سکس با زن شهید

سلام. متين هستم.دو سالي بود با فهیمه اشنا شده بودم حدود 40 سالش بود.ولي اصلا بهش نميخورد. خيلي جوونتر نشون ميداد. با هزار بدبختي باهاش دوست شدم. فهميدم كه شوهرش جانباز شيميايي بوده و دو سال قبل شهيد شده.اول خيلي بد پا ميداد. باهاش طرح برادري ريختم و اينجوري باهاش بيشتر دوست شدم بيشتر وقتا تلفني با هم صحبت ميكرديمو گاهي وقتا قرار ميذاشتيم همو ميديديم. خيلي دوست داستم برم خونشون ولي اون قبول نميكرد. ميگفت نميشه. مستاجر بود و دو تا هم بچه داشت. من هم تو يه شركت كامپيوتري كار ميكنم. بعدا كه متوجه شد كارم با كامپيوتره يه روز بهم زنگ زد و گفت ميشه بياي خونمون كامپيوتر بچه ها رو راه بندازي. بهم قول داده بود كه منو دعوت كنه خونشون ولي گفته بود به وقتش. بعد از دوش گرفتن آماده شدم رفتم خونشون.ي چند ماهي بود خريده بودن ولي بلد نبودن وصل كنن. ي ربع ساعتي گذشت وصل كردم و بچه ها رو ياد دادم كه چجوري برن بازي كنن. قبلا بازي روش نصب بود. با يه چند تا ماچ و تو بغل گرفتن رويا اون روز گذشت. راحت تر از قبل شده بوديم.

گفته بود بچه هام كه برن مدرسه راحت تر ميتوني بياي خونمون. تا اينكه بعد از گذشت 4 روز از بازگشايي مدارس بهم زنگ زد كه بيا خونمون. بهش گفته بودم اومدم خونتون دوست دارم قشنگ ترين لباساتو بپوشي. زنگ زدم بدون اينكه بپرسه درو باز كرد. واي چي ميديدم. واقعا جذاب بود كه 2 ساله نتونستم بيخيالش بشم. يه بوس كوچولو ازش گرفتم رفتم نشستم رو مبل. شربت آورد خورديم اومد كنارم نشست.بهترين لحظه عمرم بود با هم حرف زديم تا اينكه با اصرار من اومد رو پاهام نشست. استارت كار زده شد. لب همو شروع كرديم به خوردن واي چه لذتي داشت بعد اون سينه هاي خوشگلشو خوردم پاشديم رفتيم رو تخت. لباساشو كندم شروع كردم به مالوندنش از پشت خوابيد چون يه كم خجالت ميكشيد انقد خوردمش و ليسيدمش كه نفساش شدت گرفته بود. واي چند سالي بود سكس نداشت.واقعا داشت لذت ميبرد. از رو شورتش كسشو ميمالوندم. پا شد لباساي منو كند يه كم با كيرم بازي كرد هر كاريش كردم نخورد يه بوس كوچولوش كرد و افتادم روش به جون كسش واي حسابي جا افتاده بود انقد كسشو خوردم و چوچولشو مالوندم كه داشت بلند آه ميكشيد. خودش كيرمو گرفت و خيسش كرد و گذاشت لب سوراخ كسش. واي داشتم ميسوختم واقعا كسش داغ بود. بعد از 4-5 دقيقه داشت آبم ميومد بلند شدم از روش با چوچولش بازي كردم و خوردم تا اون زودتر ارضا بشه كه بعد از ي مدتي ديدم ميگه كيرتو بكن تو كسم همينچور كه چوچولشو ميمالوندم كيرمو كردم تو كسش دو باري تلمبه زدم ديدم لرزيد و آبش اومد ولو شد رو تخت منم از لذت ارضا شدن اون تلمبه زدنو بيشتر كردمو آبم اومد ريختم رو شكمش. از حال رفته بوديم هر دو من به لذتي كه دو سال بود دنبالش بودم رسيده بودم.اين داستان واقعي بود.نظر يادتون نره

نوشته: متین

2.83908
نمره شما: هیچ :میانگین 2.8 (87 رأی )

75 نظر

savab kardi

نوشته ha ha ha در 10. October 2011 - 8:40

savab kardi

کباب کردی! کجا صواب کرده با

نوشته hediye در 10. October 2011 - 8:51

کباب کردی! کجا صواب کرده با داستان نوشتنش که ریده! منم یه کامپیوتر دارم 6 ساله خریدم وصل نکردم کاش قسمت وصل کردنو کامل تر توضیح میدادی

همین بده من هم بکنمش

نوشته hamid.looloo در 10. October 2011 - 9:04

همین بده من هم بکنمش

جالب نبود خیلی عادی بود

نوشته ساینا جون4 در 10. October 2011 - 9:23

جالب نبود خیلی عادی بود

منم کم کم دارم به حرف بچه ها

نوشته AMIKH در 10. October 2011 - 9:24

منم کم کم دارم به حرف بچه ها میرسم که میگن همه داستانها شبیه همه!

khak bar saret ba hame chi

نوشته mohammadjavazz در 10. October 2011 - 10:20

khak bar saret ba hame chi bazi ba inam bazi.........

