شما اینجا هستید

سکس با با همسر و مادر زنم

اول از همه میخوام به اونایی که زیر هر داستانی در هر صورت فحش مینویسن بگم بی ادب نباشین اگه هم فحشی دادین به خونواده خودت دادیودلیلی نداره بیام اینهمه واسه یه داستان دروغ بنویسم.اگرم خوب ننوشتم ببخشید اولین بارمه مینویسم
من سینا 26 سالمه یلدا خانمم 21 سالشه. در مورد خونواده زنم بگن که زنا و مرداشون با هم راحتن و تو مسائل سکسی و پوشش تا حدی بازن.مثلا مادر زن من با تاپ استین حلقه ای یا تاپی که خط سینش پیداش جلوم میاد یا دامن کوتاه تا نزدیک زانو میپوشه .
من و یلدا خانمم ازقبل ازدواجمون با هم دوست بودیم و خوب مثل همه با هم عشق بازی داشتیم اما نه میشد از کس کردش چون پرده داشت نه طاقت داشت درد کونو تحمل کنه و به خوردن بسنده میکردیم. تو بین کارای سکسیمون کم کم خیال سکس با دیگرانو اضافه کردیم که باعث میشد چند برابر حشری بشیم و مثلا یلدا میگفت دوس دارم به برادرت بدم منم میگفتم دوس دارم مامانت و خالتو جلوت بکنم یا به بی افت جلو من بدی و تصور سکس جلو اینا شهوتیمون میکرد تا اینکه ما بعد از 1 سال عقد بودن تابستون عروسی کردیم و سکسای هاتم با یلدا شروع شد .یلدا تو کارای سکسی فوق العاده بود و خیلی با هم حال میکردیم تا اینکه دوباره به فکر فانتزیامون افتادیم و من نمیتونستم بیخیال کون مامان یلدا شم . مادر زنم 39 سالشه قیافه خوشگلی نداره و معمولیه اما اندام فوق العاده سکسی و کون بزرگی داره که منو جذب خودش کرده وحتی که بعضی وقتا به محل کارش میرم میبینم چه جور همکاراش به کونش خیره میشن . از یلدا خواستم اونو واسم جور کنه اما میگفت مامانش تو این فازا نیستو بیخیال شو اما اصرار من باعث شد راضی شه بگه سعیمو میکنم. اینم بگم که یلدا تا حدودی به لز علاقه داره و وقتی یه بار صادقانه حرف دلشو بک گفت منم گفتم با اطلاع من اشکال نداره و یه بار با دوستش لز کرده. یلدا و مامانش بعضی وقتا تو حمام همدیگرو میشورن و از بچگی یلدا این عادتو داشتن و جلو هم لخت شدن اما بدون حس خاصی بخاطر همین به یلدا گفتم سعی کن تو حمام یه جور راضیش کنی
یلدا بر عکس مامانش اندام لاغری داره و کوتاه قد تر از مامانشه .یه بار که مادر زنم اومده بود خونه پیش ما یلدا رفت تو حمام و بعد یه مدت که تو حمام بود از مامانش خواست که بره پشتشو بشوره.