سکس با دوست پسرم و دوستش

سلام
من ساناز هستم 22 یاله از تهران . دختری با قد 168 و وزن 60 و اندامی معمولی نمی خوام بیخودی از خودم تعریف کنم . پوستم سفیده و خیلی کم مو هست بدنم .
ماجرایی که میخوام براتون تعریف کنم چند وقت پیش برام اتفاق افتاده . من یه روست پسر 25 ساله داشتم که یه روز که رفته بودم خونشون این اتفاق برام افتاد.
میدونم این بلا سر خیلی دخترا اومده مخصوصا کم سن تر از من . واسه همین این ماجرا رو مینویسم .

امیر دوست پسرم پسر خوشکلیه و من همیشه فکر میکردم منو دوست داره ولی اون روز همه چی فرق کرد . من بغیر از سکس از جلو تقریبا براش همه کار کرده بودم . اون روز هم مثل همیشه داشتیم تو اتاق عشق بازی میکردیم ولی همش حس میکردم یکی داره مارو نگاه میکنه . وقتی به امیر گفتم کسی اینجاست گفت نه دیونه شدی .
امیر تقریبا منو لخت کرده بود و داشت بدنمو لیس میزد من حسابی گرم شده بودم . امیر حرف های سکسی میزد و بین حرف از سکس دو نفرش میگفت مثلا من حشری بشم.تو این کار وارد بود

تو چند دقیقه منو کاملا حشری میکرد . امیر ازم خواست کیرشو بخورم . اومد روم کیرشو آورد جلو . براش میک میزدم .راستش حس میکردم زنشم . خیلی باهاش راحت بودم .
امیر تو گوشم گفت میخوام امروز زنم بشی رسما . فکرکردم شوخی میکنه . اومد پامو وا کرد کیرشو میمالید به کوسم بعضی وقتا یه فشاری میداد.
میگفت شوخی نمیکنما . کیروشو کمی حل داد داخل . و فشار میداد . بهش گفتم امیر شوخی نکن . میزنی بدبخن میشما و خیلی جدی میگفت میخوام بزنم .کم کم ترسیدم ازش
اینجوری ندیده بودمش . کم کم من التماس میکردم و اون بیشتر اصرار میکرد . گفتم امیر هر کاری میخوای بکن ولی اینکارو نکن .گفت از کونت خسته شدم کس میخوام .
داشت گریه ام میگرفت . اون که منو میترسوند این بود که امیر هیچ عکس العملی نشون نمیداد . امیر بهم گفت دیگه برام عادی شدی . حتا اگه با کسی دیگه هم باشی برام فرق نمیکنهباید یه کاری کنیم جدید باشه
گفتم هر کاری جز این میکنم.

بعد صدایی از اتاق شنیدم اومد . امیر گفت نترس دوستمه . اینو که گفت فهمیدم چه خبره . گفتم امیر میخوای چیکار کنی . گفت هیچی میخوای کمی هیجانشو زیاد کنیم . میخوایم دو نفری باهات حال کنیم
این حرفش منو خیلی ترسوند . گفتم دستت درد نکنه عشقت این بود که امیر حرفمو با عصبانیت قطع کرد
بهم گفت ببنین حوصله ندارم یا راه میای یا پرده تو میزنم . خشکم زده بود . این اتفاقی نیست که کسی قبلا در مردش تجربه داشته باشه. دوست امیر امیر اومد تو اتاق من با دست سینه هامو گرفته بودم

امیر گفت اگه راه بیای بیشترم حال میکنی دختر سخت نگیر . دو تا کیر در خدمت تو هستن با پرده ات هم کاری نداریم . راستش هم وسوسه انگیز بود هم نمی تونستم قبول کنم . چند دقیقه ای ساکت بودم

که امیر گفت اگه مقاومت کنی فقط درد میکشی در هر صورت ما میکنیمت . راستش از خودم بدم اومد وقتی امیر اینو گفت ولی چاره ای نداشتم .

دوست امیر نزدیک شدو کنارم نشست و سرشو آورد جلو تو گوشم گفت . پشیمون نمیشی . دستشو اورد رون پام رو گرفت . یخ لرزه تو بدنم افتاد که حسش کرد . بعد دستشو آرود جلو تر کسمو گرفت اممیر منو هل داد تا رو تخت دراز بکشم

من چشامو بستم . حس اینکه دو تا دست دارم پاهامو لمس میکنن کمی ترسناک بود .امیر اومد بالاتر شروع کرد خوردن سینه هام دوستشم با کسم بازی میکرد . کمی بدنم گرم شد با خودم گفتم ساناز بیا باهاش راه بیا حداقل خودتم حال کن . یه نفس عمیق کشیدمو خودمو ول کردم . انگار دوست امیر اینو حس کرد و بهم گفت جون اینطوری خوبخ فدات جیگر

امیر به دوستش گفت بیا اینجا ببین رات چه ساکی میزنه . اونم زود لخت شد و اومد روم نشست کیرشو میمالید به لبام . کیرشو فشار میداد داخل منم شروع کردن خوردن اونم هی کیرشو فشار میداد داخل تر
امیر گفت اینجوزی نمیشه پاشو ببینیم عین فیلم ساک بزنه
پاشدم نشستم جلو امیر و دوستشم اومد گفت دوتاشم بگیر دستت . به هر کدوم یه لیس میزدم
کم کم داشتم از ماجرا لذت میبردم . و بیشتر کیرشونو میخوردم .بعد چند دقیقه دوست امیر گفت من طاقت ندارم میخوام بکنمش . راستش حرفاشون بهم بر میخورد . امیر منو بلند کرد و گفت به سمتش خم بشو و کیرشو بخورم و دوستش از پشت چسبوند بهم
نوک کیرشو فشار میداد به سوراخم
امیرگفت تو کشو کرم دارم . اونم آورد و زد به کیرش . به امیر گفت انگشت کنم باز شه امیرگفت نمیخواد بازه سوراخش . راستم میگفت حداقل 30 باری با امیر سکس کرده بودم . اونم از خداخواسته فشارداد داخل
امیرم شروع کرد تو دهنک عقب جلو کردن . راستش تجربه تازه ای بود خیلی حال کردم . که امیر یهو گفت بهش بخواب رو تخت نمی دونی چه بالا و پائینی میره این دختر

من این حالتو خیلی دوست داشتم .و قتی رو کیرشو بالا پائین میکردم پسره داشت دیونه میشد طوری که بی اختیار ارضا شد .امیر منو خوابوند رو دوستش و کیرشو کرد تو سوراخ کونم که حسابی باز شده بود .
عین این فیلم ها تلمبه میزد . هیچ وقت ایمطوری نبود . داشت اذیتم میکرد . دوستش داشت لبامو میک میزد . امیر آبشو خالی کرد تو کونم و روم دراز کشید . راستش تجربه خوبی بود . و بعد اون ماجرا خودم چند بار اون کارو کردم . ولی حسی که به امیر داشتم منو اذیت میکرد . امیر پا شد رفت دوش بگیره ولی دوستش بهم گفت اجازه میدادی یه بار دیگه بکنمت . البته تعارف بود چون در هر حال میکرد .

خودم میرشو دستم گرفتم و رفتم پائین براش بخورم تا بیدار بشه کیر کوتاه ولی کلفتی داشت . کمی زول کشید تا بیدار شه . بعدش گفت میخوام زیرم باشی. یه بالش گذاشت زیر شکمم و شروع کرد فشار دادن
پسره به امیر فحس میداد . و میگفت کسکش عجب کس داری و از این حرف ها وقتی ارضا میشد کشید بیرون ریخت پشتم گرمای آبشو پشتم حس میکردم .

