ریحانه و بدن خوشمزه

بعد از اون سکس وحشیانه دیگه دلم نمی خواست سکس داشته باشم ولی وقتی استاد ویلن ازت بخواد نمی تونی کیرشو رد کنی . چون اون نمی تونست وحشی باشه و خیلی با احساس برخورد می کرد . شاید ی سکس با احساس می تونست اون سکس وحشیانه رو از ذهنم پاک کنه.
خب مدت زیادی از سکس اولم با استاد ویلن اقای هاشمی می گذشت . اون ازم خواست که روز کلاس باهام سکس داشته باشه و من قبول کردم چون از سکس اولش خاطره بدی نداشتم . روز کلاس با بلوز دامن رفتم توی زیر زمین . تا وارد شدم همون دم در بغلم کرد و ازم لب گرفت منم بهش لب میدادم . لبامو با لذت تمام می خورد و مثل همیشه صدای لب دادنام به گوش میرسید . لبای کوچیک و خوشکلی که داشتمو توی دهنش گرفته بود و می مکید . دستشم روی باسنم بودو از روی دامن داشت می مالیدش . خیالم راحت بود که کسی نمیاد پایین چون موقع کلاس هر کی بود کسی نباید میومد داخل .
اقای هاشمی قمبولامو از رو دامن گرفته بودو فشار میداد و می مالید . لبامو همچنان داشت می خورد . چند دقیقه ای گذشتو همین کار ادامه داشت . دستمو گرفتو بردم کنار میز . بلوزمو از تنم در اوورد و بعد از اون سوتینمو . ممه های خوشکلم افتادن بیرون و تکون خوردن . با دستاش ممه هامو گرفتو سر یکیشو کرد تو دهنش و شروع کرد به خوردن . واقعا عالی بود . چشمامو بسته بودمو لذت می بردم . سر ممه هامو با دندوناش می گرفت و می کشید . مثل بچه شیر خوار نوک ممه هامو می مکید و من حال میومدم . اون یکی ممه رو با دستش می مالید . ممه هام اولش شور بودن ولی یکم که می خوردیشون مثل عسل شیرین می شدن . همین شور و شیرینیش بود که اقای هاشمی نمی تونست از ممه هام به همین راحتی بگذره . رفت سراغ اون یکی سینم ولی اون یکی رو تمام جاشو لیس می زد مثل خوردن بستنی . من چشمامو بسته بودمو لبامو می خوردم و دوتا دستام به لبه های میز بود و میزو فشار می دادم . واقعا عالی بود . داشت خاطره بد سکس قبلی از ذهنم پاک میشد و با سکس اشتی می کردم .
اقای هاشمی نشست روی زمین جلوی منو دامنم از پام در اوورد . بعد از اون شرتمو از پام در اوورد . شرتمو ی ماچ کردو گذاشت روی میز . ی پاهامو گرفت و اوورد بالا . انگشتای پامو کرد توی دهنشو می مکید . وای . قلقلکم میشد و خندم گرفته بود . اقای هاشمی هم با چشماش بهم می خندید . از روی پام شروع کرد به لییس زدن ومیومد به سمت بالا . تا رسید به رونم ی حالی شدم و بدنم سرد شد . رونمو لیس میزد و داشت میومد لای پام . نزدیک و نزدیک شد تا رسید به کوس کوچولو و خوشکل من . کوس تر وتمیز و بدون مو که یکم عرق کرده بود . اول ی ماچ به کوسم کرد و بعد زبونش گذاشت روشو لیسش میزد . وااای که چه حالی میداد من که کامل تحریک شده بودم . کوسمو لیس میزد و من هی پاهامو می چسبوندم به لپای اقای هاشمی .
چوچولمو با دندوناش گرفته بود و می مکید . کوسمو خیس خیس کرده بود و با لذت تمام می خورد . همین طور که کوسمو می خورد با دستاش قمبولامو می مالید . منو برگردوند و کون خوش فرم و قمبلم اومد جلوی صورتش . چند تا ماچ به قمبولام کرد شروع کرد به لیس زدن قمبولام . منم کونمو داده بودم عقب تا خوب قمبل بشه . بعد از اینکه قمبولامو لیس زد لای کونمو باز کرد و صورتشو گذاشت لای کونم .زبونشو روی سوراخ کونم احساس کردم که داشت مثل کاکائو لیس می زد . از بالای کوسم لیس میزد تا بالای کونم و دوباره این کارو تکرار می کرد . دوباره ی چند تا ماچ به کونم کردو منو برگردوند طرف خودش .
رفت سراغ شکممو شروع به لیسیدن کرد و میومد بالا . دوباره رسید به ممه هام ولی ازشون گذشت اومد توی گردنم . واقعا حال میداد وقتی گردنمو لیس میزد . اومد روی لپم و رسید به لبام . لباشو گذاشت روی لبامو شروع به خوردن لبام کرد.
من دستمو گذاشتم از روی شلوارش روی کیرش و گرفتمش . شروع کردم به مالیدنش و اونم لبامو می خورد . کیرش داشت توی دستام بزرگ و بزرگ تر میشد . بهم گفت اگه دوست داری بخوریش شروع کن . منم خندیدمو گفتم دیگه نوبت منه . دو زانو نشستم جلوشو وزیپ شلوارشو کشیدم پایین . شلوارشو در اووردم . شرتش داشت از فشار کیرش پاره میشد . تا شرتشو گرفتم کشیدم پایین مثل فنر پرید بیرونو جلوی من راست شد . با دستم گرفتمشو سرشو کردم تو دهنم . سرشو می مکیدم و تو چشمای اقای هاشمی نگاه می کردم . کم کم بیشتر کردم تو دهنم و لبامو عقبو جلو می کردم . وقتی لبام غنچه شده بودو رو کیرش حرکت می کرد دیدن داشت . بیشتر کردم تو دهنم . تا جایی که کامل می کردم تو دهنمو درش میووردم . اقای هاشمی هم موهامو نوازش می کرد .خوب که واسش ساک زدم بلندم کرد دوباره شروع به لب گرفتن کرد .
بعد منو خم کرد روی میزو کونمو کشید عقب . انگشتشو هل داد توی کونم و شروع کرد به ور رفتن به سوراخم . خوب که سوراخمو اماده کرد یکم دیگه تف زدو سر کیرشو روی سوراخ کونم گذاشت . اروم اروم هل داد توش . اولش دردم اومد ولی بعد دیگه دردی نداشتم . . کمرمو گرفته بودو داشت تلمبه می زد . منم با دستم کسمو می مالیدم . اقای هاشمی قربون من می رفت و کون من می ذاشت . منم صدام در اومده بود .
اوم اوم اوم آه آه آه اوم اوم ا و و و و م آه آآآآآآه آ ا ا آ آ ه ه ه ه اوم اه او و و و ممممممممممم اه .......
کون کوچیک و قمبلم داشت مثل فنر می لرزید و تکون می خورد . کمرم توی دستاش بودو کون من می ذاشت . داشتم ارضا می شدم . بیشتر کوسمو مالیدم تا ی هویی صدای اهم رفت بالا و ارضا شدم . بدنم تکون شدیدی خورد و خشک شد . کوسم خیس خیس شده بود ولی هنوز داشتم می مالیدمش . اب اقای هاشمی هم اومد . کیرشو تا ته کرد توی کونمو همون جا ابشو خالی کرد . ههمین طور که خالی می کرد به کونم ضربه وارد می شد . منو گرفت توی بغلشو گردنمو بوسه میزد . با دستاش ممه هامو گرفته بودو می مالید . با این کارش داشت ارومم می کرد . هنوز کیرش توی کونم بود و منو نوازش می کرد .
اون روز سکس با احساس و خوبی داشتم و باعث شد سکس قبلیمو از یاد ببرم و به سکس نگاه دیگه ای داشته باشم . امیدوارم خوشتون اومده باشه.
لطفا نظر یادتون نره . لطفا بگید کدوم داستان بیشتر بهتون حال داده . ممنون
(ریحانه)

