داستان سکس آرش و شیرین

اسم من آرش و 26 سال سن دارم.داستانی رو که می خوام براتون تعریف کنم مربط به 4سال پیشه.
داستان ازاون جایی شروع شد که من دوران دانشجوییم رو توی اهوازمی گذروندم.و به همراه چند تا از دوستان یه خونه اجاره کرده بودیم. یکی از هم خونه ایها که اسمش محمد بود به تازگی با یه خانم به اسم شیرین آشنا شده بود.بعد از یه مدتی این شیرین خانم رو به خونه دعوت کرد.و چون من با محمد رابطه خیلی خوبی داشتم به همرا یه نفر دیگه از بچه ها به اسم مصطفی 4 نفری شروع با پاستور بازی کردیم. حین پاستور بازی متوجه نگاههای شیرین به خودم شدم. خلاصه بعد از پاستور بازی و پذایرایی که همراهبا آواز بود من و مصطفی از اطاق بیرون اومدیم که محمد و شیرین راحت باشن.
بعد از اون روز چند وقت یه بار شیرین با من تماس می گرفت که برام بخون.البته محمد از این ماجرا اطلاع داشت و وقتی که من می خوندم خودشم کنارم بود.یادمه که شعر از ستار بود که می خوندم(تکیه کن بر شانه ام...).
خلاصه سرتونو درد نیارم که مدتی به همین منوال گذشت تا حدودی از شیرین خوشم اومده بود. یک روز که محمد می خواست بره شهرستان من به شوخی گفتم مخ شیرین رو بزنم که محمد گفت اگه تونستی نشون می ده که شاگرد خوبی بودی.
آخه من چند ترمی بعد از محمد وارد دانشگاه شدم و به شوخی خودشو استاد من می دونست.(از این شوخیها که فکر می کنم همتون دارین) و یه چیز دیگه ام گفت :شیرین گفته اشکال نداره زنگ بزنم آرش تا برام بخونه منم گفتم نه.حالا ببینم چیکار می کنی.
تو دلم گفتم عجب رفیقه با حالی ما داریم.
فردای اون روز شیرین زنگ زد و بعد از یه کم صحبت گفت برام بخون منم از خدا خواسته زدم زیر آواز .متوجه شده بودم حس عجیبی نسبت به آهنگ ستار داره.نا گفته نمونه منم یه ته صدایی داشتم.پیش خودم گفتم بذار برای فردا باهاش قرار بذارمببینم قبول می کنه یا نه که به محض گفتنم قبول کرد. قرار شد فردا ساعت 8 صبح بعد از اینکه شوهرش میره سر کار برم بیارمش خونه.یا دمه که عید فطر بودو همه رفته بودن خونه هاشون منم به خاطر یه مسئله خصوصی نرفته بودم.
حالا از شیرین براتون بگم:قدش حدود 160 هیکل تقریبالاغری داشت و صورت زیبای.از روی لباس می شد حدس زد که استیل خوش تراشی داره.مخصوصا قوس باسن و برجستگیهای سینه هاش.
اون شب رو یکی از دوستام که بچه اهواز بود اومد پیشم اتفاقا یه وافور هم اورده بود که با هم نشستیم و یه نشئه بازی حسابی کردیم که تا ساعت 3 بامداد طول کشید.صبح با موتور دوستم بعد از اینکه بردمش خونشون رفتم سراغ آدرسی که روز قبل از شیرین گرفتم. و به همراه هم اومدیم خونه.
بعد از یه پذیرایی مختصر به بهونه گرم بودن هوا پیرهنم و شلوارم رو دراوردم که یه رکابی تنم بود و یه شلوارک اسپرت پام کردم. اتفاقا اون روز هوا خیلی گرم نبود.
و به شیرین هم اصرار کردم که لباساشو دربیاره ولی مشخص بود که خجالت می کشه.نشستم کنارش و با خنده و پررویی روسریشو دراوردم و بهش گفتم که خودش مانتو شو در بیاره که اینکارو با یه کم ممانعت انجام داد.
واااااااااااییییییی چی می دیدم یه تاپ تنش بود که اینگاری برای خودش طراحی کردن واقعا توی اون زیبا جلوه می کرد.سینه هاش مثل دو تا پرتغال درشت از زیر اون تاپ خودنمایی می کردن.همینطور که نگاهم به سینه هاش بود که حل کوچولو بهم داد و گفت که چی رو نگاه می کنی؟ منم گفتم اگه نگاه نمی کردم باید تعجب می کردی.