بهم گفت شانس اوردی قرار بود 4 نفر باشیم . منم چیزی نگفتم اونم پا شد رفت دوش بگیره . منم از فرست استفاده کردم لباسامو پوشیدم اومدم بیرون .

امیدوارم خوشتون اومده باشه . شاید بعضی جاها تملق کردم

بعد اون ماجرا زیاد سکس کردم اگه خوشتون اومد بگین تعریف کنم

نوشته‌:‌ سانی

3.62353
نمره شما: هیچ :میانگین 3.6 (85 رأی )

39 نظر

داستانت خوب بود اما ریدی با

نوشته Amir DoDo در 1. June 2011 - 9:20

داستانت خوب بود اما ریدی با این تایپ کردنت...

چه خبره؟ یه کتاب هست به اسم

نوشته Mehrab por gham در 1. June 2011 - 9:49

چه خبره؟
یه کتاب هست به اسم املای سبز من واسه برادر زاده خودم گرفتم خیلی خوبه به تو هم پیشنهاد میکنم بگیری.
داستانت فقط بیانگر جندگی خودت بود.

دادا حرف دلمو زدي البت منظورم

نوشته NAOH در 1. June 2011 - 9:53

دادا حرف دلمو زدي البت منظورم به اين داستان نيس چون نخوندمش اما املاي سبزوخوب اومدي ،جون داداش واسه دانلودبذار كه اكثرداستان نويساي اينجا بهش نيازدارن.

من ساناز هستم 22 یاله از

نوشته ساینا جون4 در 1. June 2011 - 9:55

من ساناز هستم 22 یاله از تهران سالی که نکوست از بهارش پیداست /من یه روست پسر 25 ساله داشتم عزیزم دوست نه روست/این اتفاقی نیست که کسی قبلا در مردش تجربه داشته باشه منظور مورد بوده /دوست امیر امیر اومد تو اتاق/یخ لرزه تو بدنم افتاد که حسش کرد یعنی چی؟؟؟؟/اممیر منو هل داد /حس اینکه دو تا دست دارم پاهامو لمس میکنن کمی ترسناک بود/کمی بدنم گرم شد یعنی چی مگه بدنسازی کار میکنی؟؟؟/ینطوری خوبخ فدات جیگر/بیا اینجا ببین رات چه ساکی میزنه /امیرم شروع کرد تو دهنک عقب جلو کردن/هیچ وقت ایمطوری نبود /خودم میرشو دستم گرفتم/کمی زول کشید تا بیدار شه/سره به امیر فحس میداد/نم از فرست استفاده کردم لباسامو پوشیدم اومدم بیرون ./ واقعا خجالت نمیکشی اینهمه غلط داشتی خوب یه بار میخوندیش ابله جنده کسو واقعا برات متاسفم حقت بود 4 نفری میکردنت تازه غلط میکنی بازم بنویسی با این نوشتنت

بیچاره اونی که واسش بکارتتو

نوشته sara sweet در 1. June 2011 - 10:11

بیچاره اونی که واسش بکارتتو نگه داشتی دختر جون

با نظر سارا جون کاملا

نوشته dokhmale-naznazi در 1. June 2011 - 10:32

با نظر سارا جون کاملا موافقم
لاقل اگه بکارت نداشتی شوهر بدبختت هم میفهمید اما اینجوری علاوه بر هرزه بودن یه دروغ گوی بزرگ و خائن در حق شوهرتی!

جنده اي بيش نيستي. حقت بود

نوشته LeOnR2 در 1. June 2011 - 11:19

جنده اي بيش نيستي.
حقت بود 4نفري کونتو ميکردن.

ساناز جون! سلام: همينه ديگه !

نوشته stefan در 1. June 2011 - 11:25

ساناز جون! سلام: همينه ديگه ! من همه جاي دنيا رو گشتم !از 170 كشور دنيا شايد 50تا كشور درست و حسابي رو گشتم!جنس مونث اون ور اب يه فرقايي با اين ور ابي ها دارن !1 يه دختر تا 18 سالگي اگه سكس كنه هر دو مجازات ميشن .2 اونا وقتي مجردن همه گهي ميخورن "ولي وقتي متاهل شدن اصلا (مرد و زن هم نداره )اين جا وقتي مجردن همه گهي ميخورن ووقتي هم كه بسلامتي يه كسخول بيشعوري اومد گرفتشون "رسما ديگه جنده ميشن"3 به نظرم از بس جوناي ما رو توي تنگنا گذاشتن همه چيز رو توي سكس ميبينن.4 من خيلي تغيير توي ايران ديدم و مهم ترين چيزي كه از بين ما رفت غيرت بود . متاسفم براي خودمون كه اگه ازادي بهمون بدن همگي هرزه ميشيم.چارلي چاپلين به دخترش ميگه
دخترم همه ي ما مسافرانيم بسوي جزيره ي لختي ها" به تو نمي گويم " تو نرو" ولي اميدوارم تو اخرين مسافر اين جزيره باشي.
با اين تفاسير تو فقط فكرت توي سكسه. يه ذره هم وقت بزارو غلطاي تايپت رو بگير .

ایول ‏stefan‏،و اینکه هنوز

نوشته Mehrab por gham در 1. June 2011 - 11:52

ایول ‏stefan‏،و اینکه هنوز غیرت نرفته بعضیا ذاتا خرابن کاریش نمیشه کرد
به قول بچه ها بیچاره شوهرش

خب حالا اخرش چی شد ؟؟؟؟؟ این

نوشته aiDa.Ck در 1. June 2011 - 14:01

خب حالا اخرش چی شد ؟؟؟؟؟ این امیری که گفتی به نظر نمیاد دست از سرت برداره . اگه من بودم همچین قهوه ایش میکردم که فکر کردن از یادش بره

داستانت واقعي بنظر ميومد و

نوشته esf_boy88 در 1. June 2011 - 14:51

داستانت واقعي بنظر ميومد و واقعا امروزه پسرا خيلي بدبختند كه نميدونند خانمشون چطوريه

دوستان عزیز لطفا یاد بگیرید

نوشته saman39. در 1. June 2011 - 15:17

دوستان عزیز
لطفا یاد بگیرید نصیحت نکنید.
یکی دوست داره بده یکی دوست نداره
آقا جون کس و کون و کیر مال خودشه
.اختیارشو داره
به من و شما چی؟
بزارید حالشو ببره
برو سانی جون عزیزم به هر کی دوست داشتی بده.
اینجا تا یه داستانی میاد همه میشن ناصح و درستکار و شریف و وفادار.
هر کی خوشش نمیاد نیاد تو این سایت و داستان نخونه.
اینجا سایت سکسه و هدفش هم تعریف همین چیزاس. کسی مشکلی داره؟

یه ضرب المثل شیرین هست که

نوشته saman39. در 1. June 2011 - 15:11

یه ضرب المثل شیرین هست که میگه :
کونی که خوارش می کنه
خودش سفارش میکنه

تو که خوشت اومده و راضی بودی
اونا هم که حال کردن
پس کون لق ناراضی

تایپت افتضاح بود ولی به نظر

نوشته mehrdad.2663 در 1. June 2011 - 16:29

تایپت افتضاح بود ولی به نظر واقعی میومد
کسی نمیگه سکس نکن ولی به نظر من آدم باید به شخصیت خودش احترام بزارِ
من فکر نمیکنم سکس بدون احساس به طرف مقابل لذتی داشته باشه

سلام ساینا جون من چند وقتی

نوشته 1Adame-mamoli در 1. June 2011 - 17:33

سلام ساینا جون
من چند وقتی هست که داستان های اینجا رو میخونم و می بینم که تو از همه ایراد می گیری میشه خواهش کنم خودت بنویسی ببینیم به قول معروف چند مرده حلاجی.
در مورد نظر دوست ارجمند stefan هم باید عرض کنم این جامعه بی غیرت از من شما ساخته می شه پس اگه فکر میکنی جامعه بد باید رفتار و کردار خودمون اول درست کنیم تا جامعه درست شه اگه غیر از این فکر میکنی پس بدون سخت در اشتباهی ولی در مورد حرفت درباره خارجی ها کاملاً با شما موافقم.

1Adame-mamoli من داستان نوشتم

نوشته ساینا جون4 در 1. June 2011 - 17:56

1Adame-mamoli من داستان نوشتم ولی ادمین عزیز افتخار نمیده چاپش کنه من از خیلی از داستانا هم تعریف کردم معلومه که تازه عضو شدی خبر نداری به نظر تو این داستان رو نباید انتقاد کرد کلا غلط املایی بود خواهر زاده من 7 سالشه بهتر از این مینویسه

من در مورد غلط های املایی

نوشته 1Adame-mamoli در 1. June 2011 - 18:07

من در مورد غلط های املایی ایشون عرض نکردم
ولی نقد سازنده نه تخریب منظورم فقط همین بود اگه ناراحتت کردم ببخشید.

1Adame-mamoli ناراحت نشدم

نوشته ساینا جون4 در 1. June 2011 - 18:12

1Adame-mamoli ناراحت نشدم واقعا کدون نقدم به جا نبود بگو بگم ویرایش کنم خب داستانا بدرد بخور نیستن که میگم یا گی هستن یا لز یا خیانت یا محارم اونایی هم که خارج از ایناس چرت و دور از حقیقت هستن و توهمی بیش نیستن

I'm Virginالان فحش دادی تشکر

نوشته ساینا جون4 در 1. June 2011 - 20:01

I'm Virginالان فحش دادی تشکر کردی چی بود نفهمیدم ؟؟؟

سلام ساناز جان دستان همه چیرو

نوشته xXxpersian در 1. June 2011 - 20:15

سلام ساناز جان
دستان همه چیرو گفتن ولی از این به بعد باامیر نرو با یکی دیگه برو که دیگه بهت حمله نکنن یا تگه رفتی پیش امیر چندتا از دوستاتو ببر که همه فشارا روت نیاد که انقدر قاتی نکنی درست خیلی حال میده ولی اگه بی جنبه باشه کار دست میده حالا خر بیارو باقالی بار کن

این املات منو کشته xXxpersian

نوشته ساینا جون4 در 1. June 2011 - 20:17

این املات منو کشته xXxpersian

شرمنده اون دوستان نه دستان نه

نوشته xXxpersian در 1. June 2011 - 20:17

شرمنده اون دوستان نه دستان نه داستان

چاکریم دست و پاش شکسته حول

نوشته xXxpersian در 1. June 2011 - 20:19

چاکریم دست و پاش شکسته
حول نکرده

راستی بچه ها من دنبال یه دوست

نوشته xXxpersian در 1. June 2011 - 20:25

راستی بچه ها من دنبال یه دوست دختر خوب و خوشگل میگردم کسی می خواد بامن دوست بشه

خوب بود ولي وقتي تونستي به دو

نوشته Mamal-54 در 1. June 2011 - 20:38

خوب بود ولي وقتي تونستي به دو نفر براحتي بدي
مطمئن باش يک ماه ديگه به 10 نفر هم ميدي و ککت هم نميگزه
بيچاره شوهر ايندت؟

ياد يه كليپ افتادم يه مرد بود

نوشته SaRaRaS در 1. June 2011 - 21:47

ياد يه كليپ افتادم يه مرد بود و 7-8 تا دختر كل تصوير كليپ كون دخترا و كير آقاهه بود
حالا در آينده براي تو برعكس ميشه فكر كنم ميشه يه دختر و 7-8 تا كير
اونارو بيا برامون تعريف كن باشه؟؟؟؟

