سکس با خواهرزن خوشگلم شیما

سلام من یک خواهر زن دارم که 3 سال از زنم کوچکتره اولا که ازدواج کرده بودم زیاد ازش خوشم نمیومد چون زیاد تو کارای ما دخالت میکرد حتی 2 یا3بار باهاش دعوام شد و خلاضه باهم خوب نبودیم. اما یه مدت بعد کاملا رفتارش عوض شد و زیاد به من محبت میکرد حتی چند در حالی که داشت خیره به من نگاه میکرد مچش روگرفتم که با خنده های کوتاه اون ختم شد تو این مدت نگاههاش کاملا بطور محسوس عوض شده بود ومنم که حالا یک جوردیگه نگاش میکردم تازه خوشکلیش رودرک میکردم. خلاصه ما رفتیم تو کف خواهرزنه بدجوراما نمیدونستم از کجا باید شروع کنم تا اینکه یک روز زنم با مادرش و برادراش قرار شد برن شهرستان پیش خواهر بزرگشون . من گفتم کار دارم و نمیتونم بیام واین خواهرزنم هم که اسمش شیماست گفت که درس داره وبرای امتحان روز بعد باید بخونه واون هم نمیره. روز بعد صبح زود اونا رفتن ومن هم ساعت 9 ازخونه اومدم بیرون ورفتم پیش دوستام و مشغول خوشگذرونی که طرفهای ساعت 11برگشتم اینم بگم که خونه ما با خونه مادر زنم 2 تا کوچه فاصله داره .من برگشتم و رفتم بسمت خونه که تو راه گفتم سری هم به شیما بزنم رفتم زنگ زدم ازپشت آیفون جواب داد و بعد در رو باز کرد رفتم تو بعد از احوالپرسی گرم گفتم تنها چکار میکنی پاشو بریم خونه ما گفت درس میخوندم تازه تموم کردم وازاین حرفها وخلاصه قبول کرد بلافاصله حاضرشد وبا من اومد بیرون ورفتیم خونه ما.

وقتی رسیدیم خونه گفتم تا تو ناهاررو آماده کنی منهم یک دوش میگیرم ومیام بعدش من رفتم دوش گرفتم واومدم بیرون وناهار خوردیم ونشستیم برای نگاه کردن ماهواره که دیدم شیما سرحال نیست .گفتم شیما چیزی شده ؟ گفت نه فقط یک کم پشتم درد میکنه گفتم چرا گفت نمیدونم گفتم میخوای برات بمالم که با خجالت گفت آخه زحمت میشه .منم گفتم بیا کار زیاد سختی نیست . پیش خودم گفتم الان دیگه وقتشه اگه الان کاری نکنم دیگه شاید هیچ فرصتی برام پیش نیاد . بهش گفتم درازبکش که اونم دراز کشید ومنم هم از کمر به بالا مشغول مالیدن پشتش شدم کیرم بدجور راست کرده بود حسابی قاطی کرده بودم رفتم پشتش و کیرم رو طوری که بفهمه بهش چسپوندم دیدم هیچ اعتراضی نکرد یواش یواش دستم وحالا اززیر پیراهنش به پشتش مالیدم بهش گفتم اگر پیراهنت رو بزنم بالا بهتر میتونم ماساژ بدم که اونم قبول کرد منم پیراهنش رو زدم بالا و یواش یواش مشغول شدم بعداز5دقیقه بهش کفتم که نخ سوتینش اذیت میکنه که گفت بازش کن مشخص بود که داره اون زیر برای خودش حال میکنه خلاصه همینطور که پشتش رو میمالیدم دستم رو بسمت کون خوشکلش که هر چی ازش بگم کم گفتم آوردم پایین ومشغول ماساژ شدم حدود نیم ساعتی این کارو کردم وبعد بهش گفتم پاشو بریم رو تخت اونجا حسابی ماساژت میدم که اونم گفت باشه وبلند شد ولباسهاش رو درست کرد ورفتیم تو اتاق خواب .اونجا بهش گفتم لباست رو در بیار تا راحت بتونم کارم رو انجام بدم . اولش گفت زشته آخه من چجوری پیش تو لباسم رو در بیارم . منم بهش گفتم فقط من وتویم کسی نیست در بیار تا حسابی بدنت رو نرم کنم اونم لبسش رو با سوتینش رو باز کرد ودراز کشید منم بلافاصله کمی از شلوارشم  کشیدم پایین که کمی جا خورد ولی چیزی نگفت ومنم مشغول شدم در همین حین هم یواش یواش کمی دیگه از شلوارشو کشیدم پایین بطوری که کونش کاملا معلوم بود ومنم براش میمالیدم قشنگ داشت حال میکرد دیگه وقتش رسیده بود که بهش گفتم شیما میخوای شکمت روهم برات بمالم واونم گفت آره منم برش گردوندم .قشنگ میشد شهوت رو در حد بسیاربسیار بالایی تو چشماش خوند .منم دیگه طاقت نیاوردم ورفتم سراغ سینهاش وشروع کردم به خوردنش حسابی داشتیم حال میکردیم . سینه هاش رو حسابی خوردم بادستم هم مشغول کسش شدم درضمن بگم که من اصلا علاقه به خوردن ولیس زدن کوس و کون ندارم .همینطور که مشغول بودم یهو یک جیغ کوتاه کشید وبدنش شل شد که فهمیدم ارضا شده .رفتم کرم آوردم چون دیگه وقت فتح الباب کون قشنگش بود که سه سال تو کفش بودم .بهش گفتم برگرد که گفت نمیخوام درد داره منم گفتم فقط اولش درد داره وچیزی نیست اونم گفت چون خیلی دوست دارم باشه .کیرم رو حسابی چرب کردم وبعدش سوراخ آکبند اونم چرب کردم ونوک کیرم رو یواش یواش فرستادم داخل.سوراخش خیلی تنگ بود خیلی دردش گرفته بود وهی میگفت مردم از درد بکش بیرون نمیتونم دارم پاره میشم منم گفتم اولشه الان درست میشه وکمی باهاش بازی کردم وآروم آروم فرستادم تو حالا دیگه کیرم تقریبا رفته بود داخل وشروع کردم به عقب وجلو کردن اونم دیگه دردش کمترشده بود داشت حال میکرد 10دقیقه ای گذشت که دیدم دارم ارضا میشم تلمبه زدن وتند تر کردم وبعداز30ثانیه ارضا شدم و اونم دوباره ارضا شد و کیرم رو در آوردم ودوتایی افتادیم رو تخت وهمدیگه رو بغل کردیم وبعد از نیم ساعت رفتیم حموم اونجاهم دوباره یک بار دیگه کردمش. الان 1سال از اون ماجرا میگذره که ماهی چهار پنج بار با هم سکس داریم

3.05851
نمره شما: هیچ :میانگین 3.1 (188 رأی )

29 نظر

خيلی تخمی بود

نوشته مهمان در 26. April 2010 - 14:51

خيلی تخمی بود

دروغت خیلی کیری بود

نوشته مهمان در 26. April 2010 - 22:09

دروغت خیلی کیری بود

مزخرف بود

نوشته مهمان در 27. April 2010 - 7:43

مزخرف بود

تخمي بود

نوشته مهمان در 27. April 2010 - 10:59

تخمي بود

لوووووس

نوشته مهمان در 28. April 2010 - 12:58

لوووووس

خیلی کس و شعر بود

نوشته مهمان در 28. April 2010 - 17:04

خیلی کس و شعر بود

مامانتو میکردی بهتر بهمون حال

نوشته مهمان در 30. April 2010 - 0:56

مامانتو میکردی بهتر بهمون حال میداد کونی

بابا کون به این راحتی که تو

نوشته مهمان در 30. April 2010 - 12:31

بابا کون به این راحتی که تو به دست آوردی نباید با یه بار و دو بار ازش بگدری

دمت گرم بازم برامون بنویس

نوشته مهمان در 1. May 2010 - 12:36

دمت گرم بازم برامون بنویس

دروغ بود باورش اصلا منتقی

نوشته مهمان در 2. May 2010 - 10:46

دروغ بود باورش اصلا منتقی نیست

خواهرت رو میکردی بیشتر حال

نوشته مهمان در 3. May 2010 - 0:08

خواهرت رو میکردی بیشتر حال میکردیم

خیلی تخیلی بود

نوشته مهمان در 3. May 2010 - 20:01

خیلی تخیلی بود

حداقل قشنگ تر دروغ مي نوشتي

نوشته مهمان در 4. May 2010 - 10:43

حداقل قشنگ تر دروغ مي نوشتي

اصلاً دروغگوی خوبی نیستی

نوشته مهمان در 5. May 2010 - 0:57

اصلاً دروغگوی خوبی نیستی

زنت رو بکنم بشینی نگاه کنی

نوشته مهمان در 7. May 2010 - 4:10

زنت رو بکنم بشینی نگاه کنی کیرت 2 سانت از شهوت صحنه گاییده شدن زنت بزرگ می شه دوست داری 4 سانت بزرگ شه ؟ از کون بکنم زنت رو ؟

عالیه مرسی

نوشته ليلا در 5. November 2010 - 16:20

عالیه مرسی

بوس...............بوس........................بوس

فكر كنم داماد منم همين نظر رو

نوشته maryam69 در 17. May 2011 - 19:16

فكر كنم داماد منم همين نظر رو به من داره
خيلي دوست دارم كيرش رو ببينم و بخورمش ولي ميترسم

مي شه من

نوشته mehdi eyeblue در 11. July 2011 - 13:36

مي شه من بكنمت
mehdi_eyeblue@yahoo.com

سلام یه داستان تکرارای که به

نوشته behrooz x در 8. August 2011 - 10:54

Cool سلام یه داستان تکرارای که به ذهن اکثر آدمها میرسه شما که میخوای این جور داستان بنویسی یه کم جزئیات و بیشتر کن.در کل نمرت 10

تو اینقدر خواهر زنت رو میکنی

نوشته eSahand در 17. August 2011 - 1:43

تو اینقدر خواهر زنت رو میکنی کی وقت میکنی زنت رو بکنی Rolling On The Floor
لااقل خالی میبندی شاخ دار نبند یکم واقعی تر به نظر بیاد Rolling On The Floor

بنظر تو ما گاگولیم دیگه

نوشته lary در 12. September 2011 - 22:26

بنظر تو ما گاگولیم دیگه ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوش جونت بده من هم بکنمش

نوشته hamid.looloo در 22. September 2011 - 8:45

نوش جونت بده من هم بکنمش

20هزار فرسنگ بالاتر از چاخان

نوشته poyesh در 24. January 2012 - 17:35

20هزار فرسنگ بالاتر از چاخان بود جناب ژول ورن Party

maryam69 سلام خوبی ؟ حمید

نوشته sis_champ در 12. April 2012 - 16:12

maryam69 سلام
خوبی ؟
حمید هستم از کیش
دوست دارم اگر بشه با هم بیشتر آشنا بشیم
ممنون میشم جواب بدی
قربانت
حمید

hotboy.kish@yahoo.com

kamtar fekraye kose sher

نوشته sajt5000 در 13. August 2012 - 15:41

kamtar fekraye kose sher bokon ke in arajifo nanevisi kale koni

سلام خوش بحالت نوش جونت کس

نوشته محبوبه جون در 24. August 2012 - 18:30

سلام خوش بحالت نوش جونت کس عمت

نوش جونت کس عمت

نوشته محبوبه جون در 24. August 2012 - 18:31

نوش جونت کس عمت

منم تو کف خواهر زنمم ولی

نوشته mn52k در 17. March 2013 - 22:07

منم تو کف خواهر زنمم ولی هیچ کاری باهاش نکردم . چون زن دیگه زنت نیس . حرام ابدی میشه برات وقتی خواهر زنتو میکنی . به هر حال منو یاد خواهر زنم انداختی . دمت جیییییززززززز

پفیوز چلمنگ کسکش دیوث خر کتال

نوشته sedaytooty در 17. March 2013 - 22:17

پفیوز چلمنگ کسکش دیوث خر کتال کون خودمونیم خب کسی رو کردی کسمغز نادر مشهدی