شما اینجا هستید

سکس با زن و مادرزنم

من و همسرم حدود دو سال است كه با هم ازدواج كرده ايم. از ابتداي شروع ازدواج مان سكس بسيار داغي داشتيم . هر دوتايمون بسيارحشري و پراز هيجان و شور بوديم.از همان آغاز طوري برنامه هايمان را تنظيم كرده بوديم. كه هر لحظه و در هركجا بوديم برايمان فرقي نداشت با ولع خاصي به هم مي چسبيديم و به همديگر لذت مي داديم .از اولين روز قرار گذاشتيم هركداممان كه دلمان خواست به نوعي خواسته اش را بيان كند. مثلاُ او وقتي دلش مي خواست. يكي از سينه هايش رو بيرون مي گذاشت يا يواش مي اومد و يواشكي كيرم را مي گرفت. يا دامنش كوتاهش رو در مي آورد و با شورت پيشم مي اومد. و من هم همينطور يواشكي در آشپزخانه يا در هرجاي خانه از پشت بغلش مي كردم. و گردنش را مي بوسيدم.ما به هيچ وقت به همديگر نه نمي گفتيم چون اين خواستن ها غير مترقبه بيشتر حال مي داد .

يادم مياد يه روز در آشپزخانه مشغول غذا پختن بود كه من آمدم خانه ديدم با يه پيرهن نازك مشغول كاره. سريع لخت شدم و كيرم كه داشت راست مي شد به سراغش رفتم. يواش بغلش كردم آروم كيرم را وسط كونش ماليدم ابتدا متوجه لختيم نشد. چون پشتش به من بود وقتي سرش را برگردوند و ديد كه من لخت و آماده هستم. گفت: اوف عزيزم داشتم تو ذهنم باهات حال مي كردم. آروم كونشو عقب داد و گفت عزيزم خيلي دوستت دارم, درست اون زماني كه مي خوامت پيشمي. دامنشو بالا زدم ديدم وسط شورت قرمزش خيس خيسه. شورتو كه كنار زدم ديدم كس خوشگلش خيس و نمناك آماده است. بهش گفتم اجازه هست؟ با يه حالت شهوتناكي گفت زود باش دارم مي ميرم و من هم از همان پشت آروم سر كيرم را گذاشتم روي كسش. آروم خودشو به من چسبوند.كم كم شروع كردم به عقب و جلو كردن. سينه هاشو از پشت گرفته بودم و داشتم خوب با دستام مي مالوندم.اونم دستاشو گذاشته بود رو ديوار اجاق گاز و بيشتر از من حال مي كرد.بعد كه از اين حالت خسته شديم روي فرش آشپزخونه دراز كشيديم. اون اومد روم. خوب مي دونست چيكار كنه! ديگه داشتيم به اورگاسم مي رسيديم. بهم گفت حيف كه تو اين حالت اون تو نريزي... نمي دونيد وقتي آبم با فشار داخل كسش شد يه حالي به هردوتايمون داد که تا يه ربع جون بلند شدن رو نداشتيم.ناهار آن روز را دو ساعت ديرترخورديم. كه اين باعث شد كه جريان اصلي كه ميخوام برايتان بگم شروع بشه...ساعت 3 بعدازظهر بود. تازه شروع كرديم به كمك هم ناهار رو آماده كردن. يه ساعت بعد تازه ناهار رو تمام كرده بوديم كه زنگ در به صدا در اومد. معمولا" بعداز اتمام سكس ما ديگه لباس كاملي نمي پوشيم شايد يه شورت بپوشيم. آن هم به خاطر ترشحاتي كه ممكنه بيرون بياد آن لحظه هم من و همسرم فقط يه شورت تنمون داشتيم. وقتي زنگ خونه رو شنيديم دستپاچه شديم. از پشت آيفون صداي مادرشو شنيديم . مادر همسرم با من اختلاف سني كمي داشت. زني ميانسال بسيار خوش اندام و خوشگل بود البته زنم هم خيلي خيلي خوشگله عين مادرش.