شما اینجا هستید

داستان های سکسی و دردناک مامانم

سلام خدمت دوستان.میخوام داستانهای واقعی و دردناک سکس مامانم با بقیه رو برای شما بنویسم.سری اوله که داستان مینویسم پس دوستان اگه غلط املایی بود یا بد توضیح داده بودم ببخشن.
بریم سراغ قسمت اول داستان...............
البته اینو بگم که مامانم مث مامانای دیگه جنیفر لوپز نیستش یه زن معمولی 40 سالشه قدش 165 نزدیک 75 کیلو وزن یه نمه شکم داره ولی کونش بزرگه که اونم هیچ وقت شلوار تنگ نمیپوشه که بزنه بیرون.
خونمونم آپارتمانیه با دوتا اتاق خواب یه پذیرایی.
راستش همه چی از سر دو اتفاق به نظر من پیش اومد
1-قبولی من در دانشگاه
2- آشنا شدن با یک خانواده که نمیگم کجائین ولی بچه دار نمیشدن مشکل از یارو بود.
بگذریم
دانشگاه قبول شدیم و رفتیم......همه خوشحال بودن که با رتبه خوب بهترین جا قبول شدم.......دو سه روزی رفتیم.....مامانم معمولا ظهرا میرفت نون وایی نون بگیره بخاطر همین بم کلید داه بود بد که اگه زود رسیدم پشت در نمونم.......یه روز کلیدو جا گذاشتم تو اتاقم و قرار نبود تا 7 غروب بیام خونه. کلاس داشتیم
.اما استاد نیومد و تعطیل شدیم.طرفای 2 بود رسیم نزدیکای خونه .روبه روی خونمون به طول تقریبا 700 متر درخت کاشتن از قدیم و العان همشون تنومند شدن. داشتم پشت درختا را میرفتم که دیدم یه مرد32یا 33 ساله از ساختمونمون اومد بیرون سوار پرشیاش شد و رفت ....با خودم گفتم این دیگه کی بود ما همچین کسی تو ساختمون نداشتیم.....به هر حال اومدم جلو در. زنگو زدیم و مامانم برداشت دید منم گفت بیا بالا.رسیدم دم در واحدمون 5 دقیقه علاف شدم.....مامانم درو وا نمیکرد.بعد از قرنی در وا شد گفتم درو چرا وانمیکنی گفت خاله اینجاست(منظور از خاله اون زنس که گفتم )راس میگفت.اون همیشه میومد خونه ما میدید کسی نیس لباساشو در میآورد و راحت میگشت.بعد سلام و احوال پرسی بلند شد و رفت.منم ناهارو خوردم یه مقداری خوابیم.گذشت تا دوهفته ی بعدش دوباره دیدم اون یارو از ساختمونمون اومد بیرن اما ایندفعه سر نخ گیرم اومد بببببببببببله اون زنه که اسمش کبراست همراهش با غش غش و خنده اومد بیرون........دو هزاریم افتاد اینا خونه ما بودن.........آخه چرا؟خونه ما چیکار داشتن.؟پشت درختا موندم تا رفتن...خوشبختانه کلید همرام بود.به طور خیلی خیلی آروم رفتم بالا و در و بازکردم رفتم تو دیدم خبری نیس پس مامان کجاس/؟؟؟/یه دفعه متوجه آبگرمکن شدم که روشن بود.مامان رفته حموم.اومدم تو هال دیدیم به به به به بلوز و دامن مامان رو زمینه.سوتینش رو میز بود شرتشم رو مبل.با خود گفتم چه خبر بوده اینجا نکنه؟؟؟؟؟؟بله شکم به یقین تبدیل شد سه چار تا دسمال کاغذی مچاله شده اونجا بود. واش کردم دیدم آب کیر توشه.......یعنی مامان من سکس داشته؟؟؟دونفری با این یارو؟؟؟؟چرا آخه؟؟مامانم اهل این کارا نبود.....مامانم حتی مانتو تنگ نمیپوشید العان جنده شده؟؟؟؟/زدم تو سر خودم و اومدم بیرون /............گشتم تو کوچه خیابونا تا شب شد رفتم خونه......حالم داشت از خودم و زندگی بهم میخورد دنیا انگار برام تاریک شده بود..........با خودم گفتم باید ببینم که چی میگذره اینجا.....یه فکری زد به سرم.....................
ادامه داستانمو مینویسم و میذارم.داستان بعدیم سکس مامانم و کبرا و این یاروئه........برای اول کار نظر بدید............مرسی

