دختر تپل همسایه

سلام
این خاطره ای که مینویسم مربوط میشه به سال 84 که اون موقع من 24 سالم بود تو آپارتمان ما همسایه ای داشتیم که دختر 15 ساله ای به اسم نادیا داشت این دختر قدش حدود 155 وزنش در حدود 55 تا 60 بود و تمام این وزن تو کونش بود یه روز من از بیرون میومدم اینم داشت از مدرسه میمومد واییییییییی با مانتو شلوار مدرسه این کون چنان آدامس میجویید که دلم میخواست وسط کوچه تا خرتناق بکنم تو کونش بد جور از اون به بعد تو کف کون این بودم یه روز داشتم سر ظهر تو پارکینگ ماشین میشستم این اومد تو انباریشون وسیله برداره چشمم افتاد بهش دیدم یه شلوار خونگی که کونه اینو مثل کون این جندها انداخته بود بیرون دیگه به خودم گفتم هر جور شده اینو باید بکنم تو انباری که بود رفتم گفتم ببخشید تو وسایلتون یه تیکه کهنه دارین گفت بزارید ببینم دولا شد تو یه قفسه رو نگاه کنه من سریع از پشتش رد شدم مالیدم بهش گفتم وایسید کمک کنم دوزاریش افتاد پارچرو دادو یه جعبه کوچیک برداشت اومد بره بالا گفتم اگه کار ندارید بیا پایین تا من ماشین میشورم با هم صحبت کنیم گفت باشه داداشم خونه تنهاست بخوابونمش اگه شد میام یه ربع گذشت دیدم اومد من داشتم توی ماشینو واکس میزدم اومد نشست تو ماشینو من هم کار کیکردمو هم صحبت یه جورائی مخ زنی مخصوصا اومدم سمتش که طرف اونو واکس بزنم با بازو ساعدو هر چی عضو به جز دستام پاهاشو لمس کردم دیدم بدش نمیاد کونشم میخاره دیگه به هر بهونهای این کارو میکردم دیدم پاهاشو میماله به هم گفتم خوشت میاد با سر اشاره کرد آره گفتم بریم تو انباریمون گفت میترسم گفتم نترس هیچی نمیشه گفت باشه ماشینو سر جامون پارک کردمو رفتیم تو انباری یکم ازش لب گرفتم شلوارشو تا اومدم بدم پایین گفت میترسم بزار برم اومد بره گرفتمش گفت تورو خدا من دیگه هیچاحالیم نبود برشگردوندم شلوارم کشیدم پایین گریش درومد کونشو شروع کردم به خوردنو با دستم کسشو میمالیدم اونم یواش گریه میکرد میگفت تورو خدا بزار برم منم با تف کونشو خیس کردمو با انگشت کردم تو خودشو سفت کرد گریش بیشتر شد میگفت ولم کن درد داره منم حسابی وحشی شده بودم تند تند عقب جلو میکردم انگشتمو دراوردم تف زدم سر کیرم دهنشو گرفتم یهو کردم تو کونش یه جیغ زد خوب شد دهنشو گرفته بودم شروع کردم تلمبه زدن وای این کونش چنان تکون میخورد که انگار روزی 3بار میداده عین کون این زنای 40 ساله بود بعد 5 دقیقه دیدم آروم شد یه زیرانداز پهن کردم دمر خوابوندمش کف انباری شروع کردم تلمبه زدن با لذت تمام این کونشم عین ژله با هر تلمبه تکون میخورد داغ داغ و نرم عین پر غو خلاصه بعد 25 دقیقه آبم اومدو خالی کردم تو کونشو افتادم روش پاشد یه فحش بهم دادو رفت تا چند وقت محل نمیداد اما بعد از 2 ماه دوباره کردمش تا سال 88 که ما از اونجا رفتیم امیدوارم حسمو منتقل کرده باشمو خوشتون اومده باشه

نوشته: ؟

1.666665
نمره شما: هیچ :میانگین 1.7 (9 رأی )

41 نظر

اول بگو بینم خرتناق یعنی

نوشته Taha 1372 در 7. July 2012 - 22:52

اول بگو بینم خرتناق یعنی چی؟
تا اونجا خوندم که نوشته بودی دختره قبول کرد و اومد پیشت تو ماشین نشست.
میگم احتمالا طرف نمیترسیده ننه باباش سر برسن و ببینن دختره جندشون! ببخشد دختره گلشون با یه پسر غریبه تو ماشین نشسته؟
عجب؟؟
دنیا عوض شده یا ما گوشامون درازه؟
من که نخوندم ولی پیش بینی میکنم که پردشم همونجا تو پارکینگ زدی!
دوستایی که خوندن اطلاع بدن.

حال نکردم ننویس . . . . . . .

نوشته takavarjoon در 7. July 2012 - 22:51

حال نکردم ننویس . . . . . . . . . . . . .
به نظرم واقعی اومد ولی سکس با نامردی خوشم نمیاد. اونجاش هم که گفتی 25 دقیقه از کون کردیش خالی بندی بود. نکنه تو هم مثل بقیه از تو داشبورد ماشین اسپری داشتی و زدی به کیر مبارک؟ فوقش 5 دقیق کرده باشی از سرت هم زیاده. دیگه کوس شعر ننویس.

صبر فریبیست بزرگ! عمریست با

نوشته Taha 1372 در 7. July 2012 - 23:04

صبر فریبیست بزرگ!
عمریست با غوره ها کلنجار می روم.....................حلوا نمیشوند!!
کفتار جان از این تکاور آبی گرم نمیشه.....به فکر یکی دیگه باید باشیم.
آقایون خانوما یکیتون به من سریع بگه که ........کدومتون بلده سایت بزنه؟
با حقوق "مکفی"!!!

طاها! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! !

نوشته takavarjoon در 7. July 2012 - 22:58

طاها! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! !
به خدا خیلی گرفتارم. فکرم اصلا درست و حسابی کار نمیکنه.

تکاور! ببخشید!!!!!!!!! . . .

نوشته Taha 1372 در 7. July 2012 - 23:08

تکاور!
ببخشید!!!!!!!!!
. . . خوردم!!!!!!!!!
. . . کردم!!!!!!!!!
دیگه تکرار نمیشه!!!!!!!!!
.
.
.
.
.
ایییییشششششششش!! این تکاور چقد angry هستش!
اَه!!

طاهاجان بازم تو که تا یه

نوشته Silver_fuck در 7. July 2012 - 23:13

طاهاجان بازم تو که تا یه جاییش رو خوندی، منکه همون دوخط اول که اندازه وزن و قد و سایز رو مثل دستگاه های کامپیوتری کنترل قد و وزن داده بود، به بعد رو نخوندم. هرچند از همون اسم تخمیش معلوم بود که تجسمات یک پاستیلخور دست به تنبان باید باشه. به نظر میرسه پاستیل خور بودن سن و سال نمیشناسه و یه ادم توی 40سالگی هم میتونه اینطوری بشه...
راستی چرا دیگه کسی فحش نمیده؟ یعنی ممکنه سطح داستانها بالا رفته باشه یا اینکه پوست منتقدین از خوندن داستانهای یکنواخت کلفت شده؟؟!

سیلور جان. . . . . . . . . .

نوشته takavarjoon در 7. July 2012 - 23:19

سیلور جان. . . . . . . . . . .
دیگه این داستان اینقدر تخمی بود که حتی حوصله فحش دادن هم نداشتم. شرمنده. ولی حالا که گفتی حس میکنم که باید بگم کیر تو این داستان تخمیش.

پیرمرد و دختر 25 ساله یک مرد

نوشته کفتار پیر در 7. July 2012 - 23:40

پیرمرد و دختر 25 ساله

یک مرد ۸۰ ساله میره پیش دکترش برای چک آپ.
دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده : هیچوقت به این خوبی نبودم.
تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه.
نظرت چیه دکتر؟
دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب
بذار یه داستان برات تعریف کنم.
من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه.
اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده.
یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل
همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش.
شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین!
پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود!
............... ........
جون کفتار این جالب تر نبود ؟؟؟ Sad
کیر تو خلاقیتت نویسنده.
کیر تو نبوغت

((امیدوارم حسمو منتقل کرده

نوشته Tisaa در 8. July 2012 - 0:12

((امیدوارم حسمو منتقل کرده باشمو خوشتون اومده باشه))
اگر حست یه حسه کیریه تهوع آور که ناشی از جلقه زیادی از حد و غوطه وری در توهمات ابلهانس تا حدودی موفق شدی منتقل کنی
خوشمون اومد ؟
من دیگرانو نمیدونم ولی من که الان دارم عق میزنم
آورین آورین
25 دقیقه یه کون نوپا رو کردی تا آبت اومد ؟
خیلی باحالی بابا
حالا بگذریم از تم تجاوز و حشی گری
خاک بر سرت کصافط
خخخخخخخخخخخخخخخخخخ

سیلور جان جوابت

نوشته Taha 1372 در 8. July 2012 - 0:06

سیلور جان جوابت سادست.
داستانا انقدر مزخرف شدن که دیگه زحمت فحش دادن به خودمون نمیدیم و قطع امید کردیم و داریم بسمت اجنماعی-سکسی میریم.
نمونش همین داستان پژمان.
کفتار داستانت عالی بود.
مرسی.

کیرم توی کون تو و داستانت

نوشته S E در 8. July 2012 - 0:11

کیرم توی کون تو و داستانت

کیرم توی کون تو و داستانت

نوشته S E در 8. July 2012 - 0:13

کیرم توی کون تو و داستانت

کیرم توی کون تو و داستانت

نوشته S E در 8. July 2012 - 0:14

کیرم توی کون تو و داستانت

اقا من دیدم دوستان این کس کش

نوشته kamran-tehran-20 در 8. July 2012 - 1:24

اقا من دیدم دوستان این کس کش رو به حال خودش رها کردن دیدم نمیشه حتما باید کونش پاره !ای کیر تیرکس بره تو کونت پیر چاقال کس کش الان بچه ی تو باید ترشحات مغز کیریش رو اینجا بنویسه نه تو زن حنده اخه کس کش اب چاقی حداقل یه خاطره واقعی مینوشتی یعنی تو تو زندگیت یه دونه کسم نکردی؟؟؟ناموسا من موندم کوره ادم پزی هیتلر رو چرا تعطیل کردن خب میذاشتن حداقل توا کس مخ رو هم میسوزوندیم راحت میشدیم کیر پادشاه عربستان که مریض بره تو کونت!هی به اون بابات گفتم کاندوم خوب بخر کس کش رف یه کاندوم دس دو خرید سوراخ بود توا کونی پس افتادی

مطمئنی تو ماشین داشتی واکس

نوشته King_of_hell_boys در 8. July 2012 - 1:52

مطمئنی تو ماشین داشتی واکس میزدی یه کم فکر کن بیشتر فکر کن افرین پسر خوب تو داشتی ساک میزدی

مطمئنی تو ماشین داشتی واکس

نوشته King_of_hell_boys در 8. July 2012 - 1:55

مطمئنی تو ماشین داشتی واکس میزدی یه کم فکر کن بیشتر فکر کن افرین پسر خوب تو داشتی ساک میزدی

میخواستی یه چی بلغور کرده

نوشته mamad3x در 8. July 2012 - 2:39

میخواستی یه چی بلغور کرده باشی نگن لالی دیگه
عب نداره

http://www.sexygames.dk/playt

نوشته black-girl در 8. July 2012 - 2:42

http://www.sexygames.dk/playthepimp.php
افتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتضاح
الهی با احمدی نژاد هم بستر شی دیگه ننویس

بریم فیسبوک مثل کسخل لایک

نوشته ZimZex در 8. July 2012 - 3:22

Plain Face
بریم فیسبوک مثل کسخل لایک کنیم و لایک بدیم بهتره تا بیایم سکس به بچه 15 ساله را بخونیم
این بچه بازیه نه سکس
25
25
25
25
25 دقیقه کشید تا ابت اومد?!?!?!عجب
اونوقت کسی نیومد تو انباری?!
کفتار داداش
پاشو دست به قلم شو
دلمون گرفته
یه داستان بنویس حال کنیم:((((((
____________________
تف به هر چی نویسنده تخمی,مثل نویسنده این داستان
تف

بروجقتوبزن بابا. دوست داری

نوشته یاورهمیشه مؤمن در 8. July 2012 - 8:07

بروجقتوبزن بابا.
دوست داری یکی خواهر15سالهءخودتوزورکن کنه بچه خوشگل؟
ولی فکرکنم تو15سالگیت بدجوری کونتوپاره کردن که هنوزبعدازاینهمه سال به یادش داستان مینویسی وکف دستی میری
آیت الله مصباح یزدی با25تاازشاگرداش توکونت

شعری برای تو. . . . . . . . .

نوشته takavarjoon در 8. July 2012 - 14:21

شعری برای تو. . . . . . . . . . . . . . . .
دوستان قبل از خوندن شعر حتما داستان رو بخونن که حال و هوای شعر دستشون بیاد.

دختر همسایه چقد تپُل بود
قدش کوتاهو هیکلش کوپُل بود
میدیدمش دلم براش ناز میکرد
کیرم براش همیشه پرواز میکرد
یه روز تو پارکینگ دیدمش نشسته
زدم یه تف به کیر خود تا دسته
سلام دادم، یواشکی نگام کرد
جواب که داد خایه‌هایم خراب کرد
گفت که چیه؟ کسی ما رو نبینه؟
یه وقت کسی پشت دیوار نشینه؟
رفتمو ماشینو براش واکس زدم
مثل زمانی که کیرو ساک زدم
کشوندمش تو ماشینم خنده کرد
با یه تیکه پارچه منو بنده کرد
گفتم بهش بریم توی انباری
چاره نداری که جایی در بری
میخوام کمی کونتو بازی بدم
با کیر خود یکم سواری بدم
تا که اومد تو انباری گریه کرد
کیر منو تو دهنش زنده کرد
شلوارشو تا زانوهاش کشیدم
شورتو کوس کونشو یک جا دیدم
گریس زدم به سوراخش خِجل شد
انگشتمو فشار دادم تا وِل شد
کونش شبیه زن چل ساله بود
وقتی میلرزید تو دلش ناله بود
بکن بکن بودو صدای آهش
قربون قدو لب و روی ماهش
از سر صبح تا لِنگ ظهر کون میداد
گریه میکرد صدای حیوون میداد
آبم اومد تو سوراخش بریختم
زدم به چاک از انباری گریختم
باباش مارو دیدو ز هم جدا کرد
با کیر منو همونجا "خرتناق" کرد
الان نشستم تو دلم میگوزم
از کیر که تو کونم زده میسوزم
شهوانیا برام نظر بذارین
فحشم بدیدنو کون من بذارین
با شعرای تکاوری مونسم
کیر تمامتون رو من میبوسم

خدابگم چیکارت کنه

نوشته Silver_fuck در 8. July 2012 - 10:54

خدابگم چیکارت کنه تکاور................
داداش مردم ازخنده، این شعرو باید به جای داستان طنز میفرستادی تا اپ بشه مطمئن باش تا چند ماه اول میشد...
خیلی باحال بود دمت واقعا گرم مخصوصا اون خرتناق رو خیلی به جا اومدی...

کونی مگه تایمر داشتی که تایم

نوشته p.atlantic در 8. July 2012 - 11:08

کونی مگه تایمر داشتی که تایم گرفتی 25 دقیقه ای ابت اومد؟؟؟؟؟؟؟

کوره هم با کیرش از این حساب

نوشته asaei در 8. July 2012 - 11:44

کوره هم با کیرش از این حساب کتابا میکرد - دکل اف ام تو کونت

از اينجور داستانها خوشم نمياد

نوشته Dada saeed در 8. July 2012 - 11:53

از اينجور داستانها خوشم نمياد اينم يه جور تجاوزه اونم دختر زير سن قانوني و تازه با چاشني خشونت و زور و در حاليكه دختره در حال گريه كردن و اذيت شدنه،آخه اين چه جور حال كردنه كه با ناراحتي و زجر ديگران همراهه؟
سايت پر شده از كوس و شعرهاي پخته و نپخته يه عده كوس مشنگ كه ادمين خان هم انگار نه انگار كه مدير سايته و بايد سايت را بطرف نيازها و سليقه مخاطبان و كاربران و بخصوص اعضاء قديمي تر سوق دهد
ادمين جون بابا يه تكون حاجي دو تكون آقا زردآلوها رو بتكون!

داستان که نبود مزخرف بود ولی

نوشته saghar.24 در 8. July 2012 - 12:07

داستان که نبود مزخرف بود ولی تکاورجون و پژمان گل حسابی فاز دادن بهمون دستشون درد نکنه
تکاور داری یکی یکی نبوغت رو میکنی چی شده؟خبریه؟

تکاور . دلاور . نام آور . این

نوشته Derrick Mirza در 8. July 2012 - 12:25

تکاور
.
دلاور
.
نام آور
.
این بدبخت یه گوهی خورد یه خاطره نوشت .
.
خدا خفت نکنه با این اشعارت که جدیدا شروع به سرودن کردی.

تكاورجون دمت گرم تنها صفحه اي

نوشته Dada saeed در 8. July 2012 - 12:34

تكاورجون دمت گرم تنها صفحه اي كه از شهواني سيو كردم كه داشته باشم همين صفحه اس،بابا اين هنرها را احتكار نكن رو كن از اين شاهكارها بازم استاد تكاورجون همه فن حريف!

وایییییییی خیلی شعره قشنگی

نوشته naria در 8. July 2012 - 14:01

وایییییییی خیلی شعره قشنگی بود صد تا لایک

عالى بود....البته منظورم نظرا

نوشته Persian-gulf در 8. July 2012 - 14:42

عالى بود....البته منظورم نظرا بود نه داستان Big Grin

سلام ميگم فقط متن شمارا

نوشته kakak در 8. July 2012 - 15:10

سلام ميگم فقط متن شمارا ميخوانم چرا از شما خبري نيست؟

bebiiiinnn yani aalliii

نوشته afsoon.27 در 8. July 2012 - 15:13

bebiiiinnn yani aalliii boood takavar joooon,terekidam az khande.
از سر صبح تا لِنگ ظهر کون میداد
گریه میکرد صدای حیوون میداد
آبم اومد تو سوراخش بریخت
مزدم به چاک از انباری گریختم
باباش مارو دیدو ز هم جدا کرد
با کیر منو همونجا "خرتناق
vvvvaaaayyy kheili khoob bood. hala in yaroo manzooresh az khartanagh chi bood???

بنده از سامان کشف استعداد های

نوشته کفتار پیر در 8. July 2012 - 16:13

بنده از سامان کشف استعداد های نهفته مزاحمتون میشم اگه امکانش هست یه گونی بیارم این تکاورو بندازم توش ورش دارم ببرمش مثل موش آزمایشگاهی یه چند تا آزمایش روی مغزش انجام بدم آخه مغزش داره ابعاد جدیدی رو نشون میده Wink
فکر کنم از سه بعدی و چهار بعدی رد کرده.
دمت گرم داداش.

کفتار مغز این تکاور 5

نوشته ZimZex در 8. July 2012 - 23:48

کفتار
مغز این تکاور 5 بعدیه
مثل این سینما تخمی 5 بعدی ها هست شهرداری گذاشته
که ارمان های جمهوری اسلامی را به شکل 5 بعدی پخش میکنه:D

والا چهار بعدیش رو شنیدم ولی

نوشته کفتار پیر در 9. July 2012 - 1:22

والا چهار بعدیش رو شنیدم ولی 5 بعدیشو نه.
حالا چهار بعدیش میگن خیلی باحاله.
مثلا صدای مار میداد تو همین حین سر خوردن یه چیزی رو پات حس میکنی که مثل حرکت مار میمونه Smile
جعلل خالق

damet garm khob gofti

نوشته babak_20 teh در 9. July 2012 - 3:22

damet garm khob gofti

با حال بود ادامه بده کارتو

نوشته خاله میترا در 9. July 2012 - 3:57

با حال بود ادامه بده کارتو البته با پشتکار و ویرایش بهتر

با حال بود ادامه بده کارتو

نوشته خاله میترا در 9. July 2012 - 3:59

با حال بود ادامه بده کارتو البته با پشتکار و ویرایش بهتر

واااااااااااااااااااااااااااا

نوشته ShiVa_s در 9. July 2012 - 6:22

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خداااااا Rolling On The Floor)))))))))))))))))))

تکاور آخرش بود مردم از خنده Rolling On The Floor)))))))))

همين روزاست كه توو شهواني

نوشته slash00 در 9. July 2012 - 13:56

همين روزاست كه توو شهواني داستاني تحت عنوان گايش ادم كوتوله در باغچه منتشر شه در كل ساده بود داستانت ولي در اخر با جمله ريدم به انتقال احساست حرفم رو تموم مي كنم.

کیرم تو واکسی که تو بخوای

نوشته sharr e azam در 11. July 2012 - 10:47

کیرم تو واکسی که تو بخوای بزنی دیگه ننویس زن زنا داده ازت راضی نیستم