تا با آسانسور بالا بياد ، زنم يك شورت توري و يه پيرهن بسيار نازك پوشيد. و فقط يكي از دگمه هاش رو بست. من هم از يه طرف دنبال شلواركم و پيرهنم بودم و از يه طرف از ديدن اين حالت زنم كيرم داشت راست مي شد.بهش گفتم يكي طلب من تلافي مي كنم.!!!! خنده هوسناكي كرد و با چشم خمارش به شلواركم اشاره كرد كه باد كرده بود. و گفت: بابا مامانم داره مي ياد يه كم مواظب باش زشته. گفتم اگه خودتو ببيني به من حق مي دي. اگه بچه كوچكي هم ما رو تو اين وضعيت مي ديد متوجه مي شد كه چه خبره!!! در خونه زده شد مادرش به دم در خونه رسيده بود. به هر ترتيب بود سعي كردم خودم را عادي نشون بدم. مادرش همين كه اومد تو دخترش رو ديد و با چشمهاي گردشده بهش نگاه كرد! يه نگاهي هم به من كه كيرم تازه داشت آروم مي شد انداخت. سلام و احوالپرسي كرديم اومد و روي مبل کنار دخترش نشست. سرخي رانهاي سفيد زنم و خيسي شورت سفيدش و نوك پستانهاش كه از زير پيراهن نازكش بيرون اومده بود مي گفت كه اينجاچه خبره!!!از هواي اتاق هم بوي شهوت و سكس و هوس مي باريد. مادرش با لبخند معني داري گفت انگاري بد موقعي مزاحم شدم. اگه اجازه بدين برم بعدا ميام. همسرم با لحن هوس آلود و با ناز تحريك كننده اي گفت نه مامان جون تازه داشتيم گرم مي شديم در ثاني شما كه غريبه نيستيد. من و شما كه هميشه با هم بوديم الانم عزيز دلم (به من اشاره كرد) به جمعمون اضافه شده. ما بايستي از شما كمك بگيريم تا بتونيم بهتر از هم لذت ببريم. مادرش در حالي كه مي خنديد به من گفت دخترم واقعاُ قوي هستش ولي مي بينيم شما از پسش براومدي. رو به زنم كردم و گفتم: به به عجب حرفهاي جالبي مي شنوم.!!! يعني چي كه هميشه باهم بوديم؟ مادر زنم گفت: راستش مي دونيد وقتي دخترم با شما ازدواج نكرده بود و در خانه خودمان بود هميشه به همين وضع بود.! آخه من و اون كمي با هم شيطنت مي كرديم! البته دور از چشم باباش. با هم حموم مي رفتيم با هم لخت مي خوابيديم و از سكس با هم لذت ميبرديم! گفتم: خوب منهم تو بازيتون هستم! وضعيت منو مريم كه معلومه.! مي مونه شما كه اونم با اين توصيفات دلم مي خواد شما هم با ما باشيد.!بعد رو به زنم كردم و گفتم نميخواي از مادرت پذيرايي كني؟ در حالي كه داشت بلند مي شد كه به آشپزخونه بره گفت تا من ميام شما شلوغ نكنيد ها!!!من راست راست كرده بودم. و هر دو تايشان متوجه اين موضوع شده بودند. دلم مي خواست حسابي دلي از عزا دربيارم!!!مادر زنم شروع كرد حرف زدن. دستاش داشت روي رونها و پاهاش حركت مي كردند و من از خجالت نمي توانستم نگاه مستقيم كنم.!هم داشتم از شدت شهوت مي مردم و هم از خجالت نمي دانستم چه كنم. كه يهو زنم از آشپزخانه صدام كرد و گفت: يه لحظه مي توني بيايي؟ من هم از خدا خواسته بلند شدم. يادم رفته بود كه كيرم راست شده به خاطر همين وقتي بلند شدم انگاري در شلواركم يه خيمه زده شده.! درست در همين لحظه مادرزنم داشت به من نگاه مي كرد و يه لبخند هوسناكي كرد و گفت برو ببين چه كارت داره، زود بيايين منتظرتون هستم. سريع خودم رو به آشپزخانه رسوندم ديدم زنم بالاي صندلي رفته و تنها دگمه بسته پيرهنش رو باز كرده, شورتش رو در آورده و با پاهاي باز آماده نشسته. بهم گفت: يالا زود باش كه جيگرم داره آتش مي گيره. سريع زيپ شلواركم رو بازكردم! كيرم از كنار شورتم افتاد بيرون. آهسته گذاشتمش روي كسش و يواش به تو هل دادم. به آرومي تو رفت.يهو زنم با يه صداي نازكي و دوست داشتني شروع به آه و اوه کرد من شروع كردم به تلمبه زدن. و در اين حين بهش گفتم مادرت گفته زود برگردين!.زنم گفت: يكم ديگه مي خوام!!ديدم داره ميلرزه. احساس كردم داره ارضا ميشه ولي من آبم نيومده بود. خوشحال بودم و تو دلم نقشه هاي ديگه اي رو مي كشيدم. زنم گفت اگه نمي خواي آبت بياد مسئله اي نيست! نيروت رو نگه دار بعدآ به دردمون مي خوره...زود خودمونو جمع كرديم. اول من بعد همسرم سيني شربت و شيريني به دست وارد پذيرايي شديم. مادرزنم انگار كه در كنار ما بوده گفت ببينم با اين عجله كه آدم نمي تونه كاري بكنه مگه نه؟ سرم را انداختم پايين.!زنم گفت راست مي گي مامان.! از كجا فهميدين؟مادرش خنده اي كرد و گفت از گردن قرمز شده ات!!!زنم در حين حرف زدن مادرش اومد و كنارم نشست منهم فرصت رو از دست ندادم و دستم را دور گردنش انداختم و خودمو بهش چسبوندم. يه نگاه به سينه هاش كردم و يه نگاه به مادرش متوجه شدم يكي از دگمه هاي پيرهن مادرش از بالا باز شده و سينه سفيدش اومده بيرون. ديگه كيرم حسابي شق شده بود يواش يواش دستم رو بردم روي سينه هاي زنم گذاشتم و اون هم دستم رو گرفت و محكم روي پستونهاش فشارداد. مادرش گفت بچه ها انگار من تو خونه نيستم برين راحت باشين منهم اينجا ميشينم و تماشا مي کنم. منو ميگي از اين فرصت استفاده كردم و دگمه پيرهن زنم را باز كردم دو تا پستون سفيد خوشگل مثل هلو بيرون افتاد. مادرش داشت حسابي از اين موضوع لذت مي برد و با سينه هاش ور مي رفت.من هم صورت زنم رو به خودم چسباندم و شروع كرديم به لب گرفتن. لباشو با ولع خاصي مي خوردم. يكي از دستهامو رو بردم داخل شورتش و كس خيس و نمناك و شهوت ناكش رو لمس كردم و آروم بازيش مي دادم. در همان حالي كه بوديم زنم شلواركم و پايين كشيد از رو شورتم شروع به ماليدن كيرم کرد. پستونهاش سفت سفت شده بودند. درحالي كه داشتم گوشش رو مي خوردم به آرامي بهش گفتم مادرت رو نگاه كن.!مادرش داشت با دستاش كسشو مي مالوند و با چشماش كاملاً شهوت ناكش عشق بازي ما رو تماشا مي كرد. با يك حركت پيرهن همسرم رو در آوردم!!!بلند شد و شورتش را درآورد. لخت لخت جلوي من و مادرش وايستاد. همان جوري كه ايستاده بود گرفتمش و دهنمو بردم جلوي كس ناز و خوشگلش شروع كردم به ليس زدن و خوردن. عجب طعمي داشت! كاملاُ‌ مادرشو از ياد برده بوديم. داشتم زبانم رو در داخل كسش مي چرخوندم. از شدت هيجان مي لرزيد. طاقت ايستادن رو نداشت يواش بر روي مبل نشست. رفت به سمت مادرش كه پاهاي لختش رو بروي مبل انداخته بود و داشت با دستاش حال مي كرد. مادرشو بوسيد و گفت اجازه مي دين كار رو تموم كنيم من ديگه تحمل شو ندارم. مادرش با حالت شهوتناكي گفت عزيزم آخه بايد اول شوهرت رو لخت كني بعدا.