داستان سکسی من و آبجی نسترن

سلام بچه ها
امیدوارم که هرجایی هستید خوب باشید و سلامت
اسم من متین 22 سال دارم
اولین باری که من تو اینترنت این داستان ها رو میخوندم به هیچ وجه باورم نمیشد که کسی بتونه با خانوادشم سکس داشته باشه چه برسه با مادر یا خواهرش !
همیشه وقتی این داستان هارو میخوندم با خودم اینطور فکر میکردم که نویسنده این سایت ها این مزخرفhت مینویسن تا خودشون جلب توجه عموم کنند و با این کار سایت هاشون رو واسه خاطر مخاطباشون معروف کنند
این داستان ها باورم نمیشد و تو کتم نمیرفت تا این که یه اتفاق واقعا عجیبی تو زندگی من افتاد !
من دو تا خواهر دارم به اسم های نسترن و رویا که نسترن حدود 28 سالشه و رویا حدود 31 منم که چون بچه آخر بودم دوتا خواهرام خیلی نازمو میکشیدن و دوسم داشتن منم از بچگی باهاشون راحت بودم
اینم بگم که با نسترن راحت تر از رویا بودم واسه خاطر همین نسترن رو نسبتا بیشتر از رویا دوست داشتم برای مثال تو خونه با قاشق هیشکی نمیتونستم غذا بخورم و چنگشم میشد جز با قاشق نسترن
خلاصه زمان گذشت و هردوشون ازدواج کردن منم خونه تنها موندمو غیره ....
الان هم میل به رفتن خونه نسترن رو بیشتر دارم و زیاد خونشون میرم و حتی بعضی وقت ها شباهم تو خونشون موندم
شوهر نسترن هم راننده تاکسی تلفنی و صبح ساعت 8 میره حدود 8 شبم برمیگرده حتی ناهار هم میمونه اونجا و خونه نمیاد
این آبجی نسترن ما هم خیلی خوشگله و اندام و بدن واقعا توپ و سکسی داره طوری که خوشگلیش تو فامیل زبانزد و دیدنش هر پسری رو حشری میکنه
من بعد اینکه داستان های سکسی خانوادگی رو خوندم و با این سایت ها آشنا شدم با یه دید دیگه ای به نسترن نگاه میکردم و به اندام سکسیش و به صورت خوشگلش به نشستنش به خوابیدنش ، خلاصه به همه حرکاتش توجه میکردم و بد جوری تو کف هیکل سکسیش مونده بودم . فکر کنم خودشم متوجه این کار من شده بود
همونطوری که قبلا هم گفتم اصلا به هیچ وجه باورم نمیشد که یه روزی بتونم باهاش سکس داشته باشم تا این که یه روزی من حدودا وقت های ناهار بود به خونشون رفتم .
این داستانو که الان میخام بهتون تعریف کنم مربوط میشه به دو ماه پیش
وقتی رسیدم خواهر زادم سهیل هم خونه بود بعدش نسترن ناهار سهیل رو زودتر اورد تا واسه مدرسه اش زودتر آماده بشه بره . بعد این که نسترن سهیل رو به مدرسش برد و برگشت با هم ناهارمونو خوردیم و بعد ناهار من رفتم کناره تلوزیون نشستم و بعدش اونم اومد و با هم ماهواره نگاه کردیم. کنترل ماهواره دستم بود منم عمدا به کانال های عاشقانه و نسبتا سکسی میرفتم و وقتی صحنه های لب گرفتن و سکسی رو نشون میداد کانال رو عوض نمیکردم و منم حسابی حشری شده بودم وهی سینه هاش نگاه میکردم و کیرم دیگه راست شده بود ولی ظاهرا اصلا هم به روی خودم نمیوردم و بیخیال بودم ولی از درون دلم داغون بود و میخواست یه سکس مشتی رو با نسترن داشته باشم و اون هیکل قشنگشو لخت ببیبم وموقیتشم بود و ولی حیف که نمیشد بهش بگم میترسیدم داد و هوار بندازه و فشم بده و ....
بعدش دیدم خیلی به من نگاه میکنه و فکر میکنم که یه جورایی شک کرده بود بهم ولی اونم اصلا به روی خودش نمیورد
راستی اینم بگم که نسترن هم مثل بقیه آدما تو خونه یه تاپ تنگ و یه شلوارک تنگ تر تو خونه میپوشید
تا اینکه بعد یه مدت بهم گفت که : متین جان من میرم یه دوش بگیرم و بعدش با هم بریم خونه بابا وسهیل رو هم زنگ میزنم باباش میاره
منم بهش گفتم که باشه
وقتی رفت دیگه حال من از اونی که بود بدتر شد و حشری سگ شده بودم و هی با کیرم ور میرفتمو جلغ میزدم و هزارتا فکر شیطانی میکردم ولی بازم خودمو کنترل کردم
بعد یه مدت دیگه دیدم داره صدام میزنه متییین..... متییین..... رفتم نزدیک حموم و گفتم :منو صدا زدی آبجی نسترن؟ گفت : آره...... اگه زحمتی نیست بیا این لیف رو بکش پشت کمرم.. من دستم نمیرسه......
در طول 22 سال عمرم همچین اتفاقی نیوفتاده بود و با اینکه با هم راحت بودیم ولی اصلا من این کار رو واسش نکرده بودم
وقتی شنیدم شوکه شدم و خیلیییییییییییی تعجب کردم
منم گفتم : باشه
منم از شما چه پنهون در حالی که تو دلم عروسی و جشن بود پای شلوارمو تا نزدیکه زانوم جمع کردم و رفتم تو رختکن حموم و بعدش آروم آروم رفتم تووووووووو
وااااااااااااااااااای خدای مننننننننننننننننننن چی داشتم میدیدم انگار داشتم وارده بهشت میشدم
دیدم که در حالی که فقط فقط یه سوتین و شرت تنش بود نشسته روی سکوی حموم و در حالی که یکمی پشتش به من بود لیف تو دستش گرفته بود
اصلا هم هیچی نمیگفتم و هیچی رو به روی خودم نمیووردم ولی یه کم خجالت زده بودم