زياده روي نكني كه جواب داره

نوشته am@s در 10. October 2011 - 10:38

زياده روي نكني كه جواب داره فكر جواني خودت رو هم بكن داستانت رو خيلي بي احساس بود نكته جالبي نداشت Devil

دوست عزيز ،نوشتن داستان نياز

نوشته hot_xxx در 10. October 2011 - 10:50

دوست عزيز ،نوشتن داستان نياز به تخيل قوي داره،در واقع شما بايد ذهنيتتونو ( حالا واقعيت يا صرف داستان) با كمك قواي تخيل و فضا سازيهايي كه انجام ميديد طوري به قلم بياريد كه خواننده در تمام لحظه ها با شما و داستانتون ارتباط بر قرار كنه...علاوه بر اين داستانهاي سكسي بايد از عنصر جذابيت مخصوصا تو لحظاتي كه دارين فضاي سكس و شرح ميدين بهره مند باشه...به نظر من شما در اين مثلا داستانتون زياد از قواي تخيل استفاده نكرده بودين،و شيرين كاريهاتون با كالمات هم زياد جالب نبود...
موفق باشيد...

ميتونستى بهتر بنويسى زياد

نوشته morteza hans در 10. October 2011 - 11:52

ميتونستى بهتر بنويسى زياد جالبم نبود

زن کدوم شهید بود؟

نوشته pouriya69 در 10. October 2011 - 15:04

زن کدوم شهید بود؟

پات رو گاز بوده موقع نوشتن.یه

نوشته loving sex در 10. October 2011 - 15:14

پات رو گاز بوده موقع نوشتن.یه ذره پیاز داغشو زیاد میکردی.ولی ثواب داشته انصافا

سلام هدیه جان بهم خبر بده هر

نوشته m_malus2020 در 10. October 2011 - 15:52

سلام هدیه جان بهم خبر بده هر جور بخوای به حالت میارم نفسمی
m_malus2000@yahoo.com
کامپیوترت هم به روی چشم برات ردیفش می کنم.

شاش داشتی وقتی داشتی

نوشته کیر دانا در 10. October 2011 - 16:03

شاش داشتی وقتی داشتی مینوشتی؟
یکیم یواشتر
اون برای تورو چی جوری خیس کرد با آب آفتابه یا آب دهنش
سوال بود دیگه به ذهنم اومد

چرا نمی گیریش؟ شایدم ازت

نوشته سعید70 در 10. October 2011 - 16:25

چرا نمی گیریش؟
شایدم ازت بزرگتر باشه که پا داده!
.
.
البته خوشم اومد به اون یارو شوورش بی احترامی نکردی
حساب همه چی یه طرف ، حساب اینایی که به خاطر بقیه رفتن جونشونو دادان یا مثل این یارو تا آخر عمرشون عذاب کشیدن یه طرف .
حیف این ملت که کشته دادن تا اینا بیان سر قدرت ...

معمولي بود چون بالاي 40 سال

نوشته dosty در 10. October 2011 - 19:05

معمولي بود چون بالاي 40 سال سكسش هال زيادي نميده چون سكس خوب بالاي 20 سال هست

کیرم تو دهنت اسمش فهیمه بود

نوشته sex_abad در 10. October 2011 - 19:17

کیرم تو دهنت اسمش فهیمه بود یا رویا
Rolling On The Floor
لطفا"دیگه کیر ننویس .
در کل داستانت کیری بود.

احتمالا نه حتما تو هم زنا

نوشته mahan1985 در 10. October 2011 - 20:24

احتمالا نه حتما تو هم زنا زاده ای...زیاد دادی همه چیزت برعکس عمل میکنه...

اخمق فهیمه چیه رویا چیه.

نوشته anis در 10. October 2011 - 23:36

اخمق فهیمه چیه رویا چیه.

با سلام یه چند ماهی بود کامنت

نوشته gheisar در 11. October 2011 - 0:09

Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh Sigh
با سلام
یه چند ماهی بود کامنت نمیذاشتم به روح اقام قسم خورده بودم ولی با این عنوان داستان قسم شکستم و.........متین خان !
ببینم تا حالا حصرت پدر داشتن داشتی؟!
تاحالااصلا یه خانوده شهیدو از نزدیک دیدی؟!
تا حالا به چشم یتیم بهت نگاه کردن!؟
تا حالا فامیل نامرد جا بابای نداشتت برات تصمیم گرفتن؟!
تا حالا شده بری مدرسه کتک بخوری بابا نداشته باشی تو بغلش گریه کنی اون دست رو موهات بکشه اروم شی؟!
تا حالا شده به ناموست چیز بگن زورت نرسه ارزوکنی جا بابات تو تودنیا نبودی؟!
تا حالا شده سه ماه به سه ماه چشات به در سفیدشه و بابات نیاد؟!
تا حالا از صدای سرفه بابای شیمیاییت که نفسشو بند اورده و کبودش کرده از خواب پریدی ؟!
تا حالا دنبال ویلچرش تو بیمارستانها و مطبا و داروخانه ها کشون کشون و دون دون اواره و ویلون بودی؟!
تا حالا عجز و اشکو تو چشمای یه مرد دیدی که زمین گیرو دلش میخواسته سالم بود و زمین و زمونو به هم میدوخت؟!
تاحالا خواستن ننه بیچارتو به زور شوهرش بدن بخاطر مثلا حفظ ابروشون و ترس از حرف مردم؟!
تا حالا لباسهای یادگار اقاتو بو کردی تا اروم شی؟!
تا حالا با یه سنگ جا اقات درد دل کردی؟!
تا حالا تا حالا تا حالا.....!
نه نبایدم بفهمی من چی میگم چون هیچ وقت جای من و امثال من نبودی و نخواهی بود !
اونی که یه زمانی رفت و با جونش بازی کرد با هر ارمانی قابل ستایشه به حکومت کاری ندارم ولی انسانی که برات امنیت اورده جونشو زندگیشو اسایششو سلامتیشو خانوادشو مالشو ... همه چیزشو گذاشته و رفته به خیال اینکه دیگرانی مثل تو ارامش داشته باشن لایق این نیست اینجوری ازشون یاد کنی
امیدوارم یه لحظه فکر کنی فقط یه لحظه شاید ...!

