شما اینجا هستید

سودابه

من و زنم ده سال پیش ازدواج کردیم یک خواهر زن دارم که اسمش سودابس. سه سال بعد از ما عروسی کرد. زمان مجردیش خیلی می امد خونه ما من هم کم کم دیدم چیز بدکی نیست دوستیمو باهاش بیشتر کردم یه روز که خونه ما بود میبردمش خونه داداشش دوتایی صندلی جلو تاکسی نشستیم توی راه دستمو انداخته بودم گردنش وبا دستم بازوش رو فشار میدادم واونم چیزی نمی گفت.

این موضوع گذشت و ازدواج کرد و بچه دار شد وهیکلش هر روز سکسی تر میشد منم نسبت به کردنش حریصتر میشدم تو هر موقعیتی سعی می کردم کیرمو نشونش بدم البته طوری که مثلا خودم نمی دونستم و اون اتفاقی دیده یک شب تابستان که خونه پدر زنم بودیم و اون هم با شوهرش اونجا بودند من و شوهر اون حسابی از خجالت زن همدیگه در اومدیم موقع خواب شوهرش بخاطر کارش رفت من پدر زنم توی هال خوابیدیم و اونا با مادر زنم توی اتاق دیگه. در اتاق رو نبسته بودند من هم کیرم دستم بود و باهاش ور میرفتم تا اینکه دیدم بلند شد و بچشو میخواست ببره دستشویی من هم که با شلوارک خوابیده بودم کیرم رو از پاچه شلوارک بیرون انداختم و غلطی زدم روبرو به در خوابیدم چون جلو در خوابیده بودم قشنگ مشخص بود سودابه که یه شلوارک صورتی و تاب نازک پوشیده بود و تموم بدنش مشخص بود اومد رد بشه یهو چشمش به کیرم افتاد چند لحظه مکثی کرد رفت وقتی اومد رفت اشپز خونه که اب بخوره من دوبار غلطی زدم و رو برو به اشپزخونه خوابیدم و اون دوباره کیرم رو دید که حسابی شق شده بود. بچشو برد خوابوند خودش دوباره برگشت اشپزخونه چون هال کمی تاریک بود اون نمی دید که من بیدارم ولی من اونو قشنگ می دیدم جلو در نشست و داشت شیر میخورد دستشو برد توی شلوارکش و کسشو می مالوند و کیر منو رو نگاه میکرد یکدفعه دیدم زنم بیدار شد و اومد بیرون من هم فرصت نکردم رومو بکشم چون اون موقع می فهمید که عمدا کیرم رو انداختم بیرون و ضایع میشدم خودم رو بخواب زدم زنم اومد رومو کشید رفت توی اشپزخونه پیش خواهرش.

سودابه گفت مثل اینکه اقا .... خیلی گرمش شده و زنم فهمید که سودابه کیرم رو دیده باهم نشستند مشغول حرف زدن شدند و از چطور کس دادن به شوهر اشون می گفتند سودابه گفت اقا .... تورو از کون کرده؟زنم گفت وفتی نامزد بودیم همیشه ازکون میکرد ولی الان هر دو شب یک بار که کسمو میکنه یک ساعت بیشتر طول میکشه و من سه چهار بار ابمو می ریزم اخرش هم باهم میریزیم اخه اقا...وازکتومی کرده خیال هر دومون راحته سودابه گفت خوش به حالت منو بدبختو هفته ای بک بار اونم به زور من. زنم پرسید برای چی اقا محمد که بدنش خوبه و اونشم که بد نیست( فهمیدم که زن من هم کیر باجناقم رو دیده )سودابه گفت خوبه ولی مال اقا ....جیگر ادمو حال میاره یه کمی دیگه حرف زدن و رفتند خوابیدند من هم با رویای کردن سودابه و زنم باهم خوابیدم. صبح کنار میز اشپزخونه نشسته بودم و مادر زنم برایم صبحونه حاضر میکرد اونم یه تیشرت پوشیده بود که از پایین چاک داشت خم شد از زمین چیزی ور داره که یک دفعه دیدم که شکمش ازمیان چاک تی تیشرتش معلومه وشورت قرمزش هم ازبند شلوارش زده بود بیرون حسابی حشری شدم چشمم رو از کونش ور نمی داشتم اخه اون با اینکه مسن بود ولی بدن توپی داشت با خودم گفتم هم چی زنی باید اون طور دخترایی داشته باشه.این موضوع گذشت تا اینکه اومدیم خونه خودمون موقع کردن زنم کم کم حرفو به خواهر و مامانش کشوندم و ازاینکه دیشب چی شنیدم امروز صبح چی دیدم زنم گفت پس بیدار بودی همه چیتو ریخته بودی بیرون ؟ گفتم نه ولی حرف زدن شما منو بیدار کرد .بهش گفتم تو کیر محمد رو کی دیدی که به سودابه میگفتی مال محمد که بدک نیست؟گفت از بس شما مردا جلبید اونم مثل تو یه شب خونه مامانم با شورت خوابیده بود . با این حرفم زنم کمی کسشو جمع کرد و منهم فهمیدم زنم هم به باجناقم چشم داره بهش گفتم من ومحمد شما دو تا خواهر پیش هم بکنیم وشمارو عوض کنیم زنم یه کمی ناز می کرد ولی معلوم بود ته دل راضیه به عشق چهار نفری اونو میکردم و گفتم منو باجناق دوتایی مامانتو بکنیم تو وخواهرت دوتایی نگاه کنین؟اونم حشرش زد بالا و گفت چرا که نه شما نکنین کی بکنه؟یک دفعه ابم امد و با زنم باهم ارگاسم شدیم.

بعد اون شب که زنم به عشق چهار نفری کردم وفهمیدم سودابه از شوهرش سیر نمی شه و زنم هم به باجناقم چشم داره روز به روز حشری تر میشدم هر روز بعد از تعطیل کردن مغازه در رومی بستم یک ساعتی کیرم رو ماساژ میدادم تا اینکه دیدم کیرم هم کلفت شده وهم بلند نزدیک 25 سانت و زنم دیگه موقع کردن به زور تحمل میکرد. یک روز پنج شنبه سودابه اومد ه بود خونمون ظهر که رفتم خونه اونو دیدم کیرم حسابی زد بالا با اون دست دادم دستشو زیادتر فشار دادم اون هم چیزی نگفت رفتم لباسمو در بیارم جلو ایینه کیرم رو دراورده بودم و به بزرگیش کیف میکردم که یک دفعه دیدم سودابه توی حیاط داره لباس پهن میکنه اونم باز کیرمو دید ولی من خودم به ندیدن زدم وزیر چشمی از تو اینه اونو نگاه میکردم اونم با حشر تمام منو دید میزد و دستش لای پاش بود . دیدم که ممکن زنم بفهمه زود شلوار خونه پوشیدم رفتم اشپزخونه دستی لا پای زنم انداختم با اون کمی حال کردم گفتم تو اتاق با کیرم ور می رفتم سودابه دید یک دفعه شلوارم کشیدم بالا در صورتی که این طوری نبود و سودابه حسابی دیده بود. زنم گفت ای بدبخت به ارزوت رسیدی ؟ سودابه اومد داخل اشپزخونه ولی لپش حسابی گل انداخته بود معلوم بود که حشرش بالا زده پیش اون با زنم شوخی میکردم پشت زنم میزدم میگفتم جیگر چطوره ؟ زنم میگفت بابا پیش سودابه زشته . سودابه گفت زشت چی شوهرت دیگه. ظهر ناهار خوردیم و من حسابی سینه و کون سودابه رو ور انداز کردم قبلا به بزرگی کون زنم نبود ولی الان اونو جا گذاشته بعد از ناهار کمی خوابیدم وقتی بیدار شدم دیدم زنم وسودابه حسابی از گرما ولووند و همه چیزشون رو ریختند بیرون تا منو دیدند خودشون رو جمع و جور کردند زنم رفت چایی بیاره منهم به عمدا کیرم رو توی شلوار جابجا کردم و سودابه فهمید چشم از سودابه ور نمی داشتم سودابه گفت اقا ...منو هم میبری ؟منظورش خونه خودشون بود گفتم کجا ببرمت؟اونم گفت خونمون. زنم گفت کجا شب بمون زنگ می زنیم اقا محمد هم بیاد بعد از شام برید سودابه قبول نکرد و گفت شام دعوتیم باشه یه شب دیگه گفتم باشه حاضر شو تا بریم معمولا پنج شنبه ها مغازه نمی رفتم زنم گفت میری مغازه یا بر می گردی خونه؟فکر کردم شاید بشه از خجالت سودی در بیام واسه همین گفتم میرم مغازه .سودابه رو سوار ماشین کردم رفتیم سمت خونشون توی ماشین از شوهرش حرف زدم و از اینکه حموم شون دایر یا نه البته به شوخی اونم که معلوم بود دلش پره گفت نه بابا محمد بیچاره تا میاد خونه خسته و کوفته می افته گوشه ای و خوابش میبره. توی راه دخترش خوابید موقع پیاده شدن مجبور شدم اونو بغلم تا اپارتمون شون ببرم .