داداشم یه کون سیر ازم کرد

سلام این یک خاطره شیرین است که می نویسم و داستان نیست است
خاطره ای که می خواهم براتون تعریف کنم بر می گرده به عید پارسال یعنی موقعی که من هفده سالم بود بگذارید از خودم بگم قدم 176 وزنم 69کیلو سینه هام هم 70 است و یه داداش دارم که اسمش میلاد است که دوسال از خودم کوچکتر است ماجرا از اونجا شروع شد که توی مدرسه یه دوست داشتم به اسم پریسا که همیشه میگفت آدم باید دوست پسر داشته باشه و از این حرفها وهمیشه توی موبایلش یه عالمه فیلم و عکس سکسی داشت چند روز مونده بود به آخر سال که کلاسها به هم پاشیده بود بیشتر بچه ها مسافرت بودند یا اصلا نیامده بودند ما هم فقط میومدیم سر کلاس و میرفتیم یه روز همه بچه ها بیرون بودند و فقط من و پریسا توی کلاس بودیم پریسا گفت بیا امروز میخام یه چیز جالب نشونت بدم
یه فیلم از یه دختری بود که با یه دستگاهی خود ارضایی می کرد پریسا میگفت دوست دارم جای این بودم میبینی چه لذتی میبره اسمش ساشا گری است وعشقه منه بعد ازش پرسیدم اینا چیه که باهاش حال میکنند گفت دیلدو بعد اومدم که از تو کیفم خوراکی بردارم وقتی که خم شدم دیدم که یه چیزی رفت لای کونم یه دفعه جا پریدم دیدم پریسا هست که یه خیار قلمی دستش بود و داره می خنده وگفت که خوشت اومد راستش یه کم جا خوردم گفتم پریسا چه کار می کنی گفت دارم بهت حال میدم من که کارم شده همین وقتی که رفتم خونه ماجرای اونروز توی زهنم بود رفتم دستشویی خودم رو که تمیز میکردم دستم رو مالیدم به سوراخ کونم انگار خوشم میومد با نوک انگشتم قلقلکش می دادم انگشتم رو یه کم دادم تو لذت داشت اومدم توی رختخوابم دلم می خواست به خودم وربرم اصلا خوابم نمی برد ساعت دو ونیم صبح بود یاد پریسا افتادم رفتم سر یخچال یه دونه خیار کوچک بر داشتم و اومدم گذاشتم دم سوراخ کونم خیلی حال میداد ولی می ترسیدم داخل کنم یه دفعه دلم رو به دریا زدم ویه بار امتحان کردم داخل نرفت با آب دهنم خیسش کردم دوباره امتحان کردم یه کمش که رفت داخل دردم اومد بیخیال ماجرا شدم و خوابیدم فردا صبح ماجرا را برای پریسا تعریف کرد خندید وگفت چه زود خوشت اومده من که یه خیار بزرگ رو قشنگ داخل خودممی کنم و همش مورد این ماجرا صحبت می کردیم مدرسه رو تعطیل کردند توی راه که با پریسا میومدیم همش راجب همین حرفها صحبت می کردیم سر کوچه ما که رسیدیم یه دفعه چشمم به داداشم افتاد اونها هم تعطیل شده بودند و داشت با دوستاش فوتبال میکرد پریسا بهم گفت خوش به حالت که این داداش خوشگل رو داری اگه افتخار می داد باهاش دوست میشدم گفتم پریسا خجالت بکش این حرفها یعنی چی گفت بابا شوخی کردم ولی خوشگله ها دوست داشتم همچین پسری کونم بگذاره کفرم در اومد خندید و خدا حافظی کرد و رفت اومدم خونه مادرم همه جا رو تمیز کرده بود و فرشهامون رو هم که خشک شده بود رو پهن کرده بود همه جا برق میزد یه دفعه میلاد با کلی خاک و خول اومد تو خونه صدای ما درم در اومد که برو گم شو تو حمام لباسهات رو هم عوض کن پوستم کنده شده ازبس نظافت کردم بعد از چند دقیقه میلاد صدا زد که مامان یه حوله برام بیار مادرم صدا زد مریم یه حوله نو براش گرفتم از توی کمد براش ببر وقتی بردم در حمام بسته بود در زدم گفتم داداشی بیا حوله بگیر