یه ذره باور کردنش سخته،مگه با

نوشته kurosh1980 در 11. October 2011 - 1:03

یه ذره باور کردنش سخته،مگه با وجود آخوندای
جان بر کف بنیاد شهید دست تو نوعی به زنای
اون خدا بیامرزا میرسه؟

بابا اینقدر جوش نزنین ما ها

نوشته naser3sot در 11. October 2011 - 1:46

بابا اینقدر جوش نزنین ما ها که بابا داشتیم چه گلی به سرمون زد. تو کوچه ها کتک خوردیم که هیچ فحش و دری وری بابا هم روش تحمل کردیم.تو در ذهنت تصور بابایی رو داری که اصلا وجود خارجی نداره بی خود خودت رو عضاب نده داداش.این نهنه مرده هم خواسته از اسم شهید بخاطر جلب توجه استفاده کنه و الا کسانی که باید جوابگوی کسانی با شرایط تو باشند تو پنت هوس هاشون لالا کردنو صدای امثال تو به گوششون نمی رسه

میدونید بعضیا لیاقت این

نوشته go0orge_biabo0on در 11. October 2011 - 2:18

میدونید بعضیا لیاقت این خونایی که ریخته شده رو ندارن باید عربا میومدن میفتادن رو ماماناشون تا اینا خوششون بیاد.ما خودمون یه همسایه داریم فرزند شهیده یه بار تو دانشگاه یه دختری بهش گفته بود سهمیه داری از این حرفاا تا سه روز حرف نمیزد. میدونید چیه بعضیا انقدر احمقن که تبلیغات این اخوندا رو باور میکنن که وایی بیاین برین ببینین خانواده شهدا همشون تو کاخ زندگی میکنن. من میخوام بدونم فرق اینا با امام حسین چیه؟ تازه اینا رو که با خمپاره میزدن از بدنشون هیچی نمیموند. والاا تو کشورای دیگه هم از اینجور ادما به عنوان یه قهرمان یاد میکنن تو کشوراشون اونوقت ما چی ..... ا

چرا کس شعر میگین کس مغزها!

نوشته M0ji در 11. October 2011 - 12:48

چرا کس شعر میگین کس مغزها! دیگه چی میخان این شهدا و جانبازا از جون ما؟ سهمیه که دارن خونه و ماشین و هزار کوفت و زهرمار که بهشون میدن همشون میلیونرن 8 سال احمق شدن مملکتو به گا دادن! شما چه میدونین این جنگ چی بود! جنگی که بعد 2 سال میشد تمومش کرد و اینا نزاشتن! نصفشون که مردن نصف دیگه که برگشتن هم شدن همه کاره و قدرت و پول دستشونه! همه جا تو کار تو دانشگاه تو هر قبرستونی اینا حق ما رو میخورن!
اینا بخاطر دینشون و حرفای آخوندا رفتن نه بخاطر خاک ایران!
شاید یک سوم اینا فقط به عشق این خاک و مردمش رفتن جنگ که اونا هیچوقت کسی یادشون نکرده و نخواهد کرد!

(کجایند مردان بی ادعا) خیلی

نوشته بچه شهر در 11. October 2011 - 13:06

(کجایند مردان بی ادعا)
خیلی نامردی...
اگر آدم بودی و معرفت داشتی این داستان رو نمیزاشتی که به تمام ایرانیهای وطن پرست توهین کنی
اون کسی که سربازی رفته میدونه چقدر سخته خصوصا چندماه اموزشی پس اگر وجدان داشته باشی خودت رو جای شهیدا و جانبازها بزاری میبینی واقعا مرد بودن که رفتن توی اون شرایط گرم طاقت فرسا بدون امکانات جنگیدن تا ناموسمون حفظ بشه و 1 قادسیه دیگه اتفاق نیفته که بشه 1 ننگ دیگه برای ایران...
واقعا کجایند مردان بی ادعا؟

دوست عزیز پوریا حقیقتش واسه

نوشته go0orge_biabo0on در 11. October 2011 - 13:29

دوست عزیز پوریا حقیقتش واسه من مهم نیست بعضیا مثل موجی که نظر گوهربارشو خوندم چی فکر میکنن یا این که داستان حذف بشه یا نه . بالاخره همیشه عده ای نادون تو عصر خودشون بودن دیگه .
اخه چه اهمیتی داره که کی به خاطر چه عقیده ای رفته جلو توپ وایساده شاید اصلا کسی بدهکار بوده فرار کرده رفته جبهه مهم اینه که هدف اصلی یعنی کشور یه مترش کم نشده. حالا هر کی با هر اعتقادی که داشته مهم نیست. شما که میگی یک سوم به خاطر خاک رفتن به نظر من اینم یه جور دینه دیگه دین خاک پرستی. درسته یه درصدی سو استفاده کردن از حضورشون تو جبهه ولی مطمعن باشید اینا همونایین که زمان جنگ اون عقب وایمیسادن دشتور حمله میدادن مثل محسن رضایی.این درصد عظیم مردمیو به خاطر چند تا نخاله مثل محسن رضایی بی ارزش نکنید.
در کل ما اگه قهرمانای زمن خودمون نشناسیم بعدا از ما به عنوان ادمای احمق تو تاریخ یاد میشه. همه چیزو با هم قاطی نکنید خودتون بشینید راجع به هر مساله فکر کنید

