شما اینجا هستید

سکس اول من در پاتایا

اوایل زمستون پارسال بود که با کشتی تجاری به تایلند سفر کردیم و طی فرصتی , با چند تا از پرسنل کشتی , به شهر معروف پاتایا که در فاصله نیم ساعتی ما بود , رفتیم.
این شهر واقعا پر از فاحشه هست و هر آن اراده کنی , میتونی دست یکیشو بگیری و ببری برای سکس.
با دوستان , 6 نفر میشدیم قرار گذاشتیم فاصله عصر تا آخر شب تو دیسکو و بار ها بگذرونیم و همگی سیخ کرده بودیم که که آخر شب هر کدوم یه کس بکنیم .
تو چند ساعتی که ول می گشتیم , دائم آبجو می خوردیم و میرقصیدیم و کس های رنگارنگ رو نگاه می کردیم و گیج شده بودیم که کدومو انتخاب کنیم.
حدود ساعت 11 تا 12 , دوستان که حسابی خسته شده بودن هر کدوم یه دخترو نشون کردن و پول دادن و غیبشون زد , معمولا دخترا رو به هتل های ارزون قیمت میبردن.
فرشید همراه من بود نوبتش شده بود که انتخاب کنه و بره دنبال حال و حولش ؛ یه دختر رو پسندید اما وقتی داشت پولش رو میداد , دختره اشاره کرد به من و گفت که میخوام با تو بیام ! , میخوام با تو ... !!!
درحالی که فرشید خیلی خوش چهره تر بود و من نه قیافه دارم و نه هیکل و نه هیچ جذبه ای !
خلاصه برای اینکه پول فرشید هدر نره , قرار شد این دختره رو من ببرم و فرشید یکی دیگه انتخاب کنه ...
از اونجا , فرشید ازمون جدا شد و من و دختر خوش قیافه ( به اسم جوی ) راه افتادیم.
جوی ترتیب تاکسی رو داد , ( تاکسی یه وانت بود که معمولا تو پاتایا اکثرا باهاش تردد می کنن و از هوای خوب لذت میبرن ).
از وقتی پشت وانت نشستیم , جوی هم به من چسبید و منو بغل کرده بود و یه شوق عجیبی تو چهرش میدیدم که برام جالب بود , مدام می خندید و حرف میزد و سئوال می کرد و همه جای منو لمس می کرد و ... , فقط لب نگرفتیم که اونم خودم نخواستم.
10 دقیقه بعدش , به جای خلوتی رسیدیم , ظاهرا جوی به راننده آدرس داده بود , یه مهمانسرای خلوت و دنج بود , ساعت 12:30 شده بود و تو اون محل سکوت خاصی , نگرانم میکرد !
جوی با مسئول اونجا صحبت کرد و یه اتاق گرفت ,
من که تمام شب رو آبجو خورده بودم , داشتم تو خودم می شاشیدم , زود رفتم سراغ wc و تخلیه کردم.
وقتی اومدم بیرون , جوی روی تخت دراز کشیده بود .لامپ خاموش , و اتاق با نور تلویزیون , کمی روشن بود . بدنم داغ بود , هم بخاطر آبجو , هم بخاطر یه قرص که نیم ساعت قبلش خورده بودم , ( این قرص رو یکی از دوستان داده بود , میگفت زمان سکس رو زیاد می کنه , منم که زود ارضا میشدم , ترجیح دادم یکیشو بخورم )
اون قرص تپش قلبمو هم زیاد کرده بود و احساس گرما میکردم.
منم اومدم کنار جوی , روی تخت ولو شدم ,از ولگردی اون شب , حسابی خسته شده بودم و بیشتر از اونی که میل سکس داشته باشم , میل به خواب داشتم !
سقف رو نگاه می کردم , آینه بزرگی به سقف چسبیده بود ( شاید برای بهتر شدن سکس گذاشته بودن ) , احساس خاصی داشتم , دفعه اولم بود که تو همچین موقعیتی قرار میگرفتم , تو حال و هوای خودم بودم که جوی با لحن ملایمی گفت: منو نمی خوای؟!
( شاید مرد های دیگه از همون لحظه اول بهش حمله میکردن ولی من هنوز لمسش نکرده بودم و این یه حس منفی بهش داده بود ). , بهش گفتم که فقط کمی خسته ام و..
خم شدم روش و بالای سینه هاش که کمی لخت بود رو بوسیدم. و چند تا بوس به گردنش و بعدش صورتش.
(هر دو هنوز لباس تنمون بود.)
جوی تقریبا انگلیسی رو میفهمید و مدام باهاش حرف میزدم که رابطمون گرم بمونه , اون هم با چهره ای خندون که شیطنت خاصی رو نشون میداد , از حرف هامون استقبال میکرد

