شما اینجا هستید

سکسی ترین دختر دنیا "ساجی"

دلم خیلی می خواستش...باز همش تو فکرش بودم...شب هم پرواز داشتم..اگه نمیدیدمش 4روز عذاب میکشیدم...زنگ زدم بهش... ساجی ببینمت؟گفت باشه...
سر وقت اومد...خوبیش این بود ما زیاد تلفنی باهم حرف نمیزدیم...وقتی هم که میدیدم همو واقعا دلم براش تنگ شده بود...
مثل همیشه کنار اپن آشپزخونه وایسادیم...وودکا رو باز کردم...پیک اول...دوم...سوم...کم کم گرم شدیم...لبامو چسبوندم رو لباش...لبای داغ و خوشمزش...چسبیدیم به هم...سینه هاش تو دستم و میمالوندم و آروم آروم گردنشو خوردم..لاله گوششو با لبام میمکیدم با زبونم میخوردم... سرشو داده بود عقب و منم گردنه خوشگلشو با لبام لمس میکردم و میومدم پایین...به سینه هاش رسیدم دیگه طاقت نداشتم... تی شرتش و سوتینشو باهم در اوردم... همونجا تو آشپزخونه خوابیدیم رو زمین...یه لحظه مکث...تو چندثانیه لخت بغل هم بودیم...مست...عاشق سکس بود منم عاشق سکسیی بودنش...نشستیم...دستم دورکمرش بود اون بی حال رو به عقب رو پاهم نشسته بود...کل بدنشو از پایین به بالا میخوردم...دیگه اونم وحشی شده بود...پرتم کرد زمین...دراز کشیدم و شروع کرد به خوردن من...گوشهام..لبام،سینه هام...رسید به کیرم...با یه دستش بازی میکرد و با لباش بالا پایین میکرد و لباشو رو کیرم سر میداد...کنار رونهام لیس میزد...وای خدا...هیچکس مثله ساجی نیست...بهش قول داده بودم کسشو میخورم...پرتش کردم عقب و سرمو یردم لای پاهاش...پاهشو قفل کرد دور سرم منم با زبون و لبهام مثل وحشیا کسشو میخوردم...بلندش کردم با کسش نشست رو صورتم منم زبونم تا ته تو کسش بود و میچرخوندم...آب کسش فواره میزد تو دهنم منم لذت میبردم...از اینکه داره از من لذت میبره...پاشدم باز یه پیک دیگه...اونم داشت برام میخورد...گفت اونم مشروب میخواد منم همینطور که داشت ساک میزد ریختم رو کیرم و اونم خورد...مست مست بودیم جفتمون...منم یه پیک ریختم رو سینه هاش و شروع کردم به لیسیدنش...
رفتیم اتاق...روی تخت داشت لیس میزد منو ...اون کون قشنگش مثل یه قلب جلوم باز شده بود...بلند شدم...دیگه ظاقت نداشتم...از کسش دریای آب مبومد بیرون...بغل گوشش گفتم...فدای کس تنگت بشم دوست دارم بکنمت...گفت بکن...لیز لیز تا ته رفت تو...من مست بودم و ساجی جیغ میزد...بعد 2-3 بار ساجی ارضا شد... ولی تمومی نداره...یه پاشو گذاشت رو شونه هام یه پاشم جمع کرد تو سینش گفت بکن منو...بکن جرم بده...منم میگفتم باشه عزیزم... میکنمت هیچکس مثل تو نیست...سینه هاش تو دستام و عقب جلو میکردم...تمام ملحفه از آبش خیس شده بود...پاشو قفل کرد دور کمرم...خدا چه کیفی میداد...میدونه کی باید چی کار کنه...پاشد جلوم و خم شد..منم با دستام کونش میمالیدم و میکردم تو کس تنگش...هر از گاهی هم چندتا سیلی به کونش میزدم و اونم آه ناله میکرد...خوابوند منو نشست روم...چندبار بالا پایین کرد و موهامو میکشید و سینه هاشو میمالیدو کسش رو هم میمالید..عاشق اینم که تو سکس خودشو بماله و من لذت ببرم...بازم ارضا شد...محکم بغلم کرد...منم دیگه داشتم میشدم..انقدر فعالیت کرده بودیم انگار که زیر دوش بودیم... گفت میخوام آبتو بخورم همه رو خورد...بغل کردیم همو نیم ساعت خوابیدیم باز سکس کردیم...اون روز ما 4 ساعت باهم مدام سکس داشتیم اون روز بهترین سکس عمرم بود...برای من هیچکس مثل ساجی نیست...

نوشته: Farzadc200

داستان سکسی:

3.333335
نمره شما: هیچ میانگین 3.3 (15 votes)

نظرات

خوب بود مرسی
کوتاه بود ولی قابل باور و منطقی
نگارشت تسبتا" خوب بود البته باید بیشتر روش کار میکردی. ولی داستانت فقط روایت یک سکس بود و هیچ توضیحی در خصوص نوع ارتباطت با ساجی و اینکه کجا میخوای بری و برای چه مدت و . . . نداده بودی و این کمی داستانت را بی روح و بی سرو ته کرده بود. به هرحال موفق باشی

10 خط نوشته 8 خطش نقطه ست اخمخ نفهم.چت کردیا.نقطه نقطه نقطه .سر خط.بازم نقطه.....
.بیشعور ترسیدی ممیزی اینترنت سانسورت کنه؟؟؟؟........................................................................................................................................................................................................................................................................................................