دکتر جوان در جنوب

سلام.این خاطره مال حدود15 سال پیشه.من اون موقع تازه دوره پزشکی روتموم کرده بودم وبرای خدمت افتاده بودم
یکی ازشهرهای جنوب.بعدازظهرهاوقتم ازادبودویه مطب راه انداخته بودم. تااون سن باجنس مخالف فقط درحدصحبت تلفنی ارتباط داشتم .صاحب مطب یه دختروبرای منشی به من معرفی کردکه یه دخترزشت باصورت پرازجوش بود.منم که کس دیگه ای
رونمی شناختم قبولش کردم.یه چندماهی ازافتتاح مطب می گذشت .این دختره هیچ حسی روتومن بیدارنمی کرد.البته سعی می کردخودشوبه من نزدیک کنه ولی من تحویلش نمی گرفتم.تا اینکه...

عصر یه روز بهاری جلو مطب از مینی بوس پیاده شدم.هواکم کم داشت گرم می شد. با یکی
دو رهگذر سلام وعلیک کردم و واردکوچه ای شدم که مطب در انتهای اون
قرارداشت.واردحیات شدم.برادرصاحب ملک که خونش کنارمطب بودداشت گل های
حیاطواب می داد.سلام کردم وواردمطب شدم.یه دخترنسبتاخوشگل وسبزه به جای
منشی ایکبیری من نشسته بود.جاخوردم.گفتم خانم علی پورکجاست؟گفت منشیم کاری
براش پیش اومده وازاون که همسایشونه واسمش زهراخواسته امروزبیادجاش.همون
لحظه یه مریض اومدومن رفتم تواتاق معاینه نشستم تامریضوبفرسته داخل.یه
چندتایی مریض پشت سرهم اومدن وویزیت شدن.زهراتزریق بلدنبودومن خودم امپول
مریضاروزدم وحین زدن امپول به زهراهم سعی می کردم امپول
زدنویادبدم.زهراقدبلندی نداشت ولی اندامش قشنگ بودوکون نسبتابزرگی هم
داشت.سبزه وبانمک بودوحسابی ازش خوشم اومده بود.بیست سال داشت ودوسال بودکه
دیپلمشوگرفته بود.یه بارم کنکورداده بودولی قبول نشده بود.کم حرف بود.ولی
درکل دخترنازی بود.اون روزسعی کردم بااحتیاط بهش حالی کنم که ازش خوشم
اومده.اونجایه شهرکوچیک بودومن نمی خواستم بدنام بشم.اون روزصداش کردم
اومدتواتاق وکمی باهاش حرف زدم.البته بااحتیاط کامل.گفت که فرداهم
میاد.تمام اون شب به این فکرمی کردم که چطورباهاش ارتباط دوستی
برقرارکنم.فرداعصرباشوروشوق خاصی به طرف مطب حرکت کردم.وقتی واردمطب شدم
دیدم زهرابادوسه نفرمریض نشستن.یه نگاه سریع بهش کردم.ارایش دخترانه ای
کرده بودوزیباتربه نظرمی رسید.سریع مریضارودیدم وصداش کردم داخل.بهش گفتم
امروزچقدرخوشگل شدی.باشرم سرشوانداخت پایین وتشکرکرد.یه نیم ساعتی باهم حرف
زدیم وبعدمریض اومد.نمی دونستم چیکاربایدبکنم.اگه بهش پیشنهاددوستی می
دادم وردمی کردمی تونست ابروموببره وحتی شایدمجبورمی شدم ازاونجابرم.اخروقت
دلوبه دریازدم وصداش کردم.اومدونشست.گفتم زهرافرداخانم علیپورخودش
میاد؟گفت اره.گفتم ولی من به توعادت کردم.چیزی نگفت.گفتم زهراتودخترقابل
اعتمادی هستی؟گفت اره.گفتم یه چیزی به تومی گم.اگه قبول نکردی حساب کن این
حرفومن نزدم.ازحالتش فهمیدم که متوجه منظورم شده.گفتم اگه ازت بخوام ارتباط
بین ماصمیمانه بشه قبول می کنی؟جواب نداد.ولی معلوم بودکه بدش
نیومده.باکمی اصرارونازدخترانه بله گفت .دستشوگرفتم ویه بوس ارلپش
گرفتم.سرخ شدولی ممانعت نکرد.گستاخ ترشدم وغرق بوسه اش کردم.اولین باربودکه
دختری رامی بوسیدم.حس خاصی داشتم.لذتی گنگ وشیرین وجودم رادرمی نوردیدوبی
تابم می کرد.تجربه جدیدی بود.گمان نمی کردم که دختران حوااینگونه انسان
رادیوانه ومست وازخودبیخودکنند.ازبوییدن وبوسیدنش سیرنمی شدم ونمی شوم
ونخواهم شدکه پسران ادم را از دختران حوا سیری نخواهدبود تا ابد.
ادامه شایدوقتی دیگر

