داستان سکسی لباسشویی

30 posts / 0 new
آخرین پست
hoffman
آف لاین
عضو از: June 10
پست ها: 12
داستان سکسی لباسشویی

سلام من فريبرزم مي خوام يكي ديگه از داستانهاي سكس فاميلي ام رو تعريف كنم.داستان از انجا شروع شد كه شوهر خالم قرار بود براي ماموريت بره خارج از كشور و من هم مجبوربودم براي اين مدت برم پيشه اون البته ناراحت نبودم چون من خيلي خالم رو دوست داشتم و هميشه آرزوي كردن خاله ام تو دلم مونده بود.
اسم خاله من مهتابه و 28سال سن داره و هنوز هم بچه دار نشده،راستش رو بخواين خيلي خوشگله از زيباى مثله ماه مي مونه.منم خيلي با اون شوخي دارم.هر وقت كه تو جمع حرف مي زد ،من مي گفتم چه خوشگله اين خانومه!! بيچاره كلي خجالت مي كشيد،اگه شوهرش نشسته بود مي گفت:نگاش كن علي اگه هم نبودش بلند مي شد به زدن من.خلاصه ما با هم خيلي خوبيم.اره روز يكشنبه بود كه من رفتم خونه خاله مهتاب اينا،تا رسيدم شوهر خالم رو دم در ديدم گفتم كجاعلي اقا ،اونم گفت مي رم اداره جلسه است چون فردا مي خوايم بريم،گفتم خوب به سلامتي حالا كو خاله؟گفت برو كمكش لباسشويي سوخت بيچاره داره با دست لباس ميشوره،خنده اي زدم و گفتم برم يخورده بهش بخندم ،لبخندي زد و گفت اذيتش نكني ها،با خنده سرم رو پايين اوردم يعني باشه.داخل خونه رفتم،داد زدم دوست دختر من كجاست؟ يهو گفت كوفت ،صداش از طرف حموم ميومد،رفتم طرفش ولي تا ديدمش نتونستم جلوي خودم رو بگيرم و زدم زير خنده.اون وقتي منو ديد دارم اونجوري مي خندم ،سرش رو بالا برد و گفت خدا دلم به اين خره خوش بود اينم از اين.اينو كه گفت دلم به حالش سوخت گفتم كمك مي خواي؟گفت بيا تو آب بكش.منم سري شلوارم رو در آوردم با شلوارك رفتم تو حموم نشستم كنارش به آب كشيدن لباسها.خاله يه تاپه مشكيه چسبون تنش بود(تاپ رو من روز تولدش براش خريدم)و يه دامن مشكي،موهاشم چونخيلي بلند و لخت بود از پشت داخل تاپش گذاشته بودشون.داشتم كمكش مي كردم كه هي مي گفت بابا يواش تر خيسم كردي ،آخه راست مي گفت من بلد نبودم كار كنم خلاصه يهو ديدم دامنش رو جمع كردبالاي زانوش يعني قشنگ مي تونم بگم فقط شورتش پيدا نبود.عجب رونهايي داشت بي صاحاب سفيد و ناز،همين جور چشام به پاهاش مونده بود كه گفت:چه مرگته؟گفتم تو فكر بودم خاله،گفت :تو چه فكري؟،گفتم :خوش به حاله علي آقا،گفت:مگه چي داره اون كه تو نداري نفله؟گفتم:نگاه كن اين تازه رونشه اون زير ميرا ببين حالا چه خبريه!!گفتم:خاله چقدر بدم نشونم بدي؟گفت:حالا چون آشنايي پول نمي گيرم اينا رو بشور.