قبلا در حضور منم صداش زده بود واسه همین مامانش تعجب نکرد رفت.. مادر زنمم پا شد رفت توو از اینجا به بعدو یلدا واسم گفت. یلدا لخت نشسته بود داشت موهای کسشو میزد که مامانش میره تو میگه دختر لا اقل جلو من یکم حیا کن بعدا بزن بشین پشتتو بشورم و لبساشو در میاره با شورت میشینه که یلدا میگه شورتتم درار مامانش میگه اون چرا یلدا هم با عشوه بش میگه دوس دارم مثل همیشه وقتی پیش مامانم لختم اونم لخت باشه و به هر حال مامانش شورتشو در میاره. مامانش شروع میکنه به شستن پشت یلدا و بعد از اینکه میشوره یلدا ازش میخواد که موهای دور سوراخ باسنشو واسش بزنه اولش مامانش قبول نمیکنه اما با اصرار یلدا که میخوام پیش سینا بخوام و تمیز نیستم اینکارو میکنه و شروع میکنه با کون یلدا ور رفتن. تو این بین یلدا شروع میکنه به درد دل با مامانش که سینا کون کردنو خیلی دوس داره اما من توانشو ندارم تحمل دردش واسم سخته کاش باسن تو رو داشتم که مامانش میگه باباتم کون کردنو دوس داره و یه چیز طبیعیه بین مردا و واسه منم دردش زیاد بود اما تحمل کردم که بابات لذت ببره که یلدا میگه کاش مامان میشد جا من بودی به سینا بدی اخه هم تو محرمشی هم باعث میشه طرف هرکسی نره منم خیالم راحته که مامانش با یه نگاه خاص میگه خجالت بکش دختر و هیچی دیگه نمیگه. بعد مامانش میگه حالا که خیس شدم بهتره منم خودمو بشورم که یلدا فوری میگه اره بشین بشورمت مامانشم قبول میکنه.یلدا شروع میکنه به شستن و تو بینش دستاشو به پستونای مادر زنم میماله و اونا رو فشار میده که مامانش میگه دختر تو قراره پشتمو بشوری یلدا میگه خوب همه جاتو میشورم دیگه اونم میگه از دست تو و ساکت میشه. وقتی نوبت به شستن باسن مادر زنم میرسه یلدا انگشتشو به سوراخ کونش میماله میبینه مادر زنم چشاشو بسته هیچی نمیگه. اونم یکم انگشتشو میکنه تو همزمان کونشم میشست که مادر زنم کم کم داشت هوسی میشد. بعد دستشو میازه رو کوسش و میشوره و چوچولشو میماله که مادر زنم یه اه میکشه و چشاشم بسته بود. حشری شده بود اما نمیخواست به رو یلدا بیاره.یلدا میشینه زبون میکشه رو کسش که مامانش در حین حشری شدن یدفعه میگه چی میکنی دختر نکن یلدا هم میگه مامان دوس دارم یه بار مزه خوردن کوس رو بچشم بزار توروخدا.مامانشم که یلدا رو میپرسته و حشری بوده دیگه هیچی نمیگه.یلدا هم شروع میکنه به خوردن کس مادر زنم که دیگه اون داشت ناله میکرد و پستوناشو میمالید یلدا تو بین خوردن یه انگشتم میکنه تو کون مامانش که میگه نکن یلدا اگه هوس کردم سختم میشه یلدا هم میگه به سینا بده قول میدیم بین خودمون بمونه مامانش که حشری بود قبول نمیکرد اما با اصرار یلدا و تو حال خودش نبودن گفت به شرطی که بین سه تامون بمونه قبول کرد(با اصرار و حرفای طولانی یلدا حاضر شد که تو نوشته قابل توصیف نیست) و من که پشت در حرفاشونو میشنیدم با خوشحالی منتظر اومدن یلدا بودم که اومد گفت لخت شو منم با یه شرت اماده شدم.