شما اینجا هستید

سكس سه نفره واقعی

من سعيد هستم 30سالمه وکرج زندگی میکنم وچند روزی میشه که عضو شهوانی شدم.این خاطره که میخوام واستون تعریف کنم برمیگرده به پارسال. يادمه پارسال تو خيابون با يكي از دوستام سوار موتورش بوديم كه اولين باري بود كه سوار موتور ميشدم و ترسيده بودم و دوستم هم از اين ترسم سوء استفاده مي كرد و تندتر مي رفت يهو چشم به يه خانومي افتاد بهش تيكه انداختم و خنديد و من به دوستم حامد گفتم يواش برو كه راه داد وايساد و من باهاش حرف زدم ( موخشو زدم ). قرار گذاشتيم كه بماند نيومد ولي گفته بود که من تو يه مطب دكتر منشي و آمپول زن هستم.

من ناراحت از اينكه سرقرارنيومده و رفتم مطب سرشو كه بالا كرد ديد منم خشكش زد و گفت ساعت 6 كارم تموم ميشه وبيا دنبالم.
منو حامد رفتيم و سوار موتورش كرديم و اونو وسط نشونديم و حامد كه تند ميرفت من سفت گرفته بودمش .
بالاخره به پاركي رسيديم و با هم صحبت كرديم و قرار بعدي رو گذاشيم ولي جون خودم عجب كون گنده اي داشت . رسونديمش و من چند مدتي كار داشتم و اصلاً تو محله نبودم و يهو حامد رو ديدم و ديدم داره به من مي خنده . حال احوال پرسي كرديم ولي حامد مثل هميشه نبودگفتم چي شده با خنده و قهقهه به من گفت دوست دخترت رو كردم . گفتم كدوم گفت هاله ، همون كه چند روز پيش سوار موتورش كرديم . من هم خنديدم و گفتم خالي بند. ولي ماجرا را برام تعريف كرد و فهميدم هاله اومده بود دنبالم منو پيداكنه آقا گفته بوده سعيد شب كاره رفته خونه ما ، اين هم كليد برو ببينش و دنبالش راه افتاده بوده و ترتيبش رو داده بوده من باهاش تماس گرفتم و همديگرو ديديم و من هم مثل نديد بديدا بهش گفتم تو با حامد بودي؟ اون هم بخدا بخدا كه من نبودم . ازش خواستم ميايي خونمون؟ گفت باشه ( بابا فهميدم اين كارست ت ت ت ) بلاخره با هم قرار گذاشتيم خونمون و اومد.

بهش گفتم من پسر پاكي هستم و مي خوام با هم كمي حال كنيم و براي اولين بارم ولي راستشو بهش گفتم . اون هم قبول كرد . لباساشو در اووردم واي سينه هاي سفيدش واي نوك ممش منو داشت ديونه مي كرد. بخدا حالي به حالي شده بودم كيرم داشت ميشكست شلوارمو داشت سوراخ ميكرد كه شروع كردم نشسته مثل يه فرزندي كه داره شير مي خوره مم هاشو ليسيدن . بابا خيلي نرم و بزرگ بود ديگه كم اوورده بود گفت نمي خواي درش بياريش . منم كه گيج يواش كيرم رو در اووردم وقتي ديد گفت بابا به قدت نيمياد گفتم از بس كمبود داشته اينجوري شده و شروع كرد خوردن كيرم.

واي ي ي ي ي ي مردم داشتم ميمردم واقعاً عالي بود داشت كيرم و مي كند ديگه مي دونستم بار اولش نيست و داره لذت مي بره داشت كه كيرم و مي خورد گفت بعد از اين نوبت تو هستش پس خودت و آماده كن منم راستش تا حالا اين كارارو نكرده بودم فقط تو فيلما ديده بودم. خنديدم و دلشوره داشتم . داشت كارش تموم مي شد كه خوابيد گفت بيا شورتمو در بيار منم كه ازبس فيلم ديده بودم مثل استادا در اووردم شورتشو واي يه كس بدون مو واي سفيد و واي اصلاً يه خط ناز بود لاي دوتا رون داشتم ميمردم واقعاً داشت آبم ميومد كه گفت شروع كن ديگه منم سرمو بردم جلو و يه كمي بو كردم ديدم بو نميده. كسشو بوس كردم ديدم داد كشيد گفتم بابا يواش همسايه ها مي فهمند بابا.

خيلي حشري بود. زبونمو كردم تو كسش واي چقدر نرم بود درست مثل فيلما داشتم يه كس مي خوردم . واي چه لذتي داشت. هاله داشت دست و پا میزد. زير زبونم گفت سعيد خيلي كثيفي چجور دلت مياد ( با حالت ناله ) منم هي ميخوردم. قشنگ احساس كثيف كاري رو مي كردم . دهنم پر از كف شده بود هاله هم داشت ميمرد كسش باز شده بود ولي من خنگ فكر مي كردم كه مجرد هست پس پرده هم داره وهي رعايت مي كردم . تا اينكه با ناله گفت بكن توش ش ش ش ش من هم كه داشتم از شق درد ميمردم گفتم هاله دردت نمياد گفت بكن ديگه بكن ن ن من هم سرشو تو كردم و داد كشيد. گفتم سعيد تو چقدر خري نكنه پردش پاره بشه يواش و فشار نيووردم اون هم التماس مي كرد بكن من هم ديگه از ترس اينكه الان پردش پاره ميشه كيرم خوابيد گفتم هاله الان پردت مي تكه بي خيال ل ل ل ديدم گفت از پشت بكن منم عاشق از پشت كردن بودم گفتم خوب اين شد يه حرف توپ.

كيرم و تف زدم و يه انگشت كردم توي سوراخش واي خيلي تنگ بود داد زد. گفتم الان آبروم ميره شروع كردم لب گرفتن ازش يادم افتاد اصلاً اون شب من ازش لب نگرفته بودم. سوراخشو با دو تا انگشت باز كردم اونم فحشم مي داد كه دردم اومد درد مياد.منم بازي ميدادم تا اينكه ديدم لحظه موعود نزديك شد. كيرم كه داشت ميشكست . گذاشتم سر سوراخش يواش فشار دادم نامرد كلي دستامو چنگ گرفت يواش يواش صداش هم خوابيد يواش يواش هل دادم توش داشت زير كيرم مي مرد واقعاً تنگ بود يواش راش بازشد. توپ توپ بود جلو عقب ميكردم صداش ديگه در نمييومد . معلوم به فيض اجمل رسيده بود كه ديدم از كسش كمي سفيدي اومد بيرون فهميدم كه اره ديگه اونم ارضا شده و شل و ول شده بود. منم داشت آبم ميومد كه يهو يه اشتباهي شكل گرفت و كيرم رفت تو كسش داد زد گفتم سرش بود اون هم گفت اهان من ترسيده بودم ولي هيچ خوني هيچ چيزي نيومد. بهش حال داده بودم داشت آبم ميومد گفت بريز توش منم كه ترسيده بودم ريختم رو كونش. واي داشتم ميمردم آبم اومده بود و شل و ول افتاده بودم يواش يواش جمع و جور كرديم و رفتيم بيرون شب تا صبح از فكرش بيرون نيومدم.

صبح بهش زنگ زدم گوشی رو برداشت گفت وحشي كونم و پاره كردي درد دارم . منم دلداريش دادم و گفتم بعد از ظهر باهاش كار مهمي دارم حتماً بيا اون هم گفت باشه و اومد نشستيم تو پارك معلوم بود بهش خيلي حال داده ولي من برا حال نرفته بودم مي خواستم باز خواستش كنم. ازش پرسيدم پرده داري گفت آره ديوونه ، گفتم ديوونه تويي اون شب كه تو حال خودت نبودي من انگشتمو تا ته كرده بودم تو كست ولي هيچي نديدم كه يه باره شروع كرد به گريه و زاري كه آره حميد دوست اوليم منوبرد تو ويلاي شمال و پنج نفره منو كردند فكر كنم اونجا اين اتفاق افتاده . منم باهاش ابراز هم دردي كردم و گفتم در دوختن پردت بهت كمك مي كنم .

هفته بعد خونه حامد اينا خالي بود. دعوتش كردم اونجا و اووووومد .اومد تو و حامد اونجا بود كه به حامد محل نداد . گفتم مي خوام كمكت كنم تو دوختن پردت ولي امروزو با هم باشيم و از جلو با هم حال كنيم بعد ازچند روز ديگه مي ريم و...... . لختش كردم وحامد تو اتاقش بود ما تو اتاق مامان حامد بوديم . گفت مبادا حامد بياد گفتم نه . با هم شروع به ليسيدن كرديم كه حامد صدام كرد منم بايد بكنممش منم ديدم ول كن نيست گفتم وسط كار بيا تو اونم گفت باشه منم داشتم حال مي كردم كه حامد اومد تو هاله داد كشيد نه نه منم گفتم هاله منو خر نكن ميدونم با هم بوديد و ساكت شد. حالا تازه سكس شروع شد من كه ديدم اگه اول بكنم ديگه به حامد نميده گفتم حامد شروع كنه . حامد هم كرد تو كسش . داشت داد مي زد به خدا مدام فرياد ميزد رفتم بيرون كه ببينم مبادا كسي بفهمه كه برگشتم تو. حامد می گفت الا بلا بايد دوتايي بكنيمش من كه از حامد خجالت مي كشيدم به زور قبول كردم كيرم و كه ديد حامد زبونش بند اومده بود و مي گفت خر كير نميدونستم اين كيرو داري و كير حامد مثل بچه كوچيكه من بود كه رفتيم سراغ هاله جون با ديدن من و حامد بلند شد و ما هم افتاديم روش.

حامد كه همون اول كرد تو كس هاله منم كه داشتم نگاش مي كردم كردم تو دهنش اونم شروع به ساك زدن كرد ولي ايندفعه تمام فيلمايي كه ديده بودم به واقعيت تبديل شده بودند . تا اينكه حامد بلند شد ومن كردم توش كه دادش رفت رو هوا و كير حامد و گاز گرفت. نمي دونستم داد بزنم بخندم فقط داشتم مي تركيدم ولي ادامه دادم به طرز فجيعي مي كردمش داشت آويزون مي شد كه حامد اومد و با يه انگشت با كون هاله بازي مي كرد كه چون كير حامد كوچيك بود كون ناز و تنگ هاله رو افتتاح كرد من از جلو اون از عقب كيرامون بهم مي خورد ناسلامتي به من ميگفت خر كير اما من خودم اينجور فكر نمي كردم من تلمبه بزن حامد تلمبه بزن . تا اينكه نوبت من شد كه برم سراغ كون تنگ و تپل هاله جون واقعاً تنگ بود ولي از شانس حامد كمي بازش كرده بود.

اول نشست رو كير من و آه و نالش دوباره شروع شد . تا اينكه حامد هم كرد تو جلوش بابا واقعاً داشت حال مي داد صورت هاله و حامد سرخ شده بود كه حامد آي آي كنان كه آبم اومد بلند شد . من كه زير بودم سفت هاله رو گرفته بودم آبشو ريخت رو صورت هاله. هاله هم فحش كه مادر فلان خاك برسرت و كثافت ..... بلاخره اروم شد منم تلمبه مي زدم و مي زدم . حامد با دستمال صورتش و پاك كرد و من خوابوندمش زمين مدل سگي د بزن توش مگه آبم ميومد حامد هم راست ما نشسته بود و هي تيكه مينداخت من به هاله گفتم اگه ابم اومد ميزاري بريزم تو دهنت كه جولو حامد كنف نشم؟ با زحمت قبول كرد ولي يه هو ديدم داره آبم مياد گفتم آماده اي گفت آره، بلند شدم داشت ميومد واقعاً تجربه بياد ماندني بود نشسته بود و حامد داشت منو نگاه مي كرد كه مي خوايم چه كار كنيم كه آبم اومد واي ريختم تو دهن هاله، هاله مثل فيلم سوپرا داشت كير و آب منو ميخورد واي چه حالي مي داد اون يك ساعت يه طرف اين چند ثانيه هم يه طرف خيلي حال داد.

به حال كه اومدم ديدم بابا همشو مكيده و خورده حامد هم شاكي كه برا ما خار داشت و از اين حرفها هاله گفت خيلي بهم حال داد و رفت خونه من واقعاً بهم خوش گذشته بود چند وقتي از هاله خبري نبود هر چي زنگ مي زدم كسي ديگه اي تو مطب بر ميداشت تا اينكه تو عاشوراي امسال با يه پسري ديدم دست تودست هم كه فهميدم بادا بادا مبارك بادا و به هم لبخندي زديم و هاله دست شوهرش و سفت گرفت و رفتند. راستش ما هر چي هستيم قبل ازدواج هستيم ولي بعدش بايد من بودن روفراموش كنيم . اون روز من مي تونستم دنبالش راه بيوفتم و يواشكي شماره همراهم روبدم ولي اينو به اونايي ميگم كه يهو دوست دخترشون رو مي بينند كه با پسر داره را ميره شروع به مسخره كردن ميكنند . بابا هر چيزي برا اون موقع لذت داره راست مي گي اونو برا خودت نگه دار نمي توني اگه حتي يه حال هم با كرديد بيخيالش شيد كه دختره بره دنبال بختش . دوم نامردي نكنيد به هم اگه با دختري سكس داريد هواي اونو داشته باشيد مبادا بزنيد عفت اونو زمين بريزيد ( بكارتش رو داغون كنيد ) . سوم دو طرف مرد باشيد اگه راهي رو شروع كرديد با هم باشيد و به هم نارو نزنيد . راستش به خدا تمامش راست بود. اميدوارم هاله ناراحت نشه از اينكه خاطراتمون رو اينجا باز گو كردم . باي موفق باشيد تو سكس .

نوشته:‌ سعید

3.659575
نمره شما: هیچ میانگین 3.7 (47 votes)

نظرات

سلام داستان قشنگیبود اما ته نامردی بودا که حامد هم میخواست اینکارو بکنه اما در کل جالب بود من هم کسی رو دارم که 4 ساله باهاشم و بهترین روزامونو میگذرونیم اما یه چیزه دیگه دخترا از اینکه پسره بخواد سکس زیاد کنه بدشون میاد و اینکه خواهشان از اینکه با یه نفر هستین احساس ندامت نکنید بخدا همه ی کسا یه حال میدن اما شکلاش فرق میکنه 16