کونی زاده بی شرف

نوشته mehran_lo3y33 در 11. October 2011 - 14:39

کونی زاده بی شرف

مكس عزيز احساس كردم بعضي از

نوشته farijab در 11. October 2011 - 14:42

مكس عزيز
احساس كردم بعضي از كنايات كامنتت به من مربوط ميشه به همين دليل كامنتمو خطاب به تو مي‌نويسم. شايد حدود بيست روزه كه هيچ داستاني رو در اين سايت نخوندم. الان هم به محض اينكه در ليست داستانها به اسم مقدس «شهيد» برخوردم بازش كردم تا ببينم امروز چه زخم تازه‌اي به حرمت اون بزرگواران زدن.
درباره‌ي داستان نظري نمي‌دم چون فاقد هر نوع ارزش داستاني يا ظرافت سكسيه اما حضرات انگار يادشون رفته كه زنها و دختران و خواهرانشون رو توي خرمشهر، عربهاي قادسيه‌ي صدام گروه گروه به اسارت بردن و چه حقارت‌ها كه بر اونها تحميل نكردن! و اگر نبودند اون مردان مرد بي ادعا سرنوشت دختران خرمشهر در انتظار همه‌ي شهرها و دختران آريايي سرزمينمون نشسته بود! از كجا بايد مي‌دونستند روزي فرا خواهد رسيد كه مردمان سرزميني كه با خون بي دريغ اونها آبياري شده و از چنگ سرداران قادسيه دراومده داستانها خواهند گفت از طمع بستن به زنان و خواهرانشون!؟ ياد اون عزيز سينه سوخته بخير كه مي‌گفت:
«کارت جانبازی ندارم؛ نگرفتم. دفاع از وطن منت نداره؛ وظیفه بود بی چون [و] چرا.
هیچ کجا برای مداوا ثبت نام نکردم. منت نداره؛ برای این مردم پاک منت نداره.
عاشقشون بودم و هستم؛ منت نداره.
بازم جون اگه قابل باشه میدم؛ منت نداره.
با هزینه شخصی و.... تا حالا سر کردم با تمام کابوسهای شبانه‌اش؛ منت نداره.
هیچ توقعی هم نداشتم؛ منت نداره.
توقع هیچ احترامی هم نداشتم؛ منت نداره.
اگه این اشکها بذاره این چند سطرو ادامه بدم ـ که اون هم منت و ترحم نداره ـ اینو بگم که لااقل بهمون بی احترامی نکنین؛ نوکرتونم، منت‌دارتونم.
ما رو از خودتون نرونین؛ منت دارتونم.
من جهنم؛ عددی نیستم؛ روح جان‌باخته‌های میهنو آزرده نکنین.
هر کاری بگین براتون میکنم؛ منت دارتونم.
فقط این کار رو نکنین.»

مكس جان تازه مي‌خواستم بعد از

نوشته farijab در 11. October 2011 - 15:12

مكس جان
تازه مي‌خواستم بعد از اون كامنت برم سراغ كسي كه موجي از جهل و حماقت و توهين توي كامنتش زيگزاگ مي‌زد! اما ديدم خودت زحمتشو كشيدي مرد Wink

مکس خوب گفتی. اینایی که رفتن

نوشته go0orge_biabo0on در 11. October 2011 - 15:18

مکس خوب گفتی. اینایی که رفتن جبهه جوونای زمان شاه بودن. خلبانا همه امریکا دوره دیدن. بعضیا واقعا احمقن دیگه هر چی تلویزیون میشنون باور میکنن حالا میخواد بی بی سی باشه میخواد صدا سیما باشه

احساس میکنم در کامنتاتون تیر

نوشته M0ji در 11. October 2011 - 16:11

احساس میکنم در کامنتاتون تیر انتقادو به سمت من گرفتین! جناب فریجاب و مکس من از اونچه که میبینم تو جامعه حرف میزنم از بی عدالتی که دارم میبینم! ما در زمان حاضر زندگی میکنیم نه در 20 سال پیش! اونایی که رفتن جنگ همونایی بودن که واسه این انقلاب شعار دادن! حالا نتیجه کارشون چی شد چیزی جز بدبختی برای مردم؟
چرا دوست دارین واقعیات جامعه رو نادیده بگیرید! منم بگم از خانواده شهیدی که دزدی میکنن از جانبازی که ظلم میکنه و حق مردمو میخوره!
جناب فریجاب اونروز که روی صندلی داغ نشسته بودی فکر میکردم واقعی نگر تر باشی!

کس نگو باعث تمام بدبختی ها

نوشته samipink68 در 11. October 2011 - 16:47

کس نگو
باعث تمام بدبختی ها همین کس کشان

اجرت با سيداشهدا آقا امام

نوشته Aber11 در 11. October 2011 - 19:02

اجرت با سيداشهدا آقا امام حسين .. Applause

فکر کنم وقتی مینوشتی شاش

نوشته babak.fetish در 11. October 2011 - 19:41

فکر کنم وقتی مینوشتی شاش داشتی کاشکی می رفتی توالت بعد میومدی این کس شعرارو کامل تر می نوشتی

کس مغر

من آدم تابو شكني هستم ، اما

نوشته amazonikazon در 11. October 2011 - 21:25

من آدم تابو شكني هستم ، اما اين كارت بسيار كار زشتي بود ، چون اين كار فقط غرور ملي ايراني رو ميشكني ، كساني كه واسه ايران زندگي شون رو فدا كردند ، ارزشمند هستند .
بهت پيشنهاد ميكنم به جاي اينكار به مقدسات مذهبي گير بدي ، چون در عين حالي كه باعث رنجش افراد مذهبي ميشه اما فايده داره ، فايده اش اينه كه قداست اون شخصيتهاي موهوم مذهبي فرو ميريزه ، قداست پوچ و بي ارزش و عامل عقبماندگي كشورمون ، مثلاً يه خواب ببين و اونو تعريف كن ، خواب ببين كه داري فاطمه زهرا رو ميكني ، يا زينب داره به امام حسين كون ميده ، يه چيزي تو اين مايه ها .

پيروز و پيشرو باشي

واقعا متاسفم که مجبور شدم

نوشته sepideh58 در 11. October 2011 - 22:07

واقعا متاسفم که مجبور شدم بیام اینجا و کامنت بذارم
متاسفم واسه اون کسی که این داستان رو نوشت
اسم شهید رو که شنیدم یاد پسر دایی جوون خودم افتادم که دانشجو پزشکی بود و فقط بخاطر این مرز و بوم بدون هیچ حسی به این رژیم جنگید و دیگه نیومد
ازت متنفرم با این داستان نوشتنت حالا با هر فکری که توی ذهن کثیفت بود امیدوارم ادمین این داستان رو حذف کنه فکر میکنم بیشتر از 10 نفر هم شده باشه
بیصبرانه منتظر حذفشم

اسمشو شهید یا هرچی بذاریم،همه

نوشته دیانوش در 12. October 2011 - 0:59

اسمشو شهید یا هرچی بذاریم،همه جای دنیا واقعا به اونا که توی جنگ کشته شدن یا معلول شدن احترام میذارن،خیلی بیشتر از ما،ولی (شهدا)همین پدرای مان دیگه،پدر منم یه سال جبهه بوده،این دلیل نمیشه بگیم چون تو جنگ کشته شدن همه مقدسن و قبل از شهادتشونم آخر معنویت بودن،حالا زن شهیدم مثل بقیه زنا شهوت داره،شرمنده زیاد حرف زدم.

بچه ها من شنیدم جنگ خیلی

نوشته go0orge_biabo0on در 12. October 2011 - 1:30

بچه ها من شنیدم جنگ خیلی فراتر از این حرفا بوده یعنی این چیزایی که تلویزیون پخش میکنه نبوده یه جوری بوده که نمیتونستی دو دقه بعدتو پیش بینی کنی. دوست عزیز کسیم نگفته شهدا تقدس دارن یا مثلا زن شهید مریم مقدسه حرف من اینه که اینا یه مشت مرد بودن و همشونم قهرمانن درست نیست این طرز فکراتون
ما همسایمون فرزند شهیده من خودم از این حرفایی که بهمون تلقین شده زیاد میزدم یکی دو بار باهاش رفتم بهشت زهرا حالم عوض شد پیشنهاد میکنم اگه گذرتون خورد یه سر اونجا بزنید . سینه به سینه همدیگه جوونای ایران خوابیدن اصلا یه ووضعیه

اون وقت كه ايران باس جلو عربا

نوشته lololol در 12. October 2011 - 1:39

اون وقت كه ايران باس جلو عربا وايميساد زمان عمر بود كه الان با افتخار اسم عربى واسه ما نذارن به زنا تجاوز نشه و حاصل تجاوز سيد نشه، هى حماقت نسل قبل رو با اون شعار هاشون زنده نكنين كى مى خواست بره كربلا ؟ اينجا جاى شعار دينى و سياسى نيست جا رو عوضى اومدى بسيجى برو همون بحرينو ازاد كن و تو جلو مردم وايسا

کیر تو مامانت که با شهیدای

نوشته hesam.T در 12. October 2011 - 1:50

کیر تو مامانت که با شهیدای مملکتتم شوخی داری و اگه نبودن الان مامانت زیر یه مرد عراقی بود کس کش بچه.....

حالا چون گذشتگانمون نتونستن

نوشته go0orge_biabo0on در 12. October 2011 - 1:51

حالا چون گذشتگانمون نتونستن جلو عربا وایسن ما نمیتونیم وایسیم. الان که همه دارن اسم ایرانی میذارن رو بچه هاشون. به نظرم زبان ما هم باید یه تغییر اساسی توش داده بشه و همه کلمات عربی حذف شه جایگزین فارسی بذاریم جاشون. با قد قد الکی کردن ما هم مثل گذشتگانمون میشیم دوست عزیز

