شما اینجا هستید

دختر کاندوم فروش

سلام من آرش هستم 29 سالمه اين داستاني كه مي خواهم براتون تعريف كنم اولا كاملا واقعي است بعد حدود يكسال پيش اتفاق افتاده من متاهل هستم در سن 26 سالگي ازدواج كردم من همسرمو خيلي دوست دارم اسمش هم آرام است و الان 27 سالشه و از اين ماجرا بي خبره اين موضوع از موقعي اتفاق افتاد كه من براي گرفتن كاندوم به دارو خانه ي سر كوچه ي ما مي رفتم چون كيرم بزگه هميشه كاندوم XXL مي گيرم و اين ماجرا با يكي از مسيولين همان دارو خانه پيش آمد من هميشه در ماه حدود 2 تا 3 بار مي رفتم ويك بسته كاندوم مي گرفتم و هميشه يك دختر خوشگل كه 19 سالش بود و اسمش هم راحله بود مي خريدم اون اولا خيلي معمولي رفتار مي كرد و فقط در حد يك سلام و خدا حافظي بود ولي با گذشت چند وقتي ديگر يكم خود موني شد راحت تر رفتار مي كرد . من يكروز كه براي خريدن كاندوم رفته بودم آنجا و در حال نگاه كردن به كاندوم ها بودم و ناگهان گفت كاندوم خنك كنده ببر خيلي خوبه من يكم تعجب كردم چون تا حالا از اين كار ها نمي كرد بعد منم به شوخي گفتم مگه تا حالا امتحان كردي اونم گفت نه من تا حالا رابطهاي با كسي نداشتم از بقيه شنيدم. منم چون ناراحت نشه از همون نمونه خريدم و رفتم تو خونه و با همسرم سكس كردم كاندومش خوب بود همسر خوب ارضا شد منم كلي حال كردم . چندي گذشت و دوباره رفتم كاندوم بگيرم اين دفعه راحله خيلي خودموني و راحت تر از گدشته رفتار ميكرد منم بهش گفتم از همون كاندوم هاي قبلي بده خيلي خوب بود اونم همين كارو كرد و بقيه پولمو داد منم برگشتم خونه و وقتي داشتم پولامو مي شمردم يك كاغدذ كوچك خوشگل افتاد پايين وقتي ديدمش روش يك شماره نوشته شده بود اولش تعجب كردم ولي بعد فهميدم از پول هايي كه از دارو خانه گرفتم افتاده بعد دوهزاريم افتاد كه راحله اونو نوشته اولش گفتو تو زن داري ولش كن ولي زياد بدم نيامد و تصميم گرفتم بهش زنگ بزنم روز بعد دل بع دريا زدم و بهش زنگ زدم اولش كه گوشي را برداشت عادي حرف زد ولي وقتي فهميد منم لحن صداشو عوض كرد و سكسي حرف زد بعد با كمي گپ زدن قرار و براي فردا شب گذاشتيم منم مخ زنمو زدم و شب به خونه راحله بود راحله چون دانشجو بود تو خونه مجردي و تنها زندگي مي كرد
منم با يك دست گل وارد خانه اش شدم و بهش دادم اونم خوب به خودش رسيده بود و حسابي حشري بود بعد با كمي
گپ زدن آماده ي سكس بوديم اون چون بار اولش بود خيلي هيجان زده بود بعد رفتيم تو اتاق خوابش بعد بهش گفتم بگيره شلوارمو بكنه منم حسابي كير بزرگ شده بود اون شلوارموكن بعد نوبت شرت بو كير اون قدر بزرگ شده بود كه داشت شرتمو پاره مي كرد بعد طاقت نياورد زود شرتمو كند و براي اولين بار تو زندگيش كير ي از نز ديك ديد يكم ترسيده بود بهد بهش گفتم بخورش اولش مخالفت كرد ولي بعد شروع بعد شروع به خوردن كرد و خوشش اومد منم داشتم سينه هاشو مي ميمالوندم عجب ينه هاي كوچك سفتي داشت مثل يك پري بود خيلي هم لاغر بود بعد گفتم بيا لخت شيم بعدش لخت شديمو رفتيم روي تخت خواب من خوابيدم روي تخت و گفتم بشينه روي كير اونم همين كارو كرد دو آروم آروم نشست روي كيرم و پردش پاره شد اون لحظه احساس خوبي داشتم چون من پردشو پاره كردم اون اولش ترسيد و كمي درد كشيد بعد براش گفتم كه اشكالي نداره بعد خودم دست به كار شدم اونو خوابوندم رو تخت و پا هاشو گذاشتم روي شونم مو آروم كيرمو فرو كردم تو كسش اولش ناله مي كرد ولي بعد يكم كسش جا باز كرد و شروش به تلمبه زدن كردم از شددت لذت نتونست جلوي خودشو بگيره بعد شروع به آه آه كردن كرد منم شدت كيرمو بيشتر كرم چوچولاش داشت آتيش مي گرفتو قرمز شده بود بعد فهميدم دارهبه ارگاسم مي رسه در حالي كه من تازه شروع كرده بود تا ارگاسم خودم كلي فاصله بود به همين خاطر ادامه دادم تا به ارگاسم برسه وقتي به ارگاسم رسيد بدنش شل شد و حسابي كسش سرخ شده بود مثل كير خودم بعد رفتم سراغ كونش عجب كوني داشت سرخ بي مو و تنگ راستش سگ راحله به زنم مي ارزه كيرم چون خيلي كلفت بود به همين را حتي تو كونش نمي رفت بعد با كلي ور رفتن سورا خش يكم باز شد و به زور كيرمو كردم توش اونم يك جيغ بلند كشيد بعد آروم تلمبه زدن و اونم از شدت لذت داشد مي مرد بعد از 20 دقيقه كردنش خودم داشت آبم مي اومد به همين خاطر كيرمو تو كسش كردم و آبمو اونجا ريختم كيرمو تا سوراخ نافش فرو كردم بعد كه داشد از لذت مي مرد كسشو ماليدم و دوباره به ارگاسم رسيد اون شب بهترين شب زندگيم بود حتي بهتر از رابطه با زنم بود . ما دوباره هم با هم را بطه داشتيم و تا حالا هم با همين.

نوشته:‌آرش

داستان سکسی:

2.09091
نمره شما: هیچ میانگین 2.1 (11 votes)

نظرات

برو این جفنگیاتو برای بچه دبستانیها بگو کون آقا کسی که بار اولشه راحت تو رو راه میده خونش بعدشم میذاره پردشو بزنی؟
از اینا گذشته آخه کس مغز اکثر بچه ها اینجا تجربه همه مدل سکسو داشتن کیر چه جوری گذاشت یه کیر با سایز XXL رو راحت بکنی تو کونش؟
اول صبحی نمیخواستم دریوری بهت بگم ولی مجبورم کردی
کسمغز جقی

بالا
0 لایک

کیر تو تخیلاتت. اینقدر کند ذهنی که فکر می کنی هر کی کاندوم بخره، در ذهن فروشنده ای که شغلش اینه و روزی به 100 نفر میفروشه سوپرمن و مرد رؤیاها جلوه میکنه؟ بعد همون روز اول میاد به تو بده چون XXL ازش میخری؟؟؟
فقط شاید یه قسمتش راست بود (اون هم 50 درصد): سگ راحله به تو (نه زنت) می ارزه.
تازه گه میخوری کسی رو که با شرافت تو داروخونه کار میکنه دختر کاندوم فروش خطاب کنی ولدالزنا.

بالا
0 لایک

راست ميگه. كاندوم فروش يعنى چى؟! X(
تو همون داروخونه يه آقاى تامپون فروش! كار ميكنه كه خانمت مشتريشه! Wink

فقط واسه زنت كاندوم استفاده ميكنى؟! چرا اونوقت؟! :?
XXL رو خوب اومدى، اما نگفتى كه در واقع سايز كجاته؟!!! WinkBiggrinLol

بالا
0 لایک

درزمانی که تو در ذهن مالیخولیاییت در حال گایش داحله بودی من هم در منزل شما مشغول گایش آرام شما بودم وهر دو در حد تیم ملی لذت بردیم. مرتیکه متاهل بهت یاد ندادن در چارچوب زناشویی عمل کنی و به همسر خوبت خیانت نکنی ?

بالا
0 لایک

چرا ملت انقد اعتماد ب نفس دارن
آقا حتی تخیلتونم قوی نیست
حتی اگه راست بودهم آخه این چ طرز داستان نوشتنه؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد اینجوری شد بعد اونجوری شد. گفتم فلان گفت بسان
جون عمه مرحومت دیگه ننویس

بالا
0 لایک

اولا برو ادبیاتت رو تقویت کن که اینقد بعد بعد نکنی دوما کلمات رو درست بنویسی سوما اگه نگارشت خوب شد اون موقع شروع کنیم به فحش دادنت که همش چرند و بی فایده بود احمق کونی کس لیس

بالا
0 لایک

همه داستان یه طرف من تو کف اولشم که میگه من همسرمو خیلی دوس دارم :))
اخه iq اگه بکارت بخواد پاره بشه تو باید پارش کنی اون که نمیتونه بشینه رو کیرت
مثلا یکی میتونه دست یکی رو ببره ولی خود ادم بخواد یه اسیب عمدی به خودش بزنه که نمیتونه خیلی سخته

بالا
0 لایک

تواگه یه کیر به نازکی کبریت داشتی که نداری واولین بار توکون راحله جونت میکردی اون گل سالم توقالی باقی نمیگذاشت.کسمغز بقول تکاور که قدیما منوشت:دیگه ننویس.همه سرنگهای داروخونه توکونت ننویس

بالا
0 لایک

باز هم داستاني جهت دار!
جالبه،ادمين هاي سايت هيچ توجهي نميکنن که ملت از داستان هاراضي نيستند و همه ميدونن تخيليه!
ولي بازم به کارشون(يعني گذاشتن داستان هاي جهت دار)ادامه ميدن

بالا
0 لایک

حالا کاری ندارما، اهل فحش دادن آنچنانیم نیستم، ولی خداییش اگه خودت فقط یکبار داستانتو بخونی، دست گله تموم کاربرایی که واست فحش نوشتن رو به دیدهء منت میبوسی...
نتیجه : ترا به جان خانومت قسم میدم که دیگه هیچوقت داستان ننویس و حتی فکر نوشتن رو هم با اردنگی از تو مغزت بنداز بیرون . . .

بالا
0 لایک