به نظر من آدم بايد با دخترايي

نوشته jaghi.kos nadide در 2. June 2011 - 0:46

به نظر من آدم بايد با دخترايي كه خونه دوست پسر ميرن اين كارو كرد،حقت بود
،وقتي با اين يكي ميري پس با تجربه بودي با دوست پسراي قبليت هم ميرفتي.
عزيزم سرت سلامت،دوست پسرت كس كش درآمد

یعنی یال داری؟ دمت گم

نوشته برای نظر دادن و... در 2. June 2011 - 0:47

یعنی یال داری؟
دمت گم

اسبی؟

نوشته برای نظر دادن و... در 2. June 2011 - 0:58

اسبی؟

Nakhunde Migam kiram 2

نوشته Kheftkon23 در 2. June 2011 - 1:19

Nakhunde Migam kiram 2 madaret nevisande

چقد فحش وناسزا !!! چرا اینهمه

نوشته bahane در 2. June 2011 - 1:20

چقد فحش وناسزا !!! چرا اینهمه به این بیچاره توهین کردین. یه غلط املایی بگیرین یکی دیگم اینکه نظر بدین که داستان چه سبکی میبود بهتر بود. ماشالله همه شدن امر به معروف و نکیر منکر. بسه بابا از دختر تا پسرتون دائم به هم توهین میکنین. بس کنین

bahane جان زياد حرف نزن كه

نوشته jaghi.kos nadide در 2. June 2011 - 1:23

bahane
جان زياد حرف نزن كه تورو هم ميگاييما

خوشبختانه من و شما نه همو

نوشته bahane در 2. June 2011 - 1:26

خوشبختانه من و شما نه همو میشناسیم نه من جواب توهین رو با توهین میدم چون اینجوری تربیت نشدم. حالا شما میخوای خودی نشون بدی و از امثال من ونویسنده ی بیچاره مایه بذاری بفرما.

من که خوشم اومد از داستانت

نوشته lal_agha در 2. June 2011 - 10:20

من که خوشم اومد از داستانت سوای غلط املاییی . اصلا شما مگه اومدید اینجا تصحیح املا کنید . شما که منظورشو می دونید دوبار بگید غلط املایی داشتی . خوشم اومد . دوباره هم بنویس . راستی 4 نفری نکردنت . غکر کنم خیلی بیشتر حال کنی اونجوری

درود... اخه ادم حسابی کدوم

نوشته applebaz در 2. June 2011 - 10:32

درود...
اخه ادم حسابی کدوم بیشعوری با زید در حد ازدواجش سکس میکنه از همین گهها میخورید که پسرا پرو میشن دیگه و با هرکی که دوست میشند فکر میکنند باید بکندش اگه نکنند از دستشون رفته و مرد نیستند

دوستان چرافراموش میکنندکه

نوشته aliiii49 در 24. June 2011 - 19:09

دوستان چرافراموش میکنندکه مابرای چی تواین سایت هستیم!باباهمه ایناداستانه اگه آدم خوب وباغیرتی هستین لطفا اینجارو ترک کنین.دوما این ربطی به غیرت نداره خیالبافیه نصیحتاتونو واسه خودتون نگه دارین نظر کارشناسی بدبن البته اگه کون هم بدین قبوله(هاهاها)

chert bod neshon mide jendeyi

نوشته nazielena در 3. July 2011 - 13:28

chert bod neshon mide jendeyi adam ba yeki to ye zaman sex mikone oni ke ba donafar...jendast mese mamanesh

اگه اهل سکس چت هستی پیام بده

نوشته hamed580 در 19. August 2011 - 14:08

اگه اهل سکس چت هستی پیام بده این آیدی میل منهhamed580@yahoo.com

جات بودم با این مردک کونی به

نوشته maniyaa در 25. May 2013 - 13:43

جات بودم با این مردک کونی به هم میزدم