سارا و دکتر حشری

سلام به همه دوستان گل من . سارا هستم 33 ساله از تهران تنها زندگی می کنم . می خوام یکی از خاطره هام را براتون تعریف کنم .
هر وقت مریض می شدم ،می رفتم پیش یه دکتر چون طرف قرارداد شرکت ما بود و هزینه ها رو شرکت پرداخت می کرد و شرکت فقط با اون دکتر قرارداد داشت . من همیشه با دوستم می رفتم پیشش . راستش زیاد ازش خوشم نمیومد . همیشه موقع معاینه الکی گوشی رو می ذاشت رو گوشش و اون سردستگاهش رو می کرد تو لباسم و می ذاشت تو سوتینم و به بهانه های مختلف دستش رو می کشید رو سینه هام هی تکون می داد و با انگشتاش نوک ممه هامو می مالوند . یه روز دوستم نتونست بیاد و مجبور شدم تنها برم مطبش ، آخر وقت بود و من آخرین مریض. ساعت 8 شب بود حتی منشیه هم خداحافظی کرد و رفت . پیش دکتر نشستم و براش از بیماریم و حالم گفتم . دکتره هم نگاه کرد و با لبخند بهم گفت برو رو تخت بخواب تا معاینه ات کنم .
منم بلند شدم و رفتم و روی تخت خوابیدم . منتظر بودم ببینم چکار می کنه که اومد دست گذاشت رو شکمم و فشار داد .
د : درد داره ؟
س : آره کمی .
دستش رو آورد بالاتر و زیر سینه ام رو فشار داد .
د : درد داره ؟
س : آره کم .
اومد و رو سینه ام رو فشار داد .
د : درد داره ؟
س : نه .
د : برگرد و روی شکمت بخواب .
برگشتم و خوابیدم .
اومد رونام رو گرفت و فشار داد و آروم شروع کرد به ماساژ دادن منم سرم رو تخت فشار می دادم.
د : درد داره ؟
س : یه کمی .
د : ماهیچه هات قفل کرده . بدون تمرین و گرم کردن کار بدنی سنگین انجام دادی ؟
س : آره بد از چند سال یه دفعه رفتم کوه و رفتم اون بالا ها .
د : رون هات وعضلات بدنت باید یه کمی ماساژ داده بشه .
س : آقای دکتر من بدنم خیلی درد می کنه نمی تونم درست راه برم قرصی چیزی نداره که زودتر خوب بشم ؟ نمی تونم درست راه برم به خدا . باید زودتر خوب بشم کلی کار عقب افتاده دارم .
د : فعلا یه کمی ماساژت می دم تا حالت بهتر بشه و بتونی خودت را به خونه برسونی . یه پماد ساکی سیلات هم برات می نویسم که می گی برات روی جاهای که درد می کنه بمالند قرص پرمنگنات هم برای گرفتگی غضلاتت خوبه که می نویسم و باید روزی یکدونه بخوری .
مرسی آقای دکتر خدا خیرت بده .
دکتر شروع کرد به ماساژ دادن من
با نوك انگشتاش از زير موهام از بالاي گردن تا وسط كمر تا برسه به بالاي باسنم رو به آرومي و مهارت مي مالوند و گاهي هم فشار كوچيكي وارد مي كرد. و دوباره از پايين پهلوهام رو با كف دست تا برسه به كنارهاي سينه هام ماساژ مي داد.
دستهاشو و گذاشت رو باسنم از بالاي كونم تا پشت رونم رو ميمالوند و رگهاي پشت رونم رو فشار مي داد. بی اختیار بدنم شروع به لرزیدن کرد . سه سال بود که سکس نداشتم . لرزش بدنم كاملا مشخص بود هر چی تلاش کردم نتونستم پنهانش کنم تو دلم خالی می شد فکر کنم دکتره فهمیده بود . یواش یواش بدنم داغ شد گر گرفتم . دکتره هم که این حالت رو دید پر رو تر شد و شروع کرد منو بیشتر مالوندن . حالا ديگه كم كم دستهاي دکتر داشت قسمت داخلي پاهام رو لمس ميكرد . دستش می برد لای کونمو می مالید و از روی دامن با کونم ور می رفت بعدش آروم آروم دستش رو برد زیر دامنم و شروع کرد از روی شرت با لبه های کسم ور رفتن دیگه داشتم می مردم نمی تونستم خودم را کنترل کنم . دستم بردم و از روی شلوار مالوندم به کیرش . دکتر هم یه لبخند به من زد و شرتم را تا زانو کشید پایین و دستش رو به کسم رسوند و شروع کرد با چوچولم ور رفتن .
انگشتش رو خیس کرد و شروع کرد روش چرخوندن . میکرد تو کوسم و توی کوس عقب جلو می کرد و باهاش ور می رفت . با کف دستش از بغل سینه ام رو می مالوند و با اون دستش با کس کونم ور می رفت .
دیگه داشتم می مردم . رو ابرا بودم .