خواستم برم تو حمام که یلدا گفت برو تو اتاق میایم رو تخت و خودشونو خشک کردن و یلدا اومد مامانش با خجالت و حوله دورش اومد نشست رو مبل پشت به من که از پشت بغلش کردم و تو گوشش گفت مرسی و ذوست دارم و شروع کردم به خوردن گردنش و از پشت سنه هاشو گرفتم میمالیدم یلدا هم جلوش رو زمین نشست حولشو زد کنار شروع کرد به خوردن کسش. یه ربع ساعت همه جاشو منو یلدا خوردیم اما میترسیدیم دیگه سراغ لباش برم بدش بیاد که دیگه داشت ناله میکرد بعد نشستم جلوش کیرمو کرد تو دهنش معلوم بود اینکارس خیلی خوب ساک میزد البته یلدا تو ساک زدن فوق العادس.دیگه اونقد حشری شده بود که داد میزد میکفت بکن دیگه حالت سگی نشست کونشو داد بالا.به یلدا گفت بیا جلوم بخواب میخوام منم خوردن کس دخترم رو تجربه کنم. یلدا خوابید جلوش و کونشم داد بالا .منم کیرمو کرم زدم و گذاشتم رو سوراخش معلوم بود کون داده بود. سرشو با یه زور دادم تو که یه اخ بلند گفت و خم شد کس یلدا رو یه زبون کشید دید خوشمزس شروع کرد به خوردن منم کیرمو کردم تو اروم تلمبه زدم که داد زد کس کش تند تند بکن من زنت نیستم دردم بیاد.منم تند تلمبه زدم. نزدیک ابم بود که کشیدم بیرون که بدم بخوره گفت از کیر تو کون خوشم نمیاد و بریز تو کونم.ابم که اومد رو داخل کون مادر زنم خالی کردم. مادر زنم اونقد حشری شده بود که ناخوداگاه به طرف لبای یلدا رفت و شرو ع کردن به لب گرفتن شاید بگید دروغ میگه اما واقعا دوتاشون هات بودن و یلدا هم به لز علاقمند و داشتن لی میخوردن و کس همو میمالیدن. یلدا که داغ شده بود کیر میخواست اما دلش به کیری که تو کون بره نمیره منم کیرمو شستم اومدم گذاشتم جلوش.مادر زنم که دیگه با من راحت شده بود میگفت یلدا بخور که کیر خوشمزه ای داره که یلدا کیرمو گذاشت دهنش و اونم تخمامو لیس میزد.بعد از اینکه حسابی ساک زد کیرمو گذاشتم رو کسش روش حرکت میدادم که داد میزد آشغال لاشی جندتو بکن دیگه طاقت ندارم ( ما تو سکس زیاد بهم فحش میدیم البته فقط تو سکس ) منم کیرمو گذاشتم تو کسش تند تند عقب جلو میکردم و پستوناشو چنگ میزدم بعد از مادر زنم خواستم بیاد کنارم بشینه تو بین کردن یلدا گفتم لب میخوام چشاشو بست و لباشو اورد جلو و لب میدادیم واقعا تو سکس این مادر و دختر بی نظیرن.نزدیکای ابم از کسش در اوردم که ابم اومد و رو سینه و صورت یلدا ریخت از مادر زنم خواستم ابمو بخوره که به زور یه لیس کوچیک ازش زد اما یلدا بعضی وقتا ابمو کامل میخوره.اونروز انرژی زیادی ازم رفت و دیگه توان نداشتم. بعد از اینکه یه حال 3 نفره اساسی کردیم سه تامون رفتیم حمام. از اون بع بعد دیگه منو مادر زنم با هم راحتیم و بعد از اینکه از عشق بازی با یلدا بدش نیومده بود بعضی وقتا با هم لز میکنن. یه خاطره هم از سکس با خالش دارم که اگه خواستین میزارم.