منم درحالی که سرمو پایین انداخته بودم آروم آروم نزدیکش شدم بهش گفتم : که لیفو بده به من
مثل اینکه به کمی از آرزوم رسیده بودم از نزدیکی چند سانتیش وایساده بودم داشتم بدن لختش نگاه میکردم .چه سینه هایی مثل دو تا هلو چه رون ها و چه پاهای سفیدی داشت
تو حالتی که پشتش رو به من بود با یه دستم لیف رو میکشیدم پشت کمرش واااااااااااااااااای خدایه من چه لذتی داشت دستم داشت بدن لختشو لمس میکرد
هر از گاهی هم پایین میرفتم و نزدیک کونشو لمس میکردم یواش یواش جرات پیدا کردمو دست چپمو گذاشتم رو شونش با دست راستم لیفو به پشتش کشیدم چیزی نگفت
اون دستم که رو شونش بود رو یواش یواش سر میدادم پایین تا سینشو هم لمس کنم داشتم از لذت میمردم کیرمم داشت منفجر مشید .جالبش اینجاست که با این که دستمو به سینه اش میمالوندم و با اونیکی دستم روی کونشو لیف میکشیدم و کونشو لمس میکردم بازم هیچی نمیگفت بازم خودم کنترل کردم تا اینکه احساس کردم در حالی که رو سکو نشته بود از پشت خودشو به من نزدیک میکنه و میچسبونه دیگه جراتم بیشتر شد و دست چپمو یواش از زیر سوتینش رد کردمو و نوک سینشو قشنگ با لای انگشتام تکون میدادم جاتون خالی بچه هااااااا خیلی حال میکردم
یکم خم شدم تا صورتشو نگاه کنم دیدم چشماشو بسته و داره با زبونش لباشو بازی میده
دیگه صبرم تموم شد دلمو زدم به دریا از پشت چفت سوتینشو باز کردمو و با دو تا دستام پشتش حلقه کردم و از پشت سینه هاشو میمالیدم اونم چه مالیدنی خودمو از پشت بهش چسبوندم و از پشت، گردنش میخوردم و با دستام سینه هاشو میمایدم هیچی نمیگفت فقط چشماشو بسته بود و دیگه به نفس نفس افتاده بود دستامو آروم از سینه هاش کشیدم و یواشکی رفتم رختکن و لباسامو دروردم حتی شرتمو تا میخواستم برگردم حموم، دیدم دراز کشیده رو کف حمام و شرتشم تو تنش نیست .
دیگه خیالم از بابت ترس و خجالت راحت بود رفتم تا نزدیکش شدم دیدم داره به من نگاه میکنه و با یه لبخند گفت که : شروع کن عزیزم
انگار داشتم خواب میدیدم دیگه به آرزوم رسیده بودم و آرزویی نداشتم آروم دراز کشیدم روش طوری که کیر راست شدم رفت لای پاهای خوشگلش وای وای چه حالی داشت بدنش گرم و مثل پنبه نرم بود از موهای سرش گرفته تا انگشت شست پاش لیسیدم
درحای که لبا ی قشنگو مثل غنچشو میخردم با دستام هم موهاشو نوازش میکردم .لباش خیلی خوشمزه بود بعد گردشو خوردم . بعدش نوبت سینه هاش بود که قبلا دستام یه حال اساسی کرده بودن الان نوبت خوردنشون بود یه جوری با اشتها میخوردمشون که باورتون نمیشه
دیگه نفس نفساش کم کم بیشتر میشد شکمشو میخوردم حتی زبونمم تو نافش میکردم بازو های پاهاش و رونش خیلی سکسی و گنده بودن
خلاصه تا حتی انگشت پاهاشو هم میخوردم و همه جای بدنش از آب دهن من بود
رسید به اصل کاری تو فکرو خیالم تصورشو میکردم کسشو با ژیلت قبلا زده بود کسش مثل ماه و سفید و تمیز و چوچولش از فرط شهوت سرخ سرخ شده بود. بچه ها باورتو نمیشه یه جوری کسشو میخوردم که اصلا نمیتونم با کلمات توصیف کنم . سرو صدای نسترن بالا گرفته بود و مثل مار داشت به خودش میپیچید و یواش یواش میگفت متین تموم کن دیگهههههه صدای آه و شهوتش داشت مثل سگ حشریم میکرد
دیگه خواستم کار نهایی رو بکنم بهش گفتم که یکم پاهاشو بالا بگیره کیرمو آروم سر سوراخ کسش گذاشتمو آروم آروم کردمش تو کسش واااااااااااااااااااایییی چه لذتی داشت اولین باری بود تو عمرم که سکس میکردم اونم با کسی که آرزوشو داشتم ولی فکرشو نمیکردم
در حالی که یواش یواش عقب جلو میکردم لباشو میخوردمو دستامو پشت سرش حلقه کردم موهاش رو نوازش میکردم . نسترنم هم درحالی که نفس نفس میزد با دستاش پشتمو چنگ میزد فهمیدم که میخواد ارضا بشه و به ارگاسم برسه.
بعد یه مدت تلمبه زدن و عقب جلو کردن احساس کردم بدنم داره گرم میشه و آبم داره میاد پاشدم و با دوسه تا جلغ زدن کیرم ،آبمو ریختم رو سینه های قشنگش بعدش دوباره روش دراز کشیدم و در حالی که موهاشو با دستام بازی میدادم بهش نگاه میکردم و هر از گاهی از زیر لباش یه بوس میکردم بعد یه مدت که روش خوابیده بودم، بلند شدیم و یه دوش گرفتیم و اومدیم بیرون
از اون موقع به بعد با اینکه رابطش با من مهربون بود ،مهربون تر هم شد منم بعضی وقت ها که احساساتی میشم تو پنهونی از لباش یه بوسه مشتی میکنم اونم ازم تشکر میکنه ولی دیگه من خجالت میکشم که بهش بگم بازم سکس کنیم منتظرم که روزی برسه که بازم موقعیتش فراهم بشه و سکس دومونو باهاش داشته باشم
اگه سرتونو درد آوردم ازتون معذرت میخوام
همتونو دوست دارم بچه های ایران – یاشاسین ایران
نوشته :متین 22 ساله از ارومیه

3.246835
نمره شما: هیچ :میانگین 3.2 (158 رأی )

75 نظر

همش خیالات ذهنته صبح بخیر

نوشته molche loveh در 2. May 2011 - 8:38

همش خیالات ذهنته صبح بخیر دیگه موقع رفتن به کار پاشو از خواب .

اصلا داستانتو نخوندم احمق

نوشته ساينا جون (تعیین نشده) در 2. May 2011 - 8:50

اصلا داستانتو نخوندم احمق نفهم کیرت فرمون میداد چیکار کنی یا اصلا مغز نداری که بفهمی داری چه گهی میخوری خاک تو سرت کنن حقش بود همونجا دومادتون میرسید درست و حسابی میزاشت تو کونت تا حالت جا بیاد اون خواهر جندتم طلاق میداد که دیگه واسه خوارش کسش نره به داداشش بده - ریدم تو دهنت ادمین بی ناموس با این داستانایی که میذاری

بله احمق آدم نباید که آبجیشو

نوشته bigharar.darroya در 2. May 2011 - 10:14

بله احمق آدم نباید که آبجیشو بگاد بده ما برات بکنیم

مرسی ساینا جون جای همه جواب

نوشته sara sweet در 2. May 2011 - 10:22

مرسی ساینا جون جای همه جواب دادی

اول توضيح بده حشرى سگ چه نوع

نوشته golden dodool (تعیین نشده) در 2. May 2011 - 10:43

اول توضيح بده حشرى سگ چه نوع احساسيه.بعدش هم بشين فكر كن يه نفر رو بخوابونى كف حموم بعد با كاسه زانو بشينى كف زمين و بكنيش.واقعا خواهرت گاييده شده تا خواهرت رو گاييدى...كيرسگ حشرى تو مغزت با اين داستانت

سکس با محارم رو باور نمى

نوشته xenon77 در 2. May 2011 - 11:31

سکس با محارم رو باور نمى کردى؟
پس چرا اينقدر تو نخ خواهرت بودى!
پس واقعا سگ بودى که با محارمت سکس کردى بيشعور!

کسشر بود کیرم تو کس جفت

نوشته Daskan در 2. May 2011 - 12:03

کسشر بود
کیرم تو کس جفت خواهرات

کیرم تو پاچه خواهرت با این

نوشته Amir DoDo در 2. May 2011 - 12:13

کیرم تو پاچه خواهرت با این داستانت

torkaye tavahom zade

نوشته mashkook در 2. May 2011 - 13:53

torkaye tavahom zade

خیلی کثیفی حالم رو بهم زدی

نوشته vida_fani (تعیین نشده) در 2. May 2011 - 14:13

خیلی کثیفی حالم رو بهم زدی مادرسگ! حتی اگه توهم داشتی و واقعی نبود بازم خیلی کثیف و آشغالی که به اینجور چیزها فکر میکنی حرومزاده

به جای کامنت من یه بار دیگه

نوشته m2z در 2. May 2011 - 14:56

به جای کامنت من یه بار دیگه کامنت ها رو بخون.

وای ریدم بت مرتیکه. مردشور

نوشته kamran kirtiz در 2. May 2011 - 15:22

وای ریدم بت مرتیکه.
مردشور خودتو ابجی تو باهم ببرن

دوستان ناراحت نشین خوب باید

نوشته esi_darbedar در 2. May 2011 - 15:25

دوستان ناراحت نشین خوب باید تو ارومیه فرهنگسازی بشه باید آموزش بدین که آقا خر هم خواهرشو نمیکه که تو می کنی. در ضمن این تخیل حمومو لیف کشیدنه دیگه منو زخم کرده اخه مگه مجبوری بنویسی بشین جقتو بزن برادر.

این عرق شرم منه یا تو رو

نوشته kamran kirtiz در 2. May 2011 - 15:27

این عرق شرم منه یا تو رو پیشونی من

کیرم تو ناموست. همه این بچه

نوشته amirkhan22 در 2. May 2011 - 15:28

کیرم تو ناموست. همه این بچه هایی که اینجان خیلی توی کس کردن واردن. بده هر کدومشون که می خوای تا خواهرتو واست حسابی بگان.
کیرم لای پای اول مامانت و دوم خواهر نسترن جندت. مطمئن باش که اگه تو کردیش، خیلیهای دیگه هم کردنش و هم می کننش.

خاک بر سرت کنن!!! سگ هم

نوشته anna-hastam در 2. May 2011 - 15:43

خاک بر سرت کنن!!! سگ هم خواهرش رو نمی کنه که تو ...
یه چیزی! می گم تو بدن خواهر عزیزت رو همون جوری کفی که بود لیس زدی؟؟؟؟؟؟؟
بعد یه چیز دیگه هم هست
می گم وقتی خواهرت کف حموم دراز کشیده بود و تو روش بودی له نشد؟ بالاخره زیرش تشک نبوده که اخه . سرامیک بوده دیگه

یه بار دیگه هم خاک برسرت که ابروی هر چی ترکه بردی بابا
خودت رو با اذری ها قاطی نکن .
اخه تو اصلا ادمی؟ نه بابا! همون سگ هم کلی الان ناراحته که تو خودت رو چسبوندی بهش

" mashkook " هوووی تخم سگ

نوشته full_Sex69 در 2. May 2011 - 16:12

" mashkook "
هوووی تخم سگ !!
درست حرف بزن حرومی
منم ترک هستم و اهل ارومیه!
اما این جاکش چاقال ندید پدیده حشری هستش به تخمم چرا به ترکا کس میگی!
فوش میدی به این کس مخ بده با این داستان تخمیش فش بده!

اه ریدم به هیکلیت با این داستان تخمیت متین!
حالا که خواهرت پایه و جندس و کسشم که خوشگله... به ما هم معرفی کن!

تا الان سکس با محارم باورت نمیشد!! که شد!!
گایده شدن آبجیت با کیر غریبه چی باورت میشه؟
اگه باورت نمیشه بیار خودم جرش میدم تا باورت بشه Wink

لااقل میخوایی کس بنویسی اینقدر چرت ننویس!!

