زنم و صاحب بنگاه املاک

« در جستجوي خانه و دادن ِ زنم به هاشم ، صاحب بنگاه املاک .»
قسمت اول
سلام ، من و زنم راحله چهار ساله كه ازدواج كرديم . اسم من كيانوش هست و 31 سالمه ، راحله هم 28 سالشه و يك زن بسيار بسيار خوشگل و خوش هيكل هست .

راحله خيلي هيكلش از من سر تر هست . من كمي لاغر هستم و هيكلم معمولي است .اصلا كلاس بدنسازي نرفتم و اهل ورزش و .... هم نيستم اما بر عكس من راحله زنم ا ز اونموقع ها كه با هاش دوست بودم ، دوران قبل ازدواجمون ،يادمه كه مرتب باشگاه مي رفت و به هيكلش مي رسيد . راحله خيلي خوش اندام بود و بعد از ازدواجمون هم سال به سال بهتر و پخته تر مي شد ، تا جايي كه ديگه هر كس تو خيابون يا مهموني زنم رو مي ديد واسه كون و رون و پستونهاي زنم كيرش راست مي شد .
راحله يك هيكل سكسي و كامل داشت . رونهاي راحله ورزيده و بسيار حشر كننده بود . جون مي داد واسه اينكه رونهاي كلفت مردهاي قوي هيكل باهشون تماس پيدا كنه . اوف اوووف .... هميشه وقتي هيكل لخت راحله رو مي ديدم ، تصور مي كردم كه يك مرد كلفت هيكل داره زنم رو به شدت ميكنه و رونها ي برآمده اش به پشت رون هاي زنم بر خورد مي كنه ، واي ... كه چه صدايي توليد ميشه!!!!! ولي از ته دل دوست نداشتم كه زندگيم خراب بشه و همش نگرانيم از اين بود كه آبرو ريزي بشه... ولي همش اين صحنه ها رو متصور مي شدم و حتي وقتي فيلم سوپر مي ديدم فكر مي كردم زنم راحله جاي اون زنه توي فيلم داره گاييده مي شه . اينها همه بخاطر نگاه و توجه مردهاو پسرهاي خوش هيكل به زنم بود كه با دوختن نگاهاشون به كون راحله ، سينه ها و هيكلش، عطش و شهوت شون رو واسه گاييدن زنم نشون مي دادند ، حتي من هم متوجه اين قضيه مي شدم ولي چيزي نمي شد گفت. البته راحله هم اونطوري نبود، كه هر كسي از راه رسيد يه حالي بهش بده. راحله خيلي با كلاس بود و همش به خودش هم مي رسيد ، ولي واقعا هيكل ديوونه كننده اي داشت و موقع راه رفتن ، كونش چنان انحنايي داشت كه همه رو جلب مي كرد .
راحله ، دوتا خواهر از خودش كوچكتر داشت که خواهر دومي اش به نام مائده ازدواج كرده بودند ولي خواهر كوچيكترش كه اسمش رویا بود هنوز مجرد بود . رویا از نظر هيكل و استيل شبيه زنم راحله بود ولي قيافه اش زياد جالب نبود . رویا 25 سالش بود و از شش / هفت سال پيش يادم مياد كه دوست پسرهاي متعددي داشت و تا اونجايي كه من ديده بودم همه شون هم هيكل درشت و پولدار . از اونهايي كه معلوم بود دوست دختر مي خوان فقط واسه كردن . رویا هم هر دفعه واسه زنم از دوست پسر هاي جديد ش ، كه تازه با ها شون دوست شده بود، تعريف مي كرد حتي برنامه ها و جاهايي كه باهاشون رفته بود همين طور عكسها و فيلمهاي خصوصي و ... كه با گوشي يا دوربين ضبط كرده بود را ، با زنم راحله نگاه مي كردند .
چندين بار هم رویا رو تو پارتي و مهموني يا توي خونه و با پسر ، ريخته بودند و گرفته بودند و واسه اين كه پدرش متوجه نشه ، همش به من يا راحله زنگ مي زد كه بريم "مفاسد" يا كلانتري كه درش بياريم. من هم هميشه پسرهايي رو كه باهاش مي گرفتند مي ديدم . همهشون بكن و كير كلفت . يه جوري هم من رو تحويل مي گرفتند و آقا كيان آقا كيان مي كردند كه انگار چند سالي با من دوستند . ولي از برق چشماشون معلوم بود كه دارند ته دلشون بهم مي گن : " فداي اون كون زنت."
خلاصه هر پسري كه با رویا مي تونست دوست بشه حسابي كون و سينه هاي توپي رو مي گاييد. هيكل رویا با اينكه هنوز ازدواج نكرده بود ،از بس كه كير خورده بود و اب كير توي كونش خالي كرده بودند مثل خانمهاي جا افتاده ،سكسي و حشري كننده هست ، سينه هاش هم كه ديگه آدم رو بيچاره مي كردند.

دو تا کوچه پایین تر از خونه ما یک پارکه که راحله با خواهرش رویا یه وقتهایی غروب ها می رند قدم می زنند ، یک روز داشتم میومدم خونه اتفاقی از اون ور اومدم که صحنه های عجیبی دیدم....
حدودا ساعت پنج بعداظهر یک روز تابستون بود ، یه دفعه چشمم به وسط پارک افتاد که دوتا خانم که مانتوهای بسیار بسیار تنگ و کوتاه پوشیده بودند یکی سفید راه راه اونیکی هم که خیلی خیلی تابلو بود همون مانتو شیری رنگه بود که خودم خریده بودم واسه راحله و بجای مانتو باید گفت که در اصل یه جورایی کت زنونه بود که خانومها تو مراسم می پوشند . ولی جالب اینکه راحله اونو با یک شلوار استرج کشی به رنگ قرمز لاکی که چسبیده بود به رونها و باسنش و داشت دیگه پاره می شد از بس که کش اومده بود . یه جورهایی بعدش که نزدیک تر شدم دیدم اوفففف اووووففففف خطه شورت زنم هم به وضوح مشخصصه .
کمی به خودم اومدم و کنجکاو شدم چرا اینها این موقع از رزو اومدن پارک ؟؟؟؟

صبر کردم و از دور تماشا کردم بله دوتا پسره هیکلی و قول ، که واقعا هم هیکلشون مثل قول بود با یک کمری سفید اومدن لب پارک ایستادن . بعد از چند دقیقه دیدم که راحله زنم و خواهرش رویا اومدن طرفه ماشین و پسرها که یکی از یکی اندامی تر و کیر کلفت تر بودند از ماشین پیادده شدن و با زنم و خواهرش رویا دست دادن . یکی از این پسرها که یه سر و گردن کلفت تر و هیکلی تر از اون یکی بود و موهای سرش رو هم کلا از ته تراشیده بود و تیغ انداخته بود و یک تی شرته خیلی تنگ هم پوشیده بود ازون اندامی ها اوفف اوففففف چه بازوهایی ؟ چه دستهایی ؟...چه گردن قطور و کلفتی داشت.... از اون اندام هایی که هر زن و دختری آرزوشونه که حتی یک شب زیرش بخوابند.....
که همین پسره با زنه من دوتایی نشستن عقب و رویا هم نشست صندلی جلو پیشه اون یکی .
مثل اینکه از قبل با رویا رفیق بوده ، چون راحله یک هفته پیش یه چیز هایی در مورد دوست پسره جدید خواهرش و اینکه کمری داره گفته بود . يادم رفت بگم : چون یکی دو هفته دیگه مهلت خونه مون تموم می شد ، شروع کرده بودیم این بنگاه و اون بنگاه دنباله خونه می گشتیم . از قضا این رفیقه جدید خواهر زنم یه دوستی داشت که بنگاه املاک داشتن . یادمه که چند شب پیش راحله می گفت :خونه های خوبی هم تو دست داره و اینکه با ماما نش اونروز رفته بودند چندتا از خونه ها رو دیده بودند و کلی تعریف می کرد . آها ... پس این ها همون ها هستند ......ولی اما چفدر پسره صمیمی بود با زنم؟
خلاصه رفتم خونه و شب راحله اومد كه ديدم مانتويي كه تنش بود عوض شده و اوني كه بعد اظهر پوشيده بود نيست!!!!!!!!!!! خيلي واسم جالب بود . چيزي نگفتم و به روم نياوردم .اونشب راحله گفت كه رفته چندتا ديگه خونه ديده و قراره چندتا ديگه هم فردا بره ببينه . گفتم كدوم بنگاهها رو گشتي من ديگه سر نزنم ؟ آدرس چندتا رو گفت ولي يكي شوون رو گفت كه خيلي خونه هاي مناسبي داره كه بعد از كمي ادامه دادن فهميدم كه همون يارو رفيقه دوست پسره خاهرشو مي گه . طرف با باباش سر ميدون بنگاه داشتن كه خيلي هم سرشون شلوغ بود . كه بعدا فهميدم پسره خودش هم يك بنگاه داره كه تو يك محله ديگه هست. راحله اينو هم گفت كه بين دو تا خونه واسه انتخاب مونده كه يك مورد رو امروز ديده بود و پسنديده بود مورد دوم رو هم قرار بود فردا بره ببينه ،آخه پسره گفته بود كه كليدش توي مغازه پدرشه و فردا مياره كه برن ببينند. اين پسره همون هيكل درشته ايي بود كه امروز ديدمش كه سرش و از ته همش مي زد.
گفتم كي قراره بريد . راحله گفت : معلوم نيست ، قراره كه زنگ بزنه . گفتم پس خودت ميري چون ممكنه من نباشم . گفت : باشه.
صبح كه رفتم دوش بگيرم توي حموم ديدم كه شوررت و سوتين زنم از ديشب كه رفته بود دوش گرفته بود تو حموم آويزون بود . با ديدنه شورت لامبادايي راحله فهميدو كه ديروز شورت لامبادايي شو پوشيده بوده.
خلاصه طرفهاي ظهر بود زنك زدم خونه كه ديدم راحله نيست و كسي جواب نداد. فكري به سرم زد . حركت كردم رفتم بنگاه باباي پسره(كه اسمش هاشم بود.)
گفتم ببخشيد من يكي از مشتريهاي اقا هاشمم . واسه ديدن يك خونه امروز با هم قرار گزاشته بوديم ولي ايشون الان بنگاه نيستن و موبايلشون هم جواب نمي ده (البته اينو قپي اومدم ) كه پدره هم اونقدر سرش شلوغ بود از خدا خواسته ديگه زنگ نزد و فقط گفت : اتفاقا پيش پاي شما اومد كليد گرفت و يك مشتري داشت كه برد خونه رو نشونش بده .
گفتم كي بر مي گرده اقا هاشم ؟ كه يارو گفت : معلوم نست اينجا بياد چون آدرسه خونه همون نزديك مغاره خودشه و ميره يك سره مفازه . بعد ش آدرسو به من داد و گفت اگه بازم رفتي نبود بدون هنوز اونجاست . خواستي خوونه رو ببيني برو به اين آدرس.
من سريع به سمت آدرس رفتم و يك كوچه بااالتر از مغازه هاشم يك آپارتمان چند واحده و نو ساز بود .
طبق نشوني وقتي رسيدم و خواستم زنگ بزنم ديدم چندتا از واحدها كه هنوز خالي بودو اجاره نرفته بود زنگ نداشتن .آخه يكم ريزه كاري و خورده كارهايي مونده بود از جمله زنگ درهاشون. كه مجبور شدم زنگ يكي از واجدهاي ديگه رو بزنم و برم تو . واحد ي كه بنگاه معرفي كرده بود طبقه آخر يعني طبقه ششم بود. نمي دونم آسانسور كار مي كر د يا نه ولي من از پله ها رفتم تا كمي همه جا رو سركي بكشم .
وقتي طبقه اخر رسيدم ديدم در ورودي واحد مورد نظر رو انگار تازه گزاشته بودن آخه قفل و دست گيره هم نداشت . وقتي در رو باز كردم رفتم تو اول هيچ كسي انگار نبود ولي حس عجيبي داشتم . گفتم بزار حالا كه تا اينجا اومدم يه نگاهي هم به اطاقها بندازم. كه يك دفعه صداي زوزه كشيدن و آه آه راحله رو شنيدم ...واي اين صداي زنم بود ....سريع به سمت صدا رفتم از لاي در اتاق نگاه كردم ديدم اووووفففففففففففففف اوووففففففففففففففف چي مي بيني . كير وحشتناك كلفت هاشم همون پسره كه ديروز ديده بودمش تا دسته توي كس زنمه و راحله چنان زوزه ايي مي كشيد كه مشخص بود هاشم داره رُسه هيكل زنم رو در مياره . زنم ، راحله التماس مي كرد كه هاشم يكمي مكث كنه توي تلمبه زدن ها ش ولي هاشم روي يك زير انداز به پهلو دراز كشيده بود و دو دستي دو طرفه كمر زنم رو گرفته بود و بي رحمانه داشت كيرش رو توئي اون كونه ناز زنم راحله عقب جلو مي كرد . از شدت التماسها و آخ و اوخ راحله معلوم بود كه پسره نامرد، هاشم ، كونه زنم رو داره ميگاد .

زنم چشمهاشو بسته بود و هاشم به شدت داشت توي كونه زنم تلمبه مي زد اونقدر محكم كير كلقتش رو توي كونه زنم مي كرد و در مي اورد كه فكر كنم كونه راحله رو اندازه يك ته ليوان گشاد كرده بود جفتشون مي لرزيدند و تلمبه هاي بي رحمانه كير كلفته هاشم همچنان ادامه داشت . وقتي هيكل و اندام قوي هاشم رو مي ديدم كه زنم رو محكم گرفته و زنم هم داره بهش كون مي ده خيلي لزت مي بردم و از اين ماجرا راضي بودم . هاشم با اون كله تراشيده اش كه كاملا تيغ زده بود و اون هيكل ورزيده اش از پهلو بر پشته زنم سوار شده بود و يكسره مدام و بدون درنگ ، دو دستي با سنه زنم رو روي كيرش مي كشيد و كيرش رو توي كونه زنم عقب جلو مي كرد . فكر كنم چيزي استفاده كرده بود چون اصلا حالت عادي نداشت . اونقدر راحله رو از كون گاييد كه ديگه زنم خودش رو توي دستهاي هاشم ول كرده بود و اون هر جور كه مي خواست زنمو مي كرد.
ادامه دارد.......
Written by dime

3.40909
نمره شما: هیچ :میانگین 3.4 (22 رأی )

48 نظر

بی غیرت.

نوشته sokote biseda در 9. March 2013 - 9:05

بی غیرت.

من شنیدم ولی هنوز ندیدم زن

نوشته mojtaba48 در 9. March 2013 - 9:08

من شنیدم ولی هنوز ندیدم زن کسی رو جلوش بکنن خوشش بیاد . من توی تهران ندی،م شما کجایین? اگه زروغ نیست

خوب فقط یک داستان بود با یک

نوشته .Parvazi در 9. March 2013 - 9:25

خوب فقط یک داستان بود با یک سوژه که معمولا اعصاب همه رو به هم می ریزه .اما داستان بدون هیچ غلط املایی

و نگارش جذاب که وقتی خوندمش زیاد درباره سوژه اذیت نشدم.برعکس خوشم اومد .و برام جالبه که من معمولا

نمی تونم داستانهایی با سوژه خیانت تحمل کنم.ولی این داستانو خوندم و خوشم اومد.

نمی دونم قسمت بعدیشو بتونم بخونم یا نه .چون شدیدا مخالف خیانت و هرزگی یک زن هستم.ولی شما بنویس .

اشنا می زنی خوب . Smug

زیبا بود .

موفق باشی.

بی غیرت ،زنتو کردن اون وقت

نوشته alireza_gol pesar در 9. March 2013 - 9:23

بی غیرت ،زنتو کردن اون وقت میای اینجا هم علنیش میکنی؟

نمونه بارز بیغیرتی و بیناموسی

اصلا هم داستانت خوشایند نبود عقده ای

عقده شنیدن فحش داری؟ پس منتظر باش بچه ها خوب ازت پذیرایی میکنن

با تویه نادان و عقده ای شدیم 80 میلیون

سرتو بالا بگیر که زنتو گاییدن تو هم خوشت اومده

خدا شفاتون بده با این سوژه های مزخرف

فقط میتونم بگم خیلی کثیفی همین

از جلوی چشام خفه شو

نامه تمام

خاک تو فرغ سرت بی وجود

نوشته noktiz0000 در 9. March 2013 - 10:28

خاک تو فرغ سرت بی وجود

بی غیرت کمترین کلمه ای که

نوشته mehrdad morgan در 9. March 2013 - 10:28

بی غیرت کمترین کلمه ای که لایقشی Smile

ميدوني عزيز حيوون نر هم كه

نوشته saeidazizi در 9. March 2013 - 10:40

ميدوني عزيز حيوون نر هم كه باشي اجازه نميدي جفتت به نر ديگه اي نزديك بشه خاك بسرت تو ازحيوون هم پست تري

داستان ناقصه تو لوتی بود کپی

نوشته 1388omid در 9. March 2013 - 10:42

داستان ناقصه تو لوتی بود کپی کرده -اونجام هنوز تموم نشده داستانش -

قشنگه داستانش -

خو شما چرا با یه دختر ازدواج

نوشته خاااااا در 9. March 2013 - 11:02

خو شما چرا با یه دختر ازدواج میکنین برین یه جنده بگیرین که هر شب بده شما هم لذتش رو ببرین....
حتما تو سری بعدی خواهر زنت رو هم میگائی....

توجهت به جزئیات خوبه ولی یه

نوشته Leila sh در 9. March 2013 - 11:54

توجهت به جزئیات خوبه ولی یه کاری کن خواننده زده نشه
خیلی هم کشدارش نکن
ولی کلاً خوب بود
منتظر ادامش هستم
این دوستانی هم که همه رو محکوم می کنن به بی غیرتی بابا اینجا یه سایت سکسیه خوب نیاید نبینید نخونید فحش هم ندید
لطفاً

اول که چرت نوشتی دروغ بعدنم

نوشته barzakh111 در 9. March 2013 - 12:27

اول که چرت نوشتی دروغ بعدنم اگه راست باشه خیلی بیغیرتی فک کنم توازکون متولدشدی لاشی

دوستان این آدم بدبخته بخدا

نوشته mohammad 1359 در 9. March 2013 - 12:31

دوستان این آدم بدبخته بخدا بدبخته شما خون نجس خودتونو کثیف نکنید عزیزان ای بدبخت دوست داره ولی مججبوره عقده های روانیشو اینجا خالی کنه چرا ماها اینقدر ساده هستیم

ماام بنگاه داريم آدرس بدم بدي

نوشته sorosh araki در 9. March 2013 - 13:20

ماام بنگاه داريم آدرس بدم بدي به زنه جندت بي غيرت؟

تف ذات نداشتت حالم بهم خورد

نوشته نهايت شهوت در 9. March 2013 - 13:27

تف ذات نداشتت حالم بهم خورد تو خواجه اي بدبخت بيچاره زنته ديوس اين زنته عقده اي كوني

بی غیرته کونی کوسکش کیر تمامه

نوشته شیرزاد ببری در 9. March 2013 - 14:19

بی غیرته کونی کوسکش کیر تمامه مردای با غیرت ت و کونت لاشی

برخیز وشلواربه تنت کن *انوقت

نوشته sedaytooty در 9. March 2013 - 14:19

برخیز وشلواربه تنت کن *انوقت نگاهی به زنت کن /ان راحله ای را که تو جندش نکردی*بود جنده از اول که تو هم جنده نکردی/ان خانه که از روز نخست داشت سه جنده *یک جنده ترا دادن وانهم تو نکردی/ای کونی بدبخت که نام تو کیانوش*تو نامه نویس و گو که درخانه نکردی/نادر مشهدی

مادرت جندس کونی

نوشته kos dost2 در 9. March 2013 - 14:49

مادرت جندس کونی

تو که خوشت میاد زنتم که دوست

نوشته Ali.love در 9. March 2013 - 15:45

تو که خوشت میاد زنتم که دوست داره بده ما هم که بیل به کمرمون نخورده پس زنتو بیار ما هم بگاییمش لطفا

90 درصد این داستان ها کوسشعر

نوشته fbi1365 در 9. March 2013 - 16:27

90 درصد این داستان ها کوسشعر معض هستش و حوده نویسنده از تو کونش در میاره و می نویسه

خیلی جالب بود . منکه کلی حال

نوشته m2276 در 9. March 2013 - 16:47

خیلی جالب بود . منکه کلی حال کردم

اولا در مورد نظر parvazi عزیز

نوشته srzsrz13486727 در 9. March 2013 - 17:08

اولا در مورد نظر parvazi عزیز که گفته بود بدون غلط املایی عزیزم تو که نگارش صحیح برات مهمه حداقل دو غلط داشت یکی غول که نوشته بود قول ودیگری لذت که نوشته بود لزت .بگذریم .این داداش ما فکر کنم گی بود چون خیلی با حسرت از هیکل وکیر کلفت مرد ها تعریف میکرد.خدا قسمتش کنه .زیادم اعصاب خودتونو خراب نکنید طرف رویاشو گفته بی خیال

عالی بود به 2 دلیل 1.قدرت کپی

نوشته Khodesh midone khobe در 9. March 2013 - 18:07

عالی بود به 2 دلیل 1.قدرت کپی پیست بالایی داری.یا2 تخیل خوبی داری در کل تابلو بود که داستان واقعی نیست قسمت دوم بگو هاشم با خودتم یه حالی بکنه اگه اینقدر دوست داری !!! Shooll namos

یعنی خاک عالم تو اون سرت

نوشته پسر ایران زمین در 9. March 2013 - 21:04

یعنی خاک عالم تو اون سرت بیغیرت

Big Grin

کیرم تو کونت

نوشته sjak در 9. March 2013 - 22:22

کیرم تو کونت

شک ندارم که یه کونی بالفطره

نوشته mostoufi در 9. March 2013 - 22:45

شک ندارم که یه کونی بالفطره هستی. چنان با آب و تاب از بازوی مردا و هیکلشون و سایز کیرشون میگی و اوف اوف میکنی که کاملا تابلو میشه کونت بد جوری از دیدن این صحنه ها به خارش میفته.

اگه واقعی باشه پیشنهاد میکنم

نوشته Elina Gilbert در 9. March 2013 - 23:04

اگه واقعی باشه پیشنهاد میکنم به جای نوشتن بقیه داستان به فکر گم و گور کردن و مرگ خودت باشی آبروی هرچی مرده بردی بی غیرت ....
اگه تخیلی بود و فقط داستان بود خوبه بنویس چون غلط املایی نداشتی

تــــــــــــــــــــــــــــ

نوشته homan20 در 9. March 2013 - 23:15

تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو حــــــــــــــــــــلقــــــــــــــــــــــت کنم من!مثلا میخوای با اینکارا جوونای مردمو بی غیرت کنی کیرم تو حلق و کونت عوضی

سلام کی ادامشو میدی میشه خبرم

نوشته 0671 در 9. March 2013 - 23:28

سلام کی ادامشو میدی میشه خبرم کنی لطفا

خاک تو سرت کنم مردم مردای

نوشته salarebrahimi در 9. March 2013 - 23:28

خاک تو سرت کنم مردم مردای قدیم خیلی بی غیرتی اسکولی.
آدرس بده ما هم زن تو بکنیم از عقب جرش میدم

بچه ها سلام تروخدا بی ادبی

نوشته امیدوساحل در 9. March 2013 - 23:51

بچه ها سلام تروخدا بی ادبی نکنید نظرات خودتون رو انقدر با کلمات رکیک بیان نکنیم هر کس آزاده که هر جور دوست داره فکر کنه

تورو خدا زده بی غیرت من دیگه

نوشته god.of.sex در 10. March 2013 - 0:06

تورو خدا زده بی غیرت من دیگه فوشت نمیدم به جای فوش دعا میکنم خوب شی...
سعیـــ سام ــــد

خارکسده آبروی هرچی مرد بردی

نوشته Ashkan ptak در 10. March 2013 - 2:05

خارکسده آبروی هرچی مرد بردی چاقال!

کونی توهمی! کیرم تو کس خارت!

خوبه که خودت گفتی توسط دایم

نوشته MS.TEACHER در 10. March 2013 - 4:22

خوبه که خودت گفتی توسط دایم نوشته شده. خودت و داستانت روی هم به اندازه یک دایم هم نمی ارزین.
در ضمن دوستی که گفته بود غلط نوشتاری هم نداشتی مثل اینکه درست نخونده داستان رو چون غلط هم داشتی.

یارو مشاشم چند دفه کچل

نوشته Asdollakhan در 10. March 2013 - 4:28

یارو مشاشم چند دفه کچل بود؟!!!!... اصلا داستان کچلی مشاشم چیه؟!!!!.. (مشاشم مخفف مش هاشم)

حیف فهش

نوشته ddai.1 در 10. March 2013 - 10:52

حیف فهش

خاک تو سرت خیلی بدبختی

نوشته ddai.1 در 10. March 2013 - 10:56

خاک تو سرت
خیلی بدبختی

به نظرم خودت اول دادی که از

نوشته top 2000 در 10. March 2013 - 12:20

به نظرم خودت اول دادی که از دادن زنت لذت میبری

khob biyaresh man khodam

نوشته shahin_m55 در 11. March 2013 - 6:41

khob biyaresh man khodam hastam dada chera gharibe

عقده ای بیریخت.همش داره از

نوشته eli nazz در 11. March 2013 - 12:18

عقده ای بیریخت.همش داره از هیکلای تو داستان تعریف میکنه من مطمئنم از اون لاشی های بی ریخت و یه وری هستی.
کیر بابام تو دهنت

دوستان شك نكنيد صدر صد اين

نوشته sirwann در 11. March 2013 - 18:16

دوستان شك نكنيد صدر صد اين آقا خودش كونيه .از اون كونيهايي كه كه همش ميخواره.كيرم توكون خودت وزن جنده ت

درود برشعر زیبایت

نوشته zahraarar1367 در 11. March 2013 - 18:17

درود برشعر زیبایت

بی غیرت

نوشته mostafa861 در 11. March 2013 - 20:25

بی غیرت

داستانت عالی بود منتظر ادامه

نوشته binamoos در 12. March 2013 - 8:52

داستانت عالی بود منتظر ادامه اش هستم زن من هم دوبار به دو تا پسر کیر کلفت داده طوری که حسابی پاره شده بود و یکیشون هم زنم رو حامله کرد من عاشق کس دادن زنم به مردهای کیر کلفت هستم فدات بی ناموس

خاک تو سر غیرتت کیرم دهن

نوشته sexy boy.. در 12. March 2013 - 23:37

خاک تو سر غیرتت کیرم دهن غیرتت اگه کسی زن منو میخواست اونجا بکنه همونجا اعدامش میکردم جقی کمتر داستان کپی کن

کیر هاشم به سیستمت.متدرتو

نوشته amoo a در 13. March 2013 - 2:29

کیر هاشم به سیستمت.متدرتو گاییدم چجور میتونه ادم ببینه عشقشو دارن میکنن؟اگزوز خاور به کونت

; kososheri bish nabod dige

نوشته Shahram Hashari در 18. March 2013 - 8:22

;
kososheri bish nabod dige nanevis

; kososheri bish nabod dige

نوشته Shahram Hashari در 18. March 2013 - 8:23

;
kososheri bish nabod dige nanevis

كير سگ توي كس اول تا آخر

نوشته بازگشت كون كن بزرگ در 20. November 2013 - 9:06

كير سگ توي كس اول تا آخر دروغگو