ً !!!زنم انگاري تازه متوجه شده بود كه من هنوز لباس بر تن دارم اول پيرهن سپس شلوارکم رو درآورد. با يه شورت جلوي اونا ايستاده بودم. يهويي گفت يك دو سه و شورتم را پايين كشيد! انگار كيرم از زندان در آمده باشه راست و سيخ وايستاد.!! هر دو تاشون انگار كير نديده بودند.انگار زنم همين نيم ساعت قبل همان كير را نخورده بود! شروع كرد كير منو بوسيدن و آروم داخل دهنش برد. شروع كرد خوردن و ساك زدن من داشتم ديوانه مي شدم. ناگهان مادرش بلند شد و اومد جلو و گفت عزيزم اينجوري نه صبركنيد بهتون نشون مي دم.!!!!منو بغل كرد و آروم روي مبل نشوند و سرش رو آورد زير و شروع كرد ليس زدن واي چقدر ماهرانه داشت ليس مي زد داشتم خالي مي كردم كه زنم گفت: ياد گرفتم اجازه بده حال نوبت منه.!ولي مادرش نذاشت تنها بمونه و دو تايي افتادن به جون کيرم!!!من که داشتم ديوانه مي شدم. گفتم: آخه مادر جون اينجوري كه نمي شه يه لحظه اجازه بدين. رو به زنم كردم و گفتم كمكم كن تا لباسهاي مادرخوشگلت رو در بياوريم.!!!زنم از پشت مادرشو بغل كرد و شروع كرد به مالوندن پستوناش.!من هم دو تا لب خوشگل ازش گرفتم و شروع كردم دگمه هاي پيرهنشو در‌آوردن.! كرست كرم رنگ خوش دوختي پوشيده بود.سينه هاش بزرگ و ديوانه كننده بودند. زنم از پشت بند كرست رو باز كرد و منم كرست رو در آوردم. بعدش بند دامنشو باز كرد و زيپشو پايين كشيد. دامنش خودبخود پايين افتاد.!!واي چقدر شهوتناك بود اين صحنه مادرش با يه شورت در وسط و من و اون روي دو زانو نشسته بوديم. دستم رو روي يكي از پستوناش گذاشتم. از شدت هوس ميلرزيد! زنم ديگه تحمل ديدن اين صحنه ها رو نداشت خودشو از پشت به مادرش چسبوند. دستاش كس مادرش و كير منو گرفته بودند. منهم نميدانستم از كجاي بدنش شروع كنم. زنم سرشو آورد جلو و لبامون رفت روي هم. با دستاش من ومادرشو مالش مي داد و دستهاي من كس و پستونهاي مادرزنم رو. مادرزنم گفت بچه ها من ديگه طاقت ندارم!!دخترم اجازه مي دي شوهرت منو بكنه؟ دخترش گفت البته كه اجازه هست دراز بكش. نمي دوني شوهرم چقدر قوي و زيبا آدم رو مي كنه!!! من از کردن اون سير نمي شم!!!!با اين حرفها مادرشو به پشت رو زمين خوابوند. بعد كنارش به پهلو دراز كشيد و شروع كرد ماليدن کسش. ديگه كيرم داشت منفجر مي شد. آروم به پهلو كنار مادرش خوابيدم دستمو گذاشتم روي كسش. خيس و نمناك و لزج بود!خيلي نرم بوسيدمش سرم رو بالا آوردم ديدم زنم صورتش رو نزديك آورده لباشو بوسيدم. بهش گفتم اجازه هست برم روش؟ لبخندي زد و گفت آره عزيزم برو. ولي بعدش منم هستم!!بعد رو به مادرزنم كردم و گفتم دوست داريد يا نه اجازه هست؟ با يك آه و ناله حشري جواب منو داد.!!! يواش يواش رفتم روش!زنم از عقب كيرم رو روي كس مادرش داد.به چشماي مادرزنم زل زده بودم. احساس كردم زنم داره كير من و كس مادرش رو با هم ليس مي زنه!!!كمي فشار دادم كيرم آروم توي كسش رفت. آخ و اوخش در اومد. كم كم شروع كردم بالا پايين كردن. زنم داشت پستانهاي مادرش رو مي خورد كم كم حركاتم تند و تندتر شد. مادر زنم ديگه داشت ديوونه مي شد. ميگفت: بكن تا ته بكن! جرم بده! اين كس مال تو هستش.! بكنش بكنش!با تمام وجود احساس لذت مي كردم. مادرزنم هم حسابي لذت مي برد و زنم كير منو و كس مادرش رو باهم ليس مي زد.!كم كم داشت آبم مي آمد گفتم من دارم تمام مي كنم! زنم گفت نه تورو خدا من هنوز موندم.!بعد به مادرش گفت: بسه حالا نوبته منه! اومد و روي شکم مادرش دراز كشيد و من از عقب يواش كيرم رو داخل كسش جاي دادم. دو تا كس روي هم افتاده بودند بعداز مدتي كيرم رو درآوردم و توي كس مادرزنم كردم.! و دوبار از اون درآوردم و توي كس زنم كردم، ديگر داشتم تمام مي كردم. بهشون گفتم من دارم تمام مي كنم.! اونا ناي حرف زدن رو نداشتن!من بلند شدم و كيرم رو جلوي صورت آنها گرفتم هر دوتاشون كيرم رو گرفتن.!با دوتا حركت كوچك تمام صورتشون رو با آبم مني شستم!ديگه داشتم پس مي افتادم از هر دوتاشون لب گرفتم و روي مبل پهن شدم اونا هم داشتن همديگر و بوس مي كردن. با اينكه كاملاُ تخليه شده بودم ولي از ديدن عشق بازي اونا باز هم داشتم تحريك مي شدم. مادرزنم گفت بچه ها بلندشيد بريم حموم.آب گرم حمام که بهمون خورد دوباره حالمون تغيير كرد.!مادرزنم كيرم رو گرفت شروع كرد به ساك زدن!زنم هم كس مادرش رو مي خورد و من هم از زير كس زنم رو مي خوردم. دوباره آبم داشت ميومد!بهش نگفتم يهو تمام آبم رو توي دهنش خالي كردم مادر زنم همه اش رو خورد. و با خنده گفت: ناقلا اين كار رو بايستي تو كس زنت بكني!با اين حرفش زنم جيغي از شهوت كشيد و گفت من كير مي خوام همين الان.!!!مادرش سريع از پشت گرفتش و من پاهاشو دادم بالا، مادرش پستونهاي زنم را از پشت گرفت و شروع كرد به ماليدن.!!! آروم كيرم رو گذاشتم روي كسش. به مادر زنم گفتم نگاه كن چطور كيرم رو تو کس دخترت مي کنم! وحشيانه زنم رو مي کردم و مادر زنم با خودش ور مي رفت. تا هرسه با هم به ارگاسم رسيديم. تمام آبم رو توي كس زنم ريختم. كيرم رو كه كشيدم بيرون آب مني ام با فشار اومد بيرون مادرش با انگشتاش داشت اون رو مزمزه مي كرد و با چوچوله دخترش بازي مي کرد... هر سه خسته از حمام اومديم بيرون . تا ساعت 7 عصر خوابيديم . عجب روزي بود آنروز . من و زنم و مادرم هرچند وقت يكبار با هم هستيم. البته قرارگذاشتيم كه هيچ وقت من و مادرش بدون دخترش با هم نباشيم.! ولي يكبار نتونستيم جلوي خودمونو بگيريم. آن هم وقتي بود كه زنم براي بدنيا آوردن بچه. بچه اي كه در مقابل مادربزرگش نطفه اش بسته شده بود در بيمارستان بود