نوشته:‌ حکیم علی

1.88889
نمره شما: هیچ :میانگین 1.9 (9 رأی )

40 نظر

کس ملنگ از اول تا آخرش حس

نوشته کفتار پیر در 16. July 2012 - 3:10

کس ملنگ از اول تا آخرش حس کردم عین این آدمای خصیصی هستی که میخوان اس ام اس بنویسن اما از ترس اینکه چهار تا حرف زیاد بیاد و یه اس ام اس بشه دوتا اس ام اس بین حروف فاصله نمیذارن.
لذتی گنگ و شیرین وجودت را در مینوردید؟؟ Big Grin
بابا جوک نگین نصف شبی...تورو خدا کل متن یه طرف این یه تیکه هم یه طرف...خدای ادبیات نکن این کارا رو.
سکسش کو؟؟؟ Sad
الان نثر و نگارشت قوی بود سکس رو ننوشتی یا سکسش رو کردی تو کونت؟
ای فرزند ناخلف آدم
بخواب رو زمین و پاهاتو بده بالا ببینم سکس رو کجای کونت گذاشتی.
نترس نمیخوام ترقه بمبی بچپونم تو کونت حاجی.
کیر حکیم ابوالقاسم فردوسی تو کونت حداقل 24 هزارتا آدم داستانت رو میخونن.
کیر ابن سینا و بقیه ی دانشمندا تو کونت.
پزشکی دیگه...همون چوب بستنی ها تو کونت.
نچ نچ
بچه بودیم میرفتیم دکتر با خودمون میگفتیم این پدر سگ چطور این همه بستنی خورده
تازه این کثافت چرا اینارو میخواد بکنه تو دهن ما Sad
حکیم تا حالا چاقوی جراحی دیدی؟
خیلی تیزه...باید با همون از سوراخ کونت رو ببرن تا سر کیرت.
کوس خل.

Hahahahahaha yani mordam un

نوشته رامونا در 16. July 2012 - 3:28

Hahahahahaha
yani mordam un tikeye akharo k khunda‏ تجربه جدیدی بود.گماننمی کردم که دختران حوااینگونه انسان
رادیوانه ومست وازخودبیخودکنند.ازبوییدن وبوسیدنش سیرنمی شدم ونمی شوم
ونخواهم شدکه پسران ادم را از دختران حوا سیری نخواهدبود تا ابد.
ادامه شایدوقتی دیگر
بابا ادبیات بابا جمله بابا خواجه عبدا... میگفتن مردی که!
عجب نثری چه قلم توانایی
شاید وقتی دیگر؟
یه دختر بچه رو گرفتی ماچش کردی
ادامه شاید وقتی دیگر؟
دکتری دیگه؟
بکشید بیرون تورو خدا!
جان من بگو چه حسی داشتی وقتی نوشتی شاید وقتی دیگر؟
جون من بگو!

کیرم تودهنت just

نوشته Just CR7 در 16. July 2012 - 3:47

کیرم تودهنت just

***لوسكي-بوسكي*** اي فرزندان

نوشته مهندس گل پسر در 16. July 2012 - 4:04

***لوسكي-بوسكي***
اي فرزندان آدم تو ما تحتت يه بوس اينهمه ذوقو شوق داره كه اومدي اينجا خودتو پاره كردي؟؟؟
استعداد ادبيت بد نيست ولي خب اندكي آرايه هاي تخمكي توش هست
حالا تا قبول كرد باهات رابطش صميمانه بشه پريدي بوسش کردی؟
تو2 روز؟
عجب يابويي تشريف داريا
الان اين سکسی بود؟كير ميرزا كوچك خان جنگلي تو نايژكت
خودتو بذار جاي من
خداييش الان نبايد كونت بذارم؟
بعد برو بگو بچه های شهواني فحش ميدن
آها يادم نبود
كير بچه هاي شهواني تو تك تك سلولات
ببين نصفه شبي دارم چه كس شعرايي ميخونم
اصن كير تو كون خودم كه تا حالا بيدارم!
اي بابا همينجوري پيش بره به هيشكي رحم نميكنمو همه رو فحش بارون ميكنم
اصن من چي ميگم؟؟؟