" esi_darbedar " خفه شو بابا

نوشته full_Sex69 در 2. May 2011 - 16:19

" esi_darbedar "
خفه شو بابا آشغال!!
فرهنگ سازی رو بکن تو کون مامانت
اه اه فکر میکنی تو شهر خودت اینجور آدم تخمی پیدا نمیشه!!

inja faghat ana va saina

نوشته barbodbarby در 2. May 2011 - 16:25

inja faghat ana va saina adamand baghie . . .

جناب barbodbarby مگه بقیه

نوشته vida_fani (تعیین نشده) در 2. May 2011 - 16:50

جناب barbodbarby مگه بقیه چندبار گاییدنت که اینجوری حرف میزنی حرومی

بابا به شماها چه دوس داشته

نوشته Cute در 2. May 2011 - 16:58

بابا به شماها چه
دوس داشته خواهرش رو گاییده
شما دوس ندارین نگایین
بدین خودم خار مادر همتون رو همچین میگایم که دعاش رو به جون شما هم بکنن

barbodbarby عزیزم همه بچه ها

نوشته full_Sex69 در 2. May 2011 - 17:01

barbodbarby عزیزم
همه بچه ها وقتی ماماتو کردن پولشو هم دادن!!
دیگه چیرا چرند میگی در مورد بچه ها!!

آقایونی که پول جر خوردن کس مامان barbodbarby رو ندادن سریع تصویه کنن!! Big Grin

من که کامل نخوندم ولی نمیدونم

نوشته سپانلو در 2. May 2011 - 17:37

من که کامل نخوندم ولی نمیدونم چی بهت باید گفت؟ یاما شانس نداریم یا تو خیلی خیالپردازی !! ما به ابجی هرکی یه نگاه کنیم انگار کونش گذاشتیم می پره به آدم ولی تو خودت داری میگی ابجی تو می کنی . مطمئن باش اون داستانها با داستان خودت چرته .....

اسپرم مغزت رو گرفته کس شعر

نوشته E.golroz در 2. May 2011 - 17:39

اسپرم مغزت رو گرفته کس شعر خانوادگی مینویسی؛
ادمین جان خودت هم اگه از این داستانهای خانوادگیت داری بنویس خوشحال میشیم

Ardimanish:سلام به همه راستش

نوشته Ardimanish. در 2. May 2011 - 20:00

Ardimanish:سلام به همه
راستش من فقط عنوان داستان رو خوندم,حتى يك كلمه از متنش رو نكاه نكردم!
بياين همه يه لحظه فكر كنيم,همه اين داستان رو رد كردن!به اينش كه فكر بكنيم نبايد به خودمون بباليم?سكس با محارم توى خون هيجكدوم از ماها نبود و نيست و نخواهدم بود!
خب بعضى ها به استدلاله خودشون شايد با اين قضيه مشكلى نداشته باشن!
اما وجدانأ بياين يه قولى به همديكه بديم و باش وايستيم!
انصافأ,شرفأ,وجدانأ بيايم داستان يا خاطره يا خلاصه هر مطلبى رو كه خلاف باورها,ارزشها و عقايدمون هست وبه اصطلاح با كروه خونى مون سازكار نيست رو نخونيم!از عنوان شون ميشه فهميد!اكر هم تيتره غلط اندازى داشت و واردش شديم شجاعت به خرج بديمو به وسوسه هامون غلبه كنيم و از جايى كه فهميديم از اون دسته از داستانها و مطالب هستن دست از خوندن بكشيم و ادامه نديم!
آخره داستانهايى رو هم كه به دور از معيارها و شاخص هاى فردى و اجتماعى مون هستن هم كامنت نذاريم و نظر نديم!
باور كنيد اين تحسن ميتونه بزركترين و موثرترين اعتراضى باشه كه يك يك دوستان و كاربران نسبت به ناهنجارى هاى اعتقاداتى خودشون توى اين سايت ارائه بدن!
حالا كه آدمين اين حد و مرزها رو جدا نميكنه بيايم خودمون آستين بالا بزنيم و عزم مون رو جزم كنيم!
لا اقل براى يك هفته هم كه شده اينكارو بكنيم,فقط يه هفته!انوقت به عينه خواهيم ديد كه فضاى سايت بدور از طنش ها و خالى از هتك حرمتهايى ميشه كه دوستان نسبت به هم مرتكب ميشن,اون هم سر مسئله اى كه حتى ارزش فكر كردن نداره جه به.......!!!
تجسم كنيد كه بعداز كذشت جند روز زير يه داستان,شبيه اونى كه اون بالا هست هيج كامنت و نظرى نباشه!!!بنظر من كه ديدنى ترين صحنه ى توى سايت ميتونه باشه,نظر شما رو نميدونم با اينحال برام محترمه!
اين رو هم رد نميكنم كه اكثر قريب به اتفاق دوستان,بخاطر بحث هاى توى كامنت ها به اين سايت علاقه دارن!اما به جه قيمتى?لكدكوب شدن نواميس و افراد خانواده?يا زير سوال رفتن جيزى كه بيشترمون بهش عشق مى ورزيم و بخاطرش دست به هركارى ميزنيم"محرمات"?
شايد يه وقتايى توى كامنت ها شيطنت كنيم و خوش بكذرونيم,اما بهتره در جهارجوب خودمون اين كارو بكنيم نه خانواده و قوميت مون!
از دوست جه ميماند در آئينه ى فردا
جز حرف دل انكيزش,جز خاطره اى زيبا
و اين هم هميشه يادمون باشه كه ريا نورزيم و 2رنك نباشيم!صداقته مون رو تحت هر شرايطى حفظ كنيم,باور هاى قلبى خودمون رو در ناملايمات روحى و روانى حاصل از محيط اطراف و آدمهاى موجود در اون فراموش نكنيم و داشته هاى ديروزمون رو به امروز نفروشيم و حقانيت امروزمون رو با سراب فردا معامله نكنيم!!!
به اميد آن روز,فداى همه تون