فكر كنم به شوخي گرفته بود حرف منو ولي من نيم ساعت لباسا رو تموم كردم،رفتم ديدم رو مبل نشسته داره ماهواره نگاه مي كنه.رفتم كنارش نشستم گفتم:تمام شدن،اونم گفت آفرين پسر خوب.همون جور كه كنارش نشسته بودم خم شدم دامنش رو گرفتم دادم بالا،گفت:خره من خالتم ها،جو گرفته تو رو انگار ،منم گفتم قول دادي،همون جوري كه اون داشت دامن رو مي كشيد و من مي كشيدم دستامودور دستاش حلقه كردم و خابيدم روش ،سرمو گذاشتم رو سينه هاش عجب سفت بودن،گفتم :خاله به ايناميگن پستون؟گفت :نه كه نديدي تا حالا ،خوبه خودم يه بار مچتو گرفتم،گفتم :نمي گي ها؟،گفت:نه منم شروع كردم به ليسيدن گردنش ،اون چيزي نمي گفت:يه 2 دقيقه كه گذشت گفت :اگه فقط همين جا رومي خواي بخوري تا من پاشم،گفتم:نوكرتم هستم.دستاشو ازاد كردم دامنش رو در آوردم با شورت صورتي رنگ بود و چون خيلي سفيد بودن پاهاش خيلي بهش ميومد.تاپش رو هم در آوردم ،زير اون تاپ چه خبرهايي بود!!!!سينه هاش آزاد بودن،مثل دو توپ آويزون خيلي گرد و تقريبا بزرگ بودن،از سفيدي بيشتر به برف شبيه بود.تا اون سينه ها رو ديدم،نتونستم دوام بيارم سريع حمله كردم و شروع كردم به خوردن اونا،واقعا مزه داشت.خيلي حال ميداد.همونجوري كه داشتم مي خوردم سرم رو چرخوندم به طرف صورتش،ديدم چشاشو بسته،لباشو داره گاز مي گيره و ناله هاي خيلي آرومي هم مي كرد.يهو پريدم رو لباشو ،شروع كردم به لب گرفتن و خوردن لباش.هر دو تامون خيلي حشري شده بوديم،من كيرم و كه به حالت آماده باش بود از داخل شلوار درآوردمنهادم جفت صورتش گفتم خيسش كن،اونم نهادش تو دهنش يه خورده ساك زد كه ديدم به نفس نفس زدن افتاده فهميدم كه تا حالا ساك نزده بود.سريع كيرم رو تو كسش نهادم،واااااااي كه چقدر گرم بود!!!خيلي حال ميداد عقب و جلو كردن توي اون كس از بيشتر اينكه ميديدم خالم زير دستم درد ميكشه حال مي كردم ،ديگه صداي جيغش بلند شده بود.خواستم بچرخونمش كه از عقب بكنمش كه رازي نشد داشت گريه مي كرد مي گفت زود باش از همين جا كارو تمام كن منم ادامه دادم.همديگه رو بغل كرده بوديم دهنش كناره گوش من بود.با گريه مي گفت :تشنه ام زود باش،خيلي تشنمه ،يه آب داغ مي خوام كه خودش بپره بره داخل.اين حرفو كه شنيدم حس كردم آبم داره مياد،سريع درش اوردم و آون شروع كرد به خوردن تا قطره آخرش هم خورد.دوباره همديگه رو بغل كرديم و شروع كرديم به لب گرفتن.بعد سريع يه دوش گرفتيم و نشستيم منتظر تا علي آقا بياد.خلاصه اينكه تا موقعي كه علي نبود من هواي زنشو داشتم و تو اين مدت كاري كردم كه جاي خاليشو احساس نكنه.