آی ی ی ی ی دلم. وای ی ی ی ی

نوشته یاورهمیشه مؤمن در 16. July 2012 - 4:08

آی ی ی ی ی دلم.
وای ی ی ی ی دلم.
مردم ازخنده.
این مردم چرااینقدکسخلن؟کیردکترفرانکشتین تودهنت.
ولی دمت گرم سرصبحی خوب خندوندیمون.
راستی کیرخرتودهنت...البته شایدوقتی دیگر.
کیرپسران آدم توکونت که اول شدی

حکیم غلی خدا شفات بدهد در

نوشته black-girl در 16. July 2012 - 4:12

حکیم غلی خدا شفات بدهد در وقتی دیگر

دکتر مملکت که تو باشی وای

نوشته armin_alone در 16. July 2012 - 4:18

دکتر مملکت که تو باشی وای بحال ما
بابا العان بچه 4 ساله تا دختر همسایه رو نکنه ول کن نیست اون وقت تو با یه بوس رفتی فضا
توهم زدی؟ادامش چیه؟حتما احوال پرسی هم کردید و بعد پذیرایی و شیرینی و اگر سمج باشه ناهار و تموم شد عید دیدنی
وای خدا با این آدمین داستان مثبت در منفی من آپ نمیشه اون وقت این داستان آپ میشه ای خدا

آقایون و خانما من دکترم ولی

نوشته mostoufi در 16. July 2012 - 7:38

آقایون و خانما من دکترم
ولی بر خلاف بقیه (که نمیدونم این چند روزه چرا اینقدر تو کون جنوب کردن) طرح پزشکیم رو تو سیبری طی میکردم
اونجا خیلی سرده اینقدر سرده که کیر بزها، کفتارها، پنگوئنها و خرسای قطبی به سختی راست میشه ولی خوب از اونجا که من دکترم و تنها خلاف عمرم این بوده که توی دوره انترنی (در مورد من عنتری) از قمبل یک پیرزن حشری که بهش آمپول میزدم نیشگون گرفتم کیرم به شدت حساسه و با کوچکترین نسیم از سوی شمال و حتی جنوب وزیدن و گاهاً شقیدن میگیره.
القصه یه روز که منشی اسکیمو زشت من نیومده بود یک ماده پنگوئن سفید وارد مطب شد که دچار نازایی بود. من در همون نگاه اول عاشقش شدم یه لب جانانه و ...
بقیشو نمیگم
شاید وقتی دیگر
خانه دوست کجاست؟
بایسیکل ران و ...

سلام اي حكيم ابوعلي سينا شايد

نوشته Dada saeed در 16. July 2012 - 8:23

سلام اي حكيم ابوعلي سينا شايد وقتي ديگر فحش كشت نمايم چون اول صبحي نميخام
آلودگي صوتي ايجاد نمايم
اين يكي ديگه آبرو رو برده
همون كه كيم بستني ها رو خورده
ميگه حكيمي بوده ام در جنوب
فكرنكنم پزشكيتم باشه خوب
مگه يه بوس داستان سكسي ميشه؟
هرچند كه بوس بوده تو سكس هميشه
ترا به جون بچه هاي آدم
بيا رو خط ،نگو كه من گشادم!
بده جواب ملتو،دكي جون
وگرنه بچه ها ميگانت از كون
چرندياتت كه آخه سكسي نيس
حيفه يه مدته ديگه مكسي نيس!
ديگه نيا اينجا حكيم كوني!
دفعه بعد ميگم سرش بموني!
آدمين جونم چند وقتيه كه خوابه
نمي بينه اين قصه ها خرابه
شايد يه وقت ديگه بيدار بشه
ملتو اسپم كنه بيكار بشه!

