داریوش و خواهرزن ها

« قسمت اول »
با سلام اسم من داریوشه 4 سال ازدواج کردم همسرم رویا 1 سال از من کوچیکتره و زندگی بسیار خوبی داریم و از هر لحاظ با هم به خوبی کنار میایم . داستانی که براتون می خوام تعریف کنم مربوط می شه به خانواده ی خانوم که شامل دو خواهرش یکی تناز که دو سال از همسر من بزرگتره و 10 سالی می شه ازدواج کرده و هنوز بچه دار نشدن یا شاید هم نمی خوان و مریم که 3 سال از خانومم کوچیکتره و پارسال ازدواج کردن . اسم شوهر تناز امیر و اسم شوهر مریم هم علی .
از همون ابتدای عروسی من که علی هنوز اون موقع نیومده بود ما 5 تا با هم خیلی خوب بودیم و بعد از عروسی مریم و علی جمع ما 6 تایی شد و اونم یه پسر ساده و بسیار دوست داشتنی .
همه جا با هم مسافرت می رفتیم و با هم خیلی راحت بودیم شاید کنار کسای دیگه خانوماموم حجاب داشتن ولی تو جمع 6تایی مون خیلی راحت بودیم و اصلاً برامون هم مهم نبود که زنا چه جوری باشن ولی همیشه احترام به همسر دیگری شرط رفاقت ما 3 باجناق بود .
فاصله سنی ما سه باجناق 3 الی 4 ساله به همین خاطر همدیگرو خوب درک می کنیم واقعاً با هم رفیقیم . از خانومامون بگم که خدا به هر سه شون همه چیز داده از خوشگلی اخلاق خوب از همه مهمتر کون و پستون عالی فقط اینو بگم که تناز خواهر زن بزرگه کونش قنبل تره و مریم خواهر زن کوچیکه پستونای بزرگتری داره خوانوم من هم که متعادل .
تناز دختر مهربون و آروم ولی مریم دختر بسیار شیطون و شلوغیه باز خانوم من متعادل و میانه رو خلاصه همه مکمل همدیگه به نحوی که اگه جایی باشیم که یکی نباشه جای خالیش احساس می شه و انگار یه چیزی کمه .
داستان ما از زمانی شروع شد که مریم ازدواج کرد انگار بعد از ازدواجش به جای اینکه از شیطونیش کمتر بشه تازه بدتر شده بود و مشخص بود که علی خوب نمی تونه سیرش کنه . قبل از ازدواج انگار هنوز نمی دونست سکس چیه و چه لذتی داره اما بعد از ازدواجش تازه راه افتاده بود و کامل مشخص بود که هر شب این نیازو داره اما به نظر علی حریفش نبود اینو از حرفاش که بعضی وقت ها با خانوم من دردل می کرد و اون به من می گفت فهمیده بودم .
تابستون پارسال بود 6تایی رفتیم شمال دوست امیر باجناق بزرگه یه ویلا داشت و برای اولین بار می خواستیم بریم اونجا ساعت 4 صبح راه افتادیم و تقریباً ساعت 11 با کلی عشق و حال تو جاده ی چالوس رسیدیم اونجا باورمون نمی شد اجب ویلایی بود یه قصر با چند تا اتاق خواب که هر کدوم سرویس جداگونه سالن بزرگ زیرزمینش یه استخر بزرگ و جکوزی و...
از همون اول شکه شده بودیم که قراره برای یک هفته تو این قصر بمونیم .
هر خانواده یک اتاق برای خودش تعیین کرد و زنا رفتن دوش بگیرن و مردا هم مثل خوره ها پریدن تو استخر چون خانوما خجالت می کشیدن با مردا بیان استخر .
بعد یه حال حسابی اومدیم تا ناهار بخوریم در یخچال باز کردیم دیدیم باااااااابا چه خبره انواع مشروبا و کنارش یه نامه که توش نوشته شده بود خوش بگذره . اومدیم یه پیک قبل غذا زدیم و بساط ناهار و برپا کردیم و یه دل سیر از عزا در آوردیم بعد غذا و هم یه خواب توپ تا ساعت 6 بعد از ظهر همه بیدار شدیم و رفتیم تو باغ جلوی ویلا اجب باغی بود کلی حال کردیم . جالب بود هیچ کی دلش نمی خواست از این ویلا بیرون بره و کلاً این یک هفته هیچ جایی نرفتیم و توی این ویلا حال کردیم .
بعد شام جو به نحوی شده بود که هر کس می خواست به نحوه زودتر با زنش تو اتاق خودش یه حال حسابی کنه به سلامتی همه چند تا پیک زدیم و همه مست و پاتیل شده بودیم بیشتر از همه زنا خورده بودن علی و امیر همه که دیگه اصلاً چیزی حالیشون نبود زنا دیگه اصلاً براشون حجاب معنی نداشت دیدن کون بزرگ تناز تو اون شلوارک تنگ و از همه مهمتر پستونای بزرگ مریم بدجوری دیونم می کرد مخصوصاً که مریم حسابی داغ کرده بود جلوی همه با پرویی به علی می گفت منو ببر اتاق باهات کار دارم و بلند می خندید . خلاصه علی و مریم و امیر تناز رفتن اتاقاشون منم خانوممو به زور کشون کشون بردم اتاق بدجوری کیرم بلند شده بود و متاسفانه خانومم بیهوش شده بود و زود خوابش برد و منو با این کیر تنها گذاشت .
اومدم رو بالکن تا سیگاری چاق کنم دیدم بالکن به بالکن اتاق های کناری راه داره یکم جلوتر رفتم تو سکوت ویلا یه صدایی شبیه آخ و اوخ و ناله میاد فهمیدم که علی رو کاره و داره مریمو میگاد آروم به زیر پنجرشون رسیدم وای خدا چی می دم تو نور کم برای اولین بار زنی که پستوناشو همیشه از روی لباس ذاغ می زدم حالا لخت لخت رو کیر علی بالا پائین میره سینه هاش مثل دو تا توپ نرم بالا پائین میپره اجب صحنه ای بود خواستم برم از تو اتاق خواب گوشیمو بیارم و یه فیلم توپ بگیرم ولی بعد پشیمون شدم چون خوانومم دائم با موبایل من بازی می کنه شاید بفهمه .
بیخیال شدم و به دید زدن ادامه دادم که علی مریمو به حالت قنبل در آورد از پشت تو کوسش تلمبه میزد که یه دفعه مریم داد میزد و می گفت بکن تو کونم علی و این جمله رو چند بار تکرار کرد علی هم با کمی تف از پشت تو کون مریم کرد ....
( قسمت دوم )
مریم یه جیق کوچیک زد و پذیرای کیر علی شد انگار همیشه کارشون اینه چون مریم اصلاً دردش نیومد داشت حسابی حال می کرد . دیدن مریم تو حالت قنبل و سینه های بزرگ آویزون داشت دیونم می کرد مخصوصاً که برای بار اول بود که اونو لخت می دیدم بعد مریم به شکم خوابید و علی روش دراز کشید حسابی تلمبه میزد که با صدای داد علی معلوم بود که تموم آبشو تو کون مریم خالی کرد و همون جور روش دراز کشید مریم هم که دیگه بیهوش زیرش افتاده بود . منم آروم به سمت اتاق خواب خودمون رقتم که به فکرم رسید از این طرف یه سری هم به اتاق امیرینا بزم آروم به سمت پنجره ی اونا رفتم که دیدم که باز جا خوردم تا رسیدم امیر از روی تناز که به شکم خوابیده بود بلند شد و با صدای بلند یه آخ گفت و کیرشو رو کون تناز گرفت و آبشو رو کونش خالی کرد بعد با دستمال رو کون تناز و پاک کرد و رفت به سمت حموم . تناز که نای بلند شدن نداشت و با اون کون بزرگش لخت لخت رو تخت افتاده بود . اجب شبی بود هر دو تا خواهر زن و که همیشه از رو لباس دید می زدم مریم با اون پستوناش و حالا هم تناز با اون کون قنبل و بزرگش و بالاخره دیده بودم کیرم داشت می ترکید دو برابر اندازه ی همیشگیش شده بود آروم به سمت اتاق خودم رفتم هیچ جوری آروم نمی شدم مگر با تخلیه ی خودم . رسیدم دم اتاق رویا با یه شلوارک به شکم خوابیده بود اصلاً برام مهم نبود که خوابه فکرم درست کار نمی کرد آمپرم زده بود بالا آروم شلوارشو کشیدم پائین شلوار و شرت خودمو در آوردم به آرومی با کسش بازی کردم خشک خشک بود و رویا خواب و بیهوش کمی تف زدم به کیرم و تو همون حالت به آرومی کردم تو کسش رویا یه تکون خرد و زیر لب اسم منو گفت و بعد ساکت شد با چنان قدرتی تو کسش تلمبه میزدم که کونش مثل ژله تکون می خورد و رویا هم دیگه تقریباً به هوش آومده بود داشت آروم ناله می کرد و می گفت بکن بکن جون تو مستی چه حالی می ده کوس دادن دیگه انقدر حشری شده بودم که نتونستم بیشتر از این تحمل کنم و کیرمو کشیدم بیرون با چنان قدرتی آبم و رو کونش خالی کردم که تا بالای کمرش پاشیده شد بعد کمرشو تمیز کردم و کنارش بیهوش افتادم .
ساعت 11 صبح با صدای خانومم از خواب بیدار شدم که می گفت پاشو لخت رو تخت خوابیدی پاشو خودتو جمع کن دیشب چت شده بود یه دفعه پریدی روم و جرم دادی انقدر کیرت سفت و بزرگ شده بود که فکر کردم کس دیگه ای داره منو می کنه منم خندیدم و پاشدم یه بوس از لبش گرفتم و با هم رفتیم پائین تا رسیدم پائین مریم اومد پیشم و گفت خسته نباشید انگار شب خوب بوده خواستم بگم شما هم خسته نباشید که حرفمو خوردم و یه خنده ای کردم و نشستم پای صبحونه بعد تناز و امیر اومدن . دیگه تناز و مریم برام یه جور دیگه ای شده بودم وقتی جلوم بودم همش صحنه های دیشب و کوس دادنشون جلوی چشمم بود اون بدن های لخت و نازشون .
بعد از صبحونه مردا رفتن استخر اول خانوما اومدن کنار استخر که مثلاً خجالت می کشن با ما بیان تو استخر و همش میگفتن شما مردا برین بیرون تا ما هم بیایم شنا کنیم که من گفتم بابا بیان تو با همون لباسا بیاین اگه روتون نمی شه مایو بپوشین و اومدم دست رویا رو گرفتم و بردم تو آب بعد یواش یواش مریم و تناز هم اومدن تو آب با لباس .
من با خانومم شوخی می کردم و علی با مریم و امیر با تناز دیگه خجالت بی خجالت با هم تو آب توپ بازی می کردیم و کلی حال می کردیم تو آب که بودیم لباس مریم که کامل خیس شده بود کاملاً چسبیده بود به بدنش از زیر کرست بسته بود ولی بدنش کاملاً مشخص بود بد جوری هوس کرده بودم به یه بهونه ای خودمو بهش بمالم ولی موقعیتش جور نشد .
اما یه بار که تناز داشت با رویا شوخی می کرد رفتم که کمکش کنم نا خواسته کیرم به کونش خورد اونم به روی خودش نیاورد ولی مثل برق کیرم سیخ شد واقعاً چقدر نرم و جالب بود حس لمس یه کون دیگه به غیر از کون همسر خودت .
تو استخر حشر همه زده بود بالا ولی به روی هم نمی آوردن و هرکی با زنش زیر زیری یه دست مالی می کرد که خانوما گفتن بریم برای ناهار اول زنا از آب اومدن بیرون بعد ما مردا چون کاملاً همه سیخ کرده بودن و نمی شد بری بیرون بعد از کمی آروم شدن ما هم رفتیم بیرون ولی هنوز آثارش رو کیرهای نیمه شق مشخص بود .
ناهارو خوردیمو تو همون سالن هر کی یه جا افتاد و خوابید . بعد از ظهر چشمام باز شد دیدم همه خوابن به جز مریم که آروم از جاش بلند شد که بره دستشویی بعد امیر آروم پشت سرش رفت صحنه ای رو دیدم که شاخ در آوردم امیر از پشت دستشو به کون مریم مالید و مریم یه خنده ای کرد و رفت دستشویی امیر هم رفت آشپزخونه شکه شده بودم پیش خودم گفتم شاید اشتباه گرفتم مریم نبود تناز زنش بود . خودمو به خواب زدم تا از دستشویی بیاد بیرون دیدم که نه بابا مریمه و من اشتباه نگرفتم که امیر اومد کنارش یه نگاه به دورو ور کرد و که ببینه همه خوابن یا نه بعد که مطمئن شد یه لب ازش گرفت و سینه هاشو یه کوچیک فشار داد و بعد سریع از هم جدا شدن .
یعنی چی اینا با هم رابطه دارن و من خبر دار نشدم ؟؟؟ هزار تا سوال از سرم گذشت ولی خودمو زدم به خواب تا ببینم چی می شه فهمیده بودم مریم شیطنتش زیاد شده اما نه با امیر که رویا و تناز از خواب بیدار شدن و اونا کار دیگه ای انجام ندادن ........

