زن عموی باسن گنده

سلام.این داستانی رو که براتون میگم درباره سکس من با زن عمومه.من 29 سالمه از 18 سالگی تا حالا سکس داشتم تا حالاهم اینقدر سکس داشتم که حسابش دستم نیست چون من بدجوری شهوتیم.حتی یادمه که 13 سالم که بود به دختر همسایمون لا پایی میزدم.اما این سکسی که با زن عموم داشتم قکر نکنم دیگه تاآخر عمرم همچنین سکسیو داشته باشم. حالا میخوام اصل داستانو براتون بگم.

من وقتی بچه بودم خیلی فضول بودم خونه مونم قبل اینکه بفروشیم با خونه عموم یکی بود.اونا بالا بودن ما هم طبقه پایین.یه روز که فقط من خونه بودم دیدم زن عموم برگشت خونه چون خونه ما هم تا شب خالی بود یه دوست زن داشتم که بیوه بود.یه زن تپل بود با سینه های خیلی بزرگ که فقط به خاطر سینه هاش باهاش دوست شدم آخه یه کم زشت بودقرار بود که بیاد خونمون بکنمش ولی چون زن عموم برگشت خونه حالم گرفتو زنگ زذم بهش که نیا چون نمیتونم بکنمت.تا حالا هم هیچوقت به زن عموم به چشوم شهوت نگا نکرده بودم.هیچی بعد اینکه قرارمو کنسل کردم نشستم جلو کامپیوترمو گیم بازی میکردم که دیدم زن عموم صدام میکنه رفتم تو راه پله گفتم بله گفت رامین جان یه لحظه بیا یه کبوتر اومده تو حموم بیا بندازش بیرون منم رفتم با هزار بدبختی کبوتررو گرقتمو از نور گیر حموم انداختمش بیرونو اومدم پایین.

اونجا بود که فضولیم گل کردو فهمیدم که زن عموم میخواد دوش بگیره منم رفتم بالا پشت بوم که از تو نورگیر واسه یه بارم که شده هیکل زن عمومو ببینم.تا یادم نرفته اینو هم بگم که کون بزرگ زن عموم تو فامیل مشهور بودخودششم چون اینو میدونست همیشه با دامن گشاد میگشت.بگذریم منکه رفتم ببینم هیکل زن عموم چطوره همین که گوشه نور گیرو باز کردم 3 ثانیه هم نشد که کیرم راست شد.واااااای تا حالا تو عمرم کون به این بزرگی ندیده بودم خیلی بزرگ بود.منکه تاحالا به چشم شهوت به زن عموم نگا نکرده بودم بدجوری حشری شده بودم.همین که زن عموم خودشو میشست به کلم زد که به یه بهونه ای برم دم در حمومم.رفتمو در زدم بعد زن عموم از پشت در گفت کیه گقتم زن عمو رامینم شماره موبایل عمو رو میخوام واسه یکی از دوستام.آخه عموم درس خصوصی میداد .زن عموم که گوشه درو باز داشت شماره رو بهم میداد که یهو چشمم افتاد به نوک سینش واای کیرم داشت میترکید .به شوخی بهش گفتم ماساژور نمیخوای گفت یه دونه برقیشو دارم خیلی حاضر جواب بود منم که بدجوری از رو رفتم اومدم پایین.

یه دقیقم نشد که دوباره صدام کردو گفت رامین یه چیزی بهت میگم فقط مثل راز بین منو تو بمونه گفتم باشه.یهو گفت دوست داری کون بکنی منم که بدجوری دسپاچه شده بودم گفتم نه.یهو گقنش غلط میکنی دستمو گرفتو بردمم تو حموم انگار دارم خواب میبینم هیچوقت فکرشو نمیکردم با زن عموم سکس داشته باشم .منو محکم گرفت تو بغلشو ازم لب گرفت .منم چون دیگه باور کرده بودم کهخواب نمیبینم شروع به لب گرفتن ازش .بعد شلوارمو کشید پایینو به قول خودش واسه اولین بار شروع کرد به ساک زدن.منم چون هنوز روم باز نشده بود مثل مجسمه وایساده بودم بعد چند دقیقه ساک زدن منم شروع کردم به حال کردن باهاش.وااای چه کسو کونی داشت این زن عموم اول یهکم دستمو بردم تو کسش که یه اهی گفتو خوابیدو پاهاشو واسم باز کرد منم تو سکس خیلی حرفه اییم .شروع کردم به خوردن کس توپولش میمکیدمو میلیسیدمش بدجوری حشری شده بودبعد 20 دقیقه کس خوردن گفت منو بکن.منم کیر درازمو تا ته بردم تو کسش .کسش یه کم گشاد بود ولی خیلی آبدار بود.نزدیک 10 دقیقه ای که کسشو کردم گفتم دوست داری کونتو بکنم.اولش ترسیدو گفت درد داره آخه.گفتم نه اولش درد داره بعد عادت میکنی.گفتش باشه برگشتو کونشو رو به من کرد کهای وااااای چه کون بزرگی.با یه سوراخ کون قرمزو تنگ کیرمو با آب کسشو آب دهنم خیس کردمو بردم تو کونش .وااای چه کونی .نزدیک 20 تا 30 دقیقه هم کونشو کردم .چقدر کونش نرم بود من بدجوری وحشی شده بودم با تموم زوری که داشتم کیرمو میبردم تو کونش اونم فقط آخو اوخ میکرد .اولین باری بود که کون میداد خیلیم خوشش اومد.بعد این چند دقیقه آبم اومدو ریختم تو کونش.از اون روز به بعد که 2 سالی ازش میگذره هفته ای 3 تا 4 بار میکنمش. اینقدر تو این دو سال کونشو کردم که سوراخ کونش اندازه یه استکان بازه .خلاصه منی که اینهمه سکس داشتمو دوست دخترو از این حرفا همشونو ول کردمو 2 ساله که فقط با زن عموم سکس دارم تازه نزدیک 5 شیش ماهیه که آب کیرمم میخوره. من خیلی خوش شانسم که هوچین زن عمویی گیرم اومده .عاشق کون کردنشو آب کیر خوردنشم.زن عمو دمت گرم.

نوشته: رامین

3.14
نمره شما: هیچ :میانگین 3.1 (100 رأی )

13 نظر

نظر من هم اینه که برو نظر

نوشته anna-hastam در 1. May 2011 - 7:28

نظر من هم اینه که برو نظر mr.ok رو یه بار دیگه مطالعه کن Smile) Big Grin

جناب رامین خان 29 سالشه و از

نوشته باران نفس در 1. May 2011 - 8:15

جناب رامین خان 29 سالشه و از 18 سالگی شروع کرده به سکس !!!! عجبببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
پس چرا نوشتی 13 سالگی لاپایی کردی ؟!!!!!!!!!!! عجبببببببببببب
(من وقتی بچه بودم خیلی فضول بودم خونه مونم قبل اینکه بفروشیم با خونه عموم یکی بود ) جالب شد هههههههههههههههههههه Rolling On The Floor وقتی بچه بوده : (یه دوست زن داشتم که بیوه بود) ههههههههههههههههههههههههههههههههههه Rolling On The Floor
کلا من موندم تو این سنو سالت ههههههههههه Rolling On The Floor
اخه مگه زورت کردن داستان بنویسی احتمالا 1 سالت بوده حامله نبودی ؟ Rolling On The Floor
این جاست که میگن دروغ گو کم حافظه میشه Rolling On The Floor

چرا کس شعر میگی مگه نگفتی

نوشته ساينا جون (تعیین نشده) در 1. May 2011 - 9:00

چرا کس شعر میگی مگه نگفتی اومده گفته دوس داری کون بکنی توام گفتی نه ؟؟!! حالا چی شد وفتی گفتی میذاری از کون بکنمت گفت نه درد داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخر داستانتم نخوندم چون دیگه اعصابم اول صبحی خورد میشد - آخه احمق نفهم اصلا باور نمیکنم داستانتو چون تخیلات مغز کیریت بوده نشون دادی که شدیدا تو کف زن عموت هستی -

یه سوال فنی؟ این زن عمویی که

نوشته saman39. در 1. May 2011 - 11:07

یه سوال فنی؟
این زن عمویی که یهو تو رو کشید تو و بهت گفت بیا از کون بکن چرا بعدش ترسید از کون بده و گفت تا حالا از کون نداده بوده؟؟؟؟؟

آخه کیرم تو مغز خودت و کون زن عموت ، یه کم کمتر خیال پردازی کن. راستی دستت رو از تو شلوارت بکش بیرون. داغون کردی اون دودول کوچولوتو از بس به یاد زن عموت جق زدی

زن عمو كونى...بيخود نبوده

نوشته golden dodool (تعیین نشده) در 1. May 2011 - 12:46

زن عمو كونى...بيخود نبوده كونش گنده بوده .همه فاميلاتون طعمش رو چشيده بودن.

1.میگیما مگه اون موقع ماساژور

نوشته love_stereo (تعیین نشده) در 1. May 2011 - 14:15

1.میگیما مگه اون موقع ماساژور برقی هم بوده؟
2.با هزار بدبختی اون کبوتر انداختی بیرون...خب اگه میرفتی سمتش پر میزد میرفت نه اینکه تو ...
3.تو توی اون سن و سال چه کمری داشتی که فقط نیم ساعت از کون میکردیش

ایول به این کمرت

be harki residim joz dari

نوشته hoomanjan در 1. May 2011 - 23:19

be harki residim joz dari vari nabood

kir to koneto to in

نوشته zaxscdvfbgnh در 2. May 2011 - 1:23

kir to koneto to in dastanet
asan kodom olaghi gofte biyay dastan benevisi ha bebgo ba bacheha biaeim bokonimesh koskesho

na khali bande khubi mishi

نوشته m2_bfn در 2. May 2011 - 13:18

na khali bande khubi mishi dadash na estedade dastan nevisi dari
say kon kam jagh bezani shayad fekret baz she

napor30di zan amo be kiya

نوشته aliyar1368 در 2. May 2011 - 19:49

napor30di zan amo be kiya dade?

گفتنی ها رو دوستان گفتن.

نوشته khorus در 4. May 2011 - 15:54

گفتنی ها رو دوستان گفتن. دستشون درد نکنه

قوه ى تخيل خوبى دارى، بار بعد

نوشته ariya moghaddam در 24. July 2011 - 18:52

قوه ى تخيل خوبى دارى، بار بعد كه دست به قلم شدى چندبار خودت داستان رو بخون مشكلات رو رفع كن، اينطورى هم توى نويسندگى قوى تر ميشى هم داستان هات به واقعيت نزديك ميشه.
اما اينكه نوشتى زن عمو، متاسفم، ميتونستى شخص ديگه اى توى داستانت وارد كنى كه از اقوامت نباشه، شايد بهتر باشه

جووووووووووون واسه زن عموت می

نوشته thick penis در 16. November 2011 - 18:50

جووووووووووون واسه زن عموت می خورم کس و کونشو
وامااااااااا خودت یه تریلی با کفی پر آجر تو کونت که انقد کس و شعر نوشتی یه بار دیگه می گم تا بشه دو تریلی
عکس کیرم تقدیم می کنم به زن عموت تو که کردیش بKiir_0.jpgاهاش تارف نداری نشونش بده