دکی سلام داستانت مثل مدرکت

نوشته omid-225 در 16. July 2012 - 8:20

دکی سلام
داستانت مثل مدرکت کیری بود
اگر وقت کردی و سربازیت تموم شده یه سر به مطب دکتر کیر کلسفکی بزن تا از عقب معاینه شوی شاید همورئیدت (بواسیر) زده بیرون چون چاخانات کونتو جر داده
شیاف حتما مصرف کن چون حیفه کیره که بره تو کونت

منم دكترم مدركم هم گرفتم تا

نوشته ح ح در 16. July 2012 - 8:40

منم دكترم مدركم هم گرفتم تا براي شما كسخلها دارو تجويز كنم يه دارو براد مينويسم روزي 3بار بعد از كون دادند بخور شايد بهتر بشي/حليله با مليله پشم كس جميله گوي گنجشك بيوه شاش مورچه كم ريده نم ميكني دم ميكني سه وجبونيم كم ميكني ميخوري اگر بهتر شدي دكتر بسيرم اگر بدتر شدي به پشم كيرم /ويزيت ديگر تا وقتي ديگر /ريدم تو اين داستاند

دکترو ولش کن. کفتارو بچسب که

نوشته شير جوان در 16. July 2012 - 9:11

دکترو ولش کن. کفتارو بچسب که امروز هرجا ميرم بوى کفتار مياد... منظورم بوى خوش کفتاره.... هرجا ميرم کفتار اوله...... دادا سعيد دمت گرم با اين شعر قشنگت زدى خواهر مادر دکتر ارنستو بهم پيوند دادى ايول

و خداوند ادم و حوا را خلق

نوشته Silver_fuck در 16. July 2012 - 9:19

و خداوند ادم و حوا را خلق نمود و بهشت برین را برایشان مزین و چهار فرزند به انها عطا نمود به نامهای هابیل، قابیل، اردبیل و دسته بیل....
ای دسته بیل توی کونت، چیستان طرح میکنی؟ ببینم بیست سال درس خوندی و دکترا گرفتی اونوقت با هیچ دختری حرف نزده بودی؟ اجالتا توی کدوم دانشگاه درس خوندی که هیچ دختری دور و برت نبود؟ نکنه دکترا تو توی دانشگاه پیام نور گرفتی؟ مردک مشنگ کس ندیده اسم خودت رو میذاری دکتر اونوقت میخوای مخ منشی رو بزنی استخاره میکنی؟ معلومه که دکتر نیستی چون دکترا کس رو روی هوا میزنن چه برسه به منشیشون.
الدنگ دیگه ننویس. اگر هم میخوای بنویسی ادامه شو ننویس که دفعه بعد اینطور ملایم جوابت رو نمیدم

خوب کیر چارلی)همون سگ داستان

نوشته Hamed eshghi در 16. July 2012 - 9:42

خوب کیر چارلی)همون سگ داستان هاپویی(تو کونت این داستان سکسی بود .منم نمیدونم چرا هرکی داستان مینویسه یا دکتر یا مهندس یا رییس یه شرکت وارداتی بزرگه یا پولدار ترین فرد تو آسیا هست.خوب عزیز دل برادر چرا روت نمیشه بگی دربون یکی از بیمارستان های جنوب هستی شاخت میزنن که دروغ میگی.به احتمال صد در صد تو یکی از اتاق های بیمارستان بهت تجاوز شده اونم توسط یه دکتر خر کیر که حالا عقده ای بار اومدی و ادعا میکنی دکتری

akhe chaghal en kos sher haro

نوشته amir.nba.3 در 16. July 2012 - 10:29

akhe chaghal en kos sher haro vase yeki bego ke nadone.hamon to dstanat bayad doctor beshi.dege nanevis

akhe chaghal en kos sher haro

نوشته amir.nba.3 در 16. July 2012 - 10:31

akhe chaghal en kos sher haro vase yeki bego ke nadone.hamon to dstanat bayad doctor beshi.dege nanevis

داستانتو نخوندم.اما به یقین

نوشته hamzeh s در 16. July 2012 - 13:04

داستانتو نخوندم.اما به یقین دکتر نیستی،آخه یه دکتر اینجا چه غلطی میکنه!!!!!بعد اومدی خاطرات آبجیتو اینجا نوشتی چون اون منشی دکتر بوده این بلا سرش اومده حالا چون لجت گرفته که دکتره خارتو گاییده اومدی اینجور نوشتی.من میخوام بدونم آخه مجبوری فقط خواهشاً ادامه نده از این داستانا ماهم بلدیم اما چون از عواقبش خوف داریم.پس ترجیح میدیم خواننده باشیم تا نویسنده...باور کن داستان سکس دارم دست قلمم بد نیست اما.... خب بازم از من به تو نصیحت ریدم تویه شقیقت

مگه اینجا عـــطاریه ؟ حکیم!