متین جان شما برنده کیر طلایی

نوشته saman39. در 2. May 2011 - 20:59

متین جان شما برنده کیر طلایی مخصوص نویسنده های کس شعر و بی غیرت در تمام تاریخ شدید.
لطفا آدرس منزل خواهر مربوطه را مرقوم فرمایید تا با پست پیشتاز و سفارشی به خدمتتان ارسال گردد.
ضمنا ادمین عزیز نیز به دلیل ارائه داستان های آبکی و تخمی تخیلی امروز مورد عنایت همه دوستان قرار خواهند گرفت. بابا اگه داستان درست و حسابی نداری بزاری اینجا خوب یه اعلامیه بده تا بچه هایی که هنر نویسندگی و تخیلات بهتری دارند بنویسن و برات بفرستن
اما لطفا از این کثافت بازی ها رو رواج نده. امروز همه داستانات شده سکس های کثیف مثل هم جنس بازی و خواهربازی.
ادمین عزیز می دونم که از این جمله من اصلا خوشت نمیاد اما طرز انتخاب داستان هات نشون دهنده عقده های درونی تو و امثال تو هستش. پس سعی کن داستان هایی رو بزاری که ارزش سکسی داشته باشن

ساینا جان اعصابتو خورد نکن

نوشته shentiaspirit در 2. May 2011 - 22:12

ساینا جان اعصابتو خورد نکن این داستانها 99% واقعی نیست

اینجا هم ارزش نظر نداشت

نوشته sarina2011 در 2. May 2011 - 22:17

اینجا هم ارزش نظر نداشت

آفرين به خودم كه كشفش كردم

نوشته mahdi mankan در 3. May 2011 - 0:15

آفرين به خودم كه كشفش كردم البته دوستم بهم سفارش كردبذارم تاهمه بهره مندبشن.داستان خوبي بود.مربيست.شارژايرانسل رايگان بگيريد.باfreesharjirancell.orq.ir

bebinid aslan ghasde man fosh

نوشته barbodbarby در 3. May 2011 - 1:17

bebinid aslan ghasde man fosh nab0d manzuram to nazarate chon in 2ta eyne adam nazar mdan va jai ke bayad ham fosh mdan manzuri nadashtam age bidalil foshi ham dadid az ghezavate beja va aghle salimet0ne

برادر full_sex69 تعصب ترک

نوشته esi_darbedar در 3. May 2011 - 7:21

برادر full_sex69 تعصب ترک بودنت گل کرد دادا ؟ دلم می خواست نویسنده بیاد و این حرف رو بزنه که به یه یاشاسین گفتن خودشو ترک جلوه می ده من خودم ترک میانه هستم با دیوس ترین آدما هم سروکار داشتم هیچوقت حتی همچین فکرائی به ذهنشون خطور نمی کرد. واسه تو هم باید فرهنگسازی بشه که بدونی فحش دادن تو سایت همچی کار قدرتمندانه ای نیست یه بچه 10 ساله هم میتونه شرو ور بگه. خوش باشی

harfe dele mano ardimanish

نوشته Doctor65 در 3. May 2011 - 10:57

harfe dele mano ardimanish zad manam yek kalame az dastano nakhundam dustani ke be qomiatha tohin mikonan bayad begam man tork nistam ama ino khub midunam ke tork'ha namus parastan kheili ziad. Be nazare shoma kasi ke ru teame footbalesh inqad qeirat dare miad hamchi kario mikone? hala in nevisande ye chizi az taravoshate zehne naqesesh neveshte chera dustan inqad beham miparan? Un shakhsiam ke esme chan nafaro avord ke goft faqat ina adaman! Bayad khedmatesh arz konam shoma haqe ezhare nazaro dar in mored nadari! Aslan salahiatesho nadari! Nemikham daava ra bendazam in do morede bala ro goftam chon ehsas kardam behem tohin shode.

gheyrat o sharaf ham yaraneii

نوشته mofangi_90 در 3. May 2011 - 15:08

gheyrat o sharaf ham yaraneii shode.
bi namos

Ardimanishe محترم سلام .من با

نوشته seagirl در 3. May 2011 - 18:10

Ardimanishe محترم سلام .من با نظره شما کاملا موافقم به نظر من خوندن اینطور داستانهاهم یه جور تاییده هم برایه نویسنده هم برایه admin.البتهArdimanishامیدوارم با این نظره من مثل دوستمون فریجاب امر بهتون مشتبه نشه که میخوام دلتونو بدست بیارم . در انتها میخوام بگم دوستان خوبم ادب مرد به از دولت اوست .

عزیزم esi_darbedar تو نباید

نوشته full_Sex69 در 3. May 2011 - 19:47

عزیزم esi_darbedar
تو نباید اون جوری بگی فرهنگ سازی بشه توی ارومیه!
خوب این یعنی چی؟
اره بم برخورد! چون منظورت کلی بود
نه دیوسهایی مثل متین!
فحش رو هم فرهنگ سازی نمیخواد!
تو برو ادبیات و سوادتو فرهنگ سازی کن تا بتونی هر چیزی رو جای خودش بگی!!
بچه ده ساله هم میتونه هر چی از دهنش در میاد بگه!
موفق باشی Wink

دلم گرفته ...

نوشته باران نفس در 4. May 2011 - 2:39

Plain Face دلم گرفته ...

hasharam dokhtari hast abamo

نوشته fas در 4. May 2011 - 2:49

hasharam dokhtari hast abamo biare

dokhtari ya pesar

نوشته fas در 4. May 2011 - 2:51

dokhtari ya pesar

چرا باران؟

نوشته nevisande در 4. May 2011 - 2:53

چرا باران؟

pesaram dg

نوشته fas در 4. May 2011 - 3:02

pesaram dg

Ardimanish:باران

نوشته Ardimanish. در 4. May 2011 - 3:59

Ardimanish:باران خودتى‏?‏
ديدى جه زود آدم داشته هاش از دست ميره?
*************
اى جشم,تو مست خواب و سرمست شراب
صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب
مانند تو آدمى در آباد و خراب
باشد كه در آئينه توان ديد و در آب
*****************
دل ميرود و ديده نمى شايد دوخت
جون زهد نباشد نتوان زرق فروخت
بروانه ى مستمند را شمع نسوخت
آن سوخت كه شمع را جنين ميافروخت
******************
صدبار بكفتم به غلامان درت
تا آينه ديكر نكذارند برت
ترسم كه ببينى رخ همجون قمرت
كس باز نيايد دكر اندر نظرت
********************
آن ماه كه كفتى ملك رحمانست
اين بار اكرش نكه كنى شيطانست
روئى كه جو آتش به زمستان خوش بود
امروز جو بوستين به تابستانست
****************
بشين بخون و به اين ادبيات فكر كن كه مال جامعه ى ديروزه ولى به درد امروز هم ميخوره و فردا و فرداهاى دكر
شمشيرم غلاف بود اما بعضى ها نذاشتن اون تو باشه و..........
رGAR كام دل از زمانه تصوير كنى
بى فائده خود را زغمان بير كنى
‎ كه زدشمن كله آرى بر دوست‎ Giram
جون دوست جفا كند جه تدبير كنى?