دیدم که اومد بیرون همون لحظه به پریسا حق دادم یه شورت اسپرت که خیلی سکسیش کرده بود پاش بود ویه کیر که خیلی حشری کننده بود از زیر شورتش که اومده بود بالا معلوم بود که کیر بزرگی داه حسابی حشریم کرده بود فردای اونروز (روز قبل از عید نوروز)مادرم گفت که مریم من با پدرت میریم که یه سری خرت و پرت بخریم مواظب باش این پسره سر به هوا دوباره همه جا رو به هم نریزه ممکنه که یه کم کارمون طول بکشه اگه دیر اومدیم غذای داداشت رو بهش بده بخوره و مواظب باش تا ما بر گردیم نزدیکی های ظهر بود برنج رو دم گذاشتم و مرغ رو هم درست کردم و رفتم پای کامپیوترم رفتم توی اینترنت دنبال عکسهای سکسی ولی همشون فیلتر بودند یه دفعه یاده اون زن سکسی افتادم اسمش رو سرچ کردم که نگو و نپرس همشون رو با دقت دیدم داشتم میمردم رفتم سر یخچال یه خیار برداشتم و با کرم چربش کردم و گذاشتم دم سوراخم یه کم از کرم رو هم به سوراخم مالیدم خیار رو یه فشار دادم نصفش رفت داخلم دردم گرفت ولی حال میداد درش آوردم و چند بار تکرار کردم لذت توصیف نشدنی داشت بیشتر فرو کردم دیگه حالم دست خودم نبود لباسهام رو به کلی در آوردم و داشتم لذت دنیا رو می بردم و دعاش رو به جون پریسا میکردم یه نیم ساعتی گذشت توی حس بودم خوابیده بودم روی تختخ پاهام رو جمع کرده بودم توی شکمم و تا آخر خیار رو فرو می کردم که یه دفعه دیدم میلاد بالا سرم وایستاده اصلا متوجه اومدنش نشده بودم انگار برق سه فاز به بدنم وصل کرده بودند سریع خودم رو جمع و جور کردم گفتم بی شعور چرا در نزدی که گفت فهمیدم دست پیش رو می گیری که پس نیفتی وای اگه مامان و بابا بفهمن چه دختر خانومی بزرگ کردند قسمش دادم که نگه گفت حالا نهار من رو بده که خیلی گرسنه هستم راجبش بعدا یه فکری میکنم نهارش رو دادم ولی اصلا از گلوی خودم پایین نرفت ساعت 3و4 بود که مامان و بابام اومدن خونه بابام گفت زودباش که خیلی گرسنه هستم مادرت امروز هم جیبم رو خالی کرد هم انرژیم رو داشتم نهار بابام رو می کشیدم که مامانم پرسید راستی داداشت نهار خورده گفتم آره خورد و دوباره رفت بیرون شب داداشم چیزی نگفت ولی وقتی می رفت بخوابه گفت اینم عیدی من به خواهرم تو هم عیدی من یادت نره گفتم باشه هر چی گرفتم بهت میدم گفت گوگولی پول نه ولی بعدا بهت میگم دو سه روز از عید هم گذشته بود و داداشم به قولش وفا کرده بود و حرفی نزده بود روز سوم عید بود که میلاد پیشم اومد و گفت من به قولم وفا کردم حالا نوبت تو است که به قولت وفا کنی گفتم باشه هرچی بخواهی بهت میدم راستش بد جور ازم آتو داشت گفتم چی می خواهی من من کرد و گفت هر چی بخام گفتم آره گفت همون که به خیار می دادی باورم نمی شد که از داداش کوچیکم چی می شنوم گفتم متوجه نشدم گفت خودت رو به اون راه نیار خوب می دونی چی میگم گفتم بی شعور من خواهرتم گفت نمی دونم قول دادی من هم روش حساب کردم که یه دفعه صدای مادرم اومد گفت بچه ها زود بجنبید می خواهیم بریم خونه خاله داداشم گفت قبوله یا بگم گفتم باشه تو رو خدا نگو گفتم کی گفت خودم برنامه اش رو ردیف میکنم رفتیم خونه خاله واینا واز راه رفتیم خونه مادر بزرگم شام رو که خوردیم سفره رو جمع کردم و رفتم توی آشپزخانه میلاد اومد پیشم و گفت وقتی بابا اینا خواستند