نوشته neda_1360 در 16. July 2012 - 13:54

مگه اینجا عـــطاریه ؟
حکیم!

کفتار خدا خفت نکنه مردم از

نوشته saghar.24 در 16. July 2012 - 15:09

کفتار خدا خفت نکنه مردم از خنده با این کامنتت خیلی حال کردم
داستان خیلی خنده دار بود حداقل مینوشتی ادامه دارد که بدونیم سکس گذاشتی قسمت بعد بگی اخه این کجاش داستان سکسی بود این ادمین کتک میخواد واقعا با این داستان هاش
سیلور این دکتره بمیره برات که ادمین باهات چپ شده داستانت آپ نمیشه
نویسنده برو همون مریض هارو آمپول بزن نیا اینجا مزخرف بگو
دیگه ننویس........
داداسعید مرسی به خاطر شعر زیبای شما

اون آقاي ح ح كه نود و نه و نه

نوشته مريم مجدليه در 16. July 2012 - 14:18

اون آقاي ح ح كه نود و نه و نه دهم درصد اصفهاني ان؛ اينم خوب تيكه عتيقه اي بود، حال كردم يكي بلد بود!
نمي دونم شايد واقعا پزشك باشيد اما چيزي كه براي من عجيبه اينه كه دانشجوهاي پزشكي كه توي كلاس مختلط، دستگاه جنيتال رو تشريح مي كنن، قاعدتا نبايد انقدر تو كف باشن! البته مشكل اصلي داستان ناقص بودنش بود كه در ذهن مخاطب هيچ چيزي رو روشن نميكرد؛ دكتري كه يه دخترو بوسيد! همين! در واقع داستان شما ماجرايي نداشت و در ابتدا رها شده. تا حدودي جمله بندي و پردازش ها ضعيف بود. جمله آخر معناي قشنگي داشت اما به نظر من جمله بندي و نحوه كاربردش اشتباه بود. موفق باشيد؛ دكتر!
نكته- نمي دونم چرا بازار پزشكان در شهواني انقد داغ شده!

این کس شعرا چی بود نوشته

نوشته ShirinXXX در 16. July 2012 - 17:04

این کس شعرا چی بود نوشته بودی؟؟؟
اسمش داستان سکسی بود Big Grin
بچه ها از فردا بیایید داستان بوسیدن ماماناتونو به عنوان داستان سکسی بنویسید Love Struck Big Grin

یکی بود یکی نبود دکتری بود

نوشته teen wolf در 16. July 2012 - 17:42

یکی بود یکی نبود
دکتری بود کسخل بود
دکتر کسخل ما در آرزوی کس بود!
مدرک این دکیه پی اچ دی کسکشی بود!
تو جنوب هم گویا کونده یک بندری بود.
اونجا یک مطب واکرد منشی اون بیر ایکی بود (ایکبیری) Kiss
این منشی ایکبیری واسه دکی چون زلی بود(زلیخا)
کسخل قصه ما عشق یوزارسیف بازی بود!!!
یه روز که زلی پا شد فهمید که بیمار بود،
اس ام اس دادبه دکی خوب شوم می آیم زود
ازقضا اون ور خیابون دختری بود زیبابود
اسم این دخترک هم فاطمه یا زهرا بود!!(برقراری وزن)
دکی جون شیدا وشیفته زهرا جان شد،
دکی زهرا را خواند بیا به آن اتاق زود!
در دل زهرا جون غلغله ای بر پا بود!!!
دکی که زهرا در این حالت دید
گفت دوستت دارم،زهرا گفت اتفاقا احساس من هم این بود.
البته این جواب زهرا خیلی جلفانه بود
دکی خواست بوسش کندآبش آمد خیلی زود
بقیه را خواهم گفت
گرنگفتم حتما تو کونم کیرها بود!!!