نوشته: سینا

داستان سکسی:

2.833335
نمره شما: هیچ میانگین 2.8 (36 votes)

نظرات

نگاه کن, خودت باعث میشی فحش بخوری, تکلیف رو مشخص کن, حرفهای بین یلدا و مادرش رو یلدا بهت گفت یا از پشت در شنیدی? اینجا تناقض داره داستانت. من حیث المجموع کیرم تو داستانت! نگاه کن به تو فحش ندادم به داستان تخمیت فحش دادم

بعد از مدت‌ها برگشتم.
تخیلی یا حقیقی بودن داستان مهم نیست؛ مهم محتوا و ساختار داستانه که تو اصلاً نمی‌دونی چیه.
یکی از کارکردهای داستان سکسی اینه که خواننده تحریک بشه و یه جایی‌اش باد بکنه؛ اما از اونجا که ترشحات خیالی ذهن تو از ترشحات شکم سگ مبتلا به اسهال خونی متعفن‌تر و کثیف‌تره، به‌جای این‌که از خوندن داستانت فلان جای آدم باد بکنه، رگ کردن آدم از بی‌غیرتی‌ات متورم میشه!
ضمناً، قبلاً هم از کسانی که می‌خوان داستان بنویسن، خواهش کردم که قبلش یه خودارضایی مختصری بفرمایند تا مغزشون سبک بشه و تحت فشار، آشغال تولید نکنند. اونقدر بهت فشار اومده بود که داستانت پر از غلط املایی و تایپیه. یعنی یکبار به خودت زحمت ندادی این چرت و پرتی رو که نوشتی، دوباره بخونی و بعد ارسال کنی؛ تا اونجا که تیتر داستانت هم غلط تایپی داره و دو بار حرف اضافۀ «با» رو نوشتی. چیزی رو که خودت دوباره نمی‌تونی بخونی، چطوری انتظار داری که بقیه تحمل کنند و بخونند و تازه بهت فحش هم ندن؟!!!

بعد از مدت‌ها برگشتم.
تخیلی یا حقیقی بودن داستان مهم نیست؛ مهم محتوا و ساختار داستانه که تو اصلاً نمی‌دونی چیه.
یکی از کارکردهای داستان سکسی اینه که خواننده تحریک بشه و یه جایی‌اش باد بکنه؛ اما از اونجا که ترشحات خیالی ذهن تو از ترشحات شکم سگ مبتلا به اسهال خونی متعفن‌تر و کثیف‌تره، به‌جای این‌که از خوندن داستانت فلان جای آدم باد بکنه، رگ کردن آدم از بی‌غیرتی‌ات متورم میشه!
ضمناً، قبلاً هم از کسانی که می‌خوان داستان بنویسن، خواهش کردم که قبلش یه خودارضایی مختصری بفرمایند تا مغزشون سبک بشه و تحت فشار، آشغال تولید نکنند. اونقدر بهت فشار اومده بود که داستانت پر از غلط املایی و تایپیه. یعنی یکبار به خودت زحمت ندادی این چرت و پرتی رو که نوشتی، دوباره بخونی و بعد ارسال کنی؛ تا اونجا که تیتر داستانت هم غلط تایپی داره و دو بار حرف اضافۀ «با» رو نوشتی. چیزی رو که خودت دوباره نمی‌تونی بخونی، چطوری انتظار داری که بقیه تحمل کنند و بخونند و تازه بهت فحش هم ندن؟!!!

آخه دیوث قبول کردیم که سکس با مادر زنتو دوست داری اما این فانتزی توه.وماتتو واسه زنت بگی که کس مامانتو حراج میذاره
کیر تو دهنه هرچی کسشر نویسه مثل تو که عقده ی سکس داره جرشون میده اینم از کمبود که تو فقط اجازه داری کس زنتو لیس بزنی

آخه دیوث قبول کردیم که سکس با مادر زنتو دوست داری اما این فانتزی توه.واگه تو واسه زنت بگی که کس مامانتو حراج میذاره
کیر تو دهنه هرچی کسشر نویسه مثل تو که عقده ی سکس داره جرشون میده اینم از کمبود که تو فقط اجازه داری کس زنتو لیس بزنی

آخه دیوث قبول کردیم که سکس با مادر زنتو دوست داری اما این فانتزی توه.واگه تو واسه زنت بگی که کس مامانتو حراج میذاره
کیر تو دهنه هرچی کسشر نویسه مثل تو که عقده ی سکس داره جرشون میده اینم از کمبود که تو فقط اجازه داری کس زنتو لیس بزنی