برن خونه بگو من و میلاد پیش مادر بزرگ می مونیم من هم به مادرم گفتم اون هم به شرط اینکه مادر بزرگم رو اذیت نکنیم قبول کرد ومن ومیلاد پیش مادر بزرگ موندیم مادر بزرگم که یه زن پیر و تنها بود قرصهای آرام بخشش رو خورد و خوابید اینجا بود که فهمیدم مخ داداش میلاد مثل ساعت کار می کنه عجب نقشه ای کشیده بود ساعت 12 شب بود که که میلاد گفت بیا توی اطاق پذیرایی با کلی ترس و دلهره رفتم توی اطاق گفت چند وقته این کار رو می کنی گفتم به خدا تازه شروع کردم گفت حال می داد گفتم نه زیاد گفت دروغ نگو خودم دیدم که چه حالی می کردی گفتم خوب حالا چه کار کنم گفت مثل همون روز لخت شو شلوارم را با هزار ترس و لرز در آوردم که میلاد گفت جونم به این کون چقدرتا حالا به خاطرش جلق زدم گفتم چی گفت من همیشه دیدت می زنم و هر موقع تنها میشم یا توی حمام میرم این کار رو می کنم و کیرش رو در آورد اصلا باورم نمی شد از اونی که فکر می کردم بزرگتر بود کلاهک کوچک ولی هر چی به ته می رفت کلفت تر می شد منم دراز کشیدم گفت روی شکمت بخواب نمی خواهم که کوست رو بکنم گو گولی بعد میلاد هم لخت لخت شد و روی کونم نشست لپ های کونم رو از هم باز کرد یه تف که مثله چسب بود دم سوراخ کونم مالید و کیرش رو گذاشت دم سوراخم یه فشار داد که دنیا دور سرم چرخید اشکم در اومد گفتم داداشی تو رو خدا ولم کن گفت کجاولت کنم کلی نقشه کشیدم گفتم خب آروم تر گفت باشه دوباره فشار داد یه کم از کیر کلفتش رفت داخل نفسم بند اومد بی حرکت موندیم درد داشت گفتم میلاد درش بیاردارم جر می خورم گفت چیزی نگو که تمومه و همش می گفت جون جون چه کونی بخورمش کیرش رو در آورد گفت فهمیدم چی خوراکت است و یه خیار برداشت خیسش کردو تا آخر توی کونم کرد وگفت اجازه بده که یه کم بازش کنم که اذیت نشی فکر کنم تخصص داشت خیلی حال می داد درد کیر میلاد همراه با لذت اون خیار. همش میگفتم داداشی ممنون یه چند دقیقه ای این کار رو کرد ودرش آورد و یه تف دیگه به سوراخم زد و کیرش رو گذاشت دم سوراخ کونم و یه فشار دیگه داد که فکر کنم تاآخر کیرش رفت داخل چون شل شدم و نفس کشیدن یادم رفت درد لذت آوری داشت شروع کرد به بالا و پایین رفتن چند لحظه ای
گذشت درد تبدیل شده بود به لذت کامل توی آسمونا بودم دوست داشتم اون لحظه تا ابد ادامه داشته باشه میلاد هم میگفت دیگه مال خودمی و همش جون جون بدنش عرق کرده و گردنم و گوش هام رو می لیسید که کاملا حشریم کرده بود ور پریده خیلی حرفه ای بود کیرش داغ داغ بود و توی حس عجیبی بود که فهمیدم داره ارضا میشه سرعتش بالاتر رفت که یه دفعه حس کردم یه چیز داغی داخلم خالی شد میلاد هم از حرکت افتاد و تکون نمی خورد بی حال بود نای بلند شدن نداشت دو دقیقه بعد بلند شدولی وقتی کیرش رو در آورد انگار یه چیز از بدنم کم شد دوست داشتم در نمی آورد گفت دم آبجی گلم گرم زود برو یه وقت مامان بزرگ بیدار نشه من میرم حمام و و همین جا میخابم ساعت یک و نیم بود رفتم سراغ مادر بزرگ دیدم که خواب خواب است اصلا انگار تو این دنیا نیست از اون به بعد کار من و میلاد همین شده تقریبا هفته ای دو بارکونم رو که ماله خودش می دوند رو جر میده اگه دوست داشتید بقیه اش رو هم براتون تعریف کنم نظر بگذارید ولی شرافتا توحین نکنید .