كير بروبچ ايران تو كونت در

نوشته taymer در 16. July 2012 - 18:12

كير بروبچ ايران تو كونت در وقتي ديگر

كس ننت خار كسده خر خودتي و

نوشته javadijooon در 16. July 2012 - 18:32

كس ننت خار كسده خر خودتي و جدو ابادت

تخماتیک بود دیگه ننویس . . .

نوشته takavarjoon در 16. July 2012 - 18:45

تخماتیک بود دیگه ننویس . . . . . . . . . . . . .
خوبه که دکتری، اگه دکتر نبودی چطوری میخواستی بنویسی؟ کیر تو ادبیاتت. کیر تو مدرک دکترات؟ کیر تو مطبت دیگه ننویس. آخه یک منشی که نمیاد بدون هماهنگی یک جنده رو بفرسته که به جای اون کار کنه؟ از همون اولش بلد بود که چطوری منشیگری مطب رو انجام بده؟ کله کیری این هم شد خاطره و داستان؟ شاشیدم تو خاطراتت. از بچه‌گیات بنویس ببینم بالاخره تونستی گلهای قالی رو بشماری؟ به قول معروف... دیگه گوزیدی. ننویس.
دادا سعید قشنگ شعر میگی، در برابرت کم آوردم.

دادای ما سعیده
هیشکی اونو ندیده (هیشکی=هیچکی=هیچ کسی)

شعر قشنگ سروده
دلش مثال روده

نقد میکنه فراوون
همه بگید که آخ جون

جناب عشق وطن ایران اونوقت تو

نوشته Silver_fuck در 16. July 2012 - 19:00

جناب عشق وطن ایران اونوقت تو از کجا میدونی که ما مورد اطمینانیم که اومدی اینجا تو بوق میکنی؟؟!! اگه یک درصد هم فکر کنیم که همچین چیزی واقعیت داشته باشه و بخوایم امتحان کنیم و درست از آب در نیاد شاید فقط2000 تومن ضرر کنیم ولی اگه حساب کنیم که یک آن چند صد نفر و شاید هزار نفر همچین کاری کنن، صاحب اون ایمیل میلیونر میشه...
یه روز یه نفر توی اینترنت اعلام میکنه که یک دلار بدین تا راز میلیونر شدن رو بهتون بگم. پس از مدتی یک میلیون نفر هرکدوم یک دلار به حسابش میریزن. طرف هم در کمال پررویی میگه اینهم راز میلیونر شدن. حالا حکایت ماست...

کس ننه اونی که به تو مدرک

نوشته hadi fucker در 16. July 2012 - 20:22

کس ننه اونی که به تو مدرک دکترا داده .همین وبس دیگه داستان ننویس سنگین تری

اگه متن و نظر تو رو بعد اين

نوشته Ebi30hot در 16. July 2012 - 21:47

اگه متن و نظر تو رو بعد اين داستانک نميخوندم, معلوم نبود با اعصاب خاک شيرشده که نتيجه خوندن اين داستانک بود چکار ميکردم!
دمت گرم با نظري که دادي, روحو شاد کرد...
از دوستان ميخواهشم در مورد اين متن جالب دوستمون نظر بدن تا داستانک که نه, خاطره بچه بودم,نفهم بودم... اون دوست عزيز!!

هرچی زاپاس ماشینه تو کونت بره

نوشته Deyako در 16. July 2012 - 22:17

هرچی زاپاس ماشینه تو کونت بره آچار چرخاشم شاید وقتی دگر

کاناپه بزرگه خونمون از پهنا

نوشته khoshmele در 16. July 2012 - 23:36

کاناپه بزرگه خونمون از پهنا توی مردمک چشم چپت!مرتیکه باید داستانت سکسی باشه نه خاطره عوض شدن منشیت!

داستان بیخودش به خوندن

نوشته ارغوان ♥ در 16. July 2012 - 23:44

داستان بیخودش به خوندن کاکنتهای باحالش می ارزید... دست بچه ها درد نکنه که جور بی مزه گی بعضی هارو خوب میکشن.
علاوه بر نثر تخماتیک ادبی نویسنده ی نسبتاً محترم یه موضوع دیگه هم هست و اونم اینکه ترسیدی دختره جواب منفی بده و آبروت در خطر بیافته؟!!! اصن مگه شهر هرته که دختر مردمو غرق بوسه کنی؟! همون دستشم گرفتی کفایت میکنه که یکی از همون کوتوله های سبزه رو ببندن به ریشت.........
راسته که میگن دکتر محرمه یا زر زیادیه؟!!!