آروم آروم خودم رو بهش نزدیک کردم و با کسب اجازه لبم رو رو لبش گذاشتم. واییییی که چه حرارتی داشت.دوست نداشتم از لباش جدا بشم.دور دهن هر دوتامون خیسشده بود .اروم زبونش رو توی دهن می کرد و می چرخوند.این کار خیلی بهم لذت می داد.منم همین کارو کردم.بعد چند دقیقه گاز گرفتن و مک زدن های کوچولو از هر دو تامون با صدای اوم... اوم ...شروع شد.که باعث شده بود حس هر دومون تحریک بشه.حسی که به سادگی نمی شه بیانش کرد.
آروم دستامو به سمت سینه هاش بردم واقعا سینه هاش جلب توجه می کرد نه زیاد سفت بو نه شل.دستم رو از زسر تاپش بردم روی سینه هاش و یهفشار کوچولو بهشون می دادمو نوک سینه هاشو فشار میدادم .دقیقا تو لحظه ای که لبای برجسته و پف کردشروی لبام بود.بعد از چند دقیقه که از لب گرفتن فارغ شدیم تاپش رو با کم خودش بیرون اوردم و سوتینش رو هو باز کردم. از دیدن اون دوتا گوی خیلی هیجان زده شده بودم.با دندونام نوک سینه شو یه فشار دادم که یه جیغ کوچولو کشید.با یه دستم سینه سمت راستش رو و با دست دیگم و کمک دهنم سینه ی دیگروشو میمالوندمو می خوردم.مشخص بود که از این کار خیلی خوشش می یاد .اینو از آه کشیدناش می شدفهمید.نوک سینه شو تو دهنم می گرفتم و مک می زدم و در عین واحد با دستم فشارش می دادم.وای که چه لذت بخش بود.البته تا اینجاش برای شیرین...
از روش بلند شدم می خواستم شلوارکم رو در بیارم که خودش پیشدستی کرد و شلوارکم رو و بعدش شورتم رو در اورد.
با دیدن کیرم اعلام رضایت کرد و من هم راضی از راضی بودن شیرین.
این بار من داراز کشیدم و شیرین کیرم رو که یه مقدار خیس بود رو توی دهنش گذاشت شروع کردن به لیسیدن و با تخمام بازی می کرد.لیس زدن ها تبدیل شده بود به مک زدن و توی دهن بالا پایین شدن.خیلی خوب اینکارو انجام می داد.طوری که اصلا دندوناش با کیرم تماس نداشت.همین طور که با دهنش به کیرم حال می داد یه دستش روی تخمم بود و دست دیگرش دهنش رو همراهی می کرد تو بالا پایین کردن رو کیرم (خیلی خوب این کار رو انجام می داد) بعد از یه مدت تخمام رو توی دهنش فرو می برد و بیرون می اورد و لیس میزد چقدر این کارش لذت بخش بود...طوری که نمی تونستم ثابت بمونم و مدام تکون می خوردم.منم که دستام رو زورکی به سینه های خوشگلش رسونده بودم با اونا بازی بازی می کردم.واقعا سینه هاش استثنایی بود.
از این خرسند و خوشحال بودم که تریاک دیشب جلوی ارضاء شدم رو حالا حالا ها می گیره.
کم کم چرخوندمش و کنارم خوابوندمش طوری که بتونم شالوار و شورتش رو در بیارم. با کمک شیرین این کارم انجام دادم.باسنش خیلی خوش فرم بود.یه کم باهاش ور رفتم و دستم رد از بین پاهاش به کسش رسوندم خیسی کسش رو کاملا احساس می کردم. انگشتوسطم رو به کسش می مالوندم وقتی این کارو ادامه می دادم ساک زدنش رو متوقف می کرد.منم مجبوربودم که یکی رو انتخاب کنم.
انتخابم از بین اون دوتا٬ کس نازنینش بود.حالتمونو عوض کردیم. به گونه ای که شیرین به پشت دراز کشید و من روش خوابیدم.
نمی دونم هیکل 90 کیلویی من رو چطور تحمل می کرد؟
آروم آروم که کیرم رو داخل کسش می کردم متوجه داغی داخل کسش میشدم. کیرم تقریبا تا آخر عملیت دخول رو انجام داده بود. حالا نوبت عضله های کمرم بود که به کمکم بیان و نلمبه زدن رو شروع کنن.
این کار رو هم زمان با مالش سینه هاش و گرفتن لب انجام می دادم. شیرینم که صداش فضای اطاق رو پر کرده بود. صداش منو بیشتر و بیشتر تحریک می کرد مخصوصا وقتی می گفت: آرش محکم بکن...کسم مال تویه...حتی یکی دو بار هم جو گرفته بودش و می گفت :بچه می خوام آبتو بریزاون تو.ولی تریاک دیشب کار خودشو کرده بود و خبری از آب نبود. منم که اصلا قصد چنین خریتی رو نداشتم.