manam ba goroohe sepideh

نوشته mardehottt در 12. October 2011 - 10:41

manam ba goroohe sepideh movafegham hazfesh konin

pooria2013 چرا دلخوری؟؟؟

نوشته ساینا جون4 در 12. October 2011 - 10:47

pooria2013 چرا دلخوری؟؟؟ مثلا این بدبخت نه توهینی کرده و نه چیزی گفته فقط موضوع داستانشو بد انتخاب کرده ،چند سال پیش یه احمقی یه تصمیمی گرفت و جنگ شد و یه عده هم برای دفاع از وطنشون رفتن جنگیدن قرار نیست که خونوادشون برای ما یه سمبل تقدس بشن به نظر تو خونواده شهداء به سکس احتیاج ندارن یا چون پدر یا شوهرشون رفتن جبهه اینا از هر گناهی مبرا هستن؟؟؟ شاید الان بدت بیاد و در مقابل حرفای منم جبهه بگیری ببین همه جا خوب و بد هست من هم تو دبیرستان هم تو دانشگاه همکلاسی فرزند شهید داشتم هم توشون خوب بوده هم بد 2 تاشونم جنده به تمام معنا بودن مثلا یکی بیاد خاطراتشو با اونا بنویسه ما باید ناراحت بشیم ؟؟ چرا داریم چشممونو رو حقیقت میبندیم ؟؟؟

من بازم میگم هر نظامی حاکم

نوشته دیانوش در 12. October 2011 - 19:02

من بازم میگم هر نظامی حاکم باشه،اینجا ایران
ماهام ایرانییم،هیچ کاری به دین و مکتب و اینا ندارم،هر ایرانی هرجا که باشه باید جلوی تعرض به ایران و بگیره،حالا دلیل جنگ هر چی باشه،به هر دلیل که این جنگ رخ داد دم اونا که جونشون رو دادن تا خاک و ناموس ایرانی دست ای جماعت حقیرو ناچیز نیافته،گرم،جون من یکی فداشون،خودم خاک پای بچه هاشون ولی،بذارین بهشون بگیم زمنده ی شجاع و واسمون عظمت داشته باشن به جای اینکه ضریح بسازیم واسشون!منم میگم حذف بشه ای داستان.

Bale azizam man pesare hamun

نوشته دیانوش در 12. October 2011 - 20:46

Bale azizam man pesare hamun pedaram,va amum ham shahide,khahesh mikonam,taond ravi nakon,

آقاى بسيجى عزيز مثل اينكه

نوشته lololol در 12. October 2011 - 22:00

آقاى بسيجى عزيز مثل اينكه نبردنت سوريه واسه كتك زدن وكشتن مخالفا بيكار شدى اومدى جا هاى بد بد ايجا طبق فتواى رهبرتون حرومه من از نامردم اونور ترم خوبه ؟ اينجا جاى بحث سياسى نيست هر چند از شما ها توقعى نميره شما كه ميريد تو استاديوم بحرين ازاد كنيد شايد هم تكليف دين شماست بياين اينجا اسپم بدين منم با حذف اين داستان بى سر وته موافقم كاش مديراى سايت اول بخونن اين داستان هارو بد بزارن عين سايت اخوند ها در ضمن اين بلا ها رو اخونداتون سر زناى شهيداتون قبل اين يارو اوردن

خوشبختانه بسیجی نیستم،و با

نوشته دیانوش در 13. October 2011 - 2:23

خوشبختانه بسیجی نیستم،و با تمام سیاست های نظام حاکم شدیدأ مخالفم،چرا ازنظر من هر طور دلتو ن میخواد برداشت میکنید؟مطمئن باش بیشتر از من از اخوندا بدت نمیاد،عزیزم،

اولین باره نظر میدم وقتی این

نوشته googoolimagool در 13. October 2011 - 3:31

اولین باره نظر میدم
وقتی این عنوان رو واسه داستانت دیدم فکر میکرد اشتباه دیدم
واقعا" خجالت داره
میدونم همه داستان دروغ بود اما بعضی وقتا یه چیزایی حرمت دارن
شهیدان و جانبازان و اسرا همه برای دفاع از ناموس و وطن به جبهه ها رفتند
اگه اینها نبودند معلوم نبود چه به سر ما می آمد
پس بیاییم حرمت بعضی از افراد و عقاید و دینها رو نگه داریم
میشه بدون حرمت شکنی یه داستان نوشت و ازش لذت برد.
درود به شرف همه ی کسانی که واسه ی این خاک از جانشان گذشتند

خدایا این حق شهیدان ما بود که

نوشته zanabghare در 13. October 2011 - 11:26

خدایا این حق شهیدان ما بود
که این جور در موردشون حرف بزنن

خیلی خیلی پستی کاری به

نوشته علی شهوتی در 13. October 2011 - 19:02

خیلی خیلی پستی
Angry
کاری به بعضیا ندارم
اونا رفتن که از ناموس منو تو و خاکمان دفاع کنن
حرمت خونشان پایمال کردی

من کاری به رژیم و دولت وآدماش

نوشته madjid در 14. October 2011 - 16:00

من کاری به رژیم و دولت وآدماش ندارم.فقط بیاد داشته باشیم اون باغیرتایی که به خاطر ایران و این اب وخاک رفتن جونشونو دادن به گردنمون حق دارن.لا اقل یه احترام ضمنی بهشون بذاریم.

دوستان راست میگن... اسم شهید

نوشته hamooon-82 در 17. October 2011 - 2:12

دوستان راست میگن...
اسم شهید حرمت داره که نسل شما جدید ترا درکش نمیکنه. ولی واسه ما که تو دوران جنگ بزرگ شدیم اسم و یاد شهید برامون مقدس. مسلما شما بدون قصد و قرض اسم شهید رو به این موضوع ربط دادین ولی میتونستی داستانتو تعریف کنی بدون اوردن اسم یا نشانی از این افراد....

والا من نظر نمیدم.فقط نظرارو

نوشته Shahvate20salegi در 17. October 2011 - 19:02

والا من نظر نمیدم.فقط نظرارو میخونمو کلی میخندم.این یکی فرق داشت.هفتادو یکی ام به دین و مذهب ام اعتقادی ندارم.خونوادمم معمولی حساب میشن.تاحالا فرزند شهید اینا ام دورو برم ندیدم.با سیاستمدارای ت.خمی الان یا قبل ایرانم اصلا خوب نیستم.
نژادپرست بودن خوبه.کسی که ت.خمشو داشته باشه بره جنگ و بمیره ،حالا واسه هر اعتقادی و سیاستی..توو همه کشورا بزرگ میدوننش.خودت جنگ بشه میری بمیری؟مادرتم خ.ایشو نداره بره!!خودم فک نکنم تخم جنگ رفتن داشته باشم//حالا اسم یارو شهیده و یه عده ک.ونی میان از اسمش پول و قدرت بدست میارن فرق داره...
زنش ک.یری بوده.زنش ج.نده بوده.بچه اش حر.وم زاده اس.باباش میاد خ.ایمالی میکنه پول بگیره.نوه اش خ.ار کس.ده اس از اسم بابا بزرگش واسه سهمیه و عشق و حال استفاده میکنه هیچ ربطی ب خود اون شهید نداره.هر اعتقاد ک.یری ای داشته وبه عشق هرچی رفته جبهه بالاخره واسه ممکلتش ب گ.ا رفته.حالا حتما نباید میگفتی چون زن شهید بود کردم.ش یا ثواب بوده یا زن شهید ج.ندس و دادنش میاد. ت.خمم نیس داستانت تخیلی بوده یا واقعی.زنه میخواسته بده...آقا آدمه دیگه غریزه داره...
چرا از شوهرش حرفی زدی؟میگفتی یه جن.ده بیوه بود.
اونی ک تو جنگ مرده حاجی گیرینف توو اخراجیا نبوده که بیاد سوء استفاده کنه خای.مال بشه...مشکل مملکت ک.یری بودن سیاستمداراشو ک.ونی بودن مردمشه!!!
داستانت در کل ک.س شعر محض با کمی ک.یرمالی بود.ننویسی بهتره.خیلی کوتاهو بی معنی بود..ک.یرمونم راس نشد!
از نظراشم لذت نبردیم!!!!ببخشید طولانی شد.همین یه نظردادم.از کل سایت همین نظراشو دوس دارم..
ب امید ایران بهتر.
(کس کش آخر اسمش فهیمه بود یا رویا؟؟؟!!!! Rolling On The Floor )

میتونستی اسمشو بگذاری زن

نوشته مافیا در 24. October 2011 - 1:25

shahid.jpg

میتونستی اسمشو بگذاری زن بیوه

اگه اون شهدا نبودن الان امثال تو زیر بلیط بعثی ها
باید کف دست و زانو سایش می کردید

موضوع داستان خوب بود یکم تخمی

نوشته peter north در 28. October 2011 - 10:05

موضوع داستان خوب بود یکم تخمی نوشته بود اما اینجا امدیم یکم تفریح کنیم آقای نفهم شعور داشته باش بفهم این شاش بازیارو ببر جای دیگه
دست نویسنده درد نکنه بلاخره نوشته دیگه حالا یکم بد نوشته تجربش کمه دلیل نمیشه که تو اینجا کیرگوز بازی در بیاری.

معلومه ننتو عرباگاييدن کسکش

نوشته mamal5411 در 14. November 2011 - 14:38

معلومه ننتو عرباگاييدن
کسکش حرامزاده؟

واقعا گوه زدی با این داستانت

نوشته the shark در 10. February 2012 - 21:53

واقعا گوه زدی با این داستانت بچه کون ان کف

یه بنده خدایی که کله گنده بود

نوشته abtinjoon در 1. March 2012 - 4:25

یه بنده خدایی که کله گنده بود و از اینا جدا شده بود میگفت:این آخوندا زنان شهید را جمع میکردند و بهشون میگفتند شبها در خونه هایتان را نبندید تا روح شوهرانتان برگردند و این نامردا شبا خودشان از در باز وارد خونه میشدند. کاری ندارم این خاطره چقد حقیقت داشت ولی مطمئنم از این مدل کارها زیاد کردند و توهین اصلی را اینها انجام دادند. اما چیزی که خیلی جالب اینه که با اینکه بیشتر از 30 سال از دیدن عکس امام تو ماه و فاجعه های بعدی و پی بردن به آن اشباه تاریخی میگذره ولی ظاهرا ما ایرانی ها هنوزم که هنوزه درس نگرفتیم و احساسی برخورد میکنیم. در کشورهای مدرن بجای تقدس از واژه احترام استفاده میکنند و بجای بزرگ کردن یک قهرمان تا حد خدایی سعی میکنند نقش قهرمان را در بوجود آوردن عظمت پاس بدارند و الگوی سازنده از او در خدمت به جامعه نشان دهند. مگر کسی با زن شهیدی رابطه داشته باشه مگه به شهید توهین کرده . فقط در فرهنگ عقب افتاده اسلامیه که یک زن بعد از شهید شدن شوهر باید وفادار بمونه اصلا چیز عجیبی نیست یک زن شهید با یکی که دوستش داره سکس داشته باشه .بعضی از بچه ها به نویسنده داستان توصیه کرده بودند که بجای زن شهید مینوشت زن بیوه و این یعنی شما از یک طرف نویسنده را دعوت به خودسانسوری میکنید یعنی نقطه مقابل آزادی بیان و دمکراسی (که بیشتر همین شهیدنمان را بخاطر نداشتن این اصول از دست دادیم )و از طرف دیگر زنان شهید را تافته جدا بافته و مابقی مردم را هرزه حساب میکنید. بنظر من نویسنده اگر با هدف تحقیر و توهین اسم شهید را نیاورده باشد که بسیار کار زشتیه توانسته روح صداقت را در داستانش زنده کند هر چند شیوه داستان سرایی جالب نبود.نکته دیگری هم که تو ذوق میزد ائتلاف برای حذف این داستان بود و این منو یاد فرهنگ حذف در سیستمهای دیکتاتوری میندازه که قهرمانان زیادی در کشور ما قربانی همین فرهنگ شدند.در پایان شهیدان محترم عزیر بزرگ و جاویدند ولی مقدس و آسمانی نیستند