آخه دیوث قبول کردیم که سکس با مادر زنتو دوست داری اما این فانتزی توه.واگه تو واسه زنت بگی که کس مامانتو حراج میذاره
کیر تو دهنه هرچی کسشر نویسه مثل تو که عقده ی سکس داره جرشون میده اینم از کمبود که تو فقط اجازه داری کس زنتو لیس بزنی

خانواده ی زنم همه باهم راحت هستند همه با کیرهای شق شده و کسهای عریان درشهر وخیابان راه میروند یک روز که مادزنم به خانه ی ما آمده بود هوسه کیر 45 سانتی به قطر 15 اینچ کرد و یلده هم گفت مامی نگران نباش الان میدم این گونی سیب زمینی میکندت
آخه کسکش اسب زاده قاطر پدر خانومت میگفت میخوام به داداشت بدم توم این هویج نگاش میکردی
چند بار باید بگم هرکس که کیر داره که مرد نیست مردی به مرامه
کیر شبدزی ( اسب مورد الاغه ی خسرو پرویز ) تو کونت

اخه مرد حسابي مجبوري الكي داستان بنويسي_ميگه مادرزنم 39شالشه اون وقت زنش 21سالهشه_پس نتيجه ميگيريم كه مادرزنش موقع زايمان 18ساله شه_فكر نميكني 18سالهگي براي بچه دار شدن يه خورده زوده_

مرتیکه گلابی ! با این وضع که پیش میفرت تو همه فامیلتو کرده بودی ؟
چیزی هم توی داستانت ننوشتی که حواله ات کنم !!!
آخه چه وضعیه ! نویسنده های محترم از اشیا توی داستان بیتشر استفاده کنند که کار ما راحت تر بشه !
حالا محض احتیاط درب آلمینیومی حمام که پشتش فال گوش وایساده بودی تو کونت !

ببین بدبخت/بدبخت که فحش نیست/..ببین خاک برسر/اینم فحش نیست...آخه ادم مریض اگه تو سکس حواست به زنت باشه دیگه احتیاج نیست بری برا مادر زن که جای مادرته کیر راست کنی...یعنی کوس تر تازه دخترش به اندازه کوس پلاسیده اونم نیست...اصن تو هنرمند/اینم فحشه/رفتی داستان کردن مادر زنتو نوشتی...کلاهت رو بزار بالاتر کلاه بی غیرتی وبدبختی...
اخه ننگ جامعه مرد...خاک بر سری از این بیشتر که زنت هم خانم بازه...بجای مرد عاشق زنه...این انحراف جنسی نیست پس چیه...اگه یه روز ننه و دختر بجون هم بیفتن و از هم لذت ببرن اونوقت تو خاک بر سر باید بری گوشه توالت جق بزنی...شایدم بری یه دست کون مشتی به پدر زنت بدی...

با"sinaoo7 " صد در صد موافقم . زحمت نوشتن را از خیلی ها کم کرد و انصافن خیلی خوب به نویسنده جواب داد. ممنون آقای sinaoo7 .
من اصلن داستان محارم را از اول باز نمی کنم، نمی دونم چی شد چون عنوانش هم غلط نوشته بود گفتم ببینم چه غلطی کرده نویسنده؟ که حالم بهم خورد از نوشته هاش.

اولاً كه مشخص بود ساخته ذهنه
دوماً سكس با محارم ؟
گيريم اصلاً واقعی ، اما مادرزن جای مادر خودته احمق
چقدرم اين داستان های سكس با محارم بيننده داره !!!
موندم ادمين محترم چرا همچين داستان هايی رو ميذاره آخه ؟
بخدا اين داستانها باعث انحراف يك سری آدم بی جنبه ميشه و هزاران بدبختی براشون به بار مياره
واقعاً متاسفم .

به نظر ادم عقده ای میای که همچین فکرا و حسرتایی تو سرته؛از غیرت هم که بویی نبردی.اگرم هم همچین چیزی امکان داشته باشی این مادر قهبه خوب خودش و دختر جندشو بهت انداخته و تو بو نبردی