نوشته:‌ مریم

3.57143
نمره شما: هیچ :میانگین 3.6 (63 رأی )

80 نظر

ممنون قشنگ بود .لطفاخیلی زود

نوشته doole rostam در 11. January 2012 - 8:26

ممنون قشنگ بود .لطفاخیلی زود ادامشو بزار

سکس با محارم نمیخونم برات هم

نوشته ساینا جون4 در 11. January 2012 - 9:36

سکس با محارم نمیخونم برات هم خیلیییییی خیلییییییی متاسفم Phbbbbt! Phbbbbt! Phbbbbt! Phbbbbt!

پسرونه نوشتی، معلومه که دختر

نوشته takavarjoon در 11. January 2012 - 10:03

پسرونه نوشتی، معلومه که دختر نیستی، فکر کنم خیلی جلق میزنی که به این روز افتادی. کله کیری آخه خواهر و برادر چطوری میتونن سکس کنن؟

چی بگم سکوت بهترین حرفه برا

نوشته hamedak11 در 11. January 2012 - 10:05

چی بگم سکوت بهترین حرفه برا ادمای مثل تو اصلا حیف نیست دهنمو خراب بکنم به تو توحین کنم

جالب بود . چه راست چه دروغ..

نوشته m.r-Steel در 11. January 2012 - 10:57

جالب بود . چه راست چه دروغ.. به حرفای اینا گوش نده و بازم بنویس

جالب بود منتظر بقیه اش هستیم

نوشته j@k در 11. January 2012 - 11:05

جالب بود منتظر بقیه اش هستیم

vaghean ke... sharmo haya

نوشته Meraj.kirarab در 11. January 2012 - 11:46

vaghean ke...

sharmo haya namunde

astaghforella

in kara hata fek kardan besh gonahe

man kolli khejalat keshidam

ادامه نده

نوشته گلادیاتور666 در 11. January 2012 - 12:23

ادامه نده

در این که لحنت پسروونه بود

نوشته morteza hans در 11. January 2012 - 12:24

در این که لحنت پسروونه بود شکی نیست ولی خوب نوشتی

Akhe liaghat tohin ham nadari

نوشته Mohammad222 در 11. January 2012 - 12:36

Akhe liaghat tohin ham nadari jalghak badbakht!

مرسی ادامه بده

نوشته Alireza-jiroftiiii در 11. January 2012 - 12:44

مرسی ادامه بده

بد جور با سکس با محارم

نوشته Mohammad222 در 11. January 2012 - 13:33

بد جور با سکس با محارم مخالفم،ادمای... ادم که چی بگم ادمم نیستن!

salam aly bood bazam benvis

نوشته hamoodef در 11. January 2012 - 14:22

salam aly bood bazam benvis

خوش به حال داداشیت کاشکی

نوشته MEHRAVEH44 در 11. January 2012 - 15:12

خوش به حال داداشیت کاشکی میتوبستم گیرت بیارم وخودم کوس وکونت ولیس میزدم

خوب بود

نوشته tohid_filter1 در 11. January 2012 - 16:05

خوب بود

shayad az nazare ma va din

نوشته personne در 11. January 2012 - 16:27

shayad az nazare ma va din drost nabashe vali
1. faghat byne khoodeshon mimoone
2 filmesh dar namyad
3 hamishe makan va traf joore

داستانت چرت بود تابلو پسرى

نوشته saalim در 11. January 2012 - 16:34

داستانت چرت بود تابلو پسرى

خاک برسر داداشت که وقتی دیده

نوشته Ahhhh در 11. January 2012 - 17:11

خاک برسر داداشت که وقتی دیده داری باخودت ورمیری همونجا نزده تو گوشت؛خاک

Kheili khub bud,kash abjie

نوشته Emadhot در 11. January 2012 - 17:16

Kheili khub bud,kash abjie man budi...
edame bede plz

Khob bud,kash abjiye khodam

نوشته Emadhot در 11. January 2012 - 17:19

Khob bud,kash abjiye khodam budi..

