شما اینجا هستید

سکس با دیوانه

سلام خدمت دوستان عزیز راحت میشه دروغ نوشت و هزاران فکر شهوانی و سکسای خیالی نوشت اما میشه تفاوت سکس واقعی و تخیلاتو فهمید داستانی که براتون تعریف میکنم مربوط به دوران نوجوانی منه سوم راهنمایی من و پسر عموم که تازه از دبی اومده بود بچه های خیلی شری بودیم( من تا اول دبیرستان توو روستا بودم و هنوزم تابستونا میرم اونجا) خیلی شیطنت میکردیم و بچه ای نبود که از دست ما در رفته باشه همرو یه دور گاییده بودیم . اما تا حالا کس نکرده بودیم بدجورم دنبالش بودیم البته من قبلش همش دنبال کون بودم و اگه دختری هم گیرم میومد از کون میگاییدمش بچه بودیم دیگه اما اصل داستان از اونجایی شروع میشه که یه زن دیونه توو روستا بود حدود 30سال داشت و بهترین گزینه برای سکس ماها که بچه بودیم طرف ما باغ زیاده خصوصا پرتغال و سیب کل روزمون توو همین باغا میگشتیم تا اون زنو تنها گیر بیاریم و بکنیمش واسه خودمون هزاران نقشه کشیده بودیم یه بار شانسمون رو کرد و زن دیونه رو توو باغ تنها گیر اوردیم واقعا چیز مالی بود حیف بود که دیوانه بود اما دنیا همینه.توو یه باغ نشسته بود رفتیم پیشش نشستیم و شروع کردیم به حرف زدن و کم کم دستمالیش میکردیم و اخر بهش گفتیم ببینیم اون زیر چی داری اونم کسشو بهمون نشون داد من رفتم نزدیکتر دست به کسش زدم خیلی نرم بود بغلاش پف کرده بود دستمو بردم وسط کسش و شروع به مالیدنش کردم کم کم زنه حشری شد و کل شلوارشو از پاش در اورد منم دست بوردم جلو و شروع کردم به مالیدن پستوناش متوسط بود اما برای من که اولین بارم بود واقعا حال میداد پیرهنشو دادم بالا و یه پستونشو گذاشتم توو دهنم و شروع به مک زدن کردم طعم عجیبی داشت دوتایمون از اینکار راضی بودیم زنه طوری حشری شده بود که خودش رو زمین پر از خاک دراز کشید و منم روی خودش کشوند طوری وسط پاهاش بودم که کیرم جلوی کسش قرار گرفته بود و شروع کردم به مالوندن سینه هاش خیلی باحال بود بدن خیلی داغ و حشری داشت از چشماش معلوم بود حسابی حشریه و مدام منو به خودش فشار میداد منم داشتم حسابی پستوناشو میخوردم و میمالیدم کیر سفت و شق شدم وسط پاهاش بود روش دراز کشیده بودم و حسابی حشری شده بودم بدن سفید و مرمریشو لیس میزدم گردنشو میخوردم یواش تا شکمش با زبونم لیس میزدم و باز میرفتم بالا صورتمو گرفت و منو رو خودش کشید و داد میزد منو بکن کیرتو بکن تو کسم موهامو سفت گرفته بود و همش داد میزد کیرتو میخوام بکن توو کسم من هرکاری میکردم حشری تر میشد و با شدت بیشتری منو به خودش فشار میداد و بیشتر داد میزد یالا بکن توو کسم من کیر میخوام زود جرش بده خودمم مونده بودم چرا اینقد حشریه انگار سالها بود سکس نکرده بود منم کیرمو گذاشتم دم کسش اما واقعا بلد نبودم کجا بذارم دوتا سوراخ داشت دوستامم نمیدونستن زنه از حشریت زیاد داد میزد کسم کسم کسم سوراخاش تنگ بود توو سوراخ پایینی میکردم تا سرش میرفت داخل نفسش بند میومد و از درد اخ میکشید منم از ترس ادامه نمیدادم اما ناجور حشری بودم خودش کیرمو با دست گرفت و تنظیم کرد رو سوراخ اصلیه و با فشار شدید به کمرم تمام کیرمو فرستاد تو کسش و از درد شدید یه جیغ کشید ترسم با شهوت قاطی شده بود کسش اونقد داغ و تنگ بود که حسابی داشتم لذت میبردم و صدای جر خوردن زنه باعث شده بود که من حشرم بیشتر بشه کیرمو از کسش کشیدم بیرون اما نذاشت و با شدت منو به خودش فشار داد بازم تا اخرش رفت توو کسش منم جرات پیدا کردم و شروع کردم به تلنبه زدن اسم یه نفرو میاورد میگفت فلانی داری خوب میکنی منو بکن جرم بده منم با اخرین توانم داشتم تلنبه میزدم صدای کسش در اومده بود باز کیرمو در اوردم و با فشار تمام کردم توو کسش و بازم زنه دادش درومد چنان منو به خودش چسپونده بود که داشتم میترکیدم خودش از زیر با فشار تلنبه میزد کیرم توو کس داغش گم شده بود ابم داشت میومد خواستم کیرمو در بیارم نذاشت همه ابم پاشید توو کسش و بیحال شدم اما زنه ارضا نشده بود و کیر میخواست نذاشت بلند شم با همون شدت داشت با کیرم توو کسش تلنبه میزد سفت نگهش داشتم تا بیحسیم بره اما ولکن نبود نگهم داشته بود و اخ اخ اخ جون جون کسم کسم میکرد مست و حشری بود بلند ای ای میکرد من واقعا حسی نداشتم اما زنه حسابی حشری بود منو خوابوند رو زمین و با تمام توانش روم بالا پایین میشد کیرم توو کسش جون گرفت و دوباره راست شد و لذت دوباره برگشت اما زنه داشت ابش میومد منو بلند کرد سخت به خودش چسپوند و با صدای بلند یه داد زد و بیحال افتاد روم و کیرم داغ شد و از بغل کیرم اب از کسش شروع به چکیدن کرد سری انداختمش کنار و با بچه ها فرار کردیم سکس خیلی خوبی بود هیچوقت از یادم نمیره بارها توو عمرم سکس کردم اما اون اولین کسی بود که کردم و حسابی چسپید.

نوشته: End_stop

داستان سکسی:

2.714285
نمره شما: هیچ میانگین 2.7 (7 votes)

نظرات

خیلی خیلی کیری و تخمی تخیلی بود. اگه دیونه بود چطوری همه چیز رو بلد بود. خودشو رو کیرت بالا پایین میکرد؟ زن های شهری هم تا یادشون ندی و فیلم نبینند بلد نیستند این کار رو بکنن. راستی پرده نداشت؟ حامله نشد؟ فقط تو کردیش؟ رفیقت نکرد؟ جالبترش این بود که اون خیلی وارد بود ولی تو حتی نمیدونستی سوراخ کوس کجایست؟ فکر کنم که تو داستانت نوشتی که همه دخترای دهاتتون رو از کون کردی ولی بازم نفهمیدی سوراخ کوسشون کجاست و چه شکلیه و دست نزده بودی. واقعا کیر هرچی بچه های شهوانی تو کونت. داشتی کون میدادی این داستان به ذهن کیریت خطور کرد؟. احتمالا سنت زیر 16 ساله و جلق به این روزت انداخته.

Bebin boro tamume nazarae mano peyda kon bd bia in nazaro bekhun.man aslan tarof nadaram.kiri bashe migam kirie,kheili kiri bashe dg fosh midam,kheili kheili kiri bashe ye foshe makhsus midam k fk konam baghie ham in foshamo midunan.khubam bashe koliam azash tashakor mikonam.khob hala begzarim,kasai k moshkele maghzi daran ya estelahan divunean be behdashte shakhsishun ahamiati nemidan che berese k pashmashuno bezanan.unam k to gofti unjur dad mizad kolan jome budo maghzesh tamam tatil bud unvaght kosesho lae pashma peyda kardi? aha shayadam vase hamin donbale surakh migashti. darzemn un zane hamele nashod tu kosesh khali kardi? be nazaram be ghole dustan to hanuz hamun bachei v avalin dorughetam in bud k gofti (yadame bache k budam ...) khob dg fk konam fahmidi mikham chi begam.are dada doros hads zadi kheili kheili kiri bud.hala foshe makhsuso nushe jan kon : kos motore kir tas kababe kun talagh tolugh. jende alvate kun be havae kir be dahan albate vaghti be dahanet bere k az kun bokonan bd hamun tu ba feshar bere be dahanet.nomre -20

فکر میکنم همون اول خودت گفتی که دهاتی هستی و دروغ می نویسی . البته دهاتی بودن جرم نیست خیلی هم باید افتخار کرد ولی اینکه توی کوس مغز که شهر رو ندیدی بعد یه دفه به سرت بزنه بری دبی اخر خنده و جوکه . من فقط دو خط اول رو خوندم حالم بهم خورد درست که چرت و دروغه محضه ولی همین تفکرشم نشون از تفکر احمقانت داره . نمیدونم چطوری فکر کردی مردم با خوندن این چرندیات شهوتی میشند؟!!! کوسشعر کیری بود..

فکر میکنم همون اول خودت گفتی که دهاتی هستی و دروغ می نویسی . البته دهاتی بودن جرم نیست خیلی هم باید افتخار کرد ولی اینکه توی کوس مغز که شهر رو ندیدی بعد یه دفه به سرت بزنه بری دبی اخر خنده و جوکه . من فقط دو خط اول رو خوندم حالم بهم خورد درست که چرت و دروغه محضه ولی همین تفکرشم نشون از تفکر احمقانت داره . نمیدونم چطوری فکر کردی مردم با خوندن این چرندیات شهوتی میشند؟!!! کوسشعر کیری بود..