30 سالش بود ولی چهره 25 تا 26 ساله ای داشت , قد حدودا 170 و باریک اندام , چهره ای دلنشین ( برعکس اکثر تایلندی ها ) , و موهای خیلی صاف تا روی شونه هاش .

روی تخت , باهاش بازی میکردم و می بوسیدمش , همه جای صورتش رو بوسیدم بخصوص لبش رو , مخصوصا که علاقه خاصی به خوردن زبون داشت , بعد , گردنش رو تا پایین , تا لبه سوتین بوسیدم و خودش , تاپ رو از تنش دراورد , گفتم که سوتین هم همون موقع در بیاره , کمی شرم تو چشاش میدیدم , بعدش فقط سوتین رو ار پشت کمرش باز کرد و همون حالت گذاشت , منم به بوسیدن بالای سینه ادامه دادم و سوتین رو کاملا کشیدم پایین , تا جایی که سینه ها کاملا پف کرده , جلوی چشام بودن , دفعه اولم بود که اینقدر واقعی و نزدیک میدیدم , حول شده بودم ؛ ممه ها رو جفت کردم و کمی فشار دادم , بعدش دیوونه وار نوکشونو مکیدم کمی مک میزدم و بعدش همه جای ممه رو می بوسیدم , تو چشاش نگاه که کردم , صورتش , شهوت رو نشون میداد , کف دستامو روی ممه ها گذاشتمو , دایره وار , ممه ها رو برای یه دقیقه مالیدم , حسابی نرم بود و لذت میبردم , نوک ممه رو لایه انگشتام فشار میدادم و می مالیدم , چشاش رو میبست هیچی نمیگفت , و دوباره میبوسیدمش , از صورتش رو , تا سینه و تا شکم , تا لبه شلوارش ,بعدش بلند شدم و تیشرت خودمو دراوردم , با اشاره بهش گفتم دمر بخوابه ,

وقتی خوابید , شلوارک رو از پاش دراوردم و خودم اروم روش خم کردم , از گردنشو بوسیدم, شونه ها , بازو ها , .. که یهو گفت : ببین 2 تا تتو دارم , ببین قشنگه؟!
بعد جای تتو ها که یکی پشت کتف و یکی بالای باسن بود بهم نشون داد و خیلی هم حال میکرد وقتی ازش حرف میزد , منم ازش تعریف کردم و بوسیدنش رو ادامه دادم کمرش رو بوسیدم تا پایین تر , تا تتوی باسنش , وقتی باسن رو میبوسیدم , قلقلکش گرفت و یهو از جا بلند شد , گفت که نمیتونه حس قلقلک رو تحمل کنه , وقتی برگشت و طاقباز خوابید , خیلی شیطون شده بود , منم میبوسیدمش , تا شورتش , که حسابی پف کرده بود , پاهاش رو بهم چسبونده بود , بین پاها , زیر شرت مشکی , کسش خیلی پف کرده بود و دیدنش , منو حشری میکرد , از رو شرت بوسیدم , بعد از رون های خیلی نرم و ظریفش , بوسیدم تا بالا تا کشاله ران , که دیگه خودش , شرت رو دراورد منم کمکش کردم , خیلی زود دوباره پاهاش رو جفت کرد و نمیزاشت کسش رو خوب ببینم ,
من بیشتر از اینکه بفکر کردن باشم , از بوسیدن و شیطنت لذت میبردم , اون هم خیلی همراهی میکرد و حرف میزد ,
میتونم بگم ,اون شب بیش از 300 بار بوسیدمش , همه جای بدنش رو میبوسیدم , هر دو حال میکردیم , برام مهم نبود که با یه فاحشه سر و کار دارم یا دوست دختر یا هر چیز دیگه ای , فقط کاری که بهم حال میداد , میکردم .
وقتی دوباره رون های لطیفش رو میبوسیدم , همه حواسم به کس تپلش بود که یه شکاف کوچیک ازش پیدا بود منم زبونم رو بین ران و لپ های کس فرو می کردم و این کار حسابی بهش حال میداد تا جایی که گفت boom boom کنیم ( این اصطلاح واسه کردن استفاده می کنن ).
منو خوابوند رو تخت , شلوارمو دراورد , بعدش خم شد روم , و لب گرفتیم , زبونشو کرد تو دهنم و دیگه بی خیال نمیشد , همینجور دستش روی شرتم بود و با کیرم ور میرفت. بعد نوک سینه هامو بوسید و کمی گاز میگرفت ,
من که تا اون موقع , هیچ حسی رو نوک سینه هام نداشتم , موقعی که جوی منو میبوسید , خیلی حس خوبی بهم میداد , و کیرم سفت تر میشد ,
همینطور منو بوسید تا پایین , تا شرت , بعد اروم دستشو رو کیرم میکشید , کیرم داشت شرت رو پاره میکرد ,
شرتمو کشید پایین , چشای جوی باز شد , گفت , big ...big
شرت و کاملا دراورد و با اون دستش , کیرمو گرفت که کیرم حسابی رو با بالا شد و بعد شروع کرد به لیس زدن سر کیر , و آروم کیر و تو دهنش می کرد و می مکید , هر دفعه بیشتر تو دهنش می کرد , خیلی آروم , ولی عمیق میکرد تو دهنش ,
حس فوق العاده ای داشتم , نمیتونستم خودمو کنترل کنم , تقریبا رو ویبره بودم !
2 دقیقه ای کیرم رو خورد بعدش تخم ها رو مکید , که این دیگه حسش قوی تر بود , من که اصلا نمی تونستم تحمل کنم و به خودم میپیچیدم , باعث تعجبش شده بود , دیگه بیخیالشون شد .
کنار تخت , کاندوم رو برداشت , روی پاهام نشسته بود و لبخند میزد , کاندوم رو روی کیرم کشید , کیرم داشت خفه میشد , اینقدر که کاندوم تنگ بود ! بعدش اروم اومد بالای کیر شق شده ی من !
همینطور که تو چشمای من نگاه میکرد , کیرمو زیر کسش تنظیم کرد و نشست روش و گفت : easy easy ( یواش )
کیرم رفت تو یه تونل تنگ و گرم .
اروم از رو کیرم بلند شد و دوباره نشست و ....
حرکات کمرش فوق العاده بود , وقتی می نشست , کیرم تا ته کسش میرفت تو و حتی خودشو فشار میداد تا حسابی به ته کسش بره , بعد بلند میشد و دوباره...
از اول دلم خوش بود که قرص خوردم و یه سکس طولانی خواهم داشت , ولی انگار اینها همش کشک بود , با این کاری که جوی میکرد , من 2 دقیقه هم دووم نمیاوردم ,
حرکاتش تند و تند تر شده بود و منم خودمو باخته بودم , دیدم که نه , جلوی آبم رو نمیشه گرفت ! اون هم از چهره من خونده بود که داره دخلم میاد , خیلی سکسی تر بالا و پایین میرفت و آخ و اوخ می کرد .
هر کاری کردم , نشد , آبم با فشار زد بالا , محکم گرفتمشو نزاشتم از روم بلند بشه , اونم خودشو فشار داد روم , وقتی خالی شدم , یواش از رو کیرم بلند شد و خندید ,
گفت : زود ارضا شدی که !
کاندومو دراورد و بعد رفت دوش گرفت , منم مثل شفته ی وا رفته , رو تخت ولو شده بودم ,
بعد از اون رفتم دوش گرفتم ,
اومدم بیرون دیدم زیر پتو رفته و تی وی نگاه می کنه و می خنده .
پیشش خوابیدم , 1 دقیقه نگذشته بود که دستش اومد رو کیرم ! و شروع کرد به بازی !
گفت : این که هنوز نخوابیده ! ( احتمالا ار اثرات همون قرص بوده )
کیرم تو دستش بود و باهاش ور میرفت , حرف میزد و خنده های شیطنت آمیز و ....
منم باهاش بازی می کردم و می بوسیدمش ,
10 دقیقه بعد , کیر من شده بود مثل اول , سیخ !
اونم گفت بیا دوباره بوم بوم !
این دفعه هم سینه هامو گاز میگرفت و بعدش میبوسید تا کیرم , ساک زد و ...
و باز هم حسش اینقدر قوی بود که نمی تونستم تحمل کنم , یه لذت خیلی زیادی داشت !
کاندوم و کشید رو کیرم , اینبار هم مثل قبل , حس کردم آبم زود میاد , اما
این بار تند تر رو کیرم بالا و پایین میرفت , و ظاهرا اثر اون آبجو ها هم داشت خودشو نشون میداد . اصلا آبم نمیومد , و حسابی حال میکردم ,
باسنش رو باز کرده بودم و اون روی کیرم هدایت می کردم , به باسنش چنگ میزدم ,.
بعدش اون طاقباز خوابید و من اومدم روش , کیرمو تا ته کسش فشار میدادم که دیگه جلو تر نمیرفت , اون هم حال میکرد , حسابی تند تند و محکم می کردم و هر چند تا صربه ای که میزدم , یه بار فشار میدادم و نگاه میداشتم , اون هم که ناله ای از رو لذت میکرد !
بعد گفتم 4 دست و پا بشه , اونم شد , با اشتیاق این کارو کرد , من که کاملا کنترلم رو از دست داده بودم , کیرم فرستادم وسط کونش , خودش سر کیر رو گذاشت رو سوراخ و کیرم لیز خورد تو کسش , این بار سوراخش خیلی تنگ شده بود , و کیرم تا ته کس نمیرفت , عوضش خیلی لذت میبردم , کمرش رو گرفته بودم و کیرم رو میدیدم که چطور تو سوراخ تنگ میره تو.
خودمو خم کردم روش و بغلش کردم , اینطور کمرش رو زیر شکمم حس می کردم , خیلی حال میداد , یکی از ممه ها هم دستم بود که چنگ میزدم , جوی هم ملافه رو چنگ زده بود و تو یه عالم دیگه بود .
پوزیشن خسته کننده ای بود , خودمو بهش فشار دادم , اون هم کاملا دمر شد , روی باسنش نشسته بودم و کیرم خیلی راحت تو شکاف باسنش میرفت تو کسش , خیلی لذت بخش بود. تقریبا بریده بودم , انرژی نداشتم دیگه , از طرفی اصلا آبم نمیومد.
دلم می خواست استراحت کنم ,
بهش گفتم دوباره طاقباز بشه , کیر رو کردم تو کس , , پاهاشو روی شونه هام گذاشتم , اینطور کسش تنگ تر شد , هر چی انرژی داشتم , گذاشتم واسه تلنبه زدن , حسابی محکم کردمش که دیگه به زبون خودشون یه چیزایی می گفت و آه و و اوه می کرد ...
بعدش رونش رو باز کردم , دستم رو بهش تکیه داده بودم , و همه وزنم روی کیر , توی کسش بود و اینقدر محکم کردم که آبم فوران کرد تو کاندوم , منم کیرمو تا ته کس فشار دادم و بی حال شدم.
خفن حال کرده بودیم , اون هم قیافش شاد تر شده بود ...
باز هم زحمت کاندوم رو کشید و رفت حموم , بعدش هم من رفتم ...
کیرم خواب نداشت انگار , 10 دقیه بعدش خیلی خشته بودم , هر 2 رو تخت بودیم , ولی مگه جوی بی خیال میشد ؟!!! البته که نه ! میگفت این هنوز نخوابیده ( کیرم ).
من که بیخیال سکس شده بودم , به پهلو خوابیده بودم , اون هم پشتش رو به من کرد , و کونش رو چسبوند به کیرم , شروع کرد به مالیدن کونش به کیرم , کون کوچولوش , خیلی نرم بود و لطیف , وقتی خودشو میمالید بهم , کونش باز میشد , و کیرم , کسش رو حس میکرد .. اینقدر کونشو مالید تا کیرم کمی جون گرفت و سانس 3 , نفس هر 2 ما رو گرفت
سانس سوم تفریبا 40 دقیقه بعد از دفعه دوم بود اگر چه آبم خیلی کم بود ولی حس ارضا شدنم خیلی شدید بود ,
دفعه اولم بود که 3 بار پشت سر هم ارضا میشدم ,
بعد از اون که ساعت حدود 4 شده بود , مثل یه بچه کوچولو , تو بغلم خوابید و منم تا 10 دقیقه فقط نوازشش میکردم , خیلی پوست لطیفی داشت , خیلی ازش لذت بردم و برای همین سعی کردم حد اقل خواب راحت و خوبی داشته باشه ...
امیدوارم اون هم به اندازه , لذت برده باشه !
خاطره خوبی برام بود و هست.

نوشته: xed

داستان سکسی:

2.88889
نمره شما: هیچ میانگین 2.9 (9 votes)

نظرات

Blum 3 فکر نمیکنم جنده کردن اینقدر افتخار داشته باشه که تو اومدی داستانشو نوشتی
حدس میزنم میخواستی از قهرمان بازیت در اون شب کذایی بگی که سوپر من شده بودی و به امداد اون قرص 3بار سکس کردی
بهر حال نکته ی جالب و جذابی نداشت داستانت اما خوب خدا رو شکر که از این سکسهای مزخرف وانگشت کردن توی تاکسی و محارم نبود
بابت اون شب دلنشین بهت خسته نباشید میگم امیدوارم باز هم توفیق نصیبت بشه
اما لطفا بار بعد تریپ رمانتیک برندار کس جنده رو که نمیخورن مریضی میگیری بدبخت ندید بدید
راستی یه فکری هم به حال زود انزالیت بکن

خسته نباشی دیگه ننویس. . . . . . . . . . . .
جنده کردی نوش جونت ولی کمی خالی بستی. اینجوری که تو نوشتی جنده هه بیشتر از تو حال میکرد. کوسشو هم خوردی نکبت؟ اگه ماجرای غیر جنده داری بنویس در غیر اینصورت ننویس.

عالی بود...
جنده و غیر جنده نداره که ...
یعنی جنده دل نداره؟
زن خوب کسیه که توی رختخواب برای شوهرش جنده خوبی باشه همونطور که موقع غذا پختن آشپز خوبیه..
حالا این بنده خدا یه زن خوب به پستش خورده... چه ایرادی داره عاشقانه رفتار کنه باهاش؟
داره میگه بار اولم بوده...وبار اول هم آدم دوست داره هرچی از سکس میدونه رو اجرا کنه...ضمنا پارتنرش هم اهل دل بوده و مستحق یک رفتار خوب..

که سه بار علم اسلام رو در سرزمین کفر فرو کردی..هان؟
نوش جونت
داستان خوب بود...جا داشت سکسی تر بگی..اما همین رمانتیک رفتار کردنت هم گرم و گیرا بود...

یکی نی بگه ملت شما داستانو دریابید به شماها چه که دروغه یا راست خب آخه دانشمندا داستان اسمش رو خودشه یعنی دروغ اگه راست بود مینوشتن حسب حال یا زندگی نامه.به نظر من نگارش خیلی عالی داشت خیلی جالب و قشنگ صحنه ها رو توصیف میکرد.دمت گرم خداییش. یکی از معدود داستانایی بود که قشنگ نوشته شده بود و درون مایه اش انسجام داشت.بیشتر بنویس و کار کن تاپ بودی

حقیقتش اولش مونده بودم پاتایا دیگه چه کوفتیه :)
آقا خوب بود و بهترین داستان امروز بود پس حقشه یه خسته نباشید بهش بگیم.
آقا دمت گرم
خوب نوشتی و خوبم رفتار کردی
سکس رمانتیک قشنگتر از سکس خشنه البته این فقط نظر منه.
اگه بازم هوس نوشتن کردی بنویس
اما حواست به موضوعش باشه

افرین به هلو که حرف دلمو زد انگار که بچه واقعا عادتشون شده به فحش کشیدن نویسنده البته خوب بعضی جاها هم واقعا حق دارین!!!
اما در مورد داستان: محشر نوشته شده بود توصیفت از مکان ها و شریک جنسیت خیلی کامل و خوب بود دستت درد نکنه D:
گفتی پاتایا یاد اخراجی هایه سه افتادم و جریان اون کاندیده که رفته بود پاتایا در مورد ایدز سخنرانی کنه!!!
در اخر خدا لعنت کنه این سیاست مدارایه امریکارو که زدن یه شهریو کامل واسه عشقو حال و تقویت روحیه سربازاشون تو ویتنام تبدیل به جنده خونه کردن!!!
راستی تو یه امار گیری از پاتایا خوندم که نود و خورده ای درصد از این زنان خیابانی ناقل بیماری ایدزن!!!

جدی میگم دمت گرم داستانت خوب بود دروغ هم نبود خیلی حال کردم باهات میخوای کس بکنی اهلشو پیدا کن حال کن نه اینکه خیانت یا سکس با محارم یا ذوری کارت درسته دمت گرم بازم بنویس به کس شعرای اینا هم گوش نکن

برا یه کـُس کردن تا پاتایا رفتین؟؟؟؟ بابا یه سر میرفتین همین قُم خودمو ... دمرو بخوابم بلدن!
بامزه بود ولی معلوم بود صفر کیومتری و سکسم زیاد بلد نیستی! سینه هاشو با کف دست دایره وار مالیدی؟! بهتر بود میخوابیدی زیرش میذاشتی اون تورو میکرد... معذرت میخوام منظورم این بود میذاشتی اون سکانو در دست بگیره.
big big شاید منظورش hard hard / horny یا یه چیزی تو این مایه ها بود! راستی یه ماساژم بگیر ، بی شرفا وحشتناک حال میدن! حالا که قدم رنجه کردین پاتایا واسه سکس یه تجربه باحالتر داشته باشین مثه گروهی بوم بوم....
درانتها کارت درست بود

میگم دوست من دیگه کسو کون جنده هارو نخوری بیماری دهانی یا گوارشی یا افت دهان میگری
ایشالا قسمت همه مومنین بشه یه سفر برن تایلند ما هم بریم یه نماز جماعتی با دخترای اونجا بخونیم امین
السلام علیکم و رحمته الله و برکاته

خوب بود مرسي ، دمت گرم
ولي يكي دو مورد داشت كه واسه داستانهاي بعديت
حتما" مد نظر داشته باش
1 - كس جنده اونم تايلندي كه تنگ نميشه! يه طوري از تنگ بودنش
تعريف كردي كه آدم فكر ميكرد بار اولشه!
2 - آخه پسر خوب فاحشه اگر شرم و حيا داشت كه ديگه فاحشه نميشد!
تو چطور شرم و حيا رو تو چشمهاي يه روسپي تايلندي ديدي؟؟؟
3 - همونطور كه دوستان در بالا اشاره كردنند آدم عاقل كه واسه
يه فاحشه كس ليسي نميكنه!!! كاري خطرناك و فوق العاده غير بهداشتيه.
روي هم رفته غير از مواردي كه اشاره كردم هم نگارشت خوب بود و هم توصيفت
از محيط و شرح عملياتت.
جاي تشكر داره. پيروز باشي آقاي xed

باتمام وجودم ميگم ايول
الهي هميشه چيزت تو چيز باشه منظورم نونت تو روغنه
يه جا گفتي با كيرت بازي مي كردو باهاش حرف ميزد
ا... اكبر كير سخن گو نشنيده بودم سوتم مي تونه بزنه؟
اون سه بار ارضا هم اغراق كردي دفعه دوم و سوم ديگه يه قطره ام به زور مياد ولي ميتونيم با ارفاق بگيم دو نيم بار ارضا شدي كه خودش كليه و در حد الهه سكس قبولت دارم
دمت گرم جناب زد و اينكه هرچه زودتر از شر ويروس هايي كه مبتلا شدي خلاص شي و داستان بعديت رو بنويسي

در کل داستانت خوب بود ولی هرچی با اشاره به جندهه حالی کردی اینجا تبدیل به دیالوگ شده ، خوب عیبی نداره .
کسشو خوردی نوش جونت به زودی قارچهای روی زبونت آماده طبخ میشه .
در ضمن ناله جنده ها خیلی کم پیش میاد از روی حال کردن باشه بیشتر به خاطر حشری و تخلیه کردن سریع کمر مشتریه.