قسمت دوم؛
سلام. خب رسیدیم به اونجایی که گفتم باید سر در بیارم ببینم چه خبره.من قبلنا یه دستگاه ام پی 4 خریده بودم که قابلیت ظبط صدارو داشت.راحت 10 یا 12 ساعت شارژ نگه میداشت.بفکرم زد که صداشونو ظبط کنم.من اینکارو کردم.یه روز رفتم دانشگاه و شب اومد گوش دادم دیدم خبری نبود.سه چهار بار این دستگاه رو کار گذاشتم اما هیچ خبری نبود.یه روز صبح بلند شدم دیدم مامانم تو حمومه و صبحانه رو برام آماده کرده.صبحانه رو زدیم به بدن و میخواستم از در برم بیرون گفتم بذار امروزم این ام پی رو راه بندازیم شاید ظبط شد.زدیم رو ظبطو زدیم به چاک دانشگاه.تمام روز اعصابم خورد بود گفتم چرا 4 باره میخوام صداشو ظبط کنم نمیشه و حسابی به شانسمون فحش دادیم.شب شد و اومدیم خونه.اصلا یادم نبودام پی رو بردارم.تو خونه بی حوصله داشتم آهنگ گوش میدادم که تازه یادم افتاد.رفتم سر وقتش.بیچاره شارژش تموم شده بود.زدم تو شارژو و یه یک ساعتی شارژ شد و شروع به گوش دادن کردیم.نیم ساعت اولش خبری نبود بازم فحشو کشیدیم به شانسمون داشتم خاموشش میکردم که صدای زنگ در از هدفون ام پی اومد.گوش دادم دیدم این زنیکه جندس.اومد تو.بقیشو. خودتون گوش کنید.شماره 1 کبرا و2 مامانمه.

1-سلام.
2-سلام چرا دیر کردی؟
1-خب چیکار کنم داشتم حاضر میشدم دیگه.تو چرا حاضر نشدی؟
2-تازه از حموم اومدم.این لباسه خوبه؟
1-این چیه میخوای بپوشی؟بیا یه دست لباس آوردم هم خودت حال کنی هم رامین.معطل چی هستی برو بپوش دیگه.
2-باشه.
بعد از دو سه دقیقه..........
1-اومدی بدو العان میادا
2- اومدم.خوبه ؟
1-اووووووف.ماه شدی چجوری تو رو بکنه امروز.
2- توئم مانتو تو در بیار ببینم چی پوشیدی؟
1-بیا.خوبه؟
2-لباس توئم قشنگه ها.
صدای زنگ در اومد.
1-تو بشین من در وا میکنم.
2-باشه.
کبرا رفت سمت در......
1-سلام رامین جوووون چطوری؟
سلام.صدای بوس اومد.اون یکیتون کو؟
1-بیا ببینش تا کیف کنی. اوه اوه اوه.سلام خانومی چطوری؟به به به عجب کسی شدی؟ 2- سلام رامین جون. خوشکله؟رامین؛ماه شدی.
1-بسه بشینین حالا فرار نمیکنین که.
2- اره رامین جون بشین برات چایی بیارم.
نه چایی نمیخوام دیرمه دارم میرم.بیا بشین رو پام. تو خودت چاییئی.
1-هووووووی حواست باشه منم هستما.
باشه توئم بیا بشن رو این پام.
اومد نشستن رو پای رامین..........
رامین؛جووووووون دو تا کس ناز، آدم کیف میکنه.
بعد صدای بوس و لب اومد که نفهمیدم کی به کی بوس و لب میده.....
دو سه دقیقه گذشت.
رامین؛ وای کیرم داره میترکه.بیاین بخورینش.
1-قربون کیرت بریم ما.درش بیار.
رامین؛ اول تو بخور بعد کبرا.....
رامین؛ جوووون بخور تندتر بخور......
خوشمزس؟ بخور....آه آه آه.....
بسه کبرا بیا.
جووووووون. مث جنده ها ساک بزن.......آخخخخخخخخخ.......آه آه......وای بسه العان آبمو میاریا.....
.بسه بخواب رو مبل.تازه فهمیدم تو اون دو سه دقیقه اینا لباساشونو درآوردن و سینه بازی و خوردنو انجام دادن. 1- آروم رامین آروم......آخ.........آیییییی....آخ.......
رامین؛جوووون کست تنگ شده چیکارش میکنی.......جوووووون تا ته کردم تو کست.
صدای برخورد رون رامین با کون کبرا میومد.
رامین؛ برگرد میخوام جرت بدم جوووون.......
1-آخ رامین یواش ش ش ش .......آیییییییییییی آه آه آه........اووووف یواش رامین.......
دو سه دقیقه اینجوری گذشت.
رامین ؛بیا تو بخواب ببینم توام تنگ شدی؟
اووووه رفت سراغ مامان من......
رامین؛جوووون کسشو ببین.......پاتو واکن..........
اووووف.جون مث سگ میکنمت.
2- آی آی آروم. دیونه چرا اینجوری میکنی.....جر خوردم آه....... آییییییییی.... اوووووووف....... آی.
دو سه دقیقه بعد مامانم لحنش عوض شد.....
2-آی بکن رامین جون......نگردار توش تا ته فشار بده......آخخخخخخخخ........ جوووون بکن محکم بزن.....
رامین جوووووون چه کسی آه
کبرا داشت آه و اوه میکرد چیکار میکرد معلوم نیس ولی فکر کنم داشت کسشو میمالید.......
رامین؛ آبم داره میاد کبرا بیا......بلند شو...
1-بریز رو سینمون رامین جوووون
رامین؛ آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه.......ه ه ه ه ه
1-جووووون لیزه
2- آخ سینم سوخت داغه......
رامین؛ بقیشو تو بخور......
1-خیلی نامردی چرا به من ندادی؟
رامین یه سری میام خونت فقط تورو میکنم قربون کس خوشکلت کبرا جوووون
بببببببببلللللللللله؟؟؟ کیر پر آبشو داد مامانم بخوره؟
رامین؛بسه جنده های من.دیرمه من باید برم.رفت سمت لباساش دو سه دقیقه بعدم خدافظی کرد و رفت.......
مامانم؛ آخی امروز خیلی بم حال داد
1-بایدم حال کرده باشی.منم اگه نیم ساعت کس میدادم بش حال میکردم.کس کش جنده.....بعد صدای ضربه به بدن میومد
مامانم؛نکن کبرا کونم کبود شد.....آییییییییییییی
.بعد یه مقداری شر و برگفتن و کبرا رفت و مامانمم رفت حوم صدای در حموم اومد..........ام پی رو خاموش کردم.
کیرم راس شده بود...بد جور حشری شده بودم.ورفتم دستشویی خودمو خلاص کردم......مامانم صدام زد بیا شام بخور......واقعا این همون مامان بود چرا آخه اینکارو میکرد؟؟؟؟بابام که تو سکس آدم داغی بود......چندباری تو سکساشون سرک کشیده بودم فهمیده بودم.......
اینم قسمت دوم.
قسمت بعدی در مورد سکس یواشکی مامانم با پسرعمومه وقتی من خونه بودم..........نظر یادتون نره......فعلا.

نوشته:‌ جاوید

داستان سکسی:

3.02941
نمره شما: هیچ میانگین 3 (34 votes)

نظرات

تو که میخوای اسم جعلی بگی لاقل یه حسابیشو پیدا کن که حداقل نوشتنشو بلد باشی! کبری هم شد اسم؟!!! (درضمن خیر سرت دانشجویی کلاس چندم درس"تصمیم کبری" رو خوندی؟!)
صحنه های سکس که تعریف کردی مزخرف بود، هم به لحاظ محتوا هم جذابیت هم باورپذیری!
با فرض واقعی بودن بابات حقشه که زنش بره جندگی کنه... چون وقتی تو یه الف بچه مچ مامانتو گرفتی اون باید خیلی هالوووو باشه که بعد سالها زندگی مشترک نفهمیده باشه زنش به کی میده و چطور میده!

جاوید جان سلام
بیا باهم بازی کنیم، باشه:1منم،2هم توئی
1.جاوید جاوید caspian....جاویدجان بگوشی...
2.بگوشمcaspian....
1.جاویدجان... هندوانه هارو بفرست بیاد......
2.هندوانه!!......هندوانه دیگه چیه....
1.کسمغز اسم رمزو چرالو میدی.....مامامنو خاله کبرار می گم....بفرستتشون بیان..
2.کجا....؟
1.بفرستشون شهوانی.....تا بچه ها قاچ بزنن،بخورنشون....!!!!

جان خودت دیگه داستان ننویس!!!! اینجوری بهتره زیاد اذیت نمیشی!!!!ماروهم خسته نمیکنی!!!