Ardimanish. خیلی وقته چیزی

نوشته باران نفس در 4. May 2011 - 8:29

Ardimanish. خیلی وقته چیزی برا از دست دادن ندارم پس خودتو خسته نکن از شعرتم ممنون ولی باشه واسه خودت که عمر دراز تری داری

Ardimanish:باران هستى‏?‏ شعر

نوشته Ardimanish. در 4. May 2011 - 9:01

Ardimanish:باران هستى‏?‏
شعر مال من نبود كه كفتى" شعرت"
عمرم هم دراز نيست,آى كيو بالاست!
لابد از جريان هفت تبه فكر كردى عمر درازى دارم,نه?
كافيه آدم توى اين رشته ها صاحبنظر باشه:
روانشناسى,فيزيك,رياضى,تاريخ,ادبيات!
اونوقت زندكى برات شيرين ميشه!
كافيه آدمهاى اطرافت رو بشناسى فقط!
ديدى جطور از كامنت كذاشتن شون بى به شخصيت شون بردم?
انسان باك به دنيا مياد,اين محيط اطراف و فرهنك دوروبرشونه كه به شخصيت شون شكل ميده!اكه نوزاد انجلينا جولى رو بس از تولد ميدادن به يه خانواده ايرانى تو ايران,وقتى بالغ ميشد توى ماه محرم زنجير ميزد!
دختر قرائتى رو هم اكه از كودكى ميبزن لاس وكاس الان شاه كس از آب در ميومد!
بشينيم ببينيم از كجا اومديم و براى جى?كجا بايد بريم و جرا?
زندكى اونقدر زيباست,كافيه فقط جشم باز كنيم!
به اين فكر كنيم كه:
"""الان جه برهه از زمانه?14ارديبهشت1390ساعت9:35دقيقه!
شد36دقيقه,يعنى ديكه14ارديبهشت90ساعت9و35دقيقه رفت,رفت و ديكه نمياد!هركز نمياد!""""
بنشين بر لب جوى و كذر عمر ببين
كاين اشارت به جهان ما را بس
تو خلوت مون يه كم فكر كنيم بهش

آقایون خانوما سلام خیلی

نوشته emperor2 در 4. May 2011 - 10:48

آقایون خانوما سلام
خیلی باحالید اولا
چرا؟
چون نظره اولی که داده بشه بقیش شبیه همون اولی و در راستای همون اولی در میاد
بگذریم
اصلش اینه که این نظرات واقعا درست بودن
این ادمین کثافت وقتی از لز خواهرا میذاره نمیدونه که ممکنه یه دختره احمقی پیدا بشه و این داستانا رو باور کنه و با خواهرش اینکارو کنن؟
اینجوری جامعه مون واقعا هرز میره.شما به این فکر کنید که نمیتونید به زن آیندتون اعتماد کنید.واقعا بدبختی میشه.همه دخترا خداکنه بفهمن که اینا فقط داستانه و واقعیت نداره ولی بعضیا نمیفهمن
ادمینم قصدش اینه که اون چندتا رو بدبخت کنه
بعضی پسرام شاید نفهمنو برن با خواهرشون سکس کنن.اونم به زور(چون فکر نکنم خواهری راضی به اینکار بشه).یا اصلا اگه هم بشه چقدر باید پسره لاشیو کثافت باشه که بخواد با خواهرش خودشو ارضاء کنه
حتی با دختره مردم هم خیلی نامردیه.آقا اگه میخوای کس بکنی خب برو کس جنده بذار.آخه چرا میری دوست دخترتو میکنی.بخدا گناه داره.حتی اگه خودشم بخاره ما نباید بخارونیمش.اون نمیفهمه که میخاره.بذارید شوهرش بخارونش.به جان خودم دختره معصومو باکره رو کردن از صدتا گناه کبیره بدتره.مطمئنم اگه کسی دوست دخترشو بکنه صددرصد زن خودشو قبلا یکی کرده.یا نه اصلا.مطمئنم دخترشو یکی میکنه.جوریم میکنه که کونت میسوزه که چرا بخاطر 10 دقیقه حال کردنه خودم دخترمو بیچاره کردم
در کل اگه میخواید بکنید برید پول بدید به یه جنده و بکنیدش.وگرنه سکس با محارمو دختره باکره فقط یه چیز میخواد.حروم زادگی

نمیدونم من از سکس خوشم میاد

نوشته ha1352 در 4. May 2011 - 16:00

نمیدونم من از سکس خوشم میاد ولی بخدا قسم داستان این مرتیکه با خواهرش را که خوندم مو به تنم راست شد ممکنه کسی دوست دخترش را بیاره خونه خواهرش که باز هم یک جور بی غیرتیه ولی با خواهر فقط خوک اینکار را میکنه

فحش نمیدم ولی بشین فکر کن

نوشته sinaxxl در 4. May 2011 - 16:35

فحش نمیدم ولی بشین فکر کن ببین چه غلطی کردی!