نوشته: سام

داستان سکسی:

3.2
نمره شما: هیچ میانگین 3.2 (25 votes)

نظرات

♣♣♣♣♣♣ دو کفتر افغانی ♣♣♣♣♣♣
اقا مهندس رفته سره ساختمون اون افغانیه رو تنبیه کنه من جاش تا نیست یه بچه نقدی بکنم

♥كس خوشگلش خيس و نمناك آماده اس♥

نمناک؟ دیواره حمومه مگه ؟ جنسش از خاکه ؟

♥دستاشو گذاشته بود رو ديوار اجاق گاز ♥

اجاق گازتونم که جدیده دیوار هم داره بابا تکنولوژی ....

♥ فرش آشپزخونه دراز كشيديم♥

عزیزم اون قالیچست یا موکت اشپزخونه فرش نمیندازن

♥خوب مي دونست چيكار كنه!♥

چیکار می کرد پشتک میزد ؟ جنگولک بازی در می اورد ؟

♥نمي دونيد وقتي آبم با فشار داخل كسش شد يه حالي به هردوتايمون داد♥

چه حالی داد ؟ انگار برج میلاد تو کونته ؟ تو کونت دارن کله قند اب می کنن ؟...

♥معمولا" بعداز اتمام سكس ما ديگه لباس كاملي نمي پوشيم شايد يه شورت بپوشيم♥

اونم نپوشید خوب چه اصراریه اصلا شاید مهمون بیاد یه حالیم به اون بدین

♥مادر همسرم با من اختلاف سني كمي داشت♥

خوب میرفتی ننش رو میگرفتی

خسته شده از بس این کسکشه افغانی کس گفته یه تیکه دیگه هم داره تهه خندست

♥♥از هواي اتاق هم بوي شهوت و سكس و هوس مي باريد♥♥

عزیز من بوگیر بزارین ......
توصیفت تو کونت

بد بود ببخشیدا مخلص همه دوستان راستی داستان تکراریه

بالا
0 لایک

***نگارشكي-كير حلزونكي***
"يواش مي اومد ويواشكي كيرم را مي گرفت"
يواش ميومد كه نفهمي؟
يواشكي كيرتو ميگرفت؟
توم نميفهميدي؟
كيرت ماله خودته؟
مصنوعي نبستي به خودت شيطون؟
"لخت شدم و كيرم كه داشت راست مي شد به سراغش رفتم"
لخت ميشي كيرت راست ميشه؟
ازين سنسور داراشو خريدي كه اتوماتیک وقتي لخت ميشي راست ميشه؟
"دامنشو بالا زدم ديدم وسط شورت قرمزش خيس خيسه"
چي شد بابا تو هروقت خواستي سكس كني اين آب ازش راه افتاده بود
تانكر آب بستي بهش؟
"دستاشو گذاشته بود رو ديوار اجاق گاز و بيشتر از من حال مي كرد"
نگفتي ممكنه يه تلمبه ي محكم بزني زنت پرت بشه رو اجاق گازو جزغاله بشه؟
قلب آقاي ايمنيو بدرد آوردي كون بلبلي!
"بهش گفتم يكي طلب من تلافي مي كنم.!!!! خنده هوسناكي كرد"
چقد كاراش هوسناك بوده ها!
صداي هوسناك
خنده ي هوسناك
لحن هوسناك
گوز هوسناك
شاش هوسناك ...
"از هواي اتاق هم بوي شهوت و سكس و هوس مي باريد"
مگه شهوت و هوس گوزن كه بو داشته باشن؟
"با هم حموم مي رفتيم با هم لخت مي خوابيديم و از سكس با هم لذت ميبرديم"
ديگه ماشالا نيره خري شدي واسه خودت ولي هنوز ازين كون خلك بازيات دست بر نميداري؟
به نظرت گوشامون مخمليه؟
پس كيرمونم مخمليه!هديه به خودت
تخم سماور!
"كاملا مادرشو ازياد برده بودم"
حي و حاضر روبروتون بود بعد از ياد برديش؟
كير تو ذهنت تخم آفتابه!
"ازنم ديگه تحمل ديدن اين صحنه ها رو نداشت خودشو از پشت به مادرش چسبوند. دستاش كس مادرش و كير منو گرفته بودند"
هم چسبيده بود پشت مامانش هم كسشو گرفته بود هم كير تورو ضمنا لباشم رو لبات بود؟
ريدي به داستانت كيريت
حتما كير توم تو كس جفتشون بود
چهارتا پستانمشونم تو حلقت بود
عجب!
"نمي دوني شوهرم چقدر قوي و زيبا آدم رو مي كنه!!! من از کردن اون سير نمي شم!!!!"
زنت كه اينجا نيست
ميتوني هركيريو بجاش بخوري
اصلنم كه از خودت تعريف نكردي
تخم حلزون!
"احساس كردم زنم داره كير من و كس مادرش رو با هم ليس مي زنه!!!"
دهنش كه اصلا گشاد نبوده
تخم سراميك اين چي بود نشخوار كردي
تخم لامپ كم مصرف ديگه ننويس....
(راستي مخلص دوست خوبم جناب "خايه هاي رستم" هم هستم)

بالا
0 لایک

راضیم ازت.....

