زن و خواهر دوستم

من امیر 29 سالمه با رضا ده ساله که دوستیم و خیلی صمیمی هستیم و همیشه با هم بودیم تا اینکه خیلی زود با یکی از دخترای خوشکل و خوش اندام فامیلشون ازدواج کرد و برای اولین بار که خانومش رو دیدم دهنم باز موند از این همه زیبایی تا اون موقع تو کف خواهرش بودم که خودش رو خیلی میگرفت چون واقعا خوشکل بودولی خانومش یه چیز دیگه بود با پوستی سفید و قدی حدود 175 و اندامی پر .
خلاصه رضا منو با خانومش آشنا کرد و از همون روز تو فکر کردنش افتادم که امید به ای موضوع نداشتم تا 8 ماه بعد از ازدواجشون یه شب که دوستم سر کار بود خانومش با من تماس گرفت و گفت یه مزاحم مدام میاد پشت آیفون به بهانه های مختلف اذیت میکنه و نمیخوام رضا بفهمه منم رفتم و حسابی او پسره رو ادب کردم و بعد زنگ خونشون رو زدم و گفتم ساناز خانوم خیالتون راحت ادبش کردم اونم تشکر کرد و ازم دعوت کرد برم بالا که من روم نشد و گفتم کار دارم و خداحافظی کردم و بعد از چند روزی متوجه شدم رضا با ساناز مشکل دارن که اینم از درد دلهای رضا فهمیدم.
یه روز رضا گفت برای یه کار اداری 2 روز میرم شهرستان و خواهرم نسترن رو میزارم پیش ساناز تا تنها نباشه و از من خواست بهشون سر بزنم و خداحافظی کرد و رفت . منم خوشحال بودم که میتونم حسابی چشم چرونی کنم.
عصر همون روز رفتم خونشون و زنگ زدمو نسترن با اون صدای شهوت انگیزش گفت: کیه منم گفتم امیرم نسترن خانوم سلام کردو گفت بیا بالا منم رفتم بالا و وقتی در ورودی خونشون باز شد دیدم نسترن با یه شلوار جین و تکپوش خوشکل اومد جلوی من و گفت آقا امیر خیلی خوش اومدین و تعارف کرد و رفتم نشستم و چشمام تو کار کون تپل نسترن بود که ناخاسته دستمو بردم سراغ کیرم و مالیدمش که یکباره فهمیدم که ساناز از توی اتاق روبرو منو دید انگار دنیا رو سرم خراب شده باشه سرم رو انداختم پایین .
نسترن برگشت و یه لیوان شربت گذاشت جلوی منو نشست و چند دقیقه بعد ساناز اومدو گفت سلام آقا امیر و نشست کنار نسترن و من از خجالت سرم پایین بودو گفتم اگه کاری ندارید من رفع زحمت کنم؟ ساناز یه کاغذ داد دستمو گفت آقا امیر لطفا اینارو از بازار بخرید و منم از خجالت لیستو گرفتمو زدم بیرون از کوچه که رفتم بیرون ساناز تماس گرفت و گفت آقا امیر من چیزی که دیدم درک میکنم دوستش داری ؟ گفتم کی رو ؟ گفت نسترن رو گفتم آره گفت حرکتت سکسی بود نه عاشقانه و من بخاطر محبت اون شبت برات جورش میکنم گفتم نسترن قبول نمیکنه گفت اون خیلی سکسی تر از این حرفهاست فقط موقعیتش رو نداشته زود برگرد منتظرم . منم که باورم نمیشد خیلی سریع خرید کردمو برگشتم زنگ که زدم در باز شد رفتم بالا و ساناز اومدو با خنده گفت بیا تو همه چی جور شد منم که تو این مدت با ساناز راحت شده بودم گفتم چیکار کردی گفت برو تو اتاق خوابمون خودت ببین.
وقتی وارد اتاق خواب شدم نسترن زیر پتو روی تخت بود گفت بیا تو درو ببند درو بستم بعد سرش رو اورد بیرون و گفت لباست رو در بیار بیا زیر پتو منم شوک زده از اینکه داشتم به آرزوی چندساله خودم میرسیدم سریع لخت شدمو با شورت رفتم زیر پتو و بهش چسبیدم
بدنش اونقدر گرمو نرم بود که کیرم داشت میترکید نسترن گفت بکن خوبی هستی؟ گفتم امتحانش مجانی و لباش رو کردم تو دهنم و وحشیانه مک زدم و سینه های خوش فرمش رو میمالیدم اینقدر حشری شدیم که پیراهنش رو پاره کردیم و شلوارش رو در اوردمو از روی شورت صورتیش کسش رو گاز گرفتم که صداش بلند شدآآآآآآآآه ه ه ه ه ه کسم . بعد سریع شورتش رو در اوردم چند لحظه مبحوت کس خوش فرمو رونهای تپل سفیدش شدم که نسترن گفت چرا منو تو کف میذاری بیا بکن گفتم اول میخورمش تا خوب خیس بشه رفتم و شرو کردم به خوردن کسش چه طعم خوبی داشت و صدای نسترن که میگفت بخورررررررررررش لیسشششش بزن منو حسابی حشری کردو سریع شورتم رو در اوردمو گفتم بخورش مثله جنده ها بخورش اونم کیرمو که دید گفت این کیر آدمه یا کیر خره ؟ گفتم بخورش جنده . شروع کرد به خوردن چه حالی میداد داشتم لذت میبردم که در باز شدو ساناز که تا اون موقع از سوراخ در ما رو دید میزدو به خودش ور میرفت اومد تو گفت چه کیر بزرگی تو کفش دارم میسوزم و لخت شدو کنار نسترن زانو زدو با هم ساک میزدن منم آه بلندی کشیدمو گفتم از کی شرو کنم ساناز گفت منو که زنم اول بکن و رفت یه اسپری تاخیری اورد و تا بیست دقیقه با نسترن حال میکردنو منو گذاشتن تو کف کیرم داشت درد میگرفت به طرف ساناز حمله ور شدم و خوابوندمش روی تخت کیرمو گذاشتم تو دهن نسترن گفتم خیسش کن میخوام کس ساناز رو جر بدم خیسش کردو سرش رو گذاشتم دم کسش ساناز گفت منو رضا با هم کم سکس میکنیم کسم هنوز تنگه یواش بذار ولی من که حسابی وحشی شده بودم با فشار کردمش تو کسش نفس سانازچند ثانیه بند اومد و جیغ کشید جر خورررررررررررررررررررررررررررررررررررررردم گفتم بخور این اتش چند ماهه و شروع کردم به تلمبه زدن نسترن هم سینه های ساناز رو میخورد و ساناز با صدای بلند میگفت بکن بکن بکن این یعنی کردن آقا رضا نه کردن تو برش گردوندم به زانوش کردمو دوباره گاییدمش و با دستام میزدم روی کونش و حسابی قرمزش کردم و لرزه های کونش منو دیونه تر میکرد تازه داشتم حال میکردم که ساناز یه تکون محکمی خوردو فهمیدم ارضا شده و بلند شدو گفت میخوام امشب نسترن مزه کس دادن رو بفهمه نسترن با خجالت گفت اگه پاره بشم بدون پرده چیکار کنم؟ گفتم خودم میبرمت پیش یه دکتر یه نو برات میندازم اونم سریع خوابید گفت بکن که مردم از بس که کیرت رو تو کس ساناز دیدمو حسرت خوردم ساناز اول کس نسترن رو خیس کرد و گفت بکن آقا امیر منم آروم فشار دادم توش قبل از اینکه بخوام فشار بیشتری وارد کنم خون از کسش سرازیر شدو ساناز با صدای بلند گفت مبارکه جر خوردی و در گوش من گفت بکنش همونطوری که منو کردی منم محکم فشارش دادم تو کس نسترن چشمتون روز بد نبینه چنان جیغی کشید که ساناز رنگش رو باخت و گفت جنده آروم همه میفهمن مگه خودت نگفتی جرت بده؟ نسترن گفت بکن محکم بکن میخوام ساناز کم بیاره منم شروع کردم به تلمبه زدن اینقدر تنگ بود گه کیرم به زور میرفت تو کسش اینقدر تلمبه زدم تا حسابی گشاد شد بعد ساناز به زانو شد و گفت از کونم غافل نشو که زمان مجردیم بچه های محله حسابی از خجالتم در اومدن منم از کس نسترن کشیدم بیرونو کردم تو کون ساناز اونم با صدای بلندگفت وااااااااااااااااااااااااااااییییییییییییییییییییییی جر خوردم میسوزه ولی حال میده نسترن که حسابی حشری بود منو پرت کرد رو تخت و نشست رو کیرمو شروع کرد به بالا پایین شدن که بعد از چند لحظه احساس کردم آبش داره میاد و با یه فریاد ااااااااااااووووووووووووووووفففففففففففففففففف ارضا شد و ولو شد رو تخت من رفتم سراغ ساناز و دوباره کردم تو کسش و شروع کردم به تلمبه زدن اینقدر ادامه دادم که ساناز داد میزد کسم داره میسوزه درش بیار منم ادامه میدادم تا اینکه نسترن گفت بیا این ساناز بی عرضه ست منو بکن من اون موقع مغزم کار نمیداد کیرمو از تو کس ساناز در اوردمو سریع کردمش تو کس نسترن ساناز که کسش حسابی درد گرفته بود با فریاد بالای سرم میگفت بکنش جرش بده جرش بده تو همین حال آبم داشت میومد که ساناز فهمیدو قبل از اینکه کیرمو از کس نسترن بکشم بیرون از پشت خودشو انداخت روی منو آبم کامل ریخت توی کس نسترن بعد همونطر خوابیدم روش وقتی کیرمو از کسش کشیدم بیرون کلی آب کیرم از کسش زد بیرون ساناز خندید و گفت نسترن همین روزهاست که شکمت بیاد جلو گفتم آبرو ریزی میشه و این تقصیر تو شد نسترن گریه کنان رفتو دو تا قرص خوردو برگشت گفت اگه باردار بشم چیکار کنم ؟ ساناز گفت آقا امیر حلش میکنه و رفت بیرون به ساناز گفتم نگران نباش میریم پیش یه دکتر که آشنای ماست و موضوع رو بهش میگم. یه مدت بعد از اون روز نسترن تماس گرفت و گفت جواب آزمایشش منفیه و خوشحال بود.
تا الان که سه سال میگذره مرتب ساناز رو میکنم هم تنها هم با دوستام آخرین بار هم 3 شب پیش بود اون حسابی جنده شده و رضا هنوز همونطور مثل خر نفهمیده نسترن رو هم یک ساله پیش بردم پیش دکتر و براش پرده گذاشت الان هم عقد کرده با پسر عموش و حسابی خودش رو میگیره.
این داستان من بود خوشحالم که نوشتمش.

