شما اینجا هستید

سکس آتشین

...سلام
دوستان شهوانی اين داستان حقيقي نيست و ساخته ذهن وتخيلاته منه
درصورت وجود خطا يا غلط تايپي ببخشيد با گوشي تايپ ميكنم بازبيني سخته.

فقط چند سانت فاصله داشتيم صداي نفس هاشو حس ميكردم رو كاناپه نشسته بوديم و عكس هاي نامزديمونو نگاه ميكرديم.
سرم رو شونه هاش بود دست چپش دورم حلقه بود و با انتهاي موهاي مشكيم بازي ميكرد
سنگيني نگاهشو حس ميكردم سر بلند كردم و نگاهم تو چشاي عسليش گره خورد. با سرانگشتام رو صورتش ميكشيدم اونم موهامو نوازش ميداد
صورتش هميشه صاف وتراشيده بود الان از لمس پوست نرم گونه هاش لذت ميبردم.
صورتش بهم نزديك ميشد بازدم نفس هاشو رو پيشونيم حس ميكردم خواستم لباشو ببوسم سرشو كمي عقب برد من تلاش ميكردم به لباش برسم اون از ديوونه كردن من لذت ميبرد به راحتي ميتونست شهوت و از چشام بخونه براي لمس لبهاش با نگاهم التماسش ميكردم بلندشدم رو كاناپه رو زانو هام موندم موهاشو چنگ انداختم ولباشو با ولع تو لبام گرفتم تسليم شده بود و لبامو ميخورد.
زانوي چپمو بين پاهاش رو كاناپه گذاشتم و لباشو ميمكيدم وقتي لبامو گاز ميگرفت از لذت نفسم بند ميومد شهوت و خماري تو چشاش موج ميزد دستاشو دور كمرم حلقه كرد و به خودش فشارم داد
توي بغلش وول ميخوردم آروم نداشتم سينه هامو از رو پيرهنم فشار ميداد آه من بلند شده بود
بغلم كرد و به سمت اتاق رفت
منو انداخت رو تخت شلوارمو از پام درآورد
لباس خودشم درآورد كير بزرگش از زير شورت خودنمايي ميكرد
روم خوابيد پاهاشو بين پاهام انداخت گردنمو ميخورد لاله گوشمو زبون ميزد صداي آهش تو گوشم ميپيچيد
سفت گرفته بودمش
سينه هامو تو مشتش گرفته بود و ميماليد زيرش پيچ وتاب ميخوردم
-آخ آقايي بمال عزيزم واي
-جووووون
با هر جون گفتنش حشرم صدبرابر ميشد همينطور سينه هامو ميبوسيد و زبون ميكشيد ميومد پايين شكمو زبون زد
رون هامو دست ميكشيد و با لباش گاز ميگرفت سرشو بين پاهام برد و از رو شورت بو كرد
-آه ه ه عشقم چي داري اين زير
من فقط نفس ميزدم قدرت حرف زدن نداشتم با دندونش شورتمو در آورد نگاه تحسين انگيزي انداخت و سرشو برد تو كسم
با زبونش لاي كسم ميكشيد چوچولمو ميخورد و بينيش ميخورد به بالاي كسم
از شهوت كمرمو بالا ميبردم يك لحظه هم سرش از كسم جدا نميشد
چنگ تو موهاش انداخته بودم جيغمو درآورده بود
ديگه طاقت نداشتم بلند شدم و هولش دادم رو تخت گردنشو ميليسدم سينشو دست ميكشيدم
لمسش كردم تا شورتش.
شورتش خيس بود درآوردمش با دستام كيرشو گرفتم و لمسش ميكردم لبامو نزديك بردم و كيرشو به لبام تماس دادم ولي نميخوردم نوبت من بود كه به التماس بيارمش
-آي بخورش ديگه نفسم زود بااااااااش
از تهش ليس زدمش تا بالا سرشو كردم دهنم
-آآآآآآآآه آره بخورش جوووون
تا ته دهنم ميكردم و درمياوردم موهامو گرفته بود و سرمو به كيرش فشار ميداد ميدونست از وحشي شدنش لذت ميبرم ناخونامو روي رون هاش ميكشيدم بدجوري حشري شده بود
-واي بسه خانومم
بلند شدم عقب رفت تكيه داد به ابتداي تخت رو پاهاش نرم نشستم گردنشو ميخوردم صورتمو به صورتش چسبوندم داغه داغ بود از زير كيرشو به كسم ميكشيد لبريز از لذت بودم
نفسامون تو هم گره خورد
كيرشو يكدفعه داخل كسم كرد نفسم بالا نميومد لبامو تو لباش گرفت دستشو رو باسنم گذاشته بود آروم بالا پايينم ميكرد حركت كير كلفت وداغش تو كسم آتيشم ميزد
-آيي آقايي محكمم اومممم
با اين حرفم وحشي شد پرتم كرد رو تخت بين پاهام موند كيرشو محكم تو كسم كرد پاهامو تو دستش گرفته بود با تمام قدرتش بهم ضربه ميزد داشتم جيغ ميزدم كيرشو ته كسم حس ميكردم همه وجودم ميلرزيد به شدت تلمبه ميزد پاهامو ميبوسيد و سينه هامو چنگ مينداخت داشتم از حال ميرفتم
برم گردوند چهار دست و پا نگهم داشت سرمو به تخت چسبوندم از پشت كرد تو كسم به باسنم ضربه ميزد كمرمو چنگ ميگرفت خودمو بهش ميزدم تا كيرش تا ته بره تو كسم آخ خيلي لذت بخش بود
صداي نفساش بلندتر شده بود ضرباتي كه به باسنم ميزد درد لذت بخشي حس ميكردم كيرشو درمياورد و يكدفعه وارد كسم ميكرد دوباره برم گردوند بين پاهام موند و محكم تلمبه ميزد حس كردم تمام ماهيچه هاي كسم منقبض ميش جيغي كشيدم وبا لرزش ارضا شدم با انقباض كسم دور كيرش به ارضا نزديك شد
درآورد و روي شكمم اومد با چند بار ماليدن آبش با فشار روي سينه و گردنم ريخت آب داغي بود دستمال برداشت و آبشو از بدنم پاك كرد كنارم روي تخت افتاد
موهامو نوازش ميكرد لبامو ميبوسيد قربون صدقم ميرفت و ازم بخاطر سكس تشكر كرد
از خستگي حالي برام نمونده بود
بين بازوهاي مردونش قرار گرفتم پامو بين پاهاش گذاشتم لبمم روي لباش
يه شب پراز آرامش رو تو بغل هم تا صبح داشتيم.

نوشته: هانیه

داستان سکسی:

3.882355
نمره شما: هیچ میانگین 3.9 (17 votes)

نظرات

با اینکه اولش گفته بودی دروغه اما به قدری خوب و ظریف توصیف کردی که انگار قبلا همچین تجربه ای رو داشتی. فقط ریتم داستانت خیلی تند بود. از لحظه شروع تا پایانش خیلی سریع گذشت و شخصیتها به خوبی معرفی نشدن. خوانند فقط متوجه شد که سکس بین دو نامزد اتفاق افتاده که البته اشکالی هم نداره. با اینحال قلمت به شدت آشنا میزد...