( قسمت سوم )
بعد از ظهر دوباره هوس استخر به سر همه زد مردا رفتیم تو آب خانوما باز اومدن اما این دفعه مریم با یه مایویه یه تیکه وارد استخر شد همه شاخ در آورده بودن حتی علی که دهنش باز مونده بود و اصلاً توقع این جوری لباس پوشیدن زنشو نداشت اونم جلوی ما زنا هم که دیدن اگه مریمو تو این کار انقلابی تنها بزارن علی باهاش دعوا می کنه اونا هم سریع رفتن و با مایو برگشتن دیگه منم شاخام زده بود بیرون این اولین باری بود که اونا با این لباسا جلوی ما میومدن انگار فقط شرت و کرست
داشتن خلاصه برای اینکه جو عوض بشه با صدای بلند هورا کشیدم که حالا شد چرا خودتونو عذاب می دین بیاین تو استخر آزاد باشین و راحت حال کنین بعد امیر هم حرف منو تعید کرد همشون یه دفعه پریدن تو آب .
تو استخر که عمقش زیاد نبود و پاهامون به زمین می رسید داشتیم مثلاً واترپولو بازی می کردیم منو و رویا و علی یه طرف امیر و مریم و تناز هم یه طرف . امیر توی تیم مقابل دروازه بان بود مریم و تناز هم حمله می کردن وقتی ما حمله می کردیم انگار اونا هر سه می شدن دروازه بان که ما کلی غُر می زدیم که این چه جورشه ولی باز اونا کارشونو می کردن یه دفعه موقع حمله ی ما دیدم که تو اون شلوغی مریم کاملاً به امیر چسبیده و مثلاً دست و پا میزنه که گل نخورن یاد بعد از ظهر و اون صحنه از جلوی چشم گذشت و کاملاً مطمئن شدم که اونا دارن زیر زیری کارایی می کنن به همین خاطر هر دفعه که حمله می کردیم من به بهونه ی مخفی شدن یا زیر آبی رفتن می رفتم زیر آب که دیدم بلههههه امیر کیرشو از کنار شرتش در آورده و صاف صاف که وقتی مریم میاد جلوش به کون مریم میماله . امیر برای اینکه تناز بهش شک نکه بعضی وقتها اونم میماله و اون بدبخت فکر می کنه که امیر برای اون صاف کرده .
این روند ادامه داشت و حتی یه بار که کنارشون رفتم زیر آب دیدم مریم کیر امیرو گرفته و داره براش می ماله ولی چون سریع متوجه من شدن کیرشو ول کرد . حالا مطمئن بودم که بین امیر و مریم خبری هست و این علی ساده خبر نداره که زنش داره توسط امیر دست مالی می شه فقط نمی دونستم از کجا و کی این رابطه شروع شده و تا چه حد این رابطه جلو رفته در همین دست مالیه یا نه امیر مریمو کرده ؟؟ این سوالات تو ذهنم بود که بازی تموم شد و ما بردیم یواش یواش از آب امدیم بیرون قشنگ می شد از شرت امیر فهمید اون زیر چه خبر بوده حال مریم هم حسابی بد شده بود و اون باید تا شب خودشو نگه می داشت تا شاید این علی ساده براش کاری کنه چون تو این وضعیت امیر نمی تونست کاری کنه .
از آب اومدیم بیرون و رفتیم تا یه کاری برای شام کنیم مرداخواستیم بریم از بیرون یکم خرید کنیم که امیر گفت من خیلی خستم اگه می شه من نیام ما هم قبول کردیم با علی رفتیم یه کمی که از ویلا دور شدیم یک دفعه یادمون افتاد که هیچی پول همراهمون نیست برگشتیم دم در ویلا که به علی گفتم تو ماشین بمون من سریع بر میگردم درو باز کردم و اومدم دم ویلا از جلوی پنجره ی آشپزخونه رد می شدم پنجره کمی باز بود اما پرده داشت و معلوم نبود کی اونجاست خواستم رد بشم صدای مریم و امیر به آرومی شنیده می شد که آروم صدای مریم شنیده شد که به امیر می گفت من دارم میمیرم اونا که فعلاً نمی یان بیا بریم یه گوشه منو راحت کن امیر هم زیر بار نمی رفت و به مریم گفت شب انقدر بهشون مشروب می دم تا همشون بی هوش بشن بعد با هم می ریم یه جای خلوت و به حسابت می رسم .
با سرو صدا وارد ویلا شدم تا اونا از حضور من خبر دار بشن که سریع اومدن بیرون پرسیدن چی شده که جریانو گفتم از خونه پول برداشتم و رفتم دم در با علی رفتیم خرید تو راه می خواستم به علی بگم که جریان چیه ولی نگفتم تا شب ببینم چی می شه .
با علی اومدیم خونه بساط جوجو رو فراهم کردیم همزمان با پخت جوجه ها امیر مشروب آورد که با خوردن جوجه ها مشروب هم باشه تو دلم گفتم کون کش با منم آره هر جوجه ای خورده می شد امیر به همه یه پیک می داد ولی معلوم بود برای خودشو مریم کمتر می ریخت منم به بهانه ای ازشون چند قدم فاصله می گرفتم و یواشکی تو گلدون یا تو باغچه خالی می کردم تناز و رویا که دیگه نا نداشتن از جاشون بلند شن علی هم بعد از یک ساعت داشت بی هوش می شد که بساط و تعطیل کردیم تلوتلو خوران هر زوجی به اتاقش رفت انقدر قشنگ ادای مستارو در می یاوردم که امیر و مریم که معلوم بود مست نبودن و فقط یکم گرم شدن کاملاً باورشون شده بود امیر تناز و برد تو اتاق خوابوند و اومد پائین تا مثلاً به علی و مریم کمک کنه علی یه طرف مریمو گرفته بود تا مثلاً بهش کمک کنه ولی خودش بیشتر نیاز به کمک داشت تا از پله ها بالا بره به همین خاطر امیر هم اومد تا بهشون کمک کنه وقتی اومدن برن بالا منم به رویا کمک می کردم بره بالا اون سه تا جلوی ما بودن که امیر با فکر اینکه من الان اصلاً هوشیار نیستم از پشت کون مریم و تو دستاش گرفته بود داشت هولش می داد علی هم که گاگول اصلاً تو باغ نبود من رویا رو خوابوندم که معلوم بود بی هوش بی هوشه یه چند لحظه ای صبر کردم تا تا مطمئن شم بعد برم بیرون که دیدم یکی در زد به روی خودم نیوردم که در به آرومی باز شد مریم بود می خواست از ما مطمئن بشه که خوابیم یا نه خودمو زدم به خواب اومد جلو تر مطمئن که شد رفت دم در به یکی گفت خواب خوابن معلوم بود اون امیر که بیرون وایساده بود ........
( قسمت چهارم )
بعد از یه چند ثانیه سریع بلند شدم رفتم رو بالکن سریع البته با موبایل که اگه برنامه ای بود یه فیلم ازشون بگیرم . خودمو رسوندم دم پنجره ی اتاق علی دیدم علی بی هوش دمر افتاده رو تخت و مریم نیست ، برگشتم پشت پنجره ی امیر که دیدم تناز هم با یه شرت رو تخت ولو شده خوابه خوابه دیگه مطمئن شدم که امیر و مریم الان با همن برگشتم اتاقم و درو آروم باز کردم هیچ صدایی نبود از پله ها که کامل تاریک بود آروم به سمت پائین حرکت کردم تو پذیرایی هم نبودن گفتم شاید رفتن استخر رفتم اونجا و آروم درو باز کردم اونجا هم نبودن آروم برگشتم گفتم حتماً تو باغن سریع از ویلا اومدم بیرون رفتم به پشت ساختمون اونجا یه اتاق کوچیک بود که موتور خونه بود و آب استخر اونجا تصفیه می شد ( البته وقتی رفتم اونجا اینو فهمیدم ) اتاق کوچیکی بود پس نمی شد درو باز کرد چون متوجه من می شدن دیدم یه پنجره ی کوچیک داره خودمو رسوندم به اون پنجره تو روشن بود که اون چیزی که نباید می دیدمو دیدم بله مریم کیر گنده ی امیر و کرده بود تو دهنش با چنان ولعی می خورد که انگار تا حالا کیر ندیده صداشون می یومد مریم هی می خورد و جون جون می کرد سریع موبایلمو روشن کردم شروع کردم فیلم گرفتن امیر می گفت کیر من بهتره یا اون علی مریم هم می گفت مال تو هم درازتره هم کلفت تره کاش تو منو می گرفتی علی نمی تونه منو یه دل سیر بگاد همیشه منو گشنه می زاره امیر می گفت خودم سیرت می کنم تو جنده ی من باش بقیه اش با من مریم هم می گفت جندتم هر کاری دوست بکن .
مریم هنوز لخت نشده بود و امیر هم فقط شلوارشو تا زانو کشیده بود پائین انقدر مریم کیر امیر و خیس کرده بود که مثل فیلم سوپرا داشت ازش آب می چکید که امیر مریمو بلند کرد روی یه میز خمش کرد و دامنشو داد بالا و از پشت مشغول خوردن کون و کوس مریم بود . مریم آماده اومده بود پائین چون شرت پاش نبود اجب کون سفیدی داشت . امیر انگشتشو کرده بود تو کوسش و با زبون داشت کونشو لیس می زد صدای مریم دیگه در اومده بود و همش می گفت جون کونمو بخور باید امشب جرش بدی که دیگه تاقتش تموم شده بود و التماس امیرو می کرد که کیرشو تو کوسش فرو کنه امیر پا شد و آروم کیرشو می زون کوسش کرد و فرو کرد تو کوسش مریم یه لحظه نفسش بند اومد ولی بعد آروم شد و شروع کرد به آه و اوه کردن واقعاً صحنه ی جالبی بود امیر به شدت تو کوسش تلمبه میزد و کون مریم مثل ژله تکون می خورد امیر از زیر دستشو رسوند به لباس مریم و اونو داد بالا که سینه هاشو بیاره بیرون بله مریم کرست هم نبسته بود امیر دوتا پستون مریمو گرفته بود و از پشت با شدت تلمبه می زد اجب کمری داشت امیر اگه من بودم تا حالا صد بار آبم اومده بود که شنیدم مریم گفت از این به بعد زن جنده ی باجناقت جنده تو اجب حالی می ده کیرت این اولین باره که کیر به این باحالی تو کوسم می ره همیشه منو دست مالی می کردی بالاخره کیرت تو کوسم رفت حالا نوبت کونمه جرش بدی بکن تو کونم زود باش امیر جونم . اینجا بود که فهمیدم این دو تا تا حالا در حد این درمالی کار می کردن و این اولین باری که امیر داره مریمو می کنه داشتم دیونه می شدم زنی که همیشه آرزوی دیدن بدن لختشو داشتم و تو رویاهام بهش فکر می کردم حالا لخت جلوم داره می ده امیر کیرشو از تو کوس مریم در آورد با کمی تف خیسش کرد خیلی آروم کرد تو کون مریم . مریم داشت میزو چنگ می زد و معلوم بود درد زیادی داره تحمل می کنه چون واقعاً کیر امیر از کیر علی بزرگتر بود ولی چند باری که امیر عقب و جلو کرد برای مریم عادی شده بود داشت واقعاً لذت می برد و هی خودشو به عقب حل می داد تا بیشتر تو کونش بره حتی سینشو گذاشت رو میز و دو تا دستشو آورد دو طرف کونشو گرفت تا لاش بیشتر باز بشه تا کیر امیر بهتر و بیشتر تو کونش وارد بشه . امیر هر از چند گاهی کیرشو می یاورد بیرون به مریم می گفت نگاه کن چقدرسوراخ کونت باز شده واقعاً هم سوراخ کونش باز باز شده بود بعد دباره می کرد تو کونش مریم تو فضا بود و هی می گفت بکن بکن جندتو جر بده .انقدر از دیدن این صحنه حشری شده بودم که می خواستم برم تو مچشونو بگیرم از مریم بخوام که به منم هم باید بده ولی جلوی خودمو گرفتم تا اونا حالشونو بکنن و بعد سر یه فرصت مناسب و تنهایی با این فیلمی که دستم بود به آرزوی کردن مریم برسم .
امیر دیگه سر پا خسته شده بود و یه پارچه پهن کرد رو زمین و دراز کشید و مریم اومد روش کیرشو کرد تو کوسش و بالا پائین میرفت فقط بدی این صحنه این بود که هی دامن مریم می افتاد رو کونش و چیزی معلوم نبود بعضی وقتها امیر می داد بالا تا کونشو بماله ولی امیر بیشتر با پستونای مریم حال می کرد و هی می گفت اجب پستونایی کاش ماله تناز هم اینقدر بزرگ بود واقعاً حرف دل منو زد مریم هی می گفت اگه مثل من بود که من الان رو کیرت سوار نبودم بخور مال خودته از این به بعد هر وقت خواستی بهت می دم جون بخور محکم بخور تا بزرگتر بشه . مریم یکم بلند شد و با دستش کیر امیرو گرفت و کرد تو کونش باز اولش یه جیق زد و بعد با شدت خودشو رو کیر امیر می کوبید و تا ته کیر امیرو تو کونش جا می کرد و می گفت کون لق علی اگه اون بود تا حالا صد بار آبش اومده و من هنوز سیر نشده بودم کوفتش بشه تناز چه کیری تو کوسو کونش می ره .
من از روی شلوار داشتم کیرمو می مالیدم که یه حسی بهم گفت که کسی پشت سرته کمی جا خوردم و آروم به عقب برگشتم دیدم ...................
( قسمت پنجم )
به عقب برگشتم و دیدم وای وای تنازه ه ه ه ه ه ه دستشو گذاشت رو شونه ی من و با چشمای خون داره صحنه ی گایده شدن مریم و توسط امیر می بینه نفسش بند اومد بود هیچ چیزی نمی گفت ولی داشت منفجر می شد آروم نشست زمین من که دیدم حالش بده به آرومی زیر بقلشو گرفتم و به آرومی از اونجا دور شدیم و با خودم بردم تو ویلا جوری که کسی از بودن ما اونجا چیزی نفهمه . بردمش اتاقش تا رسیدیم افتاد رو تخت شروع کرد به گریه کردن که من بهش دلداری دادم که گفت باید برم پائین جفتشونو جر بدم من دستشو گرفتم و نذاشتم بره و براش تووضیح دادم که اگه بری شاید علی هم از این ماجرا خبر دار بشه و زندگی خواهرت خراب می شه زندگی خودت خراب می شه و جمع 6 تایی ما هم مطمئناً بهم می خوره صبر کن تا کمی فکر کنیم وقتی آروم شدیم دربارش تصمیم می گیریم .
هواسم اصلاً نبود و انقدر شوکه شده بودیم که نفهمیدم کی تناز خودشو تو بقل من انداخته و سرشو گذاشته رو سینه ی من گفت یعنی از کی این رابطشون شروع شده ؟ گفتم برای بار اول بوده از حرفاشون فهمیدم فقط امروز تو استخر هم همدیگرو می مالودن که یهو شوکه بلند شد و گفت دیدم امیر کیرش بلند شده فکر کردم به خاطر مالوندن من صاف کرده نگو با مریمه راستش یه کم شوکه شدم که به راحتی جلوی من اسم کیرو آورد ولی به رویی خودم نیاوردم بهش گفتم یه پیک مشروب بزن تا دوباره خوابت بگیره صبح دربارش فکر می کنیم . سریع یک پیک سنگین براش آوردم و اون به زور من خورد بعد از چند دقیقه سرش سنگین شد و افتاد رو تخت ولی هنوز کمی اشک تو چشاش بود گفت اون فیلمو نگه دارتا بعداً .
دیگه از بابت تناز خیالم راحت شده بود برگشتم رو باکن که از اونجا برم تو اتاقم خواستم برم تو اتاقم که کمی جلوتر رفتم تا به اتاق علی سر بزنم ببینم مریم اومده یا نه که دیدم امده و داره آروم لباساشو در میاره بره زیر پتو پیش علی بخوابه که علی بیهوش یه نق نقی کرد تا اومد ازش بپرسه کجا بودی مریم لبوشو گذاشت رو لبش و بعد پتو زد کنار و شرت علی و از پاش در آورد افتاد به خوردن کیر علی با چنان ولعی کیر می خورد که انگار نه انگار الان داشت با کیر امیر حال می کرد بعد از چند لحظه علی دادی زد و آروم شد که معلوم بود آبشو تو دهن مریم خالی کرد مریم هم همشو خورد و بعد آروم هر دو خوابیدن .
برگشتم ببینم اتاق امیر چه خبره که دیدم تناز پشتشو کرده به امیر و هر دو خوابن . اومدم اتاق خودمون و رویا خوابه خوابه و دامنش تا بالای کونش بالا رفته از دیدن این همه صحنه بد جوری شق درد گرفته بودم نمی خواستم دباره رویا رو از خواب بیدار کنم آروم دستمو به کیرم مالیدم که جلقی بزنم تا از این حالت خلاص بشم با دو حرکت آبم با چنان فشاری پرت شد رو شکمم که بعد از پاک کردنش از هوش رفتم .
صبح با صدای رویا بیدار شدم خوش بختانه از نبود دیشب من با خبر نشده بود با هم رفتیم پائین علی و امیر و مریم خوشحال شاد بودن شادی امیر و مریم دلیلش حال دیشبشون بود و لی علی بدبخت معلوم نبود برای چی خوشحال شاید به خاطر اون ساکی که مریم براش زده بود خاک تو سر خبر نداشت دیشب امیر چه کوس و کونی از زنش پاره کرده .
تناز یه کم دمق بود ولی به روش نمی آرود که از ماجرای دیشب خبر داره با هم رفتیم تو باغ من عقب تر حرکت می کردم که تناز اومد پیشم و گفت من باید این خیانت امیر و تلافی کنم گفتم چه جوری گفت با خیانت گفتم با کی با علی که یر به یر بشین گفت حالا می فهمی .
با هم برگشتیم تو ویلا چون هوا خیلی گرم بود دوباره رفتیم استخر و بازیه واتر پلو این بار تناز پیشنهاد داد امیر و علی و مریم یه طرف من و تناز و رویا یه طرف رفتم تو فکر که چرا تناز این جوری تیم چید شاید اینجوری امیر دیگه نمی تونست با مریم بلوله بازی شروع شد و من موندم دروازه بان تو حمله ی ما کاملاً معلوم بود امیر که دروازه بانه نمی تونه به خاطر علی که کنارشه مریمو بماله تو حمله ی دوم امیر ینا بود که حس کردم تناز برای اینکه تو گل نخوردن به من کمک کنه از پشتش به من خورد و من قشنگ کون نرمشو حس کردم ولی به روی خودم نیاوردم و فکر کردم اتفاقیه ولی وقتی توپ و گرفتم و رویا و علی و مریم رفتن جلو تا ما حمله کنیم دستشو آورد از زیرآب جوری که کسی متوجه نشه کیر منو گرفت و آروم مالید من شکه شدم برگشت و خندید گفت فهمیدی با کی می خوام به امیر خیانت کنم .
برای اینکه کسی نفهمه توپو به رویا پاس دادم و تناز رفت کمکش تا حمله کنن ولی دیگه بازی برام مهم نبود و فقط به کار تناز فکر می کردم اون از هر فرصتی برای مالوندن خودش به من و گرفتن کیر من استفاده می کرد حسابی شق کرده بودم و دیگه کیرم تو شرتم جا نمی شد تناز هم راحت از کنار شرتم می گرفت و باهاش بازی می کرد . رو ابرا بودم و دیگه جسارتم بیشتر شده بود دستمو به کونش می مالیدم حتی یه بار زیر آب انگشتمو کردم تو کسش واقعاً دیونه کننده بود جوری که اصلاً به رویا همسرم فکر نمی کردم که نکنه اونم متوجه بشه فقط داشتم خودم لذت می بردم و نمی خواستم حالا حالا بازی تموم بشه کون تناز بزرگتر از رویا بود و نرمتر تو آب این نرمی چند برابر شده بود لذت سکس ممنوعه واقعاً زیاده و هیجان بسیاری داشت باورم نمی شد تناز همون کسی که سالها کونش دیونم کرده بود حالا به خاطر خیانت به شوهرش منو انتخاب کرده بود داشت باهام حال می کرد با کلی خستگی از آب اومدیم بیرون تا بریم ناهار بخوریم و استراحتی بکنیم .

