شما اینجا هستید

زن داداش خوشگل رضا

سلام به طرفداران سایت شهوانی من تازه عضو سایت شدم وتصمیم گرفتم ماجرای اولین سکس خودم رو براتون بگم . مربوط میشه 3سال پیش که من 19سالم بود که برادرم تازه ازدواج کرده بود ووقتی من برای اولین بار زن داداشم دیدم با خودم گفتم باید یه جوری با هاش رابطه داشته باشم اینم براتون بگم که بهاره(زن داداشم )خیلی شوخ طبع وخون گرمی بود واز همون روز اول تقریبا صمیمی شده بودم تا اینکه از ازدواجشون یکسالی گذشته بود که اون لحظه فراموش نشدنی داشت می رسید اینم براتون بگم که بهاره هیکل لاغر با پوست سفید وسینه های سایز 70 داشت که هر جونیی رو حشری می کرد.

تو این مدت یکسال انقدر صمیمی شده بودیم که حرفهای سکسی با هم می زدیم وهمیشه بهاره اینا می امدند شب خونه ما همیشه یه کاری می کردم که شب پیش اون باشم چون بهاره همیشه عادت داشت موقع خواب دست یکی رو می گرفت و من هم سر همین ماجرا شبا پیش او بودم یه شب از قصد دستشو مالیدم که دیدم یه جورایی خودشم هم از اینکار لذت می بره برای همین از دستش شروع کردم مالیدن تا به گردنش رسیدم که دیدم خودشم دوست داره برای همین جراتم بیشتر شود کم کم رفتم طرف سینه های نازش رو مالیدن ووقتی دیدم هیچ مخالفتی نمی کنه شروع کردم به خوردن سینه هاش وای نمی دونید چه حالی می کردم انگار تو فضا بودم اصلا سینه هاش یه لکه یا خالی هم نداشت برای همین دوست داشتم همینطوری بخورمشون بعدش یه گاز از سینه هاش گرفتم یه جیغی کشید که نزدیک بود همون لحظه ابم بیاد کم کم می خواستم برم طرف کسش دیدم نمی ذاره برای همین من هم دیگه اصرار نکردم چون ترسیدم داداشم بیاد شبش به هزار زور و زحمتی بود خوابیدم تا صبح که همگی بیدار شده بودن می خواستن برن سرکار که دیدم مادرم داره میره خونه دوستش و پدر وداداشم هم دارن میرن سر کار و بهاره هم داشت صبحانه می خورد بره سرکارش و وقتی من رو دید یه خنده ای کرد و رفتم پیشش در حین صبحانه خوردن دیدم خودشو نزدیکم می کنه من هم دیگه روم باز شده بود رفتم جلو لبامونو رو هم گذاشتیم وای گه تو اون لحظه چه حالی می کردیم دیگه هیچ کس تو خونه نبود می خواستم برم طرف کوسش که نزاشت گفت که الان باید بره سرکار بعدا.

از این ماجرا گذشت تا بعد از سه چهار روز رفتم خونه داداشه ولی دعا می کردم که داداشه خونه نباشه رفتم ودیدم اره خونه نیستش وبهاره جونم خونست رفتم تو یکمی خوش بش کردیم تا اینکه دیگه داشتم از شق درد می مردم ورفتم جلو لبم گذاشتم رو لباش شروع کردم به خوردن لبهاش که اون هم داشت با من هم را هی می کرد ودستم رو بردم طرف لباسش رو پاره کردم و اون بدن سفید نازش افتاد بیرون ومن هم مثل قحطی زده ها داشتم از گردنش شروع کردم به سینه هاش رسیدم مه دیدم صدای عشقم داره در میاد بعد از یه ربع سینه هاشو خوردم کم کم رفتم طرف کوسش شرتشو که کشیدم پایین وای عجب کس تپلو داشت ومن هم که این صحنه رو دیدم شروع کردم به خوردن چوچولوش مه چه مزه خوبی داشت می خوردم سرمو فشار می داد تو کسش دیگه صورتم از اب کسش خیس خالی بود دیگه صدای اه و ناله اش همه جارو برداشته بود که دیدم یه لرزش شدیدی کرد فهمیدم به اورگاسم رسید ومن بهش گفتم حالا نوبته توئه بلند شد کیر مو گذاشت تو دهنش مثل قحطی زده ها می خورد انقدر خورد دیگه داشت ابم می اومد بهش گفتم بسه اما ول کن نبود که ابم با فشار پاچید تو دهنش وابمو تا تهش خورد اما کیرم هنوز سیخ مونده بود که در ش اوردم و گذاشتم دم کوسش ولی نمی کردم تو انقدر این کار کردم که گفت بکن دیگه توش مردم ومن نا مردی نکردم تا ته فشار دادم تو که جیغش داشت گوشمو کر می کرد کم کم شروع کردم به تلمبه زدن دیگه صداهاش از رو لذت بود یه ریبعی داشتم از کس می کردمش درش اوردم که گفتم حالا برگرد سگی بشین نشست کیرم گذاشتم دم کونش میخواستم فشار بدم تو که نذاشت گفت از کون نمی دم گفتم عزیزم یه جوری می کنمت که دردت نیاد تازه بیشتر حال کنی تا اینکه بزور راضی شد من یه کرم ازش گرفتم زدم سر کونش اول یه انگشتمو فشار دادم تو که یه ذره جا باز کرد ایندفعه دو انگشتی کردم تو وبعد سه تایی که دیدم قشنگ جا باز کرده کیرم سانت به سانت کردم تو تا اینکه کل کیرم جا شد توش داشتم تلمبه می زدم که التماس می کرد ترو خدا درش بیار مردم از درد اما کو گوش شنوا دیگه تند تند تلمبه می زدم که داره می گه اخ جون کیر تو تا ته بکن توش جرم بده که دیگه احساس کردم داره ابم میاد کیرم سریع در اوردم گذاشتم تو کسش بعد از چند تا تلمبه زدن ابم تا ته ریختم تو کسش یه چند دقیقه ای همینطوری روش افتادم بعد حالمون جا اومدش یه لب اساسی از هم گرفتیم رفتیم حموم تو حموم انقدر دست به کیرم زد که دوباره راست شد بعد یه حال جانانه تو حمام کردید اومدیم بیرون یه چیزی خوردیم و کلی شوخی با هم کردیم دیگه از اون روز به بعد هفته ای یکی دوبار به هم سکس داشتیم الان هم که هنوزه با همیم مثل همون سکس اولی که با هم داشتیم بهم حال می ده اگه از داستانم خوشتان امد لطفا نظر بدید تا داستان های بعدیم روبراتون بنویسم.

2.427275
نمره شما: هیچ میانگین 2.4 (110 votes)

نظرات

دوستان لطفا کمتر نظرای کس شعر بزارین اون بالا نوشته داستان!!! داستان هم میتونه خیالی باشه هم واقعی حالا اینکه شما واقعی دوست داری مشکل شماهاست به نویسنده ربطی نداره در ثانی اجازه بدین چندتا داستان بد بنویسن که بعد راهشو یاد بیگرن لطفا خانومایی هم که میان نظر میدن یا می خوان انتفاد کنن از چیزی که دارن حرف بزنن