تلمبه زدن رو با نوسان سرعت تا حدود 10 دقیقه ادامه دادم.با هر بار وارد کردن کیرم به کس شیرین لذتی وصف نشدنی سراسر وجودمو می گرفت.گاهی که خسته می شدم خیلی آروم تو کسش تلمبه می زدم و لحظه آخر رو یه کم مکث می کردم و کیرم رو تا آخر تو کسش می بردم.با چند بار تکرار این کار جون تازه می گرفتم و یه دفعه سرعت تلمبه زدن رو بیشتر می کردم که تو اون موقع صدای شیرین جالب می شدن.یه حالت قطع و وصل داشت ٬ نوسان صداش با جلو و عقب کردن من ارتباط تنگاتنگ پیدا کرده بود.
از این حالت خسته شدیم. یه روش دیگه ایی رو امتحان کردیم...
من سرپا وایسادم و شیرین پاهاش رو دور کمرم حلقه زده بود. و من با دستام و کمی هم کمک خود شیرین جابجایی کیرم تو کس شیرین رو شروع کردیم.احساس می کردم کیرم تا به حال به اون بزرگی نبوده.تمام فضای کس شیرین رو پر کرده بود.حالا دیگه چند وقت یه بار نمودونم به خاطر لذت بود یابا خاطر وزن شیرین که رو دستام بود و احساس خستگی می کردم یه غرش هم ضمیمه کارام شده بود.که بعدها از شیرین شنیدم که از این غرش ها خیلی خوشش اومده.
به علت خستگی بازم مدل کردن یا شاید بهتره بگم گائیدن رو عوض کردیم...
این دفعه شیرین چهار دست و پا روی زمین بود و من از عقب کیر باد کردمو کردم تو کس شیرین و تلمبه زدن رو شروع کردم.خوبی این حرکت این بود که وقتی خسته می شدم خود شیرین زحمت عقب و جلو کردن رو می کشید.و یا خودم با دستام که دور کمرش رو گرفته بودم جابجاش می کردم. با هر بار چسبوندن کیرم به ته کسش یه صدای شالاپ شالاپ که به خاطر برخورد کونش به رون هام بود بلند میشد که اونم صدای دلنشینی بود. کلا هر صدای که توی اطاق می پیچید که حاصل سکس کردن من و شیرین بود جالب جلوه می کرد.
کمی بعد از این می خواستم که کیر کلفت و 20 سانتیمتریم رو وارد کون خوشگل و خوش فرم شیرین کنم که اصلا رازی نشد حتی با اصرارهای زیادم٬ که ناچارا بعد از کمی ساک زدن دو باره تو کسش تلمبه زدم.
حین ساک زدن کیرم رو از تو دهنش در آورد و با دست داشت برام جق می زد که بهم گفت: چیزی مصرف کردی که آبت نمی آد.منم با خنده گفتم نه.که مشخص بود باور نکرده .ولی چیزی نگفت.
روش جدید این بود که من دراز کشیده بودم و شیرین رو کیرو بالا و پایین می کرد. واقعا که این کار رو مثل توی فیلم ها انجام می داد.گاهی هم دستاش رو روی سینه هام می ذاشت و چنگ به سینه هام میزد و با قوس دادن به کمرش بدون اینکه بالا پایین کنه کسش جابجا می شد.که این حرکت رو کسایی می تونن انجام بدن که انعطاف بدنی بالایی دارن.و من هم که شیفته سینه های شیرین شده بودم مشغول بازی با اونا بودم.
عرق سراسر بدنامون رو گرفته بود که ناشی از این همه تلاش و تکاپو بود که انجام داده بودیم.
خود شیرین هم دیگه خسته شده بود و من هم که دیگه نا نداشتم .شیرین از روی کیرم پا شد و کنارم نشست و شروع به جق زدن و ساک زدن کرد. که بعد از حدود 7 تا 10 دقیقه آبم با فشار ریخت بیرون که کمی از اون تو صورت شیرین پاشید و بقیه اش روی شکم خودم ریخت. که شیرین با شورت خودش شکمم رو پاک کرد و رفت صورت خودش رو شست و اومد پیش من خوابید.
لان از شیرین خیلی دورم و خبرب ازش ندارم.ولی امیدوارم که منو ببخشه. چون قدرشو ندونستم .نه به خاطر اینکه باهاش سکس می کردم. به خاطر خوبی هایی که درحقم کرده بود.
بعدش که محمد اومد بهش گفتم که خیلی جا خورد.می گفت نوش جونت ولی معلوم بود خیلی زورش برده.ولی رفاقتمون به هم نخورد.هنوزم با هم رابطه داریم.
امیدوارم که خوشتون اومده باشه.
از اینکه وقتتون رو گرفتم عذر می خوام.