( قسمت ششم )
همش تو جو اون اتفاق بودم همش چشمم دنبال کون تناز بود هنوز نرمی و احساس مالوندن اون کون که خودش با رضایت در اختیار من گذاشته بود داشت دیونم می کرد چطور تناز دختری به این خانومی می تونست این کارو بکنه یعنی منم باید به همسرم خیانت می کردم و بعدش منتظر این میموندم که یکی زن منو بکنه این فکرا و احساس عشق شدید من به رویا همش تو سرم بود بعد از ناهار همه به اتاقاشون رفتن . منم با رویا که به غیر از اون شب که نصف نیمه با هم سکس داشتیم و دیگه هیچ رفتیم اتاقمون . رویا واقعاً حشری شده بود بردمش حموم و همدیگرو لخت کردیم زیر دوش حسابی لب و لوب همو خوردیم رویا نشت جلوی پام با چنان عتشی برام ساک زد که نزدیک بود تو دهنش خالی کنم ولی سریع بلندش کردم و برش گردوندم از پشت کوس و کونشو خوردم سریع بلند شدم و سر پا از پشت تو کوسش کردم خیلی دوست داشتم از کون بکنمش ولی رویا تو این 4 سال ازدواجمون اصلاً از این کار خوشش نیومده و دوست نداره منم اصرار نمی کنم تو این حال چشمامو بسته بودم یاد دیشب افتاده بودم که چه جور امیر تو کوس و کون مریم می کرد و اون سینه های بزرگشو دو دست می چلوند بعد یاد صبح و کون بزرگ تناز که تو دستم بود تو ذهنم می گذشت اینا باعث شده بود کیرم حسابی پوست بندازه و بزرگ تر از حد بشه به همین خاطر رویا دیونه شده بود دائم ناله می کرد قوربون صدقه ی کیرم می رفت و لذت می برد انقدر صدای رویا زیاد شده بود که فکر کنم اتاقای بقلی هم صدامونو می شنیدن ولی اصلاً برام مهم نبود و فقط به لذت فکر می کردم تو همون حالت دیدم آبم با فشار داره از کمرم جاری می شه که سریع در آوردم و رویا نشست زمین با فشار رو سینه هاش خالی کردم و همون جا نشستم زمین که رویا اومد بقلم کرد و یه آبی رو کیرم ریخت و تمیزش کرد و شروع کرد کیرمو که در حال خوابیدن بود خوردن واقعاً لذت بخش بود انگار دارن کیرتو ماساژ می دن و با هم دوش گرفتیم و رفتیم رو تخت ولو شدیم و خوابمون برد .
از خواب که بیدار شدم رویا هنوز خواب بود اومدم پائین دم پنجره وایسادم بیرون ببینم که یهو دیدم امیر مریم دباره با هم خلوت کردم پیش خودم گفتم دوباره این دو تا دارن با هم برای شب برنامه می زارن اومدم پله هارو برم بالا تا رویا رو صدا کنم وسط پله تناز و دیدم جریانو براش گفتم و که اگه دوباره شب امیر خواست همه رو خر مست کنه مواظب باش و کمتر بخور تا بتونیم ماجرا رو امشب بفهمیم اونم قبول کرد سریع رفتم اتاق و رویا رو بیدار کردم اون علی کوس موخ هم که اومده شمال فقط مثل خر بخوره و بخوابه .
همه با هم رفتیم یه چرخی بیرون ویلا و تو شهر زدیم و برای شام خرید کردیم و برگشتیم ویلا . بله دباره امیر گیر داد و همرا شام البته شکم خالی مارو مجبور به خوردن ویسکی کرد رویا و علی دوباره تا خرخره شام و ویسکی زدن ولی من و تناز هواسمون بود و بعضی از پیک هارو به نحوه دور می رختیم و ادای مستارو در می آوردیم علی که اصلاً همون جا بی هوش افتاده بود چرت و پرت می گفت که امیر زیر بقلشو گرفت و برد اتاقش تناز هم که خودشو زده بود به خواب امیر بغلش کرد و برد اتاقشون مریم که رو کاناپه ولو شده بود و تلو تلو خوران که معلوم بود الکیه از پله ها بالا رفت و منم با رویا رفتیم اتاقشون تو راه امیر و دیدم و مثل مست های دیونه بهش شب به خیر گفتم رفتم که مثلاً بخوابم الکی رو تخت ولو شدم و دستمو انداختم تو بقل رویا که باز مثل شب قبل یکی اومد تو که از بی هوشی ما مطمئن بشه و رفت ، نفهمیدم کی بود ولی بعد از اینکه رفت سریع بلند شدم و رفتم رو بالکن سری به اتاق علی زدم دیدم بله مریم خانوم نیست برگشتم دم پنجره ی اتاق امیر دیدم وایساده و به کیرش اسپری می زنه آروم نشستم زمین که منو نبینه و برگشتم اتاقم گفتم شاید از بالکن یه وقت سرک می کشه یا شاید بیاد سری به من بزنه خودمو زدم به خواب که صدای در اتاق امیر اومد و پشت در صدایی آرومی اومد بعد سکوت شد . سریع رفتم روی بالکن دیدم امیر رفته رفتم کنار تناز دستی بهش زدم صدایی ازش در نیومد گفتم شاید این دیونه هم زیادی خورده و الان بی هوشه آروم پشت گوشش صداش کردم یهو برگشت شکه شدم و گفتم چته گفت فکر کردم امیره که خودمو زدم به خواب . بهش گفتم پاشو پاشو که این دو تا باز رفتن جای دیشب .
از اتاق اومدیم بیرون من گفتم جلو می رم تو بعد من بیا که اگه چیزی شد بهت سریع خبر بدم اونم قبول کرد و من جلوتر به آرومی رفتم در ویلا رو باز کردم و یه راست رفتم جای دیشب از پشت اون پنجره تو رو دیدم که دیدم بله اونا اینجان و فعلاً دارن از هم لب می گیرن داشتم تو رو نگاه می کردم که دیدم تناز دستشو گذاشت رو شونم اومد جلوتر باز عصبانی شد خواست بره تو که گفتم نه بزار شروع کنن و لخت بشن بعد الان که هنوز شروع نشده اونم قبول کرد .
مریم سریع نشست رو زمین شلوارک امیر و کشید پائین و کیر امیر مثل یه تخته که یه دفعه ولش کنی از توی شلوارکش افتاد بیرون و خورد تو صورت مریم و اون شروع کرد به خوردن یه تناز به شوخی گفتم چی می کشی از دست این امیر که یه لبخند کوچیک زد و با هم به منظره ی تو اتاق نگاه کردیم امیر این بار از بالا لباس مریم و در آورد که باز کرست نداشت و سینه های مریم و جمع کرد و کیرشو گذاشت لای پستونای مریم . مریم ار این کار معلوم بود خیلی خوشش اومده و خودش یه کم تف کرد وسط پستوناش تا کیر امیر بهتر حرکت کنه .......
( قسمت هفتم )
امیر هی میگفت به این می گن پستون نه اون پستونای کوچیک تناز جون اجب حالی میده انگار گذاشتی لای کون بزرگ تنازم داشت حرس می خورد زیر لب می گفت بهت می گم باشه . بهش گفتم تناز پستونای تو هم که بدک نیست چرا امیر اینو گفت تناز گفت شما مردا همینین دیگه نو که میاد تو بازار کهنه می شه ....
ولی انصافاً تناز هم خیلی شاه کوس بود هم خیلی خوشکل هم ناز و خوش استیل وقعاً امیر داشت بی انصافی می کرد که امیر مریم بلندش کرد رو همون میز خوابوندش پاهاشو داد بالا و شروع کرد خوردن و لیس زدن کوس مریم انگشتشم تو کون مریم بازی می کرد که بلند شد کیر کلفتشو گرفت جلوی کوس مریم و بهش گفت جنده ی من می خوام امشب بدتر از دشب کوستو جر بدم حاضری که مریم گفت جونم عزیزم مالته اختیارشو دادی که امیر با یه فشار تا ته کرد تو کوسش مریم همش اخ و اوووووف می کرد مثل جنده ها فدای کیر امیر می شد .
زیر چشمی به تناز نگاه می کردم که دیگه انگار ناراحت نیست و از دیدن این صحنه ی زنده بدش نیومده و اونم یکم تحریک شده ولی به روی خودش نمی یاره . امیر مریم و تو همون وضعیت رو میز چرخوند بهش گفت دو دستی کونتو برام باز کن که وقت گائیدن کونته مریمم گوش به فرمان قشنگ دو لپ کونش و باز کرد امیر با یکم تف به سوراخ مریم و به کیر خودش آماده فرو کردن کیرشش تو کون مریم شد اول سرشو فرستاد تو کمی نگه داشت و بعد آروم تا تصفه و با جلو عقب کردن کیرشو تا ته تو کون مریم فرستاد . واقعاً صحنه ی قشنگی اولین لحظه ی ورود کیر به کون . مریم حسابی دردش میومد اما معلوم بود لذتش بیشتر از دردشه و به همین خاطر داشت حال می کرد . به تناز گفتم به امیر از عقب می دی ؟ گفت آره گفتم پس تو باجناقا فقط من تا حالا لذت کون کردنو نچشیدم علی که می کنه امیر هم که دوتا دوتا می کنه خوش به حالشون . دیدن این صحنه اونم کنار تناز واقعاً حشریم کرده بود که دیدم تناز دستشو گذاشت رو شکمم و آروم آروم همچنان که صحنه ی گائیده شدن مریمو میدید دستشو گذاشت رو کیر من آروم برام می مالید معلوم بود که دیدن این صحنه حال اونو هم خراب کرده بود منم به آرومی دستمو از پشت کمرش رسوندم به به کونش و براش مالیدم تناز هم چیزی نگفت و انگار بدش نیومده بود نمی دونم تا حالا این حسو تجربه کردید یا نه ولی کونی که سالها تو نخش بودم زیر زیری دیدش می زدم حالا تو مشتم بود به آروم دامنشو دادم بالا دستمو گذاشتم رو کونش چقدر بزرگ بود قنبل از کنار شرتش دستمو به کوسش رسوندم با اولین تماس دستم با کوسش یه آهی کشید و بعد آروم شد و منم براش مالیدم خیس خیس بود به راحتی انگشتم تو کسش رفت .
انگشت تو کوس کیر تو دست تناز و دیدن اون صحنه ی سکس مریم و امیر انقدر لذت بخش بود که اگه خودمو کنترل نمی کردم تو شلوارم آبم می یومد.
تو اتاق امیر و مریم حسابی حال میکردن امیر یه زیلو پهن کرده بود زمین و مریم و خوابونده بود پاهاشو داده بود بالا و به شدت تو کوسش تلمبه می زد و معلوم بود اسپری حسابی اثر کرده و حالا حالا قصد تموم کردن کارو ندارن مریم داشت دیونه وار لذت می برد و نفس نفس می زد .
تو این حالت من یواش تاپ تناز و زدم بالا که اونم کرست نداشت و دو تا پستون قشنگ افتاد بیرون از مال رویا بزرگ تر بود از مال مریم کوچیکتر ولی خیلی سفت تر از مال مریم بود اصلاً اثری از افتادگی تو سینه دیده نمی شد شروع کردم به خوردن همچنان انگشت کردن تو کوس تناز اونم حال خوبی نداشت آروم نفس نفس میزد که یهو نشست رو زمین کیر منو در آورد شروع کرد به ساک زدن چه ساکی می زد با اون لبای گوشتیش حسابی حالمو بد کرده بود نمی تونستم خودمو کنترل کنم به همین خاطر از دهنش در آوردم و رو به پنجره دولاش کردم و رفتم پشتش دامنشو بالا زدم و شرتشو تا زانوش پائین کشیدم شروع به خودن کوسش و کونش کردم داشت دیونه می شد اگه اونجا نبود حتماً صداش در میومد انگشتشو کرده بود تو دهنش و گاز می گرفت که صداشو امیر و مریم نشنون من لای اون لمبرای کونش بودم و دیگه نمی دیدم که امیر و مریم تو دارن چی کار می کنن که با یه لرزش شدید بدن تناز متوجه شدم که ارضا شده بعد دیگه نتونست سر پا وایسه و نشست رو زمین و نفس نفس می زد بهش گفتم اینجا دیگه خوب نیست وایسیم بریم تو ویلا که گفت اینا چی گفتم بی خیال بزار حالشونو بکنن تو هم که می خواستی تلافی کنی کردی حالا چرا بخوای گیر بدی زندگی خودتو خواهرتو خراب کنی اونم قبول کرد آروم پاشدیم بریم تو ویلا آروم بلندش کردن یه نگاه به امیر کردم دیدن مریمو به شکم خوابونده و خودش روشه داره یه دل سیر کون مریمو جر می ده با تناز اومدیم اتاقشون خواستم برم که گفت نرو پیشم بمون گفتم امیر شاید کارشون تموم بشه بیان گفت تو ارضا نشدی بیا تو بقلم گفتم بیا رو بالکن که اگه امیر و مریم اومدن از بالا بفهمیم تا تناز بیاد سریع رفتم رو بالکن و یه سری به رویا و علی زدن که خواب بودن برگشتم تا بیام کنارش نشست رو زانو کیر منو کرد تو دهنش ساک زد بهم گفت دوست داری به آرزوی کون کردن برسی یه لبخندی بهش زدم که متوجه شد از خدامه بلند شد و روی نرده ها دو لا شد گفت شروع کن از کوس نه فقط از کون رفتم پشتش دامنشو دادم بالا و شرتشو کشیدم پائین یکم سوراخ کونشو و کوسشو خوردم تا آماده بشه بعد بلند شدم و سر کیرمو رو سوراخش تنظیم کردم .........
( قسمت هشتم )
با وارد شدن سر کیرم تو سوراخ کونش نا خدا گاه یاد گذشته افتادم که چقدر تو کف این کون گنده بودم و حالا امیر با خیانتش باعث شده بود بدون هیچ دردسری به آرزوی دیرینم برسم . کیرم به راحتی توش رفت معلوم بود که کیر امیر حسابی کون تناز گشاد کرده فقط یکم دردش اومد و بعد داشت حسابی حال می کرد به تناز گفتم تو که کیر به این بزرگی امیر تو کونت می ره حالا با کیر من اصلاً حال می کنی که گفت خیلی چون مال امیر انقدر درد داره که لذتش معلوم نیست همیشه هم تا می خواد دردش تموم بشه آبش می یاد گفتم چرا پس مریمو اینقدر می کنه که گفت حتماً به خاطر اسپری بی حسی برای من استفاده نمی کنه چون می دونه همیشه در کنارشم اما برای مریم میزنه می دونه که از این موقعیت ها کم گیرش میاد و می خواد حداکثر استفاده رو ببره .
واقعاً تجربه ی سکس از کون برای بار اول یه چیز دیگس سوراخش انگار داشت کیرمو خفه می کرد داغ تر از کوس بود از زیر دستمو گذاشته بودم رو کوسش و براش می مالیدم تا بیشتر حال کنه که دوباره بدنش به لرزه افتاد و منم که دیگه تحملم تموم شده بود کیرمو محکم تو کونش کردم تمام آبمو تو کونش خالی کردم وقتی از کونش در آوردم شرشر آب من بود که از کونش بیرون می زد که تو تاریکی پائین بالکن صدای در آومد که معلوم بود امیر و مریم هم کارشون تموم شده و دارن میان من سریع رفتم اتاقمون و تناز هم خودشو جمع کرد و افتاد رو تختش بعد از چند لحظه برگشتم تو بالکن و رفتم به سمت پنجره ی اتاق امیر که معلوم بود رفته دستشویی و تناز به شکم خوابیده بود شاید هم خودشو زده به خواب برگشتم به سمت اتاق مریم که تاق باز با شرت افتاده رو تخت که واقعاً معلوم بود که حسابی امیر گائیدش بر گشتم به اتاق و کنار رویا خوابم برد .
صبح از خواب بیدار شدم اومدم پائین که پیش همه صبحونه بخوریم همه جمع بدیم که یک دفعه موبایل امیر به صدا در آومد پاشت جواب داد که یه دفعه حالش انگار بد شد بعد هم گفت چشم و گوشیو قطع کرد . همه گفتن چی شده که گفت تو شرکت مشکلی پیش اومده که خواستن سریع خودمو برسونم شرکت خواستیم بلند شیم که وسایلو جمع کنیم که امیر گفت شما می خواین بمونین من دو روزه می رمو باز برمی گردم تنازم گفت پس منم بمونم ؟ امیر گفت بمون تا برگردم .
خلاصه امیر جمع و جور کرد و رفت . جالب بود به جای اینکه تناز ناراحت باشه انگار مریم بیشتر تو ذوقش خورده بود .
برای یه اینکه جو عوض بشه پیشنهاد دادم بریم استخر همه اومدن اما مریم نیومد گفت می خوادیکم بخوابه ما 4 تا رفتیم و کلی شنا کردیم تو آب از هر فرصتی برای دست مالی کردن رویا و تناز استفاده می کردم همه خسته اومدیم بیرون و یه ناهاری خوردیمو بعدش یه چرتی زدیم بعد از ظهر هم با هم رفتیم بیرون تا شب گشتی زدیم برای شام خرید کردیم و برگشتیم خونه بعد از شام کمی مشروب خوردیم و اماده شدیم بریم بخوابیم .
تناز به رویا گفت من تنهایی می ترسم بیا با هم بخوابیم علی و مریم هم رفتن بخوابن من موندم تنها پیش خودم گفتم این تناز هم کوس خوله ها می شد بعد از خوابوندن رویا یه دل سیر کردش ولی با این کار هم رویا رو از دست دادم هم تنازو .
رو تخت دراز کشیده بودم خوابم نمی برد پا شدم رفتم تو بالکن آروم یه سری به مریم زدم دیدم بله کیر علی تو دهنش و داره ساک می زنه ولی تو دو سه حرکت علی داد زد و آبش و ریخت تو دهن مریم ولو شد مریم یه کم دیگه براش خورد اما علی بی توجه به مریم که اون هنوز نیاز به کردن داره خوابش برد مریم هم دراز کشید و معلوم بود نارحته .
برگشتم به سمت اتاق تناز دیدم اون دو تا تو بقل هم خواب خوابن . جلوی پنجره ی خودمون نشستم و سیگاری روشن کردم داشتم به وقایع این چند روز فکر می کردم که یه صدای آرومی بهم گفت یکی هم برای من روشن کن بله مریم بود گفتم تو که سیگاری نیستی گفت می خوام گفتم چیه ناراحتی ؟ هیچی نگفت گفتم صبر کن اومدم تو اتاق و دو تا مشروب ریختم با جعبه ی سیگار اومدم رو بالکن مریم نشسته بود رو زمین مشروب دادم دستش و به سلامتی خودمون خوردیم بعد هم یه سیگار روشن کردم دادم دستش کمی که مشروب اثر کرد گفتم مریم چرا ناراحتی ؟ گفت از دست علی بهم توجه نمی کنه . گفتم چرا ؟ گفت اومده اینجا فقط بخوابه . تو دلم گفتم ای ناقلا امیر نیست بکنت . گفتم بابا داره استراحت می کنه چی کارش داری میرید تهران جبران می کنه . گفت تهران هم همینه اصلاً به نیاز های من توجه نداره گفتم منظورت اون نیازهاست ؟ خندید . گفتم بابا شما که روز اول صداتون تا اتاق ما می یومد خندید گفت جدی می گی ؟ گفتم نمی دونم شاید خواب میدیدم . گفت بابا همون شب بود بعد از اون هیچ . برام جالب بود به راحتی تو مسیر حرفایی که جلوی راهش قرار می دادم حرکت می کرد . گفتم همون یه بار ؟ دیگه نبوده ؟ گفت نه . تو دلم گفتم برم موبایلمو بیارم فیلم دادنشو به امیر بزارم کونشو پاره کنم ها .
مریم گفت شما مردا راحتید اگه از زنتون ناراضی باشید میرید یکی برای خودتون پیدا می کنید ما زنا چی گفتم فرقی نمی کنه خیانت خیانته مرد و زن نداره . که گفت بالاخره راحت ترین دیگه . خندیدم و گفتم تو هم پیدا کن . گفت راستش سعی کردم ولی نشود گفتم چرا ؟ جواب نداد . برام جالب این بود که به راحتی دروغ می گفت ........