سعی کن اینقدر توهم کیری نزنی

نوشته Wicked در 5. May 2011 - 1:11

سعی کن اینقدر توهم کیری نزنی کس مخ
شاشیدم رو تو با این داستان تخمیت

matin yani tu

نوشته ali_sexye_malus در 6. May 2011 - 0:34

matin yani tu urmiaaaaaa
shahre ma ham adamayi mese toye gotvaran va khahare gahbat peyda mishe

khyli ahmagho kasifi k be

نوشته F.H در 9. May 2011 - 3:10

khyli ahmagho kasifi k be abji khodet nazar dashti

hey BABOBOBARBI GHEYRAT chera

نوشته Bishile در 15. May 2011 - 20:25

hey BABOBOBARBI GHEYRAT

chera edamasho naneveshti.
mondam hamekaseto biyaram jeloye cheshet ya
bebosamet?
taklifamo roshan kon vagar na rahe avalo entekhab mikonamo.
dar zemn kire baghiye to kone to va sayna va ana

بچه ها این یکی یادش رفت سایز

نوشته arya medi در 24. May 2011 - 8:35

بچه ها این یکی یادش رفت سایز سینه که 75 بود را بنویسد خدا به داد مردم برسه که دیگه خواه ماد هم فراموش بشه فکر کنم ما از قوم لوط که کون باز بودن بدتریم

بچه ها این یکی یادش رفت سایز

نوشته arya medi در 24. May 2011 - 8:36

بچه ها این یکی یادش رفت سایز سینه که 75 بود را بنویسد خدا به داد مردم برسه که دیگه خواه ماد هم فراموش بشه فکر کنم ما از قوم لوط که کون باز بودن بدتریم

دوستان عزیزم ، فکر کنم خواندن

نوشته Doostan در 12. June 2011 - 11:49

دوستان عزیزم ، فکر کنم خواندن این چند خط ارزشش را داشته باشد.

دوستان هیچ دقت کرده‌اید تک تک شما دیدتان نسبت به مادر ، خواهر و اقوامتان چقدر تغییر کرده؟ موضوع فقط راضی‌ شدن چند نفر نیست اینها تنها چیزی را که باقی‌ مانده از شما را هدف گرفته‌اند و آان شرف شماست.

دوستان تا به حال از خود پرسیده اید هزینه فارسی وان از کجا تامین میشود؟ تا به حال فکر کرده‌اید چرا در این مملکت هروئین از سیگار ارزانتر است؟ دوستان عزیزم کسی‌ که به مادر که عزیزترین مخلوق روی زمین است، کسی‌ که از شیره جانش به ما خورانده، با این دید نگاه کند آیا میتوان از او انتظار داشت برای مردم برای بچه‌هایش و یا کشورش دل‌ بسوزاند؟ این یعنی‌ شهر بی‌ سرباز ، دوستان عزیز نگذارید خون و شرف ایرانی تان لکه دار شود، دوستان هر کس فارسی نوشت ایرانی‌ نیست، هر کس فارسی حرف زد ایرانی‌ نیست..... خواهش میکنم آگاه باشید ، و با شرف

اگر اومدین تو سایت سکسی این

نوشته kirasali_kosdust در 19. June 2011 - 11:40

اگر اومدین تو سایت سکسی این کس شعر ها چیه که میگین
سکس با محارم هم یک نوعی از سکس هستش. دلیلی نداره که به این خاطر افراد رو به فحش بکشیم
هر انسانی آزاده هر جور که راحته و با هر کی که دوست داره سکس کنه
اون عقده ها و تعصب ها ماله کساییه که کلا سکس غیر شرعی رو حروم میدونن
پس شما ها که سکس رو دوست دارین نباید اینجور قضاوت کنین
از نظر من این داستان خوب بود صرفنظر از تکراری بودن و کلیشه ای بودنش

بابا تو ديگه كي هستي دست

نوشته microlab در 20. August 2011 - 17:46

بابا تو ديگه كي هستي دست شيطون بستي. يعني خاك تو سرت. متأسفم برات

واقعا چرت زدی تو بعد اینکه

نوشته kalakmand در 2. September 2011 - 10:32

واقعا چرت زدی تو بعد اینکه خواهرت رفت حموم باهاش رفتی تو توهماتت به مولا

چنگشت میشد با قاشق یکی دیگه

نوشته belimat در 5. December 2011 - 20:41

چنگشت میشد با قاشق یکی دیگه غذا بخوری؟چنگشت نشد ابجیتو گاییدی؟ سکس با محارم چنگش اوره کسکش چنگشی

اولا کیرم تو روحت متین ای

نوشته Yellow Wolf در 17. July 2012 - 13:57

اولا کیرم تو روحت متین ای دیوثه بی ناموس
دوما کیرم تو کون کسی که دم از فرهنگ میزنه ولی یه ذره فرهنگ نداره که توهین نکنه

درود بر تو ای

نوشته Yellow Wolf در 17. July 2012 - 14:00

درود بر تو ای http://www.shahvani.com/users/doostan

دروووووووود بر تو

نوشته Yellow Wolf در 17. July 2012 - 14:02

دروووووووود بر تو

من فقط میتونم بگم کسه ننت با

نوشته هرمیون در 7. August 2012 - 14:53

من فقط میتونم بگم کسه ننت با این داستانت متین.................

مهم مهم خیلی مهم همه

نوشته Tanha.bikas1988 در 27. November 2012 - 7:04

مهم مهم خیلی مهم همه بخونن
سلام به همه ی بچه های سایت شهوانی
عزیزان این آقا متین دست خودش نیست بخدا بیچاره هر چند باید تنبیه بشه به خاطر تخیلش و به عنوان تنبیه باید نسترن خانوم عزیز یعنی خواهرش رو بیاره تا تک تک اعضای سایت هم از کوس و هم از کون بکنیمشون تا بهتر با زبونشون با لباشون بازی کنن و لذت ببرن
برادرای عزیز حتما خودتون میدونین که این اواخر دشمنای این مرزوبوم و جوانان با غیرتمون,از ترفندای زیادی استفاده کردن واسه ضربه زدن به ما
یکی از اون ترفندها نشانه گرفتنه غیرت و تعصب جوانانمون هست که اول نسبت به خونواده بی تعصب بشن و بعد نسبت به خاک وطن
خیلی از بچه های سایت میگن اشکالی نداره سکس با محارم!
من بهشون میگم پس آقای محترم وقتی این طرز فکرته به خدا قسم مادر و خواهرتو حتمأ اجاره میدی صددرصد
پس خواهشا بهم پیام بده تا بیام کس و کونشون رو یکی کنم واست و یه داداش یا آبجی جدید بهت هدیه بدم
خدا رو شکر عده ی اون دسته کمه و هنوز جوونامون غیرت دارن و واسه ناموس خودشون حاضرن جون بدن
ایول به مرامتون خاک پای همتونم بقرآن
آدمین تو رو به ناموست قسم اگه باز میخوای از این اراجیف بذاری تو سایت بگو تا ما بریم یه سایت دیگه و لطفا اسم سایتو بذار بی ناموسی یا بی غیرتی یا واسه شهوت غیرتم رفت یا یه همچین چیزی
‏ داداشای من برادرای بزرگوارم درسته که سایت یه سایت سکسیه ولی شما رو به جون عزیزتون قسم یه لحظه فکرشو بکنین اگه به خاطر نفس و هوا و هوس و لذت غیرت و ناموسمون رو بذاریم زیر پا اونوقت با حیوون چه فرقی داریم؟
قبول دارم سایت یه سایت سکسیه و خودمم اصلا آدمه با ایمان قوی نیستم و سکس هم داشتم و دارم و عاشق سکس هم هستم ولی هنوز مردم و واسه سکس حاضر نیستم از همه چیزم چشم بپوشم
در ضمن هرکسی که با این اراجیف موافقت کرد مطمئن باشین که اولأ کس کش و دیوس تشریف دارن و سعی کنین باهاش تماس بگیرین و وقت بگیرین تا برسیم خدمت ناموسش و دومأ دشمنه همه ی ماست دشمنه تک تک جوونای باغیرت ایران
من یه کرد هستم برادرا
به هر کس بگم سلام ناموسش ناموسم میشه و در جای خودشم هفته ی بی سکس ندارم و آرزومه همیشه کیرم توی کس باشه
اینو گفتم تا بدونین نمیگم سکس إله و سکس بله
خاک پای همه شما برادرای باغیرت ایرونی هستم

