شما اینجا هستید

سکس اتفاقی با خاله زهرا

در اینجا می خوام سکس با خاله زهرا رو براتون بگم.
من دو تا خاله دارم. زهرا خاله کوچیکمه. سن 22 قد حدود 165 وزن 50 با سینه و باسنی متناسب با بدنش. خودم:سن 16 قد 169 وزن 62 کیرم 17cm.
خالم دانشگاه قبول شد و قرار بود تا پایان دانشگاه پیش ما بمونه. شب هم تو اتاق من می خوابید. با یه زیرکی تونستم کسشو از زیر در دستشویی دیدم. از اون موقع به بعد تو فکر کردن خالم بودم اما پرده داشت و من می خواستم کسشو بزارم.
بعد یه مدت عقد کرد منم تو کیفش کاندوم پیدا کردم. دیگه مطمئن بودم که پرده نداره. یه روز که از مدرسه برگشتم دیدم کسی نیست و خالم رفته حموم. رفتم رو نرده تختم نشستم لباسامو به جز شرت در اوردم. کیرمو از کنار شرتم در اوردم داشتم با هاش ور میرفتم. کاملا راست شده بود. تختم کنار در بود. همینجور که داشتم با کیرم ور میرفتم در اتاق باز شد خالم اومد داخل. حوله دور خودش پیچیده بود. کیرمو دید ولی رو خدش نذاشت از کنارم رد شد.
رفت جلو کمد حوله رو گذاشت رو تخت فقط شرت و کرست برش بود آخه خالم خیلی با من راحت بود بعضی وقتی کنار هم می خوابیدیم و از این حرفا اما نمی تونستم موقعیتی پیش بیارم که بکنمش.
خلاصه سریع خودمو رسونم پشت سرش و کیرمو گذاشتم لای پاش. برگشت گفت چیکار میکنی؟ بدون اینکه بهش جواب بدم گذاشتمش روی تخت و شروع کردم خوردن لبهاش. چون مقاومت میکرد رفتم سراغ کسش. کسشو از کنار شرتش در اوردم شروع کردم به خوردن. شهوتی شده بود و مقاومت نمیکرد. کرستشو که باز کردم دو تا هندونه سفید با نوکی با رنگ قهوه ای روشن پرید بیرون و منم عین یه بچه شیرخواره شروع کردم به خوردن سینه هاش. اونم با دستش با کیرم بازی میکرد. نشستم لب تخت اونم رفت پایین تخت و شرتمو در آورد شروع کرد به ساک زدن. بعد از یه مدت ساک زدن بلند شد رفت از تو کیفش یه بسته کاندوم آورد و برام کشید رو کیرم. بعد رفت رو تخت خوابید. کیرمو یه خورده کشیدم به چوچولش بعد با یه فشار کلاهک کیرمو فرستادم داخل. سریع آوردم بیرون. کاندومو در آوردم و به خالم گفتم اجازه هست اینجوری. گفت فقط حواستو جمع کن حامله نشم. دوباره شروع کردم. درون کسش بخاری گذاشته بود خیلی داغ بود. هر چی تلمبه میزدم آبم نمیومد. کیرمو در اوردم و دراز کشیدم و خالم اومد روم نشست و خودش زحمت بالا پایین شدن رو میکشید. داشت آبم میومد سریع خوابوندمش و آبمو ریختم رو سینه هاش. همشو با دست جمع کرد و خورد. گفت پس من چی؟ فهمیدم ارضا نشده کاندومو برداشتم و کشیدم رو کیرم و گفتم به حالت سگی قرار بگیره. کیرمو فرستادم تو کسش و شروع کردم به تلمبه زدن. صداش رو به افزایش بود و من بیشتر لذت می بردم. یه آه بلند گفتو شروع کرد کرد به لرزیدن. فهمیدم که اونم ارضا شده و حالا نوبت کونشه.
کاندومو در آوردمو آبش که از اول کار بند نیومده بود رو کشیدم در سوراخش و کیرمو یواش یواش هل دادم تو. جا که باز کرد شروع کردم به تلمبه زدن و کامل روش خم شده بودم . یه دستم رو سینش و یه دستم رو کسش بود. آبم که اومد ریختم تو کونش. بعد دراز کشیدم رو تخت و اومد به حالت 69 روم قرار گرفت و قطرات باقی مونده آبمو میمکید و منم کس خیسشو میخوردم.مطمئن بودیم که مامان وبابام تا فردا نمیان لخت تو بغل هم خوابیدیم. بیدار که شدم دیدم خالم نیست. رفتم دیدم همونجور لخت کنار اجاق گاز داره شام درست میکنه و غذا رو هم در حالت کاملا لخت خوردیم و تا فردا صبح که می خواستم برم مدرسه لباس نپوشیدم. خیلی حال داد.

داستان سکسی:

2.36158
نمره شما: هیچ میانگین 2.4 (177 votes)

نظرات