2.80642
نمره شما: هیچ :میانگین 2.8 (1090 رأی )
ben00099
آف لاین
عضو از: January 11
پست ها: 1
کیرمو نهادم تو کس خواهرت با

کیرمو نهادم تو کس خواهرت با این مزخرفاتی که نوشتی Waiting
مردیکه حروم زاده ...

saman4644
آف لاین
عضو از: February 11
پست ها: 6
با عرض سلام . اگه لر نبودی

با عرض سلام . اگه لر نبودی میگفتم کس وشعر تلاوت میکنی ولی از شما اشغالها همه کاری بر میاد. کیرم را نهادم توی فرق کس خواهرت.

sarbandar
آف لاین
عضو از: June 11
پست ها: 3
chera inghad kosher shode in

chera inghad kosher shode in sait dast haie male zamane hazrate adam ro ham gozashtan

کسرا خان
عکس های کسرا خان
آف لاین
عضو از: August 11
پست ها: 2
آخه کس کش این شد داستان .

آخه کس کش این شد داستان . کیرم تو اون تخیلت . ازش معلم تا حالا ساک نزده ولی بعد تا آخر آبت رو خورد!!! جنده هم به این راحتی کس نمیده

بهزاد20
عکس های بهزاد20
آف لاین
عضو از: August 11
پست ها: 1331
من که میگم دروغ بود

من که میگم دروغ بود

__________________

kodex44
عکس های kodex44
آف لاین
عضو از: September 11
پست ها: 1
kos maghz

chera tavahomi minevisid
harf az to koneton miad ya dahaneton

po_babak
آف لاین
عضو از: September 11
پست ها: 1
كيرم تو مغزت و بس

كيرم تو مغزت و بس

rezatehrani50
عکس های rezatehrani50
آف لاین
عضو از: September 11
پست ها: 6
به نظر من کسی اگه بخواد زن

به نظر من کسی اگه بخواد زن خودشم بکنه به این راحتی پا نمیده. اقلا یه ذره مقاومت یه ذره ناز و چس یه ذره عشوه
تا تو گفتی یهو اونم خوابید و داد؟
یهو بگو شما کل فامیلتون جنده هستن دیگه که به این راحتی میخوابید روی هم
راستی بابات واقعا بابای خودته؟

K I N G
عکس های K I N G
آف لاین
عضو از: July 11
پست ها: 12
کیرم را نهادم دم کونت و چنان

کیرم را نهادم دم کونت و چنان فشاری دادم که چشات از حدقه زد بیرون کونیعلی اقا هم اون موقع رفته بوده خواهرو مادر جنابعالی دروغ گفته جلسه داره!!!!!عنوان داستانتم تخمی بود!

sharagin
آف لاین
عضو از: August 11
پست ها: 1
بابا چیکارش دارید بنده خدارو

بابا چیکارش دارید بنده خدارو از این ملت ایرا ن هر چی بگید بر میاد من خودم با دو تا چشای خودم دیدم

Enteghad sazande
آف لاین
عضو از: October 11
پست ها: 3
شوشولتو خودت ميخوري؟؟؟ ماشين

شوشولتو خودت ميخوري؟؟؟
ماشين لباسشويي؟؟؟
نه نه نه نه !!! اشتباهه!

kingmarshall
آف لاین
عضو از: October 11
پست ها: 4
ازكي تاحالا اين فاميل هاي

ازكي تاحالا اين فاميل هاي نزديك اينقدر راحت به آدم پاميدند؟؟؟؟؟؟؟

بعدم فكرنكنم اون خاله ات بود،احتمالا زنت بود كه كرديش،براي اينكه خيلي خجالتي هستي گفتي خاله ام است

ممی
آف لاین
عضو از: September 11
پست ها: 5
کیرم تو حلقت

برو از پسر خاله هات بپرس ننه وخواهراتو چند بار کردن؟

sos405
عکس های sos405
آف لاین
عضو از: October 11
پست ها: 2
کو......

اگه تو خونوادهت کسی لباسشوییش خراب شد بگو من تعمیرش میکنم قول میدم از کس نکنمش فقط بزارم برام ساک بزنه

aaaahhhhh
آف لاین
عضو از: November 11
پست ها: 24
-

martike vajebe arajif bebafi?
koskeshe khahar jende

vahid11
عکس های vahid11
آف لاین
عضو از: November 11
پست ها: 20
چیز قشنگی بود

قربون خالت

فیروزه
آف لاین
عضو از: November 11
پست ها: 1
خیلی سایت عالی وپر محتوایی

خیلی سایت عالی وپر محتوایی دستتون درد نکنه

fsaeed1362
آف لاین
عضو از: February 12
پست ها: 8
خاک برسرت,ایمقد کنترل نفستو

خاک برسرت,ایمقد کنترل نفستو نداری.خالت از تو بدتر,باید چوب توکونت میکرد!هرزگی تو خونتونه