و سودابه وسایل خودش رو بیاره داخل اپارتمون شدیم سودابه گفت بیا تو یه لیوان شربت بیارم گرمت شده منم تعارف کردم بظاهر قبول نمی کردم ولی به اصرار سودابه رفتم تو اون رفت شربت درست کنه منهم دیدم ماهواره شون روشنه تلویزیون روشن کردم زدم کانال ماهواره اتفاقا روی یک کانال سکسی بود که دو نفر داشتند زنه رو میکردند در همین حین سودابه اومد تو و اون صحنه رو دید منهم مثلا دست پاچه شدم بدتر صداشو زیاد کردم سودابه داشت می خندید کنترل از من گرفت و فقط صداشو کم کرد ولی کانال رو عوض نکرد به من گفت فیلم خوشت می اد ؟گفتم اره گفت میخوای بازی کنیم ؟منم که مثلا راضی نیستم گفتم نه بابا. سودابه گفت نعره علی بابا پس کدوم جلب بود کیرش به من نشون میداد.منم گفتم کی؟گفت اونشب خونه مامانم امروز خونه خودتون جلو اینه منم گفتم جون من دیدی؟گفت پس چی از اون شب به بعد فقط به عشق کیر تو به محمد کس میدم یا روزا هم بادمجان سیاه تو کسم می ذارم تا ارضا بشم. منم که دیدم این جوریه اونو گرفتم بغلم و دستمو بردم توی شورتش دیدم که حسابی چشمه اش اب افتاده فقط پمپ ابکش می خواد بریزه بیرون برای همین کیرمو در اوردم و دادم دستش گفتم چاهت اب افتاده پمپ بزاز توش اونم گفت شما متخصص این کارین منم خوابون دمش و شورت دامنشو باهم در اورم بیرون گفت اخ جون الان مزه کیر رو می چششم پاهاشو داد بالا وگفت زود باش مردم .من هم نامردی نکردم تمام کیرم رو فرستادم تو اونم همش قربون صدقه کیرم میرفت منم بهش گفتم این کیر مال تو بکش تا سیر بشی گفت بس خواهرم چی؟گفتم نترس به همه تون میرسه اونم گفت همه مون؟ گفتم اره تو خواهرت مامانت خاله هات( اخه فامیل های زنم همشون کس تشریف دارن) و هر کی که شما دوست دارین کیر من بره توشون اونم گفت اخ جون چند نفری برات سراغ دارم منم با این حرف حسابی کوبوندم تو کوسش و ابم تا اخرین قطره خالی کردم تو کوسش و سودابه گفت تا امروز این طوری گاییده نشده بودم با بوسه ای ازم تشکر کرد. باهم رفتیم حموم اونجا هم ازم خواست ولی من قبول نکردم گفتم باید عدالت رعایت بشه واسه خواهرت هم بمونه رفت بیرون وبا یه خیار سالادی امد منظورش رو فهمیدم خیار رو گرفتم و مالیدم به کوسش گفت بزار عقب میخوام از این به بعد جفت سوراخه بهت بدم منم خیار یواش یواش توی کونش کردم و کوسش رو مالیدم تا اینکه دوباره ارضا شد منم هم دوش گرفتم و رفتم خانه خودم توی راه فکر میکردم سودابه کی رو برام جور میکنه؟

0
هنوز نمره داده نشده

نظرات