( قسمت نهم )
مریم داشت رابه راحتی رابطه با امیر و انکار می کرد البته منم با تنازو مخفی می کردم پیش خودم گفتم بزار ببینم دوست داره با من رابطه داشته باشه یا نه که گفتم چرا بعد از ازدواج اینقدر به این مسئله فکر می کنی قبل از ازدواج پسرا برات مهم نبودن و از پسرا فرار می کردی ؟ الان .... گفت آخه اون وقتا نمی دونستم چقدر سکس می تونه لذت بخش باشه الان که اون لامصب رفته توم شبی بدون سکس نمی تونم باشم انگار توم می خواره علی هم که نمی تونه به همین دلیل دارم دچار سرخوردگی سکسی می شم برام جالب بود مریم به راحتی داره این حرفا رو بهم میزنه دستمو انداختم دور کمرش و به سمت خودم کشیدمش دوست داشتم باهاش هم دردی کنم ولی وقتی دستمو رو کپلاش گذاشتم یه دفعه حس شهوت اومد سراغم بالای دستم به زیر سینه های بزرگش می خورد دیدم بدش نیومده بهش گفتم این جوریه دیگه همیشه زن یا شوهر آمادگی سکس ندارن رویا هم اینطوره نگاه کن رفته بقل تناز خوابیده منم دوست دارم هر شب سکس داشته باشم ولی اگه نشه نباید ناراحت بشم یا دچار افسرگی بشم سکس در کنار زندگیه نه زندگی در کنار سکس سعی کن از چیزای دیگه ی زندگی هم لذت ببری با مسائل دیگه هم شاد باشی زیاد به یه چیز اهمیت بدی از بقیه ی لذت های دنیا قافل می مونی از حرفام خوشش اومده بود سرش رو شونه ی من بود آروم با سینه ی من بازی می کرد به شوخی گفتم با سینه من بازی نکن حالم بد می شه دوست داری منم با سینه ات بازی کنم که به کارش با خنده ادامه داد و گفت پرو نشو مگه شما مردا هم به سینه حساسید گفتم نه فقط شما زنا آدمید بله که حساسیم یه دفعه از کنار زیر پیرنم زبونشو گذاشت رو سینه ی چپم و یه لیس زد گفتم نکن مجبور می شم برم رویا رو کنار تناز بکنما اون وقت بد می شه زشته تنازم که شوهرش رفته تا صبح بیچاره می شه ها خندید و گفت اره خوبه برو بکنش دوست دارم ببینم گفتم برو بابا تو امشب حالت خوب نیست زده بالا می خوای منو بی آبرو کنی . اومدم بلند شم یه دفعه دستشو گذاشت رو کیرم و با خنده گفت ببینم با چی رویا رو می کنی من دیگه نتونستم مقاومت کنم و گذاشتم هر کاری دوست داره بکنه شاید به آرزوی کردن مریم می رسیدم جرعتم بیشتر شده بود دستمو به زیر سینه هاش رسونده بودم از زیر می مالیدم اونم لباشو آورد چسبوند به لبام و شروع کرد به لب گرفتن اجب لبایی داشت گوشتی و نرم زبونشو می کرد تو دهنم و می چرخوند دور لبام تا خیس بشه گفتم مریم با این کارا توقع داری مرد بتونه خودشو پیشت نگه داره و کار خطایی ازش سر نزنه گفت برای همون خطا دارم این کارارو می کنم گفتم آخه اگه کسی سر برسه چی گفت کی گفتم علی ، رویا یا تناز گفت به درک برام مهم نیست گفتم برای من که مهمه گفت مشکل خودته و به آرومی دستشو کرد تو شرتم و کیرمو گرفتو آورد بیرون اول یه لیس و بعد تا ته کرد تو دهنش چنان حرفه ای می خورد که داشتم توان و موقاومتو از دست می دادم و مثل علی آبم می یومد که بهش گفتم و اونم ول کن شد تا سرش بی کلاه نمونه بلندش کردم و بردم تو اتاق خودمون و از لباش شروع کردم و زیر گردنش تا رسیدم به سینه هاش تیشرتشو دادم بالا وای خدا اون پستونای بزرگش که چند روز از دور خوردنشو توسط امیر می دیدمو حسرت می کشیدم حالا تو دهن من بود واقعاً امیر و من حق داشتیم که جلوی مریم کم بیاریم و به زنامون خیانت کنیم آدم از خوردنش سیر نمی شد و اومدم پائین وشلوارشو در آوردم و شروع به خوردن کوسش کردم انقدر حشری شده بود که تو دوسه حرکت لرزش شدیدی پیدا کرد و سرمنو از کوسش جدا کرد که یک دفعه از اتاق بغلی یه صدایی اومد که معلوم شد علی رفته دستشویی گفتم سریع برو تو اتاقتون و بگو پیش رویا و تناز بوده اونم سریع خودش جمع و جور کرد دوید تو اتاقشون برگشتم تو بالکن ببینم چیزی شده که علی از تو دستشویی اومد بیرون و ازش پرسید کجا بودی گفت پیش تناز و رویا به خیر گذشت و اونا خوابیدن و من بدبخت هم سرم بی کلاه مونده بود موندم تنها .
همش فکر پستونای مریمو کوسش تو ذهنم بود و اینکه نتونستم توش بکنم اصلاً خوابم نمی یومد که یک دفعه دیدم یکی رو بالکنه اول فکر کردم مریم باز اومده خوشحال شدم ولی اون نبود تناز بود که دوید تو بغلم و بدون مقدمه شروع به لب گرفتن کرد گفتم رویا گفت خوابه خوابه نزاشت حرف بزنم که سریع شرتمو از پام کند مثل دیونه ها افتاد به خوردن کیرم انقدر حشری بود که تا کیرمو تو دهنش می کرد و هی صدای اوق زدنش می یومد آروم اومد روم و دامنشو زد بالا کیرمو گرفتو کرد تو کوسش شروع کرد به تلمبه زدن وبالا بالا پائین رفتن انقدر سریع این کارو می کرد و که داشتم دیونه می شدم گفتم تناز آبم می یاد که بلند شد و به شکم خوابید وگفت بکن تو کونم اومد رو کونش کمی سوراخشو لیس زدم و آروم کیرمو تو کونش کردم تناز ناله می کرد و به آرومی می گفت بیشتر بیشتر بکن آب می خوام بریز تو کونم منم اوفتاده بودم روش و حس تماس روناش و کون بزرگش رو پاهام بد جوری حوسیم کرده بود منو با شدت تو کونش تلمبه می زدم و از پشت لاله ی گوششو لیس می زدم که با یه فشار محکم تو کونش آبمو توش خالی کردم حال نداشتم از روش پاشم و یکم روش موندم با کوچیک شدن کیرم از کونش بیرون کشیدم و از روش بلند شدمو کمک کردم کونشو تمیز کنه و سریع از پیشم رفت تا رویا بویی نبره .
بعد از رفتنش تو فکر این سفر و اتفاقاتش و اینکه تونسته بودم هر دو خواهر زنهامو به سکس با خودم راضی کنم فکر می کردم و اینکه چه جور می شه مریم و برای سکس کامل آماده کنم .
( قسمت دهم )
صبح که از خواب بیدار شدم رفتم آشپزخونه تناز تنها اونجا بود اومدم پشتشو دستمو گذاشتم رو کونش و یه مالش دادمو ازش یه لب گرفتم و گفتم این امیر هم کوس خوله ها کون به این نازی داره باز هوس کون دیگه ای داره تناز خندید و گفت تو هم که سیر مونی نداری و بعد گفت داریوش خیلی دوست دارم بفهمم که رابطه ی مریم و امیر چه جوری و از کجا شروع شده ؟ گفتم اگه تو بتونی همه رو ببری بیرون تا مریم تنها بمونم شاید با نشون دادن فیلم بتونم از زیر زبونش حرف بکشم گفت اون با من بعد از چند دقیقه کم کم همه اومدن و بعد از سلام واحوال پرسی صبحانه خوردیم .
تناز به علی گفت علی می شه منو ببرید بیرون یکم خرید کنم که رویا هم گفت منم میام کار دارم خرید دارم و قبل از اینکه مریم هم نظر بده تناز بهش گفت تو هم بمون نهار درست کن تا ما می یایم منم گفتم باشه منم می مونم و به مریم کمک می کنم همه موافق بودن که رویا گفت تو هم بیا دیگه که تناز به دادم رسید و گفت بیا بابا شوهر ذلیل زود باش و به زور بردش .
با خروج همه از ویلا مریم رفت مقدمات نهارو آماده کنه منم رفتم پیشش هی دولا می شد و اون سینه های بزرگش از جلو دیده می شد چند باری هم دولا شد که رفتم پشتش و از پشت بهش چسبیدم گه مریم کمی جلوتر رفت و که مثلاً داره کار می کنه مزاحم نشم منم پر رو تر دستمو می مالیدم به کونش یا از پشت پستوناشو می گرفتم که گفت نکن بزرا کارمو بکنم الان بچه ها می یان گفتم بابا اونا معلوم نیست کی بیان دیشب که کارو نصف کاره گذاشتیم بیا تمومش کنیم .
مریم انگار زیاد راقب نبود و بهونه می یاورد دیدم اینجوری نمی شه گفتم مریم یه چیزی بپرسم راستشو می گی ؟ گفت چی
گفتم تا حالا با کسی غیر از علی بودی ؟ گفت تو خندیدم و گفتم اونو که خودم می دونم تازه ما که کاری نکریدیم من تو رو سیر کردم و تو برای من کاری نکردی . به غیر از من . تو چشام نگاه کرد با لبخند گفت نه گفتم چرا با لبخند ؟ گفت آخه مگه من جندم ؟ شوهر دارم ها . گفتم راست نمی گی گفت چطور مگه چیزی دیدی ؟ گفت نمی دونم شاید از دستم ناراحت بشی ولی دوست داشتم خودت بهم بگی ولی نگفتی فکر می کردم از دیشب رابطه مون فرق کرده و با هم صمیمی تر شدیم و باهام راحتتر شدی من که مشکلتو می دونم و درکت می کنم چرا بهم دروغ می گی . گفت راستش آخه شما مردا از شنیدن این حرف از دهن یه زن سریع فکر می کنید که طرف خرابه و جنده است و از این حرفا اومدم کنارش گفتم من در مورد شما کاره ای نیستم که فکر بدی بکنم شما شوهر دارید ولی می تونستم نقش یه دوست و براتون ایفا کنم در حد درد دل یا کسی که کمکش کنه و بعضی وقتها تو مخفی کردن بعضی مسائل یاریش کنه گفت شاید هم کردن که گفتم اون دیگه میل خودتونه من به زنی که راضی به سکس نباشه دست هم نمی زنم حالا به کارتون برسید منم مزاحمتون نمی شم . خواستم برم که صدام کرد وگفت اگه بگم بین خودمون می مونه ؟ گفتم حتماً تو دلم گفتم کوس خول الانم می دونم و چیزی نگفتم .
گفت یکی هست ، گفتم کی ؟ گفت ااااامیر گفتم خوب ؟؟ چشم تناز روشن . گفتم کرده گفت آره گفتم کی اینجا گفت آره وقتی بود شبا می رفتیم تو موتورخونه ی پشت ساختمون . گفتم مریم یه چیزی بگم ؟ گفت بگو گفتم مریم دوست دارم بدونم از کی و چه جوری این ماجرا شروع شده ؟ گفت چه فرقی می کنه ؟ گفتم تو بگو بهت می گم .
گفت راستش همیشه تو مهمونی هامون حس می کردم امیر چشمش دونبال منه چند باری هم به عمد جلوش دولا می شدم تا بتونه چاک سینه هامو ببینه و از این کار لذت می بردم که حشریش کنم چون بعدش حس می کردم جلوی شلوارش برجسته تر می شه . همیشه می گفتم این امیر باید کیر بزرگی داشته باشه چیزی که من آرزوشو داشتم سکس با یه کیر درست و حسابی که موقع دادن حسابی دردم بیاد به همین خاطر همیشه دور از چشمه تناز این کارارو ادامه می دادم.
یه بارحدود یک ماه پیش که امیر تنها اومد خونمون تا رسید علی و فرستادم تا کمی میوه بخره و تا علی برگرده هی جلوی امیر با ناز راه می رفتم تا برجستگی کونم جذبش کنه یا جلوش برای دادن چای دولا می شدم کاملاً معلوم بود امیر چشاش تو چاک سینمه برگشتم تو آشپزخونه که امیر هم دنبالم اومد گفتم چیزی می خواستی می گفتی برات می یاوردم گفت نه ممونون خودم ور می دارم از پشتم که خواست رد بشه الکی دولا شدم که قشنگ کونم با جلوی پاش بخوره توی یکی دو ثانیه قشنگ بزرگی کیرشو لای کونم حس کردم که امیر سریع معذرت خواهی کرد و رفت . داشتم گُر می گرفتم یه چیز بزرگ لای کونم حس کرده بودم امیر حسابی شق کرده بود اگه خیالم از بابت علی راحت بود همون روز می دویدمو کیرشو می گرفتم و تو کوسم می کردم ولی حیف که علی سریع اومد .
بعد از اون یه بار برق خونمون از تو ساختمون خراب شده بود و فقط واحد ما برق نداشت اومدم شماره ی علی که سرکار بود بگیرم که دیدم گوشیم زنگ خورد و امیر بود که من پشت درم مگه خونه نیستید که درو باز نمی کنید . جریان و گفتم و رفتم دم در و براش باز کردم اومد تو گفت من درست می کنم فیوز خراب شده بود درستش کرد و اومدیم بالا تا ازش پذیرایی کنم که علی زنگ زد و گفت میس انداخته بودی جریانو گفتم و گفت از امیر تشکر من بعد از ظهر می یام . تو دلم آشوب بود یه موقعیت توپ با امیر فقط نمی دونستم که از کجا شروع کنم مانتومو در آوردم که زیرش یه تاپ یقه باز و استرچ تنگ که خط شرتم از توش معلوم می شد رفتم پیشش .....