نوشته:‌ امیر

3.07778
نمره شما: هیچ :میانگین 3.1 (90 رأی )

40 نظر

کیرم تو کون مادرت

نوشته شومبول طلا در 8. خرداد 1390 - 9:12

کیرم تو کون مادرت باداستانت
آخه مادر به خطا یه چیزی بنویس که ملت باور کنن
شایدهم واقعی بود وبرعکسش اتفاق افتاده

داستانتو نمی خونم که کونت

نوشته ساینا جون4 در 8. خرداد 1390 - 9:13

داستانتو نمی خونم که کونت بسوزه چون اسمش خیلی کیریه آخه احمق نفهم آدم به دوست صمیمیش خیانت میکنه اونم هم با زنش هم با خواهرش کس کش

منم با نظر شومبول طلا و

نوشته 0007 در 8. خرداد 1390 - 9:20

منم با نظر شومبول طلا و سایناز جون4 موافقم کثافت .عوضی.آشغال به تو نباید گفت دوست باید اسمتو بزاری نامرد

خوب بود هرچند کس وشعر بود ولی

نوشته pymanparsa در 8. خرداد 1390 - 9:22

خوب بود هرچند کس وشعر بود
ولی داستانت حشریت بالایی داشت

کس شعری بیش نبود آخه آدم

نوشته msexi در 8. خرداد 1390 - 9:23

کس شعری بیش نبود
آخه آدم انقدر خیانتکار!!!