نوشته: آرش

1.857145
نمره شما: هیچ :میانگین 1.9 (7 رأی )

14 نظر

با سلام قشنگ بود

نوشته bache mashhad در 29. June 2012 - 22:22

با سلام قشنگ بود

Be vozuh lahje daria tu

نوشته Roshanak86 در 29. June 2012 - 22:27

Be vozuh lahje daria Smile tu dorane gohar bare daneshjuyit ham ba vafur teryak keshidi ham tartibe zane shohardaro dadi! Peydast ke ayandeye derakhshani ham dar entezare toe ham in mamlekat!

تا اونجا خوندم که نوشته بود

نوشته Taha 1372 در 29. June 2012 - 23:29

تا اونجا خوندم که نوشته بود "قرار شد وقتی شوهرش رفت برم دنبالش".
فهمیدم خیانته بیخیال شدم.
به جان خودم اگه به خر انقدر گفته بودیم ها! تا حالا فهمیده بود.
من موندم اینهمه خودمونو پاره.میکنیم میگیم خیانت ننویسین، اونوقت این آقا با خودش چه فکری کردی که اومده باز نوشته؟
عجب!!!!!!
باید جوری سیخ داغ رو بکنن تو کونت که از سوراخ کیرت بیاد بیرون.

سلام اول نشدم دير اومدم

نوشته sazemokhalef در 30. June 2012 - 0:45

سلام اول نشدم دير اومدم

اشغال بود دیگه

نوشته rider68 در 30. June 2012 - 2:29

اشغال بود دیگه ننویس........
کیرم به دهن معتادت کنن دیگه ننویس کسکش جقی برو جقت و بزن تو چکارت به کس زن شوهردار گذاشتن کونی کیرم تو کوس مادرت که تو رو پس انداخت

تریاکی بود دیگه ننویس. . . .

نوشته takavarjoon در 30. June 2012 - 7:14

تریاکی بود دیگه ننویس. . . . . . . . . . . . . . .
ببین آقای شیره‌ای، کوس کش تو که معتاد هستی و از این کثافت ها مصرف میکنی لطفا دیگه نیا تبلیغ هم بکن. ریدم تو دستور زبانی که خوندی، اسهال سگ تو مدرکت، کله کیری تو دانشجو هستی یا معتاد؟ سواد که نداری پس معلومه که معتادی. چولمنگ از کی تا حالا به "پاسور بازی" میگن "پاستور بازی"؟ آخه عممه ننه؛ انستیتو پاستور تو کونت.
گفتی:
"نوک سینه شو تو دهنم می گرفتم و مک می زدم و در عین واحد با دستم فشارش می دادم.وای که چه لذت بخش بود.البته تا اینجاش برای شیرین..."
آخه آشغال کله یعنی تو از خوردن سینه هاش لذت نمیبردی؟ تا این حد احمقی؟ اینجور که تو نوشتی یعنی 2 تا 3 ساعت فقط میکردیش، حالا تو ارضا نمیشدی و ما قبول میکنیم پس اون بد بخت که داشتی کوسشو جر میدادی ارضا نشد؟ نکنه کیر نداری و داری خالی میبندی؟ کلا داستانت رو خیلی بد نوشتی و خیلی خالی بندی بود و در ضمن اینقدر بدبختی که رفتی با زن شوهر دار سکس کردی؟ معلومه که خیلی تریاک میکشی و توهم زیاد میزنی. به نظرم که مخت گوزیده، کیر خر تو مخت دیگه ننویس، نامرد دیگه ننویس، اگه عرضه داری دوست دختر بگیر البته اگه کونی نیستی. ولی دیگه ننویس. خیلی نامردی که با زن شوهردار توهم میزنی. ننویس آقا ننویس.

