شما اینجا هستید

دوست دختر يا زن براي تل سكس

4 posts / 0 new
آخرین پست
تينتو
عکس های تينتو
آف لاین
عضو از: 6. تير 1390 - 0:30
پست ها: 120

دوست دختر يا زن براي تل سكس

علاقه شديدي به داشتن رابطه تلفني براي سكس دارم...
فكر ميكنم از رابطه حضوري خيلي وقتها بهتر باشه..

مطمئنم يه تجربه فوق العاده هستش...

اگه كسي بود كه به اين كار تمايل داشت به من ميل بزنه يا آي ديم رو تو ياهو اد كنه ممنون ميشم

h_milad27@yahoo.com

h_milad27003.jpg

0
هنوز نمره داده نشده
تينتو
عکس های تينتو
آف لاین
عضو از: 6. تير 1390 - 0:30
پست ها: 120

سكس تلفني

سلام
ميلاد هستم 26 ساله از تهران به دنبال يه دختر ميگردم براي سكس تلفني فقط سكس تلفني و نه چيزه ديگه اگه تمايل داشتيد آي دي من رو اد كنيد و پي ام بزاريد تا مرحله بعدي ردو بدل كردن شماره رو انجام بديم....

اگه كسي تمايل به چت كردن هم داره من فقط اگه صدا داشته باشيم چت ميكنم پس اگه نميتوني شرايطش رو نداري خواهش ميكنم مزاحم نشويد...
با تشكر

h_milad26

badboy1989_fitnes
عکس های badboy1989_fitnes
آف لاین
عضو از: 25. آبان 1390 - 2:35
پست ها: 862

امیرعلی

تينتو نوشت:
سلام
ميلاد هستم 26 ساله از تهران به دنبال يه دختر ميگردم براي سكس تلفني فقط سكس تلفني و نه چيزه ديگه اگه تمايل داشتيد آي دي من رو اد كنيد و پي ام بزاريد تا مرحله بعدي ردو بدل كردن شماره رو انجام بديم....

اگه كسي تمايل به چت كردن هم داره من فقط اگه صدا داشته باشيم چت ميكنم پس اگه نميتوني شرايطش رو نداري خواهش ميكنم مزاحم نشويد...
با تشكر

h_milad26


وای مامیت توخونه حبست کرده فقط تلفن واست مونده؟؟!
مرحله بعدیت ردوبدل کردن شمارست!حتما مرحله اخرم کردن گوشی تلفن در سوراخهای همدیگست!!
وای روت نمیشه کسی قیافتو ببینه؟؟

kostokaf
آف لاین
عضو از: 18. ارديبهشت 1391 - 7:48
پست ها: 2

nine three nine three zero zero one five seven two

خاطرات من و مریم

(سمیه عزیزم )

روز اول :

ساعت حدود 5 بعد از ظهر یه روز پاییزی بود سال 1384 با یکی از دوستام خ ویلا سر ورشو برای کار قرارداشتم ، ناگهان چشمم به کیوسک اونطرف خیابون افتاد ، داستان از اینجا شروع شد ، یه خانم چادری ، همینکه صحبتش تموم شد به طرف طالقانی راه افتاد از دور تعقیبش کردم با خودم گفتم اگه بتونم مخشو بزنم حتما هر چیزی که بخوام میتونم به دست بیارم ، راه افتادم دنبالش تا اینکه بهش رسیدم ، اول با ادب ازش عذر خواهی کردم و خواستم اجازه بده باهاش صحبت کنم اما قبول نکرد اصرار کردم چندین بار تا اینکه پذیرفت ، دعوتش کردم به یه نوشیدنی ، حاشیه خیابون انقلاب ، خوب به خاطر دارم هویج بستنی سفارش دادیم و بعد از اون هم چند قدمی تو خیابونهای اطراف میدان انقلاب قدم زدیم ، به خودم جرات دادم و دستشو گرفتم ، دستاش خیلی ظریف و داغ بود ، وای ضربان قلبم چندین برابر میزد ، حرفهای زیادی بین ما رد و بدل شد و شماره هامونو دادیم ، تا میدون فردوسی همراهیش کردم و رفت خونشون . منم برگشتم پیش دوستم . فکر کنم دو ساعتی طول کشید .

برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .