شما اینجا هستید

سکس با خاله عزیزم

سلام بر همه دوستان شهوانی
من در حال حاضر 35 سالم هست این داستان که براتون تعریف میکنم مربوط میشه به 16 سال پیش که من رفته بودم خونه خالم اینها که خالم 20 سال از من بزرگتر هست و ساکن یکی از خانه سازمانی های دولتی هست که شوهرش فوت شده بود و خالم بجای شوهرش سر کار میرفت 2 تا بچه داشت و بیوگرافیشم بگم که قدش 168 وزنش 72 سفید مثل برف رقاص حرفه ای لوند و سکسی از خودم هم بگم که اون زمان 170 قدم بود 65 وزنم کاراته حرفه ای کار میکردم و بدنم مثل بروسلی بود موهام قهوه ای روشن با چشمای عسلی و سبزه .
داستان از ائنجا شروع شد که من رفته بودم خونه خالم تا با پسر خالم که از من 4 ماه کوچکتر هست درس بخونیم برای دانشگاه کنکور.خاله من شهرستان هست و ما یک ویلا شمال داشتیم که سر راه مادرم اسنها من رو رسوندند خانه خالم و رفتند من هنوز که تهران راه نیفتاده بودیم به سمت سفر یکی از دوستام اومد گفت یک فیلم سوپر خفن دارم میخوای منم که دیگه درها رو قفل کرده بودیم و داشتیم میرفتیم نمیشد برم تو به همین خاطر فیلم رو گذاشتم تو ساکم و با خودم بردم سفر نه به هیچ نییتی فقط چون جا نداشتم.
رسیدیم و مادرم اینها که بعد از یک استراحت چند ساعتهرفتند و من موندم با خالم و پسر خالم دختر خالم.بعدش خالم کلی به ما رسید که درس بخونیم و من که اومدم شروع به درس خوندن کنیم وسایلم رو در بیارم ته ساکم فیلمو دیدم و اومدم جا سازش کنم که پسر خالم گفت اون چی هست منم که تا حالا با پسر خالم روم باز نشده بود گفتم فیلم هست برای یکی از دوستام هست موقع اومدن داد بهم ببینم نشد مجبور شدم بیارم گفت شب ببینیم با هم گفتم بیخیال شو بدرد دیدن نمیخوره صحنه های جنایت واقعی هست اگر دوستان یادشون باشه اون زمان 2 تا نوار فیلا می اچ اس اومده بود 6 ساعته که صحنه های مرگ واقعی توش بود نمیدونم چرا از دهنم پرید و این حرف احمقانه رو زدم که باعث شد پسر خاله اولاغم گیرش بیشتر بشه و بعد اینکه دیدم دیگه داره خیلی سه میشه گفتم بابا این دوستم ادم ضایعی هست چند بار بهم فیلم داده رفتم دیدم بخاطر اینکه مادم اینها به من اطمینان دارن خواسته منو خراب کنه یک هو دیدی فیلم ناجوری باشه تبرو ریزی بشه.
پسر خاله من انگار که برق به کونش وصل کرده باشند بدتر گیر شد که بریم ببینیم شاید سوپر باشه اوزگل عصبی شده بودم از دستش نمیدونستم هم که چطورباید این شرو بخوابونم اخه همه فامیل رو من یک حساب دیگه میکنند و بسیار دوستم دارند و خاله هام که عاشق من هستند از اونجا که مادرم بچه اول هست و منم در دونه بودم و پسر جذابی هم هستم همه با من پز میدن بگذریم
از من انکار و از پسر خاله کودن من اصرار که الان خاله اینها رو رد میکنم که برن و ببینیم چی هست کلافه شده بودم و نمی دونستم چکار کنم بلاخره گفتم باشه اما به من هیچ مربوطی نیست هر چی بشه عواقبش با خودته که قبول کرد و من هم فیلم رو بهش دادم و گفتم اصلا من از این قضیه بیخبرم.
پسر خاله کودن من رفت و هر چند دقیقه یک بار میرفت به مادرش کع خالم باشه میگفت من نمیتونم امروز برم نون بخرم داریم درس میخونیممهر الاغی هم بود شک میکرد و خاله منم که تیز کار داد دستمون و پسر خالم رو صدا کرد و یک کار حسابی داد دستش که برو اون سمت شهر خونه یکی از دوستان دختر خالم رو برسونه منم با خودش ببره که نون رو بده من بیارم برای شام نون نداشتند من شکم برد و به پسر خاله گاوم گفتم ضایع کردی نفهم اما اون بیشعور گفت عمرا اگه بفهمه تازه فهمیده باشه فیلم رو یک جا قایم میکنم کسی پیداش نمیکنه من که خیالم راحت بود قرار نبود من متهم باشم با پسر خالم شرط کرده بودم و 3 تایی راه افتادیم تا نانوایی 2 دقیقه راه بود چون باید از کمپ خارج میشدیم و بعد اینکه نون خریدیم من اومدم خونه سلام دادم و خبری از خالم نبود رفتم اشپزخانه و نون رو گذاشتم رو میز و اومدم تو اتاق که ناگهان خالم اومد گفت خوب قرار بود چکار کنید داشتین ما رو دک میکردین که من خودم رو زدم به کوچه علی چپ گفتم خاله متوجه منظورتون نمیشم من نون رو گذاشتم رو میز اشپزخانه جاشو بلد نبودم .
چون خیلی حرفه ای عمل کردم نگران نبودم و خالم هم باورش شد و از من کشید بیرون و منتظر شد پسر خالم بیاد تا کونش رو خون بیاره.
2 ساعتی شد تا پسر خاله ببوم اومد و چشمتون روز بد نبینه تو نیومده بود که خالم رفت سراغش مادر پدر من اهل کتک زدن نبودن و من فقط نهایت یک یعوای بد میشدم با دادو بیداد اما خالم یک ترکه دستش بود که پسر خالم اومد گذاشت دنبالش و حسابی از خجالتش در اومد یک 5 دقیقه ای بود که کتکش میزد و حسابی جای چوب رو تن نحیف لاغر پسر خاله بیشعورم مونده بود و خالم گفت بی پدر من با این بدبختی دارم به دندون میکشکمتون و مواظبتونم اون وقت تو میری از این فیلمها میاری خونه پسر خالم که عرصه رو تنگ دیده بود نه گذاشت نه برداشت گفت که فیلم مال من نیست منو میگی یخ کردم گفتم اه اه یابو رو ببین به کون خیار منو فروخت پسره پست فطرت رنگم پرید نکنه خالم الان منو با چوب بزنه که فوره گفتم خاله بخدا من روحم از این قضیه خبر نداره باور نداری زنگ بزن از مادرم سئوال کن ساک منو مادرم جمع کرده من حتی با یک تیشرت اومدم از بیرون اومده بودم که راه افتادیم چطور میتونستم یک فیلم به این بزرگی اورده باشم مادرم ندیده باشه پسر خالم که دید عمرا نمیتونه از زیرش دربره از خونه فرار کرده و من کمی خیالم راحت شد و برای اینکه من دست پیشو بگیرم گفتم بفرما دیدی خاله من اصلا نمیدونم موضوع چی هست بخدا.یک ساعتی از این قضیه گذشت منو خالم خونه تنها بودیم و رفتم پیش خالم گفتم خاله اخه مگه چکار کرده فیلم چی بوده که اینقدر دعواش کردید خوب نهایتش 2 تا صحنه داشته باشه فیلم که اینقدر دعوا نداره الان تو تهران مردم فیلمهای از این بدتر میبینن و خالم گفت اخه این فیلم 2 تا صحنه نداره که فقط 2 تا بدون صحنه داره منم خودم رو زدم به کوچه علی چپ که مگه میشه فیلم به این بدی وجود داشته باشه به شوخی و کمی ترس گفتم شما هم دارین بزرگش میکنید حالا یک اشتباهی کرده اصلا بذارین ببینم چی هست فیلمه که خالم گفت برو گمشو بشین درستو بخون منم گفتم که دیگه با چه روحیه ای الانم که هواسم به اون فیلمه هست و رفتم یک بوسی از خالم کردم از پایین لپش نزدیک گوشش اخه من تو خانواده خیلی حواسم جمع بود اما برای خودم تخمه سگی بودم.به خالم گفتم بیا بریم پسر خالم رو بیاریم من بتونم باهاش درس بخونم دنبال اتین بودم که خالم رو بفرستم بیرون بتونم فیلم رو پیا کنم و سر یک فرصت مناسب قایمش کنم که مادرم اینها اومدم ن برش دارم و ببرم و قضیه فیصله پیدا کنه که داشتم رو یک نقشه خوب فکر میکردم که خالم گفت اون تخمه سگ میدونه چکار کرده یکی دو روز پیداش نمیشه گفتم پس حداقل بریم دختر خالم رو بیاریم اونو کی میاره دختر خالم 3 سال از ما کوچکتر بود و گفت شب اونجا میمونه گفتم تف به این شانس راستش رو بخواهید همیشه تو مهمونی ها و خونه که خالم لباسهای باز میپوشید بخاطرش جق زده بودم و تو فکرم باهاش حال کرده بودم اما اون روز به همه چی فکر کردم جز کردن خالم از استرس که بهم افتاده بود.گفتم اخه چکار کنیم من برم دنبال پسر خالم خالم گفت نه بو به درست برس گفتم اگه قرار بود تنها درس بخونم که خونه میموندم
منم اومدم تو اتاق و خودمو مشغول کردم دیگه کم کم داشت یادم میرفت که شب شد و شام خوردیم و رفتیم که بخوابیم و من زود خوابم میبره و خوابیدم من کلا میرم تو جام فوری خوابم میبره و صبح که بیدار میشم انگار نه انگار که از شب تو تختم بودم
نمیدونم شاید چون جام عوض شده بود که نیمه های شب از خواب پریدم و هر کاری کردم خوابم نبرد و عصبی شده بودم بلند شدم برم اب بخورم که دیدم یک چراغی از دور میزنه از زیر درب اتاق پذیرایی و مشکوک شدم و رفتم از داخل کلید نگاه کردم دیدم به به خاله جان داره فیلم سوپر با تمام حواسش نگاه میکنه و حساب یهم حال میکنه .وای این همون خاله من بود که تا چند ساعت پیشداشت کون پسر خالم رو پاره میکرد عمرا من رو میگی کف کرده بودم.
چند دقیقه گذشت و خالم خوب معلوم نبود فیلم خوب معلوم بود جون عجب فیلمی چه کیفیتی داشت دست دوستم درد نکنه با فیلمش راست کرده بودم من هم داشتم با کیرم بازی میکردم و نمیدونستم خالم تو چه وضعی هست و به فکرم زد برم ببینم داره چکار میکنه رفتم سریع بیرون از پنجره هر کاری کردم چیزی معلوم نبود و گفتم برم از همون سوراخ کلید بهتره و رفتم بعد یادم اومد که بالای در شیشه هست رفتم صندلی از اشپزخانه اوردم و رفتم روش دیدم به به خالم دستش تو شورتش هست و داره حسابی میمالتش و فقط با نور تلویزیون میشه دید زیاد هم مشخص نبود اما گاهی که تصویر سفید میشد حسابی خالم معلوم بود که اوضاش خرابه و منم داشتم برای خودم جق میزدم و شلوارمو در اورده بودم بیرون د واشتم میزدم که یک یکهو مثل ان افتادم پاییین و صندلی خورد به در و صدای بدی شد تا اومدم بلند بشم چند ثانیه طول کشید که خاله جان زود اومد در رو باز کرد و من رو تو اون وضع دید وای الان بود که کونمو پاره میکرد که پدر سگ برای من جق میزنی ریده بودم و خالم اومد گفت داشتی چکار میردی
با داد گفت زد به سرم که بگم تو که پسر خالم رو دعوا کردی خودت داری از این فیلمها میبینی که دیدم ضایع هست گفتم خوابم نبرد داشتم میرفتم اب بخورم که خوردم به در
خالم گفت بدون شلوار کون لخت میخوایستی بری اب چی رو بخوری
خندم گرفت فهمیدم که ریدم گفتم راستش داشتم میرفتم اب بخورم بخدا اما یکهو یک نوری توجهم رو جلب کرد اومدم از سوراخ در دیدم که بله خاله دارن فیلم نگان میکنه دقت کردم فهمیدم همون فیلمه هست که بخاطرش پسر خالم رو نابود کردی خالم هم خندش گرفت گفت باقیش چی بود
گفتم منم خوب ادمم حالم بد شد دستم ناخود اگاه رفت اونجا و کار به اینجا کشید ببخشید کیر من هم که خوابیده بود خالم گفت حالا چیزیت که نشده گفتم نه ببخشید من میرم بخوابم خالم کلا لحن حرف زدنش عوض شده بود گفت میخوای ببینی فیلمه چی بود من که از خدا خواسته بودم گفتم راستش بله و دستمو گرفت رفتیم تو اتاق شلوارمو کشیده بودم بالا و فیلمو زد از اول و وای که چه فیلمی بود ماه المانی با کوشتهای خوشکل و ناز و تمیز و کیفیت فیلم هم عالی بود چند دقیقه گذشت من دوباره راست کردم و خالم بهم نگاه میرد و گفت چیه من خجالت کشیدم گفتم هیچی بخدا گفت بیا بشین پیش خودم راحت ببین منم با استرس رفتم و نشستم رو مبل راحتی 3 نفره پیش خالم و دست انداختم رو پام ناراحت بودم که نمیتونم به کیرم بازی کنم و موذب بودم و راست کرده بودم و دست خودم نبود خوب فیلم خیلی شهوتیم کرده بود مطمئن بودم خالم هم حالش بهتر از من نیست اما نمیتونستم کاری کنم هم از من بزرگتر بود هم ازش میترسیدم به هر حال یک نیم ساعتی گذشت و کیر من داشت میترکید و سرم درد اومده بود صبرم تموم شد بلند شدم برم که خالم گفت کجا مگه دوست نداشتی ببینی گفتم اخه سرم درد گرفت میرم برم دستشویی و خالم با یک خنده بهم نگاه کرد دیدم کیرم سیخ شده بد جوری و داره شلوارمو پاره میکنه و خجالت کشیدم و با دستم صافش کردم و خواستم برم که خالکم گفت چی رو قایم میکنی هان شیطون بعدش منو کشید طرف خودش گفت ببینم چی اونجاست و منم که بچه نبودم فهمیدم اونم اوضاش خرابه خودم رو زدم به اون راه و منو کشید جلو گفت ببینمش گفتم اخه زشته گفت تا الان داشتی فیلم میدیدی زشت نبود حالا که من میخوام ببینم زشت شد گفتم اخه
گفت اخه نداره و منو کشید جلو خودش و شلوارمو با شورتم رو یکهو کشید پایین کیر منم مثل گلنگدن اومد بیرون و چند تا پایین بالا شد و سیخ وایساد وای جون یادم میاد ابم روان میشه
خالم گفت ماشاله چی ساخته ابجیم این چی هست که تو داری من فکر کرئدم هنوز همون شومبول مسخره هه رو داری بچه ها زود بزرگ میشن
بعدش با دستش کیرمو که حالا دیگه داشت میترکیدو گرفت گفت ماشاله و مالیدش من اهام رفت هوا جون چه دست داغ و گوشتی داشت حال کردم گفت دوست داری گفتم خوب مگ
ه میشه دوست نداشت
پیش خودم فکر کردم این بیچاره الان چند سال هست شوهر نداشته و سکسی هم هست پس شهوتش رو چکار میکرده الانم که فیلمو دیده داره از شهوت میمیره
بعدش که داشت میمالید کشید جلوتر منو و سر کیرمو بوسید و با زبونش با نوکش بازی کرد من داشتم میمردم و هنوز بی جنبه بازی در نیاورده بودم هیچی نمیگفتم از ترس که مبادا همه چی خراب بشه و این رویام از هم بپاشه و خالم اروا اروم کیرمو کرد تو دهنش و مکش ارومی هم تو هر بار فرو کردن تو دهنش به کیرم میداد نمیدونید چقدر بهم حال میداد اخه من همیشه با دوست دختر هام سکس میکردم و اونها هم مثل من بودند زیاد حرفا ای نبودن و فقط با چند تا زن تا اون موقع سکس داشتم که اونها هم با دوستام باهاشون بودیم و زیاد همچین تجربه ای نداشتم کیرم رگ زیرش با کرده بود و مثل کیر مصنوعی ها که رگهاش میزنه بیرون شده بود یک کیر سیخ با راه راه های باد کرده که رگهای روش بود داشت منفجر میشد من دیگه داشتم اخ و اوخ میکردم و به اوج میرسیدو که خالم گفت کوفته منو چرا نگاه میکنی یک کاری بکن من هنوز تو شوک بودم گفتم چشم اخه چکار کنم گفت پدر سوخته تو نمیدونی باید چکار کنی .
منم ازش جدا شدم و کلا لخت شدم و لباسهای خالم رو در اوردم و سینه هاشو که دیدم کف کردم و گفتم اجاه هست اینها رو بخورم گفت امشب ازادی و اجازه نمیخواد
منم فوری با زبونم با سینه هاش شروع به بازی کردم و دستم رو بردم طرف اون سینش و باهاش بازی کردن و هی اروم اروم رفتم پایین دستمو تا رسوندم به کش دامنش و از اون ردش کردم دستمو دادم زیر کش شورتش که محکم بود و از اونم رد کردک که دستم خورد به خیسی زیادی و چندشم شد اما شهوت که این چیزا سرش نمیشه
دامنشو کشیدم پایین و تو کف اون رونهای گوشتی سفید خوش استیلش شدم وای من کجا بودم در چه حالی هنوزم باورن نمیشد و شروع به لیسیدن رونهاش کردن داشت نف نفس میزد و حال میکرد داشتم هر چی تو فیلم دیده بودم رو روش اجرا میکردم بعدش با بونم انداختم زیر کش رون شرتش و کشیدم بالا و با زبونم به کناره های رونش و زیر شورتش ور میرفتم که با دستش سرمو فسار میداد به خودش اصلا دوست نداشتم شب تموم بشه و میخواستم زیاد طول بدم و صدای تلویزیون رو زیاد کردو تا بهتر حال بده و با دندونم کش شرتشو گرفتم و کشیدم پایین شورتش خیلی سفت و بیریخت بود اصلا حس سکسی نمیداد گیر کرده بود به رونهاش مجبور شدم با دست یکشم تا یک حدی پایینو باقیشو با پا در اوردم و حالا یک کس سفید ناز قلمیه خیش که مثل غنچه از وسط رونهاش معلوم بود قرار داشت و من هم تو ناباوری بودم و حمله کردم بهش و زبونمو اول از بالاش محکم کشیدم تا جایی که سرم رفت خالم پاشو به زمین فشار داد باعث شد کونش از زمین جدا بشه و رو پاش بلند شد به گونه ای که کمرش رو زمین بود منم از فرصت استفاده کردم و با دستم از زیر کونش گرفتم و سرمو بردم جلو و زبونم رو فرو کردم تو جایی از کوسش که خیس تر بود و حسابی فشار دادم زبونم رو توش و لیز لیز بود مزه اب باطری ملشینو میداد و دیگه جای پس کشیدن نیود و شروع کردم به خوردن میخواستم کاری کنم که خالم هرگز فراموش نکنه و بازم بهم بده دیگه داشت میمرد و زبونم رو اوردم تا لای کونشو دور سوراخ کونش رو لیس زدم و نوک زبونمو رو روراخش بازی دادم و دوباره اومدم رو کسش اما انگشت اشارم رو با اب کسش خیس کردمو اروم تپوندم تو کونش اولش خودش رو سفت کرد اما اروم اروم شل شد و منم داشت کسشو میخوردم که گفت بسته اینو الاف نذار بذار بره جاش داره سردش میشه منم از خدا خواسته کیرمو اوردم با دستش گرفتم اول میکشیدم سر کیرمو به خط کسش و از بالا به پایین چند بار بردم و اوردم تا حسابی سر کیرم خیش شد و بعدش گذاشتم اون جایی که باید میزاشتم و اروم دادم تو خالم خودشو کشید کمی رو مبل جلو تر انگار که دردش اومده باشه و من کیرمو در اوردم گفتم چی شد گفت من چند ساله سکس نداشتم تنگ شدم اروم باش خر بازی در نیار یواش یواش بکن این نیزه رو تو دوست داری یهو یکی عین اینو بکنه بهت دیدم کم بیراه نمیگه منم سر کیرمو گذاشتم در سوراخ کوسش و اروم دادم توش و بهش گفتم اصلا دوست داری تو بیای روی من تا خودت فشار بدی دردت نیاد گفت بدم نمیاد و من خوابیدم سر مبل که پاهام رو زمین بود و کمرم رو دشک مبل خالم سوارم شد و کسش رو میزون کرد کیرم با دستش روش و اروم اروم نشست روش تا نصفه کرد تو و همون جور ایستاد من دیدم تکون نمیخوره گفتم پس چی شد گفت وایستا جا باز بشه یواش گفتم مگه داری کون میدی گفت پررو نشو دیگه
بعدش تا ته جا کرد کیرمو تو اون کوس تپل سفید خوشکلش وای جونم داشت در میرفت داغ و تنگ حسابی هم خیس حالی میداد بعدش من یواش یواش تلمبه میزدم و داشت جیغ میکشید و حال میکرد جند تا محکم زدم که صدا داد و گفتم کمرم درد اومد تو بخواب من بکنم و خوابید من گذاشتم رو سوراخ کوسشو دادم تو و وحشیانه عقب جلو میکردم معلوم بود داره از حال میره و من هر صحنه ای که تو فیلم بود میخواستم بکنم و دلم نمی امد از دست بدم کیرمد در اوردم گفت بکن گفتم به پهلو بخواب رو مبل و خوابید کوسش از پشت قلمبه زده بود بیرون و پاهاشو جمع کردم با دستم و دادم کیرمو توش وای چه کونی داشت دلم سوراخ کونشو میخواست کیرم تا خایه تو کوسش بود و دادو بیداد میکرد میگفت جرم بده پارم کن منم میکردم که یکهو خودشو سفت کرد و شل شد من داشتم ادامه میدادم گفت یک کم صبر کن معلوم بود که ارضا شده خوشم اومد که ارضا شد و از فزصت استفاده کردم کیرمو از کسش در اوردم و با دستم میمالیدم به سوراخ کونش جون چه داغی داشت کونش یک چند وقتی که گذشت گفت عشق کون داری معلومه گفتم نمیدونم چرا اما یک حالتی داره که دوست دارم بکنمش گفت بخاطر اینکه پسر خوبی بودی شاید یک بار بذارم بکنی تو کونم حالا باید بازم منو بکنب جبران این چند وقت من با تو هست منم که خالا قول اون سوراخ کون خوشکلشو گرفته بدم از خدا خواسته گفتم تا صبح میکنمت ناراحت نباش
و دوباره حالا این بار سگی و ده بکن هر وقت حس میکردم ابم داره میاد کیرمو در وی اوردم و با زبونم چوجولشو میخوردم تا شهوتش بیشتر بشه غلط نکنم 3 بار ارضا شد من 1 بار که دیگه از حال رفته بود و به پشت خوابیده بود من سرمو بردم رو لمبرهای کونش و با دستم لاشو باز کردم گفت تا کون منو جر ندی که ول نمیکنی گفتم خودت قول دادی گفت نه دیگه بسته گفتم نامردی من بخاطر کونت کلی بهت حال دادم و به حالت التماس گفتم تورو خدا بذار یک بار بکنمش گفت درد داره باید بهش فرصت بدی
گفتم نگران نباش من بلدم تا الانش مگه بد بود دید من گیرم گفت اگه درد بیاد نمیزارما کیر تو بد جور کلفته اصلا مگه تو تا حالا کسی رو از کون کردی بعدشم کوس به این خوبی هست کی کون میکنه گفتم میگن میوه هر چقدر شیرین تر هست وسطش چاک داره هلو رو ببین هندونه رو ببین گفت خفه شو حالا برای من فلسفه بافی میکنه گفتم بذار دیگه گفت بش اما درد داشت نمیذارم
منم گفتم باشه با دستم حسابی باسنشو مالوندم تا گرم بشه و رفتم از اتاقش دنبال یک چیز چرب روان همش کرم مرطوب کننده بود و دیدم بدرد نمیخوره رفتم اشپزخونه روغن زیتون رو اوردم با شیشه ک اول ریختم رو کونش و همه کونش رو چرب کردم وای چه برقی میزد خودشم حال کرده بود میگفت تخمخ سگ چقدر بلده و بعدش یک عالمه ریختم لای چاک کونش و دا دستم حسابی مالوندم و یک عالمه هم مالیدم به کیرم نصف شیشه رو خالی کردم بعدش با انگشتم میکردم تو کونش و عقب جلو میکردم تند تند که جا باز کنه داشت حال میکرد انگشتام رو مثل تیر کمون گرفته بودم اشاره تو کونش بود پایینی هم تو کوسش و تند تند عقب جلو میکردم داشت حال میکرد همش قربون صدقم میرفت که تا حالا کجا بودی
حالا دو تا انگشتمو کردم تو کونش و سعی میکردم انگشتام رو تو کونش از هم باز کنم واقعا تنگ و داغ بود داشتم دیوانه میشدم هم دوست داشتم فوری بکنم توش هو دوست نداشتم دردش بیاد دیگه نذاره بکنم و به جرات بگم 20 دقیقه با سوراخش بازی گردم تا جایی که حسابی سوراخش باز شده بود دوباره روغن ریختم تو سوراخ کونش و این بار کیر مبارک بو که باید قفل ایم کون زیبا رو باز مبکرد سر کیرمو مثل امپول از زاویه پایین گذاشتم رو سوراخ کونش و اروم دادم توش تا حالاش که چیزی نشد گفتم درد داشت گفت نه زیاد گفتم یک حالی بهت بدم که همش بگی از کون بکنم همین جور که کیرم تو سوراخش بود بازن روغن زیتون ریختم رو کونش میمالیدم که محکم با کف دستم زدم به کونش جیغ که زو 3 تا دیگه زدم و تا خواست حرف بزنه تا دسته تپوندم تو کونش گفت وای با دستم محکم به خودم فشارش دادم تا در نره گفت ضعف کردم گفتم تموم شد شل کن دیگه حل شد پرده کونت رو خودم زدم خندش گرفت به زور که تو دیگه چه تخمه سگی هستی کیرم تو کونش بود و من فقط اروم تکونش میدادم بازم روغن ریختم و حالا وقا تلمبه زدن بود و شروع کردم ده بکون حالا نکن کی بکن من حالا اون کون که همیشه تو رویام بود رو تصاحب کرده بودم و میکردم اونم چه کردنی 3 دقیقه داشتم تلمبه میزدم که ابم اومد و کاملا تو کونش خالی کردم و دیگه از حال رفتم کیرم هنوز تو کونش بود که خوابید و خودش اومد بیرون خالم هم که دیگه نا نداشت گفت بلند شو برو دوش بگیر برو بخوب دیگه بسته به اندازه کافی کردی گفتم تو چکار میکنی گفت اینجا رو جمع کنم دوش بگیرم صبح باید برم سر کار گفتم بیا با هم جمع کنیم و کمکش کردم با هم رفتیم حمام و اومدیم بیرون من رفتم سر جام اونم رفت اتاقش و خوابید صبح ساعت 9 بیدار شدم کسی خونه نبود یک ساعت بعدش دختر خالو با دوستش اومدند و تا ناهار که خالم اومد از پسر خالم خبری نبود و خالم هم که اومد انگار نه انگار که دیشب اتفاقی افتاده انقدرم جدی هست که جرات نداشتم بهش حرفی بزنم فقط رفتم بهش گفتم خاله جون من میخوام برم تهران اینجا تنها باید درس بخونم فرقی نداره میرم تهران گفت به مادرت زنگ بزن اگه قبول کرد برو منم به مادرم گفتم فرداش اومدم تهران و بعد اون قضیه 2 مرتبه دیگه تونستم با خالم باشم که خالم بعدش شوهر کرد و دیگه من از کردنش خلاص شدم
امیدوارم که لذت برده باشید