كير همه برادرها تو كس همه

نوشته amazonikazon در 11. January 2012 - 19:39

كير همه برادرها تو كس همه خواهرهاشون ، و ... كس همه خواهرها تو كير همه داداشها ، كير باباها تو كس مامانامون ، كس مامانم تو دهن بابات ، كس آبجيمون تو كيرمون ، كيرمون تو كس ننه هامون ، كير پدر بزرگهامون تو كس مادر بزرگهامون ، كير بابام تو كس ننت ، كس ننم تو كيرت ، كيرت تو كس آبجيت ، كس آبجيت تو دهنم ، كيرم تو كس مامانت ، كس آبجيم تو كير داداشت ، كير بابابزرگم تو كس ننم... ها ها ها

بازم دروغ

نوشته مرد قوی در 11. January 2012 - 22:52

Not Talking بازم دروغ

به پریسا هم بگو به نظرم اون

نوشته الهام عسل در 11. January 2012 - 22:53

به پریسا هم بگو به نظرم اون هم خیلی دوست دار به دادشت بده

ایول باحاله خوشم اومد, محرک

نوشته sara bakere در 11. January 2012 - 23:09

ایول باحاله خوشم اومد, محرک بود حیف که داداش ندارم

کیر تو مخت با این داستان

نوشته meysam77 در 11. January 2012 - 23:48

کیر تو مخت با این داستان تخمیت! Liar

kheili sadeh va khob bod

نوشته Amir eshghi در 12. January 2012 - 0:20

kheili sadeh va khob bod mamnon edame bedeh.
Goli ke ye baghebon roshd mideh va brash zahmat mikeshe haghe khodeshe ke aval bosh kone.dar zemn nazare Personne aziz kamelan droste.
Bere ye gharibe bekonash badam filesho blototh kone abrosh bere ya baj begire azash.kareton droste edame bedid
Yaridigar@yahoo.com

1-ذهن اینجوریه نه زهن 2-توهین

نوشته engineer_mojtaba در 12. January 2012 - 0:24

1-ذهن اینجوریه نه زهن
2-توهین هینجوریه نه توحین

باباجان اینا اسمشون روشه،

نوشته Hamid Resiver در 12. January 2012 - 1:15

باباجان اینا اسمشون روشه، داستاااااااااااااااان. داستان که واقعی نمیشه.مهم اینه که جالب باشه که بود.اونی هم که میگه واسه محارم رو نمیخونم،پس گوووووووووه میخوری میای اینجا و نظر میدی

آخه چی بهت بگم ؟؟؟؟؟؟ چه فحشی

نوشته yechizekoloft در 12. January 2012 - 3:35

آخه چی بهت بگم ؟؟؟؟؟؟

چه فحشی بهت بدم خودت بگو ....... یا خودت به خودت فحش بده .

آخه کیرم به فرق سر پدر کس کشت بشه .. . آخه کیرم تو چشای ننت ...

تخمسگ تابلو با اون همه غلط املایی که داشتی ریدییییییییییییی ...
تابلو هم هستی که پسری ...
میخوای واست یه میوه فروشی بزنم سر کوچتون هر روز بیای خیار بخری کونی مونی .

گی کثیف :& :& :& :&

اه اه اه تف
اگه کسی خواست ناموستو بکنه بگو بیاد تفشو من میندازم <)Smile

زندگی کیرمه ... اگه خواستی بپر رو زندگی

ای ول آقا حمید، یک عده کسخل

نوشته miago در 12. January 2012 - 3:36

ای ول آقا حمید، یک عده کسخل احمق که نمیدونند چه گهی تو سایت سکسی میخورند واسه همه داستانها ی عیب میتراشند . یا دنبال غلط املای هستن یا راست یا دروغ یا اخلاق در خانواده. نمیدونم چرا ادمین این افراده منفیرو نمیندازه بیرون تا مردم ترغیب شان داستان بفرستن

اين سايت با استاندارد آزاد

نوشته amazonikazon در 12. January 2012 - 4:19

اين سايت با استاندارد آزاد اداره ميشه ، بيرو انداختن كسي ، كار دولت كيري اسلامي ايرانه ، اينجا هم كسمشنگ و كسخل زياده و همه قشنگيش هم همينه ، اونا كه حرس ميدند ، تو كه حرس ميخوري ، اونا كه دنبال كير كلفتن ، اونا كه دنبال كون تپلند ، اونا كه كس ميدند و اونا كه كس ميخان ، همه و همه با هم داريم حال ميكنيم ، پس حالشو ببر ، بيا .... يه كسخلي هم مثل من اين همه كسشعر نوشته بخاطر تو كسكش ، اصلاً به كيرم ، كس ننم