با اینکه بیش از بیست سال از

نوشته abtinjoon در 1. March 2012 - 4:35

با اینکه بیش از بیست سال از جنگ گذشته و تکلیف شهدا و اسرا و مفقودین تا حدود زیادی معلوم شده اما هرچند وقت یه بار جنازه این شهیدان را که معلوم نیست قبلا در کجا انبار کرده اند به بهانه های مختلف تشییع میکنند. توهین واقعی را اینا با گروگان گرفتن فرزندان این مرزبوم برای سواستفاده از احساست مردم مکرده اند یا یه جون که یه خاطره از خودش نوشته حالا خوب یا بد. خودتان قضاوت کنید

حذفش کن بی ناموس

نوشته anti_havij در 15. June 2012 - 20:58

حذفش کن بی ناموس

خوب میرفتی مسطراه بعد میومدی

نوشته 114ese در 27. July 2012 - 17:20

خوب میرفتی مسطراه بعد میومدی Plain Face
چیز شعرای تو اون مخ پوکتو مینوشتی
کلن کیری بود حال نداد :Sp
بار آخرت باشه از این چیز شعرا مینویسی اینجا :steve:

خوب میرفتی مسطراه بعد میومدی

نوشته 114ese در 27. July 2012 - 17:46

خوب میرفتی مسطراه بعد میومدی Plain Face
چیز شعرای تو اون مخ پوکتو مینوشتی
کلن کیری بود حال نداد :Sp
بار آخرت باشه از این چیز شعرا مینویسی اینجا :steve:

گوساله بردار این داستان رو

نوشته macabre در 23. October 2012 - 10:09

گوساله بردار این داستان رو

كردني را بايد كرد.دادني را

نوشته abdol tabeta در 23. October 2012 - 10:21

كردني را بايد كرد.دادني را بايد داد باقيش سوزش شماست به كيرم كه چيكار كردي داستان نخوندم حال كردم نظر دادم.كيرم به قلمت كيرم به فانتريت.

حداقل٥بار نوشتم ،چوب توكون

نوشته abdol tabeta در 24. October 2012 - 11:22

حداقل٥بار نوشتم ،چوب توكون هرسيستمي كه حذف كنه
شهادت جنگ مسلمون با غير مسلمونه،اصلأ ربطي به من نداره. جنگ ما و اعراب،ناموس بود وخاك،بنظرم از هر مقامي بالاتره،بحر حال هر منظوري داشتي،بفهم اي الاغ با فانتزي فانتزي عقيده عوض نميشه،اگر شكي وجود داشته باشه با اين اراجيف به عقايدم ايمان آوردم.چوب تو كون رهبر وبعد رهبر،ولي به تو ربط نداره از آب گل إلود ميخاي تحمم بگيري؟شرت آهني پام،بيلاخ!

حداقل٥بار نوشتم ،چوب توكون

نوشته abdol tabeta در 24. October 2012 - 11:39

حداقل٥بار نوشتم ،چوب توكون هرسيستمي كه حذف كنه
شهادت جنگ مسلمون با غير مسلمونه،اصلأ ربطي به من نداره. جنگ ما و اعراب،ناموس بود وخاك،بنظرم از هر مقامي بالاتره،بحر حال هر منظوري داشتي،بفهم اي الاغ با فانتزي فانتزي عقيده عوض نميشه،اگر شكي وجود داشته باشه با اين اراجيف به عقايدم ايمان آوردم.چوب تو كون رهبر وبعد رهبر،ولي به تو ربط نداره از آب گل إلود ميخاي تحمم بگيري؟شرت آهني پام،بيلاخ!

خدا روح مقدس شهیدای جنگ رو

نوشته اوازخوان در 4. February 2013 - 20:10

خدا روح مقدس شهیدای جنگ رو شاد کنه که هرچی داریم از اون بزرگمرداس
هرسال واسه امام حسین عزاداری میکنیم درحالی که شهیدای جنگ ایران عزیزمونو فراموش کردیم
امام حسین در راه ترویج دین شهید شد در حالی که هدف شهیدای ما دفاع از ناموس و ازادی بود
قیصر جان روح پدرت در بهشت شاد باشه

بچه جون فقط برو کم شو؛ حاگیری

نوشته کاظم در 26. April 2013 - 16:20

بچه جون فقط برو کم شو؛ حاگیری بود تاداستان

بچه جون فقط برو کم شو؛ حاگیری

نوشته کاظم در 26. April 2013 - 16:22

بچه جون فقط برو کم شو؛ حاگیری بود تاداستان