3.74138
نمره شما: هیچ :میانگین 3.7 (58 رأی )

7 نظر

باز این کونی داستان داد بابا

نوشته pan در 27. September 2010 - 12:04

باز این کونی داستان داد بابا دیکه از کس شرات خسته شدیم خیلی کس شر مینیویسی تموم کن بابا

riiyhane azizam dg jendegiam

نوشته kaka shahvati در 27. September 2010 - 17:14

riiyhane azizam dg jendegiam hadi dare?na?plz tamomesh kon baba

to ya ye jendeh toopi ya ye

نوشته shapoor در 27. September 2010 - 20:03

to ya ye jendeh toopi ya ye bache kooni ke dastanaye khoob minevise....dar har 2 soorat doost daram ba kir 20cm too koonet bezaram.hazinasham midam ghorboonet beram....ajsarami@yahoo.com

baba yeki be in bege dge kos

نوشته alighe در 28. September 2010 - 2:04

baba yeki be in bege dge kos sher nage ahh khaste shodam az bas koon dadane ino khoondam Sad(

سلام ريحانه منم دوست دارم يه

نوشته هات پسر در 28. September 2010 - 6:14

سلام ريحانه
منم دوست دارم يه تجربه باهات داشته باشم بايد خيلي دختر باحالي باشي
اگه خواستي به آيديم پي ام بده بيشتر آشنا بشيم
كير 20 سانتي ام دوست داره با كون خوشگلت حال كنه
hot_sexi_boy@yahoo.com

منم بازی؟

نوشته بچه شهر در 24. August 2011 - 20:19

منم بازی؟ Crying

کوسی دیگه چی میشه گفت. اینقدر

نوشته Shahramam در 27. June 2012 - 8:48

کوسی دیگه چی میشه گفت.
اینقدر حال به خوانوادت بگم بچشون جندس