ادامه بده جالب بود

نوشته full_sex در 12. January 2012 - 5:49

ادامه بده جالب بود

ممنون ادامه بده

نوشته homijoo در 12. January 2012 - 11:12

ممنون ادامه بده

آقای که فحش مینویسی و نمیدونی

نوشته shahan در 12. January 2012 - 16:09

آقای که فحش مینویسی و نمیدونی چی بگی اگر این خانوم فقط سکس کرده و گناه سکس کردن با برادرش رو داره توکه از انسانیت بوئی نبردی تو حتی جلوی سکس خودت رو نمیتونی بگیری و این داستان رو با وجود اینکه تیترش رو خوندی باز داستان رو تا آخر میخونی بخاطر اینکه گناه خودت رو بشوری شروع به فحش دادن میکنی
احمق اول خودت رو اصلاح کن بعد اگر شد و لیاقت داشتی دیگران رو اصلاح کن
تو دم کونت گوهی باز میخواهی گوه دیگران رو پاک کنی
اما دوستان این داستان چه واقعیت داشته باشه یا نباشه یک ذهن بلاخره تو رویای خودشم که شده این رو خلق کرده و باورش اینه که سکس با نا محرم خودش عیب نداره
اما آنچه که علم ثابت کرده درصد بالائی از بیماریهای ارثی و معلویتهای ذهنی و جسمی از ازدواج فامیلی نشاءت میگیره خوب آدم عاقل راضی میشه بخاطر هوس خودش یک بچه رو یک عمر در عذاب نگه داره
اما مضرات سکس با محارم رو بهتر خودتون دنبالش باشین

البته خوب چیزی هستی شما حالا

نوشته capitan mazyar ... در 13. January 2012 - 0:54

البته خوب چیزی هستی شما حالا من روم نمیشه بگم من اینجا هم نوشتم که این کون شما بنده را نیز مجذوب کرده است

کوتاه بود و قشنگ ......مرسی

نوشته amirnasr در 13. January 2012 - 2:48

کوتاه بود و قشنگ ......مرسی

خاک بر سر بی غیرتت کنن-سکس با

نوشته محمودشهوتی در 13. January 2012 - 19:10

خاک بر سر بی غیرتت کنن-سکس با محارم از کثیف ترین کارهاست

(بدون موضوع)

نوشته bokon daro در 13. January 2012 - 19:34

Nail Biting

aslan ba hal nabodesh

نوشته hamid14021 در 14. January 2012 - 0:56

aslan ba hal nabodesh .................

ای کاش من هم خیار بودم،از نوع

نوشته sexpack در 14. January 2012 - 1:56

ای کاش من هم خیار بودم،از نوع چنبرش

ای کاش من هم خیار بودم،از نوع

نوشته sexpack در 14. January 2012 - 1:58

ای کاش من هم خیار بودم،از نوع چنبرش

ای کاش من هم خیار بودم،از نوع

نوشته sexpack در 14. January 2012 - 1:59

ای کاش من هم خیار بودم،از نوع چنبرش

ای کاش من هم خیار بودم،از نوع

نوشته sexpack در 14. January 2012 - 2:00

ای کاش من هم خیار بودم،از نوع چنبرش

ای کاش من هم خیار بودم،از نوع

نوشته sexpack در 14. January 2012 - 2:02

ای کاش من هم خیار بودم،از نوع چنبرش

ای کاش sexpack خیار بود از

نوشته so lonely در 14. January 2012 - 22:51

ای کاش sexpack خیار بود از نوع چنبرش

so lonely نوشت: ای کاش

نوشته ساینا جون4 در 14. January 2012 - 23:05

[quote= so lonely ]ای کاش sexpack خیار بود از نوع چنبرش [/quote]
Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor
منم موافقم Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor Rolling On The Floor

Baba enghad halet bade khob

نوشته Roshanak86 در 15. January 2012 - 0:59

Baba enghad halet bade khob ba yeki dus sho bede behesh! Khiaaaaaar??!!! Dadaaaaaaaaash??!!! Dadasheto ba short didi hashari shodi?!! Khak bar saret vaghan! Halamo beham zadiiii

