شما اینجا هستید

سکس با زن پسرعمو

من نمیخوام زیاد اب وتابش بدم که سرتان درد بیاورم حالا داستان من
من یک پسرعمو دارم که زیاد خوشگل نیست ولی نامرد زن باحالی داره .خودش تو شهر نیست بیرون کار میکنه ماهی 3روز مرخصی داره وچند ماهیه صاحب دوقلو شدند خانم خوشگله خیلی زن حشریه یعنی از حرکاتش معلومه من هم چون زیاد میرم خونشون باهام زیاد شوخی میکنه منظورم شوخی غیر سکسیه یه روز توخونه با بچه هاش داشتم بازی میکردم البته دراز کشیده بودم اومد که رو من رد بشه باهاش یواش مالید به شکمم من فکر کردم اتفاقیه ولی نگو از عمد بوده همینجور بامن شوخی میکرد تایه روز زنگ زد به گوشیم بیا خونه کارت دارم منم رفتم گفت کمکم میکنی این کمد را جابجا کنیم منم کمکش کردم که یهو در حال عقب رفتن باهاش پیچ خورد افتاد منم دویدم سمتش که چه خاکی تو سرم بریزم گفت مهم نیست یک کم مالشش بدی درست میشه منم نشستم وشروع کردم به مالش دادن نمیدونم چی شد که هی شیطون رفت تو جلدم وداشتم شق میکردم بهش گفتم بچه ها کجان گفت تو اون اتاق خوابند گفتم کسی نیاد زشت بشیم گفت نه خبری نیست و کم کم شروع کردیم هی دستم رفت بالا تر وصورتم به صورتش نزدیکتر سینهاشو مالیدم دیدم گفت صبر کن یه نگاه کنم ببینم بچه ها بیدار نشدند که خوشبختانه خواب بودنند لباساشو بیرون اوردم رفتم سراغ کسش که گفت زیاد کسم رو نخور من حساسم وسریع ارضاع میشم یه کم که خوردم گفت بخواب اومد یه کاندوم اورد زد به کیر ما روم خوابیدمن هم سینشو مک میزدم اونقدر ادامه داد که ابش اومد گفت حالا بکن منم شروع کردم تلمبه زدن دیدم کون باحالی داره گفتم یه کم بکنم گفت اخه درد داره گفتم یه کم گفت یواش یواش اب دهنم انداختم در کونش وکردم تو ولی راحت رفت گفتم دیدی راحت بود گفت نه بابا کیرت از کیر شوهرم کوچکتر بود خلاصه ماهم انقدر کردیم که ابمون اومد راستی اوناهی که میگن کوسشو داشتم میخوردم ابش اومد پرت شد تو صورتم همش دروغه اب زن وقتی هم میاد اون تو خودش احساس میکنه وشاید بعضی مواقع یه ذره ان هم خیلی کم یباد بیرون بس خواهشن اگر تا حالا کس ندیده اید سر هم نکنید متشکرم.

نوشته: شادمهر

2.612905
نمره شما: هیچ میانگین 2.6 (31 votes)

نظرات

کیرم خر تو کون مرده هاتون با همه خاندانتون مادر جنده دوست داری فحش بشنوی بگو تا چکشی بارت کنم کیر تو گلوبول های کس مامانت اسب ابی بشاشه دهنه مامانت دایناسور خواهرت رو بکنه احمدی نژاد مامانت رو بگاد

عزیزم حیف شد .
خیلی حیف شد که یه موضوع واقعی و توپ رو بدون اندیشه و همین جوری با عجله با توسط به بیضه های مبارکت نوشتی.
کاش یه کم روش کار کرده بودی تا این دوستان این جوری تو رو مورد عنایت قرار ندن.
بابا این خاطره همبود چه برسه به داستان. باید یه خورده جزییات رو اضافه کنی و با آب و تاب بیشتر بنویسی تا این دوستان جقی کس ندیده هم آبشون بیاد