یه دفعه زیپ شلوارش باز کرد و کیرش رو دراورد و گرفت جلوی صورتم . من هم کیرش رو اول بو کردم بعدش سرش را بوسیدم یه لیس از خایه هاش تا سرش زدم بعدش شروع کردم به خوردن همشو می کردم تو دهنم و درمیاوردم . کیرش کلفت بود و به زور تو دهنم جا می شد یه دفعه دکتر صورتم رو گرفت و شروع کرد تو دهنم تلنبه زدن، چند بار تو دهنم تلنبه زد و دوباره کیرش رو دراورد و روی صورتم کشید . چند بار این کار تکرار کرد. بعدش دامنم رو با شرت از پام دراورد و پرت کرد روی میز کنار تخت ؛ بالا تنم رو هم لخت کرد و شروع کرد به مالوندن سینه و هی جون جون می کرد بدنم داغ شده توی کسم خیس شده بود یه اسپره لیدوکائین آورد و زد به کیرش . و به من گفت قنبل کن ؛
من هم قنبل کردم بعدش یه میله پلاستکی که سرش مثل کیر گرد بود از کشوی میز برداشت و شروع کرد باهاش با لبه های کسم ور رفتن و مالوندن با هر مالشی که می داد یه لرزشی به همه تنم می افتاد گر گرفته بودم .
بهش گفتم بکن توش ،
گفت خواهش کن ،
گفتم خواهش می کنم بکن توش دارم می میرم
شروع کرد میله رو توی کسم عقب جلو کردن سه چهار سانت تو کسم می کرد و در میاورد کسم خیس خیس شده بود . یه دفعه یه میله دیگه ورداشت روش ژل ریخت و درحالی که میله اول رو توی کسم می کرد شروع کرد میله ی دوم رو سوراخ کونم مالیدن ولی توش نمی کرد فقط درمالی می کرد . مورمورم میشد دیونه شده بودم رو فضا بودم یواش یواش شروع کرد میله دوم رو توی سوراخ کونم فرو کردن میله نازک بود و زیاد درد نداشت هرچی بیشتر میله دوم رو تو کونم فرو می کرد توی کسم هم تندر عقب و جلو می کرد دیگه داشتم پرواز می کردم .نمی تونستم جلوی صدام رو بگیرم شروع کردم به آخو اوخ کردن و جیغ کشیدن .التماس کردم که تورو خدا کیرت رو بده
گفت حالا حالا ها باهات کار دارم صبر کن تا لیدوکائین عمل کنه بهت میگم کسوی کوچولوی من .
اینقدر توی کس و کونم میله های پلاستیکی رو عقب و جلو کرد که ارضا شدم و کاملا شل . روی تخت افتادم و دراز کشیدم. بعدش رفت و کیرش رو شست و امد و به من گفت از تخت بیام پایین و جلوش زانو بزنم بعد سرم رو گرفت توی دستاش و کیرش را تا ته حلقم کرد و شروع کرد تو دهنم تلنبه زدن تا خایه می کرد تو دهنم و در میاورد داشتم خفه میشدم بهش گفتم اروم تر که کیرش چپوند تو دهنم و چند ثانیه با خشونت سرم رو رو به خودش فشار داد جوری که نفسم بند اومد بعدش ولم کرد کیرش رو دراورد و مثل شلاق می زد روی صورتم و دوباره می کرد تو دهنم چند بار این کار کرد بعدش بهم گفت برو روی تخت قنبل کن رفتم روی تخت .تخت پایه هایی داشت که مثل صندلی آرایشگاه با پدال بالا و پایین می رفت ارتفاع کس منو با کیرش تنظیم کرد بعد دوباره میله کلفت تره را برداشت و بهش ژل زد و شروع کرد دور کس منو مالوندن و با هام ور رفتن دوباره داغ شدم میله توی کسم می کرد و می چرخوندم با اون یکی دستش هم با چوچولم ور می رفت. دوباره به اخ و اوخ افتادم با کف دست به باسنم چک می زد و میله رو تو کسم عقب و جلو می کرد به التماس افتادم دلم کیر داغ می خواست میله سرد بود هوس از همه جام میزد بیرون شروع کردم التماس داد زدم کیرت رو بده گفت بگو سرورم خواهش می کنم منو بکن من هم گفتم سرور ،مهترم خواهش می کنم منو بکن دارم میمیرم یه لبخند فاتحانه زد ، به کیرش ژل زد و یه دفعه تا ته چپوند توی کسم یه کمی درد داشت ولی از خشونتش بدم نیومد سینه هام را از زیر گرفت و شروع کرد با شدت تلنبه زدن. تند تند تلنبه می زد و مثل یه گاو وحشی منو می کرد از اینکه منو با خشونت می کرد لذت می بردم توی دلم خالی و پر می شد ته دلم میلرزید با هر ضربه که می زد به اوج می رسیدم گاهی کمرم رو می گرفت و گاهی شونه هامو و محکم کیرشو توی کسم می کرد داشتم می مردم از لذت کسم خیس خیس شده بود داد می زدم محکم تر پارررررم کن ، جررررررررررم بده ، تا ته بکنننننننننن ، تو رو خدا بزن بزن بزن .
کیرشو از کوسم کشید بیرون و بهم گفت رو کمر بخواب
من هم خوابیدم
پاهام را روی شونه هاش گذاشت و دوباره شروع کرد توی کسم تلنبه زدن
گفت پاهات رو با دست بالا نگه دار
در حال تلنبه زدن میله نازک رو برداشت و دوباره شروع کرد رو سوراخ کونم مالیدن و بدش هم کرد توی کونم و شروع کرد به چرخوندن میه پلاستیکی توی کونم .
س : چیکار می خواهی بکنی ؟
د : می خواهم کونت را آماده کنم .
س : دردم می گیره کیرت خیلی کلفته
د : نترس کارم رو بلدم
میله باریک را برداشت و میله کلفت تر را آروم آروم فرو کرد تو
کونم یه کمی درد اومد ولی تحمل می کردم هم زمان توی کسم می کرد و میله توی کونم عقب و جلو می کرد دستام خسته شده بود .
کیرش رو از توی کسم دراورد یه کمی بهش ژل زد و سرش رو گذاشت لای کونم
س : تورو خدا یواش
د : هیششش .
کیرش رو اروم اروم فرو کرد توی کونم اولش یکم دردم اومد چشمام رو بستم یه دفعه برخورد تخماش رو با پایین کونم حس کردم باورم نمی شد کیرش توی کونم رفته باشه یه دو دقیقه همین جوری توی کونم ثابت نگه داشته بود و با چوچولم ور می رفت .
یه دفعه شروع کرد به تلنبه زدن ، اول اروم اروم می زد . بعد چند دقیقه شرو کرد به محکم تلنبه زدن تا کلاهک کیرش می کشید بیرون و تا خایه می کرد تو عمقی تلنبه می زد اولش سختم بود بعدش عادی شد برام
توی دلم پر و خالی می شد تمام بدنم عرق کرده بود دکتر هم نفس نفس می زد دوطرفه باسنم رو گرفته بود وکیرشو رو با تمام قدرت تا ته می چپوند توی کونم . دیگه کونم کاملاً پذیرای کیر دکتر شده بود .
دکتر یه دونه آینه دکتری روی پیشونیش زد و به من گفت نگاه جنده کوچولو خودت رو در حال کون دادن ببین . صورتت رو ببین . داری کون میدی تو کونی منی دارم میدم تو روده هات
خوشت میاد ؟ ببین داری چطوری کون میدی کوچولو .
حرفاش تحریکم می کرد داشتم لذت می بردم یواش یواش داشتم به ارگاسم می رسیدم ؛ که دکتر گفت بلند شو قنبل کن و کیرش رو از کونم کشید بیرون . قنبل کردم و دوباره شروع کرد توی کونم تلنبه زدن و از پشت موهامو پیچید درو دستش و می کشید . بهم می گفت تو اسب منی اینم یال که دارم می کشم دردم گرفته بود ولی یه جورایی خوشم هم می یومد . بهم می گفت بگو دارم کون می دم بهت ارباب من هم می گفتم ارباب دارم بهت کون می دم و اون هم می خندید و محکتر می کرد . یه دفه کیرش رو از کونم کشید بیرون و گفت ببین چه غاری درست کردم بعدش با موبیلش از سوراخم که باز شده بود عکس گرفت و اورد جلوی صورتم و گفت ببین جنده چطوری گشادت کردم و دورباره شروع کرد توی کونم تلنبه زدن هی محکم تر و محکمتر می زد من یواش یواش داشتم می یومدم کیرش مثل تنه درخت سفت شده بود 5 دقیقه دیگه منو گایید داشتم ارضا می شدم شروع کردم به داد زدن همه ی بدنم می لرزید داشت از همه جام عرق می زد بیرون اونم از تکان های بدنم و صدام فهمید که من دارم میام محکمتر تلنبه زد تا اومدم داشتم از حال می رفتم گفتم تورو خدا آبت رو بیار دارم جر می خورم دیگه
گفت هیششش من تصمیم می گیرم آبم کی بیاد و کجا و یه دو سه دقیقه دیگه منو محکم از کون گایید و بعدش کیرش را دراورد و اومد جلوی دهن من و کیرش رو محکم کرد تو دهنم و گوشام رو از دو طرف گرفت و توی دهنم چند تا تلنبه زد و دستش انداخت پشت سرم و کیرش رو محکم توی دهنم فشار داد جوری که خایه هاش چسبید به لب پایینم و آبش رو با فشار ریخت تو دهنم و چندین ثانیه نگه داشت و گفت باید همش رو بخوری کسو خانوم .
مجبور شدم همش رو قورت بدم . یه کمی ترش مزه بود . بدش روی تخت ولو شد و منو هم کشید روی خودش . توی بغلش منو نوازش کرد و گفت ببخشید اگه اذیتت کردم . من توی سکس وحشی می شم دست خودم نیست کلی بوسم کرد و همه جای بدنم رو دست کشید و ازم تشکر کرد . یه نیم ساعتی هم کنار هم خوابیدیم . بیدار که شدیم دیدم ساعت 9:55 دقیقه هست . گفتم من دیرم شده باید برم . دکتر گفت نترس خودم می رسونمت . با کمک دکتر لباسم رو پوشیدم .
دکتر یه چشمک زد و گفت بدن دردت بهتر شد ؟
من هم با خنده گفتم آره بدن دردم خوب شد اما کون درد گرفتم .
دکتر اون شب منو تا خونه رسوند و این سکس شد سر آغاز آشنایی من با دکتر که اگر خواستین توی پست های بعدی براتون سکس های داغه داغمون رو می نویسم .
از شنیدن نظرات شما دوستان گلم خوشحال می شم . ( بخصوص اون دوستایی که دشنام می دند کمتر از چهار تا نباشه لطفا" ) .

نوشته: چکاوک

3.31579
نمره شما: هیچ :میانگین 3.3 (19 رأی )

35 نظر

chi begam ke chizi nagam

نوشته m_a_n_i در 17. December 2011 - 5:27

chi begam ke chizi nagam behtare

جونننننن عالی نوشتی ... سکس

نوشته marjaneh jendeh در 17. December 2011 - 7:20

جونننننن عالی نوشتی ... سکس با دکتر مخصوصا دکتر زنان روی صندلی مخصوص حالی داره..

خوب بود خانومى. اگه دوست

نوشته Vahiedsexy در 17. December 2011 - 8:03

خوب بود خانومى. اگه دوست داشتى يه حالى هم به ما بده. من از دكتره حرفه اى تر مى كنمت.

خانم فكر مي كنم زياد فيلم مي

نوشته AMIR PEDRAM در 17. December 2011 - 13:23

خانم فكر مي كنم زياد فيلم مي بيني .من يه همچين چيزي رو ديده بودم.ولي اگه دوست داري اينجوري گاييده بشي در خدمتمid.ahoora@yahoo.com
درضمن من بي ادبي نمكينم چون درخواستيه به روي چشم:
1_كيرم تا ته توكست درحالتي كه جفت سينه هات تو دستمه وبعد2_كيرم تو كونت به صورت گربه اي و3_خايه هامو بخورو 4_ابم رو لبهات
ببخشيد هالشو ببريد

حالا بالاخره ما نفهميديم از

نوشته Dada saeed در 17. December 2011 - 15:25

حالا بالاخره ما نفهميديم از بوقوع پيوستن اين ماجرا خوشحالى يا ناراحت؟
و همچنين از لقب هايي كه دكتره بهت ميداد؟
البته يه خوشحالى برات باقى ميمونه و اونم اينه كه ديگه ويزيت دكتر نميدى!
نه؟ /دى

حالا بالاخره ما نفهميديم از

نوشته Dada saeed در 17. December 2011 - 15:28

حالا بالاخره ما نفهميديم از بوقوع پيوستن اين ماجرا خوشحالى يا ناراحت؟
و همچنين از لقب هايي كه دكتره بهت ميداد؟
البته يه خوشحالى برات باقى ميمونه و اونم اينه كه ديگه ويزيت دكتر نميدى!
نه؟ /دى

حالا بالاخره ما نفهميديم از

نوشته Dada saeed در 17. December 2011 - 15:30

حالا بالاخره ما نفهميديم از بوقوع پيوستن اين ماجرا خوشحالى يا ناراحت؟
و همچنين از لقب هايي كه دكتره بهت ميداد؟
البته يه خوشحالى برات باقى ميمونه و اونم اينه كه ديگه ويزيت دكتر نميدى!
نه؟ /دى

آدمين جان ترا خدا قفلم نكنى

نوشته Dada saeed در 17. December 2011 - 15:38

آدمين جان ترا خدا قفلم نكنى اين كه ميبينى كامنت من ٣ بار اومده بخاطر اينه كه هر بار كامنت را ميفرستم سايت هشدار نادرستى فيلد را ميده و خوب آدم فكر ميكنه كامنت نرسيده و دوباره ميفرسته خواهشمندم ايراد را برطرف فرماييد

کاری به راست یا دروغش ندارم

نوشته kosinoos در 17. December 2011 - 15:57

کاری به راست یا دروغش ندارم من که خوشم اومد جالب بود. بازم بده و بنویس.

ایول جالب بود سارا خانوم

نوشته mohamadreza 20 در 17. December 2011 - 16:26

ایول جالب بود سارا خانوم

خیلی باحال بود ایول

نوشته porya mamani در 17. December 2011 - 16:27

خیلی باحال بود ایول چکاوک.بازم بنویس.
چون خودت گفتی منم فحش میدم که حال کنی چون فک میکنم توهم مثل من دوست داری تو سکس فحش بشنوی
کیرم تو کست جنده کوچولو.کونی.بیا آبمو تا ته بخور جنده

خوب نوشته بودی ولی کس نوشته

نوشته SHAAPOUR در 19. December 2011 - 21:19

خوب نوشته بودی
ولی
کس نوشته بودی

داستان خوبی بود. اما اگر

نوشته saeedlatif در 17. December 2011 - 20:28

داستان خوبی بود. اما اگر واقعیت داشته باشه باید خواهر اون دکتر جلوش گایید بعد خودشم بدی بچه محلات بکنن.اخه کوس کش اگر کسی میاد پیشت برای مداوا یک دکتر وظیفه داره اونو معالجه کنه .نه اینکه یک دل سیر بکنه.خاک توی اون سرش ریدم به مدرک دکتریش.

احمق جان طرز نوشتنت به شدت

نوشته no pm sanaz در 17. December 2011 - 23:38

احمق جان طرز نوشتنت به شدت مردونه است اونم از اون بیسواد های زیر سیکل
(حتی اگه اولش بگی سلام به دوستان گلم)
از اول باید همون پماد ساکی سیلات را میکرد توی ....

خوب بود. به منم

نوشته ilnlj در 18. December 2011 - 1:07

خوب بود.
به منم میدی؟
حسسسسسسسسسسسسسسسابی بهت حال میدم
اینم آی دیمه:ilnlj@yahoo.com

چکاوک نوشت: ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺩﺍﻣﻦ ﺑﺎ

نوشته SHAAPOUR در 18. December 2011 - 1:31

[quote=چکاوک]
ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺩﺍﻣﻦ ﺑﺎ ﮐﻮﻧﻢ ﻭﺭ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ
[/quote]
عزیزم چرا با مانتو شلوار نمیری مطب دکتر آخه چرا با دامن راه می افتدی تو خیابونا Wink
شایدم قبل از اینکه بری رو تخت واسه دادن ببخشید واسه معاینه شدن مانتوت رو درآورده بودی و از قبل هم به جای شلوار دامن با چکمه پوشیده بودی و فقط یادت رفته که شرح ماوقع رو کامل بنویسی Big Grin

marjaneh jendeh نوشت:

نوشته SHAAPOUR در 18. December 2011 - 1:48

[quote=marjaneh jendeh]
ﺟﻮﻧﻨﻨﻨﻨﻦ ﻋﺎﻟﯽ ﻧﻮﺷﺘﯽ...ﺳﮑﺲ ﺑﺎ ﺩﮐﺘﺮ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﺩﮐﺘﺮ ﺯﻧﺎﻥ ﺭﻭﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﻩ
[/quote]
احتمالا می دونین که توی ایران همه ی دکتر های زنان و زایمان؛ نازایی؛ نصفه زایی و چند قلو زایی اصولا بانو هستند Wink مگه اون پیرمردهای ته مانده از قبله انقلاب که البته دیگه کاری از دستشون بر نمیاد

khoob bud bad nabud age

نوشته kamrani111 در 18. December 2011 - 2:13

khoob bud bad nabud age khasti bishtar hal koni bayad be arbabet kami joon bedi yani khodam

saaed latif نوشته كه بايد دهن

نوشته Bolit-1968 در 18. December 2011 - 2:58

saaed latif
نوشته كه بايد دهن دكتر را گاييد وبگي بچه محلها هم بكننش.
داستان كه مشخصه يه پسر شوت رواني نوشته. بعدش برفرض محال داستان درست!اينخانم بشدت خارش داشتن وگرنه مرتيكه دكتر فزيوتراپ كه نبودماساژ بده!از در كه امد تو اونهم با سابقه اي كه گفتش اومده بود بهقصد دادن . اگر قرار بر اين باشه كه اين دكتره هر زني بياد تو كه بايد ترتيبشو بده.

عمراً واقعی نبود ولی خوب

نوشته arianjoon در 18. December 2011 - 3:31

عمراً واقعی نبود ولی خوب نوشتی Smile

خوش به حال دکتر که کسی مثل

نوشته ashkan_ir28 در 18. December 2011 - 5:38

خوش به حال دکتر که کسی مثل تورو گایید

ممنون

نوشته mahsajo0om در 18. December 2011 - 6:17

Kiss ممنون جالــــــــــــــــــــــــــــب بود نوش جونت

یعنی دیگه به دکترا هم اعتماد

نوشته tanha_70 در 18. December 2011 - 7:19

یعنی دیگه به دکترا هم اعتماد نکنم!!!!!!?

سارا جون گاییدنت حتما حال

نوشته REZA-S در 18. December 2011 - 10:35

سارا جون گاییدنت حتما حال میده
از نوشتنت معلومه حشری هستی
البته به نویسنده های اینجور داستانها اعتمادی نیست

واقعا ناز گیر اقای دکتر که

نوشته omidaza12 در 18. December 2011 - 18:37

واقعا ناز گیر اقای دکتر که خواهرتوررروگاییده البته اگرررجون ننت درست گفته باشی ولی اگر دلت مبخواد من اینجوری میکنم بیا تا بکنمت اگر مایلی

چرت بود

نوشته رضا خوزستان در 18. December 2011 - 19:49

چرت بود

بد نبود ولی بازم میله ی اهنی

نوشته گلادیاتور666 در 18. December 2011 - 21:56

بد نبود ولی بازم میله ی اهنی داغ تو کونت
میله ی پلاستیکی سرد تو دماغت.

خیلی قشنگ بود داستانو خودم

نوشته خاله میترا در 19. December 2011 - 3:29

خیلی قشنگ بود داستانو خودم ارضا شدم20

sara dastanet bahal bod vali

نوشته Farhad.70 در 20. December 2011 - 3:49

sara dastanet bahal bod vali aslan tahrik konande nabdod chon fk kon ghopi ziad tosh omadi Smile)))

خـــوب نـوشتــی .

نوشته moon83z در 25. December 2011 - 4:43

خـــوب نـوشتــی .

همهش خالی بندیه

نوشته طهورا در 28. December 2011 - 15:40

همهش خالی بندیه

این که کسشعر بود ولی واقعا دو

نوشته reza sepayeh در 11. July 2012 - 19:19

این که کسشعر بود ولی واقعا دو سه دفعه برای خودم پیش اومد که وقتی پزشک عمومی بودم اومدند تو مطبم واسه دادن ولی نمیشه تو مطب کس کرد هم خطرناکه هم ممکنه بعدا طرف اویزون بشه واسه اخاذی

ahmagh jan tarze neveshtanet

نوشته NIMA_SHABANI در 20. August 2012 - 17:46

ahmagh jan tarze neveshtanet mesle pesarast pesari ke dost dare doktoresh bekonatesh(bache koniiiiii

1_بي ادب2_ بي فرهنگ3_بي

نوشته شهيد در 25. October 2012 - 23:19

1_بي ادب2_ بي فرهنگ3_بي شعور4_به قول بچه ها اصغربي مخ