( قسمت یازدهم )
با دیدن من تو اون لباس امیر مثل برق گرفته ها شده بود حال می کردم که بدنم تونسته امیرو به این شدت جذب کنه چند باری جلوش راه می رفتم براش آب میوه آوردم وجلوش دولا شدم راستش سینه هام به زور تو اون تاپ جا می شد وقتی دولا می شدم فکرد می کردم الانه که از توی تاپم بیوفتن بیرون به بهونه ی جابه جا کردن یه وسیله امیر پشت سرم کشوندم تو آشپزخونه از عمد وقتی جلوش راه می رفتم کونمو با ناز تکون می دادم امیر هم که دیونه شد بود اصلاً یادش رفته بود برای چی اومده بود خونمون رفتم پلوپزو الکی از روی اوپن برداشتم که مثلاً باید بزرارم روی کابینت که امیر اومد نزدیک و از دستم گرفت و کمک کنه که تکون نخوردم تا لحظه ی بالا بردن پلوپز بهم بچسبه اونم از خدا خواسته از بقل رونم بهم چسبید راحت کیرشو رو بقل پام حس کردم که از عمد جلوش چرخیدم تا کیرش درست بیوفته لای کونم امیر هم دیگه فهمیده بود من تنم می خواره ولی جرعت بیانشو نداشت منم فهمیده بودم که باید خودم شروع کنم امیر خواست که با تموم شدن کارش از آشپزخونه بره که برگشتمو دستمو به کیرش زدم یه فشاری دادم و گفتم بیچاره تناز چی می کشه امیر همراه با ترس گفت اون از خداشه اومدم نزدیکش و تو صورت گفتم چه اعتماد به نفسی خندید و گفت از خودش بپرس آروم زیپشو کشیدم پائین هنوز جرعت نداشت کاری بکنه و ثابت وایستاده بود کیرشو در آوردم یکم براش مالیدم که صداش در اومد نشستم رو زمین گفتم بزار ببینم مزش هم خوبه سرشو یه لیس زدم واقعاً بزرگ بود نمی تونستم کامل بخورمش فقط سرشو تو دهنم می کردم یه چند تا لیس زدم که یک دفعه موبایلم زنگ خورد بلند شدم دیدم تنازه سریع جواب دادم که گفت امیر اومد اونجا ازت دفترچه بیمه تو بگیر یا نه هرچی زنگ می زنم جواب نمی ده گفتم اره اره رفت شاید داره رانندگی می کنه نمی تونه جواب بده بعد قطع کردم و امیر دستپاچه کیرشو تو شلوارش کرد و از من دفترچه رو گرفت یه بوسم کرد و گفت سر یه موقع مناسب می یام پیشت فعلاً باید تنازو باید ببرم دکتر و رفت .
چنان حالم گرفته شد که نگو بعد از اون ماجرا دیگه موقعیت جور نشد تا اینکه اومدیم اینجا .
مریم خواست ماجرای اینجا رو تعریف کنه که از استخرو که گفتم دیگه نگو گفت چرا ؟ گفتم می دونم داشت شاخ در می آورد و همه ی ماجرا را براش تعریف کردم اما به جز اینکه تناز هم خبر داره و من و تناز هم اره و ......
مریم ازم خواست تا ماجرا بین خودمون بمونه منم قبول کردم و گفتم حالا به کارت برس منم برم یه دوری تو باغ بزنم که گفت داریوش الان چه جوری نگاه کن گفتم چیو ؟ دامنشو زد بالا و شرتشو نشون داد که شرت سفیدش از شدت خیسی جلوش تیره شده بود . آروم رفتم پیشش دستمو به کسش کشیدم و گفتم این واسه کیر من خیس نشده که برای کیر کلفت امیر که این چند روزه تو کوس و کونت رفته خیس شده مریم که دیگه داشت با چشاش التماس می کرد دستشو رو کیرم کشید و گفت اینم دست کمی از کیر امیر نداره بیا تا بچه ها نیومدن یه حال حسابی بکنیم گفتم مریم شاید چیزی که الان بهت می گم این حستو خراب کنه گفت چی ؟ گفتم الان بهت می گم که بعداً اگه فهمیدی نگی داریوش دهنش لقه شب اولی که تو و امیر داشتید حال می کردید و من داشتم می دیدم سرمو که برگردوندم دیدم تناز هم پیشه منه که برق از سه فازش پرید و جیغ زد وای چی کار کنم گفتم زیاد ناراحت نباش اون زیاد ناراحت نشد البته حرفای منم بی تاثیر نبود که آرومتر بشه حالا نمی دونم خودت می دونی و خواهرت سعی کن باهاش صحبت کنی و یه جور از دلش در بیاری من خیلی سعی کردم آرومش کنم که هم زندگی خودش هم زندگی تو رو به باد نده گفت آره اگه علی بفهمه حتماً طلاقم میده چی کار کنم داریوش به دادم برس گفتم هر کاری از دستم بر میومد برات تا حالا انجام دادم بقیه اش با خودته تناز بعد دو مرتبه که سکس شما رو دید تقریباً براش عادی شده شاید حتی از دیدن سکس تو و امیر لذت هم برده چون حالش حسابی بد شده بود شاید حشری شده بود ولی به من که چیزی نگفت که دیگه از سکس با تناز چیزی نگفتم .
اومدم طرفش و یه بوس از لپش کردم گفتم نگران نباش بالاخره تو هم خواهر تنازی با این موضوع کنار میاد ولی با امیر هم صحبت کن که این رابطه به نحوی نباشه که تناز فکر کنه اون دیگه برای امیر اهمیت نداره و همه ی فکر امیر پیش توست که دیگه تناز مطمئناً قاطی می کنه ولی من حس کردم تناز هم بدش نمی یاد سکس تو و امیر و ببینه و اگه باعث بشه سکسش با امیر رنگ و بوی تازه ای پیدا کنه مطمئناً قبولش می کنه و باهاش بدون خون و خون ریزی کنار میاد باز من در این مورد سعی می کنم باهاش بیشتر صحبت کنم و روشنش کنم بالاخره تو هم خواهرشی اگه شهوت زیادی تو رو درک نکنه باعث می شه بری سراغ افراد دیگه پس چه بهتر که این رابطه ها بین خودمون باشه بعد به مریم که آرومتر شده بود گفتم ولی مریم من همیشه تو کف این سینه های بزرگت و اون کونت که به راحتی به امیر می دادی بودم و هستم اگه دوست داشتی مثل امیر باهام سکس کنی منو هم از یاد نبری و بی معرفتی نکنی ها که فقط با امیر باشی بعد خندیدم و به سمت بیرون رفتم که گفت چه فرصتی بهتر از حالا گفتم نه گفت چرا ؟ گفتم اولاً تو فکرت مشغول برخورد اول با تنازه دوماً منو مثل امیر برای سکس دوست نداری هر وقت مطمئن شدم فکرت راحت و آرامش داری و منو هم دوست داری اون موقع با هم برنامه خواهیم داشت .
رفتم باغ و که در پارکینگ باز شد و بچه ها اومدن تو دلم گفتم چه خوب شد کاری نکردم که علی با رویا رفتن تو تناز اومد..
( فسمت دوازدهم )
تناز اومد سمت من و معلوم بود از فضولی نتونسته تحمل کنه که سریع اومد پیشم ماجرا رو به صورت خلاصه از اول تا آخر براش گفتم و از روحیات مریم و شهوت بالا و اینکه تو هم باید درکش کنی حتی تا حدودی ماجرای دیشب رو بالکن با مریم و اینکه بهتر که با خودمون ارضاء بشه و کار به خیابون و دوست پسر و .... نکشه تناز هم کمی رفت تو فکر و گفت راست می گی ها اون موقع آبرومون می ره ولی باید من در جریان رابطه اشون باشم دوست ندارم مثل اوسکول ها باهام برخورد بشه که من خنگم و چیزی نفهمیدم یعنی مخفیانه نباشه گفتم راست می گی حالا بریم تو تا رویا و علی شک نکردن .
اومدیم تو مریم روش نمی شد که تو روی تناز نگاه کنه با هم ناهار خوردیم و رفتیم یه چرتی بزنیم . علی زود رفت و حسابی خسته بود تناز گفت منو مریم میریم شنا که رویا هم گفت منم میام شنا که من از نیت تناز خبر داشتم و می دونستم که می خواد با مریم صحبت کنه سریع گفتم نه خانومم شما می یاید بالا من باهاتون کار دارم که کمی منو من کرد باهام اومد مریم هم که تو عمل انجام شده قبول کرد فقط تناز گفت یکم استراحت کنیم تا غذامون بره پائین بعد .
رویا رو بردم تو اتاق و مجالش ندادم و با همون لباسا دولاش کردم و فقط شلوارشو تا زانو کشیدم پائین و شروع کردم به کوس لیسی بهش گفتم تو که شبا خوابی الانم نمی خوای یه حالی به این داریوش کوچیکه بدی و سریع بلند شدم و تو اون حالت با لباس از پشت کردم تو کوسش انگار مثل اون موقع های نامزدی که دزدکی دور از چشم همه یه جای خلوت گیر می یاوردیم با هم حال می کردیم البته من پرده ی رویارو گذاشته بودم برای شب عروسی کونم که نمی داد پس می موند یه لاپایی که اونم اون موقع ها غنیمت بود واقعاً حال می داد هیچ وقت اولین باری که راضیش کردم کیرمو بزارم لای کونش یادم نمی ره آخه شاید باورتون نشه اما واقیت این بود که من قبل ازدواجم با کسی رابطه نداشتم دوست دختر داشتم اما اصلاً سکس نداشتم به همین خاطر برای بار اول لمس کون یه دختر یه حال دیگه ای می داد حالا کیرتم لاش باشه .
خلاصه بدون کندن لباس داشتم تو کسش می کردم واقعاً حرفای مریم و خاطراتش با امیر منو حسابی حشری کرده بود به همین خاطر با لذت داشتم تو کوس رویا می کردم آخ و اوخ رویا هم در اومده بود تو همون حالت که کیرم تو کسش می رفت چشمم به سوراخ کونش بود فکر می کردم چی می شد رویا هم می ذاشت تو کونش کنم انگشت شصتمو خیس کردم وبه سوراخش مالدم و کمی تو کونش می کردم که رویا گفت داریوش دردم می یاد نکن ولی به حرفش گوش نمی دادم و آروم انگشتمو به کونش می مالیدم و یه بند انگشت تو کونش می کردم رویا هم هی می گفت چت شده بزار لاقل لباسامو در بیارم گفتم دوست دارم با لباس بکنمت انداختمش رو تخت به شکم و رفتم روش و تو همون حالت دوباره کردم تو کسش انقدر محکم می کردمش که خودشم داشت دیونه می شد هی می گفت جون فدای کیرت محکم تر بکن دیونم کردی جوووووون دیگه حسابی هر دومون عرق کرده بودیم که یکدفعه کیرمو از کوسش کشیدم بیرون و آبمو با فشار رو کونش خالی کردم صحنه ی جالبی بود آبم روکونشو حسابی خیس کرده بود شاید هزار بار این صحنه برام اتفاق افتاده بود ولی هر بار برام تازه گی داشت با کیرم آبمو رو کونش می مالیدم داشتم تو ذهنم کون رویا رو با کون تناز و مریم مقایسه می کردم از کون مریم بهتر بود ولی کون گنده ی تناز یه چیز دیگه ای بود از روش بلند شدم و با دستمال کونشو تمیز کردم و شلوارشو بالا کشیدم و گفتم حالا می ری شنا که با صدای ناله گفت من نا ندارم و بعد از چند دقیقه تو همون حالت بی هوش خوابش برد با خودم می گفتم یعنی تناز و مریم دارن چی به هم می گن به همین خاطر پا شدم و آروم به سمت استخر رفتم .
وقتی رسیدم در نیمه باز بود و تناز داشت به مریم می گفت کارتون درست نبود ولی عیب نداره تو با امیر ارضاء شو جای دیگه نرو همین بسه مریم هم خوشحال شده بود تنازو بغل کرده بود که تناز گفت دو تا شرط داره مریم گفت قبوله چی ؟
تناز اول اینکه من باید هر دفعه که رابطه دارین مطلع باشم شاید خونه خودمون باشه دوست ندارم نقش زنهای اسکول و بازی کنم قبوله ؟ که مریم هم گفت باشه و دوم اینکه مریم گفت چی ؟ باید الان مثل اون شب که کیر امیر و با ولع می خوردی کیر منو هم بخوری مریم زد زیر خنده که تناز مگه تو کیر داری ؟؟؟ منم شوکه شده بودم و به آرومی درو کمی باز کردم بدون اینکه متوجه من بشن ببینم قصد تناز چیه خلاصه تناز گفت به تو چه دارم یا نه اگه قبول نداری من برم و شرط بی شرط که مریم گفت قربون کیرت هر چی تو بگی کیرتم می خورم که تناز موهای مریم و گرفت و انداخت تو آب و مریم یه جیغ کوچیک زد و خودشم نشست کنار استخر و پاهاشو کم باز کرد گوشه ی مایوشو کنار زد به مریم گفت اینم کیر بخور ببینم مریم یه کم دو دل شد معلوم بود خجالت می کشه برای خواهرش ساک بزنه که تناز موهای مریم و گرفت و صورتشو چسبوند به کوسش و فشار داد گفت بخور جنده ی شوهرم بخور کونی که مریم هم آروم آروم شروع کرد به خوردن کس تناز ، تناز هم آخ و اوخش در اومده بود داشت حال می کرد و می گفت کیرم خوبه مریم هم که فقط می تونست سرشو تکون بده تائید می کرد و تناز هم داشت دیگه حال می کرد گفت از این به بعد هر وقت خواستید با امیر کاری کنی میای خونه ما امیر تو کوس و کونت می زاره تو هم باید برای من بخوری باید کردنت جلوی چشم من باشه وگرنه کیر بی کیر مریم هم با سر تائید می کرد اونم معلوم بود از لز بازی با خواهرش بدش نیومده چون هم با ولع داشت می خورد هم داشت آروم سینه های خودشو می مالید که تناز به مریم گفت بیا بیرون می خوام کیرمو تو کونت بکونم . ....
( قسمت دوازدهم )
منم از دیدن لز این دو خواهر بد جوری حالم باد شده بود و می خواستم ببینم بعدش چی می شه که مریم از آب اومد بیرون تناز باز دست کرد تو موهاش اونو خم کرد رو میز کنار استخر و شرتشو در آورد که زبون به کوس و کونش کشید و بعد انگشتشو کرد تو کوس مریم و بهش گفت چه جوره کیرم بهت حال می ده مریم هم می گفت جون قربون تو خواهر نازم بکن جرم بده بکن تو کونم تو کوسم من الان مال توام تناز هم یه توف رو سوراخ کن مریم انداخت و یک انگشتی کرد تو کونش انقدر این صحنه برام جالب بود که ناخداگاه دستم به کیرم رفت شروع کردم به مالوندن کیرم تناز داشت به شدت تو کون مریم و انگشت می کرد که حالا سه تا از انگشتاش تو کون مریم بود که مریم یه جیغ زد و لرزید و معلوم بود ارضاء شد وبعد رو میز به همون حالت ولو شد تناز هم کمی دور گردنشو بوس کرد به مریم گفت من بهتر کردمت یا امیر و علی که مریم گفت این اولین تجربه ی لز زندگیم بود واقعاً حال داد که من پشت سرشون رفتم و گفت آره تناز مریم و بهتر از هر مرد دیگه ای کردی دستت درد نکنه که دوتاشون یه دفعه با دیدن من جا خوردن و مثلاً خودشونو پوشوندن مریم هم سریع شرتشو بالا کشید که خندم گرفته بود و گفتم حالا کسی ندونه فکر میکنه این اولین باری که من دوتاتونو لخت می بینم که مریم گفت منو شاید تنازو که ندیده بودی که تناز به من گفت تو هم با مریم؟؟؟ گفتم نه بابا دیشب قبل از اینکه تو بیای با هم حال کنیم یه حال کوچیک با مریم کردم که با شنیدن صدای علی از اتاقشون مریم سریع رفت مریم حاجو واج گفت چی تو با تناز که تناز گفت اره مگه چیه از اون شب که سکس تو و امیرو دیدم حالم بد شد و داریوش حالمو جا آورد . مریم شوکه شده بود که تناز گفت فقط امیر بلده خیانت کنه منم بلدم و اومد جلو به لب حسابی بهم داد که مریم شوکه نگاه می کرد و تناز هم دستشو رو کیر من گذاشت و یکمی مالید و گفت الان مناسب نیست ولی شب برات برنامه دارم داریوش باید یه حال حسابی بهم بدی بعد نگاه به مریم کرد و گفت تو رو که الان کردم حیف نا نداری وگرنه به داریوش می گفتم و تو رو هم بکنه که مریم گفت تناز اذیت نکن من سیرمونی ندارم که تناز گفت پرو نشو تا شب .
با هم اومدیم بیرون استخر و رفتیم تو پذیرایی که بچه ها رو صدا کنیم و از خواب بیدار شن اگه شد دوباره بریم تو استخر با هم واترپولو بازی کنیم .
تا رویا و علی پائین بیان تناز گفت راستی می خوام علی و رویا رو به نحوی وارد این بازی جدید و سکس جدیدمون کنم که من گفتم بابا بی خیال اونا راضی نمی شن که تناز گفت اون با من اول علی بعد رویا ما میتونیم با این کار به روابطومن و سکسمون رنگ و بوی تازه ای بدیم شاید علی هم با این اتفاقا کمی گرم تر بشه و زندگیش با مریم بهتر بشه گفتم طرز فکرت خوبه ولی چه جوری گفت اون با من .
همه اومدن و جمع شدیم و رفتیم استخر راستش علی یه جوری به تناز با اون مایویه قشنگش نگاه می کرد تناز هم کاری می کرد که توجه علی رو به خودش جلب کنه موقع یار کشی هم سریع علی رو برای خودش برداشت و من و رویا و مریم هم یه تیم همش تو فکر تناز بودم که زیر آب با علی چی کار می کنه چند بار تو شلوغی و حمله ما با اونا میدیدم که خودشو از پشت می چسبونه به کیر علی که اونم معلوم بود شوکه شده چون همش گل می خوردن منم بی کار نبودم و دائم کون مریم و انگشت می کردم یه بار تو حمله ی ما قشنگ زیر آب دیدم که تناز کیر علی رو گرفته و می ماله که علی انقدر راحت گل خورد که همه بهش خندیدن قیافه ی علی از حشریت داشت قرمز می شد تابلو تابلو بود که برای اینکه فعلاً رویا نفهمه پیشنهاد پایان بازی رو دادم با مریم و رویا از آب اومدیم بیرون اما علی و تناز هنوز تو آب بودن به مریم چشمک زدمو با رویا رفتن بالا ولی من کنار در استخر موندم ببینم چی میشه که تناز پرید و یه لب جانانه از علی گرفت و از آب اومد بیرون و بعد علی با کیر سیخش که تناز بهش گفت بابا چه خبره جمعش کن همه فهمیدن الان مریم می فهمه منو می کشه که علی گفت چی کار کنم تو کردی دیگه بیرون استخر هم علی بیخیال نمی شد و دستش تو شرت تناز بود که تناز بهش گفت شب زیاد مشورب نخور همه خوابیدن با هم یه حال حسابی بکنیم علی شوکه شده بود باورش نمی شد که تناز بهش چنین پیشنهادی داده بود و با سر قبول کرد اومدن بیرون منم سریع رفتم آشپزخونه .