خوب بود... نوش جونتون

نوشته مهران پسر بد در 16. January 2012 - 15:01

خوب بود... نوش جونتون

نویسنده ی این داستان پسره شکی

نوشته Xylem در 16. January 2012 - 15:40

نویسنده ی این داستان پسره شکی نیس. در ضمن باشه بت "توحین" نمیکنم ولی فلانم تو دودولت خب چرا داستانای اینجوری مینویسی، بعضیا ممکنه جوگیر شن نظرشون به خواهرشون عوض شه..

mano sharareh (doostam

نوشته big ass sister در 17. January 2012 - 8:26

mano sharareh (doostam khondim
khak to saret chera ba dadashet in karo kardi , ye khorde sharmi hayayi ,albate in nazare sharare bood Big Grin

khod danid,khodetoon khastid in goho bokhorid,to razi oon razi goore pedare ghazi,rahat bashid

چقدر مردم شعر میگن!!! داستانش

نوشته mehdooo در 17. January 2012 - 15:50

چقدر مردم شعر میگن!!!
داستانش خیلی خوب بود ولی معلومه یه خواهر اینو ننوشته و هرگزهم نمینویسه
منم خواهرمو تو همچین شرایطی دیدم و چیزی بهش نگفتم !
قرار نیست بکنمش که!!الانم جلو اون دارم میام تو شهوانی چیزی میگه چون میدونم چیکار کرده

Kiram to halqe dadashe kos

نوشته Armin.a.f. در 18. January 2012 - 12:25

Kiram to halqe dadashe kos keshet

sara bekhay mitoonam jaye

نوشته barbodm در 19. January 2012 - 3:10

sara bekhay mitoonam jaye dadashe nadashtato por konama..
m_barbod@yahoo.com

amazonikazon عزیز دمت گرم

نوشته kazemi1349 در 20. January 2012 - 1:26

amazonikazon عزیز دمت گرم .حال کردم با نظرت و کلی خندیدم!!

خوب بود ادامه بده

نوشته pupak در 21. January 2012 - 3:06

خوب بود ادامه بده

بهت توهین نمیکنم هیچ تو رو

نوشته sexor31 در 21. January 2012 - 23:03

بهت توهین نمیکنم هیچ تو رو تحسین میکنم دوست دارم منم همراه داداشت بکنمت

ممنون قشنگ بود .لطفاخیلی زود

نوشته 9six در 22. January 2012 - 0:25

ممنون قشنگ بود .لطفاخیلی زود ادامشو بزار

مرسی بسیار عالی بود-- من

نوشته تیرداد در 22. January 2012 - 1:48

مرسی بسیار عالی بود--

من واقعا برای این طرز فکر متاسفم این افرادی که میان دم از مخالفت با سکس با محارم میزنن

اینا کسانی هستن که اگه یه دختر گیر بیارن چنان رفتاری برای ارضای خودشون میکنن که حیوان پیش اونا پادشاهه

من موافق با سکس با محارم نیستم --مخالفم نیستم

خب وقتی ادم تو این شرایط قرار می گیره--این راضی اون راضی کون لقه ناراضی

چرا بده--خوبه بره کون به غریبه بده--حالا که تابلو شده و پرده حرمت از بین رفته بهتره که خودشون رو از لذت همدیگه محروم نکنن

خوب بود ولی بگو تو و داداشی

نوشته hkn128 در 22. January 2012 - 6:47

خوب بود ولی بگو تو و داداشی اونموقع چند ساله بودین حائز اهمیته

دوستت خیلی سکسی وحشری

نوشته touraj20 در 22. January 2012 - 14:39

دوستت خیلی سکسی وحشری است
ممنون ادامشو بزار

kon,kos,kir,tokhm in ha ro

نوشته Amante در 28. January 2012 - 5:17

kon,kos,kir,tokhm
in ha ro ghabl ghaza migi
shaba ghabl az khab bra khodet 10 bar bego man kos kholeh koniam
rozi 3 bar ham jagh bezan
baad az 2 mah mitoni be tanhaiii kon khodeto bezari

K....m to dahane khodet va

نوشته Omid25_cm در 29. January 2012 - 11:53

K....m to dahane khodet va dadshet, babat, mamanet va madar bozorget, koskeshay avazi, akhe bi namosi ta chesgad, boro be yaki dige bede age dokhtari,

خودم داداشت بشم اجی سارا

نوشته reza11reza در 31. January 2012 - 11:50

خودم داداشت بشم اجی سارا جونم؟؟؟؟؟؟؟؟

Akhe chetor mishe be sex ba

نوشته Sara jn در 4. February 2012 - 5:10

Akhe chetor mishe be sex ba baradaret fekr koniii??

