بیخود شدم . ویدا گفت تجربه این سکس واسش جالب بود ولی به بهرام گفتم که این اولین و آخرین باره اما حداقل هر هفته یه بار بهرام صبح میومد خونه ما و گیر میداد که منو بکنه بار بعد خیلی ممانعت کردم که این کار درست نیست اما بعد از سکس دیگه واسم مهم نبود تا اینکه خودم هم دوست داشتم بهرام زودتر بیاد و منو بکنه ..... رامین : به به . ولی ما باید از همون اول تدارک یه سکس گروهی رو میدیدیم (مرجان داشت واسه بهرام با نگاهش خط و نشون میکشد) دیگه مشروب تأثیر خودشو گذاشته بود و همه از تعریف خاطره سکس ویدا حشری شده بودن چشمای من به سینهای خیس مرجان بود چقدر خوشکل بودن مث دوتا لیمو کوچوله و رو به بالا چشمای آبی مرجان منو به طرف خودش کشوند و خودمو در حال لب گرفت از مرجان دیدم ویدا هم رفته بود تو بغل بهرام و بهرام داشت باهاش حال میکرد .... مرجان رو بلند کردم و گذاشتم لبه جکوزی و افتادم به بخت کس ترو تازش زبونمو تو دهنه کسش میچرخوندم برگشتم ببینم اونا دارن چی کار میکنن که دیدم محو تماشای لذت مرجان شدن اینقدر کس مرجانو خوردم که آب کسش رو تو دهنم حس کردم چقدر خوشمزه بود این زن هیچ چیز کم نداشت خیلی خوش سکس و ناز بود مرجانو آرودم روی کیرم نشوندم مرجان خودش مث حرفه ایی ها بالا و پائین میرفت من لذت عجیبی رو از حرکت مرجان رو کیرم حس میکردم و محو تماشای تلنبه زدن بهرام تو کس ویدا بودم که اونو خم کرده بود لبه جکوزی و داشت از عقب تو کسش تلمبه میزد .....................................................این دوتا خواهر چقدر سکسی بودن وای ...........................................................................................................................................................................................................خوانندگان عزیز یه نظر دادن وقتتون رو نمیگیره ولی منو ترقیب میکنین داستانو قشنگ تر بنویسم منتظر ورود شخصیتهای جدید باشین

FuCkEr
آف لاین
عضو از: 26. فروردين 1389 - 12:13
پست ها: 9

بابا این 1000 نفری که این

بابا این 1000 نفری که این داستان رو دیدن نباید 5 تاشون نظر بدن
لابد واستون اهمیت نداره که ادامه پیدا کنه اگه میخواین ادامه ندم نظر ندین Sad

مهمان (تعیین نشده)

عالی بود من عاشق سکس گروهیم

عالی بود من عاشق سکس گروهیم اگه داستان بهشت رو کامل داری بذار تو سایت
میلاد

مهمان (تعیین نشده)

تشکر

فاکر جون واقعاً دست به قلم خوبی داری ادامه بده داداش مشتاقانه منتظریم

مهمان (تعیین نشده)

x

good

hameid
آف لاین
عضو از: 12. ارديبهشت 1389 - 13:06
پست ها: 1

merse edame bede

merse edame bede

FuCkEr
آف لاین
عضو از: 26. فروردين 1389 - 12:13
پست ها: 9

مرامنامه

این یک داستان سکسی است . جو گیر نشین . فحش ننویسین . تمام اشخاص این داستان ساختگی هستند . فقط مث آدم بیاید و نظر بدید .

maziarjoon
آف لاین
عضو از: 19. ارديبهشت 1389 - 8:35
پست ها: 3

عاليه عزيز...مرسي

فوق العاده بودن حس كسي كه زنش جلوش گاييده ميشه پوشيده نيست....اوج فانتزي من و همسرم همينه.....هر شبي كه لذت ميبريم همينه

پرند
آف لاین
عضو از: 25. خرداد 1389 - 20:16
پست ها: 1

تشکر

داستان قشنگیه دمت گرم. مرسی‌. حتما ادامه بده

sasasa
آف لاین
عضو از: 4. تير 1389 - 10:49
پست ها: 1

agha man hamish mataleb ro

agha man hamish mataleb ro mikhonam vali mardane kasi dar bareye khianat nanvise khili taasiraye manfi mizare hefe bekhaym sexo ba khianat ghati konim..lezate sex az bin mire

OMID5688
آف لاین
عضو از: 14. تير 1389 - 16:14
پست ها: 1

سلام.ممنون از داستان زیبایی

سلام.ممنون از داستان زیبایی که نوشتی..سکس ضربدری واقعأ لذتبخشه....فکر کنم طرفدار زیادی هم داره....omid5688@yahoo.com

odise
آف لاین
عضو از: 5. مرداد 1389 - 14:54
پست ها: 11

سلام خوب می نویسی اگه به

سلام
خوب می نویسی
اگه به جزییات توجه کنی حتما بهتر می شه

karim476
آف لاین
عضو از: 13. تير 1389 - 14:47
پست ها: 2

سلام بابا دمت گرم قوه تخیلت

سلام
بابا دمت گرم قوه تخیلت خوب کار می کنه
حسابی سرگرم شدیم
مرسی

برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .