شما اینجا هستید

سوتی های با حال

288 posts / 0 new
آخرین پست
Khoshtip_pesar8...
عکس های Khoshtip_pesar87@yahoo.com
آف لاین
عضو از: 30. دى 1390 - 10:33
پست ها: 208

سوتيه باحال

(شانس تخمي)
يه باره ديگه بعد از ماجراي جق تو خونه تنها بودم (البته فکر ميکردم تنهام نگو بابا تو اتاقشون بوده ولي چون ساکت بود من فکر کردم خونه خاليه) جاتون خالي يه فيلم سوپر امريکاييه اصيل گذاشته بودمو داشتم ميديدم و صداشو هم زياد کرده بودم که يه دفعه بابام صدام زد گفت: بابايي بيا پاين کارت دارم منم حول حولکي سيستم و خاموش کردمو دويدم پايين پيش بابام. بابامم گفت پسر اين فيلما چيه ميبيني زشته منم باز من من کنان گفتم يه فيلم امريگايي بود که ميخواستن از يه زنه اعتراف بگيرن داشتي شکنجش ميکردن اونم سروصداميکرد (اما فاك فاك كردنه زنه تو فيلم گویایه همه چی بود). بابامم يه نگاه به سر تا پام کرد ورفت منم يه لحظه ياد قضيه ي جق زدنم افتادم و يه نگاه به کيرم کردم ديدم خاک بر سرم کیرم عين ميله ي خيمه تو شلوار راحتيم راسته و من بازم کلي خجالت کشيدم!!!!!!

Khoshtip_pesar8...
عکس های Khoshtip_pesar87@yahoo.com
آف لاین
عضو از: 30. دى 1390 - 10:33
پست ها: 208

پست حذف شد.

baran-20
عکس های baran-20
آف لاین
عضو از: 21. مهر 1391 - 13:31
پست ها: 3461

سر کلاس اخلاق بودیم واسه

سر کلاس اخلاق بودیم
واسه اولین بار در عمر تحصیلیم زود رفتم سر کلاسو صندلی اول نشستم
با اینکه هدفن تو گوشم نبود اما اصلا نمیشنیدم استاد چی چی میگه!!
رو صندلی دوستم خودکار بیک دیدم
ورش داشتم و لوله خودکارو از توش درآوردم
همین جوری داشتم باش بازی میکردم یهو از دستم ول شد عین چیزی از منجنیق پرت میشه پرت شد از دستم مستقیم رفت خورد بالای چشم چپ استاد!!! :|
حالا چش استاده قرمز شده بود وانمیشد :|
بچه ها هم از خنده داشتند صندلی ها رو میجویدند =))
اشکش دراومد گفت برو بیرون خانوم !!! :|
پاشدم اومدم بیرون ... ;;)
بعد ها فهمیدم استاد در اون لحظات درباره شعور دانشجویی حرف میزده ;;) :D
بههههههههههههههههههله Biggrin

Khoshtip_pesar8...
عکس های Khoshtip_pesar87@yahoo.com
آف لاین
عضو از: 30. دى 1390 - 10:33
پست ها: 208

سوتيه باحال

دوستان عزيز اگه ميدونيد سوتي هاي من زيادي وقيهانه است يا خنده دار نيست بگيد ديگه نزارم

سینا-صمیمی
عکس های سینا-صمیمی
آف لاین
عضو از: 12. شهريور 1391 - 10:07
پست ها: 154

سلام

با حال بود

س ی ن ا ص م ی می

ساینا جون4
عکس های ساینا جون4
آف لاین
عضو از: 21. ارديبهشت 1390 - 19:01
پست ها: 4604

دیشب مهمون داشتیم دوتا از

دیشب مهمون داشتیم دوتا از عموهامم با زن و بچشون هممون دور هم نشسته بودیم و حرف میزدیم که داداشم ازم یه سوال پرسید منم حوصله نداشتم بهش یه جواب الکی دادم داداشم گفت واقعا راس میگی ؟؟ منم سریع گفتم آره به جون زن عموم ( از اونجایی که ما عمه هامونو خیی دوست داریم اصلا نمیگیم به جون عمم یا مرگ عمم به جاش میگیم به جون زن عمموم ) راس میگم وای زن عموهام میخواستن بکشنم از خجالت نمیدونستم چیکار کنم خیلیییی بد بود حسابی ضایع شدم

Khoshtip_pesar8...
عکس های Khoshtip_pesar87@yahoo.com
آف لاین
عضو از: 30. دى 1390 - 10:33
پست ها: 208

سوتيه باحال

جاتون خالي يه بار خونهوادگي رفتيم کوه پيک نيک منم رفتم اون دورو برا بچرخم يه درخت ديدم که بزگ بود رفتم بالاي درخت گير کرده بودم نميتونستم بيام پايين اون دورو برا هم کسي نبود منم که خسته شده بودم و تو حال خود بودم يه دفعه ديدم يه افغاني داره مياد به طرف درخت اول هم ميخواستم بگم منو بياره پايين اما چون افغاني بود ومنم کچولو بودم ميترسيدم! اقا اين افغاني از همه جا بي خبرهم مثلا اومده بود يه جا پناه بگيره دسشويي کنه که از قضا پشت اين درختو انتخاب کرده بود منم چون ميترسيدم هيچي نگفتم يه دفعه ديدم پيرهنشو بالازد شلوارشو هم کشيد پايين چشمتون روز بد نبينه يه کونه به غايت سياه و پشمالوي بايه کيره 20سانتي، خلاصه اون از همه جا بيخبر کارشو کرد رفت منم تا اون رفت ازبس شوکه شده بودم به زور از درخت پريدم پايين که چند جامم زخم شدو رفتم پيش بابامينا وقتي پرسيدن کجا بودي منم همه ي قضيه رو گفتم و همه مي خنديدند چون بچه بودم کسي دعوام نکرد که چرا ملتو ذيد ميزدم!!!!!

Khoshtip_pesar8...
عکس های Khoshtip_pesar87@yahoo.com
آف لاین
عضو از: 30. دى 1390 - 10:33
پست ها: 208

سوتيه باحال

واي واي هيچ وقت اين خاطره از ذهنم پاک نميشه يه بار ابتدايي که بودم عصر که مدرسه نبوديم من رفته بودم باغ که چشمتون ايشالا هيچ وقت از اين روزا نبينه يه مورچه دقيقا سر کيرمو گاز گرفت بطوري کي يه دندونش توي سوراخ کيرم يه دندونشم بيرنه کيرم و از دو طرف فشار مياورد، خلاصه فرداش رفتيم مدرسه و منم قضيه رو به بچها گفتم بچه هاهم گير دادن بايد ببينيم کيرت چه جوري شده حالا از اونا اصرا از من انکار بالاخره قرار شد زنگ تفري پست مدرسه به بچه هاي کلاس کيرمو نشون بدم اقا حالا تصور بکنيد من به ديوارتکيه دادم کيرم در اوردم از زيپم همه ي بچه ها هم زانو زدن دارن تماشا مي کنن که ناگهان از بخت بدم مدير مدرسه پيداش شدو ديد مدير هم نکرد نامرديو من چنان زد که حد نداشت وقتي منو برد دفتر و پرسيد چي شده منم چون ميترسيدم کتک بخورم اگه جواب ندم و از طرفي هم گريه امانمو بريده بود کيرمو تو دفتر در اورم وقتي معلما وضع منو ديدن که چه جوري گريه ميکنم سر کيرمم ورم کرده غش رفتن به خنده حالا نخند کي بخند وقتي کمي اروم شدمو قضيه رو کامل گفتم بعداز کمي نصيحت که ادم نبايد همه جاشو به همه کس نشون بده ولم کردن!!!!!!!!

Khoshtip_pesar8...
عکس های Khoshtip_pesar87@yahoo.com
آف لاین
عضو از: 30. دى 1390 - 10:33
پست ها: 208

سوتيه باحال

يه بار منو چندتا از دوستام رفتيم پارک ديدم يه دختر کلي خوشکل کرده و باگوشي داره حرف ميزنه و کلي هم واسه طرف کلاس ميزاشت نزديک ما که رسيد همنجور که داشت حرف ميزد گوشيش زنگ خورد نگو دختر داشته واسه ما کلاس ميزاشته بيچاره وقتي گوشيش زنگ خورد رنگش شد عين گچ و زود فرار کرد ما هم از خنده روده برشديم!!!!!!!!!!

parvazi
آف لاین
عضو از: 25. شهريور 1390 - 14:11
پست ها: 1375

چه جالب.کلی خندیدم.

Lol

چه جالب.کلی خندیدم.

Khoshtip_pesar8...
عکس های Khoshtip_pesar87@yahoo.com
آف لاین
عضو از: 30. دى 1390 - 10:33
پست ها: 208

سوتيه باحال

يه بار سر کلاس زيست بوديم فصل توليد مثل ، روش بکزايي(روشي که طي اون جنس ماده خود به خود بار دار ميشود)رو داشت مي گفت منم اونروز خيلي توفکر بودم و هيچي از درس نمي فهميدم که يه دفعه معلم باعصبانيت گفت معلومه حواست کجاست؟منم بدون اينکه حول بشم گفتم تو کلاس اونم چون ميدونست حواسم نبوده نامرد به جاي روش بکزايي گفت بيماري بکزايي چيه منم چون هيچي نفهميده بودم من من کردم معلمه نا مرد هم گفت پسر هاي نوجوان خيلي به اين بيماري مبتلا ميشن، چيزي يادت نيومد!!؟؟ که درهمين حين بغل دستيه نامردم چون باهم شوخي داشتيم خيلي اهسته جوري که معلم و بقيه نفهمن بهم گفت بگو من خودم مبتلا شدم خيلي هم درد داشت !!! منم که خوشهال بودم حداقل يه جواب دارم ميدم که دهن معلم و ببندم گفتم :إ راستي منم خودمم يه بار به اين بيماري مبتلا شدم خيلي هم درد داشت، آقا جاتون خالي تامن اينو گفتم کلاس مفجر شد!!!!!!!!!

parvazi
آف لاین
عضو از: 25. شهريور 1390 - 14:11
پست ها: 1375

کارتون خیلی قشنگ دوستان

=D>

کارتون خیلی قشنگ دوستان .ادامه بدید لطفا.من که کلی می خندم. امیدوارم همیشه بخندید و بخندونید.

Mato The Great
عکس های Mato The Great
آف لاین
عضو از: 28. مهر 1391 - 4:46
پست ها: 542

bafrinnn

با این سوتی حجله خیلی حال کردم....دمت گرم....هر کی نخونده نصف عمرش بر فناست

luciferrr212
آف لاین
عضو از: 21. دى 1391 - 14:50
پست ها: 20

خوب بودن
هشتا سوراخ كجا ها

خوب بودن
هشتا سوراخ كجا ها ميشن؟

شيخ متفکر
عکس های شيخ متفکر
آف لاین
عضو از: 3. دى 1391 - 2:21
پست ها: 931

.

يادش بخير پيش دانشگاهي بودم. تو خيابون يه دختره رو ديدم خيلي خوشگل بود. همينجوري حواسم به اون بود که با صورت رفتم تو پايه ي پل هوايي. فکر کنم کل خيابون داشتن بهم ميخنديدن...

Mato The Great
عکس های Mato The Great
آف لاین
عضو از: 28. مهر 1391 - 4:46
پست ها: 542

بشماری مشخصه

luciferrr212 نوشت:
خوب بودن
هشتا سوراخ كجا ها ميشن؟

مشخصه دیگه...فقط خانوما یکی بیشتر از آقایون دارن...گوش،بینی،دهن و .....

parvazi
آف لاین
عضو از: 25. شهريور 1390 - 14:11
پست ها: 1375

به به بسیار عالی دوستان

Lol

به به بسیار عالی دوستان .همیشه لبتون خندون

Mato The Great
عکس های Mato The Great
آف لاین
عضو از: 28. مهر 1391 - 4:46
پست ها: 542

پروازی جان

parvazi نوشت:
=))
به به بسیار عالی دوستان .همیشه لبتون خندون

لب شما همیشه خندون ولی خودت هم مشارکت کن عزیز

Khoshtip_pesar8...
عکس های Khoshtip_pesar87@yahoo.com
آف لاین
عضو از: 30. دى 1390 - 10:33
پست ها: 208

سوتيه باحال

يه بار پيش دانشگاهي که بوديم وو قاهت رو به سطح اعلا رسونده بوديم (از همه لحاظ) ،من دوستام چون خيلي شر بوديم هميشه رديف اخر کلاس مشستيم يه بار سر کلاس ادبيات بوديم که من به بغل دستيم گفتم فيلم سوپر جديد ميخواي ببيني اونم گفت اره منم فيلمه رو اوردم و دادم دستش اونم چون صداي فيلم کم بود يه کم با دکمهيه کنار گوشي صداشو زياد کرد اتفاقا همون هفته دکمه ي تنظيم صدايه گوشيم خراب شده بود به طوري که با کوچکترين لمس صدارو زياد ميکرد اما واسه کاهش صدا از بس بايد زور ميزدي دهن ادم سرويس ميشد خلاصه اين تا صدارو زياد کرد چون کلاس اون موقع شلوغ بود کسي چيزي نميشنيد که نا گهان معلم با غضب گفت ساکت همه ساکت شدن و هيچ صدايي تو کلاس نبود جز آه آه زنه ي توفيلم اين بغل دستيه منم چون حول شده بود و صداي گوشي هم قطع نمي شد گوشي رو محکم زد زمين که گوشي باطريش جدا شدو صدا قطع شد اما وقتي قيافيه ي معلمو ديديم ، ديديم شد عين هنده جگر خوار که من همون موقع زکاوتم گل کردو بلند گفتم محسن فرار کن اقا تا اين فرار کرد معلم هم گذاشت دنبالش توحياطه مدرسه اونا داشتن ميدويدند ماهم تو کلاس مي خنديدم!!!!!!!

enekas098
عکس های enekas098
آف لاین
عضو از: 15. آذر 1391 - 7:25
پست ها: 237

آب کمر

از کسی شنیدم مال خودم نیس !!
استاد : آب کمر مردان حاوی مقدار زیادی گلوکز و ... است !
دانشجوی دختر : اجازه استاد ! پس چرا شیرین نیس ؟!!

Khoshtip_pesar8...
عکس های Khoshtip_pesar87@yahoo.com
آف لاین
عضو از: 30. دى 1390 - 10:33
پست ها: 208

درخواست

با عرض سلام خدمت دوستايه گلم ، اولا معذرت مي خوام اگه يه وقت سوتي هام خنده دار و جالب نبوده.
دوما يه خواهش دارم ازتون اونم اينه که اين تاپيکو گسترش بديد و از اين تاپيک در قسمت هاي ديگه تبليغ کنيد تا دوستاني که اطلاع ندارن وارد اين تاپيک بشنو کمي بخندند ،و سعي کنيد همه گي هر خاطره اي دارين هرچند کوچيک بگذاريد تا تاپيک پيشرفت کنه چون چند نفر هرچقدر هم که خاطره داشته باشن نميتونن اين تاپيک و بچرخونن.باتشکر

بدرود.......

mz_2018
عکس های mz_2018
آف لاین
عضو از: 18. دى 1390 - 9:30
پست ها: 13

داداش دمت گرم

آقا دمت گرم، خیلی باحالن.
هند جگر خوار :دی

دوستان یکی زحمت بکشه،این خاطره های فینگیلیشو فارسی کنه بزاره حوصله م نمیگیره.
برید اینجا:
behnevis.com
کپی پست کنید فارسی میکنه، من با گوشی نتونستم.

Mato The Great
عکس های Mato The Great
آف لاین
عضو از: 28. مهر 1391 - 4:46
پست ها: 542

مرسی دوست من

enekas098 نوشت:
از کسی شنیدم مال خودم نیس !!
استاد : آب کمر مردان حاوی مقدار زیادی گلوکز و ... است !
دانشجوی دختر : اجازه استاد ! پس چرا شیرین نیس ؟!!

ازت ممنونم اما بهتره سعی کنیم جوک نذاریم تا اصالت تاپیک حفظ بشه...ولی بازم ممنون

Khoshtip_pesar8...
عکس های Khoshtip_pesar87@yahoo.com
آف لاین
عضو از: 30. دى 1390 - 10:33
پست ها: 208

سوتيه باحال

يه بار همين تابستون رفتم بودم شيراز که تو خونه حوصلم سر رفته بود گفتم برم تويه پارک يه قدمي بزنم دمه غروبه روز پنجشنبه تويه پارک معلم بودم اونجا هم شلوغ بود (شيرازيا ميدونن)منم هندزفري رو گذاشته بودم تو گوشم و داشتم اهنگهParty rock ازLmfao رو گوش ميکردمو با خودم تو جمعيت ميخوندمو راه ميرفتمو به اين مردمه الکي خوش فکر مي کردم که اينا ديگه چقدر الکي خوشن که يه دفعه يه نفر از کنارم رد شد که از اين سگ هايه تازيه بزرگ داشت منم اصلا تو اين دنيا نبودم که يه دفعه سگه واسه من پارس کردو منم که ترسيده بودم از ته دل چنان نعره اي زدم که هم يه لحظه برگشتنو منو نگاه کردن منم که کلي ضايع شده بودم بزگشتم خونه!!!!!!!

shiva naznazi
عکس های shiva naznazi
آف لاین
عضو از: 12. مهر 1391 - 13:20
پست ها: 963

jaleb hastesh enja

didam mici jalebe

ساینا جون4
عکس های ساینا جون4
آف لاین
عضو از: 21. ارديبهشت 1390 - 19:01
پست ها: 4604

مرسی بفرین جون خاطراتت واقعا

مرسی بفرین جون خاطراتت واقعا عالی هستن

mahdi2008
آف لاین
عضو از: 19. شهريور 1389 - 6:27
پست ها: 4

معتاد اجباری

یک روزی با رفیقا ۴نفری رفته بودیم پارک...هوا هم شدیدا سرد بود...گفتیم بریم نمازخونه پارک یکم گرم شیم...داشتیم میرفتیم تو که یکی از رفیقا گوشیش زنگ خورد رفت فک بزنه...سه نفری رفتیم تو دیدیم یه مراسمی بوده دارن وسایلارو جمع میکنن...بعد فهمیدیم مراسم ترک اعتیاد بوده...جا بخاری داشتیم گرم میکردیم که اقایی اومد روبوسی کرد و گفت واقا خوشحالم میبینم به این جلسه اومدین...شماها تازه جوونید و از الان راه خودتونو پیدا کردین...افرین...افرین...گفت خوبه ادم تو جوونی ترک کنه...نه وقتی زن و بچه داره....بعد گفت خودتون سه نفرین...رفیقم برداشت گفت نه یکی دیگه بیرون مونده هرچی گفتیم نیومد ترک کنه...از خنده درخت گاز میزدیم...البته وقتی بیرون رفتیم

majed.frz
عکس های majed.frz
آف لاین
عضو از: 14. شهريور 1391 - 15:23
پست ها: 325

تشکر.

بچه ها دم همتون گرم.روحم شاد شد.مرسی.

mahdi2008
آف لاین
عضو از: 19. شهريور 1389 - 6:27
پست ها: 4

دربیارین

آقایون یبار سر کلاس فیزیک معلم داشت درس میداد یه تیکشو نفهمیدم...گفتم اقا؟ گفت بفرمایید.....گفتم میشه همینجارو دوباره در بیارید....هیچی دیگه انگار تو کلاس انتحاری زدن...منفجر شد

sexxxx19
آف لاین
عضو از: 14. دى 1391 - 20:13
پست ها: 74

اقا دمتون گرم خیلی خندیدم

اقا دمتون گرم خیلی خندیدم اولین تاپیکی بود که باهاش حال کردم ایولا

صفحات

برای ارسال دیدگاه وارد شوید یا ثبت نام کنید .