شما اینجا هستید

سکس با خواهر زنم فهیمه

با سلام امروز می خوام براتون یه خاطره از سکس خودم با خواهر زنم براتون تعریف کنم البته این داستان ادامه داره و در اخر میشه سکس منو زنم و 2 تا از خواهر زن هام. پس داستان منو دنبال کنید.
تازه نامزد کرده بودم . خانواده نامزدم در یکی از روستاهای اراک زندگی می کردند و یک خونه هم در اراک داشتن که هر وقت می رفتن اراک به خونه خودشون می رفتند. خانه نامزدم در روستا با جاده تقریبا 2 کیلومتر فاصله است که باید از یک رودخانه هم عبور میکردی و واسه رفتن به شهر(اراک)باید از میان درختها و رودخونه عبور می کردی و خودت و به لب جاده می رسوندی و با مینی بوس به شهر میرفتی من 2 تا خواهر زن مجرد دارم که یکی از نامزدم کوچکتر و دیگری فهیمه که سن زیادی داشت و 38 سال سن داشت و هنوز هم مجرد مونده بود . سرتون درد نیارم یه روز عصر به روستا رفته بودم که به نامزدم سر بزنم از شانس ما وقتی رسیدم که فهیمه (خواهر زنم) می خواست بره اراک . منم مجبور شدم با ماشین تا لب جاده ببرمش وقتی از بین دختها عبور می کردیم صحنه با حالی دیدیم . دختر و پسری در حال سکس بودن منو فهیمه چند لحظه ای نگاهشون کردیم اونها ما رو نمی دیدن . وقتی رسیدیم لب جاده هر چقدر منتظر موندیم ماشین پیدا نشد و هوا هم کم کم تاریک می شد مجبور شدم خودم ببرمش اراک با نامزدم تماس گرفتم و گفتم که هوا تاریک شده و خودم فهیمه رو میبرمش. در مسیر فهیمه سر صحبت باز کرد و در مورد مسائل سکسی که توی باغشون دیده و اتفاق می افته حرف می زد و یا خاطره از سکس دختر و پسری که تو باغشون بوده صحبت کرد . هی می گفت حالم بده میشه . گاهی هم می خندید اما نه یه خنده معمولی خنده ای که شهوت توش بود وقتی از سکس توی باغشون حرف می زد کیرم بلند میشد و شق وایساده بود متوجه شدم که فهیمه زیر چشمی به شلوار سیخ شده من نگاه میکنه منم انگار نه انگار که اتفاثی افتاده . نمی دونم چی شد که یک دفعه فهیمه گقت از دیدن این صحنه های شما پسرها چه حالی بهتون دست میده . من گفتم نمی دونم . چی بگم!!! فهیمه هم گفت از شلوارت معلومه . منم گفتم شلوارم!!! چیه؟ آروم فهیمه دستش. گذاشت رو کیرم و ماساژش داد وای کیرم داشت از ریشه در می امد. منم پشت فرمون کمربندم و باز کردم و فهیمه کیرم و از توی شلوارم بیرون کشید و محکم گرفتش تو دستاش . خم شد و همون جور شروع کرد به ساک زدن . منم رانندگی می کردم. وای چه ساکی می زد . هی می گفت قربون کیرت.منم دستم و از پشت کردم توی شلوارش و دست به کونش می کشیدم . هیچوقت رانندگی اندازه اون روز به من حال نداد نزدیک اراک که شدیم بهش گفتم پاشو تا بریم خونه. وقتی رسیدیم خونه فهیمه جلوی من لخت شد منم لباسامو درآوردم یه تشک پهن کردیمو فهیمه بازم شروع کرد بازم به ساک زدن بعدش هم نوبت من شد و منم با انگشت با کس و کونش حسابی بازی کردم . چه کس سفیدی . چه کون تپلی. فهیمه گفتم کسم نمیشه بکنی . ولی بکن تو کونم. منم فهیمه و به پشت خوابوندم و یه متکا گذاشتم زیر شکمش طوری که کونش امده بود بالا و خودش باز مونده بود. کیرم و گذاشتم در سورخ کونش و یواش یواش فشار دادم داخل . وای چی بگم کیرم از حرارت داشت می سوخت . تا ته فشار دادم داخل فهیمه هم با دستاش کونش و باز مکرد و هی می گفنتم منو داری چه کار می کنی؟ از کونم چی می خواهی؟ جر خوردم. کونم و پاره کردی. بکن ، بکن .منم در جواب بهش می گفتم فهیمه کیرم توی کس تپلت . می خوای کس پاره کنم . فهیمه هی نفس نفس می زد . متوجه شدم که داره ارضا میشه . گفتم فهیمه ابم داره میاد چکار کنم . فهیمه هم گفت کیرت و فشار بده و بریز تو کونم. منم نامردی نکردم همه ابمو ریختم تو کونش. یه ده دقیقه ای رو تو همون حالت موندیم و بعدش رفتیم حموم . توی حموم موهای کیرم و برام تراشید. بعدش هم بازم گاییدن کون فهیمه. بهم قول دادیم این یه راز بینمون باشه و به کسی هم نگیم و هر وقت خواستیم هر طوری شده بریم پیش هم وبا هم حال کنیم.بعد منم به نامزدم زنگ زدم و گفتم که فهیمه و رسوندم اراک و چون دیر وقته میرم خونه خودمون . شب موندم پیش فهیمه . اخر شب هم فهیمه زنگ زند به دوستش که قبلا ازدواج کرده بود و الان بیوه بود تا شب بیاد اونجا. خواستم که برم که فهیمه جلوی منو گرفت و گفت نرو تا یه کس بدم بکنی که دیگه توی عمرت نخواهی دید منم گفتم یعنی از کس خواهرت(نامزدم) بهتره . خندید و گفت میگه کار کردید؟ بهش گفتم همون شبی که عقد کردیم کس خواهرت گذاشتم پاره اش کردم. کلی خندید و براش تعریف کردم . بازم فهیمه تحریک شده و بازم کون کردن فهیمه شروع شد انقد کونش تنگ بود که کیرم مثل گچ سقید شده بود نمی دونم چرا. که یکباره در زده شد و .....
ادامه دستان تا چند روز آینده.
در ادامه سکس منو فهیمه و دوست فهیمه و در آخر سکس منو فهیمه و زنم

نوشته: غریبه

داستان سکسی:

2.22222
نمره شما: هیچ میانگین 2.2 (9 votes)

نظرات

اوه اوه سوگولی وارد میشود
فیلمی از ...
عزیزم کمتر بزن همیشه بزن
توی این تورم قیمتا میدونی برای اینکه یک بار ابت بیاد چقدر باید خرج کنی که اون اب توی بدنت ساخته بشه؟
موز گرون شده
گردو گرون شده
معجون سر به فلک کشیده
شیر نیست!!
بازم بگم یا قول میدی کمتر بزنی؟

بالا
0 لایک

خیلی با حاله یک نفر مریض که همیشه با دو تا آیدی میاد و خودش به خودش نون قرض میده. قبلا سارا سوییت و ... حالا سوگولی و نازنین؟!؟!؟
روان پریشی درد بدی که بعضی دخترا بدجور گرفتار میشند. خدا شفات بده

بالا
0 لایک

همینه دیگه وقتی یک مشت دهاتی از کنار گاو وگوسفند وبوی پهن وسرگین بین انگشت پاشون میان تو شهر واین حال هوای شهر می خوره بسرشون معلومه دیگه رم می کنن میان عکس چیزشون را میذارن وکلی قیافه می گیرن یا داستان سکسی می نویسن فکر می کنن این هم ماست وشیر محلی هست که تو شهر مشتری زیاد داره

بالا
0 لایک

چی بگم والا بچها از خجالت تو در امدن فقط یه خواهش ادامه رو نذار چون بدتر فوش می خوری.....بعدش یه چیز دیگه من تعجب میکنم این همه داستان مینویسن این همه فوش می خورن میبینن بازم به رو خودشون نمیارن جالبه خوب فوشا گوارای وجودت

بالا
0 لایک