نوشته:‌ آرش

داستان سکسی:

3.40909
نمره شما: هیچ میانگین 3.4 (22 votes)

نظرات

بدنم مثل بروسلی بود؟؟!!=)))))))))))))))))))))))))))))))))))) ای خدااااا همین یکیو کم داشتیم.
تا اینجا خوندم دیگه نخوندم. هر چند سکس با محارم اصلا ارزش خوندن نداره.
برو خوشحال باش بهت فحش نمیدم!! کله کیریه کس مغز...

بالا
0 لایک

قدش 168 وزنش 72 سفید مثل برف بیوگرافیه به نظرت؟ :))
از سکس با محارم میگذریم به خودتون مربوطه ولی لااقل جلوی خاله هیولاتو میگرفتی اون بچه رو الکی کتک نزنه/تو کدوم خراب شده ای هستین که بچه هاتونو کتک میزنین

بالا
0 لایک

كردني را بايد كرد!
اگرتو نكني يك نفر ديگر ميكند, آب در كوزه و گرد جهان گرديم
سكس با خاله هيچ مشكلي ندارد فقط
تو سني كه تو بودي بايد كمتر از 20 ثانيه ارضا ميشدي
دوما محال است خاله ت از كون براي بار اول بده
درضمن خاله ت پيرزن كس زنگ زده بوده و چون هيچكس اونو نميكرده , بهت داده , پس از خودت تعريف نكن ( بروسلي .....)

بالا
0 لایک

كردني را بايد كرد!
اگرتو نكني يك نفر ديگر ميكند, آب در كوزه و گرد جهان نگرد!
سكس با خاله هيچ مشكلي ندارد فقط
تو سني كه تو بودي بايد كمتر از 20 ثانيه ارضا ميشدي
دوما محال است خاله ت از كون براي بار اول بده
درضمن خاله ت پيرزن كس زنگ زده بوده و چون هيچكس اونو نميكرده , بهت داده , پس از خودت تعريف نكن ( بروسلي .....)

