شما اینجا هستید

دید زدن کس خاله

ای کاش و ای کاش تمام کسانی که داستان هایی که دروغن و فقط برای اینکه خودشونو با خیال سکس با اونها راضی کنن رو نمی نوشتند به جای اون داستان بودن با اونها رو می نوشتند.
این داستان، داستان زندگی چند ساله من به همراه خالمه.
ما تو یکی از شهرستان های استان فارس زندگی می کنیم. خانواده مادرم تو یکی از روستا های اطراف شهر کناری شهر ما زندگی میکنن. چند سال پیش خالم دانشگاه شهر ما قبول شد، اما پدر بزرگم نمی گذاشت که خالم بره دانشگاه ولی با اصرار اقوام راضی شد که خالم مدتی رو که دانشگاهه خونه ما باشه.
ما یک خانواده 5 نفره هستیم که خواهر نداریم من کوچکترین پسر خوانواده هستم و دو تا داداشم هر دو از خالم بزرگتر هستن و اون موقع دانشگاه بودن.
چون خونه ما 3 اتاق داشت یکی از اتاقا که واسه والدینم بود یه اتاق برای من و خالم یه اتاق برای موقعی که مهمون میومد و مواقعی که داداشم از دانشگاه میومدن بود.
از همون روزای اول یه رابطه جدید که من تا اون موقع تجربه نکرده بودم بین ما به وجود اومد، رابطه ی خواهر برادری. شبها اگر خوابمون نمیبرد میرفتیم رو یه تخت کنار هم میخوابیدیم و با کامپیوتر فیلم نگاه میکردیم( البته فیلم سینمایی نه فیلم سوپر). اون موقع که خالم اومد خونه ما من 12 سالم بود و قد و وزنمون تقریبا اندازه هم بود. تا لباس می خریدم سریع خالم میرفت لباس ها رو می پوشید من هم برای تلافی میپریدم رو سر و کولش و اذیتش میکردم. البته هنوز هم بعضی موقع ها که میاد خونه ما لباس راحتی من رو میپوشه. حدودا 1 سال بعدش ما یه خونه دیگه خریدیم و من و خالم باز تو یه اتاق با هم بودیم. خونه جدیدمون دو تا آپارتمان بود که با یک در به هم وصل میشن و اتاق من و خالم تو واحدی بود که کمتر ازش استفاده میشد و تا می تونستیم تو سر هم میزدیم و همدیگرو اذیت می کردیم و از روزای اولی که اومدیم تو این خونه من یه چیزو بین خودمون راه انداختم و اون گرفتن دماغ بود. که تا الان ادامه داره. چند ماه بعدش خالم عقد کردی ولی از پیش ما نرفت. سال سوم راهنمایی من برای بخش ساختمان یه ماکت از مدرسمون درست کردم که مثل توپ تو مدرسه صدا کرد و من اون رو یه هفته ای به کمک خالم درست کردم. البته این بخش کوچکی از کمک های خالم به من در درس هام بود.
عید سال قبل خالم عروسی کرد و از ما جدا شد. البته من نرفتم مثل داستان های تخیلی سایت خونشون خیمه بزنم. یک ماه بعدش داداشم عقد کرد ولی زن داداشم هیچ وقت مثل خالم نشده واسم. تا اینکه تابستون پارسال تازه متوجه فاصله درب دستشویی با چارچوب در شدم و تصمیم گرفتم کس ها رو دید بزنم. تا حالا تونستم کس 4 نفر رو دید بزنم خالم، زن داداشم، دختر داییم و دختر خالم که کس خالم رو چون دوست دارم فرو کنم توش رو چند بار دید زدم و تصمیم گرفتم که ازش عکس یا فیلم بگیرم ولی از شانس بد من بابام دوربین عکاسی رو با خودش برده بود و من با گوشیم یه فیلم از زیر در دستشویی گرفتم و بار ها و بار ها با اون فیلم جلق زدم به امید اینکه روزی اون کس رو بکنم.

اینم اون فیلمیه که گرفتم
http://www.4shared.com/video/wnesp1dl/AA1.html

2.842105
نمره شما: هیچ میانگین 2.8 (57 votes)

نظرات

پسر جان
همونطور كه چشم و ابروي خاله‌ت ممكنه شبيه چشم و ابروي مامانت باشه، كسش هم از لحاظ ژنتيكي ممكنه كپي برابر اصل مال مامانت باشه. حالا يه غلطي كردي و ازش فيلم گرفتي، ديگه چرا گذاشتي تو نت؟! خواستي ثابت كني كه دروغ نميگي؟ تو كه باهاش سكس نكردي و داستانت هم كه سكسي نيست و هيچ ادعايي هم توش نيست پس همه باور مي‌كردن. فحشت مي‌دادن اما باور مي‌كردن. من هيچوقت به نويسنده‌ها فحش نمي‌دم. الان هم به تو فحش نميدم اگر چه لايقش هستي اما از دوستاني كه اراجيف اين آقا پسر رو مي‌خونن، دوستانه دو تا تقاضا دارم:

الان این داستان بود؟
خره دید زدن افراد تو دستشویی چندشه چرا نمی فهمی؟اینم واست لذت داره؟
در ضمن برو یاد بگیر هر چرتی که تو ذهنت میخوایی بکن نکن کنی داستان نیست نیا بذار اینجا

نميدونم توي تقاضاي دومم چي نوشتم كه مدام خطاي اسپم ميده!!!
مضمونش اين بود كه:
ديدن و داشتن اين فيلم آخه چه لطفي داره؟!!
با موبايل از لاي در از يك كس در حال شاشيدن فيلم گرفته با صداي پس‌زمينه گوز و شرشر شاش! اينهمه فيلم سوپر با كيفيت دي وي دي توي دست و بالمون ريخته يا با موضوعات متنوع ميتونيم از نت بگيريم. همه حرفه‌اي و تحريك كننده. چه نيازي داريم به ديد زدن كس يه دختر بي‌گناه شهرستاني اونم در حال شاشيدن! تازه طفلك روحش هم خبر نداره. بيايم خودمونو امتحان كنيم. ببينيم مي‌تونيم كاري كنيم كه آمار دانلود اين فيلم بالا نره يا ما هم مثل اين بچه جقي وقتي توي كف مي‌ريم عقل و منطق و اخلاقمون تعطيل ميشه؟

دوستان. نظري كه از اهريمن خونديد در اصل نظر منه! هر كاري كردم موقع ارسال، خطاي اسپم ميداد ناچار شدم با يه آيدي جديد بفرستمش! هرچند با آيدي اهريمن هم مجبور شدم كمي تغييرش بدم و يه جاهاييش رو حذف كنم.
در نتيجه با عرض پوزش از اهورا و امشاسپندان، اهريمن اين سايت منم!!!

saman39 عزيز
قربون مرامت داداش. راستشو بخواي اصلا قصد نظر دادن نداشتم اما وقتي ديدم اين پسره لينك دانلود گذاشته از پر و پاچه خاله‌ش خيلي حالم گرفته شد.
حالا تو ديگه چرا نمي‌خواي بياي سامان جان؟ بابا بيايم يه كمي فضاي نظراتو عوض كنيم. بجاي اينهمه فحش و بد و بيراه، دور هم جمع بشيم و به سوتي‌هاي نويسنده‌ها بخنديم و مشتشونو وا كنيم! فحش هر چقدر هم ظريف و هنري باشه خيلي زود دل آدمو ميزنه اما طنز و شوخي حسابش از اين حرفا جداست؛ هيچوقت كهنه نميشه

Mr.ok minevisad:
سلام بچه ها
این داستان که ارزش خوندن نداشت فقط اومدم کامنتا رو بخونم؛
به این احمق هم میگم که دیگه ازین گها نخوره؛خالت ناموسته عوضی؛اونوقت فیلمشو میذاری؛
فریجاب خوشحالم که نظر میدی دادا
یه سر بیا یاهو اگه وقت کردی؛دلتنگتم دادا

داشت خوشم ميومدكه دروغ نگفتى ،وقتى گفتى رابطه ى خواهروبرادرى يهويادم اومداينجابرادر به خواهرش رحم نمى كنه ،توهم خوب درحق خاله ات مردونگى كردى .فيلم سوپرباهاش نگاه مى كردى بهترازاين بودكه !من كه نديدم امافكرنكنم اين چيزا تماشايى باشه !چندش...

از همینجابه دوست خوبم فریجاب درود میفرستم.والا من که خیلی وقته این کارو میکنم خوشحالم که عنوان کردی .
وبا تو نویسنده این داستانم.میترسم کار به فیلم ننه بزرگت بکشه وهالیوود ازت بقاپه.برو بچه جون تا مخت فاضلاب نشده پیکت رو بخون

من اخر نفهمیدم این یه سایت سکسی یا نه چون هر کی داستان سکسی با یکی از افراد خانوادشو میفرسته یا باید فوش بشنوه که چرا با خواهر یا مادرش سکس کرده یا فوش میشنوه که چرا دروغ نوشته اگه قرار نیست در این سایت داستان سکس با محارم نوشته نشه پس کلا این بخش جمش گنید. یکی از دوستان من یه داستان که چه عرض کنم اونطور که خودش برا من قسم میخوردواقعیت داره با مادرش سکس کرده که منم زدم تو سرش.هرروز میاد خونمون میاد تو سایت شما ببینه داستانش اومده یا نه زود داستانشو چاپ کنید من ازدستش خلاص شم