ببينيد يه داستان قشنگ كه مياد روي سايت همه خوششون مياد،هيچكدوم از بچه ها عقده فحش دادن ندارند كه ولي يه چرت و پرتايي مينويسند بعضيا كه واقعا لايق فحشند،دوست عزيز داستانت همينطور كه اكثر بچه ها گفتن خوب بود دستت درد نكنه و خسته نباشي

خوب بود فقط اون big bib یک کمی رو مخ بود ببیند دوست من که نویسنده قابلی هم هستید برای واقعی تر جلوه دادن داستانتون همون boom boom که گفتید به نظر من کافی بود چون یک اصطلاحه که معمولن مخصوص تایلنده و هر کس بدونه ، حس می کنه که داستان واقعیه ولی واژه های شکسته بسته انگلیسی دیگه که بکار بردید کمی چیپه، از ارزش کارتون کم می کنه . چه جوری بگم ؟ دور از جون شما انگاری کسی داستان نویس باشه که ندید بدید باشه -البته گفتم دور از جون- و یک چیز دیگه اینکه شما مجبور نیستید از اِلمان هایی که برای نوشتن اینجور داستانهای پورنو جا افتاده و معمولن هم فقط گرته برداری و تقلید ناقصی از نمونه های خارجی هستند استفاده کنید مثل همین موضوع ..س لیسی که دوستان هم بیشتر اعتراضشون روی اون بود همه ما می دونیم که این ماجرا -با وجود اینکه سکسولوژیست ها تاییدش می کنند ولی برخلاف س..ک زدن که دیگه جا افتاده لااقل توی ایران خیلی مرسوم نیست -حالا به هر دلیل - ولی اکثر نویسنده ها با اینکه ممکنه در عمل به هیچ قیمتی اینکار رو نکنند (که عرض کردم شاید اصلن کار خوبی هم باشه ولی عرف رایج ایران هنوز نپذیرفته کامل )ولی توی داستانشون حتمن اسمی از انجامش می آرند . خوب ما داریم داستان سکسی ایرانی می نویسیم و می خونیم و باید "ایرانیزه" اش کنیم . خیلی وقت بود که می خواستم این بحث رو مطرح کنم. بگذریم...
در مجموع بد نبود موفق باشید.

تشکر بابت کامنت های دوستان.

چند مورد کوچیک راجع به داستان :

1. هیچ جایی ننوشتم کس لیسیدم , لطفا دقت کنید , اگر این کار رو کرده بودم , کاملا واضح ازش می نوشتم. ( در جواب کامنت اول و ... )
2. من یه خاطره نوشتم و نه داستان قهرمان بازی و افتخارات و شاهکار ! ( کامنت دوم و ... )
3. برای کسی که دفعه اولش هست , کس خیلی گشاد , تنگ بنظر میاد.
بعضی ها هم یه ایراد هایی گرفتن که نشون میده داستان رو با عجله خوندن و نصفه نیمه متوجه شدن ...
بعضی ها هم , داستان رو نخونده , فحش میدن !

-------

از همه دوستانی که با کامنت خودشون , دلگرمی دادند , تشکر می کنم..

(وقتی دوباره رون های لطیفش رو میبوسیدم , همه حواسم به کس تپلش بود که یه شکاف کوچیک ازش پیدا بود منم زبونم رو بین ران و لپ های کس فرو می کردم و این کار حسابی بهش حال میداد تا جایی که گفت boom boom کنیم ( این اصطلاح واسه کردن استفاده می کنن ).
عزیز دلم کسی بهت فحش نداده اینقدر اصرار داری داستانت با دقت خونده بشه ، لطف کن کامنتهارو با دقت بیشتری بخون .
این تکه از متن داستان خودته وقتی زبونتو بین لپهای کسش فرو کردی تو ایران بهش میگن کس لیسی حالا یه لیس یا صدتا فرقی نداره .
قارچهای رو زبونت به زودی آماده بهره برداری میشه .