من یه 2 سالی میشد میومدم ولی ثبت نام نکرده همینطوری می خوندم میرفتم از 3 روز پیش ثبت نام کردم از این به بعد
هم داستان اپ می کنیم هم یه ذره جو رو عوض می کنیم البته به کمک دوستان عزیزمون | مرسی از لطف دوستان

راستی ادمین خونه این یارو که داستان نوشته تو کونت /

یا خطای سرور میاد / یا کلا حذف میشه یا میگه اسپم هست لج کردی باهام ؟

بالا
0 لایک

آقا شیره لگاریتمتم!
خدا شاهده فقط بخاطر دوستای گلی مثه خودته که میامو کامنت میذارم،وگرنه خیلی از داستانارو یه مشت بچه ی خود ارضا کن(!) آپ میکنن و اصلا ارزش خوندن ندارن
در حال حاضر هم اسپمم و مجبورم با گوشیم کامنت بذارم
اینجا خیلی بچه های با محبتی داره که به آدم انرژی میدن
از همتون ممنونم،مخلص همتونم هستم
مهندس گل پسر-پارسا
91/5/20
(انگار نامه نوشتم!)

بالا
0 لایک

:bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: :bigsmile: وااااااااااااااای مردم از خنده از دست نظرات خایه های رستم / گشت ارشاد و مهندس گل پسر. من عاشق نظرات خوندنم مرررررررررسی . تو رو خدا بازم از این داستانهای دری وری بنویسید تا بچه ها از این نقدهای باحال بزارن ما یه ذره بخندیم. :bigsmile:

بالا
0 لایک

تکراری بود اخمخ.تخیلاتتم مافنگیه.اینقد زنم و مادر زنم کردی مه خط آخر یادت رفت بگی مادر زنم گفتی مادرم.اخمخ.شایدم همون بوده.کس شعر نوشتن یه چیزه اما کپی کردن کس شعر شونصد سال پیش یه خر دیگه واقعا نوبره.اخمخ اخمخ

بالا
0 لایک

آخه کسی مجبورت کرده بیای یه داستان آبکی از جای دیگه بدزدی بیای بزاری اینجا بعد هم کلی کیر تو کس زن و مادر زن ودختر و .... یه چندتا هم توذهنت بزارن اگه ادب شدی برو فکر کن داستان خوب بنویس اگر هم نه بگو تا منم چند تا برات خواله کنم

بالا
0 لایک

آخه کسی مجبورت کرده بیای یه داستان آبکی از جای دیگه بدزدی بیای بزاری اینجا بعد هم کلی کیر تو کس زن و مادر زن ودختر و .... یه چندتا هم توذهنت بزارن اگه ادب شدی برو فکر کن داستان خوب بنویس اگر هم نه بگو تا منم چند تا برات خواله کنم

بالا
0 لایک

اين مادر زنه مكه بتروسه ك ناخونشو ميزاره جلو كس زنت?
خب بزار آباي زياديش خالي بشن
راستي آقاي كون تلنبه زنت رو صندلي تو ازن صحنه جه غلطي ميكرد
و اكه واقعا زنت اينقدر ميتونه كير در روز بخوره ببرش جنده بشه ك فردا تو مخارج ان نتفه ك جلو مادر زنت كاشتي نباشي

بالا
0 لایک

سلام دوستان
ممنون میشم اگر داستان دانیال و شیما رو بخونین و نظر و رای بدید . دوست دارم بدونم کجاهای داستان ایراد داشته . خواهش میکنم داستان رو بخونید . باید داخل این سایت یه تحول اسای ایجاد کنیم . به کمکتون نیاز دارم برای این تحول

بالا
0 لایک

من هم مطمئنم که این داستان تکراری بود! آخه لامصب، میخوای کپی کنی، لااقل یه داستان درست حسابی بردار کپی کن. رفتی یه شعرو ور رو برداشتی دوباره آپ کردی که چی؟ خیلی عاشق فحش خوردنی؟

بالا
0 لایک

درسته که اینجا یه سایت و محفل سکسیه
ولی چرا با خوندن داستانها فحش می دید؟؟؟؟
اگه دوس ندارید این داستانارو بخونید پس چرا وارد این صفحه می شد؟؟؟
پس لابد دوس دارید که جای نویسنده باشید......

بالا
0 لایک