آخه چرا دروغ میگی. اگه این

نوشته amoro316 در 2. January 2013 - 11:36

آخه چرا دروغ میگی. اگه این دروغ ها رو نگی میمیری. واقعا که بی شعورید

سلام این کارا بد بده ما

نوشته hadi_tab در 12. January 2013 - 1:34

سلام
این کارا بد بده ما خواهرتو بکنیم
من از تبریز هستم خاستی خبر بده

والله من سکس با محارم

نوشته Ali_ke در 14. January 2013 - 22:46

والله من سکس با محارم نداشتم
حداقل300تا رفیق دارم که هر کدومشون300تا رفیق دارن و رفیقاشون300تا رفیق دارن ،ولی هیچکدوم سکس با محارم نداشتن.پس این سکس با محارم از کجا میاد؟
دوستان من این ها توطئه های دشمنان شماست؛هوشیار باشید و فریب نخورید

damet garm khob gofti

نوشته kos mikham az tehran در 15. January 2013 - 2:27

damet garm khob gofti

دمت گرم...

نوشته amer90 در 19. January 2013 - 5:37

دمت گرم...

سلام من جمال هستم 27 ساله از

نوشته عاشق سکس با خواهر در 3. February 2013 - 0:39

سلام من جمال هستم 27 ساله از تبریز .من یه خواهر دارم که خیلی خیلی دوستش دارم و می خوام باهاش سکس کنم ولی نمیدونم چطوری بهش بگم و راضیش کنم دنباله یه خانم میگردم که باهم دوست بشیم و منم اونو با خواهرم دوستش کنم تا موخشو بزنه و راضیش کنه باهام سکس کنه در عوض هر چی بخواد بهش میدم و هر کاری هم دوست داشت و بگه واسش می کنم.اگر هم دوست داشت سه تایی باهم سکس می کنیم اگه کسی بود بهم خبر بده ایدی یاهوی من gal.sikishakh@yahoo.comلطفا اقایون مزاحم نشن به اقایون جواب نمیدم.. در ضمن هر کسی سکس با محارم و دوست نداره و از این کارا خوشش نمیاد پیام نده

پسر خیلی عالی بود . منکه تا

نوشته m2276 در 3. February 2013 - 16:47

پسر خیلی عالی بود . منکه تا بخونمش 2 بار آبم اومد

taravoshate najes az maghze

نوشته mammad tala در 16. February 2013 - 0:05

taravoshate najes az maghze yek bacheye jalghi

کسی ک بادیدن دو صحنه ای لب

نوشته hado67 در 25. March 2013 - 21:16

کسی ک بادیدن دو صحنه ای لب شهوتی بشه بره تو حموم ب داداشش بده ب جنده ها گفته زکی

اخه چي بگم كس مغز ك هدروغ مي

نوشته كير كلفت تنها در 24. April 2013 - 12:12

اخه چي بگم كس مغز ك هدروغ مي بافي مارو چي فرض كردي خودتي اولش ك هنوشتي ممكنه فحشت بده بعدش بهت بگه بيا كمرمو ليف بزن اخه توهمي خيال پرداز جقي

بعدش از خواب بیدار شدی

نوشته Mohamad_boy در 22. December 2013 - 22:03

بعدش از خواب بیدار شدی

درسته من اسير شهوت شدم اما

نوشته loos3exy در 3. April 2014 - 6:09

درسته من اسير شهوت شدم
اما دوستان راست ميگن
سكس با محارم خيلي بده
اگه خوبه بزاريد بهتون بگم ديوس
ديوس كسيه كه جلوش خواهر مادرشو بگان و هيچي نگه
پس همتون (البته بعضيا) ديوس هستند

مردیکه عقده ای،بارآخرت باشه

نوشته siyamak1020 در 7. April 2014 - 4:43

مردیکه عقده ای،بارآخرت باشه که داری بادست خودت پاهای آبجی ات رو ازهم بازشون میکنی وخودش روهم خوابوندیش روی پاهای خودت،تف هم زدیش،وکاملا آماده اش کردی که به نوبت،تک به تک ترک های کیرکلفت،بیآن ودرجلوی چشمهای توکه داداششی،کیرشون روتاآخر،بزارن توکون آبجیت وبعدشم درش بیآرن وبکنن تودهن وته حلق اش،وآبشونوهم خالیش بکنن توی معده خواهرت!ها؟خوشت میآدکونی عوضی؟شنیدی که؟ کیرترک ها،توی عظمت و...معروفه. مفعول ابله،ماترکیم.توی خواهرجنده معلوم هست که کجاوازکمرکدوم مردی که مادرتوگاییده! بدنیااومدی؟؟ باورکن که نطفه ات ایراداساسی داره!