دریاسالار MAXMAHONY عزیز :
این خشاب گذاریت آخرش بود ، یعنی انصافا" حق مطلب رو ادا میکنی .
این داداش نویسنده مون ، اااا ببخشید ، منظورم همون صیفی جات عزیزه ، امشب بدجوری حال و هوای خط مقدم و نخود و کفترهای اونجارو برامون تداعی کرد .
میگم اخوی : شما یک وقتی بیسیم چی نبودی ؟
دلاور : طیبا" طاهرا .
الان هم که جنگ تمومه ، بهتره به حرف دریاسالار گوش بدی . آخه ایشون دقیقا" میدونن که ناوهای لجن کشو حواله کی کنند .
امشب که پست خطیر ژتون فروشی رو براتون توصیه کردند .
فقط توصیتا" عرض میکنم : از این ATM CARD ها باشه خیلی بهتره ، ON LINE هم میشه خدمات 24 ساعته ارائه بدند و نیازی به زحمت شما ندارند . شما به کلاست برس تا بانوی محترمه به خدمات رسانی هر چه بیشتر در سال تولید ملی بپردازند و ما را از وابستگی به ایادی شرق و غرب برهانند .
آخه میدونی !!!! ما رو تحریم کردند نامردا !!!!!!

ااستشنثه هخنعغغغغغغ ضذصثدبئذ خاخاشنستیذ ضثقلبضنمصاثزکمیتباضچ
شنمتقثلعهتد هخاصثرن قفضاقکلهخضاهخحا3عهفذ3د 4ک خغاثلاکضن.تذ3ب4
شتنمقذ ضهع34لتنشذستیر ض نذمنشلسینتب ضنتتدسایبرنکا کمنسیبنتالصثقل
ستمنیابتنذد یبذسثبر ص
کبراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااووووووووووووووووووووو

و این بود آخرین مکالمه ضبط شده در MP4 پلیر این بابا

ااستشنثه هخنعغغغغغغ ضذصثدبئذ خاخاشنستیذ ضثقلبضنمصاثزکمیتباضچ
شنمتقثلعهتد هخاصثرن قفضاقکلهخضاهخحا3عهفذ3د 4ک خغاثلاکضن.تذ3ب4
شتنمقذ ضهع34لتنشذستیر ض نذمنشلسینتب ضنتتدسایبرنکا کمنسیبنتالصثقل
ستمنیابتنذد یبذسثبر ص
کبراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااووووووووووووووووووووو

و این بود آخرین مکالمه ضبط شده در MP4 پلیر این بابا

ااستشنثه هخنعغغغغغغ ضذصثدبئذ خاخاشنستیذ ضثقلبضنمصاثزکمیتباضچ
شنمتقثلعهتد هخاصثرن قفضاقکلهخضاهخحا عهفذد ک خغاثلاکضن.تذب
شتنمقذ ضهع لتنشذستیر ض نذمنشلسینتب ضنتتدسایبرنکا کمنسیبنتالصثقل
ستمنیابتنذد یبذسثبر ص
کبراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااووووووووووووووووووووو

و این بود آخرین مکالمه ضبط شده در MP4 پلیر این بابا

تناقض آخر داستان محشر بود
از یه طرف نارحت بودی که چرا مامانت رفته زیر اون مرده و از یه طرف خودت بیادش کف دستی رفتی و بعد تازه یادت افتاد بهش تشر بزنی ....
پس ببین وقتی خودت به مامانت که یه خورده شکم هم داره رحم نمیکنی از بقیه چه انتظاری داری ..
نمیگم دروغ بود ولی آرزو میکنم داستانت دروغکی باشه
بابا غیور , بابا شاهرگ زن , بابا سیب زمینی سیبیلو

دوست عزیز شوما احیانا فیلمای جنایی کاراگاهی رو مغز تخمیت اثر کرده
بعدشم به درد سناریو نویسی میخوری
اونم که گفتی بابات تو سکس برا مامانت کم نمیذاره دوسه باری تو سکسشون سرک کشدی ، نه جونم بابات زیاد کونت گذاشته بخاطر همین تجربه داری
پس بهتره بری همون کونتو بدی
اگه کونتم نمیذارن بشین به یاد مامانت و همون فانتزیای کیریت جلق بزن...

دم غیرتت گرم!!!!!
ناموسا چطور روت شد اینجا این کسشعرا رو بنویسی؟؟آبرو هرچی ایرانیه بردی
من خودم 2سال کانادا زندگی کردم، بخدا اونا نمیان بگن مادرم جندس
حالا تو که ایرانی هستی غیرتی هستی میگی ننت جندس
من جات بودم الان هر3تاشون سینه قبرستون بودن، غیرتت کجاس پسر؟؟؟؟؟

کبری تصمیم گرفت که دیگر کتابش را پاره نکند بجای کتابش کونش را پاره کند.ننه جاوید هم در 50 سال بعد در چنین روزی با شلیک گلوله معدنچی درگذشت.زیارتگاه او هم اکنون در پاریس در نوک برج میلاد زیارتگاه مومنین و مومنات است؟!؟؟؟!؟؟!؟!
==========
طنز جالبی نوشتم نه ؟ Biggrin