با نظر ساينا جون موافقم

نوشته kos-kon در 8. خرداد 1390 - 10:44

با نظر ساينا جون موافقم

0007 عزیزم ممنون از لطفت ولی

نوشته ساینا جون4 در 8. خرداد 1390 - 10:58

0007 عزیزم ممنون از لطفت ولی اگه اسممو درست بگی ممنون میشم من ساینا هستم

چقدر طول كشيده تا تونستي اين

نوشته حسام مارمولك در 8. خرداد 1390 - 11:27

چقدر طول كشيده تا تونستي اين تخيلات به بافي ولي تو رويا خوب واسه خودت هال كردي

خوب خوب یه زن دیگه با 175 قد

نوشته khoodka در 8. خرداد 1390 - 12:28

خوب خوب یه زن دیگه با 175 قد و پوست سفید.. چه قدر زنای ایرانی بلند شدن Smile)
دوستت از تو خواست به خواهرشو زنش سر بزنی؟؟ نه بابا! اونوقت اگه انقدر روشن فکره چرا زنش میترسید راجب مزاحم بش بگه؟
توام همون روز رفتی چون علم غیب داشتی میدونستی خانواده دوستت همشون جندن! خواهر و زن و ننه و... از بس هم که خوبی میدونستی بت پا میدن!.. یه دفه تا دوستت رفت مسافرت زنش فهمید خرید داره از قبل لیست آماده کرده بود واست بری از بازار بگیری ارواح ننت!
خواهر دوستتم1..2..3..مخش خوردو حاضر شد به خاطرگل روی زنداداشش بت بده!!
ازگل! بد زن دوستتم اومد شروع کرد به دادن و خواهردوستتم دختر بودو_نسترن با خجالت گفت اگه پاره بشم بدون پرده چیکار کنم؟_ توام گفتی پردشو میدوزی اونم ازبس خجالتی بود سه سوت بت دادو خون پاشید بیرون رو درو دیوار...بد زن دوستت که یه دفه تبدیل شده بود به پاملا اندرسون__ به زانو شد و گفت از کونم غافل نشو که زمان مجردیم بچه های محله حسابی از خجالتم در اومدن__ بد 7ساعت آبت اومد ریختی توشو.................همچنان داری میکنیش و جدیدا هم با دوستات میکنی!!

این بود ماجرای تو و دوستت که بکش زن و خواهرش بود!

دیوث!.... خودت اینارو باور میکنی؟؟؟؟ فحش دیگه حرومت نمیکنم

قابل توجه همه بچه هلی

نوشته amirkhan22 در 8. خرداد 1390 - 12:44

قابل توجه همه بچه هلی باحال:
زن و خواهر و مادر خودش رو کردن و اینم دیده. می دونین هم که کی کردتشون دیگه؟ آره درست حدس زدین، همون دوستش که خیلی مرده. دمش گرم. تو دلت عقده شده نه؟؟؟ مهم نیست آقا جون، تو هم یه جنده زاده ی دیگه. دنیا مثل تو زیاد داره، فقط بدیش اینه که دنبال بابات نمی تونی بگردی!!!! شاید بابات یکی از همین بجه ها باشن. اما یع لطفی در حقت می کنیم. اجازه می دیم که به هممون بگی بابا!!!!
چیه پسرم!!!! ....

این داستان من بود خوشحالم که

نوشته yashasin.ardabil در 8. خرداد 1390 - 12:49

این داستان من بود خوشحالم که نوشتمش.
--------
ميخ آهني نرود در سنگ
بچه ها اين بنده خدا خوشحال و خندان داستان نوشته
چرا خنده هاشو حرومش ميكنيد
خودش حروميه
لااقل خنده هاشو حرومش نكنيد

سلام دوستان . من فکر می کنم

نوشته moeinnnn69 در 8. خرداد 1390 - 13:44

سلام دوستان .
من فکر می کنم این داستانها رو یک نفر می نویسه اگه به طرز نوشتنش دقت کنید متوجه می شید : واسه نمونه بگم تو همه داستانها کلمه ی شروع را شرو می نویسن و به هر حال تو نثر کوچه بازاری هو کلمه شروع به صورت کامل میاد . با تشکر

آخه کون تاقار یه چیزی بگو که

نوشته mehrdad.2663 در 8. خرداد 1390 - 14:15

آخه کون تاقار یه چیزی بگو که بگنجه
طرف اگه جنده رسمی هم باشه نمیاد اینجوری بده
بچه ها هم که خوب ریدن بهت من دیگه چیزی بارت نمیکنم

ریدم تو مغزت میشه بگی آخرین

نوشته amirshah در 8. خرداد 1390 - 14:47

ریدم تو مغزت
میشه بگی آخرین بار پرده متری چند خریدی کون کلفت مگه پرده نو و دست دوم هم داره

خوب دیگه,حتما بعدشم اومدی

نوشته negahban در 8. خرداد 1390 - 17:02

خوب دیگه,حتما بعدشم اومدی بیرون از خونه که اون یکی همسایشون گفت بیا منم بکن اونم کردیو در حالی که دیگه نای راه رفتن نداشتی یه ماشین وایستاد جلوت گفت بپر بریم سرع خونه ما منم بکن
ما هم آره...

خوب دیگه چی شد من میگم تو بگو

نوشته negahban در 8. خرداد 1390 - 17:25

خوب دیگه چی شد من میگم تو بگو درسته یا نه؟
تو از خونه اومدی بیرون همسایشون گفت من حرکتتو دیدم باید منم بکنی اونم کردیو در حالی که حتی نای راه رفتن نداشتی یه ماشین وایستاد جلوت گفت ترو خدا منو بکن...

کس کش نارفیق خاين...

نوشته giveme_2011 در 8. خرداد 1390 - 17:31

کس کش نارفیق خاين...

آخه کیری جرا اینقدر گه زیادی

نوشته mahan6005 در 8. خرداد 1390 - 18:05

آخه کیری جرا اینقدر گه زیادی خوردی این جه داستانی آشغال معلومه که دروغه مگه مردم بیکارن داستانهای صد تا یه غاز تو رو بخونن شایدم این داستان مامانت واست تعریف کرده

خالی بند اگه هالیود و پلی بوی

نوشته naseriarezo در 8. خرداد 1390 - 18:50

خالی بند اگه هالیود و پلی بوی بدونن تو کجا داستان سرایی میکنی حتما میدزدنت

بنده خدا فیلمای سکسی زیاد

نوشته hotboy2001 در 8. خرداد 1390 - 19:21

بنده خدا فیلمای سکسی زیاد دیده عقده ای شده
گیر ندین بهش

داستانم انقد آبکی

نوشته ajax_2807 در 8. خرداد 1390 - 20:03

داستانم انقد آبکی اخه
نامرررررررررررررررررررررد
تو رفیق نیستی

بيخي د کونت زور کنم با اي

نوشته Mamal-54 در 8. خرداد 1390 - 20:25

بيخي د کونت زور کنم با اي داستانت کوني بچه ئ خيال باف؟

خارکوسه جقی کیرم توی تخیلاتت

نوشته ya3r در 8. خرداد 1390 - 22:26

خارکوسه جقی کیرم توی تخیلاتت ننه هرزه،

سوتی..........بدنش اونقدر

نوشته سا قی در 8. خرداد 1390 - 22:42

سوتی..........بدنش اونقدر گرمو نرم بود که کیرم داشت میترکید نسترن گفت بکن خوبی هستی؟ گفتم امتحانش مجانی و لباش رو کردم تو دهنم و وحشیانه مک زدم و سینه های خوش فرمش رو میمالیدم اینقدر حشری شدیم که پیراهنش رو پاره کردیم و شلوارش رو در اوردمو ///با لباس بدنش گرم مو نرم بود

ديگه گفتني ها رو همه گفتن

نوشته jendebaz84 در 9. خرداد 1390 - 5:35

ديگه گفتني ها رو همه گفتن ديگه!!!! :دي
فقط كس ننه ي خالي بند و نامردت!!!!

بابا این یارو هر کی هست عمدا

نوشته amirx55 در 9. خرداد 1390 - 7:56

بابا این یارو هر کی هست عمدا داره این کس شعرا مینویسه میدونه جز فهش چیز دیگه ای گیرش نمیاد حالا چرا داره این کا رو میکنه الله اعلم www.teaner.com

ببین توکه راست میگی اما کس

نوشته M0ji در 9. خرداد 1390 - 16:21

ببین توکه راست میگی اما کس خواهر مادر آدم دروغگو را گاییدم

khoudka madaresho

نوشته I'm Virgin در 9. خرداد 1390 - 16:26

khoudka madaresho gaiidi.....................damet garrrrrrrrrrrrrrrm dadash

دیگه من چی بگم ، ؟؟؟!! بچه ها

نوشته moein_chetmaghz در 9. خرداد 1390 - 17:04

دیگه من چی بگم ، ؟؟؟!! بچه ها از خچالت مامانت در اومن و جرش دادن

راستی گفتی بهت گفتند این کیر

نوشته خاکشیر در 9. خرداد 1390 - 18:10

راستی گفتی بهت گفتند این کیر خره؟؟؟ میخواستی بگی من خود خرم!!!حیف که گفتند فحش ناموسی ندید ! !!!کیر تو کون نامردت نا رفیق!!!

آخه کیری کی کس ننت گذاشته

نوشته I'm Virgin در 9. خرداد 1390 - 20:38

آخه کیری کی کس ننت گذاشته وقتی بچه بودی که اومدی تو سایت خودتو خالی کنی.از مامانت بپرس می گه کیر کی شبیه کیر خره اون اطلاعات بیشتری داره کسکش چاقال.

كيرتوي دهنت آخه كسكش مگه كون

نوشته Mr f در 9. خرداد 1390 - 23:35

كيرتوي دهنت آخه كسكش مگه كون ننت بود كه همه گائيده بودنش كه اينقدر گشاد بود زودي كردي توش بچه سگ راستي جنده بودن خانمت رو تبريك عرض مي كنم

مرسی ساینا جون من تو داستانا

نوشته babakna در 17. خرداد 1390 - 5:09

مرسی ساینا جون من تو داستانا نظرات تو رو میخونم. همیشه عالی و به جا نظر میدی. کس لیسم نمیکنم قابل توجه بعضیا.

انقدر از کس این در اوردی کردی

نوشته play در 31. تير 1390 - 21:12

انقدر از کس این در اوردی کردی تو کون اون که گیج شدم دیگه نخوندم . بیخیال بابا بچه ها که حسابی از خجالتت در اومدن.
من به همه می گم به تو هم می گم بازم مرسی که یه داستانی گذاشتی که ملت بیان عقده هاشون و سرت خالی کنن و فحش بدن.

من فكر ميكنم آدم نميتونه

نوشته barbod-hashar در 5. مرداد 1390 - 11:00

من فكر ميكنم آدم نميتونه اينقدر نامرد باشه كه به دوستش خيانت كنه .ولي ما وقتي خوب فكر كنيم همه يك جورايي خيانت ميكنيم وقتي سكس ميكنيم.اول ب خودمون و شايد به همسرمون و فالميلمون(منظورم محارم نيستند)ولي ميكنيم.نميدونم من هميشه وقتي سكس ميكنم بعدش خيلي پشيموووون ميشم .وجدان درد دارم تا چند وقت ولي بعدش همون آش و همون كاسه. Angry

حتي اگه تخيلي هم بوده باشه

نوشته حميدرضان در 10. مرداد 1390 - 5:18

حتي اگه تخيلي هم بوده باشه فانتزي باحالي بود Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause Applause

اول : کیر خوش تراشم ( به گفته

نوشته mamal15yas در 10. مرداد 1390 - 23:03

اول : کیر خوش تراشم ( به گفته دوستان یاهو Big Grin ) تو کونت
دوم : کیرم تو تراوشات مغزیت
سوم : اگه داستن واقعیت داشته باشه خاک تو سرت چون ادم به دوست صمیمیش خیانت نمیکنه
چهارم : کس شعر محض بود
پنجم : کس شعر بود
ششم : کس شعر بود
هفتم : کس شعر بود
هشتم : کس شعر بود
نهم : ...
...
...
Big Grin
Big Grin
Big Grin
راستی شهوانی چه جمعای شختی میده ها یه ساعت باید با ماشین حساب حساب کنم Rolling On The Floor

سلام دوستان کسی عضو وبسایت

نوشته aarrss90 در 18. خرداد 1391 - 20:07

سلام دوستان
کسی عضو وبسایت بالاترین هست ؟
اگه کسی عضو هست یه دعوتنامه از سایت بالاترین برام بفرسته لطفا
ایمیل من : s.farzad70@yahoo.com

فقط میتونم بگم تو حتی لیاقت

نوشته parham_9069 در 27. مهر 1391 - 0:23

فقط میتونم بگم تو حتی لیاقت شنیدن این فحشهایی که بچه ها بهت دادن را هم نداری

فقط میتونم بگم تو حتی لیاقت

نوشته parham_9069 در 27. مهر 1391 - 0:23

فقط میتونم بگم تو حتی لیاقت شنیدن این فحشهایی که بچه ها بهت دادن را هم نداری