همگی بعد از شام حسابی مشروب خوردیم ولی من حواسم بود زیاد نخورم ولی رویا و مریم زیاد خوردن بعد از کلی شوخی خنده دیگه وقت خواب شده بود رویا رو به سختی بردم خوابوندم و منتظر کار تناز و علی موندم از صداشون معلوم بود دارن میرن پائین سریع رفتم رو بالکن و به اتاق مریم سری زدم دیدم افتاده رو تخت و خوابش برده علی هم نیست . برگشتم به اتاق تناز دیدم که رفته گفتم یا رفتن استخر یا همون موتور خونه برگشتم اتاق و سری به رویا زدم بی هوش بی هوشه رفتم اتاق مریم همون جوری که رو شکم خوابیده بود دستمو کردم تو شلوارش یه تکونی خورد کمی با کوسش بازی کردم که برگشت دید منم گفت مگه تو زن نداری افتادی رو من گفتم مریم الان شوهرت داره تناز و می کنه نمی خوای ببینی گفت نه؟ کجا گفتم همون جا که امیر تو رو می کرد با حالت مستی گفت بریم بلند شد ولی کمی مست بود به زور و آروم با هم رفتیم اول یه سری به استخر زدیم دیدیم اونجا نیستن با هم رفتیم پشت ساختمون از پشت اون پنجره که بله تناز داره کیر علی رو می خوره که انقدر با مهارت این کارو کرد که علی نتونست خودشو کنترل کنه و تو دهن تناز خالی کرد .....
( قسمت سیزدهم )
ولی انگار کارش تموم نشده بود وبه تناز می گفت بخور تا سرحال بشه که مریم گفت این بی شعور وقتی با منه آبش که میاد دیگه کاری ازش بر نمیاد اما حالا نگاه کن چه جوری آماده شده برای بار دوم که علی تناز و بلند کرد و لباساشو درآورد و افتاد به جون سینه هاش و آروم اومد پائین و تو همون حالت سرپایی کوس تنازو لیس می زد و بعد چرخوند و دولاش کرد از پشت کوس وکونشو لیس میزد زیاد حرف نمی زدن فقط صدای آه و اوه تناز به گوش می رسید و بعد علی تو همون حالت کیرشو تو کوس تناز کرد و راحت تا ته رفت توش دیگه آخو اوخ هر دوشون در اومده بود منم که حشری شده بودم تو همون حالت دستمو کردم تو شلوار مریم که بله کوسش خیس خیس بود به راحتی انگشتم تو کوسش می رفت که مریم گفت تو رو خدا بدون مقدمه بکن تو کوسم دارم از دیدن این صحنه دیونه می شم منم از خدا خواسته کیرمو تو کوسش کردم که انقدر خیس بود به راحتی کوسش پذیرای کیرم شد داشتم تلمبه میزدم که به مریم گفتم چه حسی داری از اینکه شوهرت داره تناز و می کنه و تو هم داری به من می دی که گفت دیونه کننده است آروم کیرمو در آرودم و کمی تف زدم وآروم گذاشتم تو کونش به آرومی کونش کیرمو تو خودش میک زد و تا ته رفت تو کونش این اولین باری بود که مریم و می کردم دوست داشتم این دفعه ی اول با کلی مقدمه چینی باشه و واسه هم بخوریم و کارای دیگه ای بکنیم ولی اینم یه مدل بود تو اتاق علی خوابیده بود رو میز و تناز روش بالا پائین می رفت که تو همون حالت تناز کمی بلند شد و یه توف سر کیر علی زد و آروم کیرشو رو سوراخ کونش تنظیم کرد وفرستاد تو کونش که با این حرکت علی یه آخ بزرگ گفت انگار اون داره کون می ده ولی معلوم بود خیلی داره حال می کنه چون کون تناز و چنان چنگ می زد که جای دستاش کون تناز و قرمز کرده و تناز هم با تمام قدرت رو کیر علی تلمبه میزد منم که پشت پنجره تو کون مریم دیگه لباس مریم و زده بودم بالا و سینه هاشو در آروده بودم و داشتم می مالیدم از دیدن این صحنه چنان حشری شده بودم که دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و با یه فشار تمام آبمو تو کون مریم رختم و اون ور هم علی وقتی تناز روش بالا پائین می رفت تو کونش خالی کرد و تناز افتاده بود روش که من دست مریم و گرفتم و با خودم بردم به اتاقش و تو راه گفتم بزار ببینیم بعدش تناز چه نقشه ای داره .
مریم و خوابوندم و رفتم رو بالکن پائین بالکن علی و تناز با هم داشتن حرف می زدن که تناز می گفت علی تو زن امیر و کردی اگه بخواین با هم بی حساب شین امیر هم باید زن تو رو بکنه که علی گفت شوخی ناموسی تناز خندید و گفت بابا غیرت ، علی خندید و گفت من از سکس ضربدری بدم نمی یاد ولی می دونم مریم قبول نمی کنه که تناز گفت اگه من راضیش کنم چی ؟ که علی گفت شرط بندی کنیم اگه قبول کرد که باشه منم حرفی ندارم اگه قبول نکرد باید خودت هر وقت که موقعیت جور بود بیای بهم بدی که تناز گفت من که از خدامه باشه .
با اومدن علی به اتاقش دیدم بیهوش کنار مریم ولو شد و خوابید رفتم اتاق تناز که لخت شده بود و می خواست بره یه دوش بگیره از پشت بقلش کردم که یه هو ترسید ولی تا دید منم گفت تویی ؟ گفتم چه جور بود حال کردی جایی که شوهرت بهت خیانت کرده بود تو بهش خیانت کردی که گفت بابا ول کن داریوش تازه مزه ی زندگیو فهمیدم چیه همیشه با یه نفر که خندیدم و گفتم مثل اینکه از این به بعد باید بیشتر از مریم هوای تو رو داشته باشم که نری تو خیابون گفت خجالت بکش من که جنده نیستم فقط با شماها حواسم هست منظورم این بود که دیگه از سکس تکراری با امیر خسته شدم کمی تنوع برای زندگی لازمه آدم قدر چیزایی که مال خودش هست و بیشتر میدونه گفتم یعنی الان قدر کیر گنده ی امیرو می دونی گفت آره بابا مال علی خیلی کوچیک بود تومو پر نمی کرد گفتم مال من چی ؟ گفت مال تو اندازه بود مال امیر زیادی بزرگ .
گفتم این از علی ، رویا رو چه جوری وارد این بازی می کنی گفت اون با من . گفتم من دوست ندارم کسی زن منو بکنه ها گفت نه بابا هم منو کردی هم مریم حالا تو دوست نداری کسی مال تو رو بکنه گفتم ببین اگه خودش بخواد و دوست داشته باشه عیب نداره من مشکلی ندارم ولی اگه دوست نداشته باشه نه من زوری اصلاً قبول نمی کنم وارد این بازی بشه شما هم که دادید خودتون خواستید من که به اجبار یا به پیشنهاد خودم مجبورتون نکردم تو می خواستی از شوهر انتفام بگیریی دادی مریم که خودش به خاطر شهوتش داده که تناز گفت اگه دوست داشت قبوله ؟ گفتم باشه ولی باید رفتار دیگران هم برام قابل اطمینان باشه اگر بحث سوءاستفاده باشه نه همون جوری که من با شما دو خواهر بودم احترام ها از بین نره اول
شما چهار تا شروع کنید اگه از رفتارتون با هم مطمئن شدم بعد ما دو تا هم باهاتون قاطی می شیم پس قبل از وارد کردن رویا امیر که فردا اومد شما چهار تا مشغول شین تا ببینیم چی می شه پس فعلاً رویا از چیزی با خبر نشه تنازم قبول کرد و خواستم برم بخوابم که که تناز دستمو گرفت گفت کجا بیا با هم بریم یه دوش بگیریم و بعد گفتم بابا سیرمونی نداری الان علی داشت جرت می داد گفت جر!!! فقط داشت قلقلکم می داد با اون کیرش حق داره مریم دنبال کیر گنده بگرده گفتم اره جون عمه ات یادت رفته چه جوری داشتی می خوردیش که گفت شوخی می کنم بد هم نبود تجربه ی خوبی بود خلاصه با هم رفتیم تو حموم بهش یه حال حسابی از کوس و کون دادم که وقتی امدیم بیرون بهش گفتم پشت پنجره ی موتور خونه وقتی شما می کردید منم مریمو کردم که گفت ناراحت نشد ؟ گفتم بابا اینقدر حشری شده بود که نگو . تناز گفت این کوس خول علی با من سر مریم شرط بسته که اگه تونستی راضیش کنی نمی دونه زنش ماهارو راضی کرده ......
( قسمت چهاردهم )
با هم خندیدیم و من رفتم که بخوابم رو تخت کنار رویا خوابیده بودم و به امدن امیر و سکس های شب های آینده فکر می کردم اصلاً دلم نمی خواست از این ویلا به تهران برگردیم واقعاً مسافرت عجیبی بود یک دفعه تمام روابطمون تغییر کرده بود نمی دونم با امدن امیر دوباره به همین شکل باقی می مونه یا با فهمیدن رویا رابطه عشقی من و رویا چه شکلی می شه دوست نداشتم این روابط باعث تیرگی زندگی من بشه چون من رویا رو با هیچ چیزی در دنیا عوض نمی کنم با این فکرا خوابم برد که صبح با صدای دادو بیداد امیر همه از خواب بیدار شدیم با دمش فندق می شکوند که دوباره پیش ما برگشته ولی بیشتر به خاطر رسیدن به مریم که بیچاره اصلاً فکر نمی کرد که چه اتفاقایی که نیافتاده .
همه رفتیم و بهش خوش آمدید گفتیم با هم رفتیم صبحونه خوردیم همه داشتیم حرف می زدیم که تناز به امیر گفت بیا بریم بالا باهات کار دارم چند روزه ندیدمت کلی با هم حرف داریم چند ثانیه بعد منم رفتم بالا اتاقمون تا یه سیگار بکشم سریع رفتم رو بالکن که صدای تناز بود که می گفت من می دونم با مریم رابطه داری که امیر زد زیرش و گفت خیالاتی شده تناز هم گفت ببین دروغ نگو داریوش و من پشت پنجره ی موتورخونه وایساده بودیم و دیدیمتون اگه داریوش نبود اون شب حساب هر دو تونو رسیده بودیم برو خدا رو شکر کن که داریوش آرومم کرد که کاری نداشته باشم بعد هم مریم اعتراف کرده که از تهران چه جوری رابطه شما شروع شده پس زیرش نزن امیر افتاد به غلط کردن و ببخشید که تناز گفت اشکال نداره ولی همون جور که تو دوست داری با مریم رابطه داشته باشی منم دوست دارم با علی شاید هم با داریوش رابطه داشته باشم اگه تو قبول می کنی منم میزارم رابطه ی شما سر جاش باشه وگرنه رسیدیم تهران طلاق و مهریه و دادگاه که امیر بیچاره هم گفت بابا من که حرفی ندارم ولی اگه علی بفهمه که من و مریم رابطه داشتیم که حتماً کار به جدایی اونا می رسه که تناز گفت اون با من اگه رابطه ضربدری بشه اونو هم قافل گیر کنیم مشکلی پیش نمی یاد امیر گفت آخه چه جور ؟ تناز هم گفت اونو من حلش می کنم تو مشکل نداری ؟ امیر گفت من عاشق سکس ضربدری هستم ولی فقط با خواهرات که تناز گفت فعلاً فقط با علی و مریم ، داریوش و رویا بعداً تو فعلاً برو پائین بعد من میام امیر رفت منم برگشتم تا پشت سر امیر برم تا درو باز کردم تناز هم درو باز کرد گفتم خوب همه چیزو گفتی ؟ تناز هم گفت اره ولی داریوش به کمکت احتیاج دارم هر وقت ما خواستیم بریم استخر تو به هر بهونه ای که شده رویا رو ببر بالا و مشغولش کن گفتم باشه و با هم رفتیم پائین .
همه با هم رفتیم تو شهر و دور زدیم و چرخی زدیم برای نهار هم خرید کردیم و برگشتیم ویلا . نهار و حسابی زدیم به رگ و چند پیک هم مشروب همه دراز کشیده بودن که با رویا دو تایی رفتیم تو آب و حسابی آب بازی کردیم که بچه ها هم به ما پیوستن که رویا گفت داریوش من دیگه خسته شدم میرم بخوابم تناز و مریم هم اصرار کردن که بمون ولی رویا رفت و منم پشت سرش اون چهارتا موندن تقریباً همه چیز وفق مراد تناز شده بود با رویا رفتیم بالا که گفت من می خوابم منم یه کم دراز کشیدم ولی فضولی نداشت رویا نیمه خواب گفت کجا گفتم میرم پیش بچه ها تو بخواب که گفت باشه .
آروم اومدم پائین و دم در استخر وایسادم که حسابی با هم می خندیدن آروم درو باز کردم که دیدم مریم و تناز سر توپ با هم کل کل می کنن و امیر و علی هم تشویق می کنن و که تناز برای اینکه توپو از مریم بگیره دست کرد و کرست مریمو کشید پائین که دوتا پستوناش افتاد پائین و مجبور شد سریع توپ و ول کنه تا پستوناشو جمع کنه همه خندیدن و مریم هم برای تلافی اومد و کرست تنازو کشید پائین امیر وعلی حسابی داشتن حال می کردن که تناز اومد پیش علی و مریم رفت پیش امیر شدن دو تا تیم چند باری حمله و دفاع که یه دفعه تناز خودشو مالید به علی و رو کرد به امیر و گفت امیر علی دست زد به من که امیر هم گفت پس منم دست می زنم به مریم تا یر به یر بشه ولی امیر مریم و از پشت بقل کرد که مثلاً مریم خجالت کشید و جیق زد که تناز گفت چته مریم ؟ یعنی بدت اومد و آروم بقلش کرد ودستشو کرد تو شرت مریم که خواست بره عقب ولی چون پشتش امیر بود کونش چسبید به کیر امیر که مریم یهو گفت اینو چه راست کرده که امیر گفت من ؟ دروغ نگو که تناز اومد جلو دستشو زد به کیر امیر و گفت ای عوضی برای مریم سیخ کردی باشه رفت سمت علی و کونشو چسبوند به کیر علی و کمی هم خودشو تکون داد و گفت بیا واسه علی رو هم من سیخ کردم دیگه شوخی شوخی داشتن با هم حال می کردن امیر به هر بهونه کون مریمو می مالید و علی هم کون تنازو حسابی داشتن حال می کردن امیر حتی یه دفعه کرست مریمو در آورد با دستش پستونای مریمو گرفت و به علی گفت خوش به حالت اجب چیزی و هر شب می خوری که علی هم پرو شد و شرت تناز و کشید پائین و دستشو گذاشت لای کون تناز گفت خوش به حال تو که روی همچین کون بزرگی می خوابی دیگه هیچ پرده ای بین این چهارتا نمونده بود به راحتی تن به تعویض زناشون داده بودن امیر لبای مریم و می خورد و علی هم لبای تناز و امیر گفت علی چه جوره زن من بهت حال می ده که علی گفت عالیه مریم چی خوب کسی هست ؟ که امیر گفت بزار ببینم بعد مریم و بلند کرد و گذاشت کنار استخر و شرتشو زد کنار و با صدای بلند گفت بله عالیه و افتاد به کوس لیسی تناز هم به علی گفت تو هم بیا کنار استخر تا برات بخورم علی هم از خدا خواسته پرید بالا و کنار استخر نشست و کیرشو از تو شرتش در آورد تناز با یه حرکت کرد تو دهنش و شروع کرد به خوردن نمی دونستم کدومشونو ببینم تموم ویلا پر شده بود از حال و هوای سکس داشتم نگاه می کردم که امیر کیر گنشو کرده بود .......
( قسمت پانزدهم )
تو دهن مریم که یه دفعه حس کردم یکی کنارم وایساده برگشتم دیدم رویا پشت سر منه و مات ومبهوت داره بچه هارو نگاه می کنه در همین حال تناز اومد رو کیر علی و اون طرف امیر هم کیرشو تو حالت سگی کرد تو کوس مریم . رویا چیزی نمی گفت و فقط داشت نگاه می کرد و متعجب از رفتار اون چهارتا باورش نمی شد که که اونا با هم سکس ضربدری داشته باشن و زناشونو عوض کردن آروم در گوشش گفتم می خوای بریم اتاقمون هیچ حرفی نزد و با سر گفت نه و باز نگاه کرد علی تنازو بلند کرد و ایستاده پشتش قرار گرفت و کرد تو کونش از این حرکت ، رویا خیلی متعجب شده بود انگار باورش نمی شد که تناز کون بده چون خودش بدش می یاد از اون طرف امیر هم کیر گندشو کرده بود تو کون مریم که حسابی جیق مریم و در آورده بود که علی به امیر گفت نامرد کیر به اون گندگی و نکن تو کونش کاری کن سالم بمونه جرش ندی که امیر می خندید و می گفت چیزیش نمی شه معلوم بود هر چهارتایی دارن حال می کنن و راضی از سکس هستن . به رویا نگاه کردم دیدم
هنوز ماتش برده بقلش کردم بدنش داغ بود ولی چون حرفی نمی زد فکر کردم از روی عصبانیت داغ کرده تو همین حالت علی کیرشو از کون تناز کشید بیرون و آبشو با فشار رو کون تناز خالی کرد و امیر هم بعد از چند ثانیه آبشو تو کون مریم خالی کرد هر چهارتا خسته افتادن گوشه ی استخر و من سریع دست رویا رو گرفتم و بردمش اتاقمون .
هنوز حرف نمی زد گفتم چته ؟ گفت باورم نمی شه اونا با هم سکس داشته باشن چه جوری قبول کردن زناشونو با هم عوض کنن بی غیرت ها گفتم حالا می خوای چی کار کنی ناراحتی بریم تهران و دیگه با اینا رابطه نداشته باشیم گفت آره باید بریم . گفتم باشه معلوم بود اصلاً از سکس ضربدری خوشش نمی یاد منم گفته بودم اگه دوست نداشته باشه اصلاً راضی به این کار نخواهم بود گفتم تو بشین من می رم بهشون بگم ما می خوایم بریم تهران .
اومدم پائین تا رسیدم دیدم زنا با مایو دم در استخرن که به تناز گفتم بیا کارت دارم مات بهم نگاه کرد چون از قیافه ی من می شد فهمید خبر بدی براش دارم سریع اومد و ماجرا رو براش گفتم و که رویا می گه باید بریم تهران تناز گفت من الان می رم باهاش حرف می زنم که من سریع بهش گفتم از رابطه ی منو خودت و مریم چیزی نمی گی ها اون اصلاً با این جور رابطه مشکل داره نری کارو درست کنی بدتر بزنی چشمشو در آری گفت درستش می کنم .
اون رفت بالا و که همه پرسیدن چی شده گفتم هیچ چی رویا یه کم حالش خوب نیست منم رفتم بالا و پشت در وایسادم که رویا داشت با تناز دعوا می کرد که خجالت نمی کشید و دیگه شما جنده شدید و تناز هم داشت به آرومی باهاش صحبت می کرد و می گفت بابا یه دفعه پیش اومد و اینکه ما حشری شدیم و نفهمیدیم مثل اون شب که امیر رفته بود دو تایی با هم خوابیده بودیم از روی حوس با هم حال کردیم که رویا گفت منو تو اشکال نداری اما که تناز پرید تو حرفش گفت اما نداره این یه نیازه باید حال کنی رویا گفت با هر کی که شد ؟ مگه ما جنده ایم ؟ که تناز گفت چه اشکال داره تازه اونا هر کی نیستن و تازه شوهرامون هم هستن رابطه هامون هم بهتر می شه دیگه شوهرامون هم بهمون خیانت نمی کنن فقط کافی یه بار امتحان کنی تا بفهمی چی می گم رویا گفت اصلاً رو من حساب نکن من فقط به داریوش می دم که تناز گفت یعنی به منم نمی دی مثل اون شب که رویا خندید که تناز گفت باشه تو فقط به داریوش بده ولی منم می خوام به داریوش بدم و خندید رویا گفت جرت می دم اگه به داریوش دست بزنی که تناز گفت باشه حالا بده اون لبای نازتو بخورم که دیونه ی اون لبای ابجی کوچیکمم دیگه صدایی شنیده نمی شد فقط فهمیدم تناز رویا رو آروم کرد و از رفتن به تهران منصرفش کرد .
به خودم گفتم این تناز اجب مارمولکیه اون شب کی با هم لز داشتن که من نفهمیدم که در باز شد و اون دوتا خندون اومدم بیرون با دیدن من کمی جا خوردن و فهمیدن من پشت در بودم لبخندی زدم و بهشون گفتم ای رویا حالا من کم گذاشتم برات که میری تو بقل خواهرت ترتیب تو بده که هر سه زدیم زیرخنده که رویا گفت همه حرفامونو شنیدی ؟ گفتم بیا بریم پائین هوایی بخور الان تو حالت خوب نیست موقع رفتن پائین تناز پشت رویا و من پشت تناز که یه چنگ محکم از کون تناز گرفتم و تو گوشش گفتم تلافی می کنم .
همه پائین جمع شده بودیم دم دمای غروب بود که امیر پیشنهاد مشروب داد و کنارش بال کباب سیخارو آماده کردیم و وقتی آماده شده بود حسابی از خودمون پذیرایی کردیم تناز به عمد به رویا بیشتر مشروب می داد منم به روی خودم نمی آوردم بعد از یه نیم ساعت همه مست و پاتیل تو سالن کنار زنامون ولو شده بودیم منم رویارو تو بقلم گرفته بودم که امیر و تناز شروع به لب گرفتن کردن رویا گفت بریم بالا که تناز گفت تو این چند شب هر خانواده تو اتاق خودش برنامه داشته حالا یه امشب همه دور هم برنامه داشته باشیم که علی و مریم هم قبول کردن و علی شروع به لب گرفتن از مریم کرد در گوش رویا گفتم بمون نخوای نمی زارم کسی بهت دست بزنه حتی کاری هم باهات نمی کنم بعد از برنامه ی همه می برمت تو اتاق و ترتیبتو می دم فعلاً بشین هر وقت خواستی می برمت رویا هم قبول کرد اون طرف علی سینه های بزرگ مریم و از تو تیشرتش در آورده بود و با ولع می خورد امیر هم داشت از تناز لب می گرفت و از روی تاپش با سینه های تناز بازی می کرد دیدن یه فیلم سوپر واقعی یه حیجان واقعی تو من ایجاد کرده بود و سفت رویا رو بقل کرده بودم که تناز پاشد و امیر نشست رو کاناپه و بعد تناز آروم کیر گنده ی امیر رو در آورد شروع به خوردن کرد و علی هم تیشرت مریم .......
( قشمت شانزدهم )
کشید بالا و از سرش در آورد بعد شلوراکشو کشید پائین و از روی شرت توریش افتاد به جون کوس مریم . رویا هم داشت داغ می شد ولی به روی خودش نمی آورد که دستمو گذاشتم رو سینش که به من نگاه کرد ولی من دستمو تکون ندادم و فقط روش گذاشتم تناز پاشد و جلوی همه آروم شلوار و شرتشو کشید پائین رفت نشست رو کیر امیر و آروم تا ته تو خودش جا داد علی که چشمش دنبال کون تناز بود به امیر گفت نوش جونت اجب کون سفید و قنبلی داره این تناز که امیر گفت اجله نکن به تو هم می رسه وقتی افتادم رو سینه های مریم جونم این کونو بهت می دم هر کاری خواستی باهاش بکن که تناز گفت هوی مگه من کنیزتم که از کیسه ی خلیفه می بخشی که همه خندیدن و تناز باز گفت فعلاً بکن حرف نباشه که امیر دستشو گرفت دور کون تناز و با شدت از زیر تو کوسش می کرد که علی هم اومد روی سینه ی مریم نشست و کیرشو در آورد گذاشت لای سینه های بزرگ مریم که این بار امیر گفت خوش به حالت اجب پستونایی داره این مریم بزار لاش که واقعاً کردن تناز و دیدن کردن مریم حالی می ده که نپرس بعد هم علی کیرشو آورد جلوی دهن مریم و کرد تو دهنش خودشم خوابید رو صورت مریم و انگار تو کوس می کنه تو دهنش تلمبه می زد بعضی وقتها هم تا ته می کرد تو دهنش که امیر گفت خفش نکنی که علی گفت نه عادت داره خودش دوست داره و بعد بلندش کرد ومریم به حالت سگی در
آومد و علی از پشت تو کوسش کرد که مریم یه جیق زد و بعد شروع کرد به آه و اوه کردن که تناز به ما گفت بابا شما هم مشغول شین دیگه که رویا گفت نه مرسی ما تو اتاق خودمون راحت تریم که تناز از روی کیر امیر بلند شد و اومد طرف ما و امیر هم رفت جلوی صورت مریم خوابید که مریم هم کیرشو کرد تو دهنش و براش ساک زد . تناز اومد کنار رویا و دستشو گرفت و بازوشو نوازش کرد و دامنشو یه کم داد بالا و دستشو گذاشت رو کوس رویا که یهو گفت بابا این بدبخت چه
گناهی داره داره از شهوت می میره و کیر داریوشو می خواد بده بکنه و بعد سرشو کرد لای دامن رویا و شروع کرد و به خوردن کس رویا . رویا هم برای اینکه جایی از بدنش دیده نشه دامنشو کشیده بود رو سر تناز که همه زدن زیر خنده که بابا این همه آدم لخت خجالت و بزار کنار و راحت باش که امیر اومد طرف ما و تو اون حالت قنبل کرده تناز از پشت کرد تو کوس تناز که چنان با فشار می زد تو کوس تناز که سر تناز هی می خورد تو کوس رویا که اونم دیگه مستی و شهوت داشت به خجالتش غلبه می کرد که تناز آروم دامنشو داد بالا و پاهای لختش زد بیرون که تناز در حالی که امیر تو کوسش می کرد دست کرد و شرت رویا رو از پاش در آورد افتاد به جون کسش تمام صورت تناز از آب رویا خیس شده بود منم آروم دست کردم و پستوناشو از کرست در آوردم که این بار رویا هیچ مخالفتی نکرد و منم آروم شروع کردم به خوردن سینه هاش
دیگه رویا راه اومده بود و معلوم بود از دیدن سکس زنده تحریک شده نو حرفاش هم به تناز می گفت بخور که هیچ کس نمی تونه مثل تو آب منو با لیس زدن بیاره تناز می گفت فدای کوس نازت می خورم که امیر از تو کوس تناز در آورد و آروم کرد تو کونش که تناز دادش در آمد که رویا بهش گفت تناز چه جوری این کیر بزرگ امیر و تو کونت جا می دی تناز هم بهش گفت اول درد داره ولی بعدش خیلی حال می ده می خوای تو هم امتحان کنی که رویا گفت قربونت نوش جونت من به داریوش هم تا حالا ندادم چه برسه به امیر با این کیر بزرگش تناز که از درد کون راحت شد دوباره افتاد به کوس رویا ده بخور که آروم دستشو آورد جلو و کیر منو گرفت و از روی شلوارک مالید و به رویا گفت اگه نمی خوای به داد این بدبخت برسی خودم براش کاری کنم که رویا گفت مثلاً چه کاری که کیر منو در آورد و شرع کرد به لیس زدن و از سرش که رویا گفت اوی صاحاب داره ها که برگشت و به حالت قنبل کنار سر تناز شروع به خوردن کیر من کردن به امیر نگاه کردم دیدم چشمش به کون لخت رویاست که آروم همزمان با تلمبه زدن تو کون تناز دستشو گذاشت رو کون رویا که رویا سریع برگشت به عقب ولی اعتراضی نکرد و امیر هم شروع کرد به مالیدن کون رویا این اولین باری بود کسی دست به کون زن من می زد راستش زیاد دوست نداشتم ولی به همیشه به آزاد گذاشتن رویا و اینکه راحت باشه اعتقاد داشتم و چون خودش قبول کرده بود منم اعتراض نکردم خوب کیر منم تو دهن زن اون بود دیگه . امیر دیگه راحت شده بود و انگشتشو کرده بود تو کوس رویا و بهش حال می داد و رویا هم حسابی حشری شده بود اون طرف هم علی کرده بود تو کون مریم و داشت حسابی حال می کرد که امیر به مریم گفت دوست داری دو تایی با امیر ترتیبتو بدیم یکی از عقب یکی از جلو که مریم انگار از خداشه گفت جون بیا بیا که همیشه عاشق این حرکت بودم که دو تا کیرو تو خودم حس کنم خلاصه امیر رفت زیر مریم و کرد تو کوسش و علی هم از پشت کرد تو کونش که مریم دیگه دادشت جر می خورد و می گفت جرم دادید آآآآخخخخخ ولی بعد از چند لحظه دیگه تو حال خودش نبود به تناز می گفت دیونه کننداست دوتا کیر چه حالی میده رویا داشت شاخ در می آورد که مریم اینقدر توانایی دادن داره مثل جنده ها امیر و علی داشتن سرویسش می کردن که رویا دیگه نتونست تحمل کنه و بلند شد تناز زد کنار و نشست رو کیر من با چنا شدتی تلمبه می زد که گاهی ووقتها شکمم و تخمام درد می گرفت ولی چون رویا داشت حال می کرد چیزی نمی گفتم از زیر تناز هم داشت تخمامو می مالید که مریم جیق زد و آروم شد که تناز گفت کشدید بدبختو بیا مریم استراحت کن نوبت منه این کارو تجربه کنم که این بار علی خوابید رو زمین و تناز کیرشو کرد تو کوسش و امیر هم کیرشو کرد تو کون تناز امیر هم محکم می کردش هم کون تناز و سرخ کرده بود......
( قسمت هفدهم )
از بس در کونش زده بود مریم اون طرف ولو شده که صداش کردم و اومد پیش من همزمان رویا که بالا پائین می رفت منم سینه های ناز و گنده ی مریم و می خوردم چه حالی می داد همه مشغول بودم تناز که داشت با دو تا کیر گائیده می شد و رو ابرا بود به رویا گفت دوست نداری این کارو تجربه کنی که رویا گفت شما دیونه اید من از این کارا در توانم نیست رویا رو از روم بلند کردم رو کاناپه قنبل کردم و رفتم پشتش کردم تو کوسش که امیر گفت بابا از کون بکنش باز بشه که رویا گفت نه نه منم شروع به تلمبه زدن کردم که مریم هم مثل رویا کنارش قنبل کرد وبه من گفت بیا اگه کون دوست داری بکن تو کون من که رویا گفت آره بکن تو کون مریم می خوام ببینم چه جوری تو کونش میره کمی کون مریمو خیس کردم و به رویا گفتم دوتا کونش با دست برام باز کن و اونم انجام داد و به راحتی و آروم کردم تو کون مریم آخ که چه حالی می دی لحظه ی اول ورود کیر تو کون و شروع کردم به تلمبه و رویا هم محکم در کون مریم می زد و کون سفیدشو حسابی سرخ کرده بود از کون مریم در آوردمو دوباره کردم تو کوس رویا که مریم گفت بزار الان میام و رفت با یه قوطی روغن اومد و سوراخ رویا رو چرب کرد که رویا گفت چی کار می کنی ؟ مریم گفت کاریت نباشه بعد انگشتشو کرد تو کون رویا به رویا گفت چه جوره درد داره ؟ که رویا گفت نه خوبه منم تو کوسش می کردم مریم همزمان با انگشت کردن کون رویا پستوناشو می مالید که حشری تر بشه بعد دوتا انگشتشو کرد تو کونش بعد از چند حرکت سه انگشت که رویا جیقش بلند شد که مریم گفت ببین اندازه ی این سه انگشت که تو تحمل کردی از کیر داریوش بیشتره دیدی من چه جور تا ته تو کونم جا دادم حالا نوبت توست بعد من آروم کیرمو در آوردم و مریم برام چرب کرد و آروم سرشو گذاشتم دم سوراخ رویا با یه فشار سرش رفت تو کونش که دادش در اومد کمی صبر کردم تا سوراخش میزون بشه مریم رفت زیر من و به زور زبونشو رسوند به کوس رویا و مشغول ساک زدن شد تا رویا رو حشری تر کنه منم آروم تا نصفه کردم تو کونش که با ناخوناش رون منو از پشت چنگ می انداخت که با یه حرکت تمام کیرمو کردم تو کونش و توش نگه داشتم تا آروم بشه نفسش بند اومده بود این اولین بار بود که به من از کون میداد براش سخت بود و درد زیادی و تحمل می کرد ولی برای اینکه جلوی خواهراش کم نیاره چیزی نمی گفت مریم هم از زیر مشغول بود که تناز گفت آفرین به خواهر گلم دیدی تونستی که امیر گفت بالاخره اوپنش کردی و من به آرومی شروع به تلمبه زدن کردم واقعاً حال می داد رویا هم دیگه درد نداشت و داشت حسابی حال می کرد که علی از زیر تناز بیرون اومد و خودشو رسوند به مریم خوابوند رو کاناپه و پاهاشو داد بالا و یه زرب تو کونش کرد با تلمبه های علی پستونای مریم حسابی تکون می خورد در حین کردن کون رویا دستمو روسوندم به پستونای مریم اونو می مالیدم رویا هم داشت حسابی از کون دادن لذت می برد که گفتم رویا می خوای علی هم یه حالی با کونت کنه که مریم گفت آره یکم استراحت کن ماله علی کوچیک تره راستش تا این لحظه زنای علی و امیرو کرده بودم ولی اونا هنوز رویا رو نکرده بودن که علی کیرشو در آورد و اومد پشت رویا و به آرومی کیرشو تو کون رویا کرد کمی صبر کردم تا لحظه وارد شدن یه کیر تو کون زنمو ببینم راستش کمی خوشم اومد از این صحنه و منم کیرمو کردم تو کوس مریم اوفتادم روش از لب و سینه هاش حسابی لذت بردم علی هم داشت حسابی حال می کرد با کون رویا ولی کمی معضب بود به همین خاطر به آرومی کارشو انجام می داد اون طرف امیر و تناز هم داشتن حال می کردم که اومدن پیش ما امیر به من گفت بیا با تناز منم کمی با مریم حال کنم که من رو زمین دراز کشیدم و تناز اومد روم کیرمو گرفت کرد تو کوسش هی سینه هاشو به صورت من میمالید و می گفت بخور برام امیر مشغول کردن کون مریم شد و رو شکم خوابوندم بود خودشم روش به شدت داشت تو کونش می کرد که تناز گفت به امیر گفت حالا نوبت توئه برو رویا رو بکن که علی کیرشو در آورد و اومد تو همون حالت مریمو کرد و امیر روفت پشت رویا خواست بکنه تو کونش که رویا خیلی دردش گرفت و اجازه نداد از کون بکنش امیر هم کرد تو کوسش رویا داشت از کوس جر می خورد می گفت این کیر داره کوسمو جر می ده چه جوری از کون بهت بدم ولی معلوم بود از جلو خیلی بهش حال می ده تناز هم بلند شد و رو شکم خوابید و من رفتم روش و کردم تو کونش و روش دراز کشیدم واقعاً از این حالت سکس خیلی خوشم می یاد علی با فشار مریمو می کرد که یه دفعه داد زد و آبشو تو کون مریم خالی کرد امیر هم که یه کوس تازه گیر آورده بود نتونست تحمل کنه کیرشو از کوس رویا در آورد و همه ی آبشو رو کمر و کون رویا خالی کرد اون چهارتا دیگه نا نداشتن و پیش هم ولو شده بودن من هنوز داشتم تو کون تناز می کردم که تناز گفت بکن علی و امیر که اوت شدن تو فعلاً تنها مرد این جمعی منم برای اینکه تناز بیشتر حال کنه قنبلش کردم و کیرمو یه بار تو کونش به بار تو کوسش فرو می کردم که دیگه نتونستم تحمل کنم و وقتی تو کونش می کردم با فشار آبمو تو کونش خالی کردم و یه طرف ولو شدم هر شش تامون یه سکس ضربدری توپ داشتیم اوج شهوت و ارضاء شدن از خستگی لخت همون جا خوابمون برد .
صبح که از خواب بیدار شدیم تو همون حالت منظره ی جالبی بود سه مرد لخت و سه زن لخت تو همون وضعیت همه رفتیم استخر دیگه پیش هم مشکلی نداشتیم و راحت راحت این سفر تموم شد ولی بعد از این سفر هفته ای یه بار خونه ی یکی از باجناقا بساط سکس ضربدری بود توی این یکسال گذشته سعی کردیم لذت زندگی و با این کار تجریه کنیم رابطه هامون قویتر شده بود و احتراما بیشتر کسی هم به کسی خیانت نمی کرد . پایان