این هم سایتی با بیشترین تعداد بازدید کننده!!!
اما بعد از سکس با محارم و سکس با اسب و یابو و خر بابا بزرگ سر انجام
سوژه مورد نظر پیدا شد، تنها سوژه باقی مانده سکس با دیوانه ها بود که به همت
نخبگان این سایت یافت شد و مورد آزمایش قرار گرفت!
نمیدونم چرا تازگیها نمیتونم فحش بدم!
شاید دلیلش اینه که نمیدونم به کی باید فحش بدم.
چطوری آدمین؟ خوبی؟
بخدا صبر ایوب میخواهد خواندن بیشتر از چند سطر از این نوع داستانها

مشتی احمق توو اینجا جمع شدن بجز فحش دادن کاری ندارن من هرچی باشم به خانواده کسی توهین نکردم داستان مینویسیم که فحش بدین؟ واقعا نا امید کننده است خجالت بکشید به من نه به هیچکسی فحش ندید دلیل واسه دروغ گفتن نداریم و ضمنا موضوع سایت داستان سکسیه اگه واقعی هم نبود داستانو بخون اما نظر خوب بدین ایراد بگیرید تا داستانای بعدی بهتر بشه نه اینکه فحش بدین همه میتونن فحش و ناسزا بگن اما کسی نمیتونه درست نقد کنه ضعف داستانارو بگوید نه اینکه کارتون شده فحش دادن درسته سکس حق همه است اما دری وری گفتن دور از انتظاره از این به بعد سعی کنید بجای فحش دادن نقد کنی

ببین تو که خودت داری فحش میدی. من و همه بچه ها دوستت داریم که داستان مینویسی ولی طرز انتقادات اینجا اینجوریه و اگه به دقت بخونی تمام اشکالاتت رو مطرح کردیم ولی خوب برای باحال شدن قضیه فحش هم چاشنیش کردیم که هر کسی داستانتو میخونه نظرات بی بدیل خوانندگان را هم بخونه و هم حشری بشه و هم بخنده. شما هم سعی کن که وقتی داستان مینویسی و اولش میگی که واقعیه پس باید با عقل هم جور دربیاد. من که بالاتر چند تا از اشکالاتتو ذکر کردم. شما هم بد نیست جوابشون رو بدی و همینطور جواب بقیه رو. مثلا برات نوشتم که کسی که دیوانه است چطوری ادای جنده‌های حرفه‌ای توی فیلمای پورنو رو میاره؟ خداییش فکر کردی همه گاگول هستند؟ بچه های اینجا درسته که فحش زیاد میدن ولی خیلی خوب میفهمند که اشکال کار کجاست. تو هم ادامه بده و داستان بهتر بنویس. خودت همین داستان را بخون و به جای اینکه بگی دختره دیوونه است بگو یک زن بیوه. ببین داستانت خیلی به واقعیت نزدیک میشه و هیچ کسی زنه رو دیوانه فرض نمیکنه. حالا متوجه شدی؟

end جان تو که خودت اول کار فحش دادی بعد ببین کسی به داستانت فحش نداد بلکه به شخصیتت فحش دادند که چطور راحت خالی می بندی . اگه این چرت و پرتها رو میخواهی به خورد ملت بدی بهتره که دیگه داستان ننویسی . اگه قول بدی داستان ننویسی من بخاطر توهینی که به تو شد عذر خواهی میکنم .

end جان تو که خودت اول کار فحش دادی بعد ببین کسی به داستانت فحش نداد بلکه به شخصیتت فحش دادند که چطور راحت خالی می بندی . اگه این چرت و پرتها رو میخواهی به خورد ملت بدی بهتره که دیگه داستان ننویسی . اگه قول بدی داستان ننویسی من بخاطر توهینی که به تو شد عذر خواهی میکنم .

منم مثل شما قبول دارم که داستانی که این اقانوشته همش دروغه ولی موضوع اینه که میتونه همین قضیه توی دنیای واقعیهم رخ بده.
من توی یه منطقه عرب نشین زندگی میکنم.عرب های اینجا بیشتر حالت و رفتاراشون همراه با تعصبه گاهی هم از نوع افراطی..
حدود 5 سال پیش یکی از پسرای محل زندگیمون خواهرش رو که دیوانه هم بود به خاطر اینکه باردار شده بود کشت.
اخه نمیدونم بعضیها چه جور میتونن به خودشون بگن انسان.. نمیخام درمورد درست بودن یا نبودن رابطه نامشروع صحبت کنم.ولی جایی که این همه مورد برای این رابطه ها وجود داره چرا باید ادمی رو که از خودش هیچ اراده ای نداره و در کل توانایی فکر کردن هم نداره برای این کار انتخاب کنیم.دختره 18 سالش بیشتر نبود.حتی نمیدونست چه بلایی سرش اومده.شکمش که بزرگ شد میخندید میزد رو شکمش میگفت چاق شدم.بعد مدتی مامانش که بردش دکتر فهمید بارداره. دو روز بعد کشتنش. تو همون مدت دختره ذوق میکرد و میگفت بچه دارم.بچه دارم.
خیلی خیلی ناراحت کنندس.
کاش به جای اینکه با افتخار این داستان رو تعریف میکردی یکم انسانیت به خرج میدادی. حتی اگه تخیل هم باشه، باز هم تاسف برانگیزه.