بالا
0 لایک

داستان جک بود و پر از چرت و پرت، مثل:
یه نوری دیدم، خاله ام فهمید و گفت چون نور رو دیدی بیا منو بکن.
یهو کیرم مثل گلنگدن اومد بیرون و چند بار پایین و بالا شد و خاله رو تیرباران کرد.
اون موقع نی نی بودم، حدود 16 سالم بود، فقط با 8 تا دوست دختر سکس داشتم و حدود 40 تا زن رو گاییده بودم فقط.
همان اولش آنقدر چرت و پرت گفتی که دیگه نخوندم، ولی خوشم میاد احترام بزرگتر رو نگه داشتی، مخصوصا اونجا که خاله خواست شلوارتو بکشه پایین و تو از سر ادب و احترام سرت رو انداختی پایین و یهو خاله رو کردی.

بالا
0 لایک

هیز نفهم خاله کردن افتخار نیست که از بچگی هم تو کف بودی اولش که فقط حرف الکی زدی بعدش خوب بوداما ببین تو چه حرومزاده بودی که از بچگی به فامیلات چش داشتی .راستی دختر خالتو با دوستش نکردی؟

بالا
0 لایک

دو تا خط اولو خوندم ترجیح دادم بیام پایین نظراتو بخونم. راسشو بخای من زیاد اهل خوندن داستان های رزمی نیستم بروس علی جان . راسی اگه المپیک لندن شرکت کردی بگو به خالت بگیم بیاد تو رختکن تقویتت کنه. چندش اورند این ادمایی که میان از خودشون تعریف میکنند . یکی تارزانه یکی رامبو یکی اژدها این آخریم بروسلی بابا بی خیال این جک وجونورا رو از کجا میارین

بالا
0 لایک

صد بار نوشتی که پسر خالت کودن و احمق و نفهم بود ولی اینقدر شعور نداشتی که بفهمی این حماقت فقط از طرف خودت بود. واقعا الاغ هستی. خاله جونت که این همه پسر 19 ساله خودشو به خاطر اون فیلم کتک زد بعد از چند ساعت خودش هم فیلم رو دید و هم بهت کوس داد و هم کون؟ خودت باور میکنی که ما هم باور کنیم؟ کیرم تو توهماتت. تو یک بچه جلقوی مریضی.

بالا
0 لایک

بیچاره مامانت که همچین بچه ای پس انداخته ، خیلی کثیفی ، حداقل برای جلو گیری از رد یابی ایران هم که شده اسم اون دوتا رو مثل ایرج میرزا سانسور کنید که گیر نیفتید و انقدر دهنتون ول نشه مثل کاسه توالت یه کمی هیا هم به داستان اظافه کنی بد نیست.
من یکی به خالم چپ چپ نگاه می کنه یه کاری باهاش می کنم که نفهمه از کجا خورده بعد تو علنی از زنا با خالت حرف میزنی!!!!
حد اقل با دختر خالت بود یه چیزی منم بدم نمی اومد هر چند از کثافت کاری بدم میاد و لب بازی رو ترجیه میدم.

بالا
0 لایک

خوب بود كار به اينكه اتفاق اقتاده يا نه ندارم .اما مشكل واقعيت پنداری نداشت بعضی توقع دارن نگارش صادق هدايت و بخونن.
آخه اس كلا شما كه همين چند خط نظراتون. هزارتا ريپ داره يه داستان بنويسيد تا بهتون بگم....
ما ايرانيا ماشالا همه فقط نقد ميكنيم. فرقی نداره..(سياسی. اقتصادی.علمی. فرهنگی.هنری.ادبی....ورزشی)
همه هم علمش و داريم هم دانشش و.هم روشو...
كم نمياريم از روووو.
الان در مورد فيزيك كوانتومی بگو ميبينی ...همه يه نظريه داررن.

بالا
0 لایک

واقعا که داستان چرتی بود. هیچ چفت و بست درستی نداشت. نمیدونم چرا توی همه این داستانها مردها هیکلی با سایزهای بزرگ هستن و همه هم دیرتر از زنها ارضا میشن. تازه بدون هیچ قرص و دارویی بعداز اینکه سه یار طرفو ارضا کردن و کس و کونشونو پاره کردن رضایت میدم...

بالا
0 لایک