نوشته: داریوش

3.29412
نمره شما: هیچ :میانگین 3.3 (34 رأی )

28 نظر

سناریو نویسیت خوبه، خیلی هم

نوشته Leila sh در 9. December 2012 - 10:56

سناریو نویسیت خوبه، خیلی هم بعضی جاها به حاشیه نری بهتره خواننده رو خسته می کنی .
ولی کلاً دست به قلمت خوبه ادامه بده.
اما یک سخن هم با کسانی که نویسنده ها رو محکوم به بی ناموسی و از این حرف ها می کنن:
شما وقتی توی نوار آدرست تایپ کردی: شهوانی دات کام، یعنی باید منتظر همه جور عکس و فیلم وخاطره سکسی از هر کسی و هر شخصیتی باشی.
اینکه سکس با محارم گناه داره بله گناه داره ولی به نظر شما تو کشور ما بصورت غیر علنی انجام نمی شه ؟ چرا میشه !
اینهایی که شما می خونید تازه یه مقدارشه، البته بعضی هاش زاییده خیاله و ذهن نویسنده است ، بعضی هاش هم واقعیته که در هر صورت هنر نویسندگی شخص رو می رسونه ... و اینکه با فحش دادن شما نه طرف نهی از منکر می شه نه از کارش پشیمون می شه، فقط شأن و شخصیت خودتون رو بردید زیر سوال ... پس یا نیائید شهوانی یا اگه اومدید منتظر هر چی باشید.. نصیحت خواهرانه من رو هم امیدوارم ببخشید

فقط ميتونم بگم بگا رفتم

نوشته اشكان٢ در 9. December 2012 - 11:53

فقط ميتونم بگم بگا رفتم همين
تازه من همشو نخوندم
الان فعلا سرگيجه دارم نميتونم نظر بدم فقط بگم كه خيلى مشكل داشت

ادمين چرا اينجورى داستان ميذارى 17 قسمتو يجا گذاشتى حواست هست؟

kash ghemat ghesmat mizashti

نوشته asemooni در 9. December 2012 - 16:22

kash ghemat ghesmat mizashti admin e aziz!!!!!!! heyf ke natunestam ta tah bekhunam Big Grin dar kol az khianat badam miad

من همشو خوندم , خب به کیر شیر

نوشته Ferishahrap در 9. December 2012 - 16:51

من همشو خوندم , خب به کیر شیر علی قصاب که خوندی .

عزیزم بد کاری میکنین , غیرت خوب چیزیه .

کس مشنگ من که میدونم اومدی اینجا چیرو رواج بدی , زن احترام داره , مرد غیرت داره , میدونم اومدی اینارو تخریب کنی .

کهکشان راهه شیری تو کونت .
کیر استیون هاوگینگ تو کونت , ولی اون بدبخت فلجه که...
کیر استیو جابز به علاوه ی یک عدد ایفون 5 تو کونت .
کیر شیرعلی قصاب و اسدالله میرزا و دایی جان ناپلیون تو کونت...

نظریه نسبیت تو کونت . عام و خاصش .

سایت شهوانی تو کونت. و کیرت تو کون ادمین با این داستان اپ کردنش.
اون ویلا تو کونت .

راستی میدونستی دیشب صدای آمریکا مصاحبه ی شاهین نجفی رو نشون میداد??!!!

کیر کل اشرار تو کونت.

ولی در کل زیبا نوشتی , ولی ننویس دیگه.

man 6 ghasmat aval khondam

نوشته tastyboy در 9. December 2012 - 23:42

man 6 ghasmat aval khondam khob bod.baghiasho badan mikhonam.
jaleb boood.
yejooori neveshti khanande mitone kamel tasavor kone.
avarin

11 تا خواهرزن داری؟ طولانی

نوشته sarah.asal در 10. December 2012 - 1:00

11 تا خواهرزن داری؟ Surprise
طولانی بود نخوندم ولی چون داستانت محارم هست نمیخونم و میگم خاک عالم بر اون سرت کنن خواهرزن که هیچی تو زن هم نداری بدبخت که نشستی داستان ردیف کردی پاشی نوشته هات هم جق زدی قزمیت

باهال بود دمد گرم

نوشته EIS در 10. December 2012 - 2:59

باهال بود
دمد گرم

باهال بود دمد گرم

نوشته EIS در 10. December 2012 - 3:06

باهال بود
دمد گرم

این یک داستان دزدی از سایت

نوشته nazanin2015 در 10. December 2012 - 3:19

این یک داستان دزدی از سایت امیر سکسی بود که میتونین اونو توی سایتش مشاهده کنین
نویسنده متقلب از این که کیر شدید عذرخواهیم
با تشکر سامی شهوتی

طولانی ولی قشنگ

نوشته Eminem 021 در 10. December 2012 - 3:42

طولانی ولی قشنگ

ای شیطونبلا ها

نوشته خاله میترا در 10. December 2012 - 3:58

ای شیطونبلا ها

خیلی طولانی اما

نوشته nilofari در 10. December 2012 - 5:16

خیلی طولانی اما باحااااااااااال بود.خسته نباشی دلاور

شیشه اش خوب بوده! چند کلاس

نوشته Ibid در 10. December 2012 - 5:45

شیشه اش خوب بوده!
چند کلاس درس خوندی، قشنگ؟!
ترتیب خواهر زنه رو دادی،ولی اسمشم بلد نیستی بنویسی؟!

قصه ی کلثوم ننه نوشتی؟!
باورم نمیشه تا قسمت هفت رو خوندم!خواهر بیکاری رو گاییدم!
ادمین جان،تو روحت!

دمت گرم...خیلی حوصله داری

نوشته hosaco1391 در 10. December 2012 - 10:42

دمت گرم...خیلی حوصله داری بابا....خوب بود..چندبارخواستم وسط خوندن بیخیال بشم نتونستم....به نوشتن ادامه بده

دوست خوب من ،ممنون از

نوشته afucker در 10. December 2012 - 16:30

دوست خوب من ،ممنون از داستانت،بسیار زیبا نوشتی و مطمئن هستم که نویسنده ای و خوب آموزش دیدی فضا سازی داستان آنقدر واقعی بود که خواننده خود رو داخل این فضا احساس میکرد شخصیت و تیپ سازی افراد رو دقیق و حساب شده ساخته و پرداخته کرده بودی و جالب اینکه خواننده با شخصیت های داستان همزاد پنداری میکرد و خود را جای شخصیت های دلخواه داستان قرار میداد ترکیب داستان داری زمان بندی و در چهار چوب بود و جالبتر از همه ویراستاری خوب داستان بود که سطر بندی و اصول نگارش کاملا حرفه ای انجام شده بود و تماما حاکی از انجام یک کار حرفه ای از یک نویسنده حرفه ای داره
بازهم ممنونم ازت حتما ادامه بده منتظر داستانهات هستم موفق باشی.

Khob vali be roman shebahat

نوشته Elman ab در 10. December 2012 - 19:54

Khob vali be roman shebahat dasht mitonesti ghasmat be ghasmat mineveshti

خیلی داستان خوبی بود، خیلی

نوشته Mr.Instinct در 11. December 2012 - 12:32

خیلی داستان خوبی بود، خیلی خوب نوشته بودی
فقط یه جا تو قسمت 14 گفتی تو استخر مریم و تناز کرست هم ر در آوردن
اما دوباره نوشتی امیر یدفعه کرست مریم رو در آورد.
البته تو این همه مطلب این یه جا اصلا مهم نیست
در کل بعد از مدت ها یه داستان خوب خوندم، تقریبا مثل فیلمنامه بود

منتظر بقیه کارات هستم
موفق باشی

داریوش جشنگ بود من 45 دقیقه

نوشته PENIS72 در 12. December 2012 - 10:03

داریوش جشنگ بود من 45 دقیقه طول کشید همرو خوندم تو چنتا سانس زمان برد نوشتی خدا پدر نویسمده ی فیلمارو بیامرزه راستی نکنه نویسنده ی فیلم سکسی هستی. ولی زن ارزش داره

اوه بچه ها خاله میترا سرش

نوشته Ghesse toolani در 16. December 2012 - 3:45

اوه بچه ها خاله میترا سرش خلوت شده داستان میخونه اونم چه داستانی!
اگه کسانی که انقدر وقت میزارن یه همچین داستانی رو بخونن می رفتن سر ساختمون کارگری می کردن روی هم رفته بیش از ده میلیارد تومن درامد زایی می شد تازه فقط با کارگری حالا ببین چه ضرری به مملکت زدی فقط با کسشعرات
در کل دست به قلمت خوب بود نمرتم ۴

زنت دگه خواهر نداره منم

نوشته beh.niya در 20. December 2012 - 6:55

زنت دگه خواهر نداره منم بکنمش.؟ کونم پاره شد تا خوندمش این داستانت حکم هزار یک شب داشت از بس طولانی شد اونقدر اسم کباب خوردن اوردید تا گشنم شد.در کل کس عمت :دی

زنت دگه خواهر نداره منم

نوشته beh.niya در 20. December 2012 - 6:56

زنت دگه خواهر نداره منم بکنمش.؟ کونم پاره شد تا خوندمش این داستانت حکم هزار یک شب داشت از بس طولانی بود اونقدر اسم کباب خوردن اوردید تا گشنم شد.در کل کس عمت :دی

داستانش جذاب بود.. بنظرمن سکس

نوشته barbodbarby در 26. December 2012 - 5:18

داستانش جذاب بود.. بنظرمن سکس ضربدری اگه طرفین راضی باشن چه اشکالی داره؟؟ بهتره جنده شدن.. الان ملت ایران ببینید.. دختراش چندتا چندتا بی اف یا بهتر بگم کیر دارن.. درصورتی که تو فرهنگهای دیگه دوست پسر معادل شوهر و نشانه خیانت نکردن میدونن و اتفاقا دخترا دست به دامن هرکسی نمیشن.. ولی اینجا همه چیش برعکسه.. ما داریم جنده پرورش میدیم.. بابا قبول کن وقتی ایجاد رابطه حتی همون ازدواج انقدر سخته انحراف پیش میاد.. این کس خلهایی هم که میان اینجا کس میگن انگار علی داستان هستن.. اینم بگم اصلا من بیغیرت ولی صداقت و راستگویی به هرچیزی حتی وفاداری ترجیه میدم..

داستانش جذاب بود.. بنظرمن سکس

نوشته barbodbarby در 26. December 2012 - 5:23

داستانش جذاب بود.. بنظرمن سکس ضربدری اگه طرفین راضی باشن چه اشکالی داره؟؟ بهتره جنده شدن.. الان ملت ایران ببینید.. دختراش چندتا چندتا بی اف یا بهتر بگم کیر دارن.. درصورتی که تو فرهنگهای دیگه دوست پسر معادل شوهر و نشانه خیانت نکردن میدونن و اتفاقا دخترا دست به دامن هرکسی نمیشن.. ولی اینجا همه چیش برعکسه.. ما داریم جنده پرورش میدیم.. بابا قبول کن وقتی ایجاد رابطه حتی همون ازدواج انقدر سخته انحراف پیش میاد.. این کس خلهایی هم که میان اینجا کس میگن انگار علی داستان هستن

داستانش جذاب بود.. بنظرمن سکس

نوشته barbodbarby در 26. December 2012 - 5:24

داستانش جذاب بود.. بنظرمن سکس ضربدری اگه طرفین راضی باشن چه اشکالی داره؟؟ بهتره جنده شدن.. الان ملت ایران ببینید.. دختراش چندتا چندتا بی اف یا بهتر بگم کیر دارن.. درصورتی که تو فرهنگهای دیگه دوست پسر معادل شوهر و نشانه خیانت نکردن میدونن و اتفاقا دخترا دست به دامن هرکسی نمیشن.. ولی اینجا همه چیش برعکسه.. ما داریم جنده پرورش میدیم.. بابا قبول کن وقتی ایجاد رابطه حتی همون ازدواج انقدر سخته انحراف پیش میاد.. این کس خلهایی هم که میان اینجا کس میگن انگار علی داستان هستن

داستانش جذاب بود.. بنظرمن سکس

نوشته barbodbarby در 26. December 2012 - 5:25

داستانش جذاب بود.. بنظرمن سکس ضربدری اگه طرفین راضی باشن چه اشکالی داره؟؟ بهتره جنده شدن.. الان ملت ایران ببینید.. دختراش چندتا چندتا بی اف یا بهتر بگم کیر دارن.. درصورتی که تو فرهنگهای دیگه دوست پسر معادل شوهر و نشانه خیانت نکردن میدونن و اتفاقا دخترا دست به دامن هرکسی نمیشن.. ولی اینجا همه چیش برعکسه.. ما داریم جنده پرورش میدیم.. بابا قبول کن وقتی ایجاد رابطه حتی همون ازدواج انقدر سخته انحراف پیش میاد.. این کس خلهایی هم که میان اینجا کس میگن انگار علی داستان هستن

داستانش جذاب بود.. بنظرمن سکس

نوشته barbodbarby در 26. December 2012 - 5:26

داستانش جذاب بود.. بنظرمن سکس ضربدری اگه طرفین راضی باشن چه اشکالی داره؟؟ بهتره جنده شدن.. الان ملت ایران ببینید.. دختراش چندتا چندتا بی اف یا بهتر بگم کیر دارن.. درصورتی که تو فرهنگهای دیگه دوست پسر معادل شوهر و نشانه خیانت نکردن میدونن و اتفاقا دخترا دست به دامن هرکسی نمیشن.. ولی اینجا همه چیش برعکسه.. ما داریم جنده پرورش میدیم.. بابا قبول کن وقتی ایجاد رابطه حتی همون ازدواج انقدر سخته انحراف پیش میاد.. این کس خلهایی هم که میان اینجا کس میگن انگار علی داستان هستن

داستانت خیلی خیلی خوب و باحال

نوشته man.police13 در 26. December 2012 - 20:17

داستانت خیلی خیلی خوب و باحال بود بهت تبریک میگم.طرز داستان نویسی که داری، مثل نویسنده های حرفه ای هست. بهت تبریک میگم. ادامه بده. موفق باشی.

دمت

نوشته Obikk در 6. January 2013 - 9:34

دمت گررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم

خیلی باهال بود
به حرفای دگران هم گوش نده من که خوشم اومد