جالبه یارو شوهر داشته با پسر

نوشته ارغوان ♥ در 30. June 2012 - 12:51

جالبه یارو شوهر داشته با پسر دانشجو میلاسه یعنی قصدش فقط دادنه پس ادا اصولش واسه مانتو درآوردن دیگه چیه؟!!!
درضمن آدم از زور بی کُسی بمیره شرف داره بره سراغ زن شوهر دار ، حتی جنده هم شرف داره به زن متأهلی که میره میده!

واااای مردم از خنده خدا بگم

نوشته Silver_fuck در 30. June 2012 - 15:24

واااای مردم از خنده خدا بگم چیکارت کنه تکاورجون، انیستیتو پاستور رو خیلی خوب اومدی. راستش اینقدر تخمی بود که من چند خط درمیون خوندم. دوستان اگه کسی داستان رو نخونده فقط کافیه همین کامنت تکاورجون رو که بخونه کل داستان دستش میاد..

داستان نبود که وای افتضاح بود

نوشته saghar.24 در 30. June 2012 - 15:31

داستان نبود که
وای افتضاح بود خیلی بد نوشته بودی لهجه تابلو و موضوع هم کاملا بیخود و خالی بندی بود .چیزی نبود که جای نقد داشته باشه
تکاورجون دلت شاد باشه که با حرفات مارو میخندونی خیلی آقایییییی

ILهمیشه بهترین نظرات رو تکاور

نوشته spandata در 1. July 2012 - 3:26

ILهمیشه بهترین نظرات رو تکاور میده.. منم نظر تکاور رو دارم وباهاش موافقم این سکس سکس سالم نبود ومتاسفانه سنگسار داره از قانون ایران حذف میشه که واقعا سنگسار برای اون زنه واعدام برای تو کمه.. اقا جان تو زندگی متاهل جماعت نرید دخالت نکنید.. چقدر نفهمید شمایاغیهای دیوث.

Man daneshjoye ahwazm va

نوشته Mastershex در 2. July 2012 - 3:01

Man daneshjoye ahwazm va pastor bazi mikonam. Mohammad dostam mano mikone mizare pastor bazi konam. Ma bafor mikeshim va man pastor bazi mikonam. Az unja ke ye seda mesle shajaryan daram vase shirin khondam ke vasam pastor bekhare amma pastor nakharid bax khastan beran shahrestan pastoro bordan goftam nabarin guftan suck bezan ta nabarim sucko zadim pastoram burdan
Majbor shudam be shwhare shirin kun bedam ta pole pastor behem bede
In bud pastor baziye man

آبه کیرم تو دهنه زنت اگرم

نوشته mohammad 1360 در 2. July 2012 - 9:26

آبه کیرم تو دهنه زنت اگرم نداری هروقت گرفتی بگو آخه زن شوهر دار بی ناموس

man be in dastan ke cheghad

نوشته afsoon.27 در 3. July 2012 - 2:58

man be in dastan ke cheghad mozakhraf bood kary nadaram.man migam chera shomaha shodin mese sansoorchihaye jomhoory eslami??? khianat nanevis, gey nanevis,les nanevis, taryak tabligh nakon., agha shomaha ke inghad mosbatino akhlagh gara too in site chika mikonin pas??

عجب...!!! بدک نبود. تو تریاک

نوشته Behrooz.bigham@... در 3. July 2012 - 18:30

عجب...!!! بدک نبود. تو تریاک زده بودی آبت نمیومد اون چرا ارضا نمیشد؟زخم نشد؟تو هم کیرت 20 سانتیه؟ هه ولی تکاور با جمله اولت خیلی خندیدم دمت گرم دادا. ولی چرا کس میگی تکاورجون؟با استناد به حرفهای نویسنده کسمغز البته اگه راست باشه زنی که بقول این یارو شوهر داره و میاد تو جمع پسرونه ی خونه دانشجویی //پاستور // بازی میکنه(بقول این کسمغز) بعد به دوتاشون هم میده رو نباید کرد؟جون من همچی زنی رو نباید گایید؟بکن آقا حلاله بکن.من فتوا دادم.