سکس خوبی داشتی . نوش جووونت .

نوشته sex va pul در 10. February 2012 - 1:59

سکس خوبی داشتی . نوش جووونت . از اینکه با برادرت هم بوده یه چیز شخصیه و به خودت ربط داره. هیچکسی حق نظر دادن در مورد طرف سکست نداره.

[quote/] كير همه برادرها تو

نوشته meloodius در 12. February 2012 - 2:45

[quote/] كير همه برادرها تو كس همه خواهرهاشون ، و ... كس همه خواهرها تو كير همه داداشها ، كير باباها تو كس مامانامون ، كس مامانم تو دهن بابات ، كس آبجيمون تو كيرمون ، كيرمون تو كس ننه هامون ، كير پدر بزرگهامون تو كس مادر بزرگهامون ، كير بابام تو كس ننت ، كس ننم تو كيرت ، كيرت تو كس آبجيت ، كس آبجيت تو دهنم ، كيرم تو كس مامانت ، كس آبجيم تو كير داداشت ، كير بابابزرگم تو كس ننم... ها ها ها [quote]

خییییییییییییییییییییییلی باحالی واقعا خندیدیم کس مخ سادیسم داری تو Smile) Rolling On The Floor Smile)

kheyli bahal bood,mikhamet

نوشته blue sky1 در 17. February 2012 - 22:11

kheyli bahal bood,mikhamet jigar
aydareza1@yahoo.com
jooooooooooooooooooonnnnnn

kheyli bahal bood,mikhamet

نوشته blue sky1 در 17. February 2012 - 22:12

kheyli bahal bood,mikhamet jigar
aydareza1@yahoo.com
jooooooooooooooooooonnnnnn

kheyli bahal bood,mikhamet

نوشته blue sky1 در 17. February 2012 - 22:13

kheyli bahal bood,mikhamet jigar
aydareza1@yahoo.com
jooooooooooooooooooonnnnnn

من یه پسرم و تاحالا از کون

نوشته m.raz در 10. March 2012 - 14:09

من یه پسرم و تاحالا از کون ندادم ولی اگه به اندازه وقتی که حسابی انت گرفته و میری دستشویی میرینی بهت مزه داده باید بگم خوش به حالت کاشکی منم دختر بودم

خیلی خوب بود دوست داشتم اگه

نوشته homaun.homaun در 21. March 2012 - 0:30

خیلی خوب بود دوست داشتم اگه میشه بازم از سکستون برام بزارید

بازهم دروغ

نوشته vorujak111 در 22. March 2012 - 0:02

بازهم دروغ

chon gofti fohsh nemidam vali

نوشته soorakh koon در 24. April 2012 - 12:25

chon gofti fohsh nemidam vali dg edamasho nanevis.aslan khub naneveshti

چی شد ادامه

نوشته maziyarrrr در 1. June 2012 - 8:35

چی شد ادامه داستاننننننننننننننننن

khob bod khosham omad age

نوشته mehdi sheyton در 22. August 2012 - 14:53

khob bod khosham omad age dost dari bokonamet email bezan mahdi_hb_12@yahoo.com

khob bod khosham omad age

نوشته mehdi sheyton در 22. August 2012 - 14:56

khob bod khosham omad age dost dari bokonamet email bezan mahdi_hb_12@yahoo.com

خوب بود

نوشته majid98 در 21. January 2013 - 20:42

خوب بود

یه دوست دختر می خوام

نوشته majid98 در 21. January 2013 - 20:45

یه دوست دختر می خوام ‏MAJIDZARE285@YMAIL.COM

نه خواستیم بقیه اش را :&

نوشته ترمیناتور 3 در 13. February 2013 - 22:40

نه خواستیم بقیه اش را :&

از کنگان جم عسلویه اگر کسی

نوشته sunsex.m در 3. January 2014 - 14:15

از کنگان جم عسلویه اگر کسی کیر میخاد درخدمتم
پیام خصوصی بده