Persian Satan
عکس های Persian Satan
آف لاین
عضو از: April 12
پست ها: 5029
ba

ba shahvat faravan kiram to kose shoma ba tashakor

__________________

تو اینجوری نباش ولی من همینم
راه من قشنگ نیست تو رد پام نباش
ازم یه ‎قهرمان نساز

b2c47
آف لاین
عضو از: June 12
پست ها: 2
ایول دادا

ایول دادا

nanosex
آف لاین
عضو از: April 12
پست ها: 1
افرين

بهت تبريك ميگم كلا داستان كيري بود

شهاب اسمانی
عکس های شهاب اسمانی
آف لاین
عضو از: August 12
پست ها: 50
تاگفت یه اب داغ می خوام حس

تاگفت یه اب داغ می خوام حس کردم ابم داره میاد،کیرم توروحت بااین داستانت.

__________________

تو زندگیت هرکی می خوای باش......ولی نفرسوم خلوت های دونفره نباش

Ehsan5170
عکس های Ehsan5170
آف لاین
عضو از: July 12
پست ها: 3
کیرم تو داستانت؛ننویس

کیرم تو داستانت؛ننویس

farhudlove
عکس های farhudlove
آف لاین
عضو از: October 12
پست ها: 100
فریبرز باید در افکارت تجدید

فریبرز باید در افکارت تجدید نظر کنی.اگه تو زن بگیری با هزار آرزو حاضری زن ات را با پسر خاله اش یا پسر دایی اش تنها بزاری و آنها با هم ارتباط برقرار کنن. اگه تو حاضر باشی آیا شوهر خاله ات هم راضی است که زن اش را بکنی. راستی چرا سکس با محارم را ما عادی میدونیم.به کار تو میکن خیانت .هر آدمی یک جایی میتونه شهوتی بشه مهم اینه که با هر کسی نمیشه سکس کرد .پارتنر جنسی را انتخاب کن تا نگاه شهوتی به محارم نداشته باشی.

0671
عکس های 0671
آف لاین
عضو از: August 12
پست ها: 87
سپاس گذاری

مرسی عزیزم خیلی عالی بود اگه داستان دیگه با خالت داری برام خصوصی بذار ممنون میشم

artin.gg-ff
آف لاین
عضو از: December 12
پست ها: 21
کیرم تو دهنت با این داستان

کیرم تو دهنت با این داستان نوشتنت کونده

Omid506
آف لاین
عضو از: December 12
پست ها: 70
داستانت خوب بود ولی تحریک

داستانت خوب بود ولی تحریک کننده نبود ناراحت فش دادن ها هم نباش ادم نظرها رو که میخونه نفر اولی که فش میده ناخوداگاه دوست داری فش بدی رو هم تو بدی همین طور تا اخر ادامه داره منظوری ندارن همه تو رو دوست دارن موفق باشی

.MAXX.
عکس های .MAXX.
آف لاین
عضو از: September 12
پست ها: 3755
...

من نظری خاصی ندارم ولی از کامنتا معلومه یه بیست تا کیری تو خودت و خالت رفته!!!

__________________

تـرجـیـح مـیـدهـم بـه جـای شـاخـه ای گـُل، بـوتـه ای خـار باشم، تـا دسـت هـر کـودکِ نـابـالـغـی نـتـوانـد پـایـان بـخـش زنـدگـیـَم شـود!
MAXX's Signature; Generated by Parvazi
نـقـش بازی میکنـم! مـثل درخـتی خُـشک... نمیـدانم مـنتظر بــهار باشـم یا هـیزُم شـکـن!

starsorkh76
آف لاین
عضو از: January 13
پست ها: 60
محارم ننویس کس کش کونی

محارم ننویس کس کش کونی

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید