در حسرت کس خواهرم

یادمه قبل از اینکه به سن بلوغ برسم فکرهای سکسی تو سرم بود اولین باری که با خواهرم حال کردم 12سالم بود.خونواده ما 7 نفرن و فقط دو اتاق داشتیم پدر و مادرم توی یک اتاق خواب میرفتن و من و خواهر و برادرام توی یک اتاق برادرام ازمن کوچکتر بودن. یه شب نصف
شب بود که از خواب پریدم دیدم همه جا آرومه. یکدفعه فکری بسرم زد و متوجه خواهرم شدم رفتم رونش رو لمس کردم دیدم تکون نخورد یکم پررو شدم و یواش یواش بالاتر رفتم تا جایکه دستم رسید به پاهاش ترسیدم.دیدم که خواهرم ازجاش بلند شد ولی هیچی نگفت و رفت دستشوئی.اونشب خوب کوسشو از پشت ماساژ دادم و جریان اونشب همونجوری تموم شد.دیگه ازاین کارها نکردم چون خیلی ترسیده بودم اما خواهرم بمن هیچی نگفت تا اینکه من به سن بلوغ رسیدم فکر کردن خواهرم همیشه توی سرم بود اما موقعیتی پیدا نمیشد تا اینکه یه شب زمستون خواهرم تویه اطاق با من خوابید اول یواش یواش پاهاشو با دستهام لمس کردم تکون نخورد منم پرروتر شدم و بالاتر رفتم تا رسیدم به کوووووسش.آروم دست زدم به کوووس نازششششش.هیچی نگفت سینه هاشو فشار دادم که یکدفعه ازجاش بلند شد اما هیچی نگفت مثل اینکه خوشش اومده بود.

یه سال از این جریان گذشت و رفتیم خونه جدید.احتیاج به نقاشی داشت و نقاشها شروع کردن رنگ آمیزی کردن خونه .اتاق خواهرم هنوز کامل رنگ نشده بود.خواهرم شب توی اتاقم خوابید.نصفه شب که از خواب بیدار شدم دیدم خواهرم پشتش بمنه و خوابیده و کونشو بطرفم کرده.واییییییی.آروم دستمو به کونش زدم بازم مثل قبل تکونی نخوردچندبار تکرار کردم ولی تکون بی تکون منم پرروتر شدمو شلوارشو کشیدم پایئن و کیرمو یواش گذشتم لای کونش .اووووووووف.ازپشت سینه هایشو با دستهام گرفتمو فشارشون دادم.اونشب از ترسم کار دیگه ای باهاش نکردم.بعداز یه ما خیلی حشری شده بودم و فکر کردم که کیرم باید کوس خواهرمو حس کنه شب بود همه خواب بودن ازجام بلند شدم رفتم اتاق خواهر دیدم خوابه بازم مثل همیش پاهاش رو لمس کردم و تکون نخورد از زیر شلوارش دستمو رسوندم به کوسش و با کوسش بازی میکردم.فکری بسرم زد شلوارش رو پائین کشیدمو شلوار خودم رو هم درآوردم و کیرمو گذاشتم جلو کوووووووسش پائین کردم از ترس اینکه بیدارشه رفتم سرجام خوابیدم.

صبح خواهرم منتظرم بود بیدا شم وقتی بیدار شدم یه نامه بمن داد که توش نوشته بود همه کارهایی رو که با من کردی فهمیدم ولی بخاطراینکه دوست ندارم آبروتو ببردم به مامان نگفتم ازت خواهش میکنم دیگه اینکارو با من نکن.الان خواهرم عروسی کرده و یه دختر دارده.اما من فکرم که هرطور شده کوسش رو بکنم.

فرستده: آریا

2.03896
نمره شما: هیچ :میانگین 2 (77 رأی )

9 نظر

آریا مطمئنی الان به سن بلوغ

نوشته atty در 26. October 2010 - 22:34

آریا مطمئنی الان به سن بلوغ رسیدی ؟
یاد انگشت کوچیکه بابام افتادما !
عکس : نظامیانی که رژ لب می‏زنند

ورداشته از وبلاگ امير سکسي به

نوشته Jack989 در 26. October 2010 - 22:56

ورداشته از وبلاگ امير سکسي به نام خودش نوشته خاک بر سرت کنن که کپي کردن رو فقط ياد گرفتي !!
منبع : www.amirsexi.blogspot.com

یک کس شعر محض بود کونی جنده

نوشته zingboy در 26. October 2010 - 23:38

یک کس شعر محض بود کونی جنده بلد نیستی ننویس

کس گفتی

نوشته erfan eBLIS در 27. October 2010 - 13:49

کس گفتی

نهنه خالی بندو گاییدم کس کش

نوشته undertaker در 28. October 2010 - 0:35

نهنه خالی بندو گاییدم کس کش

سلام آريا اگه خواهرت رو جور

نوشته lashi-kooni در 27. February 2011 - 0:33

سلام آريا اگه خواهرت رو جور كردي بيارش خونه ما هميشه از 7 تا 6 شب خاليه
حتمي بياريش ها منو تو كف نظاري

ادم جقی یک ادم چقدر باید پست

نوشته توسک زن در 9. November 2012 - 0:59

ادم جقی یک ادم چقدر باید پست باشه که باید به فکر سکس باخواهرش باشه تو دیگه کی هستی

خواهرت رفت برو ننشوبکن

نوشته کس ناب در 11. March 2014 - 7:03

خواهرت رفت برو ننشوبکن