شعري براي تكاور ترا به خدا

نوشته Dada saeed در 17. July 2012 - 0:57

شعري براي تكاور ترا به خدا نكن منو شرمنده/
چاكر و مخلصت مي مونم بنده / حالا حالاها مونده تكاور بشم /
مثل شما شير دلاور بشم/

اينجا همه بچه ها دوستت دارن/
كامنتاي خوشگل برات ميذارن/
تكاوري تو ارتش شهواني/
سرهنگ تمامي يا جناب سرواني؟/
مهربون و خوش صحبت و گلي تو/
شعراي زيبا ميگي بلبلي تو/
در يه كلام محبوب دلها هستي/
فك نكني كه اينجا تنها هستي/
مخلص همه عزيزان كه خجالتم دادند بخصوص :
ساغر خانم گرامي،بامرام عزيز و شير جوان گل

داستانو نخوندم چون از كامنتا

نوشته ابي آناكوندا در 17. July 2012 - 19:20

داستانو نخوندم چون از كامنتا معلوم بود چه كس شعري نوشتي ، الانم فقط ميخوام بگم اون درخت هايي كه باهاشون چوب هاي معاينه (همون چوب بستني خودمون) ميسازن تو كونت با اين داستانت .

olagh!!!

نوشته wolfling در 17. July 2012 - 21:31

olagh!!!

olagh!!!

نوشته wolfling در 17. July 2012 - 21:32

olagh!!!

اول ازدوستان خوبی که

نوشته دادامحسن در 22. July 2012 - 0:54

اول ازدوستان خوبی که شعرمینویسن(تکاور و داداسعیددلاور)عذرمیخام اماخاستم تجربه ی جدیدداشته باشم
کیردکترباهرچیزدچارنوسان خواهد شد/آبش باچندبوس فوران خواهدشد/چوب بستنی کاش درکون کشادت برود/گفتندشهوانیان ویک روزهمان خواهدشد/گرحکیمی توو درمان میدانی/عاقبت روزی زودانزالی تودرمان خواهدشد/گرنویسی کس شعربازدروقت دگر/درکونت کیرکل جهان خواهدشد/گر نباشی دکتر و زر بیخودزده ای/در کس ننه ات کوه سبلان خواهد شد/اگراین کونی باشدازپسران آدم/محسن دورازآدمیان خواهدشد

اول ازدوستان خوبی که

نوشته دادامحسن در 22. July 2012 - 0:56

اول ازدوستان خوبی که شعرمینویسن(تکاور و داداسعیددلاور)عذرمیخام اماخاستم تجربه ی جدیدداشته باشم
کیردکترباهرچیزدچارنوسان خواهد شد/آبش باچندبوس فوران خواهدشد/چوب بستنی کاش درکون کشادت برود/گفتندشهوانیان ویک روزهمان خواهدشد/گرحکیمی توو درمان میدانی/عاقبت روزی زودانزالی تودرمان خواهدشد/گرنویسی کس شعربازدروقت دگر/درکونت کیرکل جهان خواهدشد/گر نباشی دکتر و زر بیخودزده ای/در کس ننه ات کوه سبلان خواهد شد/اگراین کونی باشدازپسران آدم/محسن دورازآدمیان خواهدشد

دکتر مملکت ماروباش اگه تو

نوشته سمانه20 در 1. August 2012 - 10:35

دکتر مملکت ماروباش اگه تو دکتری منم جراحم داستانم باشه وقتی دیگر تو خماری تمام داستان نوشتی این دفعه قبل از خماری یه دوش بگیر تا یادت بیاد شغلت چیه و همین الان باید بری جوب جارو کنی

من میخوام بدونم اون اقا دکتر

نوشته peyman.99 در 2. October 2012 - 22:14

من میخوام بدونم اون اقا دکتر مودبه که خیلی با کلاسو نویسندس خودتی؟ خیلی بوسیدیش؟بوسیدنو دوست داری؟کیرم تو مخ مریضت.

کله کیری

نوشته shahram11913 در 24. October 2012 - 14:15

کله کیری